اعتكاف و احكام آن - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠ - عمل امّ داود
نمىيافتم. گاه خبر به من مىرسيد كه داود را كشتهاند و گاه مىگفتند كه او را با پسر عموهايش در زير عمارت، زنده گذاشتهاند؛ روز به روز، مصيبت من زيادتر و اندوه من بيشتر مىشد، تا جائى كه از غم او گداختم و پير شدم و از ملاقات او نااميد گرديدم. تا آنكه شنيدم حضرت صادق عليه السلام را علّتى عارض شده است. به عيادت آن حضرت رفتم، احوال گرفتم و دعا كردم؛ چون خواستم برگردم، حضرت فرمودند: از داود چه خبر دارى؟ و من شير داود را به آن حضرت داده بودم. چون نام داود را شنيدم، گريستم و عرض كردم: فداى تو شوم، داود كجاست؟! او در عراق محبوس بوده و من از ملاقات او قطع اميد كردهام؛ و از شما التماس دعا دارم كه او را دعا كنيد؛ او برادر رضاعى شماست. حضرت فرمودند: چرا غافلى از دعاى استفتاح و دعاى اجابت و نجاح؟، و آن دعائى است كه درهاى آسمان براى آن گشوده مىشود و ملائكه از خواننده آن استقبال نموده و او را به اجابت دعايش بشارت مىدهند. دعائى كه از مجيب الدّعوات محجوب نمىگردد و خواننده آن را به غير