در جستجوى خدا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
شرايط و علل وجود آنها تنها در آن زمان تحقق يافته است.
ولى اگر وجودى هميشگى و ازلى باشد (خواه اين وجود ازلى را خدا بناميم يا ماده) اينچنين وجود نياز بهيچ علتى ندارد، آفريننده و خدائى لازم ندارد. زيرا تارخچه پيدايشى براى آن تنظيم نشده كه در آن تاريخچه جاى علت و آفريننده خالى باشد.
خلاصه اينكه چيزى كه هميشگى و ازلى است وجودش از درون ذاتش ميجوشد نه از بيرون ذات كه محتاج به آفريننده باشد؛ نيازمند به آفريننده من و شما و زمين و آسمان و منظومه شمسى و ... هستيم كه وجود ما ازلى و هميشگى نبوده و از درون ذات ما نيست، نه علت نخستين و عله العلل كه هستى او از خود اوست (حتى بعقيده بعضى كلمه «خدا» در اصل مركب از دو كلمه «خود» و «آ» (مخفف آمده) مى باشد و اشاره بهمين نكته است كه هستى او از خود او آمده و يا صحيصتر هستى او هميشگى و ازلى و ابرى است).
يك مثال روشن: در اينجا فلاسفه مثالهائى براى