در جستجوى خدا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧ - درسهائى كه قلب بما ميدهد
با يك اشاره مختصر از هم گسسته ميشود، و قطر بعضى از آنها باندازه اى كم است كه بمراتب از مو باريكتر و با چشم ديده نميشود، چقدر دقت و حساب لازم است؟ ما چند خروار سريش و چسب بكار بريم تا اين تشكيلات عجيب را بعلل فاقد اراده و شعور طبيعى مربوط سازيم؟ فكر كنيد اين خون چقدر بايد صاف و يكنواخت باشد تا بتواند از لابلاى رگهاى باين باريكى بگذرد و كوچكترين دردسرى توليد نكند؟
درسهائى كه قلب بما ميدهد
در «دستگاه گردش خون» علاوه بر آنچه گفته شد نكات و اسرار فراوان ديگرى ديده ميشود كه هر كدام بنوبه خود شاهد بارزى بر وجود منبع علم و قدرت بى پايانى است كه بر همه سازمانهاى جهان طبيعت حكومت ميكند، در اينجا فقط چند قسمت آنرا از نظرتان ميگذرانيم:
١- همه چيز در اين دستگاه حساب و ميزان معينى دارد: تعداد ضربانها و فواصل آنها، مقدار فشار حاصل از انقباض و انبساط هر يك از حفره ها، مواد تركيبى خون و ميزان هر يك از اجزاء آن، بطوريكه هر گاه يكى از اين حسابها