علوم سیاسی
(١)
چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقرا لعلوم عليه السلام -
١ ص
(٢)
ملخص المقالات -
٢ ص
(٣)
Abstracts -
٣ ص
(٤)
ايران و آمريكا؛ نزاع وجودى -
٤ ص
(٥)
تمدنسازى نظريهپردازى و گفتوگو -
٥ ص
(٦)
اهداف و منافع ملى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران - رنجبر مقصود
٦ ص
(٧)
منابع قدرت روحانيت شيعه در يران - قنبرى آيت
٧ ص
(٨)
ساختارشناسى فكر دينى در ايران معاصر - درخشه جلال
٨ ص
(٩)
جهانى شدن و منافع ملى جمهورى اسلامى ايران - ستوده محمد
٩ ص
(١٠)
نظريه اشراف دين بر سياست - حسين زاده نصر الله
١٠ ص
(١١)
انقلاب اسلامى، كشمكشهاى سياسى و شكافهاى اجتماعى - داوودى على اصغر
١١ ص
(١٢)
ميراث سياسى مسلمانان3 كتابشناسى ميراث سياسى در چهار سده نخست هجرى - محمدعارف نصر
١٢ ص
(١٣)
ديپلماسى و رفتار سياسى در اسلام 2 - سجادى سيد عبد القيوم
١٣ ص
(١٤)
الگوى مشاركت سياسى در نظريههاى ولايت فقيه - لک زايى شريف
١٤ ص
(١٥)
معرفى كتاب «جغرافياى سياسى جهان اسلام» - کنعانى طاهره
١٥ ص
(١٦)
نمايه فصلنامه علوم سياسى 1 - 19 - اکبرى معلم على
١٦ ص
(١٧)
راه و رسم فرمانروايى در انديشه نظامى گنجوى - فاضلى قادر
١٧ ص
(١٨)
آسيب شناسى انقلاب اسلامى ايران از ديدگاه امام خميني قدس سره - خان محمدى کريم
١٨ ص
(١٩)
جوان مسلمان و دنياى متجدد1 - باوى محمد
١٩ ص
(٢٠)
فرآيند شكلگيرى و فروپاشى وفاقCongreuence و همبستگى اجتماعىSocial Solidarity - براتعلى پور مهدى
٢٠ ص
(٢١)
نقش انقلاب اسلامى ايران در شكلگيرى و استمرار شوراى همكارى خليج فارس - طبرى نقى
٢١ ص
(٢٢)
تحولات و خط سير انديشه اسلامى معاصر1 - ميلاد زکى
٢٢ ص
(٢٣)
در سياست خارجى ايران رهيافتى تجربى - ملکى عباس
٢٣ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - معرفى كتاب «جغرافياى سياسى جهان اسلام» - کنعانى طاهره

معرفى كتاب «جغرافياى سياسى جهان اسلام»
کنعانى‌ طاهره

مقدمه‌
كتاب جغرافياى سياسى جهان اسلام در نه فصل سامان يافته است. فصل اول: سيرى در تحولات جغرافياى سياسى؛ فصل دوم: پيدايش اسلام و جايگاه شبه جزيره عربستان؛ فصل سوم: جغرافياى سياسى مركز جهان اسلام؛ فصل چهارم: جغرافياى شرق جهان اسلام؛ فصل پنجم: جغرافياى شمال جهان اسلام؛ فصل ششم: جغرافياى غرب جهان اسلام؛ فصل هفتم: برداشت اسلام و جهان غرب از يكديگر و پيامدهاى ژئوپولتيكى آن؛ فصل هشتم: وحدت جهان اسلام؛ فصل نهم: مناطق بحران‌زاى جهان اسلام از بعد ژئوپلتيك: معرفى مطالب و فصول كتاب‌
در فصل اول به بررسى ادبيات و قلمرو جغرافياى سياسى، نقش و ماهيت جغرافياى سياسى و تجزيه و تحليل قدرت از ديدگاه جغرافياى سياسى پرداخته است.
