معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - آموزش - طريقه دار ابو الفضل

آموزش
طريقه دار ابو الفضل

در شمارههاى قبل از نقش «فعل» در نگارش، بحث كرديم. آنچه آورديم مىتواند نويسنده را در استفاده صحيح از فعل يارى رساند. در اين شماره، اندكى از نقش اسمها و صفتها، گفت و گو مىكنيم. استفاده درست و بى غلط از «اسم» و گزينش ماهرانه «صفت»، به نوشته، جان و قوّت مىبخشد و آن را پر جاذبه مىسازد. همين مهارت، يكى از نشانههاى مهم چيره‌دستى نويسنده، در عرصه نويسندگى است. نكره و معرفه اسم يا نكره است و يا معرفه. نشانه نكره در فارسى، پسوند «ى» است كه به آخر اسم (يا به آخرِ صفت وابسته به اسم) افزوده مىشود: مرد(ى) آمد./ خانه او در محله دور افتاده‌اى واقع است. «يك» نيز گاهى به عنوان علامت نكره به كار مي‌رود: يك روز، حسن به خانه آمد. اكنون، غلطهاى نگارشىِ مربوط به اين زمينه را مي‌آوريم: الف. اجتماعِ «يك» و «ىِ» نكره يا وحدت، در يك كلمه، خلاف فصاحت است: غلط: يك روزى او را ديدم. صحيح: روزى او را ديدم / يا «يك روز او را ديدم». ب. «يك» براى بيانِ امر كلى به كار نمي‌رود؛ يعنى «يك» به معناى «هر» نيست: غلط: يك مسلمان نبايد دروغ بگويد. صحيح: مسلمان نبايد دروغ بگويد. ج. گاهى بهتر آن است كه در جمله، نه «يك» به كار رود و نه «ىِ» نكره. غلط: او يك سر پناه ندارد / او سر پناهى ندارد. صحيح: او سر پناه ندارد. د. در قديم يك نوع «يك» ديگر نيز بوده كه براى تخصيص و انحصار به كار مي‌رفته است: يك امروز، يك امشب؛ يعنى فقط امروز، فقط امشب. استفاده از «يك» در اينگونه موارد، صحيح است. معرفه نشانه مهم شناخت اسم معرفه از غير آن، حرفِ «را» است. در مورد اسمهاى معرفه، معمولاً اشتباه رايجِ نگارشى، آوردن «را» قبل از فعل و دور كردن از مفعول است؛ حال آنكه «را»ىِ نشانه معرفه را بايد بلافاصله پس از مفعول آورد. غلط :دانشجويان، درسهاى اين ترم كه چهار ماه طول كشيد را خواندند. صحيح: دانشجويان، درسهاى اين ترم را كه چهار ماه طول كشيد، خواندند. مثال ديگر: غلط :كتابهاى اتاقم، كه خوانده بودم را به كتابخانه مسجد هديه كردم. صحيح: كتابهاى اتاقم را كه خوانده بودم، به كتابخانه مسجد هديه كردم. نكتهها: الف. استعمال «را» پس از اسم نكره، نادرست است: غلط :خانه‌اى را خريدم. صحيح: خانه را خريدم / خانه‌اى خريدم. ب. استعمال «را» پس از فعل، غلط است: غلط :جوانى كه كتاب مىخواند را ديدم. صحيح: جوانى ديدم كه كتاب مىخواند. ج. «ال» براى معرفه كردن كلمههاى عربى به كار مي‌رود و استفاده از آن براى كلمههاى فارسى درست نيست؛ مثل حسب الخواهش، حسب الدستور، چون كلمههاى «خواهش» و «دستور» فارسي‌اند. اما عبارتِ «حسب الامر» درست است، چون «امر» كلمه عربى است. د. صفت تفضيلى «برتر» با حرفِ اضافه «از» به كار مي‌رود: غلط :او خود را برتر بر مردم مي‌داند. صحيح: او خود را برتر از مردم مي‌داند. ه . افعل تفضيل در عربى، معادل صفت تفضيلى و صفت عالى در فارسى است. بنابر اين در فارسى، الحاقِ پسوند «تر» يا «ترين» به آنها درست نيست: غلط :او از عالمان ديگر، اعلمتر است. صحيح: او از عالمان ديگر، اعلم است/ او اعلم از ديگران است. غلط :او اعلمترين مردم زمانِ خود بود. صحيح: او اعلمِ مردم زمان خود بود / او داناترين (عالمترين) مردم زمان خود بود. عدم تطابق صفت و موصوف در زبان فارسى، صفت با موصوف خود در تذكير و تأنيث و افراد و جمع، مطابقت نمىكند و لذا اينگونه عبارتها صحيح است: زنِ دانشمند (هر دو مفرد) / زنان دانشمند (صفت، مفرد است). مرد دانشمند (صفت آن، همانند مؤنث به كار رفته و