علوم سیاسی
(١)
چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقرا لعلوم عليه السلام -
١ ص
(٢)
ملخص المقالات -
٢ ص
(٣)
Abstracts -
٣ ص
(٤)
ايران و آمريكا؛ نزاع وجودى -
٤ ص
(٥)
تمدنسازى نظريهپردازى و گفتوگو -
٥ ص
(٦)
اهداف و منافع ملى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران - رنجبر مقصود
٦ ص
(٧)
منابع قدرت روحانيت شيعه در يران - قنبرى آيت
٧ ص
(٨)
ساختارشناسى فكر دينى در ايران معاصر - درخشه جلال
٨ ص
(٩)
جهانى شدن و منافع ملى جمهورى اسلامى ايران - ستوده محمد
٩ ص
(١٠)
نظريه اشراف دين بر سياست - حسين زاده نصر الله
١٠ ص
(١١)
انقلاب اسلامى، كشمكشهاى سياسى و شكافهاى اجتماعى - داوودى على اصغر
١١ ص
(١٢)
ميراث سياسى مسلمانان3 كتابشناسى ميراث سياسى در چهار سده نخست هجرى - محمدعارف نصر
١٢ ص
(١٣)
ديپلماسى و رفتار سياسى در اسلام 2 - سجادى سيد عبد القيوم
١٣ ص
(١٤)
الگوى مشاركت سياسى در نظريههاى ولايت فقيه - لک زايى شريف
١٤ ص
(١٥)
معرفى كتاب «جغرافياى سياسى جهان اسلام» - کنعانى طاهره
١٥ ص
(١٦)
نمايه فصلنامه علوم سياسى 1 - 19 - اکبرى معلم على
١٦ ص
(١٧)
راه و رسم فرمانروايى در انديشه نظامى گنجوى - فاضلى قادر
١٧ ص
(١٨)
آسيب شناسى انقلاب اسلامى ايران از ديدگاه امام خميني قدس سره - خان محمدى کريم
١٨ ص
(١٩)
جوان مسلمان و دنياى متجدد1 - باوى محمد
١٩ ص
(٢٠)
فرآيند شكلگيرى و فروپاشى وفاقCongreuence و همبستگى اجتماعىSocial Solidarity - براتعلى پور مهدى
٢٠ ص
(٢١)
نقش انقلاب اسلامى ايران در شكلگيرى و استمرار شوراى همكارى خليج فارس - طبرى نقى
٢١ ص
(٢٢)
تحولات و خط سير انديشه اسلامى معاصر1 - ميلاد زکى
٢٢ ص
(٢٣)
در سياست خارجى ايران رهيافتى تجربى - ملکى عباس
٢٣ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - ميراث سياسى مسلمانان3 كتابشناسى ميراث سياسى در چهار سده نخست هجرى - محمدعارف نصر

ميراث سياسى مسلمانان٣ كتاب‌شناسى ميراث سياسى در چهار سده نخست هجرى‌
محمدعارف نصر

## ترجمه: مهران اسماعيلى(٢#)##
فى مصادر التراث السياسى الاسلامى اثر نصر محمد عارف يكى از مطالعات ارزشمندى است كه در حوزه ميراث سياسى اسلام تاليف شده است. ايشان در بخش اول كتاب، طى سه فصل به نقد روش شناختى مطالعات سياسى معاصر و در بخش دوم آن به كتاب‌شناسى ميراث سياسى در اسلام پرداخته است. در بخش اول كتاب‌شناسى كه اكنون پيش روى شما ست، ميراث سياسى در چهار سده نخست هجرى بررسى شده و طى آن ٧٩ اثر همراه با پنجاه مؤلف شناسايى شده‌اند.
اين اثر در ١٩٩٤ م از سوى «المعهد العالمى للفكر الاسلامى» منتشر شده و جايزه كتاب سال مصر را كسب كرده است. پيش درآمد
نحوه تعامل مطالعات معاصر با ميراث سياسى، انگيزه كافى را براى دسته‌بندى منابع ميراث ايجاد كرده است. براساس شاخصه‌هايى، چون تخصص منبع در علم سياست و توان ارتباط منبع در پيوند ميان نظريه و واقعيت و نيز برخورد با پديده‌هاى سياسى به عنوان موضوع اصلى كتاب، ميراث سياسى به دو دسته از منابع تقسيم مى‌شود: دسته‌اى كه به صورت مستقيم به اين پديده پرداخته و با رويكردى انديشه‌اى، و نه فقهى، به منابع نزديك شده است و دسته ديگر كه به صورت ضمنى به پديده سياست پرداخته است. مطالعه پيشين نشان داد كه بررسى‌هاى محققان معاصر در انديشه سياسى اسلام غالباً براساس منابع دسته دوم صورت گرفته است و همين امر انگيزه‌اى براى طرح چنين مباحثى گرديد. بحث اول از فصل دوم: منابع متضمن مباحث سياسى
منابع مورد نظر اصالتاً به پديده سياست نپرداخته‌اند، بلكه در حاشيه پديده‌هاى فقهى، تاريخى، فلسفى، كلامى، لغوى يا...به آن اشاره كرده‌اند؛ از اين رو غير روشمند با پديده سياست برخورد كرده‌اند. تعامل، نحوه فهم زواياى سياسى، چگونگى قرائت و تفسير متون مورد نظر، به روش‌شناسى خاص و مباحث مستقلى از سوى متخصصان نياز دارد. چنين منابعى خود به چند دسته تقسيم مى‌شوند:
نخست، تفاسير قرآن و منابع روايى: قرآن و روايت از منابع معرفتى به شمار مى‌آيند كه براى برخى از علوم متد، پيش فرض و هدف تعيين مى‌كنند و براى برخى ديگر ويژگى‌ها و شاخصه‌هاى كلى. امّا در قبال علومى كه در حوزه تخصص قرآن و حديث نيستند، اين دو منبع از مآخذ درجه دوم و غير مستقيم به شمار مى‌آيند يا صرفاً به فهم متن و تطوّر فهم آن در ارتباط با واقعيت كمك مى‌كنند؛ از اين رو تشخيص و تعيين احاديث و آيات مرتبط با پديده سياست، قبل از هر چيز نياز به بررسى تاريخچه تعامل عقل مسلمانان با چنين متونى را دارد. براى دسترسى به تطور تاريخى تعامل عقل مسلمانان با متون قرآن و حديث، نمى‌توان به فهم يا تفسير خاصى مقيد شد و گمان برد كه چنين تفاسير و شروحى نيز از تقدس و احترام برخوردارند، بلكه با ديده‌اى كه حاكى از بشرى بودن تلاش براى فهم متن است بدان نزديك مى‌شويم.
دوم، كتاب‌هاى فقهى گسترده يا موجز: به ويژه برخى از منابع كه در آن متونى نقل شده است، همچون ردالمختار على الدر المختار از ابن عابدين و احياء علوم الدين از غزالى به خاطر بخش‌هاى امامت، بيع، خروج، امر به معروف و نهى از منكر و...
سوم، كتاب‌هاى اصول فقه: به ويژه بخش‌هاى مختلف آن همچون استحسان، مصالح مرسله، سدّ ذرايع، بخش مقاصد و مراتب...
چهارم، بخش‌هاى امامت در منابع كلامى: اين موضوع يكى از مسائل مورد بحث در اين علم است كه بر سر آن نزاع‌هاى فروانى صورت گرفته و فرق و مذاهب متعددى در اثر آن منشعب شده‌اند. شايد يكى از شناخته شده‌ترين منابع در اين زمينه كتاب مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين از ابوالحسن اشعرى باشد.
پنجم، خطبه‌هاى خلفاى راشدين و عهدنامه‌هايى كه به واليان و امرا داده‌اند: نامه‌هاى علما به خلفا نيز در زمره همين دسته جاى مى‌گيرند، همچون نامه شافعى به هارون الرشيد يا نامه‌هاى سعيد بن مسيب و سعيد بن جبير و ديگران. قلقشندى در دائرةالمعارف خود صبح الاعشى فى صناعة الانشاء بسيارى از عهدنامه‌هاى خلفا از صدر اسلام تا دوره خودش را گرد آورده است. نامه امام على‌عليه السلام به مالك اشتر نمونه برجسته چنين متونى است.١ در عهدنامه امام على به مالك اشتر شخصيت حاكم و ويژگى‌هايش، نحوه انتخاب كاركنان و كاتبان، و روابط آنها با حاكم از سويى و با رعيت از سوى ديگر تعريف شده و به تفاوت ميان همراهان نيك يا بد و تأثير آنها در سياست‌هاى حاكم اشاره شده است. امام على رواج عدالت و فاصله نگرفتن از مردم را از واجبات حاكم دانسته، چرا كه اين امر اعتماد به مردم را از حاكم سلب نمى‌كند. او از حاكم خواسته كه تجارت و صنعت را رونق بخشد، احتكار را برچيند و بيت‌المال و خزانه دولت را درآمد رعايا بداند و افزايش درآمد رعيت را افزايش قدرت خزانه دولتى تلقى كند. امام على تأكيد كرده كه تأمين امنيت يكى از علل اساسى آبادانى و ثبات قدرت است. او ضرورت استقلال سيستم قضايى و طبيعى بودن احكام متفاوت قضات را مورد توجه قرار داده و در پايان به اقشار جامعه و نحوه برخورد با هر يك پرداخته است.
ششم، كتاب‌هاى دائرة المعارفى كه به انديشه‌ها و موضوعات متعدد پرداخته‌اند: همچون صبح الاعشى از قلقشندى و تأليفات ابوحيان توحيدى و الآداب الشرعيه از ابن مفلح. در بخش‌هايى از اين كتاب‌ها به پديده سياست اشاره شده است؛ براى مثال ابن مفلح فصل‌هايى از كتاب خود را به شورا، بيعت، عدالت، امامت، امر به معروف و نهى از منكر اختصاص داده است. ابن عقيل نيز تأملات خود در روابط بين شريعت و سياست را در كتابش الفنون درج كرده است.

