معرفت اخلاقی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - تكريم مهمان و جلوة آن در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران
سال سوم، شماره چهارم، پاييز و زمستان ١٣٩١، صفحه ١٠٣ ـ ١١٥
Ma'rifat-i Ākhlaqī, Vol.٣. No.٤, Fall & Winter ٢٠١٢-١٣
محمدباقر وليزاده اوغاني* / اكبر وليزاده اوغاني**
چكيده
تكريم مهمان يكي از مؤلفههاي اخلاق اسلامي بوده و در بسياري از كتب انديشمندان، آيات و روايات اسلامي بر آن تأكيد شده است. با نگاهي عميق به ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران، ميتوان توجه به تكريم و بزرگداشت مهمان را در آن به شكل ملموسي مشاهده كرد. هدف اين پژوهش، تحليل و بررسي جلوة يكي از مؤلفههاي اخلاق اسلامي يعني تكريم مهمان در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران ميباشد. روش تحقيق از نوع توصيفي- تحليلي ميباشد. ابتدا از طريق شيوههاي تحقيق كتابخانهاي، مفهوم تكريم مهمان از كتب برخي صاحبنظران، انديشمندان و آيات و روايات اسلامي استخراج شده، سپس جلوة تكريم مهمان در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
كليدواژهها: اخلاق و معماري، تكريم مهمان، خانههاي سنتي.
* کارشناسي ارشد معماري دانشگاه آزاد اسلامي تبريز [email protected]
** عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد سراب [email protected]
دريافت: ٢٧/ ٦/ ١٣٩١ ـ پذيرش: ١٥/ ١٠/ ١٣٩١
بيان مسئله
«مسكن» يعني جايي كه در آن سكني ميگزينيم تا به سكينه دست يابيم (بهشتي، ١٣٨٦). اين تعريف براي خانه، از بعد تأثيرات اخلاقي و انساني، داراي ارزش است. چنين تعريفي ساخت خانه را بسيار پيچيده ميكند؛ چراكه خانه را ماية تكامل، تعالي و آرامش انسان ميداند. بهاينترتيب، تفاوت خانه با چهارديواري خوابگاه و پناهگاه در وجود چنين تأثيرات انسانساز و معنوي خلاصه ميشود. خانه، كه جزء ميراث معماري ايراني است، داراي ويژگيهاي خاصي است و بهگونهاي شكل گرفته كه نيازهاي مادي و معنوي انسان را برطرف ميسازد. روايات اسلامي حاوي اشاراتي به سكونتگاههاي خرد مانند خانهها است كه عليرغم تأكيد بر سطوح كالبدي، بر ابعاد معنوي نيز اشاره دارد (وثيق و پشوتنيزاده، ١٣٨٨).
«خانه» يكي از مباحث مهم در معماري سنتي ماست كه از آغاز تولد تا پايان زندگي، تمام خاطرات آدمي در آن شكل ميگيرد. خانه يك شيء يا ساختمان نيست، بلكه مجموعهاي از شرايط است كه خاطرات، آرزوهاي گذشته و حال را يكجا در خود جاي ميدهد. يك خانه مجموعهاي از آيينها، ضرب آهنگهاي شخصي و روال عادي زندگي روزمره است. خانه را نميتوان يكباره پديد آورد، بلكه از نظر زمان از تداوم برخوردار است و محصول تدريجي تطبيق خانوادگي و فردي با جهان است (پالاسما، ١٣٨٩). در شكلگيري خانههاي سنتي ايران، عوامل و عناصر زيادي نقش داشته است. در اين ميان، يكي از عوامل تعيينكننده، عامل فرهنگ است. به اعتقاد راپاپورت عامل فرهنگ و درك انسانها از جهان و حيات، كه شامل اعتقادات مذهبي، ساختار اجتماعي قبيله، خانواده، روش زندگي و شيوة ارتباطات اجتماعي افراد ميباشد، نقش مؤثري در مسكن و سازمان تقسيمات فضايي آن داشته است (مسائلي، ١٣٨٨). «اخلاق» بهعنوان يك عامل متأثر از فرهنگ حاكم بر جامعه، تأثير زيادي در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران داشته است. «اخلاق اسلامي» مجموعهاي است از مطالب مرتبط به اخلاق و بخصوص علم اخلاق، كه به جهان اسلام و فرهنگ اسلامي منتسباند، صرفنظر از اينكه با اخلاق در حوزههاي ديگر كمابيش داراي مشتركاتي باشد (نازي ديزجي و ديگران، ١٣٨٩). تكريم مهمان نيز كه يكي از مؤلفههاي اخلاق اسلامي ميباشد، بهعنوان يك عامل متأثر از فرهنگ، تأثير زيادي در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران داشته است.
