پگاه حوزه
(١)
جنگ جهانى سوم مدرنيسم آمريكايى و سنت اروپايى - آسيايى -
١ ص
(٢)
ايران، مصر و استراتژى منطقه -
٢ ص
(٣)
تاكتيكهاى تبليغاتى و عمليات روانى آمريكا القاى اصلاحات برونزا -
٣ ص
(٤)
روايت ظاهرى مدرنيسم - شیرودی مرتضی
٤ ص
(٥)
جهانى شدن و خروج از تاريخ - راهدار احمد
٥ ص
(٦)
چيستى و چرايى اسلام سياسى -
٦ ص
(٧)
روانشناسى دين و نوستالژيك جهانى -
٧ ص
(٨)
اسلامگرايى و نوزايى اصلاحى -
٨ ص
(٩)
دانشكدههاى مجازى و مدارس هوشمند - زارع عباس
٩ ص
(١٠)
نقد بيست و يكم - میراحسان احمد
١٠ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - تاكتيكهاى تبليغاتى و عمليات روانى آمريكا القاى اصلاحات برونزا
تاكتيكهاى تبليغاتى و عمليات روانى آمريكا القاى اصلاحات برونزا
قسمت پايانى
صادق سليمى بنى
٢. القاى اصلاحات برونزا و انحراف مسير اصلاحات
سياستگذاران خارجى و دستگاههاى تبليغاتى واشنگتن، با جنجالآفرينى و گسترش تبليغات منفى عليه تهران در آستانه انتخابات هفتمين دوره رياست جمهورى سعى كردند تا اعتماد مردم را نسبتبه مسؤولان نظام جمهورى اسلامى سلب و در نتيجه از سطح مشاركتسياسى مردم در امر انتخابات بكاهند.
آنچه در عالم خارج اتفاق افتاد، خلق حماسه دوم خرداد ١٣٧٦ ه. ش (٢٣ مه ١٩٩٧ م) از طريق حضور آگاهانه و سى ميليونى مردم در پاى صندوقهاى راى و انتخاب شخصيتى روحانى بهنام سيد محمد خاتمى، با اكثريت آراى بيست ميليونى بود. وقوع اين حادثه، شگفتى و سردرگمى بيش از پيش محافل و مقامات امريكايى را برانگيخت.
مقامات و رسانههاى ايالات متحده، بهدنبال ناكامى از ايجاد دلسردى مردم، ضمن بهرهگيرى از شعار توسعه سياسى و فرهنگى رياست محترم جمهورى اسلامى ايران، درصدد استفاده جدى از متدها و ابزارهاى جنگ روانى برآمدند. سران كاخ سفيد از طريق القاى شبهاتى نظير اينكه مشاركتسياسى فعال مردم در انتخابات، راى به برنامههاى اصلاحى دلخواه غرب بوده و رئيس جمهور جديد نيز در عمل به چنين اصلاحاتى دستخواهد زد، انتقال ارزشهاى دمكراسى ليبرال غربى را از سوى مطبوعات و افراد وابسته، پيگيرى و در نهايت استحاله و براندازى آرام نظام جمهورى اسلامى را به زعم خود، عملى سازند.