هفتم، منابع تاريخى: اين منابع بر اساس نحوه پرداخت به مسأله سياست به چهار دسته تقسيم مى‌شوند:
١. تواريخ عمومى كه به ارائه تاريخ اسلام در طى سده‌هاى متوالى مى‌پردازند. چنين منابعى همچون تاريخ طبرى، البدايه و النهايه ابن كثير و الكامل ابن اثير براى ثبت و رديابى تطوّر نهادها و مؤسسات حكومتى و تحولات و روابط آن مفيد خواهند بود.
٢. تاريخ سياسى دولت‌ها، كه تنها بر فعل سياسى تكيه دارند، همچون الأمامه و السياسه از ابن قتيبه، تاريخ الخلفا و الملوك از سيوطى، خلاصة الذهب المسبوك مختصر من سيرالملوك از عبدالرحمن اربلى، تاريخ الدول الاسلاميه بالجداول المرضيه از زينى دحلان، رقم الحلل فى نظم الدول از ابن خطيب و المن بالامامه على المستضعفين بأن جعلهم الله أئمة و جعلهم الوارثين از ابن صاحب الصلاة.
٣. تاريخ نظام سياسى و حاكمان: منابع مذكور به سلسله، دوره يا حاكم مشخصى مى‌پردازند، مانند التحفه الملوكيه فى الدولة التركيه، الروضتين فى اخبار الدولتين(٣#)، تاريخ عمر بن خطاب از ابن جوزى و سيرة ملك الظاهر يا سيرة صلاح الدين از ابن شدّاد.
٤. تاريخ نهادها به ويژه نهاد وزارت: در اين‌جا ضرورى است اشاره كنيم كه در مورد اين نهاد به عنوان مهم‌ترين نهاد سياسى و تاريخى مسلمانان دو دسته منابع وجود دارند: دسته اول، منابعى كه نظريه‌پردازى كرده‌اند و از طبيعت، انواع، كاركرد و روابط اين نهاد با حاكم و رعيت سخن گفته‌اند. اين دسته از منابع جزو منابع تخصصى ميراث سياسى جاى مى‌گيرند. دسته‌اى ديگر از منابع به تاريخ تطوّر اين نهاد يا به تاريخ وزرا پرداخته‌اند و از آن‌جا كه بيش از آن‌كه سياسى باشند تاريخى‌اند در ضمن منابع غير تخصصى قرار خواهند گرفت. مهم‌ترين كتاب‌هايى كه درباره نهاد وزارت نوشته شده عبارتند از: اخبار الكتاب از داوود بن جراّح (متوفاى سده سوم)، الوزراء از محمد بن داوود جراح (متوفاى ٢٩٦ ه)، الوزراء از نفطويه ابراهيم بن محمد(متوفاى ٣٢٣ ه)، الوزراء و الكتاب از جهشيارى (متوفاى ٣٣١ ه)، الوزراء از محمد بن يحيى الصولى (متوفاى ٣٣٥ ه)، مباسطة الوزراء از ابن خلاد رامهرمزى (متوفاى ٣٦٠ ه)، اخبار الوزراء از صاحب بن عباد (متوفاى ٣٨٥ ه)، تحفة الامراء من تاريخ الوزراء از هلال بن حسن صابى (متوفاى ٤٤٨ ه)، الوزراء از ابن ماكولا (متوفاى ٤٨٥ ه)، الاشاره الى من نال الوزارة از ابن صيرفى، اخبار الوزراء از محمد بن عبدالملك همدانى (متوفاى ٥٢١ ه)، النكت العصرية فى اخبار الوزراء المصريّه از عماره يمنى (متوفاى ٥٦٩ ه)، اخبار الوزراء از ابراهيم بن موسى واسطى، تحفة الوزراء و بهجة النعماء از محمد بن ابراهيم آدِرنِوى (متوفاى ١١٣٦ ه)، الوزراء از خليل بن حسن، الوزراء محمد اقليدى (متوفاى ٧٠٥ ه)، الوزراء از على بن فتح معروف به المطوَّق، الوزراء از ابى عبدالله محمد بن احمد فارسى، تحفة الوزراء ابى القاسم بلخى و غرر الخصائص الواضحه و عرر النقائص الفاضحه از يحيى بن وطواط و منابع فروان ديگر.

هشتم، ادبيات مردمى يا تاريخ‌نگارى مردم، علما و صالحان: اين منابع از آن‌جا كه به جامعه؛ اعم از توده مردم يا علما، مى‌پردازند معرفت ما را به دو طرف روابط سياسى ميان حاكم و محكوم كامل مى‌كنند و مانع اكتفاى احتمالى محقق به تواريخ سياسى مى‌شود، چرا كه از تواريخ سياسى بيشتر بر رأس مردم جامعه متمركز شده‌اند تا قاعده آن.
نهم، كتاب‌هاى تعريفات و فرهنگ‌هاى لغت: اين منابع براى فهم معانى و مفاهيم واژه‌هاى سياسى از مهم‌ترين منابع به شمار مى‌آيند. بدين وسيله بدون آن‌كه مفاهيم جديد را بر آن بار كنيم مى‌توان بيانات سياسى و ميراثى را بى‌واسطه و از زبان خودش دريافت كرد. استفاده از منابع مورد نظر در تمامى مراحلِ تعامل با انديشه، ضرورت دارد تا از به خطا رفتن ذهن و بار كردن مفاهيم نو سياسى بر واژه‌هاى ميراثى پيشگيرى شود. از جمله مهم‌ترين منابع در اين زمينه عبارتند از: تعريفات العلوم از ملا احمد شراوانى (متوفاى ١٠٣٦ ه / ١٦٢٦م)٢، كشاف اصطلاحات الفنون از تهانوى، ابجد العلوم از حسن صديق خان، التعريفات از جرجانى، اساس البلاغة از زمخشرى، الفروق فى اللغه از ابى هلال عسكرى، المفردات از اصفهانى، مفاتيح العلوم از خوارزمى، الفروق و منع الترادف از حكيم ترمذى و منابع فراوان ديگر.
به گمان من، منابع ياد شده به طور غير مستقيم به پديده سياست پرداخته‌اند. اين‌جا تأكيد بر اين نكته الزامى است كه دسته‌بندى منابع به مستقيم و غيرمستقيم به معناى اهميت يا اولويت دسته اول يا دوم نيست، بلكه بدين گونه، منابعى كه صرفاً به پديده سياست پرداخته‌اند از ديگر منابع تفكيك شده است. بحث دوم از فصل دوم: منابع سياسى تخصصى‌
هر تحقيقى در انديشه سياسى اسلام يا هر يك از مسائل آن منابع تخصصى موضوع بحث پيش روى شماست. ناچار بايد بر منابع تخصصى مبتنى باشد. از آن‌جا كه منابع ارائه شده در اين فصل براساس متد ذكر شده در آغاز بحث، گردآورى شده‌اند، نمى‌توان آن را تمامى منابع ميراث سياسى برشمرد. تحقيق پيش روى شما همه منابع را پوشش نداده و از كتابخانه‌هاى معدودى براى شناسايى نسخ خطى بهره برده است. پيش از ارائه منابع شناسايى شده بايد به متد چينش و نحوه بررسى آن اشاره كرد:
١. ترتيب منابع براساس ترتيب تاريخى و با توجه به زمان فوت مؤلف يا تاريخ نگارش كتاب‌هاى مجهول المؤلف صورت گرفته است. منابعى كه تاريخ نگارش يا زمان فوت مؤلفشان را نداشتند، در پايان بحث جاى گرفته‌اند، هر چند طى بررسى كتاب‌هاى مورد نظر، انتساب آنها به مقطع تاريخى خاصى مشخص گردد.
٢. در آغاز نام، مختصرى از شرح حال، گرايش‌هاى علمى و مهارت‌هاى مؤلف و سپس نام كتاب‌هاى او به صورت مستقل ذكر مى‌گردد.
٣. نام مؤلفان همراه با كليه القاب و شناسه‌ها ضبط شده تا امكان شناسايى او از جانب تمامى محققان فراهم آيد، چون شرح حال نگاران از روش‌هاى گوناگونى پيروى كرده‌اند. برخى براساس نام و تاريخ وفات و برخى براساس نام و نام پدر و تاريخ فوت و برخى براساس لقب و تاريخ وفات، مؤلفان را دسته‌بندى و چينش كرده‌اند؛ از اين رو نام و القاب مؤلف به صورت كامل همراه با تاريخ وفات آنها درج گرديده است.
٤. مشخصات منابع اعم از نوبت چاپ و محل آن، براى كتاب‌هاى چاپ شده، و شماره و محل نگهدارى براى نسخ خطى همراه با هر منبع ارائه شده است. براى منابعى كه محل نگهدارى آن در اين بررسى روشن نشده، به ذكر مؤلف نگارانى چون ابن نديم، حاجى خليفه و بغدادى از اين تأليفات بسنده كرده‌ايم.
٥. از منابع شناسايى شده ١٠٥ منبع معادل ٥/٣٤ درصد به چاپ رسيده‌اند و ١٢٧ منبع معادل ٥/٤١ درصد نسخ خطى هستند كه محل نگهدارى آنها مشخص است. ٧٥ كتاب باقى‌مانده از ٣٠٧ منبع، كه معادل ٢٤ درصد منابع مورد نظر است، على‌رغم آن‌كه از بين نرفته‌اند امّا چون امكان دسترسى به محل نگهدارى تمامى نسخ جهان برايم فراهم نبود و تنها به معدودى از كتابخانه‌ها مراجعه كردم، نتوانستم، محل نگهدارى آن را مشخص كنم.
٦. هنگام شناسايى مؤلفان، انتساب آنان به هر يك از گرايش‌هاى علمى يا مناصب عاليه در تاريخ مسلمانان مدّ نظر قرار گرفته است، مانند نحوى(٤#)، اصولى(٥#)، شركت كننده در فقه(٦#)، كاتب دربار، وزير، صاحب سرّ. همچنين به گرايش‌هاى فقهى و فرقه‌اى مانند شافعى، حنبلى، زيدى، امامى، معتزلى، اشعرى، ظاهرى و...نيز اشاره شده است.
