علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - «دائرة المعارف اطلاعات و امنيت در آثار و متون اسلامى» ١ - کيخا نجمه
«دائرة المعارف اطلاعات و امنيت در آثار و متون اسلامى» ١
کيخا نجمه
تاريخ دريافت: ٢٩/٥/١٣٨٥
تاريخ تأييد: ١/٦/١٣٨٥
«دائرة المعارف اطلاعات و امنيت در آثار و متون اسلامى» كتابى دربردارنده مجموعهاى از آيات و روايات درباره امنيت و اطلاعات است. اين مجموعه در سه جلد تدوين شده است. نويسنده در بيان علت نگارش كتاب آورده است كه موضوعات مهم زيادى مانند اطلاعات و امنيت وجود دارد كه محققين تا امروز به آنها نپرداختهاند. اين در حالى است كه آنها در اين مرحله از رشد حكومت اسلامى و افزايش حركتهاى اسلامى در جهان اسلام داراى اهميت بسيارى هستند. تنوع و پراكندگىهاى بسيارى در كتابهاى حديثى وجود دارد و كسى نيست كه اقدام به جمعآورى، مرتب و تنظيم نمودن آثار و متون اسلامى كند. ضرورت مشخص شدن چهارچوب تحقيق در مورد اين مسائل و ارائه نمونههايى از متون نظرى و عملى مربوط به آنها سبب شده است تا وى به نگارش اثر حاضر اقدام كند.
به گفته نويسنده، «اين كتاب مهمترين آثار و متون قرآنى و روايى و تاريخى را كه يا به صورت مستقيم در كار اطلاعات و امنيت و مسائل آنها و امور مربوط به آنها دخيل است و يا اين كه مىشود از آنها در اين زمينهها به گونهاى استفاده كرد، عرضه مىدارد. اين كتاب اصلى را بنا نهاده است تا مدخلى باشد براى تحقيق پيرامون امور فقهى، تاريخى و برنامهريزى براى مسائل تجسسى و مراقبتى و امنيتى و ضد جاسوسى و آن چه در ارتباط با آنها مىباشد از قبيل: روشها و پرداختنها و توجهات عملى».
در تنظيم اين كتاب مراحل زير انجام شده است:
١. گردآورى آيات قرآن كريم و احاديث شريف و وقايع عملى تاريخى كه در عصر پيامبر و ائمه و با راهنمايى آنها انجام پذيرفته بود؛
٢. بررسى اين متون و تلاش در جهت استفاده از مضامين و اشارات مقدماتى آنها نسبت به مطالب مورد نياز؛
٣. تقسيمبندى، طبقهبندى و مرتب ساختن مطالب بر اساس استفاده مورد نياز.
نويسنده كتاب كوشيده تا اخبار، اقوال و وقايع تاريخى را همان گونه كه در منابع اصلى است، ذكر نمايد؛ به اين معنا كه تمام اسناد، الفاظ و مضامين آنها بدون هيچ نوع دخل و تصرفى آمده است تا محققين قادر باشند جميع جوانب را مورد بررسى قرار دهند و آنها را تحت معيارهاى فنى و مسائل تاريخى، مورد تحليل و بررسى قرار دهند. از آن رو كه مقصود از تأليف كتاب، تنها ارائه مواد خام براى اهل تخصص بوده است تا آنها عهدهدار ادامه بحث و اخذ نتيجه باشند، نويسنده عقيده دارد كه به بحث سنديت، مقايسه متون و ديگر الزامات پژوهشى مطرح در مسائل فقهى توجه زيادى نشده است. بنابراين، كتاب براى صدور احكام فقهى و قابل اجرا كفايت نمىكند و در مسائل فقهى بايد به نظر مراجع تقليد و كارشناسان مراجعه شود.
