تاریخ اسلام در آینه پژوهش - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٣ - گاه شمارى دوازده حيوانى و كاربرد آن در آثار تاريخى / سيدمهدى جوادى
گاه شمارى دوازده حيوانى و كاربرد آن در آثار تاريخى
سيدمهدى جوادى[١]
چكيده
انسان به عنوان اشرف مخلوقات و موجود انديشمند و مبتكر، آن گاه كه پا به عرصه وجود نهاد، درصدد دست يافتن ابزارى برآمد تا بدان طريق بتواند با برنامه ريزى هاى صحيح و دقيق، حداكثر بهره مندى را از زمان براى غلبه بر موانع و مشكلات موجود در پيش گيرد و موجبات لازم را براى استمرار حيات خويش بيش از پيش فراهم سازد.
در اين راستا اين موجود متفكر، با تدبّر در آسمان ها و زمين و چگونگى استقرار سيارات و ستارگان و حركت هماهنگ آن ها و قوانين حاكم بر اين امور، به نوآورى جديدى دست زد كه بعدها به تقويم و گاه شمارى شهرت يافت، لكن اين ابزار سنجش و تقسيم زمان، در برخورد با فرهنگ ها و نيازهاى اجتماعى در زمان ها و مكان هاى گوناگون در سطح جهان، صورت هاى متفاوتى را پذيرفت و به تبع آن، نام هاى مختلفى به خود گرفت كه يكى از آن ها تقويم دوازده حيوانى است. خود اين گاه شمارى نيز با عناوينى همچون تقويم هاى مغولى، خطايى، او يغورى، قيچاقى و تركى، در برخى از مقاطع تاريخى، بهويژه دوره سلطه مغولان و عصر صفوى و حتى به طور نسبى تا سال ١٣٠٤ق . در ميان ساكنان بخش هايى از جهان، از جمله چين، تركستان شرقى و ايران به كار گرفته شد.
براين اساس، مقاله حاضر در صدد آن است كه به سبب كاربرد نسبى آن در برخى از آثار مكتوب تاريخى به پاره اى از موضوعات درباره اين گاه شمارى، همچون منشأ پيدايش، دليل نام گذارى، فلسفه نام سال ها و ميزان و چگونگى به كارگيرى آن در نوشته هاى تاريخى بپردازد.
كليدواژگان: گاه شمارى دوازده حيوانى، تقويم. محمود كاشغرى، اسامى سالهاى تركى، آثار مكتوب تاريخى.
الف . تاريخچه پيدايش
انسان به عنوان گل سر سبد مخلوقات و موجود انديشمند، در ميان ساير موجودات از ابتداى آفرينش، جهت تأمين بخشى از نيازهاى ضرورى در حيات خويش، تدبّر در آسمان ها و زمين را راهكارى مناسب براى ايجاد تسهيلات در ادامه زندگى خويش تشخيص داد; بنابراين، آدمى مجموعه هايى از ستاره ها را كه به يكديگر نزديك بودند و بر روى هم جانورى يا چيزى را كه او مى شناخت تداعى مى كردند، به همان نام ها ناميد و بدين سان، صورت هاى فلكى در فرهنگ نوظهور آدمى جايى براى خود يافتند و واژه هايى همچون خرس بزرگ، خرس كوچك، اژدها، اسب و ... در قلمرو فكرى و فرهنگى انسان ها قرار گرفتند. و از آن ميان، دوازده صورت كه در نوار باريكى از آسمان در دو طرف راهى كه خورشيد مى پيمود، واقع شده و فاصله هاى زمانى كه خورشيد در مقابل هر يك از آن ها از صورت هاى ديگر قرار داشتند، نام برج بر آن ها نهاد و نوار باريك آسمان به عرض نزديك به ١٦ درجه را كه جايگاه آن ها بود، منطقة البروج خواند و مسير خورشيد را دايرة البروج ناميد و بر ستاره هايى كه از نظرش برجستگى خاصى يافتند، نام هايى گذاشت. و عاقبت، خورشيد، ماه، برج ها و ستاره هايى چند در تقسيم زمان مشكل گشاى آدمى شدند و با توجه به شناخت حركات آن ها بود كه زمان تقسيم بندى شد، گاه شمارى آغاز گشت و تاريخ پيش رفت. قرآن كريم هم به اين موضوع، يعنى نقش خورشيد و ماه در نگاه داشتن حساب زمان، اشاره كرده است;[٢] مانند آيه ١٨٩ سوره بقره[٣] و آيه ٩٦ سوره انعام.[٤]
بر همين اساس، گاه شمارى يا تقويم مجموعه قاعده ها و نيز جدول هايى است
كه براى تقسيم زمان و گروه بندى روزها و واحدهاى كوچك تر يا بزرگ تر از
روز، به شيوه هاى مناسب
و تنظيم كارهاى دينى و غيردينى و ثبت رويدادها تنظيم شده است. هرقومى كه
تمدنى پيشرفته داشته، داراى گاه شمارى خاص خود بوده است. از اين رو، گاه
شمارى هاى آشورى، بابلى، مصرى، چينى، ژاپنى، هندى، مسيحى، ايرانى، عرب و
اسلامى، يهودى، تركى، افغانى و مانند آن ها به وجود آمدند. در اين باب، از
سه نوع گاه شمارى قمرى، شمسى و شمسى ـ قمرى نيز، بايد نام برد; لكن گاه
شمارى قمرى كهنسال تر است و اين امرى طبيعى است، زيرا گردش ماه با تغييرات
مشهود و محسوس براى آدميانى كه در دوره كودكى جهان مى زيسته اند، چشمگيرتر
از تغييرهاى خيلى كمتر محسوس خورشيد بوده است.[٥]
تناسب گاه شمارى ها با فرهنگ ها
در اين ميان، بدون ترديد گاه شمارى ها ـ همان گونه كه اشاره شد ـ بر
پايه نيازهاى بشرى و برنامه ريزى هاى لازم براى غلبه بر مشكلات در زندگى
بهوجود آمده اند; و به همين سبب، مسائل گوناگون اجتماعى، سياسى، اقتصادى و
