مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ٦٣ - ٤ مرگ مغزى و اوتانازى
است، قطعاً اوتانازى شامل اين مسئله شده و هر گونه اقدام در سلبِ اين نوع از حيات انسانى حرام خواهد بود. در مقابل، اگر مراد از مرگ مغزى، مرگ مطلق تلقى گردد، بحث اجرا و اعمال اوتانازى در مورد آن صدق نخواهد كرد و اين عنوان از قلمرو پژوهش خارج خواهد بود؛ [١] چه اينكه در مورد شخص مرده، لفظ «تسريع در مرگ» يا «قتل» معنا نمىدهد. زيرا آن سان كه بيان شد، موضوع قتل دست كم، «حيات حيوانى» و يا به تعبير علمى «زندگى نباتى» است و اگر زنده بودن انسان منتفى باشد، موضوع قتل نيز منتفى خواهد بود. [٢]
تاكنون كلياتى درباره واژهشناسى، مبانى و قلمرو پژوهش برشمرده شد. در بخش دوم، از تحليل و تبيين نظريه ميرايى مغزى سخن خواهد رفت.
[١]. قانونگذار در جمهورى اسلامى ايران، مرگ مغزى را با مرگ قطعى يكسان دانسته و لذا در حقوق ايران، افراد دچار مرگ مغزى مرده تلقى مىگردند، بنابر اين از نظر حقوقى نيز بحث اوتانازى در خصوص اين افراد منتفى است.
[٢]. رك: مسعود مظاهرى تهرانى، پيشين، ص ٣٥.