علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - وضعيت گروه هاى سياسى عراق
وضعيت گروه هاى سياسى عراق
گفت و گو با استاد حسن حكيم
حوادث مهم منطقه خاورميانه به ويژه تحولات جديد در عراق, بهانه اى شد تا وضعيت
سياسى ـ اجتماعى عراق را با يكى از كارشناسان مسائل عراق, كه خود از فعالان
سياسى اين كشور نيز است, مورد بررسى و تحليل قرار دهيم. آنچه پيش روى شماست
حاصل گفت و گوى فصلنامه درباره اوضاع سياسى عراق, با توجه به مولفه هاى داخلى
بين المللى و واقعه يازده سپتامبر است.
با تشكر از حضرت عالى كه دعوت فصلنامه را قبول كرديد. با توجه به اين كه بحث
ما درباره عراق است, در آغاز, چنانچه مباحثى به عنوان مقدمه گفت وگو لازم
مى دانيد, بفرماييد.
O كشور عراق در غرب آسيا واقع شده و از شمال به كشور تركيه, از جنوب به
عربستان و كويت و خليج فارس, از شرق به ايران و از غرب به سوريه و اردن محدود
شده است. مساحت آن حدود ٤٥٠٠٠٠ كيلومتر مربع و جمعيت آن بيش از بيست ميليون نفر
است. عراق به لحاظ تقسيمات ادارى و كشورى, در حال حاضر به هجده استان تقسيم شده
و مهم ترين شهرهاى آن بغداد (پايتخت), بصره, موصل, كربلا و نجف است.
از حيث بافت جمعيتى, حدود ٩٧ درصد مردم عراق را مسلمانان تشكيل مى دهند (٦٥
درصد شيعه و بقيه سنى) و ٣ درصد ديگر مسيحى و يهودى هستند.
كشمكش و نزاع استعمار بر سر عراق در قرون اخير همواره وجود داشته است. در
آغاز قرن بيستم, كشمكش هاى چندگانه امريكايى, انگليسى, فرانسوى و آلمانى به شكل
واضحى در عراق نمايان شد و پيامدهاى جنگ جهانى اول و دوم در عراق نيز منعكس
گرديد.
در سال ١٩١٦ ميلادى بين انگليس و فرانسه قرارداد سايكس ـ پيكو مبتنى بر تقسيم
قلمرو دولت عثمانى منعقد شد. به موجب اين قرارداد, منطقه به دو قسمت آبى و قرمز
تقسيم شد كه منطقه آبى به فرانسه و منطقه قرمز به انگليس تعلق داشت. در سال
١٩١٧ انقلاب روسيه اتفاق افتاد كه اين اتفاق آن قرارداد سرى بين فرانسه و انگليس
را آشكار كرد.
در سال ١٩١٧ انگليسى ها عراق را به طور كامل اشغال كردند. ولسن نماينده انگليس
در سال ١٩١٨ مى گويد: ((مناطق استراتژى در خاور ميانه, در بغداد واقع است كه با
اشغال عراق توانستيم در جهان اسلام لنگر بيندازيم)).لرد كرزن وزير خارجه انگليس
نيز در سال ١٩١٩ مى گويد:
((اشغال عراق هدف نهايى ما بود كه بعد از سه قرن تلاش انگليس در خاورميانه,
اين هدف محقق شد)). مهم ترين قيام هاى مردمى بر ضد اشغال انگليس, در سال ١٩٢٠,
ثوره العشرين (قيام بيست) است. در اين قيام علما رهبرى ملت و همراهى با آنها را
در مقابله با اشغالگران آغاز كردند و در اين راستا فتوايى در حرمت ارتباط با
اشغالگران و خدمت در ادارات انگليسى صادر نمودند.
در سال ١٩٢١ بعد از مكاتبات شريف حسين و وزير خارجه انگليس (مكماهون), معروف
به مكاتبات حسين ـ مكماهون, انگليس با نامزد شدن ملك فيصل در كنفرانس قاهره به
عنوان پادشاه عراق موافقت كرد. به موجب آن فرزندان شريف حسين به پادشاهى عراق و
اردن و حجاز تعيين شدند كه اردن به دست عبدالله, عراق به دست فيصل اول و حجاز
به دست على اداره مى شد.
پادشاهى عراق در چهارده ژوييه ١٩٥٨ با كودتاى ژنرال عبدالكريم قاسم فرو پاشيد
و حكومت قاسم نيز با كودتاى بعثى ها در ١٩٦٣ پايان يافت, اما پس از اندكى, ملى
گرايان به رياست عبدالسلام عارف و پس از او عبدالرحمن عارف روى كار آمدند تا اين
كه در سال ١٩٦٨ بعثى ها دوباره به قدرت دست يافتند كه تا امروز بر مسند قرار
دارند. شايان ذكر است كه همه كودتاهاى نظامى كه در عراق اتفاق افتاده, يا نتيجه
همكارى بعضى از دولت هاى استكبارى بوده است و يا به دليل درگيرى بين اين دولت هاى
استكبارى, چرا كه ما همواره نفوذ مشترك انگليس و امريكا يا نفوذ انگليس و
امريكا و فرانسه را در اين كودتاها به وضوح مى بينيم.