فرهنگى انسان ها در زمان ها و مكان هاى مختلف بر چگونگى پيدايش و تنظيم گاه
شمارى ها تأثير مستقيم داشته است و به عبارت ديگر، گاه شمارى ها در ميان
ملل مختلف بيشتر بر اساس فرهنگ ها و نيازهاى گوناگون جوامع انسانى به وجود
آمده اند. گاه شمارى دوازده حيوانى تركان نيز از اين امر مستثنا نبود;
زندگى اجتماعى، مهاجرت و كوچ نشينى تركان موجب شد كه گاه شمارى آنان بيشتر
بر اقتصاد كشاورزى سنتى استوار گردد و چون وضعيت معيشتى آنان وابسته به خاك
بود، از اين رو، تقويمى را مورد استفاده قرار دادند كه با آداب و رسوم گله
دارى و جمع آورى دام ها در چراگاه ها
همخوانى داشته باشد. بنابراين، آنان آغاز اين گاه شمارى را فصل بهار قرار
دادند و نيز به فصل برداشت محصولات كشاورزى بيش از هر چيز ديگر توجه نمودند
و سال ها و ماه ها را با نام هاى تركى حيوانات نام گذارى كردند.[٦]
گرچه وجه تسميه اين گاه شمارى و حيوانات دوازده گانه مذكور در آن، خود مى تواند دلايل متقنى بر منشأ اين گاه شمارى باشد، لكن نظريات ديگرى هم در اين باب بيان شده است. در اين زمينه، مجتبى مينوى به نقل از كتاب تقويم و تاريخ درا يران قديم نوشته ذبيح الله بهروز مى نويسد: «ايرانيان عمر دنيا را از ابتداى خلقت تا ختم جهان، به دوازده هزاره هزار ساله (چون هزاره غير هزار ساله بوده است!) و شش دوره ١٥٠٨ ساله تقسيم كرده بودند (اين توضيح لازم است كه شش نصف دوازده است) و دوازده حيوان انتخاب كرده بودند كه هر سال را به نام يكى از آن ها بنامند; موش، گاو، پلنگ، خرگوش، نهنگ، مار، اسب، گوسفند، بوزينه، مرغ، سگ و خوك (در آن ايام نهنگ و بوزينه در ايران فراوان بود، اما گربه و خر و ساير حيوانات در اين سرزمين يافت نمى شد.) اين كه خواجه نصير الدين طوسى گفته است كه من اين دوره دوازده سالى را از تقويم ساخت «اويغور» اقتباس كرده ام، اشتباه است. اين ها را اهل چين در قرن پنجم ميلادى از ايرانيان اقتباس كرده بودند و از آن ها به ترك ها رسيده بود، ولى در ايران حتى در عصر ذوالقرنين و موقع طوفان هم متداول بوده است.»[٧] اما بايد توجه داشت كه مينوى پيش از اين موضوع در اين باب مى نويسد: «هم چنين ولايت خطاى و چين و ماچين و سولانقه و جورجه و قراخكاى و ولايت اويغور تا سرحد تركستان و از آن جانب تا سرحد هندوستان همه به كتب علمى اهل خطاى عمل مى كنند و هر چند لغت و مذاهب ايشان مختلف است; مانند آن كه قوم اويغور كه زمان و خط ايشان جداست، آن مقدار كه از علم نجوم معلوم كرده از كتب اهل خطاى عمل مى كنند و آنچه دوازده سال ايشان را به دوازده نام حيوان مخصوص گردانيده هم اصطلاح قوم خطاى است، ليكن اهل اويغوران از آن دوازده سال همان قدر معلوم كرده اند كه دوازده سال مى شمارند.[٨]
در عين حال، كامل ترين گزارش پيرامون منشأ و چگونگى پيدايش گاه شمارى دوازده حيوانى را، محمود كاشغرى، عالم تركشناس قرن پنجم هـ .ق در فرهنگنامه تركى ـ عربى خويش به نام ديوان لغات الترك كه آن را در سال هاى ٤٦٦-٤٦٧ هـ . نگاشته، آورده است. او در اين باره مى نويسد: «... و اين چنان است كه تركان نام دوازده صنف از جانوران را گرفتند و نشانه قرار دادند براى دوازده سال، پس حساب زادن ها و تاريخ ها در جنگ ها و غير آن به گردش اين دوازده سال است. و اصل آن اين بوده است كه پادشاهى از پادشاهان ايشان نيازمند شد به دانستن تاريخ جنگى كه سال ها پيش رخ داده بود، پس به اشتباه افتادند در سال وقوع جنگ، آن گاه رأى زد و مشورت كرد با قوم خود در آن و گفت: هم چنان كه ما در باره اين تاريخ به اشتباه افتاديم پس از ما نيز هم چنان در اشتباه خواهند افتاد; پس ما اكنون دوازده سال را به عدد ماه ها و عدد برجهاى آسمان نام گذارى مى كنيم تا بعد از اين با گردش آن حساب دوازده سال نگاه داشته شود و اين يادگارى جاودانه باشد. قوم گفتند: هر چه مصلحت بينى بكن. پس بيرون رفت به شكاركردن و فرمان داد كه وحوش را ناگزير سازند كه به رود «ايلا» در آيند ـ و آن آبى است بزرگ ـ پس صيد آغاز كردند. وحوش به آب رود پناه بردند و دوازده صنف از آن ها از رود گذشتند. آن گاه اطلاق كرد نام هر گذرنده اى از آن ها را بر سالى; اول آن ها «سجغان يلى» يعنى سال موش سپس «اُوديلى» يعنى سال گاو، بعد از آن «بَرْس يلى» يعنى سال يوزپلنگ. و بعد آن «تقشغان يلى» يعنى سال خرگوش. و بعد آن «ناك يلى» يعنى سال تمساح و بعد آن «يلان يلى» يعنى سال مار و بعد از آن «يُنديلى» يعنى سال اسب و بعد آن «قوى يلى» يعنى سال گوسفند و بعد آن «بِجِن يلى» يعنى سال بوزينه (ميمون) و بعد از آن سال مرغ و آن «تقاغويلى» است و بعد از آن «اِستايلى» يعنى سال سگ و بعد از آن سال خوك است كه ناميده مى شود «تُنْكُنريلى» و چون به خوك رسيد بازگشت مى كند شماره از سجغان كه موش باشد. اين فعل طولانى و چندان فايده ندارد.»[٩]