نويسنده كار خود را در باب اطلاعات و امنيت از مسائلى آغاز كرده است كه اغلب در زمره توصيههاى اخلاقى و فردى به شمار مىآيد؛ همچون غيبت، تهمت، تجسس و امثال آن. اما مطالعه اين موارد نشان مىدهد كه اين امور ارتباط زيادى با مسائل اجتماعى مىيابند. به نوعى مىتوان گفت در حكمِ اصول اوليه و دستمايه كارهاى امنيتى و اطلاعاتى به شمار مىروند. از اين رو آشنايى با اين موارد ضرورت دارد و نويسنده نيز به خوبى نسبت به اهميت اين مباحث و مسائل آگاه بوده است. براى مثال تجسس در بسيارى آيات و روايات، حرام و ناروا دانسته شده است؛ در حالى كه به نظر مىرسد اين امر از جمله نخستين مراحل كارهاى اطلاعاتى و امنيتى به شمار مىرود. آگاه شدن از چگونگى اين كار و جواز يا عدم جواز آن به نحوى كه منجر به گناه نگردد، بحثى با اهميت و خواندنى در اين حوزه است.
براى نمايش چگونگى پرداختن نويسنده به مباحث كتاب، به شيوه وى در بحث تجسس اشاره مىشود.
در ابتدا آيهاى از قرآن در اين باب ذكر شده است: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، زيرا كه برخى از گمانها گناه است؛ و از احوال درونى همديگر تجسس نكنيد و از يكديگر غيبت نكنيد، آيا دوست مىداريد كه گوشت مرده برادر خود را بخوريد؟ البته كه از چنين كارى بيزار مىباشيد، از خدا بترسيد، خدا بسيار توبهپذير و مهربان است».٣
سپس احاديث فراوانى از صحيح بخارى، تحف العقول، اصول كافى، مستدرك الوسائل و... ذكر شده است. براى مثال روايتى از امام صادق(ع) مىفرمايد: «دورترين حالت بنده نسبت به خداوند اين است كه فردى در حق ديگرى برادرى كند در حالى كه او لغزشهاى وى را به خاطر سپارد تا روزى به سبب اين لغزشها او را سرزنش كند».٤
احاديث ديگر در اين باب و نيز احاديث مشابه حديث فوق به نقل از راويان و كتب حديثى مختلف ذكر شده، سپس ديدگاه كلى بيان شده است. در اين قسمت اشاره شده كه چون انسان داراى شأن و حرمت است، نبايد حرمت ديگران را خدشهدار نمود. مبدأ اجتماعى رفتار و روابط بر دو پايه استوار است: احترام به حقوق ديگران و عدم تجاوز به حريم مردم از طريق جست و جو در عيوب و اسرار پوشيده و امور شخصى آنان. اما به اعتقاد نويسنده كتاب، مسئله تفتيش و جست و جو در كنار اصلِ با اهميت ديگرى به نام اصل مصلحت نظام قرار دارد. به جهت اهميت قانون مصلحت، در هر جا كه اين دو اصل با يكديگر تزاحم نمودند، اصل مصلحت، مقدم مىشود. اين مطلب نشان مىدهد كه منع تجسس قاعدهاى عام نيست و استثناهايى نيز دارد. از جمله قيود اين اصل عبارت است از:
١. ممنوعيت تجسس از مسلمانان به گونهاى كه ممنوعيت شامل غير مسلمانان نمىشود؛
٢. ايمان به معناى خاص؛ يعنى رواياتى كه در آنها از تجسس لغزش مؤمنان نهى شده است، تنها گروه خاصى از مسلمانان را دربر مىگيرد؛
٣. برخى قيود ذكر شده در برخى اسناد مانند صحيحه ابن ابى يعفور، از جمله اين قيود است كه مىگويد تجسس زمانى حرام است كه مردم از آشكار شدن آنها جلوگيرى كنند و سعى در پوشيده ماندن آنها داشته باشند. در غير اين صورت جست و جو حرام نيست؛
٤. بسيارى از احاديث بيانگر اين هستند كه نهى جست و جو تنها به بخش منفى مسائل ديگران مربوط است و از همين رو جست و جو به منظور آشنا شدن با صفات نيك و در راستاى شناخت و توانايى و فضيلت افراد، به قصد به كارگيرى آنها و مسئوليت دادن به آنها در زمينههاى خاص در جامعه و دولت مانعى ندارد؛
٥. گاه منع تجسس در مورد مطلق عيوب و اسرار نيست، بلكه در مورد عيوب و اسرار شخصى افراد است كه به مصالح نظام و جامعه ارتباطى ندارد؛
٦. تنها تجسسى مورد نهى است كه با اهداف فاسد و براى بىاعتبار كردن، سرزنش و نكوهش افراد انجام مىشود. اما اگر اهداف عقلانى و شرعى در ميان باشد و به ويژه در جهت حفظ نظام و جامعه اسلامى و حمايت از آنها در برابر توطئهها، تجسس صورت گيرد، در برخى موارد اين گونه تجسس واجب هم مىشود.