در عراق ما شاهد فعاليت احزاب و گروه هايى هستيم كه همواره تإثيرات جدى در
مسائل سياسى و تحولات داخلى عراق داشتند. حضرت عالى وضعيت احزاب و گروه هاى داخل
عراق را چگونه تقسيم بندى و تحليل مى كنيد؟
O تشكلات و احزاب فراوانى در عراق به وجود آمده اند به خصوص بعد از سال ١٩٢٠,
كه مى توان اين احزاب را در دو گروه دسته بندى كرد: احزاب غير اسلامى و احزاب
اسلامى.
الف) احزاب غير اسلامى: بعد از سال ١٩٢٠ دو حزب معروف ((الوفد)) و ((الاستقلال))
به وجود آمد. حزب الوفد رابطه اى آشكار با استعمار داشت و حزب الاستقلال هويت ملى
ـ مذهبى داشت. اعضاى برجسته حزب استقلال جعفر إبو التمن و سيد محمد صدر بودند.
علاوه بر دو حزب فوق, احزاب سكولار (غير دينى) عراق عبارتند از:
١. حزب كمونيست, كه به دو گروه تقسيم شد. يكى به رهبرى (عزيز محمد) و ديگرى
به رهبرى (عزيز الحاج) بود. بعد از فروپاشى شوروى نقش كمونيست ها در عراق كاهش
يافت و رهبران اصلى آن يا دستگير شدند و يا كشور را ترك كردند;
٢. حزب بعث, ابتدا در سال ١٩٢٠ با عنوان كميته عربى تشكيل شد و در سال ١٩٣٣ ـ
١٩٣٩ با عنوان گروه كار ملى گرايان (عصبه العمل القومى) و بالاخره با عنوان حزب
بعث به وجود آمد. حزب گرايش ملى دارد كه از تفكر فرانسوى و مفاهيم آلمانى گرفته
شده است. ميشيل عفلق, صلاح الدين البيطار و جلال السيد از موسسان اين حزب محسوب
مى شوند. اينان بعد از به دست آوردن بورسيه در فرانسه شروع به كار حزبى كردند.
سپس در سال ١٩٢٤ به سوريه برگشتند, ولى پس از مدتى اختلاف پيدا كردند و البيطار
به فرانسه برگشت و در آن جا به طرز مشكوكى ترور شد و عفلق كه مسيحى ارتدكس بود,
جمعيت نصره العراق را ايجاد كرد. در هفده ژوييه ١٩٦٨ بعثى ها توانستند به حكومت
برسند, كه در آن زمان تعدادشان از سيصد نفر بيشتر نبود;
٣. احزاب ملى گرا, تقسيمات زيادى دارند و حال تعداد زيادى از آنها در انگليس
و امريكا به سر مى برند;
٤. احزاب كرد: مهم ترين گروه هاى كرد عبارتند از حزب دموكرات كردستان به رهبرى
مسعود بارزانى و اتحاديه ميهنى كردستان به رهبرى جلال طالبانى. علاوه بر اينها,
احزاب جديد كرد در سايه اوضاع جديد منطقه تشكيل شده اند;
٥. احزاب و تشكيلات تركمن: اين سازمان ها و تشكيلات تركمن, كه بعضى اين سازمان ها
و تشكيلات تركمن, بعضى ملى گرا و بعضى اسلام گرا هستند. اتحاد اسلامى تركمن عراق از
قوىترين سازمان هاى تركمن محسوب مى شود.