٧. ملاحظه مى‌شود كه منابع جمع‌آورى شده تمامى مقاطع تاريخى، سرزمين‌ها و مذاهب اسلامى را پوشش مى‌دهند و از اين رو از تمامى بخش‌هاى تاريخ اسلام، سرزمين‌هاى مختلف اسلامى و فرق و مذاهب آن نمايندگى مى‌كنند. منابع ميراث سياسى اسلام‌
عبدالحميد كاتب (متوفاى ١٣٢ ه / ٧٥٠م) [مؤلف شماره ١]
عبدالحميد بن يحيى بن سعد عامرى معروف به كاتب از موالى علاء عامرى و منسوب به بنى عامر. از اهالى قيساريه فلسطين و ساكن شام و از خواص مروان بن محمد آخرين حاكم اموى در شام و كشته شده همراه با امويان به دست عباسيان در ١٣٢ ه .٣
١. رسالة فى نصيحة ولى العهد.٤
٢. نصيحة الكتاب(٧#) و ما يلزم ان يكونوا عليه من الاخلاق و الآداب.٥
عبدالله بن مقفّع ( ١٠٩ - ١٤٥ ه /٧٢٨ - ٧٦٢م) [مؤلف شماره ٢]
كاتب و شاعر و مترجم متون از فارسى به عربى، فارس و بزرگ شده در بصره و متولى كتابت در ديوان منصور عباسى. به زنديق متهم شد، آن‌گاه امير بصره شعبان بن معاويه مُهَلَّبى او را به قتل رسانيد.٦
٣. الدّرة اليتيمة و الجوهره الثمينه:٧
او در اين كتاب بر نقش دانشمندان به ويژه علماى دين و نيز بر جوانمردان در نظام سياسى تأكيد خاصى كرده و كسب مشروعيت از اين دسته در سطح كل قلمرو، مناطق، بخش‌ها و روستاها را براى حاكم واجب شمرده است. ابن مقفع سپس پادشاهان را به سه دسته پادشاهان دين، پادشاهان اراده و پادشاهان هوس تقسيم كرده است. بعدها ابن خلدون اين تقسيم را از او گرفت و ارتقا بخشيد. ابن مقفع در ادامه نقش واليان را جويا شدن از احوال رعيت و عدم برخورد با آنها براساس گمان مى‌داند و تأمل و دورى از شتابزدگى را پيش از صدور احكام و فرمان‌ها ضرورى مى‌داند.
٤. رسالة الصحابة:٨
او اين رساله را به خليفه منصور عباسى اهدا كرد. احتمال دارد - براساس نظر بروكلمن - اين كتاب يادداشت‌هاى خصوصى مؤلف باشد كه به دنبال انتشار آن نبوده است. ابن مقفع به دستور عيسى بن على و برادرش سليمان والى بصره آن را تأليف كرد و به نحوه كنترل و عدم دخالت نيروى نظامى در امور مدنى و ضرورت اكتفاى آنان به فعاليت‌هاى نظامى پرداخت. از نظر او نمى‌توان در جمع‌آورى ماليات يا در برخورد با مردمى كه بايد براساس عدالت با آنها رفتار شود و حقوقشان مراعات گردد، از نيروى نظامى بهره گرفت. او همچنين به نحوه برخورد حاكم، واليان و كارگزاران با اطرافيان خود و شرايط و قواعدى كه آنان در اين زمينه بايد رعايت كنند پرداخته است.
محمد الاحول (شيطان الطاق) (زنده در ١٤٨ ه / ٧٦٥م) [مؤلف شماره ٣]
محمد بن على بن نعمان بن ابى طريفه بجلّى أحول(٨#)، كوفى، صيرفى، ملقب به شيطان الطاق،(٩#) متكلّم و از اصحاب امام جعفر صادق‌عليه السلام‌٩،
٥ . الامامة.١٠
٦. الرد على المعتزلة فى إمامة المفضول.١١
ابويوسف (١١٣ - ١٨٢ ه / ٧٣١ - ٧٩٨) [مؤلف شماره ٤]
ابويوسف يعقوب بن ابراهيم بن حبيب انصارى، فقيه، اصولى، مجتهد، محدث، حافظ، عالم به تفسير و مغازى و ايام العرب. اولين مؤلف در زمينه روابط خارجى يعنى محمدحسن شيبانى صاحب السير الكبير و الصغير و نيز ابن حنبل و ابوحنيفه نعمان از او روايت كرده‌اند. متولى مقام قضاوت در دوره المهدى، الهادى و هارون الرشيد بود و به عنوان قاضى القضاة شناخته شد و در بغداد از دنيا رفت.١٢
٧. كتاب الخراج:١٣
اين كتاب بنا به خواسته هارون الرشيد نوشته شده است. ابو يوسف در اين كتاب ابتدا نصايح كلّى، نحوه برخورد با خواص و توده مردم سخن مى‌گويد. سپس در چند بخش ضمن اشاره به خراج، فى‌ء، احياء موات، غنايم و...به درآمدها و هزينه‌هاى دولت مى‌پردازد و علاوه بر آن، حقوق و وظايف اهل ذمه را بررسى مى‌كند و بر ضرورت توجه به نظام قانونى و برخورد با قانون گريزان چون جانيان و دزدان تأكيد مى‌ورزد.
هشام بن حكم (متوفاى ١٩٩ ه / ٨١٥م) [مؤلف شماره ٥]
هشام بن حكم شيبانى از موالى بنى شيبان، كوفى، شيعى، متكلم، مناظره كننده، متولد كوفه، بزرگ شده در واسط و ساكن بغداد، بريده از همه و همنشين با يحيى بن خالد برمكى و متوفاى در كوفه.١٤
٨. اختلاف الناس فى الامامة.١٥
٩. التدبير فى الامامة.١٦
يحيى بن آدم القرشى (متوفاى ٢٠٣ ه /٨١٨م) [مؤلف شماره ٦]
قارى، محدّث، حافظ، فقيه، متوفاى در فم الصلح عراق.١٧
١٠. الخراج.١٨
او در اين اثر به بررسى درآمدها و هزينه‌هاى اقتصادى دولت پرداخته و در فصل اول به غنيمت و فى‌ء، اراضى خراج و عُشر، در فصل دوم به تقسيم فى‌ء، وضعيت اهل ذمه و احياى موات، در فصل سوم به اهل ذمه و اهميت مدارا و خوش برخوردى با آنان، احتكار و حقوق آبى و نحوه توزيع برابر منابعى آبى و در فصل پنجم به زكات پرداخته است.
طاهر خزاعى (متوفاى ٢٠٧ ه/٨٢٢) [مؤلف شماره ٧]
طاهر بن حسين بن مصعب خزاعى، متولى نهاد وزارت.١٩
١١. الوصيه فى الاداب الدينيه و السياسة الشرعيه.٢٠
سهل بن هارون (متوفاى ٢١٥ ه / ٨٣٠م) [مؤلف شماره ٨]
فارس، متولد دست مسيان، پيوسته در خدمت مأمون بود تا اين‌كه متولى خزانة الحكمة(١٠#) شد. اديب، كاتب، شاعر و حكيم.٢١
١٢. تدبير الملك و السياسة.٢٢
عبدالملك اصمعى (١٢٢ - ٢١٦ ه / ٧٤٠ - ٨٢١م) [مؤلف شماره ٩]
عبدالملك بن قريب بن عبدالملك بن على بن اصمع باهلى مشهور به أصمعى، اديب، لغوى، اخبارى، محدث، فقيه، اصولى و از اهالى بصره.٢٣
١٣. تقويم السياسة الملوكيه و الاخلاق الاختياريه.٢٤
١٤. كتاب الخراج‌٢٥
قاسم عجلى (متوفاى ٢٢٦ ه / ٨٤١م) [مؤلف شماره ١٠]
قاسم بن عيسى بن ادريس عجلى يكى از فرماندهان مأمون و معتصم‌٢٦ و مشهور به ابى‌دلف مؤسس دولت كُرد به مركزيت شهر كُرج در ٢١٠ - ٢٨٥ ه / ٨٢٥ - ٨٩٨م‌٢٧
١٥. سياسة الملوك.٢٨
شهاب الدين ابن ابى ربيع (متوفاى ٢٢٧ ه /٨٤٢م) [مؤلف شماره ١١]
از سياست‌مداران و حكيمان.٢٩
١٦. سلوك المالك فى تدبير الممالك:٣٠
كتاب مذكور در حالى به خليفه معتصم عباسى اهدا شده كه مؤلف آن را به روش جدول نگارى و شجره نگارى در چهار فصل تنظيم كرده است. در فصل اول، از فلسفه وجود، ضرورت وجود خالق براى جهان هستى و قوانين الهى سخن گفته كه توجيه‌گر ضرورت رسالت انبياست. وجود و جايگاه انسان در اين هستى نيز مستلزم حاكمانى است كه به اداره امور مردم بپردازند و منافع آنان را تأمين كنند؛ فصل دوم، حاوى مضامين اخلاقى و اقسام آن است. اخلاق، انديشه، و تشخيص فضايل سياسى را به عنوان وجه تفاوت انسان و حيوان مطرح مى‌كند و انسان‌ها و نوع بشر را به سه دسته ميانه‌رو، اخلاق‌گرا و اخلاق گريز دسته‌بندى كرده و فضايل كامل انسانى را به حكمت، عفت، شجاعت و عدالت محدود مى‌كند. او در فصل سوم، به اصول عقلى كه انسان ملزم به رعايت و عمل بدانهاست، ماهيات انسان، نقش انسان به عنوان خليفه خداوند در زمين و امورى كه اين نقش به عهده انسان مى‌نهد پرداخته است و در فصل چهارم، اقسام و انواع سياست‌ها را بيان كرده و علل عمران و نحوه بروز تمدن‌ها، خصايص حكومت صالح و مبانى پادشاهى يعنى پادشاه، رعيت، عدالت و تدبير را مورد بررسى قرار داده است.
