علوم سیاسی
(١)
نقش مردم در حكومت دينى -
١ ص
(٢)
ملخص المقالات -
٢ ص
(٣)
Abstracts -
٣ ص
(٤)
بحران سلطه و كنترل سياسى در ايران معاصر -
٤ ص
(٥)
انسان شناسى سياسى -
٥ ص
(٦)
اسلام ، دموكراسى و انقلاب اسلامى - رنجبر مقصود
٦ ص
(٧)
هجرت امام از عراق تا ايران - شیرخانی علی
٧ ص
(٨)
بحثى درباره مرجعيت و روحانيت - درخشه جلال
٨ ص
(٩)
معرفى كتاب - اسفنديار رجبعلى
٩ ص
(١٠)
خاستگاه فرهنگ سياسى ايران معاصر - آل غفور سيد محمدتقى
١٠ ص
(١١)
انقلاب اسلامى و هويت ملى - زهيرى عليرضا
١١ ص
(١٢)
وحدت دين و سياست در انديشه امام خمينى ره - خواجه سروى غلامرضا
١٢ ص
(١٣)
ناكارآمدى احزاب سياسى در ايران معاصر - ضابط پور غلامرضا
١٣ ص
(١٤)
سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران و ساختار نظام بين الملل - ستوده محمد
١٤ ص
(١٥)
نظام سياسى و دولت در اسلام 3 نظام سياسى شيعه - فیرحی داود
١٥ ص
(١٦)
ارزيابى سياست خارجى ايران در دوره پهلوى دوم - هوشنگ مهدوى عبدالرضا
١٦ ص
(١٧)
ايران و امنيت ملى آمريكا 1324 1357 - ملکوتيان مصطفی
١٧ ص
(١٨)
نظريه انقلاب در انديشه امام خمينى ره - فراتى عبدالوهاب
١٨ ص
(١٩)
نقش كارويژه حفظ الگو در سقوط رژيم پهلوى - اکبرى معلم على
١٩ ص
(٢٠)
روش شناسى در انديشه سياسى اسلام - رجايى فرهنگ
٢٠ ص
(٢١)
پاكستان و بنيادگرايى اسلامى - اکرم عارفى محمد
٢١ ص
(٢٢)
انديشه سياسى محقق اردبيلى - شفيعى محمود
٢٢ ص
(٢٣)
جنبش سياسى اجتماعى مسلمانان آمريكا - شيرودى مرتضى
٢٣ ص
(٢٤)
گروه هاى كليدى در نهضت مشروطه و ملى شدن نفت - طبرى نقى
٢٤ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٣ - جنبش سياسى اجتماعى مسلمانان آمريكا - شيرودى مرتضى

جنبش سياسى اجتماعى مسلمانان آمريكا
شيرودى مرتضى

(عضو هيإت علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى شهيد محلاتى)
تاريخ دريافت: ١ / ٧ / ٨٠
تاريخ تإييد: ١٥ / ٨ / ٨٠
سياهانى كه براى بردگى به آمريكا برده شدند, در مخالفت با تبعيضى كه بر آنها مى رفت, بارها دست به قيام زدند. قيام هاى نخستين سياهان برده, با انگيزه هاى ملى گرايانه (ناسيوناليستى)صورت مى گرفت; اما با نااميدى از تإثير اين قيام ها سياهان به ويژه سياهان مسلمان, و به تدريج مسلمانان ديگر, براى دست يابى به حقوق شهروندى, به آموزه هاى دينى روى آوردند و در ادامه به سبب عدم تغيير در وضع مسلمانان سياه و غيرسياه و نيز به دليل افزايش شمار مسلمانان مهاجر, كم كم بر دامنه فعاليت هاى آنان كه نوعى اعتراض به سياست هاى دولت آمريكا بود, افزوده شد. مقاله حاضر تلاشى براى تبيين فرآيند شكل گيرى مبارزات مسلمانان در آمريكاست.

واژه هاى كليدى: جنبش, مسلمانان, آمريكا, گروه ملت اسلام.

مقدمه
آمريكايى ها به منظور افزايش محصولات كشاورزى در جنوب و نيز افزايش توليدات صنعتى در شمال آن كشور, تعداد زيادى از سياه پوستان را از افريقا به بردگى بردند. سياهان برده از ابتدايى ترين حقوق فردى و اجتماعى محروم بودند. آنها در اعتراض به اين وضعيت, از اواسط سده يازدهم شمسى (هفدهم ميلادى) تا اواسط سده سيزدهم شمسى (نوزدهم ميلادى) قيام هاى متعددى را عليه اربابان سفيد پوست انجام دادند.١
جنبش هاى ملى گرايانه سياهان, در اوايل قرن چهاردهم شمسى (بيستم ميلادى) به رهبرى افرادى چون ماركوس گاروىMarcus Garvey)) و نوبل دروعلىNoble Drewali) ) عليه تبعيض نژادى و اجتماعى ادامه يافت, به گونه اى كه تنها در ١٢٩٨ش١٩١٩/م. ٢٥برخورد خونين بين سياه پوستان و سفيدپوستان آمريكا اتفاق افتاد, اما هيچ يك از آنها منجر به دست يابى سياهان به حقوق برابر با سفيدپوستان نشد. اين سرخوردگى و ناكامى, گرايش جديدى در مبارزات سياهان پديد آورد كه در صدد بود تا با توسل به اسلام و توسعه آن در جامعه آمريكا, سياه پوستان را در نيل به حقوق از دست رفته مدد رساند.٢ اين گرايش جديد, همان ((جنبش اسلامى سياهان آمريكا)) بود كه در ١٣٠٩ش ١٩٣٠/م. شكل گرفت. اندكى بعد از آن, عاليجاه محمد (آليجاه محمد)٣ با تإسيس گروه ((ملت اسلام)) اين جنش را گسترش داد. ملت اسلام تنها يك گروه سياسى نبود, بلكه با مشاركت در فعاليت هاى اقتصادى, در جهت ارتقاى مادى زندگى سياهان نيازمند گام برداشت. اين جنبش پس از مرگ عاليجاه محمد, على رغم انشعابات مختلف, به عنوان مهم ترين و گسترده ترين گروه اسلامى سياهان آمريكا, موجوديت خود را حفظ كرده است.٤

مسلمانان, ايرانيان و آمريكاييان
از اواخر قرن سيزدهم شمسى / نوزدهم ميلادى, مهاجرت مسلمانان كه اغلب آنها عرب هاى ساكن امپراتورى عثمانى (تركيه و سوريه فعلى) بودند به آمريكا آغاز شد. بيشتر مهاجران دهقانان غير ماهر و بى سواد بودند كه به اميد كسب ثروت و به قصد اقامت موقت به آمريكا رفتند, ولى بيشتر آنها به علت اشتغال در كارهاى پايين و كم ارزش (كم درآمد) مانند دست فروشى و كارگرى معدن, به ثروت فراوان دست نيافتند و به همين دليل, نتوانستند به وطن خود بازگردند.٥