ب) احزاب اسلامى: اين احزاب از لحاظ مذهبى به دو گروه تقسيم مى شود: احزاب سنى,
كه در اين حزب نيز يكى حزب اخوان المسلمين است كه بعد از سال ١٩٤٨ در عراق
تإسيس شد, ديگرى اتحاد اسلامى كردستان عراق كه در سال ١٩٩٣ تشكيل شد و رهبر آن
يكى از چهره هاى اخوان المسلمين است و حزب ديگر, حزب التحرير الاسلامى (آزاديخواهى
اسلامى) است كه در سال ١٩٥٣ تإسيس شد و بعدها در آن انشعاباتى صورت گرفت; احزاب
شيعه: از سال ١٩٢٠ تعداد زيادى از احزاب و سازمان ها در عراق تشكيل شدند و در
بسيج و قيام مردم نقش مهمى داشتند; از جمله: حزب النجف السرى, الهيئه العلميه,
الجمعيه الاسلاميه و جمعيه حرس الاستقلال. اين احزاب در اواخر دهه چهل و آغاز دهه
پنجاه ميلادى دوباره فعال شدند و از تجارب سياسى جديد استفاده كرده و با نام هاى
جديدى سازماندهى شدند; مثل:
١. سازمان الشباب المسلم (جوانان مسلمان) به رهبرى عزالدين الجزائرى كه در
سال ١٩٥٠ شروع به فعاليت كرد و در نيمه دهه هشتاد فرو پاشيد;
٢. حزب الجعفرى, كه يك سال بعد از تإسيس در ١٩٥٢ منحل شد;
٣. جنبش الشباب المسلم, كه در حال حاضر موجوديتى ندارد;
٤. جنبش العقائديين;
٥. جنبش جند الامام. دو جنبش اخير در دهه شصت تشكيل شدند كه از تشكيلات اوليه
حزب دعوت اسلامى هستند;
٦. سازمان العمل الاسلامى, كه در نيمه دهه هفتاد تشكيل شد و از اوايل دهه هشتاد
فعاليت خود را آغاز كرد. اين حزب داراى تشكيلات فراوانى است. از برجسته ترين
موسسان آن مى توان آقاى شيرازى, تقى مدرسى و هادى مدرسى را نام برد;
٧. جنبش المجاهدين العراق, در اوايل دهه هشتاد ايجاد شد, كه بازوى نظامى
منسوب به مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق است;
٨. المجلس الاعلى للثوره الاسلاميه: جمهورى اسلامى ايران در ايجاد و گسترش آن تلاش
فراوانى كرد تا تمام گروه هاى مخالف رژيم عراق در آن حضور داشته باشند. رياست
اكثر دوره هاى آن را آقاى محمدباقر الحكيم به عهده داشته است. اين مجلس در حال
حاضر از موقعيتى قوى برخوردار نيست. زيرا اغلب گروه ها از آن جدا شدند و فقط
آقاى حكيم و پيروانش اعضاى آن هستند;
٩. حزب الدعوه الاسلاميه, از بزرگ ترين و قوىترين احزاب سياسى در عراق است. اين
حزب را شخصيت هاى علمى برجسته اى چون سيد محمدباقر صدر, علامه سيد مرتضى عسكرى,
سيد محمد مهدى حكيم و حاج محمد صادق قاموسى در سال ١٩٥٨ تإسيس كردند. حزب از
زمان تإسيس, حقيقت زندگى مردم و نقش استعمار در زدودن هويت اسلامى را تشخيص داد.
اين حزب با علم به اين كه حكومت ها در انحراف امت و جهل و نادانى آنان تلاش
بسيار مى كنند, تمام تلاش خود را براى آگاهى مردم و ارتباط دادن آنها با اسلام ناب
و مقابله با استعمار و جنبش هاى ضد دينى قرار داد. در اين راستا حزب دعوت اسلامى
توانست در مقابل تشكل هاى ضد دينى بايستد و ده ها هزار نفر از علاقه مندان را به
خود جذب كند.
با روى كار آمدن حزب بعث, برنامه مقابله جدى با جنبش اسلامى (حزب الدعوه) به
اجرا در آمد. بعثى ها در گزارش خود در ششمين كنفرانس اين حزب اعلام داشتند كه يكى
از علل كودتا, نفوذ نيروهاى ارتجاعى (افراد دينى) در جايگاه هاى حساس كشور است
كه شايد در آينده نزديك موجب تسلط آنان بر اوضاع شود. آنان از طريق مقابله با
مراجع دينى و جنبش اسلامى به مقابله با اين وضع اقدام كردند; از اين رو به كسب
اطلاعات و دستگيرى اعضاى جنبش اسلامى پرداختند كه ((ابوعصام)) اولين فردى بود كه
در حوض اسيد ذوب كردند و به صورت فجيعى در سال ١٩٧٢ به شهادت رساندند. سپس
((شيخ عارف البصرى)) و چهار نفر ديگر را در سال ١٩٧٤ اعدام كردند. اين روند
ادامه داشت تا اين كه با انتفاضه صفر در سال ١٩٧٧ مرحله جديدى از مقابله مردم
با رژيم شروع شد. انقلاب اسلامى ايران در سال ١٩٧٩ باعث شد كه استكبار جهانى در
منطقه, احساس خطر كند; از اين رو, رئيس جمهور پير ((احمد حسن البكر)) را بركنار
كردند و ((صدام حسين)) را در رإس قدرت قرار دادند. هر چند پيش از آن هم صدام
قوىترين شخصيت بعثى ها بود, ولى با برداشتن مشكلات و موانع از سر راه او, قدرت
شايانى در رهبرى به او بخشيده شد.
جنبش اسلامى عراق با درك آغاز مرحله جديد مقابله با رژيم, طرح مرجعيت آقاى سيد
محمدباقر صدر را ضرورى دانست, تا اين دو, مرجعيت و جنبش اسلامى, دست به دست هم
موضع مناسبى را اتخاذ كنند.
