در جستجوى خدا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
صريحاً بايد گفت تنها نقطه تفاوت تفاوت اينجاست كه خداپرستان آن علت نخستين را داراى علم و اراده ميدانند (و آنرا خدا مى نامند) ولى ماديها آنرا فاقد علم و اراده تصور ميكنند (و نام آنرا ماده گذارده اند)
حالا چطور مطلبى باين آشكارى بر آقاى «راسل» تاريك مانده، پاسخى جز اين ندارد كه بگوئيم او در رشته هاى علوم رياضى و طبيعى و جامعه شناسى صاحب تخصص بوده، نه در مسائل مذهبى و فلسفه اولى (بمعنى شناخت هستى و سرچشمه و آثار آن) از بيانات فوق اين نتيجه نيز بدست مى آيد كه فلاسفه الهى براى اثبات وجود خدا هرگز به استدلال «عله العلل» (به تنهايى) دست نمى زنند زيرا اين استدلال تنها ما را به وجود يك «علت نخستين» يا بعبارت ديگر يك وجود ازلى كه ماديها هم بآن عقيده دارند، راهنمايى ميكند.
بلكه مسئله مهم براى فلاسفه الهى اين است كه بعد از اثبات علت نخستين براى اثبات علم و دانش بى پايان او استدلال كنند كه اتفاقاً اين مسئله از طريق مطالعه نظام هستى و اسرار شگرف آفرينش و قوانين حساب شده اى كه