حسن كرابيسى (متوفاى ٢٤٥ ه/٨٥٩م) [مؤلف شماره ١٢]
حسين بن على بن يزيد كرابيسى، بغدادى، شافعى، محدث، فقيه، اصولى، متكلّم، رجالى، ناقل حديث و از ياران امام شافعى و برگيرندگان علم او. وى از ياران برجسته شافعى شناخته شده است.٣١
١٧. الامامة.٣٢
على بن مهزيار اهوازى (متوفاى ٢٥٠ ه / ٨٦٥م) [مؤلف شماره ١٣]
ابوالحسن على بن مهزيار دروقى، فقيه، شيعه امامى، نصرانى بود و با پدرش مسلمان شد. در اهواز بزرگ شد و از ياران خاص ابوالحسن عسكرى بود. فقيه، مفسر و سهيم در برخى از علوم.٣٣
١٨. ادب الشريعه و أدب السياسة.٣٤
يعقوب كندى (متوفاى ٢٥٢ ه /٨٦٧م) [مؤلف شماره ١٤]
يعقوب بن اسحاق بن صباح بن عمران بن اسماعيل كندى، فيلسوف، دانشمند در طب، فلسفه، حساب، منطق، هندسه، نجوم و....متولد واسط و رشد يافته در بصره، به بغداد نقل مكان كرد و نزد مأمون خليفه عباسى منزلت عظيمى پيدا كرد. در دوره متوكل نزد خليفه از او بدگويى كردند كه منجر به ضرب او و مصادره كتاب‌هايش شد. مدتى بعد كتاب‌هايش را به او پس دادند. وى در بغداد از دنيا رفت.٣٥
١٩. الرساله الكبرى فى السياسة.٣٦
٢٠. رسالة فى السياسة العامة.٣٧
عمرو جاحظ (١٥٠ - ٢٥٥ ه /٧٦٨ - ٨٦٩م) [مؤلف شماره ١٥]
عالم اديب، در تمامى علوم شركت كرده و معتزلى. فرقه جاحظيه به او منسوب است.٣٨
٢١. التاج فى اخلاق الملوك:٣٩
اين كتاب به فتح بن خاقان تقديم شده است. در آغاز مؤلف هدف تأليف اثر را بيان نحوه برخورد متقابل ميان حاكمان و رعيت دانسته است و از اين رو محور بحث در كليه بخش‌هاى كتاب، بهبود روابط سياسى - كه جوهره علم سياست در هر زمان و مكانى است - ميان حاكم و رعيت و با تأكيد بر مبانى اخلاقى و ارزشمدارانه ارائه و فرهنگ سياسى هر دو طرف قرار گرفته است. به همين دليل او نحوه تعيين حدود اقشار و بافت‌هاى تشكيل دهنده جامعه را مورد بررسى قرار داده و به دنبال بيان تنوع ابزارها و وسائل مورد نياز در برخورد با هر دسته به گونه‌اى كه متناسب با جايگاه آن دسته باشد بوده است. از نظر جاحظ، هدف حكومت اصلاح وضعيت رعيت است و بزرگ‌ترين نگرانى و مسأله حكومت را نگرانى رخنه شهوت سلطه به پادشاهان دانسته است.
٢٢. العثمانيه:٤٠
اين كتاب بر محور انديشه امامت به عنوان مسأله‌اى محورى در انديشه سياسى اسلامى در آن دوره تأليف و ديدگاه‌هاى متعدد در اين زمينه طرح شده است. رديه‌هايى بر اين كتاب نوشته شده كه به دوتا از آنها دست يافتم. نخست، نقض العثمانيه‌٤١ از ابى جعفر محمد بن عبدالله اسكافى (متوفاى ٢٤٠ ه/٨٥٤م) متكلم معتزلى بغدادى؛٤٢ دوم، بناء المقالة العلوية فى نقض الرسالة العثمانية للجاحظ٤٣ از احمد بن موسى بن جعفر بن طاووس (متوفاى ٦٧٣ ه /١٢٧٤م) از فقها و محدثان شيعه اماميه اثناعشريه و معروف به فقيه اهل‌البيت.٤٤ هر دو كتاب ديدگاه‌هاى جاحظ در اين كتاب را به نقد كشيده‌اند.
٢٣. استحقاق الامامه:٤٥
اين اثر نيز درباره امامت، هر چند از ديدگاهى متفاوت، نگاشته شده است. او اين كتاب را با اجتماع بشرى، ضرورت وجود قدرت سياسى براى ساماندهى، تأمين نيازهاى جامعه و سركوب شورشيان آغاز مى‌كند. در اين چارچوب به مسائلى چون امامت مفضول، نسب، قرابت، وجود امامان متعدد و خطر آن بر وحدت مسلمانان پرداخته و كاركرد امام را ثبات و پايدارى و نيز حركت جامعه تعيين مى‌كند، چرا كه مردم بدون نظام سياسى به تباهى كشيده مى‌شوند. پس مردم بايد جمع شوند و اهداف خود را محقق سازند. همه اين مسائل تئورى قرارداد اجتماعى كه ده قرن بعد از سخنان جاحظ در اروپا شكل گرفت را به ذهن متبادر مى‌سازد.
٢٤. كتاب الحجاب:٤٦
در آغاز جاحظ بر نصيحت و اهميت نقش آن براى نظام تأكيد كرده و سپس به مسأله حجاب، به عنوان مانعى بشرى يا مادى ميان حاكم و ارتباط مستقيم او با رعيت، با استفاده از احاديث و سخنان سلف صالح در نهى از فاصله گرفتن حاكم از مردم مى‌پردازد. از نظر او، فاصله گرفتن حاكم و دورى او از مردم زمينه مخدوش شدن عدالت و گسترش ظلم را فراهم مى‌آورد. پس بايد پيوند مستقيمى ميان حاكم و رعيت با شرايط و ويژگى‌هاى خاص وجود داشته باشد تا منافع رعيت از چشم حاكم مخفى نماند. از نظر جاحظ، حجاب گرفتن حاكم از رعيت بايد به سازماندهى ورود و خروج ديوان حكومتى محدود گردد.
٢٥. تنبيه الملوك و المكايد:٤٧
اين اثر به تمامه براى تأكيد بر اهميت نيرنگ‌هاى سياسى در تمامى زمينه‌هاى داخلى و خارجى و به طور كلى همه انواع روابط نوشته شده است. جاحظ بر ارزش‌هاى متفاوتى در اين كتاب اشاره كرده كه بر حاكم ضرورى است كه بدان آراسته شود.
٢٦. اخلاق الملوك.٤٨
٢٧. السلطان و اخلاق اهله.٤٩
٢٨. ادب الملوك (بصحبة الملوك نيز گفته شده).٥٠
٢٩. كتاب القضاة و الولاة.٥١
٣٠. مدح التجارة و ذم عمل السلطان.٥٢
محمد زيات (متوفاى ٢٦٢ ه /٨٧٦م) [مؤلف شماره ١٦]
محمد بن حسين بن زيد الزيات همذانى، متكلم شيعه، محدّث، روايات فراوانى را نقل كرده است.٥٣
٣١. كتاب الامامة.٥٤
على طاطرى (زنده در ٢٦٣ه /٨٧٧م) [مؤلف شماره ١٧]
على بن حسن محمد طائى، كوفى، معروف به طاطرى، فقيه و محدّث.٥٥
٣٢. الامامة.٥٦
احمد بن سهل أحول كاتب (متوفاى ٢٧٠ه /٨٨٣م) [مؤلف شماره ١٨]
از كاتبان نخستين و آشنا به حرفه خراج.٥٧
٣٣. كتاب الخراج.٥٨
ابوعبدالله بن مسلم بن قتيبه دينورى (٢١٣ - ٢٧٦ ه / ٨٢٤ - ٨٨٩م) [مؤلف شماره ١٩]
از دانشمندان، اديبان و حافظان، امام در لغت، آگاه به مسائل مشكل قرآن، احاديث غريب و اشعار دقيق. نخستين كسى است كه وارد عرصه نقد ادبى شد. كتاب الامامه و السياسه او تاريخ نهاد خلافت به شمار مى‌رود. بسيارى در انتساب اين كتاب به او شك كرده‌اند از جمله خاورشناسى به نام غانيفوس و دكتر دوزى.٥٩
٣٤. كتاب السلطان:٦٠
او در اين كتاب در بحث سيره و سياست سلطان به نحوه انتخاب كارگزاران، راه و روش برخورد با ملازمان و همدمان، مشورت گرفتن، تصميم‌گيرى و نتايج ناگوار كامجويى و اقدام براساس حدس و گمان پرداخته و آن‌گاه به نهادهاى دولتى چون كاتبان، كارگزاران، قضات، نحوه انتخاب، مقررات كارى و نظارت بر آنها اشاره مى‌كند. دينورى به بررسى مسأله حجاب و فاصله گرفتن حاكم از مردم هم مى‌پردازد و در آن‌جا از نتايج ناگوار ظلم و ضرورت طاعت و نصيحت سخن مى‌گويد.