جناب استاد همان طورى كه فرموديد تحولات داخل عراق هميشه به نوعى متإثر از
سياست هاى قدرت هاى بزرگ بوده است, حال سوال اين است كه جايگاه عراق در سياست هاى
بين المللى چيست؟ آيا به نظر شما نقشه سياسى خاورميانه در پى واقعه يازده
سپتامبر در حال تغيير نيست؟ آيا آمريكا و ديگر قدرت هاى بزرگ منافع مشتركى در
قبال عراق دارند؟ آيا در عراق و ديگر كشورهاى منطقه نيز همانند افغانستان شاهد
استعمار نو خواهيم بود؟
O پس از دو جنگ جهانى اول و دوم, قدرت ها سعى كردند از اين بستر به نفع خود
استفاده كنند. انگليس با قرارداد بلفور, موفق به ايجاد اسرائيل شد و امريكا نيز
بعد از ضعف انگليس و فرانسه به عنوان, ابرقدرت جهان, مطرح شد. سازمان ملل متحد
به عنوان سازمان جهانى با گرد آوردن دولت ها با شعار ((دولت ها مستقل بوده و
هيچ گونه حق دخالت در اوضاع داخلى دولت ديگر را ندارند, و تلاش براى حل مسائل و
مشكلات بين المللى)) ايجاد شد. سپس نظام دو قطبى و جنگ سرد و رقابت هاى تسليحاتى
را در جهان شاهديم. دوره استعمار مستقيم به پايان رسيد و مرحله تسلط اقتصادى و
فرهنگى آغاز شد. البته همچنان كودتاهاى نظامى زيادى را در جهت منافع قدرت هاى
بزرگ شاهد هستيم.
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران و ظهور اسلام به عنوان پديده اى تإثير گذار,
معادلات جهانى را تغيير داد. اين انقلاب, ايران را در سال هاى اوليه على رغم تلاش هاى
امريكا براى كاهش نقش ايران, به جايگاهى مهم در مركز جهان رساند. انقلاب اسلامى
ايران على رغم محاصره اقتصادى و تحريم نظامى و تبليغات گسترده و مخرب آنان و
جنگى كه از طرف عراق تحميل شد و حمايت اكثر كشورهاى منطقه و جهان و قدرت هاى
بزرگ از عراق در اين جنگ, بعد از اتمام جنگ توانست قوىتر از گذشته در صحنه
جهانى ظاهر شود و الگو و مقتدايى براى ساير كشورها گردد. مردم مسلمان جهان بر
هويت اسلامى و عدم وابستگى ايران به غرب و شرق تإكيد دارند, چرا كه اين انقلاب
ثابت كرد كه مى توان اسلام را در صحنه عملى زندگى پياده كرد.
در اواخر دهه ١٩٧٠ شوروى افغانستان را در جهت گسترش نفوذ روس ها در منطقه,
اشغال كرد, اما شكست خورد, و اين آغاز فروپاشى خرس سفيد (شوروى) بود. اتحاد
جماهير شوروى در اواخر قرن بيستم فرو پاشيد و حالت تك قطبى به وجود آمد كه آن
قدرت امريكاست. در اين وضعيت, چين كه يك چهارم جمعيت كره زمين را در خود جاى
داده, هنوز با مشكلات اجتماعى و اقتصادى بزرگى دست به گريبان است. البته اتحاديه
اروپا به نيروى قدرتمندى تبديل شده است; اما انگليس همچنان پيرو سياست
امريكاست, ولى فرانسه با قرارداد ((ديگول)), شخصيت مستقل نسبى پيدا كرد. با
وجود واحد پولى مستقل اروپا (يورو), فرانسه و آلمان از جمله كشورهايى بودند كه
هنوز از مسائل اقتصادى رنج مى بردند و اين مشكلات سبب شد اين دولت ها نتوانند در
مسائل جهان دخالت كنند و يا تإثير زيادى در حوادث سياسى جهان داشته باشند. هر
چند دوست داشتند و تلاش مى كردند كه نقش مستقلى را بازى كنند و در مسائل مختلف به
خصوص مسائل خاورميانه موضع مستقلى از مواضع امريكا اتخاذ مى كردند. در اين زمان
روسيه به همكارى با ايران ـ على رغم خواست امريكا ـ مى پردازد. همچنين امريكا
موفق به ايجاد رعب و وحشت در ميان دولت هاى خليج فارس, از طريق باقى گذاشتن
ناوگان امريكايى در منطقه شده است و نيز نقش امريكا در ايجاد مشكل در داخل
كشورها و تحريك آنها در وقت مناسب, از طرف مخالفان يا احزاب يا ايجاد مشكلات
مرزى براى فشار بر حكومت هاى منطقه, در صورت خروج آنها از چارچوب دستورهاى
امريكا, را ملاحظه مى كنيم. نظر امريكا در مورد منطقه كه قبلا ((هلال بحران))
ناميده مى شد ـ از افغانستان و پاكستان, تا ايران, عراق و فلسطين... و حتى سودان
و شمال افريقا ـ تلاش براى تجزيه هر كشور به مناطق مجزا و متعدد است; مثل تقسيم
ايران, عراق و عربستان به سه قسمت. همان طور كه گفته شد, نظريه جهانى شدن يا
دهكده جهانى, نظريه فلسفى جديد امريكا براى سيطره بر جهان است. سپس ما شاهد
عقب نشينى واضح اسرائيل در مقابل نيروهاى حزب الله در جنوب لبنان هستيم. اين عقب
نشينى ثابت كرد كه نيروهاى كوچك مى توانند نيروهاى غير واقعى را در دل تاريكى
مجبور به عقب نشينى كنند. در پى آن, انتفاضه ملت قهرمان فلسطين شكل گرفت و سعى
امريكا را براى حل مسإله فلسطين براى فراغت بال بيشتر در برخورد با ايران را
مى بينيم.
