علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - معرفى اجمالى چند كتاب در موضوع امنيت در اسلام - اکبرى معلم على

معرفى اجمالى چند كتاب در موضوع امنيت در اسلام‌
اکبرى معلم‌ على‌

١. استراتژى دفاعى در انديشه امام خمينى(س)(٢)
كتاب حاضر در پنج فصل سامان يافته است. فصل اول اختصاص به مقدمه و بيان كليات تحقيق دارد؛ طرح سؤال اصلى، سؤال فرعى، ضرورت و اهميت موضوع تحقيق، تعريف عملياتى برخى از واژه‌هاى كليدى مثل انديشه امام خمينى(ره)، دفاع، سياست دفاعى، امنيت ملى و راهبرد، از مطالب فصل اول مى‌باشد.
مؤلف در فصل دوم كه يك چهارم از مطالب كتاب را شامل مى‌شود، مبانى انديشه امام خمينى(ره) را مورد بحث قرار مى‌دهد؛ حكومت و مبانى آن از ديدگاه امام، ولايت فقيه، دار الاسلام و نيروهاى درونى آن، جهاد دفاعى، قاعده نفى سبيل، اهل بغى درون مرزى و برون مرزى و نظرات فقهى امام در خصوص مقابله با اهل بغى، هفت مبحثى است كه نويسنده در فصل دوم از آنها بحث مى‌كند. وى با استناد به كلام امام خمينى(ره) معتقد است بنياد انديشه امام بر مبانى شريعت اسلام بوده و چهارچوب انديشه امام بر مبناى سنت قرار دارد؛ اما يك سنّت منعطف و سنتى كه مايل است در شرايط و زمان كنونى، رسالت‌مند باشد. ايشان همچنين استقلال، آزادى و مردم را از مبانى انديشه امام در مسائل حكومتى ذكر مى‌كند.
فصل سوم به بيان تعاريف گوناگون از راهبرد و راهبرد دفاعى امام خمينى(ره) اختصاص دارد. حدود دو سوم از اين فصل مختص ارائه تعريفى از مفهوم دفاع (و مفاهيم جنبى آن، يعنى امنيت و تهديد)، دفاع در حقوق اسلامى و انديشه امام، امنيت ملى و منافع ملى، سياست دفاعى، استراتژى (و سطوح فنّى، تاكتيكى، عملياتى و شاخه‌هاى زيربنايى آن)، استراتژى و دفاع (و ابعاد سياسى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و نظامى دفاع)، اهميت حفظ اسلام و دفاع از آن در انديشه امام (توكل، دفاع از اسلام، سازش‌ناپذيرى، امر به معروف، دعوت و دفاع از انقلاب اسلامى)، دفاع از تماميت ارضى دار الاسلام (دفاع از مرزها، استقلال، مسلمانان، مستضعفان، عدالت، دفع تجاوز دشمن و...) و نحوه مقابله با كافران و ستمگران (مبارزه دائمى، بيدارى ملت‌ها، قطع وابستگى و...) مى‌باشد.
مؤلف در فصل چهارم به جستارهاى عملى در رفتار و كردار امام خمينى(ره) با توجه به نمونه‌هاى جنگ تحميلى، مسئله فلسطين، مسئله اشغال افغانستان توسط شوروى سابق و در نهايت تأثير انديشه امام بر جنبش‌هاى اسلامى و نهضت‌هاى آزادى‌بخش مى‌پردازد. در بيان ديدگاه امام نسبت به جنگ تحميلى و دفاع مقدس و مديريت آن، به رفتار امام در ترويج فرهنگ شهادت، دفاع از اسلام و بسيج عمومى اشاره مى‌كند. همچنين مؤلف در توضيح ديدگاه امام در حمايت از فلسطين به اهداف و حاميان صهيونيسم، طرح‌هاى سازش‌كارانه، راه‌حل‌هاى رهايى قدس (توكل، رد مهلت به اسرائيل، وحدت، استفاده از نفت، اقدام مردمى، الگو گرفتن از ملت ايران و...) به استراتژى امام در دفاع از قدس اشاره مى‌كند.
جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى از مباحث، فصل پنجم (فصل آخر) كتاب را تشكيل مى‌دهد. مؤلف در اين ده صفحه بيشتر به بيان نتيجه فصول قبل مى‌پردازد. ٢. اطلاعات در اسلام(٣)
مطالب اثر حاضر پس از طرح كليات، در هفت فصل سازمان‌دهى شده است. مؤلف در قسمت كليات با استفاده از منابع اسلامى (بيشتر با بهره‌گيرى از كتب روايى) به تعريف و بررسى مفاهيم خوش‌بينى و بدبينى، آثار خوش‌بينى، حُسن ظنّ، عوامل پيدايش سوء ظنّ، خوش‌بينى، تجسس، تهمت، غيبت، موارد جواز غيبت، افشاگرى، سخن‌چينى و مصالح عمومى مى‌پردازد.
فصل اول به بررسى سيستم اطلاعاتى اختصاص دارد. بيان واژه‌هاى مربوط مثل اطلاع، طلائع، نقيب و تجسس، جايگاه اطلاعات، ويژگى‌هاى سازمان اطلاعاتى اسلامى، ادله عقلى و نقلى در ضرورت ايجاد سيستم اطلاعاتى، ساختار اطلاعاتى و مطالب مرتبط با آن، از مهم‌ترين مباحث اين فصل است.
مؤلف در فصل دوم درباره رازدارى در اسلام و مسائل مربوط و در فصل سوم درباره جمع‌آورى اخبار (منابع جمع‌آورى اخبار، ويژگى‌هاى عوامل جمع‌آورى اخبار، شيوه‌هاى جمع‌آورى اخبار) مطالبى را به صورت دسته‌بندى شده ارائه كرده است.
در فصل چهارم به بيان اهداف صحيح كسب خبر در سيستم اطلاعاتى پرداخته شده است. آگاهى مقام مسئول، حفظ مصالح عمومى، شناسايى دشمن مسلمانان، شناسايى افراد مستمند، اخلال‌گران اقتصادى، كشف جرايم اخلاقى، سنجش آرا و افكار عمومى، ارزيابى كارگزاران حكومتى و شناسايى متخلفان از اهداف كسب خبر برشمرده شد.
نويسنده در فصل پنجم درباره پرورش اخبار و ترفندهاى اطلاعاتى (ثبت خبر، ارزيابى، تفسير و نتيجه‌گيرى و مقابله با تخليه اطلاعاتى)، در فصل ششم در مورد تدابير حفاظتى مثل زبان رمز، منحرف كردن مسير شناسايى، استفاده از پوشش مبدّل، كتمان برنامه ملاقات‌ها و نقل و انتقالات، نحوه نگه‌دارى و انتقال اسناد، كتمان نام منبع اطلاعاتى و بهره‌گيرى از توريه و در فصل هفتم (فصل آخر) درباره جاسوسى، مطالبى را از ديدگاه روايات بيان كرده است. در بحث جاسوسى به مسئله شناسايى و تعقيب، مجازات و عفو جاسوس اشاره كرده است. ٣. لزوم وزارت اطلاعات در حكومت اسلامى(٤)
مطالب كتاب حاضر در يك مقدمه و سه فصل تنظيم شده است. سؤال اصلى تحقيق اين است: آيا در اسلام تشكيلاتى براى جمع‌آورى اطلاعات و تحقيقات جهت حفظ حكومت اسلامى پيش‌بينى شده است؟ فرضيه آن، پاسخ مثبت محقق به پرسش اصلى است. مؤلف براى آزمون فرضيه به منابع اصلى مثل قرآن، نهج البلاغه، كتب تواريخ، تفاسير و احاديث مراجعه و سيره رسول خداصلى الله عليه وآله و امام على‌عليه السلام را در برخورد با مخالفان بررسى كرده است. وى نتايج به دست آمده را در سه فصل ارائه كرده است.
فصل اول به بيان ادله عقلى (حكم عقل) و نقلى (آيات و روايات) در لزوم داشتن تشكيلاتى براى جمع‌آورى اطلاعات اختصاص يافته است. در اين راستا به بررسى مفاهيم و موضوعات نظام و نظم، نصيحت، عريف و نقيب و ريب مى‌پردازد. وى همچنين طى سى صفحه اداره حسبه و محتسب (شرايط محتسب و اعوان او، تاريخ تأسيس حسبه، آراى نويسندگان درباره حسبه، وظايف محتسب) و ارتباط آن با اصل امر به معروف و نهى از منكر را شرح مى‌دهد.