احمد طيفور (٢٠٤ - ٢٨٠ه / ٨١٩ - ٨٩٣م) [مؤلف شماره ٢٠]
احمد بن طاهر طيفور مروزى، شاعر، راوى و سخن گويى بليغ، متولد و متوفاى بغداد.٦١
٣٥. الملك الصالح و الوزير المعين.٦٢
٣٦. خبرالملك العادل فى تدبير المملكة و السياسة.٦٣
ابراهيم ثقفى (متوفاى ٢٨٣ه / ٨٩٦م) [مؤلف شماره ٢١]
ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال ثقفى، كوفى، شافعى، محدّث، مورخ، فقيه، در آغاز زيدى بود و سپس به اماميه اثنا عشريه گرايش يافت.٦٤
٣٧. كتاب الامامه.٦٥
٣٨. كتاب الشورى.٦٦
احمد بن طيب سرخسى (متوفاى ٢٨٦ ه / ٨٩٩م) [مؤلف شماره ٢٢]
احمد بن مروان طيب سرخسى، دانشمند، حكيم، اديب، از شاگردان كندى فيلسوف، معلم خليفه معتضد عباسى و نديم و يار مخصوص خليفه و متولى نهاد حسبه در بغداد.٦٧
٣٩. كتاب السياسة.٦٨
٤٠. الحسبة الكبرى.٦٩
٤١. الحسبه الصغرى.٧٠
يحيى بن حسين الهادى الى الحق (٢٤٥ - ٢٩٨ه / ٨٥٩ - ٩١٠م) [مؤلف شماره ٢٣]
ابوالحسن يحيى بن حسين بن قاسم بن ابراهيم، الهادى الحق، مؤسس و امام زيديه يمن.٧١
٤٢. مسألة فى الامامة.٧٢
٤٣. فى تثبيت الامامة.٧٣
عبيدالله خزاعى (متوفاى ٣٠٠ه /٩١٣م) [مؤلف شماره ٢٤]
عبيدالله بن عبدالله بن طاهر بن حسين بن مصعب بن زريق بن ماهان(١١#) خزاعى بغدادى، شاعر ساده نويس، امير، متولى شرطه در بغداد در زمانى كه محمد بن عبدالله بن طاهر در بغداد امارت داشت.٧٤
٤٤. رسالة فى السياسة الملوكيه.٧٥
عبدالله بن شريشر (متوفاى ٣٠٣ه / ٩٠٦م)[ مؤلف شماره ٢٥]
عبدالله بن محمد انبارى ناشى‌ء، معروف به ابن شريشر، متكلم، منطقى، عروضى، نحوى، شاعر، از اهالى انبار، مدت طولانى ساكن بغداد بود تا آن‌كه به مصر رفت و در آن‌جا تا وفات خود باقى ماند.٧٦
٤٥. مسائل الامامة.٧٧
حسن اطروش (٢٣٠ - ٣٠٤ه / ٨٤٥ - ٩١٧م) [مؤلف شماره ٢٦]
حسن‌بن على‌بن حسن‌بن على‌بن محمدبن‌على بن حسين‌بن على‌بن ابى‌طالب‌عليه السلام، حسينى، هاشمى، أطروش، سومين امام دولت علويان طبرستان، دانشمند، صاحب مباحثى در تفسير، كلام، فقه، حديث، ادبيات، اخبار، لغت و شعر.٧٨
٤٦. الامامة.٧٩
٤٧. الاحتساب.٨٠
محمد واسطى (متوفاى ٣٠٦ه / ٩١٨م)[مؤلف شماره ٢٧]
محمدبن زيدبن على‌بن حسين واسطى، بغدادى، معتزلى از علماى كلام.٨١
٤٨. الامامه.٨٢
حسين حلاج (متوفاى ٣٠٩ه / ٩٢٢م) [مؤلف شماره ٢٨]
حسين بن منصور حلاج فارسى، بيضاوى، بغدادى، صوفى، متكلم، در بغداد كشته شد.٨٣
٤٩. السياسه و الخلفاء و الامراء.٨٤
على بن ماشطه (زنده در ٣١٠ه / ٩٢٢م) [مؤلف شماره ٢٩]
على بن حسن معروف به ابن ماشطه، كاتب، متبهر در حساب و خراج.٨٥
٥٠. كتاب الخراج.٨٦
احمدبن سليمان بن بشار كاتب‌٨٧ (متوفاى ٣١٢ه / ٩٢٤م) [مؤلف شماره ٣٠]
٥١. كتاب الخراج.٨٨
قدامةبن جعفر (زنده در ٣٢٠ه / ٩٣٢م) [مؤلف شماره ٣١]
جعفربن قدامة بن زياده معروف به قدامة بن جعفر از كاتبان و داراى كتابى در فن كتابت.٨٩
٥٢. الخراج و صناعة الكتابة:٩٠
كتاب مذكور متشكل از هشت منزل و هر منزل شامل ابواب متعددى است. چهار منزل اول اين كتاب از دست رفته و درباره محتواى آن تنها مشخص است كه منزل سوم درباره بلاغت و منزل چهارم درباره ديوان انشا كه كاركرد وزارت خارجه امروزى را ايفا مى‌كرده بوده است. منزل پنجم كه آغاز بخش چاپ شده است به يازده باب تقسيم مى‌شود و طى آن مؤلف ضمن گزارش دقيقى از شكل‌گيرى، وظايف و روابط مؤسسات و نهادهاى اساسى دولت با يكديگر به بررسى اين مؤسسات پرداخته و با تكيه بر آنچه امروزه سياست‌هاى كلى شناخته مى‌شود سخن گفته است. به بيانى واضح‌تر، او ضمن ربط سياست‌هاى كلى با خراج، نهاد خراج را به عنوان مدخلى در بررسى خود مدّ نظر قرار داده و سپس ديوان‌هاى نظامى، نفقه، بيت المال، رسائل، توقيع، ضرب سكه، مظالم، شرطه، بريد و راه‌ها را مورد مطالعه قرار داده است. جغرافياى سياسى قلمرو اسلامى، سرزمين‌هاى آباد و مردم ساكن در آن محتواى منزل ششم را در هفت باب تشكيل مى‌دهد. مؤلف در منزل هفتم، مباحث اقتصاد سياسى دولت را مطالعه كرده، تمامى منابع مالى دولت و برآورد درآمدهاى دولت در دوره خودش را توصيف كرده است. منزل هشتم اين كتاب كه جزو مجموعه تحقيق شده نبود، به كتاب تحفة الوزراء ثعالبى پيوست شده بود. مؤلف در اين منزل به علل شكل‌گيرى جامعه و نيازهاى اصلى كه موجب پيدايش جوامع سياسى، پادشاهى و امامت مردم پرداخته و سپس روابط حاكم و رعيت و شرايط و مقرراتى كه هر يك از طرفين بايد آن را رعايت كنند را مد نظر قرار داده است.
شلمغانى (متوفاى ٣٢٢ه / ٩٣٤م)[ مؤلف شماره ٣٢]
ابوجعفر محمد بن على شلمغانى، معروف به ابن ابى عزاقر، متألّه و بدعت گذار، در آغاز امامى بود؛ سپس ادعا كرد كه خداوند در او حلول كرده است و شريعتى را تأسيس كرد كه بر اساس آن خداوند در هر انسان به اندازه خودش حلول مى‌كند. ابن فرات وزير از او حمايت مى‌كرد. علما خون او را هدر دانستند؛ از اين رو الراضى بالله عباسى او را به قتل رسانيد و جسدش را سوزانيد تا پيروانش او را مقدس نشمارند.٩١
٥٣. كتاب الامامة.٩٢
احمد بلخى (٢٣٥ - ٣٢٢ه / ٨٤٩ - ٩٣٤م) [مؤلف شماره ٣٣]
ابو زيد احمد بن سهل بلخى، دانشمندى كه در تأليفات خود به روش فلاسفه عمل كرده است، در آغاز آموزگار بچه‌ها بود، اما علم او را به مراتب بالا رسانيد.٩٣
٥٤. السياسة الصغيرة.٩٤
٥٥. السياسة الكبيره.٩٥
ابوالحسن اشعرى (٢٧٠ - ٣٣٠ه / ٨٨٣ - ٩٤٢م) [مؤلف شماره ٣٤]
على بن اسماعيل بن اسحاق بن سالم، نسبش به ابوموسى اشعرى يمانى باز مى‌گردد. بصرى، متكلم، آشنا با برخى علوم، اشعريان بدو منسوبند. در بصره به دنيا آمد و در بغداد سكونت گزيد و در آن‌جا از دنيا رفت.٩٦
٥٦. كتاب الامامة.٩٧
احمد بن عقده كوفى (٢٤٩ - ٣٣٢ه / ٨٦٣ - ٩٤٤م) [مؤلف شماره ٣٥]
احمد بن سعيد بن عقده كوفى، از موالى بنى هاشم، محدّث و حافظ.٩٨
٥٧. كتاب شورى.٩٩
على بن جراح (٢٤٥ - ٣٣٤ه / ٨٥٩ ٩٤٦م) [مؤلف شماره ٣٦]
على بن عيسى بن داوود بن جراح بغدادى، اديب، نثر نويس، مفسر، تاريخ نگار، سياسى، وزير براى المقتدر بالله خليفه عباسى، دو يا سه بار متولى وزارت گرديد.
٥٨. الكُتاب و سياسة المملكة و سير الخلفاء.١٠٠
احمد بن دايه (متوفاى ٣٣٤ه / ٩٤٦م) [مؤلف شماره ٣٧]
احمد بن يوسف بن ابراهيم بن دايه، از كاتبان و وزراى مصر. كتابى درباره زندگانى احمد بن طولون نوشته است.١٠١
٥٩. سياسة الامراء و ولاة الجنود المتضمن لثلاثة عهود:١٠٢
به گفته ابن دايه اين كتاب چكيده كتاب سياست افلاطون است؛ اما دكتر عبدالرحمن بدوى تأكيد كرده كه اين كتاب ترجمه نيست، بلكه تأليفى متأثر از انديشه‌هاى يونانى است. انگيزه مؤلف از تأليف اين كتاب آن بوده كه ردّيه بر كسانى كه به حكمت فارسى تعصب نشان مى‌دهند و يونانيان را به كوتاهى در سياست متهم مى‌كنند بنويسد تا ثابت كند در حوزه حكمت سياسى يونانيان شأنى كمتر از فارس‌ها ندارند. كتاب به سه عهدنامه مى‌پردازد: عهدنامه پادشاه براى پسرش كه در آن وظايف و مسؤوليت‌ها و صفات پادشاه را براى پسرش تعريف مى‌كند؛ عهدنامه وزير براى پسرش كه ويژگى‌هاى منصب وزارت، وزير و نقش و رفتار او در آن طرح شده و عهدنامه عامى براى پسرش كه از ويژگى‌ها و مسؤوليت‌هاى سياسى شهروندان سخن برآمده است. گويا مؤلف با رويكردى روانى به عناصر روابط سياسى جامعه پرداخته و بر رفتار سياسى و فرهنگ سياسى متمركز شده است.