نويسنده، سياق فوق را در خصوص ساير مباحث كتاب نيز رعايت كرده است. از ديگر مواردى كه به آنها پرداخته عبارتند از: تهمت، وجوب ناديده گرفتن لغزش ديگران، فاش ساختن عيبها، فاش كردن اسرار ديگران، غيبت، سخنچينى و بدگويى، توهين و بدرفتارى نسبت به ديگران.
در بخش دوم به عناوين رهبرى و نظام، خيرخواهى براى امام و امت، شناخت زمانه و اهل آن و هوشيارى و احتياط توجه شده است. در اين بخش بى آن كه توضيحى در خصوص اهداف و چگونگى فصول آن داده شود، به ذكر احاديثى در هر باب بسنده شده است. براى مثال در بحث رهبرى و نظام، احاديث، اغلب در خصوص نياز به رهبرى و نقش آن در انسجام امت، تثبيت نظام و امنيت و حفظ نظام است. در ديدگاه كلى انتهاى اين قسمت به اين مطلب اشاره شده كه با توجه به ضرورت وجود حكومت و رهبر براى جامعه و با توجه به اين كه رهبر وظايفى مانند تثبيت حكومت و حمايت و حفاظت از آن، ايجاد امنيت در داخل و خارج، حفظ شريعت، تحقق عدالت اجتماعى و امثال آن را عهدهدار است، فراهم آوردن امنيت نيازمند تجهيزات امنيتى است تا به مقابله با دشمن بپردازد و مراقب و مواظب عناصر مخرب و جنايتكار در داخل و خارج جامعه باشد.
بخش سوم اثر حاضر مشتمل بر چهار فصل است. آن طور كه از عناوين فصول برمىآيد، اين فصول در خصوص چگونگى كسب اطلاعات از دشمن است. مشروعيت جمعآورى اطلاعات از دشمن غير مسلمان، اهداف و آمادگى دشمن، جاسوسى، شناسايى، كمين و مراقبت و وظايف سازمانى نيروهاى شناسايى از جمله فصول اين بخش است.
بخش چهارم به مباحثى مانند چگونگى جاسوسى در كشور غير مسلمان، جمعآورى اطلاعات، ترور دشمنان اسلام، عمليات تخريب، جنگ روانى، گروگانگيرى و نيرنگ مىپردازد.
جلد دوم كتاب در ادامه مباحث گذشته و در بخش پنجم عهدهدار فصولى است كه در آن جمعآورى اطلاعات را مورد توجه قرار مىدهد. اين كار در سطح داخلى مورد توجه است. برخى علل و اسباب بازرسى و نظارت كه در اين فصل مورد توجه قرار گرفته است، عبارتند از: اظهار مخالفت با امام و رهبر، متهم بودن به فراهم آوردن مقدمات شورش، رعب و وحشت از حالتهاى خرابكارانه، ارتباط با مجرمان و محكومين و بسنده كردن به اطلاعات رسيده جهت اجراى تحقيق و نظارت.