اهميت و ضرورت تحقيقبا نگاهي به معماري سنتي، ميتوان يكي از باشكوهترين مشخصههاي معماري سنتي ايران را در طراحي خانهها مشاهده كرد و آن پايبندي معمار به اصول و اعتقاداتش ميباشد. يكي از اين اصول، تكريم مهمان است كه در ساختار فضايي خانههاي سنتي جلوه يافته است. اما آيا در معماري امروز ما نيز به چنين قواعدي توجه ميشود. به نظر ميرسد در شهرهاي امروزي، توجه چنداني به معماري و اخلاق اسلامي نميشود و پايبندي به اصول اخلاقي در ساختار فضايي خانهها كمرنگتر از گذشته شده و با معيارهاي دروني انسان چندان همخواني ندارد. ازاينرو، بررسي تكريم مهمان و جلوة آن در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران، امري ضروري تلقي ميشود. آنچه در اين پژوهش اهميت دارد، تحليل و بررسي جلوة تكريم مهمان و مهماننوازي در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران ميباشد. در پاسخ به اين سؤال، در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران توجه به تكريم و بزرگداشت مهمان به چه صورتي جلوه يافته است؟
روش تحقيقروش تحقيق از نوع توصيفي ـ تحليلي ميباشد. براي انجام مطالعه، از شيوههاي مرسوم جمعآوري اطلاعات اعم از اسنادي و ميداني بهرهگيري شده است. در بخش مطالعات كتابخانهاي، به بررسي مباني نظري موضوع پرداخته و مفهوم تكريم مهمان و مهماننوازي از كتب انديشمندان، صاحبنظران و آيات و روايات اسلامي استخراج، سپس جلوة آن در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
اخلاق و معماري«اخلاق» و مؤلفههاي آن از واژههايي است كه در آموزههاي ديني بهصورت برجسته مطرح شده است. در فرهنگهاي لغت، معاني متشابهي براي واژة «اخلاق» بيان شده است. براين اساس، واژة «اخلاق» جمع خُلق و خُلُق است و در لغت، به معني مفاهيم خويها، طبيعت باطني، سرشت دروني، طبع، مروت، خوشرفتاري اخلاقيات ارتباط نزديك و تنگاتنگي با ارزشها دارد و بهعنوان ابزاري نگريسته ميشود كه ارزشها را به عمل تبديل ميكنند. «اخلاق» يعني رعايت اصول معنوي و ارزشهايي كه بر رفتار شخص يا گروه حاكم است. اينكه درست چيست؟ نادرست كدام است؟ اخلاق مفاهيمي چون اعتماد، صداقت، درستي، وفاي به عهد، عدالت و مساوات، فضايل شهروندي و خدمت به جامعه را دربرميگيرد (دفت، ١٣٧٤، ص ٦٣٨).
در معماري سنتي و در ميان بنايان مسلمان، شيوهنامههاي معنوي و اخلاقي رايج بوده كه به فتوتنامه مشهور است. اين آيين جوانمردي، كه خصوصيات اخلاقي مشاغل مختلف را تشكيل ميدهد، برگرفته از آيات قرآن و سخنان پيامبر(ص) و امامان(ع) و ساير بزرگان ديني بوده و بنايان از نظر اخلاقي ملزم به رعايت آن بودهاند و با حفظ اينگونه شئونات، حرمت شغلي خود را پاس ميداشتند (خانمحمدي، ١٣٧١).
معمار سنتي، كه به فتوتنامهها عمل ميكرده و آراسته به اخلاق نيك بوده، با وارد كردن متغيرهاي خاص همچون ارزشهاي روانشناسانه و مفاهيم اخلاقي، فضاي معماري متفاوتي عرضه ميداشته و معماري را به درجة بالايي از ارزش و غنا ارتقا ميبخشيد. آنچه در مورد معماري سنتي ايراني قابلتوجه است، اينكه اطلاعات، دانش، خلاقيت و آگاهي وي برگرفته از حوزههاي متفاوت علوم و فنون و شناخت مسائل روانشناختي استوار است (نايبي و ديگران، ١٣٨٦).
معماري سنتي ايران داراي مشخصههايي است كه با گام زدن در ميان بافتهاي قديمي ميتوان جلوههاي آن را در ساختار فضايي مشاهده كرد و آن پايبندي معمار به اصول و اعتقاداتش ميباشد. يكي از اين اصول، كه در معارف ديني ما مورد توجه قرار گرفته و بسياري از علما بر اهميت آن تكيه دارند، مقولة اخلاق است. «اخلاق» بهعنوان يكي از معيارها و شاخصههاي شناخت ابعاد انساني در بسياري از علوم و شاخههاي هنري گسترش يافته است، به نحوي كه صاحبنظران بر اين باورند كه اخلاق و پايبندي به اصول، رمز جاودانگي يك اثر، علم و... ميباشد. پيروي از اصول اخلاقي و انساني و ايجاد فضايل در انسانها در تمامي فرهنگها از اهداف ايدهآل تلقي ميشود و بسياري از حكيمان، عارفان و متألهان در ايجاد نظام ارزشي و اصول اخلاقي آن كوشيدهاند. در پارهاي از فرهنگها، شكلگيري روحية جوانمردي، فتوت و مردانگي، گونههايي از آيينها، مرامنامهها و اصول مدوّن را در حكمت عملي دامن زده است (موسوي، ١٣٩٠). معماري از اخلاق به دور نيست و رعايت موازين عمومي اخلاق اسلامي از قبيل عدالت، صداقت، تعهد، ارزشها، حق همسايه، مهماننوازي و غيره از ديرباز در ساختار فضايي معماري سنتي ايران مورد توجه بوده است.