در فصل دوم، نقش سازمان كنفرانس اسلامى در ايجاد وحدت جهان اسلام و در مقابل نقش تشتت آفرين شوراى همكارى خليج [فارس ]مورد بررسى قرار گرفته است. از پيشگامان طرح سازمان كنفرانس اسلامى سران كشورهاى ايران، عربستان و مراكش هستند كه در سال ١٩٦٩ كنفرانس وزيران امور خارجه كشورهاى اسلامى در قاهره را تشكيل دادند. اين سازمان (سكا) سه ركن دارد: ١. كنفرانس سران كشورهاى اسلامى (رؤساى جمهور - پادشاهان)؛ ٢. كنفرانس وزراى امور خارجه؛ ٣. دبيرخانه. اولين كنفرانس سران كشورهاى اسلامى از ٢٢ تا ٢٥ سپتامبر ١٩٦٩ در شهر رباط مراكش برگزار گرديد. در خصوص شوراى همكارى خليج [فارس‌] به اهداف تشكيل آن، پايه‌گذارى سيستم امنيت دسته‌جمعى، حضور نظامى امريكا و كنترل بحران‌هاى منطقه‌اى پرداخته است.
در فصل سوم، كشورهاى تركيه، سوريه، عربستان، عمان، عراق به عنوان كشورهاى مركز جهان اسلام مورد بررسى قرار گرفته است. در مورد تمام اين كشورها، موقعيت و كليات جغرافيايى و ژئوپولتيكى آنها، كليات انسانى و سياست و حكومت، اهميت استراتژيك و بحران‌هايى كه با آن مواجه هستند تحليل شده است.
تركيه: كشورى آسيايى - اروپايى است كه ٩٧ درصد آن (شبه جزيره آناتولى) در آسيا و ٣ درصد آن (شبه جزيره تراس) در اروپا قرار دارد. مشكلات عمده اين كشور عبارتند از: ١. اختلاف با يونان؛ ٢. وجود گرايش‌هاى مذهبى در داخل كشور؛ ٣. سابقه نقض حقوق بشر به ويژه در مورد اكراد و اصرار اروپا بر عدم انطباق شرايط تركيه با اصول دموكراسى غربى؛ ٤. شرايط دشوار اقتصادى تركيه؛ ٥. تمايل كشورهاى اروپاى شرقى به پيوستن به اتحاديه اروپا كه خود را مقدم بر تركيه مى‌دانند.
بسترهاى فعاليتى تركيه جهت دست‌يابى به موقعيت برتر يا حفظ موقعيت قبلى خود در استراتژى جديد جهانى و منطقه‌اى غرب به خصوص امريكا از اين قرار است:
١. عرصه اقتصادى با دو هدف: الف) تفاهم و ايجاد اشتراك منافع با غرب؛ ب) رسيدن به سطحى از رشد اقتصادى كه شرايط براى پيوستن به جامعه اروپا را تسهيل كند؛
٢. عرصه سياست خارجى: الف) تهديدهايى كه از جانب حركت‌ها و جنبش‌هاى اسلامى عليه منافع غرب در جهان اسلام روى مى‌دهد فرصت مناسب را در اختيار تركيه براى مهار اسلام‌گرايان قرار مى‌دهد. چيللر نخست وزير سابق تركيه اظهار داشته: «اروپا نيز به يك تركيه لائيك همواره نيازمند است». (ص ٧١)؛ ب) اسرائيل و روند صلح خاورميانه: حاكمان تركيه دوستان قديمى و قابل اعتماد آمريكا در مورد اسرائيل تلقى مى‌شوند؛ ج) موقعيت ژئوپولتيكى تركيه از نظر نظامى: بعد از فروپاشى شوروى و تغييرات پيش آمده در بالكان، آسياى مركزى، خليج فارس و ... ، تركيه در موقعيتى قرار داشت كه در ايجاد ثبات يا بر هم زدن ثبات مى‌توانست تأثيرگذار باشد.
بحران آب در خاورميانه و جايگاه تركيه: در تركيه آب فراوان است؛ اما ٤٠ درصد از زمين‌هاى كشاورزى آن در جنوب شرقى آناتولى قرار دارد كه كم آب است. در سال ١٩٨٣ طرح «عمران آناتولى شرقى» (سيزده طرح) را تركيه آغاز كرد. اين طرح نگرانى سوريه و عراق در مورد كاهش آب رودهاى فرات و دجله براى طرح‌هاى كشاورزى و صنعتى‌شان را برانگيخت. سوريه و عراق هراس دارند كه سد آتاتورك بر روى رود فرات باعث شود كه آنها به آب تركيه متكى شوند. بعضى نيز مى‌گويند كه اين يك توطئه عليه عراق است. در سال ١٩٨٧ تركيه سوريه را به بهانه حمايت از تروريست‌هاى كُرد تهديد به كاهش جريان آب فرات كرد. بى‌ترديد نزاع بين عراق، سوريه و تركيه بر سر آب فقط از طريق يك موافقت نامه روشن بين سه كشور از ميان خواهد رفت.
