علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - جايگاه مردم در سياست

جايگاه مردم در سياست



سرمقاله



امام خمينى(ره) شوون پيامبر(ص) را در سه حوزه رسالت, سياست و قضاوت مورد بحث قرار داده است.((١)) به نظر حضرت امام هر يك از اين حوزه ها ويژگيهاى خاص خود را داراست. پيامبر(ص) در مسند رسالت, مبلغ وحى الهى بود و در ابلاغ وحى اجازه دخل و تصرف نداشت. در مسند قضاوت بر اساس مدارك و شواهد معتبر به قضاوت مى نشست و به عنوان حاكم اسلامى, با توجه به ويژگيها و لوازم سياست, بر جامعه مسلمين حكومت مى كرد. امام خمينى براى هر يك از اين شوون, اختصاصاتى را به عنوان نمونه ذكر كرده اند. مثلا در حوزه سياست به قاعده ((لاضرر و لاضرار فى الاسلام)) اشاره كرده اند كه حضرت ختمى مرتبت(ص) اين قاعده را با توجه به شإن سياسى خود در جامعه اسلامى بيان فرموده و به عنوان حاكم اسلامى دستور داده اند كه افراد جامعه نبايد به يكديگر ضرر و زيان برسانند و يا يكديگر را در تنگنا و مشقت قرار دهند.
از جمله ويژگيهاى سياست, لزوم هماهنگى و مراجعه به آراى مردم در تصميم گيريهاى سياسى به منظور اداره جامعه و تصدى امور توسط مسوولين است. به گونه اى كه اداره اجتماع طبق قوانين و قواعد عقلانى هر جامعه باشد. حضرت محمد(ص) نيز در مسائل مختلف سياسى, با مردم مشورت كرده و در برخى موارد از آنان بيعت مى گرفتند. آن حضرت در حوزه سياست طبق عرف و آراى عقلاى جامعه آن زمان عمل مى كردند. بر همين اساس است كه امروزه اقتضائات خاص زمان, ملاحظه و آرإ و نظريات مردم اخذ و برطبق آنها كشور اداره مى شود. از نظر تفكر اسلامى اين موضوع ريشه در تقسيم بندى حكمت عملى و قرار گرفتن سياست در ذيل حكمت دارد. همان گونه كه مى دانيم موضوعات سياسى توسط عقل عملى درك مى شود. در مورد قضاياى عقل عملى و به عبارت ديگر معيار بودن نظريات مردم در سياست, اخلاق و... دو ديدگاه كلى وجود دارد. بر اساس ديدگاه اول, قضاياى سياسى جزء علوم نظرى و برهانى اند, به اين معنا كه آرإ و نظريات مردم تإثيرى در واقع و نفس الامر ندارد و نظر مردم تنها به عنوان نمودى از واقع مى باشد. ديدگاه دوم اين قضايا را جزء مشهورات دانسته است, به اين معنا كه قضاياى سياسى واقعيتى غير از تطابق عقلاى جامعه و جعل و اعتبار آنها ندارد. در اين نظريه, آرإ مردم مبنا و معيار تشخيص امور سياسى جامعه مى باشد. از آثار ابن سينا هر دو نظريه قابل برداشت است. ابن سينا در نمط سوم ((الاشارات)) بنابه ديدگاه اول, احكام عقل عملى را با استفاده از عقل نظرى و قضاياى آن را برهانى دانسته است حال آن كه در مبحث نفس همين كتاب, آنها را از مشهورات دانسته كه غير از تطابق عقلا و اعتبار آنها واقعيتى ندارند.((٢))
پيشينيان از ابن سينا و همچنين سبزوارى در ((شرح اسمإحسنى)) و محقق لاهيجى در ((سرمايه ايمان)) برنظريه اول تإكيد دارند ولى انديشمندان بعد از او بيشتر در دسته دوم قرار مى گيرند. نگرش دوم در آثار كمپانى, علامه طباطبايى((٣)) و محمد رضا مظفر به خوبى مشهود است. اينان با اعتماد بر بعضى از آثار ابن سينا, بر اعتبارى بودن قضاياى عقل عملى و از جمله سياست نظر داده اند.((٤)) البته برخى نيز گفته اند كه مشهوره بودن اين قضايا به معناى نفى نفس الامرى بودن آنها نيست; زيرا ممكن است كه يك قضيه هم از اوليات عقل نظرى باشد و هم جزء مشهورات باشد. ((٥))
در كل مى توان چنين گفت كه نظريات مردم در تشخيص مسائل سياسى اهميتى اساسى دارد, چه اين آرإ را طبق ديدگاه اول به عنوان نمودى از واقع بدانيم, زيرا مهمترين راه ظهور حكم عقل عملى در اين ديدگاه كسب نظريات مردم است و چه بر اساس ديدگاه دوم خود اين آرإ معيار تشخيص امور پسنديده سياسى از ناپسند باشند. در اين مورد توجه به چند نكته مفيد مى باشد.
عقل عملى با گذشت زمان و كسب تجربه هاى مختلف رشد كرده و داراى توانايى بيشترى در زمينه تشخيص امور سياسى مى گردد. بنابر اين بهتر است با فراهم كردن زمينه حضور هر چه بيشتر مردم در صحنه هاى مختلف سياسى, آنان را در تصميم گيريهاى سياسى, مشاركت داد و عقل جمعى جامعه را از غناى بيشترى برخوردار كرد. تجربه چندين ساله حضور مردم در صحنه سياست مويد اين مطلب است كه مردم ما روز به روز با درك و فهم بيشترى در عرصه هاى مختلف تصميم گيرى و از جمله انتخابات خبرگان رهبرى, رياست جمهورى و انتخابات مجلس شوراى اسلامى شركت كرده اند.
نكته ديگر كه ذكر آن اهميت اساسى دارد, لزوم نظارت جمعى در كار برد صحيح عقل و تشخيص حيطه هاى مجاز و غير مجاز كاربرد عقل در اداره امور جامعه است. بايد امورى كه جامعه حق انتخاب و تصميم گيرى درباره آن را دارد, از مسائلى كه شريعت به كمك عقل آمده و كاستيهاى آن را جبران مى كند, تفكيك كرد; به يارى اين نظارت است كه عقل سياسى جامعه رشد كرده و از استعانت شريعت بهره كافى خواهد برد.
نكته پايانى اينكه امام راحل(ره) با به صحنه آوردن آحاد مردم و تشويق آنان به شركت در عرصه هاى مختلف سياسى, پيام آور اين موضوع مهم بودند كه دوره عقل اقتدار گرا سپرى گشته است و تصميم گيرى در اداره جامعه لازم است از پشتوانه مردمى برخوردار باشد. پيامدهاى اين حركت فكرى بسيار است و نيازمند پژوهش و بررسى هاى عميق كه انشإ الله جامعه علمى ما در اين جهت, تلاش لازم را خواهد كرد.
((و من الله التوفيق))