همچنين در اين قسمت به برخى اقدامات حكومت اسلامى براى كنترل و نظارت گروههاى سياسى و عقيدتى مخالف خود نيز اشاره دارد. براى مثال رواياتى از رفتار امام على(ع) در برابر خريت بن راشد كه از آن حضرت جدا شد و به كوفه گريخت، ذكر شده است. امام خطاب به كارگزارش، عبداللَّه بن قعين، در كوفه در نامهاى درخواست نمود تا وى درباره افرادى كه زير دست او هستند و از كوفه گريختهاند تحقيق كند و در مناطق مختلف جاسوس بگمارد و حضرت را در جريان امر قرار دهد. كارگزار امام پس از كسب اطلاعاتى در اين زمينه خدمت امام رسيد و وى را باخبر نمود. امام از او خواست كه خريت را آزاد كند و به رغم درخواست عبداللَّه براى دستگيرى وى فرمود: اگر هر كسى را به اين اتهام و مانند آن دستگير كنيم، زندانهاى ما پر از زندانى خواهد شد، نيازى نمىبينم كه بدون دليل به مردم فشار وارد كنيم و يا آنها را به حبس محكوم كنم و نيز آنها را بخواهم مجازات كنم، مگر اين كه مخالفت آنها به طور آشكار براى من معلوم شود.٥
در ادامه اين بخش، زمينههاى مراقبت و نظارت، شناخت مردم، وسايل مورد نياز در جمعآورى اطلاعات كه عبارتند از: كارشناسان، بازرسان و سرپرستان، نظارت بر دستگاههاى ادارى، بازرسى در امور قضايى، نيروهاى انتظامى، امور نظاميان و بازار مورد توجه قرار گرفته و خصوصيات و شرايط اين افراد بيان شده است.
ششمين بخش به تحقيقات، همانند تحقيق و شناسايى مجرمين، تهديد و ترساندن، آزمودن و امثال آن اختصاص دارد. آن گونه كه از عناوين برمىآيد، تحقيق، به امور پس از انجام جرم يا رخدادِ اتفاقى اطلاق مىگردد. تعدد محققين، پرسش و پاسخ، تخليه اطلاعات، ايجاد توهم به هنگام تحقيق، تظاهر به دانستن حقيقت، تحت فشار قرار دادن، تكيه بر بررسى و تجزيه و تحليلهاى پزشكى، تجربى و علمى و مخفى نگاه داشتن نتايج منفى تحقيقات از ديگران از مسائلى است كه در تحقيق مورد توجه قرار مىگيرد. براى مثال، پيامبر به دبيران و كاتبان خود دستور مىداد تا نام و اسامى افرادى را كه بايد درباره آنها تحقيق شود و يا موضوعات و حوادثى را كه درباره زندگى آنها رخ داده است بررسى كرده و گزارش جامعى به عمل آيد و آن را يادداشت كنند. على(ع) در اين باره مىفرمايد:... سپس اسامى شاكى و شكايت كننده و شهود را بنويسيد و نيز گفتههاى شاهدانى را كه شهادت مىدهند ثبت و يادداشت كنيد. نويسنده كتاب با توجه به رواياتى كه ذكر مىكند نتيجه مىگيرد كه اگر براى شخصى جداگانه و مخصوص تشكيل پرونده شود و تمام اطلاعات فردى ضرورى در مورد شرح حال و خصوصيات فردى و زندگى مربوط به او درج گردد، اشكالى نخواهد داشت.