نويسنده در فصل دوم توضيح مى‌دهد كه چه خطرات و آفات شرعى و عقلى، مسئولان و مأموران را در اين مسئوليت خطير تهديد مى‌نمايد. وى تجسّس و سوء ظن را از مشكلات اطلاعات و تحقيقات برمى‌شمارد. بنابراين از تجسّس (ادله حرمت، تفكيك تجسّس حرام از تجسّس حلال، و جواز تجسّس در موارد خاص) به طور مفصل بحث كرده و نتيجه مى‌گيرد كه بدون شك، تجسّس در اسرار مردم، حرام است، ولى در مواردى كه مصالح اجتماعى اقتضاء كند و مصالح تجسّس اهم از مصلحت حفظ اسرار مردم باشد، تجسّس جايز بلكه واجب است، اما در حد ضرورت. وى همچنين سوء ظن را از آفات و خطرات مهم ديگرى مى‌داند كه مسئولان و مأموران را در اين مسئوليت تهديد مى‌نمايد. به همين سبب همانند موضوع تجسّس، سوء ظن را به طور مفصل مورد بررسى قرار مى‌دهد. مفهوم سوء ظن، معيار سوء ظنِ حلال و حرام و آثار سوء ظن از موضوعاتى است كه در فصل دوم مورد توجه نويسنده قرار مى‌گيرد.
فصل سوم به بيان كيفيت وقوع اين عمل ضرورى و خطير در دوران حكومت رسول‌اللَّه‌صلى الله عليه وآله و امام على‌عليه السلام اختصاص دارد. مؤلف در اين فصل با بررسى رواياتى كه نشان مى‌دهد پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله و امام على‌عليه السلام در عمل در مواردى به سوء ظن ترتيب اثر داده‌اند. بنابراين از آن، تعبير به سوء ظن مثبت نموده است. وى در صفحات آخر كتاب پس از بيان وجوب حسن ظن در آيينه روايات و آيات به نتايج اين قسم از بحث اشاره مى‌نمايد. ديدگاه حاكم بر كتاب، فقهى است. ٤. تجسّس و اطلاعات از ديدگاه فقه اسلامى(٥)
در اثر حاضر پس از مقدمه، از چهار جهت عنوان «پژوهشى درباره تجسّس، اطلاعات و استخبارات» مورد بررسى قرار گرفته و جهت سوم به تنهايى در چهار فصل سازمان‌دهى شده است. در ضرورت و هدف تدوين كتاب، به نياز حكومت اسلامى و شناخت مرزها و حدها، بايدها و نبايدها، حلال‌ها و حرام‌ها در جمهورى اسلامى اشاره شده است.
در جهت نخست، درباره «وجوب صيانت از حيثيت و اعراض و اسرار مسلمانان» با نظر به آيات و روايات بحث و نتيجه‌گيرى شده است كه بايستى اسرار مسلمانان و خطاهاى پنهانى فردى و خانوادگى آنان را پوشاند و با ارتكاب اعمالى مانند استماع، تفتيش و انتشار و اشاعه اخبار مربوط به اعمال مسلمين متعرض آنها نگردند و به صرف مأمور امنيتى بودن معذور نمى‌باشند.
«لزوم سازمان‌هاى اطلاعاتى و امنيتى و ضرورت آنها» بحثى است كه در جهت دوم كتاب مورد بررسى قرار گرفته است و در جهت سوم، «قسمت‌هاى مختلف اطلاعات و اهداف آنها» بيان شده است. جهت سوم خود به چهار فصل («مراقبت از كارگزاران و مأموران»، «مراقبت از تحركات نظامى دشمنان»، «زير نظر گرفتن فعاليت‌هاى مخالفان، منافقان و جاسوسان و احزاب مخفى و مخالف داخلى» و «مراقبت از امت اسلامى از طريق در نظر گرفتن حوائج و نيازمندى‌ها و شكايات ايشان و توقعات آنها از حكومت مركزى و تعهدات مردم نسبت به حكومت و توقعات حكومت از ايشان») تقسيم شده است. مؤلف در خاتمه بحث جهت سوم اظهار نظر مى‌كند كه بايد كسى را به اين منصب گمارد كه فردى عاقل، تيزهوش، زيرك، مورد وثوق، عادل، راست‌گو، قاطع، صريح و مردمى باشد.