ب . فلسفه عناوين سال ها و ماه ها در گاه شمارى دوازده حيوانى
كاشغرى پيرامون حكمت هر يك از اسامى سال هاى دوازده حيوانى تركان مى نويسد: «تركان گمان مى برند كه در هر يك از اين سال ها حكمتى است و بدان فال مى زنند. پس گويند: «اُوديلى» يعنى سال گاو، در آن جنگ ها افتد، زيرا كه گاو سُرو زن و شاخ زن است و چون داخل سال مرغ شود، در آن سال، طعام فراوان گردد، اما ميان مردمان تشويش و نگرانى افتد، زيرا كه غذاى مرغ دانه است و او پيوسته چيزهاى خرده و ريز را زير و رو مى كند و چون سال تمساح در آيد باران ها و فراوانى باشد، چه جايگاه نهنگ و تمساح در آب است و چون به سال خوك در آيد در آن سال، سرما و برف و فتنه و آشوب بسيار شود و به همين گونه گمان مى برند براى هر سال چيزى را.»[١٠]
وى درباره عناوين ماه ها، هفته ها و روزها در نزد تركان مى افزايد: «تركان را نام روزهاى هفته نيست، زيرا كه هفته با اسلام شناخته شده است. هم چنين نام عربى ماه در شهرها به كار مى رود. چادرنشينان و مردم جاهل از كفار، ماه ها را بر مبناى چهار فصل نام گذارى مى كنند. و براى هر سه ماه از آن ها اسمى است كه با آن در مى يابند و تشخيص مى دهند حساب گذشت سال را، چنان كه در آغاز بهار بعد از نيروز (نوروز) «اُغلاق آى» يعنى ماه بزغاله و پس از آن «اُلُغ اُغلاق آى» يعنى ماه بزغاله بزرگ، زيرا كه بزرگ مى شود در ماه دوم. پس بعد از آن «اُلُغ آى» يعنى ماه بزرگ، زيرا كه مى باشد ناف تابستان، پس بسيار مى شود شير و آشكار مى گردد هر نعمتى كه در چارپايان و در زمين است و هم چنين است غير اين ها از فصل ها.»[١١]
ج . تأثير گاه شمارى دوازده حيوانى برگاه شمارى ايرانى
گاه شمارى دوازده حيوانى با سلطه مغولان، به ايران راه يافت، به گونه اى كه قسمت اعظم زيج ايلخانى كه در رصدخانه ايلخانى به سال ٦٥٨ق . به حمايت هلاكوخان مغول و به سرپرستى خواجه نصيرالدين طوسى تأسيس گرديد به شرح جزئيات گاه شمارى دوازده حيوانى اختصاص يافته است. در اين ميان، خواجه نصيرالدين طوسى كه نخستين منّجم ايرانى است، در اولين فصل زيج خود مى نويسد: «تاريخى كه پادشاهان ما [= ايلخانان] به كار مى برند تاريخ قتا(ختا) و تركان است...»; و لكن به نوشته وى گاه شمارى چينى ـ اويغورى در زمان هلاكوخان در ميان ايرانيان رواج نداشته است. او مشخصات اين گاه شمارى را از يك دانشمند و منجّم چينى به نام فومنجى كسب كرده است. نيز بايد گفت كه شرح هاى گاه شمارى چينى ـ اويغورى كه در منابع اسلامى پس از تأليف زيج ايلخانى نوشته شده، ظاهراً از زيج ايلخانى اقتباس شده است. به طورى كه كندى هفت زيج را كه در فاصله بين تأليف زيج ايلخانى تا تأليف زيج الغ بيگ نوشته شده و در آن ها درباره اين گاه شمارى بحث شده اسم برده است كه از جمله آن ها زيج محى الدين مغربى به سال ٦٧٥هـ . و زيج خاقانى تأليف غياث الدين كاشى، از كاركنان رصد خانه سمرقند، در زمان الغ بيگ است.»[١٢]
براى تعيين ميزان تأثيرگذارى گاه شمارى دوازده حيوانى اويغورى بر گاه شمارى هاى ايران لازم است نگاهى گذرا بر گاه شمارى هايى كه در ايران دوره مغول و پس از آن رايج بوده است، بيفكيم.
پس از فتح ايران توسط مسلمانان، گاه شمارى هجرى قمرى به تدريج رواج عام يافت و در دوران تسلّط مغولان بر ايران در اوج رواج خود بود. ولى جنبه تقدس گاه شمارى هجرى قمرى به سبب آن كه مبدأ آن نخستين روز سال هجرت حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) از مكه به مدينه است و برگزارى مراسم مذهبى مسلمانان جهان با گاه شمارى مذكور از يك سو و عقيده منجّمان مسلمان كه هرگونه تغييرى را در جزئيات گاه شمارى مذكور، خلاف دستور صريح قرآن مجيد تلقّى مى كردند، از سوى ديگر، مانع بزرگى براى رواج گاه شمارى دوازده حيوانى بوده است. از اين رو، در دوره صفويان (٩٠٧-١١٤٨هـ .ق) هنگامى كه حكومت براى رواج گاه شمارى شمسى قمرى دوازده حيوانى پا فشارى مى كرد، مردم به سختى مقاومت كردند. با اين همه، دكتر بازن عقيده دارد كه مسلمانان به علت عدم آشنايى با دانش نجومى كه گاه شمارى دوازده حيوانى بر آن استوار است تصور مى كردند كه گاه شمارى مذكور ردپايى از دوران حيوان پرستى تركان است.[١٣]