تكريم مهمان و مهماننوازي«مهماننوازي» يكي از مؤلفههاي برجستة اخلاقي ميباشد كه در كتب انديشمندان، صاحبنظران و آيات و روايات اسلامي بر آن تأكيد شده است. يكي از روشهاي گسترش دوستي در جامعة اسلامي، ديدار با يكديگر در خانه و مهماننوازي صاحبخانه است. از آنجا كه در دين مبين اسلام، تأكيد بسياري به مهماننوازي شده است و روايات و احاديث فراواني از حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) دربارة مهمان و مهماننوازي وارد شده است، مردم مسلمان ايران توجه ويژهاي به اين مقوله دارند. از سويي ديگر، آنچه در يك جامعه بشري از ارزش و اهميت والايي برخوردار است، انديشهاي است كه ريشه در اعتقادات، سنتها و باورهاي مردم دارد و در بين ساير جوامع زبانزد عام و خاص است (خلعتبري ليماكي، ١٣٨٨، ص ٣).
جملة «مهمان حبيب خداست» سنت جاري و پذيرفتهشده در بين مسلمانان است؛ زيرا مهمان براي رضاي خدا به ملاقات دوستش رفته است، پس خدا او را دوست دارد. در نتيجه، بايد به گرمي پذيرايي شود (معماريان و ديگران، ١٣٨٩).
مهمانداري و مهماننوازي يكي از صفات برجسته هر خانواده، شهر و يا كشور است. وقتي كسي ميخواهد از خوبيهاي شخصي ياد كند، ميگويد: «آدم مهماننوازي است» و يا ميگويد: «مردم فلان شهر، آدمهاي مهماندوستي هستند» و از مهمان، خوب پذيرايي ميكنند. ايرانيان كه در مهماننوازي زبانزد خاص و عام هستند و يكي از الگوهاي رفتاري آنها در طول چند هزار سالهشان مهماننوازي بوده، همواره احترام به مهمان را امري مهم و تا حدي واجب ميشمردهاند. اين امر در سفرنامههاي سياحان بازتاب خوبي پيدا كردهاند. شاردن، تاجر، سياح و سفرنامهنويسي كه در عصر صفويه به ايران آمده و مدت طولاني در ايران اقامت داشته است، در مورد ايرانيان مينويسد: «مهماننوازي نكتهاي كه به نظر من در زندگاني ايرانيان غير از كمخوري بيشتر قابل تحسين است، مهماننوازي آنهاست» (خلعتبري ليماكي، ١٣٨٨، ص ٩٥). خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «داستان مهمانان حضرت ابراهيم(ع)، آنگاه كه نزد او آمدند و گفتند سلام، گفت: سلام، شما مردمي ناشناختهايد، در نهان و شتابان نزد كسان خود رفت و گوساله فربهي آورد، طعام را به نزدشان گذاشت و گفت: چرا نميخوريد» (ذاريات: ٢٦). باتوجه به مطالب فوق، تكريم مهمان و مهماننوازي به قدري مورد توجه است كه در منابع گوناگون از جمله، كتب انديشمندان اسلامي، آيات و روايات، سفرنامههاي سياحان، شعر وادب فارسي و غيره مورد تأكيد قرار گرفته است. در جدول (١) برخي از آنها آورده شده است.