نويسنده در جهت چهارم درباره مسائل ديگرى در زمينه اطلاعات بحث كرده است؛ مثل ويژگى‌هاى مورد نياز براى افرادى كه در اين قسمت به كار مشغول مى‌شوند، تفكيك شعبه‌ها و مسئوليت‌ها، تفكيك بين تجسّس واجب و حرام، زير نظر داشتن اعمال مأموران اطلاعاتى به طور مخفيانه، توجه به اين كه در اسلام هدف وسيله را توجيه نمى‌كند، اين كه سازمان اطلاعاتى لازم است زير نظر چه قوه‌اى كار كند؟ ٥. اطلاعات نظامى در اسلام(٦)
اين كتاب ترجمه «الاستخبارات العسكرية فى الاسلام» موضوع پايان‌نامه تحصيلى يك فرد نظامى از كشور اردن به نام عبداللَّه على السلام المحمد مناصره است كه مترجم از روى چاپ دوم آن به ترجمه اثر حاضر پرداخته است. نويسنده علاوه بر نگاه فقهى به بحث از جنبه‌هاى تاريخى، نظامى و اطلاعاتى نيز به موضوع (اطلاعات نظامى) توجه كرده است.
بخش‌ها و محورهاى عمده كتاب عبارتند از: اهميت و جايگاه اطلاعات در زندگى انسان‌ها، بررسى اجمالى تاريخ اطلاعات نظامى از روزگاران باستان تا به امروز، اطلاعات نظامى در دوران كنونى، ويژگى‌هاى عناصر اطلاعاتى، اطلاعات نظامى در سيره رسول خداصلى الله عليه وآله و ديگر فرماندهان اسلامى پس از وى و ديدگاه فقهاى اسلامى درباره اطلاعات نظامى. مؤلف با اين كه داراى مذهب اهل تسنن است، ولى ديدگاه فقهى شيعه را نيز در موضوعات مختلف مورد توجه قرار داده است. وى مجموع مطالب كتاب را در يك مقدمه و چهار بخش سازمان‌دهى كرد. البته هر بخشى به چند فصل، هر فصلى به چند مبحث و هر مبحثى به چند مطلب تقسيم مى‌شود.
بخش اول به مباحث مقدماتى و كليات اختصاص دارد؛ مثل بحث تاريخ اطلاعات نظامى (پيش از اسلام و در اسلام و معرفى مهم‌ترين سازمان‌هاى اطلاعاتى جهان) و اهميت آن. در بخش دوم، تعريف اطلاعات نظامى، حكم اطلاعات نظامى در اسلام و ويژگى‌هاى مأموران اطلاعات نظامى مورد توجه قرار گرفت. دلايل عقلى و نقلى جواز آگاهى از اخبار دشمن، تخريب اموال و كشتن حيوانات متعلق به دشمن، ترور، جنگ روانى و دلايل مربوط، راه‌هاى مقابله با جنگ روانى، احكام اطلاعات نظامى پيشگيرانه و ضد اطلاعات و ويژگى‌هاى مأموران اطلاعات نظامى از مهم‌ترين مباحث بخش دوم است.
مؤلف در بخش سوم، حكم جاسوسى عليه دولت اسلامى و عقوبت آن در اسلام و در بخش چهارم، ابزار گردآورى اخبار اطلاعاتى را مورد دقت قرار داده است. وى اسيران جنگى، راهنمايان و مزدوران و شناسايى را از مهم‌ترين ابزار گردآورى اخبار اطلاعاتى مى‌داند. ايشان در خاتمه تحقيق نتيجه‌گيرى مى‌كند كه جهاد و تلاش براى ايجاد يك سازمان اطلاعات نظامى باايمان، امانتدار و راست‌گو يكى از نيازهاى فورى جوامع اسلامى است. از اين رو برخى حقايق مربوط به اطلاعات نظامى را در اسلام (مثل نياز به توجيه و راهنمايى، رعايت اخلاق و جوانمردى، شناخت جنگ روانى، پى‌آمدها، خطرها و راه‌هاى مقابله آن) برمى‌شمارد.
نويسنده در پايان، منابع تحقيق را (حدود ٢٥٠ منبع) به تفكيك كتب تفسير و علوم قرآنى، كتب حديث و علوم حديثى، كتب فقهى، كتب سيره و تاريخ، زندگى‌نامه‌ها، فرهنگ‌ها، كتب متفرقه و فهرست مجلات، ذكر كرده است. ٦. الإسلام والأمن الاجتماعى(٧)
محمد عماره، متفكر، محقق و مؤلف در زمينه انديشه اسلامى است. وى عضو «مجلس أعلى للشؤن الإسلامى» در مصر، عضو «معهد العالمى للفكر الاسلامى» در واشنگتن، عضو «مركز الدراسات الحضاريه» در مصر و عضو «مجمع الملكى لبحوت الحضارة الإسلامية» در مؤسسه آل البيت اردن است. علاوه بر مقالاتِ متعدد در نشريات، بيش از صد كتاب نيز تأليف نموده است.