گاه شمارى دوازده حيوانى از تركيب بعضى از اصول گاه شمارى هاى جلالى هجرى قمرى و دوازده حيوانى چينى ـ اويغورى شكل گرفته است. اين گاه شمارى در طول هفت قرنى كه در ايران رواج داشت، يعنى از حمله مغول در سال ٦١٧هـ . تا سال ١٣٠٤هـ . ش، همواره به يك صورت نبوده و تغييراتى در آن صورت گرفته است و به همين دليل كلمه ايرانى را نيز به همراه دارد. مبدأ گاه شمارى مذكور مطابق با روز پنجشنبه ١٥ ژوئيه سال ٦٢٢ مسيحى و نخستين روز سال قمرى است كه حضرت پيامبر(صلى الله عليه وآله) از مكه به مدينه هجرت فرموده است و مستقيماً از گاه شمارى هجرى قمرى اقتباس شده است; بروج دوازده گانه شمسى به عنوان ماه هاى گاه شمارى دوازده حيوانى ايرانى از گاه شمارى جلالى اقتباس شده و تنها براى تعيين تاريخ پرداخت ماليات ها به كار برده مى شده است. در دوران صفويه كه گاه شمارى دوازده حيوانى با ماه هاى قمرى رواج عمومى داشت، ماه هاى شمسى را نيز در تقويم هاى ساليانه ثبت مى كردند.[١٤]
چنان كه اشاره شد، اين گاه شمارى گرچه در زمان صفويان رنگ رسمى و دولتى به خود گرفت، ولى از ربع دوم سده سيزدهم هجرى كه گاه شمارى خورشيدى در جامعه ايرانى پا گرفت، باز سال هاى دوازده حيوانى اويغورى دوشادوش تاريخ هجرى گام برمى داشت و معمولا به هر سال هجرى يك نام دوازده حيوانى هم اضافه مى شد و گاهى هم حذف مى گرديد; تا اين كه در قانونى كه در سال ١٣٠٤هـ .ش براى تنظيم تقويم به تصويب رسيد، به كار بردن سال هاى دوازده حيوانى متوقف گرديد، لكن با اين حال، هنوز هم گشتن سال به روى ـ مثلا ـ سگ و خوك در ميان مردم مطرح است.[١٥]
د . اسامى سال ها در گاه شمارى دوازده حيوانى وانطباق آن با سال هاى ديگر
در گاه شمارى دوازده حيوانى، چنان كه از وجه تسميه آن پيداست، براى نام گذارى سال ها از اسامى دوازده حيوان استفاده مى شود; كه ابونصر بدر الدين فراهى سنجرى (سگزى)، آن ها را در كتاب خود به نام نصاب الصبيان به نظم كشيده است. وى كه گويا نخستين كسى از دانشمندان عربى دان ايرانى است كه لغت عرب را براى سهولت تعليم آن به كودكان پارسى، به شعر پارسى در آورده است و بنا به نوشته كاتب چلبى (م ١٠٦٧هـ .) در زمان حمله مغول به ايران و تا سال ٦٤٠هـ . در ايران مى زيسته است،[١٦] با عنوان «اسامى سال هاى تركيه»، نام سال ها را در گاه شمارى دوازده حيوانى بدين صورت بيان مى كند:
بحر هَزَج اَخر ب ايا فخر تبار *** اين وزن آمد بخوان چو درّ شهوار
مفعولُ مفاعِلُن فعولُن فَعَلُن *** هر صبح چو بلبلان همى كن تكرار
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار *** زين چار چو بگذرى نهنگ آيدو مار
آن گاه به اسب و گوسفند است حساب *** حمدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار
فراهى هم چنين در جاى ديگر از اثر ياد شده خود صورت تركى اين اسامى را كه در گاه شمارى دوازده حيوانى بدان شكل نمود پيدا مى كنند، آورده است:
سيچقان و اود و پارس و توشقان ولوى پس *** ئيلان و يونت و قوى است نام هاى سال
پيچى و سپس تخاقوى و ايت است بعد از آن *** تنگوز دان تو اى پسر صاحب كمال[١٧]
بايد گفت كه با توجه به كاربرد گاه شمارى دوازده حيوانى در برخى از مقاطع تاريخى در ميان ساكنان مناطقى از چين، تركستان شرقى و نيز ايران، اسامى سال ها در اين گاه شمارى تحت تأثير زبان، فرهنگ و ساير مسائل اجتماعى و اقتصادى ملل مختلف قرار گرفته ونام هاى مخصوص سال ها، و به تبع آن، گاه شمارى ها هم با وجود مشتركات فراوان و نبود تفاوت هاى اساسى بين آن ها در نزد اقوام ساكن در مناطق مختلف جغرافيايى، عناوين متفاوتى همچون چينى، اويغورى، مغولى و خطايى به خود گرفته اند. به كار بردن عنوان روباه به جاى پلنگ، سوسمار يا مارمولك به جاى اژدها، جوجه به جاى مرغ، درنا به جاى سگ، بز يا بزغاله به جاى خوك هم در بين بعضى از قبايل به چشم مى خورد.[١٨]
در تقويم هاى نجومى ايرانى، سال هاى شمسى به نام يكى از حيوان هاى دوازده گانه ناميده مى شود. براى تعيين نام هر سالى، بايد ابتدا عدد ٦ را به عدد سال مفروض اضافه و حاصل جمع را به عدد ١٢ تقسيم كرد; باقى مانده تقسيم مذكور نماينده نام سال بر اساس ترتيب اسامى سال ها در جدول شماره ١ خواهد بود. به عنوان مثال، اگر بخواهيم سال ١٣٨٤هـ . را برگاه شمارى دوازده حيوانى منطبق سازيم و بدانيم سالى كه در آستانه آن قرار داريم مطابق با كدام سال دوازده حيوانى خواهد بود، ابتدا عدد ٦ را بر عدد ١٣٨٤ اضافه و حاصل جمع آن، يعنى عدد ١٣٩٠ را بر عدد ١٢ تقسيم خواهيم كرد و باقيمانده آن يعنى عدد ١٠ پس از انطباق بر رديف هاى سمت راست جدول شماره ١، سال مرغ به دست خواهد آمد. هم چنين براى انطباق سال هاى ميلادى و هجرى قمرى برسال هاى دوازده حيوانى تقريباً