در جستجوى خدا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠ - ٣- تفسيرهاى غلط و آميختن حقايق با خرافات
او صدا ميزند آدم، كجائى! مى گويد در پشت درختها! بالاخره معلوم ميشود آدم و حوا دسته گلى بآب داده اند واز درخت «علم» خورده اند و بهمه چيز عالم شده، و باصطلاح «آدم» شده، در حالى كه خداوند قبلا بآنها گفته بود از اين درخت نخوريد كه اگر خورديد ميميريد!! ... بعداً خدا پيش خود فكر ميكند و باين ترتيب مثل خدايان ميشود و عرصه الوهيت را بر خدا تنگ خواهد كرد، لذا بفرشتگان دستور مى دهد هر چه زودتر او و همسرش را از بهشت بيرون كنند! (باب سوم سفر پيدايش).
آيا اين خدا با اين صفات عالى و ملكات فاضله و آنهمه علم و اطلاع ميتواند آن نظم حيرت انگيز را در دل موجود بى نهايت كوچك كه با هيچ وسيله اى ديده نميشود يعنى «اتم» بوجود آورد و الكترونها را با سرعت سرسام آورى در مدارهاى فوق العاده دقيقى بگرد هسته مركزى بگردش در آورد؟ كدام آدم باسواد است كه زير بار چنين خدائى برود تا چه رسد بيك دانشمند محقق!