كتاب امنيت اجتماعى در اسلام مشتمل بر يك مقدمه و هفت بخش است. نويسنده در مقدمه در خصوص مفهوم امنيت و قلمرو بحث سخن گفته است. به اعتقاد وى امنيت در لغت عرب، ضد خوب و به معناى اطمينان و در اصطلاح به معناى طمأنينه و اطمينانى است كه خوف و ترس را از انسان، در حوزه فردى، اجتماعى و در همه ميدان‌هاى توسعه مادى و معنوى برطرف نمايد. ايشان در تبيين اين تعريف، ضمن تشريح قيدهاى به كار گرفته شده در تعريف، از آيات و روايات متعددى جهت تقويت استدلال خود بهره مى‌گيرد.
مؤلف در بخش نخست كتاب، امنيت اجتماعى در نگاه اسلام را فراتر از حقوق انسانى به منزله يك ضرورت دانسته، به گونه‌اى كه انسان نمى‌تواند از آن تنزل نمايد و يا در آن افراط كند. دكتر عماره، ضرورت‌هاى پنجگانه حفظ دين، حفظ انسان، حفظ عقل انسانى، حفظ عرض و آبرو و حفظ مال را از مقومات تمدن اسلامى برمى‌شمارد و معتقد است پس از اين ضروريات، بحث احتياجات مطرح مى‌گردد و متعاقب آن، تجملات كه هر دوى آنها براى توسعه ضرورى هستند، مطرح مى‌گردد.
جايگاه خوف و راه‌هاى امنيت در جامعه معاصر، بحث بعدى كتاب است كه مؤلف به تفاوت نگاه اسلام به امنيت اجتماعى با ديدگاه مادى اشاره مى‌كند و به طرح سؤالات متعددى در اين زمينه مى‌پردازد.
دكتر عماره، فهم ديدگاه اسلام در امنيت اجتماعى براى زندگى انسان را متوقف بر شناخت نظريه استخلاف و خليفة اللهى بودن انسان بر روى زمين مى‌داند و اين نظريه را يكى از مصادر امنيت اجتماعى براى انسان برمى‌شمارد و آن را كليد فهم اسلام در ثروت و اموال مى‌داند. مؤلف، جدال بين عدل و ظلم را كه در همه جوامع و دوران‌ها بوده است، سنتى از سنت‌هاى خداوند در تمدن بشرى و تمدن اجتماعى انسان مى‌داند و معتقد است وقتى ظلم بر عدل پيروز شود، زمان پايان توسعه تمدنى است.
از آن جا كه نگاه اسلام به امنيت اجتماعى به عنوان يك ضرورت و واجب با نگاه غرب كه آن را به عنوان يك حق براى انسان تلقى مى‌كند، تفاوت دارد، طبيعى است كه بر اساس اين تمايز، مفهوم آن نيز در نگاه اسلامى متفاوت باشد. از اين رو آزادى انسان در اسلام فريضه‌اى اجتماعى و تكليفى الهى است و مسئوليت و رسالت خليفة اللهى انسان بر اساس آن تأسيس مى‌گردد. بحث آزادى و اختيار از اولين مباحث فلسفه اسلامى در تاريخ تمدنى بعد از ظهور اسلام است. در متون اسلامى نيز به وجوب عينى آزادى فردى و وجوب كفايى آزادى اجتماعى تأكيد شده است. مقام آزادى در اسلام از اهميت حيات - كه عمران دنيا و اقامه دين را در خود دارد - بالاتر است. اسلام از بندگى غير خدا به مثابه مرگ و از آزادى از غير خدا به حيات و احيا تعبير كرده است.
مفهوم عدالت نيز حول محور مفهوم امنيت اجتماعى در اسلام، متفاوت از نگاه غرب خواهد بود. عدل در مقابل جور و ظلم در معناى ايجابى به معناى وسط است و فريضه‌اى اجتماعى و انسانى است و تنها حقى از حقوق انسان كه قابل تنزل و افراط باشد، نيست. اين معنا در اسلام به گونه‌اى بسط داده شده است كه آن را يكى از اسماى حسنى‌ قرار داده‌اند.