رخنه كردن و نفوذ در دستگاههاى كفر و الحاد، تقيه و احتياط، توجيهات و رهنمودهاى عملياتى، آموزشهاى كاربردى و عملى براى نيروهاى اطلاعاتى در بخش هفتم اثر مذكور مورد بحث قرار گرفته است. با توجه به اين كه وارد شدن در سازمانها و نهادهاى حكومت متجاوز و ستمگر حرام است، اما روايات نشان مىدهد كه اين حرمت اطلاق ندارد و گاه مىشود به صورت مشروط به انجام اين كار مبادرت شود. از جمله اين موارد زمانى است كه اهداف زير در آن مستتر باشد: يارى رساندن به مؤمنان و كمك به آنها، جلوگيرى از رسيدن خسارت به مؤمنين و آزادى اسيران آنها، تكميل اطلاعات امنيتى و حفاظتى، خنثى كردن توطئهها و نقشههاى دشمنان داخلى، خرابكارى در درون تشكيلات دشمن. براى مثال روايتى است كه يكى از ياران حضرت در مورد نفوذ در تشكيلات حاكمان ستمگر براى فراهم آوردن زمينههايى كه دشمن را از انجام اقداماتى باز دارد، نامه نوشت و حضرت در جواب او مىنويسد كه هر كس چنين هدفى داشته باشد نفوذش كار حرامى به حساب نمىآيد.٦
تقيه و احتياط، پوشاندن ايمان و عقيده، تغيير شكل دادن، دروغ گفتن در چهارچوب عمليات اطلاعاتى مثل منتسب كردن خود به دشمن و اظهار دوستى و خيرخواهى نسبت به آنان و يا به توريه سخن گفتن از جمله مباحث ديگرى است كه در اين بخش مورد توجه قرار گرفته است.
در زمينه عملياتهاى اطلاعاتى و سرى، نگارنده با توجه به روايات موجود نتيجه مىگيرد كه معصومينعليهم السلام دو نوع آموزش را تعليم مىدادند. نوع اول آموزشهاى عمومى بود كه نيروها در تمامى مراحل و شرايط آنها را دقيقاً اجرا مىكردند؛ همانند تحقيق درباره اطلاعات صحيح، شناخت پيدا كردن به وسيله اخبار و اطلاعات، رها نكردن منطقه مأموريت جز به دستور فرمانده، مخفى كردن اطلاعات از همگان و ضرورت رسانيدن اطلاعات به فرماندهى. اما دسته ديگر آموزشها كه آموزشهاى خاص بودند عبارت بودند از: سرپوش گذاردن بر روى هويت فردى، پاسخ ندادن جهت جلوگيرى از تحريك ديگران، استفاده از زيركى و هوشيارى به هنگام اجراى مأموريت، دخالت نكردن در امورى كه از محدوده مأموريت محوله بيرون است، اقدام نكردن به كارهايى كه دشمن را تحريك مىكند، تكيه به هوش و حافظه و يادداشت نكردن اطلاعات، سوزاندن نامهها و مدارك محرمانه، ممنوعيت سوزاندن مداركى كه در آنها آيات قرآن وجود داشته باشد، انتخاب محل مناسب براى سخن گفتن و انتخاب مكانهاى مخفى براى اجتماعات و ايجاد معابرى در مراكز اجتماعات به نحوى كه معابرى مخفى در نظر گرفته شود تا افراد دشمن در ورود و خروج به آن دچار سرگردانى شوند و از محل اجتماعات مطلع نگردد. حضرت على(ع) در نامهاى به يكى از طلايهداران لشكر خود در جنگ صفين نوشت: بدانيد كه پيش قراولان هر ملت و امتى ديدهبانان و جاسوسان آنها هستند... شما دو نفر وقتى از سرزمين خود بيرون مىرويد از راهنمايىها و آموزشهاى نيروهاى طلايهدار خود خسته نشويد و از مسيرهاى موجود در كوهها و درختان و پوششهاى ديگر در هر كجا كه ديديد غافل نشويد و مراقب دشمن خود باشيد تا مبادا يورش برد و يا براى شما كمين بگذارد... .٧
جلد سوم دايرة المعارف مذكور به موارد و امور جزئىترى در مسائل و امور اطلاعاتى و امنيتى مىپردازد. مراحل و وسايل جمعآورى اطلاعات در اين جلد مورد توجه قرار گرفته است كه برخى از آنها عبارتند از: جاسوسان، پيش قراولان سپاه، نيروهاى نفوذى در سرزمين دشمن، راهنمايان و بلدچيان، بازرسان و صاحبنظران، اسراى جنگى، اطلاعاتىهاى داوطلب، عموم مردم و... .