با آغاز جنگ جهانى اول قوانين مهاجرت به آمريكا تغيير يافت, و بر اساس آن, تنها رنگين پوستان و قفقازى تبارها اجازه ورود به آمريكا را يافتند. اما از اواسط دهه ١٣٢٠ش١٩٤٠/م. موج جديدى از مهاجرت مسلمانان به آمريكا آغاز گرديد. مهاجران جديد از سواد بالاتر برخوردار بودند, و بيشتر نه براى كار, بلكه به منظور فرار از سركوب واختناق سياسى ازكشورهاى فلسطين, مصر, عراق و اروپاى شرقى به آمريكا رفتند. از ١٣٤٦ش١٩٦٧/م. چهارمين موج مهاجرت مسلمانان به آمريكا اتفاق افتاد. اغلب اين مهاجران از ويژگى هايى چون تحصيلات بالا, غربگرايى و تكلم روان به انگليسى برخوردار بودند. اين مهاجران يا براى بهره مندشدن از پيشرفت هاى شغلى و يا براى فرار از رژيم سركوبگر محلى به آمريكا رفتند. در مهاجران جديد, گرايش هاى سوسياليستى, ناسيوناليستى و سكولاريستى ٦ مشاهده مى شد, ولى در سال هاى اخير گرايش به اسلام در مهاجران بسيار به چشم مى خورد.٧
به اين ترتيب بر تعداد مسلمانان در خاك آمريكا افزوده شد. اين امر, به تدريج به شكل گيرى نهادها و سازمان هاى اسلامى براى تعميق اعتقادات اسلامى و دفاع از حقوق صنفى و دينى كمك كرد; البته وقايعى چون انقلاب اسلامى ايران, تجاوز اسراييل به لبنان ,بمباران ليبى توسط آمريكا, چاپ كتاب آيات شيطانى سلمان رشدى, نيز به رشد سازمان هاى اسلامى در آمريكا مدد رساند, به گونه اى كه اينك تعداد نهادهاى اسلامى در اين كشور به بيش از ٢٣٠٠ موسسه افزايش يافته است. به همين نسبت انتقاد و تعرض و محدوديت به مسلمانان در جامعه آمريكا رو به افزايش گذاشته است.٨
برخى از مسلمانان مقيم آمريكا را ايرانيان تشكيل مى دهند. آنها به سه دسته تقسيم مى شوند:
گروه اول, ايرانيانى كه به صورت قانونى از كشور خارج شده و در امريكا اقامت گزيده اند, مانند تجار و روشنفكران ملى گرا(ناسيوناليست);
گروه دوم, ايرانيانى كه به صورت غير قانونى از كشور خارج شده اند. بيشتر اين گروه را افراد تحصيلكرده تشكيل مى دهند;
گروه سوم, افرادى كه به سبب فعاليت هاى سياسى عليه نظام جمهورى اسلامى ايران و نداشتن پايگاه مردمى, مجبور به ترك ايران شده اند.
از ايرانيان مقيم آمريكا, آمار دقيقى در دست نيست. همچنين از پراكندگى آنان در اين كشور تصوير روشنى وجود ندارد; اما بر اساس شواهد و قراين مى توان گفت كه ايرانيان مقيم آمريكا, بيشتر در شهرهاى لسآنجلس, واشنگتن, نيويورك و شيكاگو زندگى مى كنند. حدود ٤٦ درصد ايرانيان مهاجر داراى تحصيلات عالى و شاغل در مراكزعلمى اند. وضع اقتصادى آنها, مشابه طبقه متوسط آمريكاست و برخى از آنها در رديف سرمايه داران بزرگ قرار دارند. به هر ترتيب, وضع اقتصادى ايرانيان در شرايط بهترى نسبت به مهاجران آسيايى است, و اين امر, از يكصد عنوان نشريه و روزنامه فارسى زبان و ٣٦ شبكه تصويرى كه در آمريكا منتشر مى شود يا برنامه ارائه مى كند, هويداست.٩
ايرانيان براساس قاعده اقامت به چند دسته تقسيم مى شوند: اقامت كوتاه مدت (مانند مإموران سياسى), اقامت دايم (فارغ التحصيلان جذب شده فاقد تابعيت), اقامت تابعيت (دارندگان تابعيت دوم يعنى آمريكا) و اقامت پناهندگى, و بر اساس قاعده هويت عبارتند از: مإموران سياسى, تجار, دانشجويان, گروه هاى معاند, مجريان و كسانى كه به هر دليل زندگى در محيطهاى آن جا را ترجيح مى دهند و نيز افرادى كه به دليل اقتصادى و رسيدن به رفاه اقتصادى ويا به دليل دست يابى به امكانات علمى و تحقيقاتى, زندگى در آمريكا را مى پسندند.١٠
بيشتر مسلمانان مهاجر به آمريكا سنى مذهب و تعداد كمى از آنان شيعه اند كه در مساجد مهمى در شهرهاى ديترويت, واشنگتن, لسآنجلس و شيكاگو فعاليت دارند. اكثر شيعيان آمريكايى, ايرانى و لبنانى اند كه به علت وضعيت سياسى و اجتماعى حاكم در اين كشورها به آمريكا رفته اند. البته مهاجران شيعه مذهب نيز همانند مهاجران سنى مذهب از اواخر قرن سيزدهم شمسى (نوزدهم ميلادى) وارد آمريكا شده اند. بسيارى از مهاجران شيعه ايرانى, به طبقات متوسط و بالا و با تحصيلات عالى و بيشتر آنان را شيعيان دوازده امامى تشكيل مى دهند كه مرجعيت رهبران مذهبى در ايران وعراق را قبول دارند. شيعيان اماميه يك حوزه و مدرسه اسلامى در شهر نيويورك دارند. اين حوزه يك دوره چهار ساله تعليمات اسلامى براى دانشجويان پسر و دختر جهت تصدى امامت مساجد و يا گرفتن شغل در بخش تعليم و تربيت مدرسه خديجه الكبرى را اداره مى كند. گروهى از شيعيان را نيز اسماعيليه, علويه و زيديه تشكيل مى دهند.١١ به عقيده نويسنده كتاب در بهشت شداد, در آمريكا حدود نه ميليون مسلمان زندگى مى كنند كه در حدود پنج ميليون آن مسلمان مهاجرند, و چهار ميليون باقى مانده, سياه پوستان بومى هستند. از اين تعداد ١٤٠٠/٠٠٠ نفر شيعه اند كه مركز اصلى تجمع آنها شهر ديترويت است. به طور كلى محل اصلى اقامت مسلمانان, در واشنگتن, هوستون, كاليفرنيا, نيوجرسى, شيكاگو و ماساچوس١٢ت است.
