در جستجوى خدا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
است. ولى خداپرستان ميگويند سرچشمه اصلى خداست باين ترتيب روشن ميشود كه آقاى راسل هم ناچار به يك وجود ازلى (اگر چه ماده باشد) ايمان بياورد.
آيا اين وجود ازلى مى تواند علتى داشته باشد؟ البته نه ... چرا؟
زيرا وجود ازلى هميشه بوده است. و چيزى كه هميشه بوده است نيازى بعلت ندارد، تنها موجودى نيازمند به علت است كه يك وقت نبوده و سپس هستى يافته است (دقت كنيد)
نتيجه اينكه وجود يك مبدأ ازلى و هميشگى قولى است كه جملگى بر آنند و استدلالات باطل بودن تسلسل (يعنى سلسله علت و معلول بى پايان) همه فلاسفه را بر اين داشته كه به يك مبدأ ازلى قائل گردند.
بنابراين بر خلاف آنچه «راسل» پنداشته اختلاف ميان «فلاسفه الهى» و «مادى» اين نيست كه يكى «عله العلل» را قبول دارد و ديگرى منگر است بلكه هر دو بطور يكسان عقيده بوجود يك علت العلل يا علت نخستين دارند.
پس اختلاف ميان اين دو در كجاست؟