سوريه: مسأله عمده امنيتى سوريه از ناهموارى‌هاى موجود در مرزهاى مشترك با لبنان، اسرائيل و تركيه نشأت مى‌گيرد. در قسمت شمال ارتفاعات به عنوان پايگاه‌هاى اطلاعاتى و نظامى تركيه موجب اختلاف سوريه با اين كشور شده و ارتفاعات جولان، گر چه بعد از فروپاشى شوروى ارزش استراتژيك خود را از دست داده، ولى به عنوان يك منبع دايمى تأمين آب اسرائيل است و تا زمانى كه اسرائيل يك منبع آب مطمئن پيدا نكند جولان را ترك نخواهد كرد. دو نكته مهم در مورد سوريه حائز اهميت است: ١. يكپارچه كردن هويت سورى كه در تعارض با پان عربيسم منطقه قرار دارد؛ ٢. فقدان كانون جغرافيايى واحد آشكارا مانع همبستگى و يكپارچگى سوريه است. دمشق و حلب به طور سنتى رقيب يكديگر بوده‌اند.

عربستان: اقتصاد عربستان به طور كامل وابسته به نفت است، گر چه به لحاظ توليد گندم خودكفاست.
تحليل ژئوپلتيكى كه اين كتاب در مورد منابع و عوامل مثبت در عربستان ارائه داده عبارت است از: ١. وجود حرمين شريفين؛ ٢. ذخائر عظيم نفت: توليد هفت ميليون بشكه در روز؛ ٣. داشتن اشتراكات قومى، زبانى و فرهنگى عربستان با ساير كشورهاى عرب خاورميانه كه موجب شده اين كشور به راحتى در كشورهاى منطقه نفوذ كند؛ ٤. پل ارتباطى براى استراتژى انرژى است. بيشترين كشتى‌هاى تجارى كه از منطقه تنگه هرمز عبور مى‌كنند مقصدشان عربستان است.
عوامل منفى داخلى و خارجى مؤثر در قدرت و نفوذ عربستان از اين قرار است: عوامل داخلى: ١. كمبود نيروهاى ماهر، كارآمد و نخبه؛ ٢. وجود اقليت‌هاى مذهبى؛ ٣. ساختار اقتصادى - نظامى دچار ضعف. عوامل خارجى: ١. موج اسلام گرايى سياسى؛ ٢. بى‌ثباتى بازار نفت؛ ٣. وجود اختلافات مرزى با همسايگانش.

عمان: به دليل قرار گرفتن در گذرگاه استراتژيك هرمز داراى موقعيت استراتژيك و ارتباطى بين آسيا و اروپاست. جزاير موريان، مصيره، شبه جزيره مسندام بر ارزش استراتژيك اين كشور مى‌افزايد. براى عمان مسأله مرزهاى آبى مهم است. بيشتر كشورها مدعى‌اند حد مرز آبى عمان دوازده مايل دريايى است؛ اما اسرائيل شش مايل دريايى را قبول دارد و براى اردن، قطر، امارات متحده عربى سه مايل دريايى. در كنوانسيون حقوق درياها در سال ١٩٨٢، دوازده مايل دريايى و دويست مايل منطقه انحصارى اقتصادى به عنوان مرز آبى تعيين شد.
عراق: در عراق با توجه به جمعيت ٢٠ درصدى اكراد، مسأله اكراد از اهميت زيادى برخوردار است. در اين قسمت مؤلف به تحليل ژئوپلتيكى بحران اكراد و علل همگرايى كردها پرداخته است.
در فصل چهارم، كشورهاى افغانستان، پاكستان، اندونزى به عنوان كشورهاى شرق جهان اسلام مورد بررسى قرار گرفته است.