مراحل ياد شده با تغييراتى طى خواهد شد. به گونه اى كه در انطباق سال هاى ميلادى برگاه شمارى دوازده حيوانى بايد توجه داشت كه اولا تقسيم اعداد مفروض سال بر عدد ١٢ بدون اضافه شدن عدد ٦ بر عدد مفروض سال ميلادى صورت خواهد گرفت و ثانياً باقى مانده تقسيم سال مفروض ميلادى بر ١٢، مى بايست بر رديف هاى سمت چپ جدول كه با اعداد لاتين مشخص شده است، منطبق گردد. هم چنين در انطباق سال هاى هجرى قمرى بر سال هاى دوازده حيوانى اولا، بايد سال مفروض را ابتدا به سال گاه شمارى مسيحى، كه آغاز و پايان آن تقريباً مقارن آغاز و پايان سال هاى گاه شمارى دوازده حيوانى چينى ـ اويغورى است، تبديل كنيم، سپس عدد سه را از سال مسيحى كسر و حاصل آن را به عدد دوازده تقسيم كنيم. باقى مانده اين تقسيم پس از انطباق بر رديف هاى سمت راست جدول نماينده نام سال در دوره دوازده حيوانى خواهد بود. ثانياً، ماه هاى آغاز و پايان سال هاى قمرى را در انطباق نبايد از نظر دور داشت; و به همين دليل است كه در برخى از آثار تاريخى در بيان معادل سال هاى دوازده حيوانى، ماه هاى آغاز و پايان سال هاى هجرى قمرى نيز ذكر شده است. ثالثاً، از آن رو كه تقريباً هر سى و سه سال شمسى ـ قمرى و چينى ـ اويغورى برابر با سى و چهار سال قمرى است، يك سال قمرى بدون نام باقى مى ماند و به همين دليل، در هر دوره سى و سه يا سى و چهار ساله شمسى ـ قمرى و چينى ـ اويغورى يك سال قمرى در نام گذارى حذف مى شود. زيرا سال هاى دوازده حيوانى ايرانى در روز نوروز جلالى آغاز مى شود و در روز قبل از نوروز سال بعد پايان مى يابد و هر سال به ترتيب به نام يكى از حيوانات دوازده گانه ناميده مى شود. و از آن جا كه اين سال ها را از مبدأ هجرت مى شمارند، براى يكسان سازى سال هاى قمرى و سال هاى شمسى در مواردى كه اقتضا مى كند يك سال قمرى را حذف مى كنند. چنان كه اسكندر منشى پيرامون حوادث سال ١٠١٨ هجرى قمرى مى نويسد:
نام چاغ (سال)هاى دوازده گانه چينى ـ اويغورى
رديف«ديوان لغات الترك»زيج ايلخانى]٠.٢.(١)[«جامع التواريخ»زيج جديد سلطانىملامظفر[١٢٦٧هـ ق]رديفمحمود كاشغرىورق ب ٣رشيد الدين فضل اللهEThe ٢٢٣٣ ـ ورق ب ٣ص ٦٥(ح ٤٦٦-٤٦٧)(ح ٦٥٨هـ .ق)(ج ٤٥ـ٧١٨هـ .ق(ح ٨٥٠-٨٥٣هـ .ق)
شهـ.قبه لغت اتراكبه لغتبه لغتفارسىبه لغت اتراكبه لغتبه لغتبه لغتبه لغتفارسىميلادى
خطاى اتراكخطاىاتراكخطاىاتراك
١سِجْغان (سيچغان)يلرهكسكوموسقولقنه(قولوغنه)ئيل(جيل)ژهكسكوژهكسكوموش٤
٢اودحكواوطكاوهوكار (هوكر)چيواوطچيواوط كاو٥
٣بَرْس (بارس)لمبارسيوزبارسيمبارسيمبارسپلنگ٦
٤تقشغانماوطاوسعنخرگوشتولى(تائولاى)ماوطوشقانماوطوشقانخرگوش٧
٥ناكحسنلوازدهالوى (لو)چنلوجنلونهنگ٨
٦يلانصرسلانمارموقاى(موغاى)ضرْييلانصرييلانمار٩
٧يُند(يونَت)وويونداسبمورينوُويوندوويوندــ١٠
٨قوى(قويون)وىقوىگوسفندقوئين (قوين)وىقوىوىقوىگوسفند١١
٩بِجِن (بيچين)سنسمنبوزنهبيچين(بچينـ مچين)شِنْبيجنشنپيچىبوزينه٠
١٠تقاغو(تاغوق)يودداقوقمرغتاوق(تكيه)يودداقوقيودداقوقمرغ١
١١اِت (يت) سوالتسكتوقاى(نوقاى)شيوايتشيوايتسك٢
٠تَنْكُز (تونكوز)حالىطونغوزخوكتونقوز(قاقا ـ نماقائى)خاپىطنقورجامىطنقوزخوك٣
«وقايع ايت ئيل مطابق ثمان عشر و الف و بعضى ها موافق تسع عشر و الف كه مبدأ سال بيست و چهارم اقدس همايونى است.» اين عنوان براى وقايع سال ١٠١٨ هجرى قمرى است كه بنا به روايت وى، سال مذكور در روز يكشنبه ٢٥ ذى الحجه سال ١٠١٨ هجرى قمرى آغاز شده است.[١٩]
برهمين اساس، در صورت انطباق سال هاى ٢٠٠٥ ميلادى و ١٤٢٦ هجرى قمرى بر سال هاى دوازده حيوانى و طى مراحل ياد شده، به ترتيب باقى مانده ها ١ و ١٠ و آن ها هم پس از انطباق بر جدول شماره ١ در هر دو صورت، نتيجه سال مرغ خواهد شد; يعنى مطابق با سال ١٣٨٤ هجرى ـ شمسى و سالى كه در آن هستيم. در اين بخش بايد تأكيد نمود كه دادن عنوان «خروس» به سال ياد شده، طبق منابع تاريخى و نجومى، فاقد هرگونه مبناى تاريخى و نجومى خواهدبود.[٢٠]
گويند در سال مرغ ـ چنان كه پيش از اين اشاره شد ـ طعام فراوان گردد، ولكن ميان مردمان تشويش و نگرانى افتد; نيز در اين سال بين مردم و سياستمداران از نظر مصالح سازش شود، زمستان زود شروع گردد و امكان دارد در بعضى از نقاط زلزله حادث شود، متولدين ثلث اول سال خوش منظر و بخشنده و متولدين ثلث سوّم ملايم و خوش عقيده و با ايمان باشند. اما احكام و امور يادشده مانند فراوانى طعام، تشويش و نگرانى و ... هيچ دليل شرعى و برهانى ندارد; يعنى علت تامه و صد در صد نمى باشند، بلكه طبق مبانى فقها و اصولين اسلام تنها در حدّ اقتضا و امكان مى باشند.
