علی(ع) مصداق پاکی - حسین انصاریان - الصفحة ٢٦ - اخلاق اميرالمؤمنين (ع)

لباس پاره اش آمده بود اينجا مزاحم ما شده بود. گفت: نفهميدى؟ گفت: نه، گفت: اين سينه، صندوق اسرار خداست، اين شوهر فاطمه‌زهرا (س) است، اين پدر حسن و حسين ٨ و اين اميرالمؤمنين (ع) است. دويد دنبال اميرالمؤمنين (ع)، آمد خودش را بيندازد روى پاى على (ع)، زير بغلش را گرفت، گفت: مرا ببخش، بد كردم. فرمود: تو مرا ببخش، من آمدم مزاحم كاسبى ات شدم.[١] لا اله الا الله.

شما رئيسهاى كشورها يك موى على (ع) به تنتان هست؟ خرما را گرفت و بهترين خرما را براى دختر آورد و فرمود: برو، گفت: على جان! دير شده مرا مى زنند. فرمود: خوب من ميآيم از جانب تو عذرخواهى مى كنم. خانم ديد كنيزش دير


[١]. كشف الغمه: ١/ ١٦٣؛ بحارالانوار: ٤٠/ ٣٣١، باب ٩٨، حديث ١٤.