افغانستان: اين كشور با پاكستان بر سر پشتونستان بلوچستان اختلاف دارد. در مورد طالبان، پس از اشغال افغانستان توسط شوروى، گروهى از افغان‌ها از جمله ملا عمر در مدارس پاكستانى مشغول تحصيل شدند و بعدها گروه طالبان را تشكيل دادند. به لحاظ فكرى طالبان از شاگردان سميع الحق و فضل الرحمان محسوب مى‌شدند. بعد از خروج روس‌ها از افغانستان، دو جناح مجاهدان، ربانى و حكمتيار، در رقابت با يكديگر كشور را اداره مى‌كردند. طالبان با استفاده از سياست تطميع همه حتى مقامات رده بالاى دولت ائتلافى ربانى و با تجهيزات نظامى پيشرفته، شهرهاى قندهار و سپس كابل را تصرف كردند. همسايگى افغانستان با ايران، و بعد از فروپاشى شوروى با سه كشور آسياى ميانه، نقش پل ارتباطى را به اين كشور داده است.

پاكستان: اين كشور در سال ١٩٤٧ به رهبرى محمدعلى جناح از هند استقلال يافت. پاكستان و امريكا در افغانستان منافع مشترك دارند. به طور كلى پاكستان از بسيارى جهات كشورى موفق ارزيابى شده است. سياست و حكومت، احزاب سياسى پاكستان، ائتلاف‌هاى سياسى، تحليل ژئوپلتيكى، روى كار آمدن بى‌نظير بوتو و ... از رؤس مطالبى است كه نويسنده به آنها پرداخته است.
اندونزى: بزرگ‌ترين مجمع الجزاير جهان واقع در جنوب شرق آسياست. چهارمين كشور پر جمعيت جهان و پر جمعيت‌ترين كشور اسلامى است. ٨٧ درصد مردم آن مسلمان هستند. قطعه قطعه بودن كشور، تجاوز به آن را دشوار مى‌سازد و از طرف ديگر، چنانچه جنگ نامحدودى در جهان رخ دهد اشغال اندونزى حتمى است. تنگه مالاكا يك گذرگاه استراتژيك است. همچنين بزرگترين ذخاير نفت جنوب شرقى آسيا در اختيار اين كشور قرار دارد. اندونزى از پايه‌گذاران جنبش عدم تعهد به شمار مى‌رود. در سال ١٩٤٥ اعلام استقلال كرد و در سال ١٩٥٦ سوكارنو سياست «دموكراسى هدايت شده» را مطرح نمود.
در فصل پنجم، كشورهاى آذربايجان، تركمنستان و تاجيكستان به عنوان كشورهاى شمال جهان اسلام مورد تحليل قرار گرفته است. اكثر اين كشورها داراى ذخاير عظيم نفت و گاز هستند كه اين امر باعث شده سرنوشت مشابهى با كشورهاى نفت خيز حوزه خليج فارس داشته باشند.
جمهورى آذربايجان: اين كشور در سال ١٩٩١ به استقلال رسيد. آذربايجان علاوه بر سرزمين اصلى، داراى دو منطقه خود مختار نخجوان - كه از سرزمين اصلى كاملاً جداست - و ناگورنو قره‌باغ است. نخجوان داراى يك مجلس عالى و يك مجمع وزيران است و ناگورنو قره‌باغ نيز داراى شوراى عالى است. منطقه قره‌باغ اعلام استقلال كرد، ولى از طرف جامعه بين المللى به رسميت شناخته نشد. با اعلام استقلال قره‌باغ، بين آذربايجان و ارمنستان جنگ اتفاق افتاد كه ارمنى‌ها در اين جنگ پيروزى بيشترى يافتند و سرانجام با استقرار نيروهاى حافظ صلح كشورهاى مستقل مشترك المنافع، آرامش در منطقه حاكم شد.
تركمنستان: به علت مرزهاى خشكى و آبى با ايران از اهميت برخوردار است. كانال قره‌قوم شريان حياتى تركمنستان محسوب مى‌شود؛ البته استفاده از اين كانال فاجعه زيست محيطى خشك شدن تدريجى درياچه آرال را باعث گرديده است. اين مسأله مى‌تواند در آينده يكى از عوامل بروز تشنج و بحران در منطقه آسياى ميانه باشد. تركمنستان كم جمعيت‌ترين كشور آسياى مركزى است. دين رسمى وجود ندارد و ٧٣ درصد مردم اين كشور مسلمان هستند. اين كشور پس از استقلال، براى كاستن از فشارهاى همسايگان (روسيه، ازبكستان و ايران) به غرب روى آورد و به علت داشتن منابع نفت و گاز، غرب نيز از آن استقبال كرد.