از نظر هويت نژادى, اغلب مسلمانان آمريكا از مردم رنگين پوست و اصالتا از قاره آفريقا هستند. به همين جهت, همه آنها عليه نژادپرستى در آفريقاىجنوبى, موضع واحدى داشتند. به اين دليل, شوراى مسلمانان آمريكا در دهه ١٣٦٠ش١٩٨٠/م. به برپايى همايش اسلام عليه نژادپرستى دست زد و اين خود در تشويق آمريكا به تحريم رژيم نژادپرست آفريقاى جنوبى تا آزادى نلسون ماندلا و قانونى شدن كنگره ملى آفريقا موثر افتاد. همه مسلمانان آمريكا رنگين پوست نيستند, بلكه تخمين زده مى شود حدود ٤٥تا٨٠ هزار نفر از آنان, سفيدپوستان مسلمان شده اند كه اكثريت آنها را زنان تشكيل مى دهند كه با مردان مسلمان ازدواج كرده اند.١٣

آمريكا و گروه هاى اسلامى
مسلمانان قبل از ورود كريستف كلمب به آمريكا, به آن منطقه رفته اند و نيز تعدادى دريانورد مسلمان اسپانيايى و پرتغالى به آمريكا رفت و آمد داشته و گاه در آن جا اقامت گزيده اند. همچنين يك پنجم آفريقايى هايى كه به صورت برده وارد آمريكا شدند, مسلمان بودند. همه اين مسلمانان به تدريج به عنوان بوميان آمريكايى درآمدند. علاوه بر آن, مهاجران مسلمان نيز تعدادى از آمريكاييان را مسلمان كرده اند. بنابراين بخشى از مسلمانان آمريكا, مسلمانان بومى اند كه گروه هاى سياسى مختلفى را براى دفاع از هويت خويش پديد آورده اند, مانند گروه ملت اسلام.١٤
گروه ملت اسلام از سوى والى فردمحمدWali Farrad Mohammad) )در ١٣٠٨ش١٩٢٩/م. در ديترويت آمريكا پايه گذارى شد. به عقيده محمد, تنها اسلام قادر است, هويت واقعى آمريكاييان آفريقايى تبار را احيا كند و آنان را در كسب حقوق و بهبود وضع سياهان يارى نمايد. او براى گسترش عقايدش كتاب نوشت, به سخنرانى پرداخت و مدرسه و دانشگاه ساخت. والى محمد كه به اسم هاى مختلف ناميده مى شد, احتمالا ترك يا ايرانى نژاد بود كه ادعا داشت در مكه متولد شده و فردى ثروتمند از طايفه قريش است و نيز با حضرت محمد(ص) قرابت دارد. نفوذ كلام و تعاليمش باعث شد كه پيروانش در ١٣١٠ش١٩٣١/م. او را مهدى بزرگ كه رهايى بخش آمريكاييان آفريقايى تبار از درد و رنج است, بنامند.١٥
ناپديدشدن فردمحمد به رقابت داخلى براى تصاحب رهبرى گروه ملت اسلام در ميان جناح هاى متعدد گروه گرديد, ولى سرانجام معاون فرد يعنى رابرت پول كه بعدها به عاليجاه پول و عاليجاه محمد تغيير نام داد, جانشين فرد و رهبر مسلمانان آمريكايى شد. عاليجاه محمد به تإسى از فرد محمد, از اسلام به عنوان تنها دين رهايى بخش و حق طلب عليه تعصبات و تبعيضات عليه سياهان استفاده كرد. در طى رياست عاليجاه محمد بر گروه نزديك يكصد مسجد, تعداد قابل توجهى مغازه خوار بار فروشى, رستوران, نانوايى, يك دانشگاه اسلامى و مراكزى براى گسترش روابط سياسى با كشورهاى اسلامى به منظور استقلال سياه پوستان تإسيس گرديد. اين گروه نوشيدن مشروبات الكلى و استفاده از مواد مخدر, خوردن گوشت خوك را تحريم و در ١٣٥١ش١٩٧٢/م. گرفتن روزه را براى پيروانش مقرر كرد, و به تدريج فعاليت هايش را به حوزه كاراييب و كانادا توسعه داد. عاليجاه در جريان جنگ جهانى دوم از آن جهت كه به پيروان خود سفارش كرد مسلمانان وظيفه ندارند زيرپرچم آمريكادر جنگ شركت كنند, به زندان افتاد.١٦
با مرگ عاليجاه محمد در ١٣٥٤ش١٩٧٥/م. در گروه ملت اسلام, انشعاباتى صورت گرفت. بزرگ ترين و مهم ترين گروه انشعابى را لوئيس فراخان پديد آورد. وى در ١٣٥٧ش١٩٧٨/م. رهبرى گروه ملت اسلام را بر عهده گرفت, و بر خلاف عاليجاه محمد به اعضاى گروه ملت اسلام اجازه داد تا در انتخابات آمريكا شركت كنند. شايد به آن علت كه گروه دريافته است مقابله با محروميت ها و فشارها و كسب موفقيت در احقاق حقوق سياسى و اقتصادى و اجتماعى مساوى در آمريكا از طرقى مانند مداخله و شركت فعال در امر انتخابات ميسر است. او نيز كوشيد به تإسى از عاليجاه محمد, يك نظام اقتصادى قوى ويژه سياه پوستان را كه اعضاى آن فارغ از سلطه سفيد پوستان هستند, تشكيل دهد, زيرا بر اين باور بود كه از طريق حل و فصل مسائل اجتماعى بر مبناى اقتصاد, مى توان به موفقيت رسيد كه اين موفقيت همان دست يابى به حقوق فراموش شده سياهان مسلمان آمريكايى است.١٧
