در جستجوى خدا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧ - يك جهان بزرگ از موجودات كوچك
عظمت خيره كننده مبدء هستى را بهتر ميتوان مشاهده كرد، ولى لطف و دقت و ريزه كاريهاى حيرت انگيز را بيشتر در همين عوالم بسيار كوچك ميتوان تماشا كرد! اگر آن نشانه بارزى از بزرگى و قدرت آفريننده جهان هستى است، اينهم علامت روشنى بر علم بى پايان او است و بالاخره هر يك مصداق واضحى از نظام عمومى عالم وجود است. در بحث گذشته مقدارى ببررسى و مطالعه كوچكترين جزء تشكيل دهنده جهان هستى يعنى «اتم» پرداختيم، حالا نوبت جانداران ذره بينى است.
يك جهان بزرگ از موجودات كوچك
ميگويند قبل از «پاستور» دانشمند معروف فرانسوى كسى بيقين نميدانست كه دامنه حيات و زندگى تا كجا گسترده است، همه خيال ميكردند زندگى در همين دايره محدودى است كه با چشم مى بينيم و جانوران و گياهانى كوچك و بزرگ در آن ديده ميشود [١].
[١]. ولى مداركى كه از هزار سال پيش يا بيشتر در دست ماست بخوبى گواهى ميدهد كه صدها سال قبل ازآنكه پاستور متولد شود پيشوايان بزرگ دينى ما صريحا از وجود حيوانات ذره بينى مردم را با خبر ساخته اند در كتاب «كافى» كه تقريبا هزار سال قبل بوسيله يكى از بزرگترين علماء شيعه «محمدبن يعقوب كلينى» تأليف شده واز مهمترين مدارك حديث ماست اين حديث بچشم مى خورد كه: هشتمين پيشواى عالم تشيع بيكى از ياران خود «فتح بن يزيد جرجانى» ميفرمايد:
«اينكه مى بينى بخدا مى گوئيم «لطيف»، براى اينست كه عالم است بمخلوقات دقيق. آيا نمى بينى آثار صنعت خدا را در گياهان كوچك و غير كوچك و حيوانات ريز مانند پشه و كوچكتر از پشه و كوچكتر از آنها آن حيواناتى كه هرگز چشم آنها را نمى بيند و از فرط كوچكى نر و ماده و نوزاد و بزرگ آنها از هم تميز داده نميشوند! ... اين حيوانات در ميان امواج درياها و پوست درختان و در بيابانها و دشتها وجود دارند!.