تاجيكستان: بخشى از نقش ژئوپلتيك تاجيكستان به دليل رودهاى سيحون و جيحون است، زيرا وجود سرچشمه‌هاى اين دو رود مهم در اين كشور كه منبع عمده تأمين آب كشاورزى ازبكستان، تركمنستان و قزاقستان به شمار مى‌آيد، اهميت استراتژيكى ويژه‌اى به تاجيكستان داده است. مشكل ديگر تاجيكستان، درگيرى و نزاع با ازبكستان بر سر منطقه اُزبك نشين خجند و شهرهاى تاريخى بخارا و سمرقند كه مهد فرهنگ تاجيك است مى‌باشد. تهديد ديگر براى تاجيكستان از ناحيه روسيه است كه به بهانه اقليت روس در اين جمهورى و نيز منافع اقتصادى روسيه در منطقه نفوذ خود در تاجيكستان را حفظ كرده است. تاجيكستان تنها كشور فارسى زبان آسياى مركزى است و نيز تنها كشور اين منطقه است كه جمعيت قابل توجه شيعه اسماعيلى با ارتباطات قوى بين‌المللى در آن ساكن هستند.
در فصل ششم، كشورهاى مصر، الجزاير، مراكش به عنوان كشورهاى غرب جهان اسلام مورد بررسى و تحليل قرار گرفته‌اند.
مصر: اهميت مصر نه تنها به دليل تقاطع سه قاره در اين منطقه، بلكه به دليل مجاورت آن با دريايى است كه نقطه آغازين روابط بين الملل بوده است. موقعيت جغرافيايى مصر به نحوى است كه در ادوار گذشته، دروازه نفوذ قدرت‌هاى غربى به منطقه جنوب غربى آسيا (خاورميانه) بوده است. هم اكنون بين مصر و خاورميانه يك ارتباط تنگاتنگ استراتژيك برقرار است كه در ژئواستراتژيك ريشه دارد. امروزه حدود ١٠ درصد صادرات نفتى منطقه خليج فارس به ايالات متحده و اروپاى غربى از طريق كانال سوئز انجام مى‌شود. البته امروز، سياست بر اين است كه از اهميت ژئوپلتيك كانال سوئز كاسته شود. در خصوص رابطه مصر با دنياى خارج، اين كشور از سياست خاصى پيروى مى‌كند. همچنين اخيراً مصر در بازيابى وجهه خود در بين كشورهاى عربى توفيق زيادى پيدا كرده است. اين كشور در حالى كه در حالت صلح سرد با اسرائيل به سر مى‌برد، از كمك‌هاى اقتصادى و نظامى بلاعوض امريكا سود مى‌برد، به طورى كه بعد از اسرائيل دومين كشور استفاده كننده از اين كمك‌هاست. مصر از اعضاى مهم و فعال سازمان ملل متحد مى‌باشد. ديپلماسى اين كشور از تحرك چشم‌گيرى در مجمع عمومى شوراى امنيت، كميسيون‌هاى مربوط و كارگزارى‌هاى تابعه آن سازمان برخوردار است و عضو اكثر سازمان‌هاى بين المللى و منطقه‌اى است.
الجزاير: جمعيت الجزاير يكى از جوان‌ترين جمعيت‌هاى جهان است. يكى از معضلات جمعيتى اين كشور مهاجرت است كه به اشكال مختلف صورت مى‌گيرد. يكى، مهاجرت از روستاها به شهرها، و ديگرى، مهاجرت از شهرها به كشور فرانسه. فعاليت‌هاى الجزاير در صحنه بين‌المللى بلند پروازانه بوده و از آغاز استقلال از برجسته‌ترين اعضاى جنبش عدم تعهد بوده است. الجزاير با فرانسه نسبت به هر كشور ديگرى، روابط بيشترى داشته است، با اين حال، روابط اين دو كشور گهگاه دچار تعارضاتى گرديده است. ثبات الجزاير ضامن ثبات مديترانه غربى است و اين براى اروپا اهميت زيادى دارد.

