معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - اين صفحه مال امامحسين(ع) است - هاشمی سید ناصر
اين صفحه مال امامحسين(ع) است
هاشمی سید ناصر
* حکومت عدل
شيخمحمد عبده ميگويد: «هنگامي که در دنيا حکومت عادلي وجود دارد که هدف آن اقامهي شرع و حدود الهي است و در برابر آن حکومتي ستمگر است که ميخواهد حکومت عدل را تعطيل کند، بر هر فرد مسلماني کمک کردن حکومت عدل واجب است و از همين باب است انقلاب امام حسين که در برابر حکومت يزيد که خدا او را خوار کند، ايستاد.»
* آيا ترديد داريد؟
سپس امام حسين به آنان فرمود: «اگر در اين گفته ترديد داريد، آيا در اين هم شک داريد که من پسر دختر پيامبرتان هستم؟
به خدا سوگند در مغرب و مشرق در ميان شما و غير شما کسي غير از من پسر دختر پيامبرتان نيست و تنها من، پسر دختر پيامبرتان هستم. به من بگوييد اين که مرا ميطلبيد، آيا کسي از شما را کُشتهام يا مالي را از شما بردهام يا جراحتي به شما زدهام که مرا به قصاص ميخواهيد؟»
جماعت شنيدند و هيچ نگفتند. امام ندا برآورد: «اي شبثبنرِبعي! اي حجّاربناَبجَر! اي قيسبناشعث! اي يزيدبنحارث! آيا به من ننوشتيد که ميوهها رسيده و همهجا سبز شده و جويبارها پُر و لبريز شدهاند. بيا که بر لشکري مجهّز و آراسته درميآيي؟»
آنان گفتند: «نه! ما چنين نکرديم.»
امام فرمود: «سبحانالله! به خدا سوگند که چنين کردهايد.»
تاريخ طبري، ج٥، ص ٤٢٤
* دعا
به نقل از ربيع: امام صادق(ع) را ديدم که به گاه ورود بر منصور عباسي لبهايش را تکان ميداد و هر چه بيشتر ميجنباند، خشم منصور، بيشتر فرو مينشست. به نزديکش که رسيد منصور از او خوشنود شد.
چون امام صادق از نزد منصور خارج شد، او را دنبال کردم و گفتم:«اين مرد (يعني منصور) از خشمناکترينِ مردم بر تو بود. چون وارد شدي، لبهايت را ميجنباندي و هرچه بيشتر ادامه ميدادي خشمش بيشتر فرو مينشست. چه ذکري ميگفتي؟»
فرمود: «دعاي جدّم امام حسين را ميخواندم.»
گفتم: «فدايت شوم! اين دعا چيست؟»
فرمود: «اي ساز و برگ من به گاه گرفتاري! و اي فريادرس من به هنگام سختي! مرا با چشمت که نميخوابد، حفظ کن و زير سايهي ستونت که خم نميشود، بگير.»
اين دعا را حفظ کردم و هيچ گرفتارياي به من نرسيد، جز آنکه با خواندن اين دعا گشايش يافت.
بحارالانوار، ج٤٧، ص١٧٥
* مُهر کربلا
مظهر انوار ربّاني، حسين بن علي
آن که خاک آستانش دردمندان را شفاست
ابر رحمت، سايبان قُبّهي پرنور او
روضهاش را از پر و بال ملايک بورياست
دست خالي برنميگردد دعا از روضهاش
سايلان را آستانش، کعبهي حاجترواست
بهر زوّارش که ميآيند با چندين اميد
هر کف خاک از زمين کربلا دست دعاست
چند روزي بود اگر مُهر سليمان معتبر
تا قيامت سجدهگاه خلق، مُهر کربلاست
زايران را چون نسازد پاک از گرد گناه؟
شهپر روحالامين، جاروب اين جنّتسراست
آن که ميشد پيکرش از بوي گُل نيلوفري
چاک چاک امروز مانند گُل از تيغ جفاست
آن که بود آرامگاهش از کنار مصطفي
پيکر سيمين او افتاده زير دست و پاست
صائب تبريزي
* محرّم و عيد
يک سال عيد نوروز با محرم برابر شد. شاه به وزيرش عَلَم گفت: «چه کار کنيم؟»
اسدالله عَلَم گفت: «محرّم کهنه شده و براي هزار سال پيش است. شما عيد بگيريد تا همه به دستبوسي شما بيايند.»
شاه گفت: «بايد از مادرم هم بپرسم؛ چون باتجربه است.»
وقتي موضوع را به مادرش ميگويد، مادر شاه به عَلَم ميگويد: «فلانفلان شده! ما را به جنگ همهکس و همهچيز فرستادي حالا تصميم گرفتي ما را به جنگ امام حسين هم بفرستي؟»
بعد رو به محمدرضا شاه کرده ميگويد: «پدرت با امام حسين جنگيد و به دستور انگليس با روضهخواني و مجالس امام حسين مبارزه کرد، در آخر ديدي چه بلايي به سرش آمد؟»
بعد به شاه گفت: «ده روز به مشهد برو و اعلام کن که عيد نداريم.»
ماهنامهي اسوهي نخبگان
* پس از خدا و پيامبرش
عمر بن خطاب به امام حسين(ع): «شما بر فرزندم عبدالله مقدّم هستي و در مغز و فکر ما جز خداي و شما چيز ديگري خطور نميکند. تو در نزد مسلمانان پس از خدا و پيامبرش از هرکس بالاتري.»
تاريخ طبري، ج٣، ص١٦١
* صدام در حَرَم
در آن روز صدام دستور داد ٧٢ ديگ بزرگ غذا آماده کنند و در خبرها اعلام کنند که صدام حسين براي امام حسين(ع) و به تعداد شهداي کربلا نذري خواهد داد.
صدام شبانه به کنار ديگهاي غذا آمد و با بيل مشغول به هم زدن برنج و خورش قيمهي عراقي شد تا نشان دهد از مريدان حضرت سيدالشهداست. در کنار ديگها و در مقابل تلويزيون بغداد نماز گزارد و از امام حسين خواست تا او را در جنگ با کفّار يزيديصفت همراهي کند.
«حمود» منشي صدام بعدها و بعد از گرفتار شدن در چنگال سرنوشت در خصوص اين نمايش صدام گفت: «صدام به من گفت: نمايش سختي بود. مثل اين که کسي به کمرش زده است. صدام گفت: مثل آن روز که ايرانيها در جبههها تا سقوط بصره پيش آمدند و مجبور شديم براي زيارت حضرت علي(ع) به نجف برويم، خُرد شدم که اميدوارم بر ضد شيعيان تلافي کنم.»
اما اين تبليغات نتوانست صدام را از تحقق وعدهي الهي نجات بدهد و صدام در محلي که بسياري از سادات و علماي حسيني و علوي به مسلخ رفته بودند به دار مجازات رفت.
به نقل از سايت تابناک