ابونصر محمد فارابى (٢٦٠ - ٣٣٩ه / ٨٧٤ - ٩٥٠م) [مؤلف شماره ٣٨]
محمد بن محمد بن اوزلغ بن طرخان فارابى منسوب به فاراب، از شهرهاى قزاقستان(١٢#) ملقب به معلم دوم، حكيم، رياضى‌دان، طبيب، موسيقى دان، آشنا به زبان تركى، فارسى، يونانى و سريانى. در فاراب به دنيا آمد، عربى را خوب فرا گرفت، بخشى از دانش خود را از متّى بن يونس فرا گرفت، به حران رفت و همنشين يوحنا بن جيلان شد، به مصر رفته و سپس به دمشق بازگشت و در آن اقامت كرد و در همان جا از دنيا رفت.١٠٣
٦٠. السياسة:١٠٤
هدف مؤلف از تأليف اين كتاب، بيان مقررات سياسى عام المنفعه‌اى است كه همه اقشار و طبقات جامعه در رفتارشان با اعضاى طبقه خود، طبقات بالا و پايين مى‌توانند از آن بهره برند، چون هر دسته از اينها سياستى متفاوت با دسته ديگر دارند. سپس قواى فكرى و حيوانى را طرح كرده و آن را به رفتار سياسى ارتباط مى‌دهد. شكل‌گيرى جامعه سياسى، نقش انبيا و بررسى رفتار سياسى انسان طى مجموعه‌اى از ارزش‌ها مانند عدالت، مشورت، نصيحت و رازدارى موضوعات ديگرى است كه او بدان پرداخته است.
٦١. السياسة المدنيه:١٠٥
او در اين كتاب سخن خود را با عقل فعال (خداوند) آغاز مى‌كند و ضمن اشاره به تفاوت‌هاى عقلى انسان و حيوان به جوامع مدنى مى‌پردازد و آنها را به سه دسته عظمى، وسطى، صغرى، تقسيم مى‌كند و جايگاه انسان در جامعه را به دو حالت محدود مى‌كند: رئيسى كه كه مرئوس نيست و رئيسى كه مرئوس است و حالت اول را در حاكم فيلسوف محصور مى‌داند. آن‌گاه فارابى مدينه فاضله و شهرهاى غير فاضله همچون فاسقه، ظالمه، جاهله،... را دسته بندى مى‌كند.
٦٢. تحصيل السعاده:١٠٦
فارابى در اين كتاب به دنبال تأمين سعادت و چگونگى تحقق آن براى امت‌ها و انسان‌هاست. فارابى فضايل را در چهار دسته نظرى، خلقى، فكرى و عملى تقسيم مى‌كند و فضيلت شايسته براى هر دسته را بر مى‌شمارد؛ براى مثال فرد نظامى بايد از فضايل فكرى و بدنى بهره‌مند باشد. او بر نقش شاه در تربيت دسته‌هاى گوناگون جامعه براساس فضايل شايسته هر دسته تأكيد دارد.
٦٣. آراء اهل المدينة الفاضلة:١٠٧
كتاب با صفات موجود اول آغاز مى‌شود، سپس از نفس انسان، قابليت‌ها، توان و نحوه شكل يابى آن، عوامل شكل‌گيرى جوامع بشرى، علت نياز انسان به جامعه، علت ضرورت وجود رئيس، ويژگى مدينه فاضله و مدينه‌هاى روياروى آن، فنون و صنايع مورد نياز اين مدينه، ديدگاه‌هاى ساكنان مدينه جاهله و فاسقه سخن به ميان مى‌آيد. بنا به نظر فارابى، جوامع انسانى به دو گروه كامل و ناقص تقسيم مى‌شوند. جوامع تكامل يافته خود سه دسته‌اند: بزرگ، متوسط و كوچك كه او از آنها به معموره، امت و مدينه ياد مى‌كند. او در بحث جوامع ناقص از روستا، محلّه، كوچه و خيابان و خانه نام مى‌برد. او بر اين ايده است كه برترين نيكى‌ها در مدينه يا جوامع تكامل يافته كوچك به دست مى‌آيد و نه در سطوح پايين‌تر.
ابوبكر محمد بن عبدالله برذعى (متوفاى ٣٤٠ه / ٩٥١م) [مؤلف شماره ٣٩]
در يكى از توابع آذربايجان به دنيا آمد و جزو خوارج بود.١٠٨
٦٤. كتاب الامامة.١٠٩
٦٥. نقض كتاب ابن راوندى فى الامامة.١١٠
محمد غلام ثعلب (٢٦١ - ٣٤٥ه / ٨٧٥ - ٩٥٦م) [مؤلف شماره ٤٠]
محمد بن عبدالواحد بن هشام بغدادى، زاهد، معروف به غلام ثعلب، لغوى و متوفاى بغداد.١١١
٦٦. كتاب الشورى‌.١١٢
اخوان الصفا و خلان الوفا (سده ٤ه / ١٠٩م)
آنان مجموعه‌اى بودند كه در سده چهارم هجرى در بصره شكل گرفتند و شاخه‌اى از آنان در بغداد قرار داشت. اخوان الصفا كاملاً شناسايى نشده‌اند و تنها پنج نفر از آنان شناخته شده‌اند كه هنوز ابهامات و ترديدهاى فراوانى در مورد آنان وجود داد كه عبارتند از: ابوسليمان محمدبن نصر بستى معروف به مقدسى، ابوالحسن على بن هارون زنجانى، ابواحمد نهرجورى، عوضى و زيدبن رفاعة. اعضاى اين تشكل در چهار رتبه قرار مى‌گرفتند. در مرتبه اول جوانان بيش از پانزده سال سن قرار مى‌گرفتند كه حرفه و صنعت خاصى را دنبال مى‌كردند. به اين سه دسته الاخوان الابرار گفته مى‌شده؛ در مرتبه بعد رؤسا و مديرانى قرار مى‌گرفتند كه حداقل سى سال داشته باشند و حكمت و عقل آنها پذيرفته شده باشد. به اين دسته الاخيار الفضلاء گفته مى‌شد؛ در مرتبه سوم شاهان صاحب سلطنت قرار مى‌گرفتند كه چهل سال تمام داشته باشند و به عنوان كسانى كه جهت حفظ قوانين الهى مى‌كوشند شناخته شده باشند و الاخوان الفضلاء الكرام خوانده مى‌شوند؛ در مرتبه چهارم برگزيدگانى بودند كه حداقل پنجاه سال داشته باشند... .١١٣
٦٧. سرالاسرار لتأسيس السياسة و ترتيب الرئاسة.١١٤
اين كتاب به موضوعاتى چون انواع شاهان، رفتار و منش شاهانه، سيماى عدالت، تعداد وزرا، روش مديريت و سياست آنان، سفرا، كاتبان، ناظران مردم، خراج، اداره فرمانده‌هان و سربازان و جنگ‌ها پرداخته است.
ابوالقاسم بغدادى (متوفاى ٣٤٥ه / ٩٥٦م) [مؤلف شماره ٤٢]
عبيد الله بن احمد بن عبيدالله بن حسين بن حسن بن فيروز كلوذانى، از فضلا و ديواندار ديوان سواد.١١٥
٦٨. الخراج.١١٦
اين كتاب دو بار و در سال‌هاى ٣٢٦ و ٣٣٦ه به نگارش درآمده است.
محمد كندى (٢٨٣ - ٣٥٠ه / ٨٩٧ - ٩٦١م) [مؤلف شماره ٤٣]
محمد بن يوسف بن يعقوب كندى تجيبى، تاريخ‌نگار، نسب شناس، محدّث، متولد مصر و متوفاى در شهر فسطاط مصر.١١٧
٦٩. كتاب الولاة و القضاة.١١٨
عبدالعزيز بن حاجب نعمان (متوفاى ٣٥١ه / ٩٦٢م) [مؤلف شماره ٤٤]
عبد العزيز بن ابراهيم بن حاجب النعمان، كاتب ديوانى، متولى ديوان سواد در روزگار معزالدوله.١١٩
٧٠. انس ذوى الفضل فى الولاية و العزل.١٢٠
على فرّاء (متوفاى ٣٥٢ه / ٩٦٣م) [مؤلف شماره ٤٥]
على بن حسين بن على العيسى فرّاء، مورخ مصرى و فقيه مذهب مالكى.١٢١
٧١. محاسن الملوك.١٢٢
ابراهيم قلانسى (متوفاى ٣٥٩ه / ٩٧٠م) [مؤلف شماره ٤٦]
ابراهيم بن عبدالله معروف به قلانسى زبيدى، فقيه و آشنا با علم كلام.١٢٣
٧٢. الامامة.١٢٤
محمد قمّى (متوفاى ٣٦٨ه / ٩٧٨م) [مؤلف شماره ٤٧]
محمد بن احمد بن داوود بن على قمى، فقيه، محدث و از بزرگان قم.١٢٥
٧٣. الرسالة فى عمل السلطان.١٢٦
اسحاق بن شريح (٣٠٠ - ٣٧٧ه / ٩١٣ - ٩٩٢م) [مؤلف شماره ٤٨]
اسحاق بن يحيى بن شريح، نصرانى، معروف به ابن زرقاله، شناخت زيادى از امور ديوانى و نظارت بر كاركنان داشت.١٢٧
٧٤. الخراج:١٢٨
اين كتاب در دو جلد تدوين شده است.١٢٩
ابن بابويه قمى (٣٠٦ - ٣٨١ه / ٩١٨ - ٩٩١م) [مؤلف شماره ٤٩]
محمد بن على بن حسين بن موسى بابويه قمى معروف به شيخ صدوق، محدث، از بزرگان اماميه، صاحب كتاب من لايحضره الفقيه كه زير بناى انديشه ولايت فقيه [امام‌] خمينى است، و از نوادر در ميان قميان است، در رى سكونت گزيد و در خراسان جايگاه بلندى به دست آورد. در رى دفن شد. حدود سيصد اثر از خود بر جاى نهاده است.١٣٠
٧٥. الامامه و التبصرة من الخيرة.١٣١
٧٦. السلطان.١٣٢
٧٧. كتاب الشورى.١٣٣
صاحب بن عباد (٣٢٦ - ٣٨٥ه / ٩٣٧ - ٩٩٥م) [مؤلف شماره ٥٠]
اسماعيل‌بن عبادبن عباس‌بن عبادبن احمدبن ادريس طالقانى معروف به صاحب، نويسنده، اديب، سياسى، آشنا با بسيارى از علوم، متولد اصطخر. گفته شده در طالقان به دنيا آمده، متولى وزارت براى مؤيد الدوله‌بن بويه‌بن ركن الدوله، متوفاى رى.١٣٤
٧٨. كتاب الوزاره.١٣٥