مراكش: مراكش و به طور كلى همه كشورهاى شمال افريقا از نقشى كه درياى مديترانه در استراتژى‌هاى جهانى طى بيش از سه هزار سال گذشته داشته، متأثر بوده‌اند. تا سال ١٩٩٠ ميلادى دو عامل عمده موجب اهميت استراتژيك شمال افريقا شده بود: يكى، جنگ سرد و ديگرى، امنيت منطقه‌اى و توسعه‌طلبى. در مورد امنيت منطقه‌اى در شمال افريقا، بخش عمده نگرانى اروپا ناشى از دو موضوع است كه مى‌تواند به يك مناقشه در منطقه تبديل شود: ١. مناقشه بالقوه بين الجزاير و مراكش در مورد صحراى غربى است كه مراكش پس از عقب نشينى اسپانيا در فوريه ١٩٧٦، آن را ضميمه خاك خود كرد. مسأله صحرا بارها استمرار همبستگى افريقايى‌ها را به مخاطره افكنده است؛ ٢. مناقشه فرهنگى بين ليبى و چاد كه اين مناقشه بر سر نوار «آوزو» به اوج خود رسيد. نكته جالب اين كه در اختلافات بين كشورهاى شمال افريقا هنوز هم قدرت‌هاى استعمارگر ايفاى نقش مى‌كنند.
در فصل هفتم، برداشت اسلام و جهان غرب از يكديگر و پيامدهاى ژئوپولتيكى آن مورد بررسى قرار گرفته است. تلقى غربى‌ها از اسلام هميشه با واژه خارجى همراه بوده و آن را تفكرى مبارزه‌جو، متكى به نفس و در حالت تهاجمى مى‌دانند. برداشت مسلمانان از غرب در دو موضوع كليدى مشخص مى‌شود: ١. وارونه شدن برترى درازمدت تمدن اسلامى؛ ٢. احساس مسلمانان مبنى بر اين كه از سوى غرب تحت محاصره و سلطه قرار گرفته و از موضعى ضعيف و آسيب‌پذير عمل مى‌كنند. در اين فصل، وضعيت رهبرى در جهان اسلام، دخالت دولت‌هاى غربى، ضعف اسلامى و ... تحليل شده است.
در فصل هشتم، موضوع وحدت جهان اسلام بررسى گرديده و عوامل تسريع كننده وحدت مسلمانان را چنين برشمرده است: ١. نارضايتى عميق داخلى؛ ٢. وقايع مهم بين المللى كه مسلمانان در آن قربانى اعمال غرب تلقى مى‌شده‌اند؛ ٣. به قدرت رسيدن جنبش‌هاى راديكال اسلامى.

همچنين عوامل باز دارنده وحدت جهان اسلام را مؤلفه‌هاى چون: قوم گرايى و نژادپرستى كه باعث سوء ظن يا حتى نزاع مى‌شود و انتخاب خط مشى‌هاى امنيتى متفاوت، دانسته است. به طور عمده دو عامل در برداشت‌هاى امنيتى دولت‌هاى مسلمان اثر مى‌گذارند. اختلافات ايدئولوژيك و نفت. ترس از همسايگان راديكال موجب شده كه بسيارى از كشورهاى نفت خيز، ترجيح دهند با غرب روابط امنيتى بر قرار سازند تا اين كه به هر مجموعه امنيتى بين ملت‌هاى عرب و مسلمان اعتماد كنند. به طور خلاصه، آنچه موجب تمايز دولت‌هاى مسلمان مى‌شود، اختلاف در ماهيت طرز تفكر، اقتصاد و ژئوپولتيك است. در اين فصل، اسلام به عنوان عامل تسريع رشد دولت‌هاى فقير و نيز چگونگى اتخاذ سياست‌هاى اسلامى در مقابل غرب مورد كاوش قرار گرفته است.

فصل نهم، به بررسى مناطق بحران زاى جهان اسلام از بعد ژئوپولتيك اختصاص يافته و در اين راستا منطقه مديترانه، مرزهاى تركيه در بالكان، آسياى مركزى، چين، آسياى جنوب شرقى، افريقا و آمريكاى شمالى، تحليل و بررسى شده است.پى نوشت ها : ١) عزت اللَّه عزتى، جغرافياى سياسى جهان اسلام، قم: واحد تدوين كتب درسى، چاپ اول، ١٣٧٨.