علی(ع) مصداق پاکی
(١)
سخن ناشر
١ ص
(٢)
خدا در ديدگاه على (ع)
٣ ص
(٣)
منفعت اين ديدگاه
٧ ص
(٤)
احكام حضرت حق
٨ ص
(٥)
انسان از ديدگاه على (ع)
٩ ص
(٦)
از گنهكار نااميد نباشيد
١٢ ص
(٧)
حرمت انسان
١٣ ص
(٨)
هدايت انسانها
١٤ ص
(٩)
ما چه كرده ايم؟
١٥ ص
(١٠)
محبت به شقى ترين مردم
١٦ ص
(١١)
سفارش به استاندار
١٩ ص
(١٢)
دنيا در ديدگاه على (ع)
١٩ ص
(١٣)
نيّت اميرالمؤمنين (ع)
٢٠ ص
(١٤)
عمل اميرالمؤمنين (ع)
٢١ ص
(١٥)
اخلاق اميرالمؤمنين (ع)
٢٤ ص
(١٦)
مصيبت جانكاه
٢٨ ص
علی(ع) مصداق پاکی - حسین انصاریان - الصفحة ١٨ - محبت به شقى ترين مردم
دغدغه اى را نسبت به انسان دارد؟ آن هم نسبت به اشقى الاشقياء و قاتل خود.
به جز از على كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا
اين چه روح و فكر پاكى است كه وقتى صبح نوزدهم او را روى گليم ميگذارند، سر گليم را بچهها ميگيرند ميآورند داخل خانه، بلافاصله نان و آب و شير ميآورند، چشمش را باز ميكند ميگويد: حسن جان! ابن ملجم هم مسافر است، او هم روزه نيست، صبحانه مرا به او بدهيد بعد براى من صبحانه بياوريد. و براى اين كه قاتل را بيدار و آگاه كند آفتاب كه طلوع كرد به پسرهايش گفت: قاتل را بياوريد من او را ببينم. ابن ملجم را آوردند. فرمود: بنشين كنار بستر من. براى اين كه او را تحريك بكند و به خود بيايد، با آن حال مظلومانهاش برگشت گفت: من براى تو بد امامى بودم؟! عيبى داشتم؟!