اعضاى ملت اسلام به يگانگى خدا اعتقاد دارند, قرآن را كتاب نازل شده از سوى خدا مى دانند, و به پيامبران اولوالعزم و كتاب هايشان احترام مى گذارند, ولى در لابه لاى اين اعتقادات, عقايد التقاطى فراوانى ديده مى شود كه اغلب ناشى از برداشت هاى سطحى اين سازمان و اعضايش از قرآن, تعاليم اسلامى و نيز بهره گيرى كم از علماى اسلام و همچنين رسوخ تراوشات ذهنى عاليجاه محمد و فرقه قاديانى١٨ و بهائيت است; براى مثال, عاليجاه محمد در كتابش نوشته است: انسان سياه پوست خداست و اوست كه جهان را خلق كرده, اما اينك ديگر وجود ندارد, بلكه خدايى كه امروزه بر جهان حكومت دارد, خدايى ديگر است كه پر قدرت تر از خداى قبلى است. با اين وضع ,اين سازمان نشان داده, قادر است در جهت احياى شخصيت پايمال شده سياهان مسلمان و هميارى گروهى و سازمان دهى آنان موثر باشد.١٩
گروه ملت اسلام, انشعاب هاى ديگرى نيز پذيرفت. يكى از اين انشعابات را مالكوم استيل در ١٣٢٦ش١٩٤٧/م. كه نام مالكوم ايكس را برگزيد, به وجود آورد. مالكوم كه از قدرت سازماندهى, وجه فرهمندى و از استعداد سخنرانى بالايى برخوردار بود و در جذب افراد به عضويت گروه ملت اسلام نقش برجسته اى داشت, از سوى عاليجاه به نفر دوم گروه (معاون و جانشين) انتخاب گرديد. وى فردى باهوش, زرنگ, تندرو, معتقد به خشونت و عدم ادغام سياهان در جامعه آمريكا و اين كه يگانه راه رهايى امت اسلام عمل به دستورهاى قرآن است, بود. به همين دلايل منتقدان فراوانى پيدا كرد. سرانجام او از عاليجاه محمد جدا شد و گروه ((الحاجى مالك شباز)) را تإسيس كرد. مالكوم در حال ايراد سخنرانى در هارلم آمريكا در ١٣٣٤ش١٩٦٥/م. به دست دو تن از اعضاى ملت اسلام و به روايتى به دست سازمان سيا به قتل رسيد.٢٠
انشعاب ديگر در گروه ملت اسلام, ((ميسيون مسلمانان آمريكا)) بود. گروه جديد بعد از مرگ عاليجاه محمد به دست والاس دى محمد ـ بعدا امام وارث الدين محمد ناميده شد ـ يكى از شش پسر عاليجاه تإسيس شد. والاس تغييرات بنيادين در ساختار ملت اسلام پديد آورد; از جمله اعلام كرد سفيد پوستان ديگر شيطان نيستند, بلكه آنها مى توانند به گروه ملت اسلام بپيوندند. همچنين گروه نخبگان در ملت اسلام را منحل كرد, نام گروه ملت اسلام را به ((جامعه جهانى)) تغيير داد, اسم بلاليان را بر سياهان انتخاب نمود, پوشيدن كت و شلوار و زدن پاپيون براى مردان را كه اجبارى بود لغو كرد, با اين عقيده پدرش كه خداوند بشر است, و عاليجاه, حضرت محمد(ص), مخالفت ورزيد و فعاليت هاى تجارى گروه را تعطيل نمود. در عوض, ادعاى شهادتين احيا شد و پيروى از قرآن و سنت مورد توجه قرار گرفت. پيروان وارث الدين محمد چند صد هزار نفر برآورد مى شوند كه بزرگ ترين گروه مسلمانان آمريكايى آفريقايى تبارند. اين گروه از برنامه راديويى و تلويزيونى و يك نظام آموزشى سرتاسرى موسوم به دانشگاه اسلام با پنجاه شعبه كه از لحاظ آموزشى معتبر است, بهره مندند. ديدگاه گروه در مورد غرب گرايى و صلح خاورميانه مثبت و در مورد صهيونيسم٢١ (اسراييل غاصب) و ايران معتدل است. اين گروه به ويژه رهبرانش ازلحاظ مالى و فكرى به شدت تحت نفوذ عربستان سعودىاند .عربستان هم سعى دارد, افكار وهابيت را در آنان تقويت كند.٢٢
علاوه بر گروه ملت اسلام و ميسيون مسلمانان آمريكا, گروه هاى ديگرى از مسلمانان هم فعاليت دارند. از جمله :
((مجلس الشورى آمريكا)) مجلس الشورى در نيويورك و بيش از چهل مسجد آن شهر فعاليت مى كند. در رإس اين مجلس, امام جميل الدين سراج وهاج قرار دارد. امام وهاج در دو دوره گشايش مجلس كنگره آمريكا به همراه رهبران و مذاهب ديگر حضور داشت .
((گروه پنج درصد)): اينان به دليل اعتقاد به اين كه تنها پنج درصد افراد بشر يعنى تنها خودشان برگزيده خدا هستند, به اين نام ناميده مى شوند. در نيويورك و به رهبرى كلارسن پودينگ فعاليت دارند و در موسيقى رپ بسيار فعال هستند.
((فرقه انصاريه)): اين گروه را عيسى محمد كه خود را از اعقاب مهدى سودانى ٢٣ مى داند, اداره مى كند. وى جدايى از فرهنگ آمريكايى را كه او آن را نژادپرستانه معرفى مى كند, مشى فرقه قرار داده است. مقر گروه در بروكين نيويورك است.