هـ . كار برد گاه شمارى دوازده حيوانى در آثار تاريخى
گرچه ظاهراً پيرامون تاريخ دقيق پيدايش گاه شمارى دوازده حيوانى در آثار گذشتگان به طور دقيق اشاره اى نشده است، لكن در برخى از منابع تاريخى از كاربرد اين تقويم دست كم در دوره غزنويان (٣٦٦-٥٨٢هـ .) گزارش داده شده است، به گونه اى كه جمال الدين ابن ا لمهنا در كتاب خود ـ كه درباره زبان هاى فارسى، مغولى و تركى در قرن ١٤م/٨هـ . تأليف شده است ـ آنچه را كه به دوره بندى «دوازده جانورى» مربوط مى شود، به اثر حكيم شرف الدين مروزى (پزشك)، يعنى كتاب طبايع الحيوان ارجاع مى دهد. در اين اثر، گزارشى وجود دارد كه از دريافت يك نامه بهوسيله محمود غزنوى در سال ٤١٨هـ . از سوى فرمانرواى چين و ترك ها كه تاريخ پنجمين ماه سال «موش» را داشته، حكايت مى كند. نيز نام هاى ديگر سال ها همچون بارس (پلنگ) كه در عين حال بانام كاپلان (سال ببر) و سلان يعنى ارسلان (سال شير) مشخص شده است، به كار رفته است.[٢١]
همان گونه اى كه قبلا اشاره شد، وجود اطلاعات ارزشمند و نسبتاً وسيع پيرامون سال هاى دوازده حيوانى در ديوان لغات الترك كاشغرى مى تواند تا حدى جايگاه اين گاه شمارى را در دوران حيات محمود كاشغرى مشخص سازد. در عين حال، خود صاحب ديوان لغات الترك در برخى از جاها در ذكر حوادث، از سال هاى دوازده حيوانى بهره برده است. چنان كه درباره سال تأليف كتاب خويش گويد: «و السَنةُ الّتى كَتَبنا هذا الكتابَ كانَ فى مُحرّم سنّةِ ست و ستّينَ و اربَعِ مائة كانت دَخَلَتْ سنَهُ الحَيَّةِ و هيَ «يلان يلى»...»; سالى كه من اين كتاب را به رشته تحرير در آوردم محرم سال ٤٦٦ بود; سالى كه در آن، سال مار كه همان «يلان يلى» است، وارد شد. از اين رو، اين امر خود مى تواند دليلى بر وجود استفاده از گاه شمارى دوازده حيوانى در قرن پنجم هجرى قمرى در كاشغر و نواحى اطراف آن و حتى در بغداد، مركز خلافت عباسى ـ كه كاشغرى اثر خود را در آن جا تأليف كرده است ـ باشد.[٢٢]
برپايه برخى گزارش هاى تاريخى، با آغاز فعاليت هاى سياسى و نظامى مغولان، روند به كارگيرى تقويم دوازده حيوانى افزايش يافت و به اوج خود رسيد. در اين دوران گاه شمارى دوازده حيوانى احتمالا براى نخستين بار در تاريخ سرّى مغولان مورد استفاده قرار گرفته است. اين اثر با عنوان اصلى مغولى «منگغول اون نى او چا توبچى ان» و نيز با عنوان چينى «يوان چائو پى شه» متعلق به سال ١٢٤٠ ميلادى واز منابع دست اول و اساسى در مطالعات مغول شناسى بوده و مرجع مورّخان معتبر عهد مغولان از جمله عطاملك جوينى و رشيد الدين فضل الله قرار گرفته است. ايشان در گزارش هاى خود آورده اند كه چنگيزخان در چندين جا از سال هاى دوازده حيوانى استفاده كرده است; چنانكه نويسنده تاريخ سرّى مغولان پيرامون حوادث آغاز قرن سيزدهم ميلادى مى نويسد: «... سپس در سال مرغ (١٢٠١م) قاداگين ها و سلجيئوت ها متحد شدند.» و نيز گويد: «آن زمستان (١٢٠٢م) را قشلاق كرد. در بهار سال سگ، چنگيز خان براى جنگ باتاتارها، دستجات خود را در دالان نامورگاس منظم ساخت.»[٢٣]
همان گونه كه پيش از اين گذشت، گاه شمارى دوازده حيوانى دست كم از زمان ورود مغولان به ايران در كنار سال نامه هاى يزدگردى، مجوسى (فارسيه)، خراجى، جلالى و هجرى شمسى در ايران متداول بوده است. رشيد الدين فضل الله(م ٧١٨هـ .)، مورّخ شهير دوره مغولان در اثر معروف ومهم خود در تاريخ مغولان به نام جامع التواريخ، در ذكر سال هاى حوادث تاريخى در كند سال هاى هجرى قمرى سال هاى دوازده حيوانى هم بهره برده است;او در بحث از چنگيزخان مى نويسد: «از وقت ولادت او (چنگيزخان) از ابتداى قاقائيل كه سال خوك است، موافق شهور سنه تسع و اربعين و خمسمائة هجرى كه در ماه ذى القعده واقع شده تا قاقائيل ديگر كه هم سال خوك است مطابق شهور سنة اثنتين و ستين و خمسمائة كه در ماه ربيع الاخر واقع شده و در اين مدت پدر او يسوكاى بهادر در قيد حيات بوده...»[٢٤]هم چنين برخى از نويسندگان براى نوروز غازانى كه ظاهراً در گاه شمارى غازانى به همت خود رشيدالدين تأسيس شده، تاريخى را با نام تركى ماه ذكر كرده اند.[٢٥]
همان گونه كه اشاره شد، در دوره ايلخانيان (٦٥٤-٧٥٤هـ .) بخش اعظم و مهمى از فعاليت هاى زيج ايلخانى در زمان هلاكوخان صرف شرح جزئيات گاه شمارى دوازده حيوانى گرديد و در فصل نخست از زيج مذكور به استفاده پادشاهان ايلخانى از تاريخ قنا و تركان اشاره شده است.[٢٦]
صاحب آثار الوزراء، در نيمه دوم قرن نهم هـ . پيرامون حوادث سال ٨٧٥هـ . مى نويسد: «و در توشقان ئيل سنه خمس و سبعين و ثمانمائة حضرت اعلى آل آصف ثانى (خواجه نظام الملك) را از دارالسلطنه هرات طلب فرموده و مهم تحقيق دفاتر ممالك محروسه بدو تفويض نمود و در تاريخ هشتم جمادى الثانيه سنه خمس و سبعين و ثمانمائة فرمان جهانمطاع اشرف نفاذ يافت كه نويسندگان كه در درگاه عالم پناه [بودند از] هرات متوجه اردوى همايون گشته ملازم وزير روزگار باشند...»[٢٧]