دكتر عماره، مساوات را يكسان بودن جايگاه اجتماعى، حقوقى، مسئوليت‌ها و فرصت‌هاى انسان در جامعه مى‌داند و مى‌گويد مساوات مى‌تواند حوزه‌هاى سياسى، اقتصادى، مدنى و اجتماعى را دربر گيرد. ايشان معتقد است در نگاه اسلامى، مساوات امنيت اجتماعى براى انسان را محقق مى‌سازد.
انسان موجودى اجتماعى است و مشاركت او در تدبير امور عمومى جامعه، شرطِ مدنيت و اجتماعى بودن اوست، به همين جهت شورا يكى از واجبات اجتماعى در اسلام قلمداد شده است، به گونه‌اى كه بدون آن امنيت انسان در حيات اجتماعى تأمين نمى‌گردد.
همان گونه كه ملاحظه شد دكتر عماره، مفاهيمى مانند حريت، عدالت، مساوات و شورا را با تأثيرپذيرى مستقيم از مفهوم امنيت اجتماعى در اسلام، به گونه‌اى تعريف مى‌كند كه كاملاً با برداشتِ غربى از اين مفاهيم متفاوت است. وى همه اين مفاهيم را از سطح حقوق انسانى فراتر دانسته، امرى واجب و ضرورى براى انسان مى‌داند.
دكتر عماره در بخش‌هاى پايانى كتاب مى‌نويسد: بحث از حقوق بشر و آن چه را كه غربى‌ها تحت اين عنوان معرفى مى‌نمايند به گونه‌اى است كه تنها انسان غربى استحقاق بهره‌مندى از آن را دارد. در حق تعيين سرنوشت به تفاوت ماهوى اسلام و غرب اشاره مى‌كند و به نقد مبانى غربى در اين زمينه مى‌پردازد.
به اعتقاد دكتر عماره، سرزمينِ أمن، ظرف امنيت اجتماعى است، به گونه‌اى كه بدون آن امنيتى نخواهد بود. وطن يا سرزمين به مثابه كشتى‌اى است كه در دريايى مواج قرار دارد و زمانى كه اين كشتى آتش بگيرد، هيچ امنيتى براى مسافران آن نخواهد بود. با توجه به اين حقيقت و با توجه به ضرورت امنيت اجتماعى، جايگاه امنيت اجتماعى بسيار با اهميت است.
كرامتِ انسانى و تكريم خداوند به انسان تكميل نمى‌گردد مگر به تحقق امنيت اجتماعى در حد برطرف كردن نيازهاى انسانى؛ و نيز راهى براى ايجاد امنيت اجتماعى براى معاش مادى انسان وجود ندارد، مگر اين كه براى انسان سرزمين أمنى وجود داشته باشد.پي نوشت : ١) دانش آموخته حوزه علميه قم و استاديار گروه معارف اسلامى دانشگاه آزاد اسلامى واحد شهر رى. ٢) محمد سهرابى، استراتژى دفاعى در انديشه امام خمينى(س)، (تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج وابسته به موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س)، چاپ اول، ١٣٨٤)، ٢٥٠ صفحه، در قطع وزيرى. ٣) محمدرضا رضوان‌طلب، اطلاعات در اسلام، (قم: پژوهشكده تحقيقات اسلامى، انتشارات زمزم هدايت، چاپ اول، ١٣٨٤)، ٢٢٤ صفحه، در قطع رقعى. ٤) احمد احمدى ميانجى، لزوم وزارت اطلاعات در حكومت اسلامى، (قم: دفتر نشر برگزيده، چاپ اول، ١٣٧٤)، ٢٤٨ صفحه، در قطع وزيرى. ٥) على حجتى كرمانى، تجسّس و اطلاعات از ديدگاه فقه اسلامى، (تهران: كتاب آوند دانش، چاپ دوم، ١٣٧٩)، ١٢٠ صفحه، در قطع وزيرى. ٦) عبداللَّه على سلامه محمد مناصره، اطلاعات نظامى در اسلام، ترجمه عبدالحسين بينش، (قم: پژوهشكده تحقيقات اسلامى، انتشارات زمزم هدايت، چاپ اول، ١٣٨٤)، ٢٥٦ صفحه، در قطع وزيرى. ٧) دكتر محمد عماره، الاسلام و الأمن الاجتماعى، (مصر، قاهره، دارالشروق، ١٩٩٨)، توسط رجبعلى اسفنديار.