جنبش دارالسلام حزب اسلامى شمال آمريكا, جنبش حنفى, اتحاد برادران, جنبش مردمى اسلامى, جنبش محمديه, مسلمانان آمريكا براى اورشليم, دروزىها, تصوف گرايان, شوراى روابط اسلامى آمريكا,شوراى امور عمومى مسلمانان و... بخشى از ساختار پيچيده جامعه مسلمانان آمريكا هستند. تعدادى از اين گروه ها در خرداد ١٣٨٠ شمسى در اعتراض به كمك هاى مالى و نظامى آمريكا به رژيم صهيونيستى, در مقابل وزارت امور خارجه آن كشور نشست اعتراضآميزى را برگزار كردند, زيرا ٣٤ سال پيش در چنين روزى, نيروهاى اشغالگر اسراييلى نوار غزه, ساحل غربى رود اردن وبيت المقدس شرقى را تصرف كردند. جمعيت اسلامى شمال آمريكا از ديگر گروه هاى اسلامى آن كشور به شمار مى رود كه در ١٣٨٠شمسى اجلاس هشتم خود را در شيكاگو با هدف يارى رساندن به مسلمانان جهت درك تغييرات سريع جهان و روش تعامل با آن, برگزار كرد.٢٤

همگرايى و واگرايى در مسلمانان آمريكايى
مسلمانان آمريكايى در برابر مسائلى كه در غرب در قبال موطن اصلى آنها مطرح مى شود, واكنش نشان مى دهند. مسلمانان آفريقايى تبار كه ٤٢ درصد مسلمانان آمريكايى را در بر مى گيرند, در مقابل هويت نژادى و تبعيضات نژادى ساكت نمى مانند. آنها سعى دارند در سياست گذارىها و اجراى آن, به عنوان مسلمانان ايفاى نقش كنند, و به همين جهت شوراى مسلمانان آمريكا به صورت يك رايزن براى كنگره و دولت فدرال آمريكا عمل مى كنند. البته در كنار آن به عنوان يك آمريكايى يا به عنوان يك مسلمان مقيم آمريكايى, در مورد مسائل مربوط به آن كشور و سرنوشت آنان, حساس هستند. شايد به آن علت كه نيمى از جمعيت مسلمانان اين كشور, نوادگان زنان و مردانى هستند كه صدها سال در آمريكا زيسته اند, و بخشى از تاريخ آمريكا حداقل در دو سه قرن اخير را تشكيل مى دهند. به هر صورت در آمريكا, بومى به كسى اطلاق مى شود كه گذشتگان وى حداقل يكصد سال مقيم آمريكا باشند. بنابراين تقريبا تمام مسلمانان آفريقايى تبار, هم مسلمانند و هم آمريكايى. علاوه بر آن, دسته اى از مسلمانان سفيد پوستانند كه بيشتر آن اصالتا آمريكايى به شمار مى روند.٢٥
در مسلمانان بومى آمريكايى فقر بيشتر از مسلمانان مهاجر است; بنابراين چندان جاى تعجب نيست كه مسلمانان بومى يا مسلمانان آفريقايى تبار با اين فكر كه آمريكا مهد آزادى اقتصادى و پيشرفت است, مبارزه كنند, ولى مسلمانان مهاجر, نظام سرمايه دارى آمريكا را فرصت و موقعيتى براى رشد و پيشرفت مادى و علمى مى بينند. على رغم اين كه مسلمانان بومى فقيرترين مردم مسلمان و غيرمسلمان آمريكايى هستند. در عوض, از قدرت سياسى قابل توجه يا از قدرت تإثيرگذارى بر سياست برخوردارند. آنها حتى از لحاظ جمعيتى بيشتر از كل جمعيت يهوديان مقيم آمريكا هستند. با اين وصف, نفوذ آنان بر قدرت سياسى به ويژه در سياست خارجى آمريكا كمتر از يهوديان است. تفاوت ديگرى كه بين دو دسته مسلمانان بومى و غيربومى وجود دارد, آن است كه مسلمانان بومى از اعتقاد مذهبى ضعيف تر برخوردارند, و به زبان انگليسى تكلم مى كنند, در حالى كه مسلمانان مهاجر از اعتقاد مذهبى قوىتر بهره مندند و نيز به دو تا سه زبان سخن مى گويند, و اين خود به عاملى براى پيشرفت اقتصادى و اجتماعى آنان مبدل شده است.٢٦
همگرايى چندان رشدى در جامعه مسلمانان آمريكا ندارد. علاوه بر ويژگى هايى كه آنان را از هم دور مى سازد, مسائل عميق ترى نيز وجود دارد كه واگرايى در آنان را تشديد مى كند; براى مثال, مسلمانان بومى عقيده دارند, آنان در رعايت رژيم غذايى مطابق شرع مقدس, حجاب اسلامى و ساير احكام مقيدتر و پاىبندتر از مسلمانان مهاجرند, و اغلب اين گونه فكر مى كنند كه درك بهترى از اسلام نسبت به مسلمانان مهاجر و به ويژه تازه مسلمانان دارند, و بيشتر آنها, اين احساس را دارند كه مناسب ترين افراد براى تفسير اسلام هستند. اين مسائل باعث شده است, على رغم اين كه مهاجران مسلمان قبول دارند, هنوز جامعه آمريكا را به خوبى درك نكرده اند, ولى تمايلى به گفت وگو و همكارى با جامعه اسلامى آمريكاييان آفريقايى تبار ندارند.
اگر چه بوميان مسلمان از امكانات اجتماعى فراوان ترى بهره مى گيرند, و شايد از اين رو, مشكل زيادى در افزايش جمعيت خود نمى بينند, اما غير بوميان مسلمان ممكن است با محدوديت هاى مهاجرت پذيرى مواجه شوند و از تعداد مهاجران كاسته شود. به علاوه, ادامه اين محدوديت به كاهش زاد و ولد در بين آنها مى انجامد; براى مثال, بارها اتفاق افتاده است, اداره مهاجرت آمريكا به بهانه مبارزه با اقدامات تروريستى در مورد درخواست رواديد اتباع كشورهاى اسلامى برخورد سخت و خشنى داشته است. جالب است بدانيم در مجموع جمعيت مسلمانان مهاجر و بومى در جامعه آمريكا رو به افزايش است, به گونه اى كه اينك پيروان اسلام دومين گروه پر جمعيت آمريكا بعد از مسيحيان هستند. به عقيده دكتر على ابو زعكوك, رئيس مجلس اسلامى آمريكا, اسلام در اين كشور, از آينده روشن و نويد بخشى برخوردار است, زيرا جامعه آمريكا داراى زمينه هاى مناسب براى رشد و شكوفايى اسلام است. يكى از اين زمينه ها, ميزان كم جرايم مختلف چون مواد مخدر, مشروبات الكلى و ولگردى در بين مسلمانان است كه جاذبه اى براى گرايش غيرمسلمانان به اسلام است.٢٧
مسلمانان از تبعيضى كه بين آنها و يهوديان وجود دارد نگرانند. به بيان عميق تر , مسلمانان و يهوديان داراى وضع نامساعد فرهنگى يكسان در آمريكا هستند, ليكن در اقتصاد و سياست از موقعيت يكسانى برخوردار نيستند. يهوديان در كنگره, نماينده و سخنگو دارند, از امكانات لازم براى تحصيلات بالاى دانشگاهى بهره مندند, در فعاليت هاى اقتصادى, در رسانه هاى گروهى و در موسسات آموزش عالى و در فراگرد و فرآيند سياسى كشور از موقعيت بالاترى سود مى برند, ولى هم يهوديان و هم مسلمانان از سلطه رو به رشد فرهنگ مسيحى بر دو جامعه يهود و مسلمانان نگران هستند; از اين رو يهوديان و مسلمانان با تشكيل گروه هاى جداگانه درصدد دفاع از هويت نژادى, مذهبى و فرهنگى خود مى باشند.٢٨

رهبران جنبش اسلامى آمريكا
شايد تعداد رهبران اسلامى ذى نفوذ در آمريكا يكى از علل عدم انسجام مذهبى و سياسى مسلمانان آمريكا تلقى شود. اثبات اين ادعا, در گرو اشاره هر چند اجمالى به رهبران فعلى است. اين تفرقه حتى در بين رهبران ذى نفوذ نزديك به تفكرات و سياست هاى جمهورى اسلامى نيز مشاهده مى شود.