چنان كه پيش از اين گذشت، اين گاه شمارى در دوره صفويه (٩٠٧-١١٤٨هـ .) در ايران رنگ رسمى به خود گرفت و در بيشتر آثار تأليف شده در اين دوره، در كنار سال هاى هجرى قمرى از سال هاى دوازده حيوانى استفاده شد كه از ميان اين گونه آثار، كتاب عبدى بيگ (م ٩٨٨هـ .) به نام تكملة الاخبار را مى توان نام برد. وى پيرامون حمله سلطان سليم عثمانى به آذربايجان مى نويسد: «و در ايت ئيل سنه عشرين و تسع مائة، سلطان سليم بن سلطان با يزيد عثمانى، پادشاه روم، بعد از دفع پدرش و استقرار در ملك، هواى آذربايجان كرد و به حدود آذربايجان آمد...».[٢٨] نيز در پيش گفتار اين اثر از كتاب «جهان آراى» قاضى احمد غفارى كاشانى هم نقل شده است كه: «ثمان و ستين و تسع مائة، ٩٦٨، نوروز تخاقوى ئيل، سه شنبه بيست و چهارم جمادى الثانى و هم در اين سال قشلاق و ييلاق در قزوين واقع شد... .»[٢٩]
در اين عصر اسكندر بيك تركمان، منشى و دبير شاه عباس كبير صفوى هم در كتاب معروف خود به نام تاريخ عالم آراى عباسى كه تأليف آن از سال ١٠٢٥هـ . شروع شد و تا مرگ شاه عباس به سال ١٠٣٧هـ . حوادث دوران پادشاهى سلاطين صفوى را شامل مى شود، به طور وسيع از سال هاى دوازده حيوانى بهره برده است. وى از اين گاه شمارى در بخش نخست يعنى حوادث پيش از به سلطنت رسيدن شاه عباس كبير به صورت پراكنده، ولى وقايع دوره پادشاهى شاه عباس كبير را بر اساس چندمين سال پادشاهى شاه عباس، همراه با ذكر سال هجرى قمرى و نيز سال دوازه حيوانى مورد بحث قرار داده است، به گونه اى كه اسكندربيك با عنوان «ذكر قضايا كه در اوايل سال لوى ئيل مطابق سنة ثمان و ثمانين و تسعمائة» به گزارش برخى از حوادث دوره شاه سلطان محمد صفوى پرداخته و وقايع دوره پادشاهى شاه عباس كبير با عنوان «تنگوزئيل» يعنى سال خوك در گاه شمارى دوازده حيوانى كه مطابق با سال ٩٩٦ هجرى قمرى است آغاز كرده و با ذكر وقايع «سيچقان ئيل يعنى سال موش برابر با سال ٩٩٧هـ . كه سال دوم جلوس پادشاه است، ادامه مى دهد و اين روند يعنى پرداختن سال به سال به حوادث با قيد سال دوازده حيوانى در كنار سال هجرى قمرى در ابتداى هر فصل، تا پايان كتاب حفظ مى شود.[٣٠]
هم چنين در بخشى از تاريخ سلطانى نوشته سيدحسن استرآبادى كه به سال ١١١٥ هـ . به نام شاه سلطان حسين (١١٠٦-١١٣٥هـ ) تدوين يافته است، عناوين سال هاى حوادث دوران پادشاهان صفوى با گاه شمارى دوازده حيوانى آغاز مى شود، چنان كه مؤلف درباره شاه اسماعيل صفوى مى نويسد: «يونت ئيل، نهصد و شش، سال اول جلوس» و يا «قوى ئيل، نهصد و هفت، سال دوم جلوس.»[٣١]
بايد افزود كه در بسيارى از كتاب هاى فارسى كه بعد از دوره مغول تأليف شده است سال هاى هجرى قمرى به همان نام حيوان هايى كه سال هاى چينى ـ اويغورى همزمان با آن ها ناميده مى شده، نام گذارى شده است. براى مثال، تاريخ هايى كه در ظفرنامه، تاريخ گيلان، احسن التواريخ و عباسنامه و تعدادى از نامه ها و عهدنامه هاى بازمانده ثبت شده است، از اين دسته هستند.[٣٢]
جالب اين است كه برخى اسناد تاريخى از كاربرد گاه شمارى دوازده حيوانى حتى در قرن دوازدهم هجرى قمرى آن هم در اسناد رسمى، همچون وقف نامه ها در ساير نقاط جهان غير از ايران خبر مى دهند. به گونه اى كه در مزار محمود كاشغرى در ٤٥ كيلومترى روستاى اوپال از توابع كاشغر در تركستان چين در وقفيّه اى به تركى اويغورى آمده است: «در تاريخ ١٢٥٢ سال گاو روز ١٤ از ماه مبارك رجب المرجب، قاضى دارالقضا، ولايت كاشغر اين جانب ملاصادق اعلم فرزند شاه اعلا آخوند در سن ١١٤ سالگى و در عين تندرستى، با اشتياق و ادب با قلم اجتهاد يك مجلد كتاب شامل بر شش دفتر مثنوى در علم و عرفان معنوى زينت بخش اوراق صحايف كردم كه قيمت و بها نمى توان نهاد، در موضع اوپال (Opal) از ولايت كاشغر در كنار كوهساران و در جنب چشمه زلال به مزار حضرت مولايم، ارباب قلم، محمود كاشغرى فرزند شمس الدين حسينى وقف نمودم و به عنوان صدقات ابدى هديه كردم.»[٣٣]
نتيجه
به كارگيرى گاه شمارى دوازده حيوانى در كنار ساير گاه شمارى ها، در ميان برخى از اقوام مختلف بشرى، از سوابق ديرينه برخوردار بوده است. اين گاه شمارى در بعضى از دوران هاى تاريخى باعناوين مختلفى همچون مغولى، خطايى، اويغورى، قبچاقى و تركى، در بخش هايى از جهان از جمله چنين، تركستان شرقى و نيز ايران عصر سلطه ى مغولى و دوره ى صفوى، كاربرى رسمى داشته است.
برهمين اساس، برخى از پادشاهان و حكمرانان دوره هاى اسلامى و نيز بعضى از تاريخ نگاران و نويسندگان مسلمان، لااقل از دوره غزنويان، با در نظر گرفتن فلسفه خاص براى هر يك از سال هاى دوازده حيوانى، كه گزارش نسبتاً كامل آن را محمود كاشغرى در قرن پنجم هجرى ـ قمرى در اثر معروف خود بنام «ديوان لغات الترك» آورده است; در تشكيلات ادارى و آثار مكتوب تاريخى، اين گاهشمارى را به كار گرفته اند. به طورى كه كاربرد اين تقويم در برخى از مقاطع زمانى جايگاه ويژه اى را به خود اختصاص داده است. و به همين جهت اين گاه شمارى، هم در موضوعات مورد بحث پيرامون گاه شمارى هاى دوران اسلامى از اهميت بيشترى برخوردار بوده است. و اكنون نيز اين تقويم در بين برخى از مردم جهان و نيز ايران، از سال ١٣٠٤هـ . ش، بطور نسبى و غير رسمى و همراه با ديگر تقويم ها مورد استفاه قرار مى گيرد.
كتاب نامه
١. استرآبادى، سيدحسن بن مرتضى، تاريخ سلطانى (از شيخ صفى تا شاه صفى)، انتشارات علمى، ١٣٦٤هـ .ش.
٢. استرآبادى، ميرزا مهدى، سنگلاخ، نشر مركز، ١٣٧٤هـ .ش.