نقشه سياسى جهان حاضر متإثر از حوادث يازده سپتامبر كشيده شده است. امريكا
سياست جديدى را براى دخالت در مسائل كشورهاى ديگر به بهانه جنگ با تروريسم آغاز
كرده است. وجود حالت تك قطبى در جهان, ضعف كشورهاى اروپايى و ناتوانى سازمان هاى
بين المللى مانند سازمان ملل متحد زمينه مناسبى را براى سياست هاى توسعه طلبانه
امريكا فراهم آورده است. در همين راستا دخالت نظامى امريكا در افغانستان و سقوط
حكومت طالبان, و در مرحله دوم دخالت مستقيم در عراق را مى بينيم; در حالى كه هر
دو حكومت افغانستان و عراق را امريكا پشتيبانى مى كرد. فرستادن كارشناسان فنى و
تسليحاتى امريكا به اين دو كشور نمونه هايى از اين پشتيبانى است. در جنگ عراق
عليه جمهورى اسلامى ايران, حمايت همه جانبه امريكا از عراق را به وضوح مى بينيم.
سياست جديد امريكا ايجاد حكومت هايى كاملا تابع و وابسته است, تا براى امريكا و
اسرائيل در منطقه مشكلى ايجاد نكنند. اين موقعيت شبيه موقعيت عربستان است.
عربستان به طور مستمر تابع دستورهاى امريكا بود, اما امريكا براى منافع بيشتر
خواهان تغييراتى در عربستان شد. به همين دليل و به دليل ترس عربستانى ها از وضع
سياسى امريكا ثروتمندان اين كشور سريعا ده ها ميليارد دلار از بانك هاى امريكا
بيرون كشيدند.
امريكا كشورهاى ايران, عراق و كره را محور شرارت اعلام كرد و به طور عملى نيز
با اين كشورها به جنگ پرداخت. اسرائيل نيز امريكا را بر اين كار تشويق كرد و
حتى به اين سمت وادار نمود; اما ظاهرا عواملى مانع رسيدن به اهدافش است;
مخالفت هايى را در داخل حزب جمهورى امريكا در مقابل سياست بوش در حمله به عراق
شاهديم, هر چند احزاب امريكا در خطوط كلى با هم متفق هستند ولى در جزئيات به
خصوص در مورد زمان حمله به عراق اختلاف نظر دارند. كشورهاى اروپايى به ويژه
آلمان و فرانسه حمله به عراق را تإييد و حمايت نمى كنند و امريكا نيز سعى در
قانع كردن آنها دارد, روسيه كه آشكارا مخالف اين تصميم امريكاست, اعلام كرد
احتمال امضاى توافق نامه اقتصادى بين روسيه و عراق به ارزش چهل ميليارد دلار
مى رود. روسيه اين توافق نامه را به خاطر بهبود وضعيت اقتصادى خود بسيار حياتى
مى داند.
شايان ذكر است كه كشورهاى عربى و اسلامى حمله امريكا را غير قابل قبول مى دانند.
حداقل بعضى ظاهرا و بعضى به طور واقعى اين حمله را محكوم مى كنند. كشورهايى
مانند ايران, عربستان, مصر, اردن, يمن, سوريه, لبنان, تركيه و حتى كويت. ولى
ديدارهايى كه مسوولان امريكا با برخى از كشورها و گروه ها داشتند چيز ديگرى را
نشان مى دهد. مثل ديدار بوش و بلر كه هر دو بر هماهنگى در سرنگونى صدام تإكيد
كردند.
امريكا شش گروه از مخالفان عراق را در ايالات متحده جمع كرد كه عبارتند از:
١. مسعود بارزانى (جانشين او هوشيار زيبارى كه در اين گردهمايى شركت كرد);
٢. جلال طالبانى (رهبر اتحاديه ميهنى كردستان);
٣. سيد محمدباقر حكيم (كه جانشين او سيد عبدالعزيز حكيم در گردهمايى حاضر
شد);
٤. احمد چلبى (از طرف كنفرانس ملى);
٥. شريف على (از طرف خاندان پادشاهى);
٦. اياد علاوى (از طرف جنبش اتحاد ملى). البته او پيشتر بعثى بوده است.
اين طرح ها در سخنرانى هاى مسوولان امريكايى و در رإس آن بوش لمس مى شود. بوش
اعلام كرد كه اين طرح ها بعد از جمع كردن كليه اطلاعات ارائه شده از سوىCIA عملى
خواهد شد. تهديدات لفظى و هشدارهاى امريكا به صدام افزايش يافته كه اين نتيجه
وضع جديد امريكا در منطقه است. به همين دليل احتمال هجوم امريكا در آينده اى
نزديك وجود دارد. گزارش ها بيان مى كند كه امريكا و انگليس بعضى از كشتى هاى نظامى
خود را در منطقه به حركت درآورده اند و نيروهايشان را در قطر, كويت, تركيه,
آذربايجان و مصر به ده ها هزار سرباز افزايش داده اند.