امام عبدالعليم موسى: وى امام مسجدى در جنوب غربى واشنگتن, از فعالان اسلامى, صاحب نام و شهرت سياسى در آمريكا و از افرادى است كه در راستاى پيام انقلاب اسلامى ايران, از وحدت شيعه و سنى و نيز از مواضع سياسى جمهورى اسلامى ايران دفاع مى كند .
امام محمد العاصى: او از فعالان اسلامى, صاحب شهرت, امام مسجد بزرگ واشنگتن و از سخنرانان و متفكران برجسته اسلامى در سطح بين المللى است. مسلمانان آمريكا به او و ديدگاه هايش اهميت زيادى قائلند. وى حتى در ايران به علت دفاع از مواضع سياسى كشورمان و شركت در همايش هاى تقريب مذاهب شناخته شده است .
امام الحنوطى: فلسطينى الاصل و امام مسجد دارالهجره واشنگتن است. امام الحنوطى و مسجد دارالهجره از اين جهت مهمند كه وى از نظر سياسى و مذهبى اهل تسامح و تساهل است, و از درگيرى شيعه و سنى اجتناب كرده و بيشتر افرادى كه در مسجد فوق شركت مى كنند, از قشر تحصيلكرده اند .
امام عبدالكريم حسن: از دستياران طراز اول امام وارث الدين محمد است. وى كه از وحدت شيعه و سنى دفاع مى كند, امامت مسجد بلال از مساجد بزرگ لس آنجلس را بر عهده دارد.
دكتر محمد سلام عجوى: وى كويتى الاصل است و به شدت از وحدت مسلمانان دفاع مى كند. او سرپرست و امام جماعت مركز فرهنگ اسلامى در نيويورك است و رابطه فعالى با مسلمانان سياه پوست آمريكايى دارد.٢٩
دكتر سيد محمد سعيد: او دبيركل جامعه اسلامى آمريكاى شمالى (ايسنا) است و از دانشمندان اسلامى مقيم آمريكا, از مسوولان و موسسان مركز مطالعات بين المللى و عضو هيإت مشاوران شوراى مسلمانان آمريكا به شمار مى رود. دكتر سعيد, كشميرىالاصل و تبعه دولت آمريكاست. جامعه اسلامى آمريكاى شمالى يكى از متشكل ترين, سازمان يافته ترين و پرطرفدارترين سازمان هاى اسلامى است كه مسجدها و انجمن هاى بسيارى را تحت پوشش دارد. بودجه اين سازمان, در گذشته نه چندان دور از عربستان سعودى تإمين مى شد, ولى اينك اقدامات مفيدى براى خودكفايى مادى و پولى در دست اجرا دارد .
امام وارث الدين محمد: وارث فارغ التحصيل الازهر است و گروه و سازمانش بيش از ١/٥ ميليون نفر عضو و طرفدار دارد. او منشإ و اساس تحولات اسلامى بسيارى در مسلمانان آمريكايى است و تبعيض نژادى را كه شالوده و بنياد كار پدرش (عاليجاه محمد )بود, باطل دانست, و ايجاد و يا ادامه هر گونه نفرت عليه سفيد پوستان را نفى و بر خلاف اصول اسلام دانست. محمد در اداره ميسيون مسلمانان آمريكا به شيوه غير متمركز (واگذارى امور به امامان محلى) عمل مى كند, و اينك سازمانش يكى از بزرگ ترين و سازمان يافته ترين سازمان هاى اسلامى آمريكايى است.٣٠
امام جميل الامين: جميل رهبرى مجلس الشورى شمال آمريكا را بر عهده دارد. او قبل از مسلمان شدن, به عنوان يكى از رهبران سياه پوست گروه ((پلنگان سياه)) كه خواهان تساوى حقوق مدنى و طرفدار مبارزه مسلمانان در كسب اين حقوق بود, فعاليت مى كرد; از اين رو نام وى با آشوب هاى ١٣٤٦ش١٩٦٧/م. ايالت ماساچوست در همآميخته است. جميل به علت شركت در اين آشوب ها, به زندان افتاد, و در زندان به اسلام گرويد. امين در فن سخنرانى بسيار استاد و ديدگاهش در مورد جمهورى اسلامى ايران مثبت است .
دكتر عبدالرحمن العمودى: او اتيوپى الاصل و سرپرست شوراى مسلمانان آمريكاست. اين شورا در ١٣٦٩ش١٩٩٠/م. با هدف توسعه فعاليت هاى سياسى در حركت هاى مسلمانان منطقه و معرفى اسلام به توده و مردم آمريكا تإسيس شد. اين شورا دفتر مركزى سازمان را در واشنگتن قرار داد, تا ضمن اعلام حضور بارز درصحنه فعاليت هاى اسلامى, بتواند به مقامات دولتى, البته در صورت لزوم, دسترسى داشته باشد. شورا در ميان مسلمانان بومى و مهاجر شناخته شده و از اعتبار بالايى برخوردار است.