٣. بيرشك، احمد، گاهنامه تطبيقى سه هزار ساله، علمى و فرهنگى، ١٣٧٦ هـ .ش.
٤. پل پليو، تاريخ سرّى مغولان، ترجمه دكتر شيرين بيانى، دانشگاه تهران، ١٣٨٣ هـ .ش.
٥. تركمان، اسكندر بيگ، تاريخ عالم آراى عباسى، زير نظر ايرج افشار، اميركبير، تهران، ١٣٨٢ هـ .ش.
٦. دايرة المعارف آذربايجان شوروى، باكو، ١٩٧٦ م.
٧. راورتولد، و، تاريخ تركهاى آسياى ميانه، ترجمه دكتر غفارى حسنى، توس، ١٣٧٤ هـ .ش.
٨. عبداللهى، دكتر رضا، تاريخ تاريخ در ايران، اميركبير، تهران، ١٣٦٦ هـ .ش.
٩. عبدى بيك، زين العابدين، تكملة الاخبار، تصحيح عبدالحسينى نوايى، نشر نى، تهران،
١٣٦٩ هـ .ش.
١٠. عقيلى، سيف الدين حاجى بن نظام، آثار الوزراء، اطلاعات، تهران، ١٣٦٤ هـ .ش.
١١. فراهى، ابونصر، نصاب الصبيان، به اهتمام دكتر محمد جواد مشكور، اشرفى، تهران، ١٣٥٤ هـ . ش.
١٢. فصلنامه، آذرى ائل ديلى و ادبياتى، سال دوم، شماره ٦، زمستان ١٣٨٣ هـ .ش.
١٣. فضل الله، رشيدالدين، جامع التواريخ، اقبال، ١٣٧٦ هـ .ش.
١٤. كاشغرى، محمود، ديوان لغات الترك، دارالخلافة العلية، مطبعه عامره، ١٣٣٣ هـ .ش
١٥. مينوى، مجتبوى، تاريخ و فرهنگ، خوارزمى، تهران، ١٣٦٩ هـ .ش
منابع لاتين
_. WWW.ozturkler.com/data-english/
_. Http://Home.arcor.de/Marcmarti/
_. WWW.Ku.edu/Carrie/Texts/carrie/book
[١] دانشجوى دكترى تاريخ و تمدن ملل اسلامى.
[٢]. احمد بيرشك، گاهنامه تطبيقى سه هزار ساله، ص ٢.
[٣]. يسئلونك عن الاهلة قل هى مواقيت للناس و الحج.
[٤]. فالق الأصباح و جعل الليل سكناً و الشمس والقمر حسباناً.
[٥]. احمد بيرشك، ص ٢ و ٣.
[٦]. "Nevruz and ١٢ animal calen dar used by the turks" www . ozturk ler. com / data - english / ٠٠٠١ / ٠٠٠١ - ١٦ - ٠٢ . htm .
[٧]. مجتبى مينوى، تاريخ و فرهنگ، ص ٥٥١.
[٨]. همان، ص ٣٣٩.
[٩]. محمود كاشغرى، ديوان لغات الترك،ج١، ص٢٨٨ - ٢٩٠، دايرة المعارف آذربايجان شوروى،ج٦،ص ٣٩٥.
[١٠]. كاشغرى، ص ٢٩٠.
[١١]. همان، ص ٢٩٠-٢٩١.
[١٢]. دكتر رضا عبداللهى، تاريخ تاريخ در ايران، ص ٣٢٢-٣٢٥.
[١٣]. همان، ص ٣٢٧.
[١٤]. همان، ص ٣٣١-٣٣٣.
[١٥]. بيرشك، ص ٢٠١.
[١٦]. ابونصر فراهى، نصاب الصبيان، به اهتمام دكتر محمدجواد مشكور، ص الف، د، و.
[١٧]. همان، ص ٥٨ و ٧٧.
[١٨] . دكتر رضا عبداللهى، ص ٣٣٧ و ٣٥١; كاشغرى، ج ١، ص ٢٨٩-٢٩٠; رشيد الدين فضل الله، جامع التواريخ، ج ١، ص٤٢٠-٤٢٨; ميرزا مهدى استرآبادى، سنگلاخ، ص ٤٠، ٥٨، ٦٧، ٧٤، ٩٤، ١٢٣، ١٧٩، ٢١٩، ٢٢٠، ٢٤٢، ٢٦٩; جدول پيوستى شماره ١;
the tra ditional khakas calendar . http: // home arcor. de / marcmarti / khaks / xakcalen.htm.
[١٩]. ر.ك: دكتر رضا عبداللهى، ص ٣٣٤-٣٣٧ و ٣٥١ و رشيد الدين فضل الله، ج ١، ص ٤٢٠.
[٢٠]. كاشغرى، ج ١، ص ٢٩٠; تقويم نجومى سال ١٣٨٤، ص ٣.
[٢١]. بارتولد، و، تاريخ ترك هاى آسياى ميانه، ترجمه دكتر غفار حسينى، ص ١٠٥.
[٢٢]. كاشغرى، ج ١، ص ٢٩٠.
[٢٣]. پل پليو، تاريخ سرّى مغولان، ترجمه دكتر شيرين بيانى، ص ٩٠.
[٢٤]. رشيد الدين فضل الله، ج ١، ص ٢٣١.
[٢٥]. دكتر رضا عبداللهى، ص ٣٣٠.
[٢٦]. همان، ص٣٢٢ و ٣٢٣.
[٢٧]. سيف الدين حاجى بن نظام عقيلى، آثار الوزراء، ص ٣٥٤.
[٢٨]. عبدى بيگ، تكملة الاخبار، تصحيح عبدالحسين نوائى، ص ٥٤.
[٢٩]. همان، ص ٢٦.
[٣٠]. اسكندربيك تركمان، تاريخ عالم آراى عباسى، زير نظر ايرج افشار، ج ١، ص ٢٥٨، ٣٨١، ٣٨٦، ٥٠٦.
[٣١]. سيدحسن بن مرتضى استرآبادى، تاريخ سلطانى، (از شيخ صفى تا شاه صفى)، ص ٢٦.
[٣٢]. دكتر رضا عبداللهى، ص ٣٣٦.
[٣٣]. «پديده آورنده ديوان لغات الترك»، دكتر حسين محمدزاده صديق [فصلنامه آذرى ائل ديلى و ادبياتى، سال دوم شماره ٦، زمستان ١٣٨٣]، ص ٢٧.
www. ku. edu / carrie / Texts/ carrie - books / paksoy - ٤/٢-٣٠ html.