امريكا اعلام كرد به مدت ١٠ الى ١٥ سال در عراق خواهد ماند و از اموال نفت
عراق استفاده خواهد كرد. از عراق خبر مى رسد كه اگر امريكا حمله كند, ملت عراق
آماده انفجار هستند, مانند انتفاضه اى كه در پانزده شعبان (مارس) ١٩٩١ اتفاق
افتاد.
واضح است كه قصد امريكا, حذف نقش اسلام ناب و جلوگيرى از يافتن جايگاه طبيعى
در آينده سياسى عراق است و اين خطرناك است. از جنبش اسلامى انتظار مى رود متناسب
با سرعت حوادث و احتمال وقوع آنها در هر لحظه, تصميم بگيرد.
به نظر حضرت عالى وضعيت ساختار و شكل حكومت در صورت حمله آمريكا به عراق چه
تغييراتى خواهد كرد؟ فرضيه و تئورى جناب عالى چيست؟
O تغيير حكومت عراق و جانشينى حكومت جديد به جاى حكومت صدام, ما را با سه شكل
حكومت احتمالى مواجه مى سازد:
١. رژيم آينده غير اسلامى باشد و سعى در از بين بردن اسلام داشته باشد. امكان
دارد اين حكومت حكومت نظامى يا ديكتاتورى باشد و در سايه حالت فوق العاده و
قانون موقت عمل كند;
٢. رژيم آينده به همه احزاب سياسى فرصت جولان بدهد و آزادى سياسى و فكرى ايجاد
شود و در اين صورت جنبش اسلامى نيز سهيم باشد;
٣. رژيم آينده, رژيمى اسلامى باشد, كه در اين صورت بايد بر همه مسائل بين
المللى آگاه باشد و فرصت ها را غنيمت بشمارد.
ما معتقديم در صورت دخالت مستقيم امريكا, او بر اجراى احتمال دوم, تلاش خواهد
كرد, هر چند امريكا به هيچ عنوان براى اسلام و اسلام گرايان وجودى قائل نيست.
شايد هم قضيه عراق را به صورت افغانستان حل كند. ظاهرا ايران تمايلى به رابطه
با مخالفان عراق در امريكا ندارد; همان گونه كه آقاى رفسنجانى در خطبه هاى نماز
جمعه تهران به آن اشاره كردند. در هر صورت مسلمانان آگاه عراق بايد بنا بر همه
احتمالات يك تصميم درست و مطلوب براى آينده نزديك بگيرند.
در وضعيت كنونى رژيم عراق, براى مهار قيام هاى مردمى چه برنامه هايى دارد؟
مشكلات و طرح هاى دولت عراق و نيز ارتباط آن با جريانات بيرون از كشور عراق را
تبيين فرمائيد.
O ما آشكارا مسائل زير را در عراق مشاهده مى كنيم:
١. استعمار, افراد غير حقيقى و دروغينى را كه با او ارتباط داشتند مطرح مى كند
و با حركت اسلام اصيل رويارويى كرده و در صدد تضعيف و انزواى آن, از طريق توصيف
اسلام به عنوان تروريسم مى باشد. در زمينه بين المللى نيز به روشنى ظهور جريانات
و افراد مرتبط با انگليس و امريكا را مشاهده مى كنيم. اين افراد بر اين باورند
كه مى توانند چهره آشكار مزدوران را بپوشانند. آنها فكر مى كنند ملت عراق جسم
مريضى است كه هيچ كارى نمى تواند انجام دهد, و هر چهره اى را كه مطرح شود
مى پذيرد, چرا كه سرنوشت آن پس از حوادث يازده سپتامبر اين چنين رقم خورده و
تغييرات بايد مطابق اراده امريكا صورت بگيرد. تقريبا همه بر سازش و تشكيل
گروه هاى سياسى و ايجاد عناصر دو چهره و شبهه دار و شكار افراد بى اصل و اساس و
جاه طلب تلاش مى كنند.
٢. تلاش جدى براى از بين بردن جهاد فرزندان عراق و اعطاى همه ثمرات جهاد به
عناصر سودجو و مهره استعمار و تلاش براى فريب افكار عمومى با دادن برخى پست هاى
ناچيز وزارتى به بعضى از رجال دين يا وابسته به احزاب مذهبى, از نقشه هاى آنان
است; همانند روش استعمار انگليس كه ((جميل الدفعى, ياسين الهاشمى و نورى
السعيد)) را روى كار آورد و آنها را مردانى انقلابى به جاى رهبر اصلى انقلاب
((محمد تقى شيرازى)) مطرح كرد. امريكا نيز خواهان اجراى همين نقشه است و شايد
بتواند به طور موقت موفق بشود, ولى بدون شك شكست خواهد خورد.
٣. ما مرحله تصفيه فيزيكى و متلاشى كردن جنبش اسلامى به دست حكومت را شاهديم.