٧٩. كتاب الامامة.١٣٦پى‌نوشت‌ها ١#) محقق مصرى و داراى دكتراى علوم سياسى از دانشگاه قاهره. ١. متن مورد نظر توسط محمد عبده با عنوان مقتبس السياسة و سياج الرياسة و نيز توسط توفيق الفكيكى با عنوان الراعى و الرعيه: المثل الاعلى للحكم الديمقراطى فى الاسلام شرح عهد الامام على الى الاشتر النخعى حين ولاه مصر در چاپخانه اسعد بغداد در ١٩٦٢م. به چاپ رسيده است. ٢. زركلى، الاعلام، ج ٣، ص ٢٨٩ - ٢٩٠. ٢#) دانش آموخته حوزه علميه قم و پژوهشگر. ٣. نسخه‌اى خطى در كتابخانه الوطنيه در تونس: بخش‌هاى مربوط به تعريف علم سياست در مجله الفكر العربى بيروت،(ش ٢٣، نوامبر و اكتبر ١٩٨١م) به چاپ رسيده است. ٣#) تاريخ محمود و صلاح الدين ايوبى. ٤. منتشر شده به همراه كتاب عبدالرزاق الحصان، نظرة عابرة فى شمالى العراق (بغداد: ١٩٤٠م، ص ١٠٤ - ١٣٤). ٤#) منتسب به نحو. ٥. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٦٥٤. ٥#) منتسب به اصول فقه يا اصول دين. ٦. عمررضا كَحّاله، معجم المؤلفين، ج ٦، ص ١٥٦. ٦#) داراى تلاشى در فقه. ٧. تحقيق و چاپ از محمد كردعلى (قاهره: ١٩٤٥م). احمد رفعت البدراوى نيز آن را در ٥٥ صفحه همراه با مقدمه شكيب ارسلان (بيروت: دارالنجاح، بى‌تا) به چاپ رسانده است. ٧#) كاتب به مسؤول ديوان انشاء، امور خارجه يا ديوان اموال گفته مى‌شد. ٨. ضمن كتاب حسن صعب، علم السياسة (بيروت: دارالعلم للملايين، ١٩٧٧م) و نيز همراه با رسائل البلغاء، گزيده و دسته‌بندى محمدكردعلى (قاهره: لجنة التاليف و الترجمه و النشر، ١٩٥٤م). ٨#) به معناى لوچ - مترجم. ٩. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١١، ص ٦٧ - ٦٨. ٩#) لقبى است كه غيرشيعيان به وى داده‌اند. در ميان شيعه به «مومن الطاق» مشهور است. - فصلنامه. ١٠. ابن نديم، الفهرست، ص ٢٥٠؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، ص ٨. ١٠#) خانه كتاب. ١١. ابن نديم، پيشين، ص ٢٥٠؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، ص ٨. ١١#) نوه طاهر بن حسين مؤسس طاهريان خراسان - مترجم. ١٢. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١٣، ص ٢٤٠. ١٢#) از شهرهاى خراسان بزرگ كه امروزه جزئى از خاك قزاقستان است - مترجم. ١٣. چاپ قاهره، چاپخانه السلفيه، ١٣٥٢ ق . ٢١٧ ص. عبدالعزيز محمد الرحبى متوفاى ١١٨٤ ه / ١٧٧٠م. شرحى بر اين كتاب تحت عنوان فقه الملوك و مفتاح الرتاج، شرح كتاب الخراج، (تحقيق و چاپ احمد الكبيسى) نگاشت. بغداد: ديوان الاوقاف، ١٩٧٣م). ١٤. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١٣، ص ١٤٨. ١٥. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ١، ص ٤٨؛ همو، هدية العارفين، ج ٢، ص ٥٠٧. ١٦. همو، هدية العارفين، ج ٢، ص ٥٠٧. ١٧. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٣، ص ١٨٥ - ١٨٦. ١٨. منتشر شده به وسيله جوينبول (ليدن: ١٨٩٦م) و نيز با تحقيق حسين مونس (قاهره: دار الشروق، چاپ اول، ١٩٨٧م، ١٣٤ ص). ١٩. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٥، ص ٣٥. ٢٠. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٧١١. ٢١. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٤، ص ٢٨٦. ٢٢. ابن نديم در الفهرست، جاحظ در البيان و التبيين، ر.ك: بروكلمان، پيشين، ج ٣، ص ٣٤ - ٣٥. ٢٣. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٦، ص ١٨٧. ٢٤. نسخه خطى واقع در استانبول مكتبة احمد الثالث به شماره ١١١٦ در ٨٧ ورق، و نيز مكتبة نور عثمانية به شماره ٢٥٩٨/١ در ١٠١ ورق و نيز دانشگاه امريكايى بيروت به شماره Mic - A - ٦١٣. ٢٥. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٦٢٣؛ عمررضا كحالة، پيشين، ج ٦، ص ١٨٧. ٢٦. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٨، ص ١٠٩. ٢٧. حسين مونس، اطلس تاريخ اسلام، ص ٢٣٢. ٢٨. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٣٢؛ ابن نديم، پيشين، ص ١٦٩؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٨٢٥. در دار الكتب المصريه نسخه‌اى به شماره ١٣٨٦ طلعت، ٨٧ صفحه، ١٧٦١ ادب، ٤٤ ق وجود دارد كه مؤلف آن نامعلوم است. احتمال مى‌رود اين نسخه همان كتاب باشد، چون براساس بررسى‌هاى به عمل آمده عنوان مشابهى از ديگر مولفان وجود ندارد. ٢٩. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ١٠١ - ١٠٢. ٣٠. تحقيق و بررسى حامد عبدالله ربيع (قاهره: دارالشعب، ١٩٨٣م). نيز با تحقيق ناجى تكريتى (بغداد: دارالشؤون الثقافيه العامه، ١٩٨٧م). چاپ شده بدون تحقيق در قاهره، ١٢٨٦ق . ٣١. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٤، ص ٣٨. ٣٢. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٢٧٢؛ عمررضا كحاله، پيشين، ج ٤، ص ٣٨. ٣٣. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٧، ص ٢٤٧؛ زركلى، پيشين، ج ٥، ص ٢٥ - ٢٦. ٣٤. نسخه خطى در دارالكتب الوطنيه للمخطوطات در تونس به شماره ٢٠٢٩، فهرست استاد حسن حسنى عبدالوهاب. ٣٥. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١٣، ص ٢٤٤. ٣٦. بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، ص ٥٣٧ - ٥٤٤. ٣٧. همان. ٣٨. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٨، ص ٧. ٣٩. تحقيق و نشر احمد زكى (قاهره: مطبعة الاميريه، ١٩١٤م). همچنين تحقيق فوزى عطوى (بيروت: الشركة اللبنانية للكتاب، ١٩٠٧م). ٤٠. تحقيق عبدالسلام هارون (قاهره: دارالكتاب العربى، ١٩٥٥ه ). نيز تحقيق حسن السندوبى و منتشر شده ضمن رسائل جاحظ (قاهره: المكتبه التجاريه الكبرى، ١٩٣٣م، ٢٨٠ص). ٤١. عبدالسلام هارون به صورت پيوستى به رسائل جاحظ اشاره شده و آن را به چاپ رسانيده كه شصت صفحه است. ٤٢. زركلى، پيشين، ج ٦، ص ٢٢١؛ عمررضا كحاله، پيشين، ج ١، ص ٢٠٠. ٤٣. نسخه خطى واقع در مجمع علمى عراقى به شماره ٣/ عقايد، مذاهب، فرق، ردود. ٤٤. زركلى، پيشين، ج ١، ص ٢٦١. ٤٥. تحقيق حسن السندوبى و منتشر شده ضمن رسائل جاحظ (قاهره: مكتبة التجارية الكبرى، ١٩٣٣م) ٣١٠ ص. نيز تحقيق عبدالسلام هارون طى دو رساله به نام‌هاى استحقاق الامامه و الجوابات فى استحقاق الامامة، ضمن رسائل جاحظ چاپ شده (قاهره: الخانجى، ١٩٧٩م) جزء چهارم. ٤٦. تحقيق عبدالسلام هارون، ضمن رسائل جاحظ (قاهره: الخانجى، ١٩٦٥م، ٥٠ص) جزء دوم. ٤٧. نسخه خطى در دارالكتب المصريه به شماره ٢٣٤٥، ٥٦٩٠، ٤٧٩٧ أدب و ميكرو فيلم شماره ١٧٧٠ گرفته شده از كتابخانه كوبريلى در تركيه، ٤٣٨ نگاتيو؛ نيز در معهد المخطوطات العربيه در قاهره به شماره ٦٤٠؛ نيز در مدرسه عبدالرحمن الصائفى در موصل عراق شماره ١٠٦٥ ه . ٤٨. نسخه خطى در اياصوفيه تركيه به شماره ٢٨٢٨؛ بروكلمان، پيشين، ص ١١٥. ٤٩. چاپ شده ضمن رسائل جاحظ، تحقيق سندوبى، شماره ١٨٣ و بروكلمان، پيشين، ص ١٢٤. ٥٠. نسخه خطى در موزه بريتانيا به شماره OR - ٦٤٤٩، بروكلمان، پيشين، ص ١٢٧. ٥١. چاپ شده ضمن رسائل با جاحظ تحقيق السندوبى، شماره ١١٥ و بروكلمان، پيشين، ص ١٢٤. ٥٢. چاپ شده ضمن رسائل جاحظ، مجموعه محمد ساسى المغربى، ص ١٥٥ - ١٦٠؛ مجموعه ريشر، ص ١٨٦ - ١٨٨؛ الخزانه التيموريه، ص ٣٧٦ - ٣٧٩؛ موزه بريتانيايى ٦٥ و ٢٨٦ و چاپ شده در حاشيه الكامل مبرد، ص ١٢٦ - ٢٥١. ٥٣. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٩، ص ٢٤٠. ٥٤. كحاله، همان؛ بغدادى، هيدية العارفين، ج‌٢، ص‌١٧؛ بغدادى، ايضاح المكنون، ج‌٢، ص‌٢٧٢. ٥٥. كحاله، پيشين، ج‌٧، ص‌٦٨. ٥٦. همان. ٥٧. ابن نديم، پيشين، ص ٩٤؛ زركلى، پيشين، ج ١، ص ٢٠٥. ٥٨. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٥١؛ ابن نديم، پيشين، ص ٩٤؛ زركلى، پيشين، ج ١، ص ٢٠٥. زركلى از ابن خلكان نقل كرده كه كتابش مشهور است، امّا از مؤلف خبرى در دست ندارم و تنها براى كتابش به او اشاره كرده‌ام. ٥٩. مقدمه كتاب عيون الاخبار ابن قتيبه (قاهره: سلسله تراثنا، ١٩٦٣م). ٦٠. چاپ شده در مجلد اول عيون الاخبار (قاهره: المؤسسه المصريه العامه للتأليف و النشر، سلسلة تراثنا، ١٩٦٣م) ص ١٠٦؛ به صورت مستقل به كوشش محمدابراهيم آدم الكتبى به چاپ رسيده است (مصر: ١٣٢٤هق /١٩٠٧م). ٦١. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١، ص ٢٥٦- ٢٥٧. ٦٢. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٥١ - ٥٢. ٦٣. همان. ٦٤. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١، ص ٩٥. ٦٥. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٢٧٢؛ زركلى، پيشين، ج ١، ص ٦٠. ٦٦. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٣٠٦؛ زركلى، پيشين، ج ١، ص ٦٠. ٦٧. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ١٧٥. ٦٨. حاجى خليفه، كشف الظنون، ص ٦٦٥، عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ١٧٥. ٦٩. حاجى خليفه، پيشين. ٧٠. همان. ٧١. بروكلمان، پيشين، ج ٣، ص ٣٢٦. ٧٢. نسخه‌اى خطى در موزه بريتانيا به شماره ٢٠٦، E ٧٥,II,III ,XI؛ ،ر.ك: پيشين، ج ٣، ص ٣٢٦. ٧٣. نسخه‌اى خطى در موزه بريتانيا به شماره ٢٠٦، XXX III، ١٢٣، XVI ٢٣٦III ، امبروزيانا، ر.ك: بروكلمان، پيشين، ج ٣، ص ٣٢٦. ٧٤. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٦، ص ٢٤٠. ٧٥. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٦٤٥؛ ابن نديم، پيشين، ص ١٧٠، حاجى خليفه، پيشين، ص ١٤٤١. حاجى خليفه از اين كتاب با عنوان كتاب الرئاسه فى السياسه ياد كرده است. ٧٦. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٦، ص ١١١. ٧٧. به كوشش وان اِس (Van ESS) - (بيروت: المعهد العالمى للابحاث الشرقيه، ١٩٧١م). ٧٨. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٣، ص ٢٥٢. ٧٩. همان. ٨٠. نسخه‌اى خطى در موزه بريتانيايى، پيوست ٤١٣، نسخه‌هاى شرقى به شماره ٣٨٠٤/٣، ورق‌هاى ٢٨٥ - ٢٩٢؛ ر،ك: فؤادسزگين، مجلد نخست، جزء اول، ص ٣٤٢. ٨١. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١٠، ص ١٣. ٨٢. نسخه خطى در كتابخانه فيض الله در استانبول به شماره ١١٧٢. نام مؤلف حذف شده اما در پايان كتاب نوشته شده كه به خط محمد واسطى. بغدادى در هديه العارفين، ج ٢، ص ٢٥ و نيز حاجى خليفه در پيشين، ص ١٣٩٨ همين‌گونه از او ياد كرده‌اند. ٨٣. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٤، ص ٦٣ - ٦٤. ٨٤. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٣٠٤ - ٣٠٥. ٨٥. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٧، ص ٦٨. ٨٦. ابن نديم، پيشين، ص ١٩٥؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٦٨٠. ٨٧. اين نديم، همان؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٥٧. ٨٨. ابن نديم، همان؛ بغدادى، هدية العارفين، همان. ٨٩. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٣، ص ١٤٢. ٩٠. تحقيق محمد حسين زبيدى (بغداد، الرشيد، ١٩٨١م، ص ٤٦٥). ٩١. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١١، ص ٦٦؛ زركلى، پيشين، ج ٦، ص ٢٧٣. ٩٢. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٢٧٢؛ همو، هدية العارفين، ج ٢، ص ٣٣. ٩٣. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١، ص ٢٤٠. ٩٤. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٥٩؛ ابن نديم، پيشين، ص ١٩٨. ٩٥. بغدادى، هدية العارفين، همان؛ ابن نديم، همان. ٩٦. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٧، ص ٣٥. ٩٧. بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٢٧٢؛ همو، هدية العارفين، ج ١، ص ٦٧٧. ٩٨. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ١٠٦. ٩٩. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٦٠؛ بغدادى، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٣٦. ١٠٠. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٧، ص ١٦٢. ١٠١. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٦٧٨. ١٠٢. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ٢٠٧. ١٠٣. تحقيق عمر المالكى تحت عنوان الفلسفه السياسيه عند العرب (الجزائر: الشركة الوطنيه للنشر، ١٩٧١م). نسخ ديگرى از اين كتاب وجود دارد كه به مؤلفان ديگرى منتسب است؛ از جمله نسخه اسكوريان در اسپانيا به شماره ٧١٩ تحت عنوان كتاب فى سياسة الامراء و ولاة الجنود المتضمن لثلاثة عهود از ابراهيم بن عبدالواحد بن ابى النور كه به درخواست مؤيد بنصرالله اميرالمؤمنين ابى يحيى بن ابى بكر حاكم افريقا - به مركزيت تونس در ٧١٨ - ٧٤٧ه / ١٣١٨ - ١٣٤٦ م - در ٨٢ صفحه. ١٠٤. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١١، ص ١٩٤. ١٠٥. تحقيق فؤاد عبدالمنعم‌احمد و منتشر شده ضمن مجموع فى السياسة (اسكندريه: مؤسسة شباب الجامعه، ١٩٨٢م)؛ پيش از او، لويس شيخو به تحقيق و نشر آن اقدام كرد (بيروت: ١٩١١م، ٢٨ص). ١٠٦. چاپ شده همراه با رسائل فارابى (حيدرآباد هند: مطبوعات دائرة المعارف عثمانيه، ١٩٢٦م)، ٧٧ ص، با عنوان السياسات المدينه؛ نيز تحقيق فوزى نجّار (بيروت: مطبقة كاتوليكيه، ١٩٦٤م). ١٠٧. چاپ شده ضمن رسائل فارابى (حيدرآباد هند: مطبوعات دارالمعارف العثمانيه، ١٩٦٢م، ٤٧ص). ١٠٨. با تحقيق البير نصرى‌نادر (بيروت: مطبعة الكاتوليكية، ١٩٥٩م، ١٣٠ص). ١٠٩. بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، صص ٤٠ - ٤١. ١١٠. همان. ١١١. همان. ١١٢. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١٠، ص ٢٦٦ - ٢٦٧. ١١٣. حاجى خليفه، پيشين، ص ١٤٣١؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، ص ٤٢. ١١٤. پطرس البستانى، مقدمة رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا (بيروت: دارصادر، ١٩٥٧م). ١١٥. تحقيق احمد التريكى (بيروت: دار الكلمه، چاپ اول، ١٩٨٣م). از اين كتاب نسخى خطى وجود دارند كه به ارسطو منسوبند، از جمله نسخه كتابخانه رفاعه طهطاوى در سوهاج مصر به شماره ١٦٧ تاريخ، نسخه موجود در كتابخانه دانشگاه امريكايى بيروت (Mic - A - ١٣٣) و نسخه خطى موجود در پاريس به خط محمدبن حاج صالح مرعشى متوفاى ٩٦٨ق. دكتر تريكى معتقد به وجود رساله‌اى در علوم شرعى براى اخوان الصفاست كه همان پنجاهمين رساله آنان باشد كه در آن به اداره و سياست و انواع آن پرداخته‌اند و از سياست و اداره انسان بر خود، جسم، دوستان و... سخن مى‌گويند. ١١٦. حاجى خليفه، پيشين، ص ٦٤٦. ١١٧. همان. ١١٨. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١٢، ص ١٤٢. ١١٩. به كوشش رفن كست (ليدن: ١٩١٢م). همچنين چاپ بيروت: مكتبة اليسوعيين و نيز چاپ افست (بغداد: مكتبة المثنى، ١٩٦٤م). ١٢٠. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٥، ص ٢٣٩ - ٢٤٠. ١٢١. بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٥٧٧؛ عمررضا كحاله، پيشين، ج ٥، ص ٢٣٩. ١٢٢. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٧، ص ٧٦. ١٢٣. نسخه خطى در دارالكتب المصريّه به شماره ٤٧٨٦ ادب طلعت در ٥٤ قطعه. ١٢٤. عمررضا كحاله، پيشين، ج ١، ص ٥٤. ١٢٥. همان. ١٢٦. همان، ج ٨، ص ٣٥٩. ١٢٧. بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، ص ٤٨؛ زركلى، پيشين، ج ٥، ص ٣١٢. ١٢٨. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٣، ص ٢٣٩. ١٢٩. ابن نديم، پيشين، ص ١٩٥؛ بغدادى، هدية العارفين، ج ١، ص ٢٠٠. ١٣٠. زركلى، پيشين، ج ٦، ص ٢٧٤؛ كحاله، پيشين، ج ١١، ص ٣. ١٣١. چاپ بيروت: دار المرتضى، ١٩٨٥م. ١٣٢. بغدادى، هدية العارفين، ج ٢، ص ٥٢ - ٥٣؛ همو، ايضاح المكنون، ج ٢، ص ٣٠٣. ١٣٣. همان. ١٣٤. عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ٢٧٤. ١٣٥. ابن نديم، پيشين، ص ١٩٤؛ عمررضا كحاله، پيشين، ج ٢، ص ٢٧٤. ١٣٦. نسخه خطى در مكتبة البلدية شهر اسكندريه مصر به شماره ٣٨٤٣ ج؛ نسخه ميكروفيلم آن در معهد المخطوطات العربية در قاهره وجود دارد. ابن نديم در الفهرست (ص ١٩٤) به آن اشاره كرده است.