اعتكاف و احكام آن - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١ - ب) آيه وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِى الْمَسَاجِدِ
عندي مال فأقضي عنك. قال: فكلّمه. قال: فلبس نعله؛ فقلت له: يا بن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم أنسيت اعتكافك؟ فقال عليه السلام: لم أنس، و لكنّي سمعت أبي يحدّث عن جدّي رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم أنّه قال: من سعى في حاجة أخيه المسلم فكأنّما عبد اللَّه عزّ و جلّ تسعة آلاف سنة صائماً نهاره و قائماً ليله». ابن مهران مىگويد: امام مجتبى عليه السلام اعتكاف كرده بودند كه مردى خدمت حضرت آمد و گفت: اى پسر رسول خدا، من به فلان شخص بدهكارم و توان پرداخت ندارم، و مىخواهد مرا به زندان بيفكند. امام مجتبى عليه السلام فرمودند: سوگند به خدا نزد من مالى وجود ندارد كه بدهى تو را بپردازم. آن مرد گفت: پس با او صحبت كن (واسطه بشو). ابن مهران گويد: حضرت كفشش را پوشيد كه از مسجد خارج شود، به آن حضرت عرض كردم:
اى پسر رسول خدا، آيا فراموش كردهايد كه در حال اعتكاف به سر مىبريد (و معتكف نبايد از مسجد خارج شود)؟ فرمود: فراموش نكردهام، ولى از پدرم شنيدم كه