جدول (١) تكريم مهمان و مهماننوازي و مفهوم آن از نظر برخي از انديشمندان، صاحبنظران و آيات و روايات اسلامي
|
|
مهماننوازي از نظر... |
تكريم مهمان و مهماننوازي |
منبع |
|
لغتنامهها |
علياكبر دهخدا |
مهمان: مهمان كسي است كه بر ديگري وارد شود و از او با طعام و ديگر وسايل پذيرايي كنند . |
دهخدا، ١٣٧٧، ج ١٤، ص ٢١٩١٤ |
|
تكريم: گرامي داشتن، نيك گرامي كردن، كريم گفتن كسي را. |
دهخدا، ١٣٧٧، ج ٥، ص ٦٩٠٦ |
||
|
محمد معين
|
مهماننوازي: تلاش ميزبان براي تامين راحتي مهمان اطلاق ميگردد. مهماننوازي از نظر لغوي به معناي ابراز لطف عملي، تفقد و پذيرايي از مهمان است. |
معين، ج ٦،(ويكي پديا، تاريخ دسترسي:١٠/٠٥/٩١) |
|
|
تكريم: گرامي داشتن، گرامي كردن، بزرگوار شمردن، تكريمان. |
معين، ١٣٧١، ص ١١٢٦ |
||
|
حسن عميد |
مهمان: كسي كه بر خانه كس ديگري برود و در آنجا از او پذيرايي كنند. ميهمان هم گفته ميشود. |
عميد، ١٣٦١، ص ١١٥٧ |
|
|
تكريم: گرامي داشتن، عزيز و ارجمند شمردن. |
عميد، ١٣٦١، ص ٤٠٧ |
||
|
آيات و روايات
|
قرآن كريم |
داستان مهمانان حضرت ابراهيم(ع): آنگاه كه نزد او آمدند و گفتند: سلام گفت: سلام، شما مردمي ناشناختهايد، در نهان و شتابان نزد كسان خود رفت و گوساله فربهي آورد طعام را به نزدشان گذاشت و گفت: چرا نميخوريد. |
ذاريات: ٢٦ |
|
پيامبر اكرم(ص) |
يكي از وصيتهاي پيامبر گرامي(ص) به حضرت علي(ع) اين بود: تو را وصيت ميكنم به خوب همسايهداري و اكرام كردن مهمان و پذيرايي از آنها. |
مجلسي، ١٤٠٧ق، ج ٧٤، ص ٤١١ |
|
|
پيامبر اكرم(ص) |
كسي كه مهماني نميكند، خيري در او نيست. |
مجلسي، ١٤٠٧ق، ج ١٥؛ نراقي، ١٣٧٦، ص ٢٠٥. |
|
|
پيامبر اكرم(ص) |
هر خانهاي كه مهمان در آن وارد نميشود ملائكه نيز داخل نميشوند. |
سبزواري، ص ٣٧٨، ح ١٠٥٨ |
|
|
حضرت علي(ع) |
هيچ مؤمني نيست كه مهمان را دوست داشته باشد، مگر اينكه در روز قيامت وقتي از قبر بيرون آيد صورتش مانند ماه شب چهارده بدرخشد. كساني كه او را ميبينند ميگويند: آيا پيغمبر مرسلي است كه اين قدر نوراني است، اما در جواب آنها گفته ميشود او پيغمبر و نبي نيست، بلكه مؤمني است كه مهمان را دوست ميداشته و او را اكرام كرده است و راهي براي او نيست جز اينكه داخل بهشت شود. |
نوري طبرسي، ١٤٠٧ق، ج ١٦، باب٣٣، ص ٢٥٧ |
|
|
پيامبر اكرم(ص) |
وقتي خداوند عزوجل خير و بندهاي را بخواهد، هديهاي براي او ميفرستد بعضي از اصحاب پرسيدند: آن هديه چيست؟ فرمود: مهمان است كه روزي خود را ميآورد و گناهان اهل آن خانه را با خود ميبرد. |
همان، ح ٤ |
|
|
پيامبر اكرم(ص) |
براي هر چيز زكاتي وجود دارد و زكات خانه (ساختن و آماده كردن) اتاق مهمان است. |
ميرزايي، ١٣٨٧، ح ١٣٥٧، ص ٢٣٩ |
|
|
امام جعفر صادق(ع) |
يكي از نشانههاي ايمان، خوشخلقي و مهماني دادن است. |
مجلسي، ١٤٠٧ق، ج ٧١، ص ٣٩٢، ح ٥٦ |
|
|
انديشمندان اسلامي |
حسين انصاريان |
مهمانداري از اخلاق انبياء و ائمه و از نشانههاي اولياء الهي و مردان راه حق است. |
انصاريان، ١٣٨٦، ص ٥٢٦ |
|
نورمراد محمدي |
مهماننوازي از سجاياي برجسته اخلاقي است و ملتهايي كه بهره بيشتري از اين سجيه اخلاقي دارند، به آن مباهات و افتخار ميكنند. |
محمدي، ١٣٧٨، ص ١٨ |
|
|
امام علي(ع) |
امام علي(ع) خطاب به علاءبن زياد: در اين خانه مهماننوازي كن تا در آخرت نيز چنين خانة وسيعي داشته باشي. |
نهجالبلاغه، خطبه ٢٠٩ |
|
|
شعر و ادب
|
فردوسي |
كه مهمان كندمان نيارد نويد به نيكي مداريد از وي اميد. |
خلعتبري ليماكي، ١٣٨٨، ص ٣ |
|
صائب تبريزي |