نظام حاكم در بغداد از طريق صادر كردن دو بيانيه مبنى بر اعدام افرادى كه با
حزب الدعوه ارتباط داشته يا افكار آنها را منتشر مى كنند, به تصفيه فيزيكى اعضاى
جنبشى اسلامى پرداخت. همين برخورد خصمانه با جنبش اسلامى را در خارج نيز مشاهده
مى كنيم. اين مرحله, با فروپاشى جنبش و كاهش فعاليت اعضاى آن و نيز عدم پذيرش
آنها حتى به عنوان يك طرف سياسى آشكارتر مى شود. اين برخورد, ترس استعمار و
محافل سياسى منطقه اى و جهانى را از به قدرت رسيدن فرزندان جنبش اسلامى در عراق
مى رساند. به طور خلاصه, علت ترس آن محافل را به شرح زير مى توان دانست:
١. دقت در سازماندهى و برنامه ريزى جنبش اسلامى در عراق;
٢. اعتقاد به جهاد عليه ظلم, كه محافل استكبارى, آن را تروريسم مى دانند;
٣. مشاركت كادر فرهنگى با همين سازمان;
٤. استوار بودن چارچوب جنبش بر نظريه فكرى ـ سياسى;
٥. وسعت و نظم جنبش در داخل جامعه عراق خصوصا در ميان فرهنگيان و دانشگاهيان.
در صورت حمله آمريكا به عراق, عكس العمل مردم و نظاميان عراقى را چگونه
ارزيابى مى كنيد؟
O ظلم رژيم صدام به ملت در طول سال هاى گذشته, يك حالت دشمنى در مقابل رژيم
ايجاد كرده است كه در حال حاضر با تمام وسايل سعى در رهايى از آن دارد, از اين
رو آرزوى بزرگ ملت عراق حمله امريكاست, و اين به دلايل زير است:
١. حمله امريكا سبب رهايى از دشمنى است كه سال ها آرزوى رها شدن از دست آن را
داشتند;
٢. مخالفان اسلامى به تنهايى قادر به تغيير نيستند, و حتى اگر هم بتوانند, از
طرف دولت هاى همجوار و دولت هاى جهان پذيرفته نمى شوند, و حتما براى ساقط كردن آن
اقداماتى انجام مى دهند, مگر اين كه مسلمانان بيايند و به مانند انقلاب اسلامى
ايران عمل كنند و به هيچ وجه اجازه دخالت به كسى را ندهند, حتى با اين كه شرايط
در جهان كاملا فرق كرده است;
٣. حمله امريكا در هر صورت اثر جدى خواهد داشت و اگر هم نتوانست رژيم را ساقط
كند, دست كم, رژيم را به شدت تضعيف خواهد كرد و رابطه ملت و كشورهاى عربى بيشتر
مى شود. آرزوى اين تغييرات, سايه ترسى را كه بر سر مردم گسترده شده بود از بين
برده است و شواهد زيادى بر اين مدعا وجود دارد.
شرايط در روزهاى انتفاضه پانزده شعبان با شرايط موجود تفاوت دارد. در آن
موقع كارها بدون برنامه ريزى و نظم و آمادگى انجام مى شد, اما اكنون ملت از
اشتباهات گذشته و موانع موفقيت انتفاضه استفاده مى كند. دستگاه امنيتى و حزبى
جزء دستگاه هاى وابسته صدام هستند, زيرا بقاى آنها به بقاى رئيس شان صدام بستگى
دارد. هر چند در ميان آنها افرادى كه حمله امريكا را تإييد كنند كم نيستند و
منتظر تغييرات هستند.
ارتش به دو قسمت تقسيم شده است: يك قسمت, افسران ارشد و عالى رتبه كه اكثر
آنها رژيم را تإييد مى كنند, ولى حداقل ٢٠ درصد آنها در كنار ملت ايستاده اند, و
ديگر, افسران دون پايه و سربازان كه ٧٠ درصد آنها با ملت هم عقيده اند و تغييرات
مطلوبى را انجام مى دهند. متإسفانه حوزه نجف در وضعيت خيلى ضعيف قرار دارد و در
سطح اوضاع كنونى نيست. آيه الله سيستانى, كه مرجع بزرگى است و مقلدان بسيارى در
داخل و خارج دارد مشكلات زيادى دارد كه امكان حركت را از ايشان گرفته است. شيخ
بشير نجفى, از مجتهدان نجف, هم مقلدان كمى دارد و سيد محمد سعيد حكيم كه شخصيت
علمى معروفى است, نمايندگان او كم هستند و زمينه مردمى ندارد و اين قدرت به
حركت در آوردن امت را به او نمى دهد. همچنين بين نمايندگان سيد محمد صادق صدر و
آقاى سيستانى و آقاى محمد سعيد حكيم اختلافاتى وجود دارد. علاوه بر اينها شيخ
محمد اسحاق فياض, از معتمدان شهيد صدر است, ولى ايشان در تقيه به سر مى برند. به
همين دليل حتى پيروان شهيد صدر دوم نيز از او دور شده اند. همچنين شيخ محمد
يعقوبى كه هم اكنون درس خارج تدريس مى كند و نيز رئيس دانشگاه دينى نجف است,
نمايندگانى را به مناطق مختلف مى فرستد, ولى حركت او مطلوب نيست.