لوئيس فراخان: لوئيس ولكات كه به لوئيس فراخان معروف شده است, رهبر گروه ملت اسلام به شمار مى رود. او در ١٣١٢ش١٩٣٣/م. در بخش برونكس نيويورك به دنيا آمد, دوران جوانى را در شهر بوستون ايالت ماساچوست گذراند و مدتى به خوانندگى جاز و موسيقى سنتى آمريكا پرداخت, و سرانجام توسط مالكوم ايكس به اسلام گرويد. فراخان پس از ترور ايكس به صورت يكى از چهره ها و مهره هاى اساسى حركت اسلامى سياهان درآمد و تا مرگ عاليجاه محمد سخن گو و نماينده وى بود. بعد از مرگ عاليجاه ,از سازمان و گروه ملت اسلام كناره گيرى كرد و سپس به تإسيس سازمانى به همين نام پرداخت. وى كه توسط گروهى به نام ثمره الاسلام ـ بازوان نظامى امت اسلام ـ محافظت مى شود, در جذب و نگاه داشت طرفداران خود چندان موفق نبوده است و در حال حاضر پيش بينى مى شود تنها حدود دويست هزار عضو در گروه ملت اسلام حضور دارند.٣١

گروه ملت اسلام, ديروز و امروز
آمريكايى ها از همان اولين روزهايى كه سياهان آفريقايى را براى كار در مزارع به خدمت گرفتند, با آنها به صورت برده رفتار كردند, زيرا به عقيده سفيد پوستان آمريكايى, سياهان ذاتا بى لياقت و پست آفريده شده اند, و به همين جهت, تنها براى كار كردن , كشته شدن و خدمت به سفيد پوستان مناسب هستند. تنفرى كه بردگان سياه از اين مسائل داشتند, آنان را مجذوب و همگام جنبش ضد برده دارى سفيد پوستان شمال آمريكا ساخت. اين جنبش كه با هدف ظاهرى مبارزه با برده دارى جنوب آمريكا, ولى در واقع به منظور دست يابى به زمين هاى مزروعى و مواد خام جنوب آمريكا صورت گرفت, به تشكيل آمريكا٣٢ و صدور فرمان آزادى بردگان از سوى آبراهام لينكلن (رئيس جمهور وقت) در ١٢٤٢ش١٨٦٣/م. انجاميد.٣٣
بر خلاف انتظار سياهان, فرمان لغو برده دارى, به برابرى حقوقى آنها با سفيدپوستان منجر نگرديد, بلكه نظام تبعيض نژادى, با آثار به مراتب بدتر از نظام گذشته, جايگزين سيستم برده دارى شد. بر اساس نظام جديد, سياهان از شخصيت اجتماعى, امنيت شغلى و هويت ملى محروم شدند و محل هاى سكونت, گورستان ها, رستوران ها, پارك ها و حتى شيرهاى آب آشاميدنى شان جدا گرديد و از تصدى مشاغل مهم و كليدى, تحصيل برابر با سفيد پوستان, دستمزدهاى يكسان و... بى نصيب ماندند.٣٤
ناتوانى ناسيوناليسم سياه به رهبرى ماركوس گاروى و نوبل دروعلى در نجات سياهان از نظام تبعيض نژادى, ناكامى كليساهاى مسيحى در متقاعد كردن سياهان ستمديده به بردبارى در برابر ظلم سفيد پوستان و نيز بحران اقتصادى آمريكا در ١٣٠٨و١٣٠٩ش١٩٢٩/ و ١٩٣٠م. كه منجر به قحطى و فقر بيشتر سياهان گرديد, همه زمينه هاى مناسب براى روى آوردن جامعه سياهان آمريكا به اسلام را فراهم آورد. آنچه بيش از همه در گرايش سياهان به سوى اسلام موثر افتاد, پيام هاى اسلامى نهضتى بود كه فرد محمد و عاليجاه محمد تإسيس كردند.٣٥ مهم ترين پيام هاى جذاب نهضت اسلامى سياهان عبارت بود از :

١ ـ اتحاد تمام سياه پوستان آمريكايى در يك نظام برادرى سياه پوستى;
٢ ـ ايجاد يك نظام آموزشى مستقل از نظام آموزشى سفيد پوستان;
٣ ـ تلاش براى آزادى مسلمانان زندانى از زندان هاى آمريكا;
٤ ـ تشكيل مدارس جداگانه دخترانه و پسرانه براى مسلمانان;
٥ ـ آزادى مسلمان ها در انجام تبليغات مذهبى و اسلامى.٣٦
نهضت اسلامى سياهان, نتايج مثبت و منفى فراوانى به دنبال داشته است; از جمله: فرد محمد اولين رهبر سياهان مسلمان آمريكا در ١٣١١ش١٩٣٢/م. به طرز شگفتآورى ناپديد شد. عاليجاه محمد در طى بيش از چهار دهه رهبرى گروه ملت اسلام, بارها بازداشت و به زندان افتاد. مالكوم ايكس از رهبران با نفوذ مسلمانان آمريكايى در دهه ١٣٤٠ و ١٣٥٠ ش١٩٦٠/ و ١٩٧٠ م. ترور گرديد; اما هيچ يك از اين اقدامات در خاموش كردن جنبش اسلامى سياهان موثر نيفتاد, بلكه تظاهرات متعدد ميليون ها سياه پوست مسلمان معترض به نظام تبعيض نژادى در اواسط دهه ١٣٧٠ ش١٩٩٠/ م. نشان از تشديد و گسترش نهضت اسلامى سياهان دارد.٣٧ على رغم قيام ها و تظاهرات متعدد سياهان آمريكايى در برابر نظام برده دارى و تبعيض نژادى, و نيز برخى از اقدامات تلافى جويانه مسلمانان سياه مانند خوددارى زنان مسلمان عضو گروه ملت اسلام در آرايش موهاى سر به نشانه اعتراض به نظام تبعيض نژادى, بهبود قابل توجهى در موقعيت اجتماعى آنان صورت نگرفته است, بلكه هنوز هم حقير شمرده مى شوند, و با آنان به عنوان موجوداتى پست رفتار مى شود.٣٨
تفرقه و عقايد خرافى و مخالف و كارشكنى هاى مقامات آمريكايى, از علت هاى ناكامى نهضت اسلامى سياهان آمريكا در نيل به هدف هاى مورد نظر است. تغيير شعار برادرى سياهان به برادرى جهانى يا برادرى سياهان و سفيد پوستان, از سوى اتحاديه مساجد مسلمانان به رهبرى مالكوم ايكس از جلوه هاى تفرقه است و اعتقاد پيروان فرد محمد به الوهيت او از مصداق هاى عقايد خرافى سياهان به شمار مى رود كه معجونى از افسانه هاى آفريقايى, تعاليم مسيحيت و احكام اسلامى است.