فرق نمىكند). مردان دانشمند (صفت، مفرد است). خانم محترم / آقاى محترم (براى زن و مرد، صفت يكسان به كار رفته است). مصدر جعلى مصدر نيز از اسمهاست. يكى از خطاهاى نگارشى، افزودن «يت» بر سر اسم يا صفت و يا ضمير براى ساختنِ مصدر جعلى (صناعى) است. مثال : رهبر + يت [ رهبريّت خوب + يت [ خوبيّت من + يت [ منيّت اين تركيبها غلط است، بلكه به جاى «يت» بايد «ىِ» مصدرى بيفزاييم: رهبرى، خوبى، منى؛ مثل شعر ناصر خسرو: حجّت تو مَنى را زسر خويش به در كن بنگر به عقابى كه منى كرد چهها خاست مَنى؛ يعنى خودستايى، پيروى از هوا و هوس و غرور. در كلمههاى عربى، استفاده از «يت» صحيح است؛ مثل: انسان + يت [ انسانيت و...، چون كلمه «انسان» عربى است. نشانههاى جمع براى جمع بستن اسمها و صفتها، «ها» و «ان» مي‌آوريم. «گان» نيز هست كه همان «ان» است + «گ» ميانجى. در نگارش فارسى، حتى المقدور بايد از نشانههاى جمع استفاده كرد. در اين باره نكتههايى هست كه در ذيل اشاره مىشود: الف. جمعهاى مكسّر را نبايد دوباره جمع ببنديم: احوالات، نذورات، جواهرات و...، چون خود اين كلمهها جمع‌اند: احوال (جمع حال)، نذور (جمع نذر)، جواهر (جمع جوهر). ب. كلمههايى كه فارسي‌اند نبايد با نشانههاى عربى، جمع بسته شوند: داوطلبين، فرمايشات، گزارشات و... شكل صحيح اين كلمات، اينگونه است: داوطلبان، فرمايشها، گزارشها و... . ج. كلمه «آلات» خود به معناى «ابزارها» است، بنابر اين به كار بردن آن به اين معنا اشكال ندارد، اما به عنوان علامت جمع، غلط است. البته «آلات» اگر براى نشان دادن «انواع يك چيز» به كار برده شود، صحيح است؛ مانند ماشين‌آلات، شيرآلات. لكن بهتر است كه از ساختن كلمههاى جديد به اين صورت خوددارى كنيم. د. «جات» اگر براى نشان دادن «انواع يك چيز» (نه به عنوان علامت جمع) به كار برده شود، بي‌اشكال است: «شيرينىجات» به معناى «انواع شيرينى» است نه به معناى «شيرينىها». ه . افزودن نشانههاى جمع فارسى به كلمههاى عربى اشكالى ندارد: معلمان / معلمها، مجتهدان / مجتهدها. تنوين بحث ما درباره نقش اسمها و صفتهاست و تنوين نيز علامتى است كه در همين مورد از آن استفاده مىشود. در هنگام استفاده از تنوين، بايد دو نكته را رعايت كنيم: الف) تنوين را نبايد با كلمههاى فارسى به كار برد؛ مانند: گاهاً، ناچاراً، سفارشاً و... شكلِ درست بعضى از اين كلمهها چنين است: گاهگاه، به ناچار، سفارشى و... . ب) به جاى دو كلمه «اقلاً» و «اكثراً» مىتوانيم: «لااقل» يا «دست كم» يا «حداكثر»، «غالباً» و «بيشتر» به كار ببريم، چون كلمه «اقَلّ» در عربى، غير منصرف است و تنوين نمىگيرد. كلمه «اكثر» هم بر وزنِ «اَفْعَل» است و غير منصرف مىباشد. (توضيح: در نحو عربى، غير منصرف اسمى است كه كسره و تنوين نمىپذيرد). همين جا نيز بايد به اين نكته ادبى توجه كرد كه: «اكثر» و «اكثريت» را نبايد به جاى هم به كار برد، چون «اكثر»، صفت تفضيلى و به معناى «بيشتر» يا «بيشترين» است، ولى «اكثريت» اسم مصدر و به معناى «وضع و كميّت بيشتر» است (در مقابلِ «اقليت» كه بر كميّت كمتر دلالت مىكند)؛ مثلاً مىتوان گفت: «مجلس از اكثريت افتاد»، اما نمىتوان گفت: «اكثريتِ نمايندگان، مجلس را ترك كردند»؛ بلكه بايد گفت: «اكثر نمايندگان، مجلس را ترك كردند». (چنانكه در مفهوم مقابل آن هرگز گفته نمىشود: «اقليت نمايندگان، مجلس را ترك كردند». (ر.ك: ابوالحسن نجفى، غلط ننويسم). بعضى نمونههاى ديگر چنين است: غلط: اكثريت مردم لبنان مسلمان‌اند. صحيح: اكثر مردم لبنان مسلمان‌اند. غلط :اكثريت دانش‌آموزان درس مىخوانند. صحيح :اكثر دانش‌آموزان درس مىخوانند.