خانه من چون كمان پاك است از اسباب عيش پر در آرد ميهمان چون تير در كاشانهام. |
محمدي، ١٣٧٨، ص ٢٠ |
|
|
صائب تبريزي |
خانهاي از خانه آيينه دارم پاكتر هر چه هر كس آورد، با خويش مهمانش كنم. |
همان، ص ١٩ |
|
|
سفرنامههاي سياحان |
ژان شاردن |
مهماننوازي نكتهاي كه به نظر من در زندگاني ايرانيان غير از كمخوري بسيار شايان تحسين است، مهماننوازي آنهاست. |
خلعتبري ليماكي، ١٣٨٨، ص ٩٥ |
|
ادوارد براون |
يكي ديگر از رسوم ايرانيان پيشباز و به بدرقه مهمان رفتن است. |
(براون، ١٣٦٠: ١٥٦)؛ خلعتبري ليماكي، ١٣٨٨، ص ٩٦ |
|
|
كنت دو گوبينو |
هرگاه ايرانيان در جايي به مهماني بروند، صاحبخانه يا پسرش به استقبال ميرود،... |
(گوبينو، ١٣٦٧: ٨ و ١٧٠) (خلعتبري ليماكي، ١٣٨٨: ٩٧) |
١. ساباط
«ساباط» در فرهنگ لغت بهمعناي دالان، راهرو روپوشيده، سقفي است كه در زير آن راه ورود به خانه ميباشد (عميد، ١٣٦١، ص ٦٨٠). يكي از ويژگيهاي بارز شهرسازي و معماري سنتي ايران، كوچهها و گذرهاي سرپوشيده آن هستند كه به آنها «ساباط» گفته ميشود. هدف از طراحي و اجراي ساباط اين است كه انسان گرمازده را دمي در زير سايه خود، از تابش خورشيد در امان نگه دارد. نحوة استقرار ساباطها بهگونهاي است كه انسان پياده در مسير حركت خود در يك توالي مناسب در فضاي سايه قرار ميگيرد. در بسياري از ساباطهاي ورودي چند خانه مجتمع شده است كه از نظر افزايش حس همسايگي و همبستگي محلهاي نيز حائز اهميت است. همچنين ميتوان گفت: ساباطهاي، سايهاندازهايي بودند كه در مقابل در ورودي ساخته ميشد تا از اين طريق مهمانان از گزند آفتاب و گرما در امان باشند و در فاصله رسيدن صاحبخانه و گشودن در، آزاري به آنها نرسد (پيرنيا، ١٣٨٤، ص ١٥٩).
٢. سردراستقبال يا بدرقه از مهمان، كه از سنتهاي ديرينة ايرانيان است، در محدوده فضاي ورودي اتفاق ميافتاد (برزگر، ١٣٨٦). ازاينرو، ساختار آن به شكلي بود كه درخور استقبال و بدرقه مهمان باشد. هلال تزييني روي در و تنها قسمت خارج از خانه كه اغلب كاشيكاري دارد و معمولاً بهگونهاي ساخته ميشد كه در زمستانها مانع از ريزش برف و باران بود و در تابستانها نيز مانعي براي تابش مستقيم آفتاب به شمار ميرفت (كاتب، ١٣٨٤، ص ١٢٦). سردر منازل مجلل و تورفتگي مقابل آن هر مهماني را به داخل دعوت ميكرد. در بالاي سردر، آياتي از قرآن كريم يا عبارات مذهبي، كه معمولاً آيه شريفة «بسم الله الرحمن الرحيم» بود، نوشته ميشد تا مهمانان و ساكنين هنگام ورود و خروج از زير آيات قرآني يا روايات و عبارات ديني عبور كنند. بر سطح سردر، كتيبههاي كاشي يا مرمري به شكلهاي مختلف و با مضامين آيات قرآني و احاديث، نام پنج تن، نام باني، تاريخ ساخت خانه و عدد ٧ تعبيه ميگرديد تا در هنگام خروج از خانه، ساكنان را از شر شيطان و چشم بد در امان نگه دارد (رمضان جماعت و نيستاني، ١٣٨٩). خود درها نيز بهگونهاي طراحي ميشدند كه فرد براي ورود خم ميشد كه اين نشان از تكريم و احترام مهمان نسبت به صاحبخانه بود (پيرنيا، ١٣٨٤، ص ١٦٠). بر تمامي دربهاي ورودي فضاهاي مسكوني، كوبهاي براي مردان (با صداي بم) و حلقهاي (با صداي زير) براي زنان تعبيه ميگرديد كه يكي از راهحلهاي ايجاد حريم و اعلان آمادگي به ميزبان در جهت رعايت دستورات شرع مقدس ميباشد (معماريان، ١٣٨٩ب، ص ٣٩٤). بنابراين، با به صدا در آمدن هر يك از اين كوبهها صاحبخانه مطلع ميگرديد كه زن پشت درب منزل است يا مرد؟ اينچنين مهمان آزرده نميشد. يكي ديگر از نشانههاي احترام به مهمان، آب و جارو كردن جلو درب خانه و تميز بودن آن بود.