پى نوشتها: ١. امام خمينى, الرسائل, (قم, اسماعيليان, ١٣٦٩), ج ١, صص ٥٠ ـ ٥٥. ٢. البته شايد بتوان گفت ابن سينا در برهان شفا به نوعى بين اين دو نظر جمع كرده است و مى نويسد: ((صناعاتى كه در موضوع اين علم مشتركند, سه قسمند: فلسفه اولى و جدلى و سفسطه. .. غايت فلسفه اولى اصابت حق يقينى به حسب مقدورات انسان است و غايت جدل تمرين اثبات و نفى امور مشهور براى رسيدن تدريجى به برهان از يك سو و از سوى ديگر نفع جامعه است و چه بسا غايت جدل غلبه بر خصم از طريق عدالت باشد و اين عدالت گاهى به حسب معامله و گاهى به حسب نفع است و آنچه بر حسب معامله است گاهى الزام بر اساس آنچه پذيرفته مى شود, واجب است و گاهى الزام حق و صواب (= مورد پذيرش) نيست و اما آنچه بر حسب نفع است چه بسا حق باشد و چه بسا بر اساس آرإ محموده باشد. )) ابن سينا, برهان شفا, ترجمه مهدى قوام صفرى, (تهران: فكر روز ١٣٧٤), ص ٢١٤. ٣. سيد محمد حسين طباطبايى در مقاله ششم ((اصول فلسفه و روش رئاليسم)) به طور مفصل اعتباريات را مطرح كرده و در اين مقاله اعتباريات ماقبل الاجتماع و بعد الاجتماع را شرح داده است. ٤. محمد سند, العقل العملى, (بيروت: موسسه ام القرى, ١٤١٨ ه'.. ق), ص ٣٤٧. ٥. صادق لاريجانى, حكماى اسلامى و قضاياى اخلاقى, معرفت, سال دوم, ش ٣, ص٣١.