اعتكاف و احكام آن
(١)
اعتكاف و احكام آن
٧ ص
(٢)
اعتكاف عبادت است
٨ ص
(٣)
الف) آيه وَ عَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ أَن طَهّرَا بَيْتِىَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعَاكِفِينَ
٨ ص
(٤)
ب) آيه وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِى الْمَسَاجِدِ
٩ ص
(٥)
احكام و اقسام اعتكاف
١٣ ص
(٦)
مقدار اعتكاف
١٤ ص
(٧)
شرط بهم زدن اعتكاف
١٤ ص
(٨)
مكان اعتكاف
١٦ ص
(٩)
شرايط صحت اعتكاف
١٧ ص
(١٠)
زمان اعتكاف
١٨ ص
(١١)
عمل امّ داود
١٩ ص
(١٢)
محرّمات حال اعتكاف
٢٥ ص
(١٣)
مبطلات اعتكاف
٢٦ ص
(١٤)
كفّاره باطل كردن اعتكاف
٢٨ ص
(١٥)
فوائد و اثرات اعتكاف
٢٨ ص
(١٦)
آداب اعتكاف
٢٩ ص
(١٧)
مطلب اوّل بهترين دعاها، دعاى با خشوع و پنهانى است
٣٠ ص
(١٨)
مطلب دوم رعايت حقوق مردم مقدّم بر حق اللَّه است
٣٣ ص
(١٩)
نتيجه
٣٣ ص
(٢٠)
يكصد پرسش و پاسخ در احكام اعتكاف طبق نظر مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت اللَّه العظمى فاضل لنكرانى (دامت بركاته)
٣٦ ص
(٢١)
مسائل مربوط به مساجد براى اعتكاف
٣٦ ص
(٢٢)
شرايط صحّت اعتكاف
٤١ ص
(٢٣)
مسائل نيّت اعتكاف و روزه
٤٥ ص
(٢٤)
مسائل خروج معتكف از مسجد (بطلان اعتكاف)
٥١ ص
(٢٥)
مسائل محرّمات حال اعتكاف
٥٩ ص

اعتكاف و احكام آن - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣ - عمل امّ داود

امّ داود گفت: من از خواب بيدار شدم و بعد از آن، به آن قدر زمان كه سوار تندروى از عراق به مدينه آيد، داود به نزد من آمد و گفت: اى مادر! من در عراق در زندان بسيار تنگ و سنگينى، در بند و زنجير بودم و از خلاص شدن نااميد بودم؛ چون شب نيمه ماه رجب فرا رسيد، در خواب ديدم كه بلندى‌هاى زمين هموار گرديد و تو را ديدم كه بر روى حصير نماز خود نشسته بودى و بر دور تو مردانى چند بودند كه سرهاى ايشان در آسمان بود و پاهايشان در زمين، و تسبيح و تنزيه خدا مى‌كردند؛ پس، يكى از ايشان كه از همه خوش‌روتر و خوشبوتر بوده، و جامه‌هاى بسيار پاكيزه در برداشت، و گمان كردم حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و سلم، جدّ من است، به من خطاب كرد: بشارت باد تو را اى فرزند عجوزه صالحه كه حق تعالى دعاى مادرت را در حقّ تو مستجاب كرد. چون بيدار شدم، فرستادگان منصور دوانيقى به در زندان رسيده، به طلب من آمده بودند؛ در نيمه شب مرا به نزد او بردند؛ پس امر كرد كه زنجيرها را از تن من برداشتند و ده هزار درهم- كه به حساب آن زمان زياده از هزار تومان‌