٣. سكوهاي مقابل درسكوهاي كناري سردر، كه «پاخوره» نام داشتند، براي نشستن مهماناني كه با صاحبخانه كار داشتند و لازم نبود وارد خانه شوند استفاده ميشد (پيرنيا، ١٣٨٤، ص ١٥٩). ايجاد سكوهايي در ورودي بناهاي مسكوني، نشانهاي از احترام به سنت مهماننوازي در فرهنگ ايراني بوده است (نقيزاده و ديگران، ١٣٨٩). سكوهاي آجري يا سنگي دو سوي پيشطاق، حالتي نيمهخصوصي داشت؛ زيرا هم هنگام گفتوگوي صاحبخانه با همسايهها يا مراجعان با اهالي خانه، از آن استفاده ميشد و هم هنگام انتظار و رفع خستگي، بدون كسب اجازه از صاحبخانه، مورد استفاده مراجعان يا عابران قرار ميگرفت. اين كار، يكي از الگوهاي رفتاري و عادات بارز مردم آن زمان محسوب ميشد (ميرزايي و ديگران، ١٣٨٥).
٤. هشتي و دالان«هشتي» قسمت بيرون هشته خانه كه به شكلهاي مختلف ساخته ميشده، فضاي سرپوشيده متصل به كوچه و حياط خانه، فضايي بعد از فضاي ورودي كه اغلب بلافاصله پس از درگاه قرار ميگيرد (در معماري اسلامي)، نه تنها جايي كه از منطقه بسته خانه بيرون ميآيد و ارتباط آن را با خارج تأمين ميكند. مهمترين كاركرد هشتي، تقسيم مسير ورودي به دو يا چند جهت و حفظ قسمتي از حريم خانه است (نيكبخت و سيدصدر، ١٣٨١، ص ٥٨٩).
از عناصر مهم نظام ورودي، فضاي هشتي است كه گاهي از آن براي پذيرايي موقت از مراجعهكنندهاي استفاده ميشود كه به اتاق پذيرايي دعوت نشده است. مسير دسترسي به ناحية خصوصي و پذيرايي براي خانههايي كه دو حياط دارند نيز هشتي است. بنابراين، هشتي هم عملكرد معماري دارد و هم با ظرايف زندگي اجتماعي هماهنگ شده است (معماريان و ديگران، ١٣٨٩؛ معين، ١٣٧١، ص ١٠). داخل هشتي عناصر مختلف مثل سكوه، چراغدان و... در نظر گرفته ميشد و معمولاً با كاربندي زيبايي پوشانده ميشد. بعضي اوقات بالاي هشتي اتاقي در نظر گرفته ميشد كه مهمانان ميتوانستند از آن استفاده كنند (پيرنيا، ١٣٨٤، ص ١٦٣).
در اين فضا، با ايجاد سكوهايي در بدنه هشتي، ميهمانان غريبه و نامحرم پذيرايي اوليه ميگردند. در صورت تمايل دعوت به بخش بيروني از طريق راهروي شكسته، با حفظ حريم اندروني ميشوند. در اين فضا، معمار سنتي با توجه به خواست ديني ساكنان اقدام به خلق و ابداع فضا با مفهوم جديد مينمايد (مسائلي، ١٣٨٨).
٥. ميانسرا يا حياط (اندروني و بيروني)حياط، از اجزاي مهم خانه است كه علاوه بر سازماندهي اتاقها و فضاي اطراف آن، تحت تأثير فرهنگ جوامع گوناگون، عملكرد متفاوتي را به خود گرفته است (معماريان و ديگران، ١٣٨٩).
خانههاي سنتي اكثراً داراي دو حياط به نام اندروني و بيروني بودهاند. «اندروني» خانه و حياطي كه عقب حياط بيروني ساخته شده و مخصوص سكونت زن و فرزند و ساير افراد خانواده و صاحبخانه، ميباشد و «بيروني» عمارت و حياطي را گويند كه وصل به عمارت اندروني و مخصوص پذيرايي مهمانان مرد است (عميد، ١٣٦١، ص ١٩٤).
ارتباط حياط بيروني و اندروني، بهگونهاي ساخته ميشد كه ارتباط حياط بيروني از مسير شاه كوچه، بازار و يا خيابان فراهم شود و قسمت اندروني از كوچه فرعي راهي جداگانه داشته باشد. در قسمت بيروني افراد و فاميل غيرمحرم (مانند مهمانان) زندگي ميكردند و اهل حرم بدون ارتباط با آنها ميتوانستند از درب ديگري از حياط خارج شوند (زمرشيدي، ١٣٩٠) اين امر هم موجب حفظ حرمت اهل حرم و هم حفظ حرمت مهمان ميشد.