گسترش فعاليت هاى جنبش اسلامى سياهان آمريكا, تا حدود زيادى متإثر از پيروزى انقلاب اسلامى ايران است, زيرا با پيروزى انقلاب اسلامى موج اسلام خواهى در بين سياهان آمريكا آهنگ سريع ترى پيدا كرد; از اين رو چند بار تظاهرات ميليونى سياهان و سياهان مسلمان با شعارهاى الله اكبر به دعوت گروه ملت اسلام در آمريكا انجام شد. لوئيس فراخان در ١٣٧٤ش١٩٩٥/م. به ايران سفر كرد. از ١١٠٠ مسجد آمريكا , هشتصد باب آن در ده سال اخير ساخته شده است. همچنين آمار كسانى كه همانند ايرانيان مسلمان لباس مى پوشند, و نيز تعداد افرادى كه مسلمان شدند, در حال گسترش است. به بيان ديگر ,آينده جنبش اسلامى سياهان آمريكا اميد بخش است, زيرا هر ساله سيصد هزار نفر از سياهان, مسلمان مى شوند. بر اين اساس, پيش بينى مى شود در سال هاى نخستين هزاره سوم ميلادى, اسلام به دومين دين بعد از مسيحيت تبديل گردد. برخى ديگر نيز عقيده دارند, چنانچه آمار رشد جمعيت مسلمانان به صورت فعلى ادامه پيدا كند, اسلام به گسترده ترين دين در آمريكا تبديل خواهد شد.٣٩
پى نوشت ها ١. استين ادوم, مسلمانان سياه آمريكا, ترجمه محمد رفيعى مهرآبادى(تهران: شركت مولفان و مترجمان ايران, ١٣٦٣)ص ١٠. ٢. همان, ص ١٤ . ٣. نام ايشان به دو صورت نوشته مى شود. اما اگر اسم وى را متإثر از كلمه عاليجناب بدانيم, در آن صورت عاليجاه درست است . ٤. استين ادوم, پيشين, ص ١٥ . ٥. آشنايى با گروه ها و شخصيت هاى اسلامى در آمريكا (تهران: صداوسيما,١٣٧٧) ص ٢٥ . ٦. سوسياليسم يعنى مالكيت جمعى بر وسايل توليد, ناسيوناليسم يعنى ملى گرايى و سكولاريسم يعنى جدايى سياست از دين. ((ر.ك: على آقابخشى, فرهنگ علوم سياسى (تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران, ١٣٧٤) ص ٣١٥, ٣٠٤ و ٢١٩)). ٧. كلود فولان, سياهان در ايالات متحده, ترجمه قاسم صنعوى (مشهد: آستان قدس, ١٣٦٩) ص ٤٣ ـ ٤٤. ٨. آشنايى با گروه ها و شخصيت هاى اسلامى در آمريكا, ص ٢٧ . ٩. همان, ص ٢٨ . ١٠. همان, ص ٢٩ . ١١. همان, ص ٣٠ . ١٢. جلال رفيع, در بهشت شداد (تهران: اطلاعات, ١٣٧١) ص ١٩٥ . ١٣. آشنايى با گروه ها و شخصيت هاى اسلامى در آمريكا, ص ٣١ . ١٤. همان, ص ٣ . ١٥. حزب جمهورى اسلامى, مسلمانان سياه پوست آمريكايى (تهران: حزب جمهورى اسلامى, ١٣٥٩) ص٤٢ـ٥٠. ١٦. بنجامين كوارلز, سياهان آمريكارا ساختند, ترجمه ابراهيم يونسى (تهران: خوارزمى, ١٣٥٥) ص ١٩٢ . ١٧. استين ادوم, پيشين, ص ;١٣١ جلال رفيع, پيشين, ص ١٩٦ . ١٨. فرقه قاديانى يا قادريه, فرقه اى از صوفيه و منسوب به سيد عبدالقادر گيلانى است. پيروان عبدالقادر كارهاى خارق عادت و عجيب و غريب مى كنند, ولى مى گويند خود وى اهل كرامات بوده است. ((رك: جعفر سجادى, فرهنگ معارف اسلامى (تهران: كومش, ١٣٧٣) ج٢, ص ١٤٥٣)). ١٩. آشنايى با گروه ها و شخصيت هاى اسلامى در آمريكا, ص ١٢. ٢٠. همان, ص ١٤ . ٢١. صهيونيسم نهضتى است كه در ١٢٧٦ش١٨٩٧/م. توسط تئودورهرتصل در شهربال سوئيس به منظور ايجاد يك دولت يهودى پايه ريزى شد. ((ر.ك: على آقابخشى, پيشين, ص ٣٦٩)). ٢٢. آشنايى با گروه ها و شخصيت هاى اسلامى در آمريكا, ص ١٦ . ٢٣. مهدى سودانى, در قرن نوزدهم براى بيرون راندن انگليس از سودان مبارزه مى كرد. ((ر.ك: احمد موثقى, جنبش هاى اسلامى معاصر (تهران: سمت, ١٣٧٤) ص ٢٤٧)). ٢٤. نشريه پگاه حوزه, ش ١٥ (اول تير ١٣٨٠) ص ٣٠ ـ ٣٢. ٢٥. استين ادوم, پيشين, ص ٢٦٤ . ٢٦. همان. ٢٧. آشنايى با گروه ها و شخصيت هاى اسلامى در آمريكا, ص ٥٧. ٢٨. همان, ص ٥٨ . ٢٩. همان, ص ٤٧ . ٣٠. همان, ص ٥٠ . ٣١. همان, ص ٥٣ . ٣٢. قبل از اين, ايالت ها به صورت مستقل از هم اداره مى شدند . ٣٣. بنجامين كوارلز, پيشين, ص ١٣١ ـ ١٣٣ . ٣٤. حزب جمهورى اسلامى, پيشين, ص ٣٨ ـ ٤٠. ٣٥. استين ادوم, پيشين, ص ٧٦ ـ ٧٨. ٣٦. همان, ص ;١٦ حزب جمهورى اسلامى, پيشين, ص ٣٠ . ٣٧. روزنامه اطلاعات (٢٠ تا ٣٠ مهر ١٣٧٤ و ١٣٧٥) صفحه آخر . ٣٨. حزب جمهورى اسلامى, پيشين, ص ٣٢ . ٣٩. استين ادوم, پيشين, ص ٧٧ ـ ٧٨.