در خصوص كيفيت و چگونگى اطلاعات نيز به مواردى اشاره شده است مانند: پرسش، استراق سمع، رديابى و دستيابى به اهداف دشمن از طريق حركات عادى. براى مثال پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله پس از پايان جنگ احد، امام علىعليه السلام را به منطقهاى فرستاد و فرمود به دنبال آن مرد برو و آنها را زير نظر بگير و ببين هدفشان از اين كار چيست، اگر اسبان را رها كرده و مركب خود را شتر گزيدند بدان كه مىخواهند به طرف مكه بروند، اما اگر مركبهاى خود را از اسبان انتخاب كردند و شتران را رها كردند بدان كه آنها به شهر مدينه خواهند رفت.٨
علائم و صفات شناسايى مردم كه در اين جلد مورد توجه قرار گرفته است، جنبهاى بسيار عام دارند. به گونهاى كه نه تنها براى كارهاى امنيتى بلكه براى تمامى اقشار جامعه و مردم عادى نيز مشترك مىباشد، مانند صفاتى كه براى شيعه ذكر مىگردد و يا نشانههايى كه ائمه در مورد شناخت گروههاى مختلف مردم بيان نمودهاند.
نحوه انتقال اطلاعات، ارزشيابى و سنجش اطلاعات، اعتماد و تكيه كردن به اطلاعات، خصوصيات و شرايط عمومى مأموران امنيتى، حفاظت و امنيت و... از موارد ديگرى است كه در جلد سوم بيان شده است. حفاظت و امنيت حيطه وسيعى را دربر مىگيرد كه شامل حفاظت از مرزها، شهرها، وسايل نقليه، ارتش، پادگانها و اردوگاهها، تجهيزات و سلاح و رهبران و فرماندهان مىگردد. در اين ارتباط كسانى كه بايد دستگير و زندانى شوند عبارتند از: نيروهاى فاسد و مجرم، آشكار كنندگان كارهاى زشت و ناشايست، مخالفينى كه بيم آن مىرود تا مردم و جامعه را فاسد كنند، نيروهايى كه سعى دارند به دشمن پناهنده شوند، جاسوسان دشمن، دستگيرى افرادى كه اسرار را براى دشمن فاش مىسازند و حكم بازداشت براى كسى كه در معرض اتهام است.
برخى ملاحظات
كتاب فوق، چنان كه ذكر شد، دايرة المعارف نسبتاً جامعى از مباحث اسلامى در حوزه اطلاعات است كه مىتواند به ويژه در انجام تحقيقات و پژوهشها مورد استناد و توجه محققين قرار گيرد. كمبود منابع جامع و كامل در اين زمينه، اهميت اثر حاضر را افزون مىسازد. با توجه به اين مسئله كه اين اثر يك دايرة المعارف، به معناى بسيار عام و آزد به شمار مىرود و نه يك كتاب و پژوهش علمى، نمىتوان از مؤلف انتظار داشت كه در مطالب دخل و تصرفى نمايد و يا نظرات و مفروضات شخصى خويش را بر آن تحميل نمايد. نگاهى به چگونگى انجام اين كار نيز اين مسئله را در مورد اثر حاضر تأييد مىنمايد. نويسنده اثر تا جايى كه امكانپذير بوده، امانت را رعايت كرده است. با اين حال نمىتوان از چنين آثارى انتظار داشت كه بدون هيچ روش و شيوه مشخصى در گردآورى اطلاعات، به انجام اين كار بپردازند.