تحقق مفهوم اندروني و بيروني، كه با آداب زندگي يك خانواده مسلمان هماهنگي
دارد، پاسخي معمارانه به خواست فطري ساكنان است كه بهمعناي حجاب داشتن و
محفوظ ماندن از ديد نامحرمان، است. در عين حجاب داشتن، حرمت و احترام
مهمانان باقي ميماند
(مسائلي، ١٣٨٨). اندروني و بيروني، دليل فرهنگي عامل شكلگيري دو حياط
براي يك خانه ايراني است. يك حياط براي زندگي خصوصي و يك حياط براي مهمان
(معماريان، ١٣٨٩الف، ص ١٥٥). در واقع، وجود دومين حياط عموماً، ناشي از
ضرورت نياز به مهماننوازي در كنار رعايت حريم خصوصي يا جدايي خدمه از اهل
خانه است (معماريان و ديگران، ١٣٨٩). هر حياط معمولاً يك حوض و چند باغچه
داشت كه ايجاد محيط خودماني و دلكش براي مهمانان و اهل خانه مينمود.
از جمله موارد تطابق معماري خانه با فرهنگ اسلامي را ميتوان در اهميت معماري اتاق پذيرايي مشاهده كرد؛ زيرا بهترين فضاي خانه و زيباترين جاي آن به اين اتاق اختصاص يافته است تا به دستور اسلام در تكريم مهمان و اختصاص بهترين مكان خانه به او عمل شود (همان).
يكي از فضاهاي خانه، كه براي پذيرايي از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار ميگرفت، تالار بود. تالار، عموماً فضايي بود با تزئينات بسيار زيبا و پركار كه در كنار اتاقهاي ساده زندگي در خانههاي سنتي كاملاً مشهود بود. تالار با گچبري، آئينهكاري، نقاشي روي گچ، مقرنس و با نقاشي روي چوب تزئين ميشدند. جبهه رو به حياط تالار با ارسيهاي پنج دري يا هفت دري به حياط خانه مربوط ميشدند (كاتب، ١٣٨٤، ص ١٢٦). اين فضا به دليل كاربري آن در محور اصلي خانه و شاخص بود. اتاق پنج دري نيز بهعنوان اتاق مهماني بوده كه در خانههاي بزرگ همچون اتاق نشيمن بوده است. در داخل آن تورفتگي كمي بالاتر از سطح زمين به نام «شاهنشين» قرار داشته كه در آن مهمانهاي بزرگ يا بزرگ خانه مينشستهاند (معماريان، ١٣٨٩ب، ص ١٤٧). در بعضي خانهها، كه توانايي صاحبخانه كم بوده، بالا خانهاي به نام فروار با عملكرد اتاق مهمان روي سر در كوچه ميساختند (پيرنيا، ١٣٨٤، ص ١٦٣). احترام به مهمان، پذيرايي و فضاي خاص او در خانههاي گوناگون قابل تعمق و بررسي است. در هر خانه هرچند كوچك، يك مهمانخانه و اتاقي براي مهمان وجود داشته است (معماريان، ١٣٨٩(ب)، ص ١٥٦). اين امر نشان از توجه ايرانيان به تكريم و بزرگداشت مهمان است. آشپزخانه نيز در محلي قرار ميگرفته كه به اتاق مهمان نزديك باشد (همان، ص ١٦٤).
نتيجهگيريدر ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران، توجه به تكريم مهمان به گونهاي ملموس مطرح شده است. احترام به مهمان، پذيرايي و فضاي مخصوصي براي او در خانههاي ايراني قابل تعميق و بررسي است. اين مقاله به بررسي نمود تكريم مهمان در ساختار خانههاي سنتي پرداخته و هدف آن تحليل جايگاه تكريم مهمان بهعنوان يكي از مؤلفههاي اخلاق اسلامي در ساختار فضايي خانههاي سنتي ايران ميباشد. تطبيق ارزشهاي تكريم مهمان از منظر عقايد انديشمندان، صاحبنظران و آيات و روايات اسلامي با فضاي خانههاي سنتي ايران از اهداف اين تحقيق بوده است. يافتههاي تحقيق نشان ميدهد كه مهمان و مهماننوازي از ديرباز در نزد ايرانيان جايگاه ويژهاي داشته و مردمان ايران زمين در اين خصوص از آيات قرآني، روايات اسلامي و ديگر منابع موجود بهره گرفتهاند. از سوي ديگر، تكريم مهمان در معماري فضاي خانههاي سنتي ايران نمود و تجلي خاصي يافته است كه به روشني ميتوان در ابعاد گوناگوني ساختار فضايي از جمله، ساباط، سردر ورودي، هشتي، حياط، اتاقهاي پذيرايي و... آن را مشاهده نمود.
منابع
برزگر، ماريا، «معماري ورودي در خانههاي قديم ساري»، (١٣٨٦)، مسكن و انقلاب، ش ١٢٠، ص ٢٢- ٣٢.
بهشتي، سيدمحمد، «خانه و فرهنگ ايراني»، (١٣٨٦)، آبادي، ش ٥٥، ص ١٢٠- ١٢٣.
پالاسما، يوهاني، «هويت، حريم خصوصي و مأوا»، (١٣٨٩)، ترجمة امير امجد، صنعت سينما، ش ٩٧، ص ١١٧.
پيرنيا، محمدكريم (١٣٨٤)، آشنايي با معماري اسلامي ايران، چ دهم، تهران، سروش دانش.