به طور كلى ما قدرت و فعاليت حوزه علميه نجف را در سطح حوادث و تحولات سريع
جهان به دليل فشارهاى شديد رژيم عراق نمى بينيم.
به عنوان آخرين سوال بفرماييد كه رژيم صدام براى پيشگيرى و آمادگى در برابر
حملات احتمالى امريكا چه راه كارى را در پيش گرفته است؟ ونيز آيا دولت عراق در
سياست هاى داخلى خود در ماه هاى اخير تغييراتى داده است؟
O وضع كنونى عراق به طور خلاصه به شرح زير است:
١. انجام اقداماتى توسط رژيم براى آمادگى در برابر حملات امريكا, كه نظام
حكومتى عراق به وقوع آن يقين دارد. به همين دليل, رژيم به حفر خندق ها در اطراف
شهرها و جدا كردن شهرها و ساختن پناهگاه و خاكريزها و سنگرهاى جنگى در اطراف
شهرها و ادارات حكومتى و حزبى و توزيع اسلحه به اعضاى حزب مبادرت مى ورزد. و
همچنين براى اداره استان ها در كل عراق فرمانداران نظامى تعيين كرد.
٢. اجراى برنامه ريزىهاى پيش بينى شده به شكل هفتگى يا ماهانه. اين
برنامه ريزىها براى هجوم بر دشمن فرضى كه بر شهر يا ساختمان حكومتى مسلط شده,
طراحى شده است و اين كه چگونه بايد از دست دشمن پس گرفته شود اين دشمن فرضى به
گفته آنها همان اسلام گرايان هستند.
٣. تعقيب فراريان و دستگيرى آنها و دادن مبلغ پنجاه هزار دينار به هر فرد از
عناصر سازمان كه بتواند فراريان را دستگير كند.
٤. دعوت روسا و بزرگان قبايل و تهديد آنها مبنى بر اين كه مسووليت هرگونه
فعاليت مخالفان در مناطق آنها به عهده خودشان است. همچنين از ايشان براى از بين
بردن هر نيروى مخالف در منطقه و كشتن نيروهاى امريكايى تعهد گرفته اند. براى اين
كار, حكومت مبالغى در حدود پنجاه هزار دينار و اراضى مسكونى و اتومبيل و غيره
به روساى قبايل به عنوان هديه رهبر و رئيس جمهور اعطا مى كند.
٥. مراقبت و تعقيب افرادى كه پيشتر با مخالفان اسلامى رابطه داشته, ولى اكنون
از آنها جدا شده اند (العائدين).
٦. بيشتر شدن حملات بر روستاها و شهرها و پى گيرى هرگونه اطلاعات از طرف دستگاه
امنيتى به منظور كشف عناصر مخالف در داخل عراق يا هر كسى كه با شخصى در خارج
عراق ارتباط داشته يا ارتباط تلفنى دارد يا پول و اموالى به او مى رسد.
٧. افزايش قيمت مواد غذايى و قاچاق دام به كشورهاى همجوار.
٨. انتشار پديده قاچاق مواد مخدر از طريق كشورهاى همجوار به عراق و از طريق
آن به كشورهاى ديگر.
٩. قرار دادن تمامى خرج و مخارج معالجه و دوا بر عهده بيمار, كه قبلا بيشتر
اين امور به حساب دولت بود.
١٠. انتشار پديده بى سوادى, به خصوص در مناطق جنوبى و روستاها, و رواج خريد
سوالات امتحانى و انتقال آن از يك كلاس به كلاس ديگر در مقابل رشوه.
١١. رواج پديده رشوه در همه سازمان ها و ادارات دولتى.
١٢. قطع برق در ساعات طولانى.
١٣. رواج استفاده از شبكه هاى اينترنت با نظارت دولت, ولى مردم سعى در استفاده
از آن به طور خصوصى دارند, زيرا اينترنت باعث اطلاع يافتن آنان از بسيارى از
حقايق مى شود.
١٤. اختصاص روز دوشنبه براى ملاقات مردم با خانواده شان در زندان ها و روز چهار
شنبه براى تحويل جسد به خانواده ها بعد از اجراى دستور اعدام آنها كه در ساعت سه
صبح انجام مى شود.
١٥. صدام از احتمال حمله يك جانبه از سوى امريكا خانواده خود را از عراق به
كشور امن فرستاد و اخبار نيز اشاره مى كند كه سه كشور حق پناهندگى به صدام
خواهند داد.
اين بخشى از حوادث داخلى عراق است كه در واقع قطره اى از درياست. به اميد روزى
كه خداوند ملت مظلوم عراق را از ظلم و جور نجات دهد و حكومت عدل مهدوى اجرا
گردد.
از شركت جناب عالى در اين گفت و گو سپاس گزارم.