نگاهى به عناوين فصول و بخشها و شيوه تقسيمبندى كتاب نشانگر آن است كه به رغم تلاش جدى در جمعآورى اطلاعات و تكميل مطالب، اما روش صحيح و جامعى براى طبقهبندى مطالب اتخاذ نگرديده است. برخى بخشهاى كتاب حتى از عنوان محروم بوده و مشخص نيست كه فصول كتاب بر چه اساسى معين گرديده است. به ويژه اين كه بدون عنوان بخش و بدون هيچ مقدمهاى به ذكر روايات پرداخته شده است و خواننده نمىداند كه اين روايات در خصوص چه مسئلهاى است و تازه در پايان فصل و ذكر ديدگاه كلى است كه خواننده تا حدودى با چند و چون مطلب آشنا مىشود و درمىيابد كه مراد چه بوده و نويسنده چه غرضى براى طرح مطلب داشته است.
با اين تفصيل اگر ديدگاه كلى در ابتداى فصل بيان مىشد و احاديث و موارد تكميلى در انتهاى مطلب ذكر مىگرديد، بسيار مناسبتر و صائبتر بود و خواننده، بهره بهترى از مباحث مىبرد و زودتر به اصل مطلب دست مىيافت. گرچه باز هم جاى مقدمهاى در ابتداى فصل خالى خواهد بود.
مطلب ديگر كه به نوعى در ادامه بحث قبلى است، عدم مشخص نمودن حوزه بحث از سوى مؤلف است. مناسب و شايد لازم و ضرورى بود كه مؤلف در ابتداى كتاب تعريفى از امنيت و اطلاعات و حوزه مورد نظر خود ارائه مىداد. چنان كه روشن است اين حوزه، دايره بسيار گستردهاى را دربر مىگيرد كه پرداختن بدان اگر با چهارچوبى مشخص انجام نشود، به انسجام كار آسيب خواهد رساند. امروزه واژه امنيت، حوزه معنايى وسيعى پيدا كرده است كه از امنيت شخصى و روانى تا امنيت اجتماعى و ملى و فراملى را دربر مىگيرد. بحث اطلاعات نيز در كنار اين بحث، مقوله مفصل و پردامنهاى است كه حوزههاى تخصصى خود را داراست و اين مسئله، لزوم تعريف و مشخص نمودن حوزه مورد نظر را در اين كتاب افزونتر مىسازد.
با اين همه نوع نگارش كتاب معين نمىسازد كه آيا مؤلف در انجام اين كار به دنبال كليد واژههاى خاصى بوده، و يا به دنبال مفاهيم و مضامينى كه به نحوى در ارتباط با امنيت بوده است. اين مسئله، چينش مطالب از سوى وى را با مشكل مواجه ساخته است، به نحوى كه برخى مطالب مانند بحث جاسوسى در هر سه جلد و در بخشهاى مختلف طرح شده و گاه به همين بحث با عنوان ديگرى پرداخته شده است، بدون آن كه نويسنده در جايى ميان اين مباحث ارتباطى برقرار نموده باشد. يا گستردگى مباحث به گونهاى است كه گويى در برخى مباحث ميان امنيت در زمان جنگ و صلح تفاوتى قائل نشده و يا در برخى مباحث كه سعى در ارائه راهكارهايى به نيروهاى امنيتى براى كسب اطلاعات بوده است، شرايط بسيار عامى مطرح گرديده است كه براى عموم مردم مطرح مىباشد و نه نيروهاى امنيتى.
پىنوشتها
١. مشخصات كتاب شناختى اين اثر عبارت است از: على دعموش عاملى، (با نظارت سيد جعفر مرتضى عاملى)، دائرة المعارف اطلاعات و امنيت در آثار و متون اسلامى، ترجمه: غلامحسين باقرى مهيارى و رضا گرمابدرى، سه مجلد، تهران: دانشگاه امام حسين(ع)، ١٣٧٩.
٢. فارغ التحصيل كارشناسى ارشد علوم سياسى دانشگاه باقرالعلومعليه السلام.
٣. حجرات (٤٩)، آيه ١٢.
٤. اصول كافى، ج ٥، ص ٣٥٥.
٥. همان، ج ٢، ص ١٧ - ١٨.
٦. همان، ج ٢، ص ٣١٥.
٧. همان، ص ٤١٢.
٨. همان، ج ٣، ص ٨٢.