خانمحمدي، علياكبر، «فتوتنامه بنايان»، (١٣٧١)، صفه، سال دوم، ش ٥، ص ١٠- ١٥.
خلعتبري ليماكي، مصطفي (١٣٨٨)، جايگاه مهمان و مهماننوازي در فرهنگ مردم ايران، تهران، طرح آينده.
دفت، ريچارد ال (١٣٧٤)، تئوري سازمان و طراحي ساختار، ترجمة علي پارسائيان و سيدمحمد اعرابي، تهران، مطالعات پژوهشهاي بازرگاني.
دهخدا، علياكبر (١٣٧٧)، لغتنامه دهخدا، تهران، روزنه.
رمضان جماعت، مينا و جواد نيستاني، «جلوههاي سنت و تجدد در فضاهاي و رودي خانههاي تهران دوره قاجار»، (١٣٨٩)، هنرهاي زيبا، معماري و شهرسازي، ش ٤٤، ص ٦٥- ٧٥.
زمرشيدي، حسين، «آموزههاي معماري ايراني و ساختمانسازي مسكوني از دوره قاجار تا امروز»، (١٣٩٠)، مطالعات شهر ايراني اسلامي، ش ٣، ص ١- ١٠.
سبزواري، محمدبن محمد (١٤١٤ق)، جامعالاخبار، قم، موسسه آلالبيت(ع).
عميد، حسن (١٣٦١)، فرهنگ فارسي عميد، تهران، ابن سينا.
كاتب، فاطمه (١٣٨٤)، معماري خانههاي ايراني، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
مجلسي، محمدباقر (١٤٠٣ق)، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفا.
محمدي، نورمراد (١٣٧٨)، مهمانداري در اسلام، قم، دفتر تبليغات اسلامي.
مسائلي، صديقه، «نقشه پنهان به مثابه دست آورد باورهاي ديني در مسكن سنتي كويري ايران»، (١٣٨٨)، نشريه هنرهاي زيبا، ش ٣٧، ص ٢٧- ٣٨.
معماريان، غلامحسين (١٣٨٩الف)، سيري در مباني نظري معماري، تهران، سروش دانش.
ـــــ (١٣٨٩ب)، معماري ايراني، تهران، سروش دانش.
معماريان، غلامحسين و ديگران، «تأثير فرهنگ ديني بر شكلگيري خانه: مقايسة تطبيقي خانه در محلة مسلمانان، زرتشتيان و يهوديان كرمان»، ( ١٣٨٩)، تحقيقات فرهنگي، دوره سوم، ش ٢، ص ١-٢٥.
معين، محمد، (١٣٧١)، فرهنگ فارسي، تهران، سپهر.
موسوي، سيدرضي، «هنر اسلامي در آيينه فتوتنامهها با تأكيد بر فتوتنامه چيت سازان»، (١٣٩٠)، مطالعات هنر اسلامي، ش ١٥، ص ٢١- ٣٤.
ميرزايي، رضا و ديگران، «بررسي مصالح بافت و رنگ در طراحي فضاهاي توقف و استراحت در دوره معماري و شهرسازي مدرن ايران»، (١٣٨٥)، در: مجموعه مقالات سومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران، ص ١٩٠.
ميرزايي، علياكبر (١٣٨٧)، نهجالفصاحه، قم، صالحان.
نازي ديزجي، سجاد و ديگران، «اخلاق در معماري»، (١٣٨٩)، اخلاق در علوم و فناوري، سال پنجم، ش٣ و٤، ص ١٠٥- ١١٤.
نايبي، بتول و ديگران، «تأثير نور فضاهاي داخلي بر كيفيت زندگي و رفتارهاي اخلاقي انسان»، (١٣٨٦)، اخلاق در علوم و فناوري، سال دوم، ش ٣ و٤، ص ٦٥- ٧٢.
نراقي، مهدي (١٣٧٦)، علم اخلاق اسلامي، ترجمة مصحح سيدجلالالدين مجتبوي، تهران، حكمت.
نصاريان، حسين (١٣٨٦)، نظام خانواده در اسلام، قم، ام ابيها.
نقيزاده، محمد و ديگران، «ملاحظات فرهنگي در شكلدهي به نماهاي شهري با تكيه بر ساختار نماهاي شهري ايراني در دوران اسلامي، (١٣٨٩)، هويت شهر، سال پنجم، ش ٧، ص ٦١- ٧٤.
نوري طبرسي، حسين (١٤٠٧ق)، مستدرك الوسائل، قم، موسسه آل البيت.
نيكبخت، محسن و سيدابوالقاسم سيدصدر (١٣٨١)، دايرةالمعارف معماري و شهرسازي، تهران، آزاده.
وثيق، بهزاد و آزاده پشوتنيزاده، «مفهوم سكونت در آيات و روايات اسلامي»، (١٣٨٨)، مسكن و محيط روستا، ش ١٢٩، ص ٥٠- ٦٥.