خانم آلبرايت وزير امور خارجه وقت امريكا، دو ماه و نيم بعد از انتخاب آقاى خاتمى، در جمع وزراى خارجه كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس گفت:
انتخاب پرزيدنتخاتمى، تحولى گيجكننده و احتمالا اميدبخش بوده است. مردم ايران علاقه خود را براى تغيير نشان دادهاند، ولى آنچه تاكنون مشخص نشده، چگونگى و ميزان تغييراتى است كه ايجاد خواهد شد. (١)
«مايكل مككورى» سخنگوى كاخسفيد نيز در نيمه دوم سال ١٣٧٦ ه. ش (١٩٩٧م) در اظهار نظرى مشابه، از اين سياست كاخ سفيد پردهبردارى كرد:
«مسئله اصلى مورد بحث آن بوده كه چگونه مىتوان تغييراتى دلخواه را در ساختار كنونى حكومت ايران ايجاد كرد. سياستى كه دنياى غرب بايد در قبال حكومت ايران در پيش گيرد، يكى از مهمترين نظرهاى ايالات متحده و كشورهاى اروپايى است.» (٢)
درهمين راستا، برخى تحليلگران سياسى و كارشناسان مسائل ايران درامريكا با استناد به «سياست تنشزدايى» سيد محمد خاتمى، رياست محترم جمهورى اسلامى ايران، ضمن القاى نيازمندى و وابستگى ايران به برقرارى رابطه باامريكا، تلاش نمودند تا زمينه ورود مجدد ايالات متحده بهصحنه سياسى ايران را مهيا سازند. بهعنوان نمونه «هارلاناولمن» كارشناس مركز مطالعات استراتژيك در واشنگتن، طى اظهار نظرى، ابراز داشت:
«ايران نياز به روابط تجارى با امريكا دارد. ايران مىخواهد توسعه يابد و براى فروش نفتخود نياز به بازار آزاد دارد. با انتخاب دمكراتيك در ايران، چهره جديد روى كار آمده و با اين چهره جديد، ايران خواهان آن است كه مجددا به صحنه بينالمللى وارد شود و براى اين منظور، بايد روابطى با امريكا داشته باشد و اگر [اين روابط] دولتى نشد، لااقل اين روابط به صورت بين مردم باشد .» (٣)
تاكتيكى كه در اين مرحله، به صورت جدى توسط مقامات واشنگتن در برخورد با جمهورى اسلامى، مورد بهرهبردارى قرار گرفت، سوء استفاده از فضاى پيشآمده در امر توسعه سياسى بهمنظور القاء و دامن زدن بهوجود تفرقه، دودستگى و واگرايى در بين مجموعه نيروهاى سياسى درون حاكميتبود.
هدف غايى اين حربه در نظرگاه آنها، اضمحلال همگرايى انقلابيون مذهبى موجود در راس حاكميت ايران بود. همچنانكه «تام لانتوس» نماينده دمكرات كنگره امريكا، پس از مصاحبه تلويزيونى حجتالاسلام والمسلمين خاتمى با «كريستين امانپور» خبرنگار شبكه. C.N.N و فرستادن پيام به مردم ايالات متحده، بهطرز ماهرانهاى درصدد القاى وجود اختلاف ميان رهبرى انقلاب و رياست جمهورى اسلامى ايران برآمد:
من هيچ شكى ندارم كه آقاى خاتمى و گروه وى علاقهمند به گفتگو هستند، [مذاكره مستقيم با امريكا] ; اما سؤال اينجاست كه امروز در ايران چه كسى بالاتر از همه تصميم مىگيرد؟ آيتا... ها هيچ علاقهاى بهايجاد ارتباط با غرب ندارند، اما دولت علاقهمند است و اين كشمكش داخلى در جامعهاى مانند ايران چيز غير عادى نيست و بايستى منتظر ماند و ديد [. !؟] (٤)
ضرورت انجام برخى اصلاحات درونزا پس از انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ ه. ش (٢٣ مه ١٩٩٧) غير قابل انكار است. اما رفتار مجموعه دستگاه سياستخارجى ايالات متحده، نشان از آن دارد كه آنها با درك موقعيت جمهورى اسلامى، درصدد بوده و هستند تا ازطريق بهكارگيرى عوامل خود در داخل ايران، اصلاحات را از مسير اصلى خود منحرف و با القاى انجام اصلاحات برونزا، براندازى نظام جمهورى اسلامى را تسريعنمايند. «ريچارد مكمن» مشاور كاخ سفيد و سياستمدار امريكايى دراينباره گفت:
«با روى كار آمدن اصلاحطلبان در ايران، ظاهرا روزهاى تلخ سرگردانى امريكا سپرى شده است و از اين پس بايد شاهد فروريختن ستونهاى اين نظام سركش و مهارنشدنى [جمهورى اسلامى ايران] باشيم.» (٥)
عملكرد عوامل و افراد متمايل به امريكا در ايران بعد از دوم خرداد ١٣٧٦، سبب خرسندى سياستمداران امريكايى گرديد. بر اين اساس، آنها بر بازگشتبه شيوه قبل از انقلاب اميدوار شدند. گرى سيك عنصر برجسته سازمان سيا، مشاور امنيت ملى امريكا در زمان رياست جمهورى «كارتر» و استاد روابط بينالملل و سياستخارجى دانشگاه كلمبيا پس از سفر به ايران، طى مصاحبهاى اعلام داشت:
«چگونه خوشحال نباشيم از اينكه موج تازهاى در ايران بر پا شده كه مصمم است طومار حكومت اسلامى را در هم بپيچد و حكومتى نظير حكومت ايران در دوران شاه و عربستان سعودى روى كار آورد. خواست ما و دولت امريكا اين است كه دين در سياست دخالت نكند. البته هر كسى بخواهد مىتواند آزاد باشد و آنقدر نماز بخواند و تسبيح بچرخاند كه پوست انگشت و پيشانىاش ضخيم شود.» ()
براى تحقق بخشيدن به عمليات روانى واشنگتن عليه تهران، در سال ٢٠٠٣ ميلادى، مجلس سناى ايالات متحده در ٢٥ دى ماه ١٣٨١ (٢٥ ژانويه ٢٠٠٣ م)، مبلغ ١٠ ميليون دلار بودجه براى آنچه «پيشبرد دمكراسى و حقوق بشر در ايران» ناميده مىشود، اختصاص داد.
در صفحه ٥٥٥ مدارك كنگره (٧) امريكا كه مشروح مصوبات و مذاكرات كنگره صد و هشتم امريكاست، مصوبه كميسيون بودجه سنا را نيز درج كرده است. در اين مصوبه در ذيل «دمكراسى، شفافيت و قانونگرايى در كشورهاى مسلمان» آمده است:
كميسيون، مبلغ ٢٠ ميليون دلار را براى برنامههايى كه در جهت پيشبرد دمكراسى، حقوق بشر، تعاليم مدنى، ترقى زنان، آزادى مطبوعات و قانونگرايى در كشورهايى كه جمعيت قابل توجهى مسلمان دارند، اختصاص مىدهد.
كميسيون همچنين بودجه برنامهها و فعاليتهايى را كه براى پيشبرد دمكراسى و حقوق بشر در ايران انجام مىشوند، تامين نموده است. كميسيون از اين بودجه، ١٠ ميليون دلار را در اختيار معاونت دمكراسى، حقوق بشر و كار (وزارت امور خارجه) قرار داده است. كميسيون همچنين ٣ ميليون دلار را براى تربيتحرفهاى خبرنگاران اختصاص داده است. (٨)
با عنايتبه اينكه ٥٦ كشور عضو كنفرانس كشورهاى اسلامى هستند، اختصاص ٢٠ ميليون دلار براى كل كشورهاى اسلامى از يك سو و اختصاص ١٠ ميليون دلار از آن براى ايران اسلامى از ديگر سو، خصومت جنونآميز و كينه افراطى امريكا را عليه ايران اسلامى به روشنى نشان مىدهد. اين در حالى است كه در بسيارى از اين ٥٦ كشور، حكومتهاى سلطنتى و استبداد تمام عيار وجود دارد كه اگر هدف، واقعا پيشبرد دمكراسى باشد، آن كشورها به مراتب بيشتر از ايران نياز به پيشبرد دمكراسى دارند.
سناتور جمهورىخواه «ميچ مككانل» از ايالت «كنتاكى» و رئيس «كميسيون فرعى بودجه فعاليتهاى خارجى» كه يكى از كميسيونهاى زيرمجموعه كميسيون بودجه سناى امريكاست، طى سخنانى در ٢ بهمن ماه ١٣٨١ (٢٢ ژانويه ٢٠٠٣) در صحن مجلس سنا، توضيحاتى پيرامون اختصاص بودجه مذكور داد. اين توضيحات كه در صفحه ١٣٦٢ مجموعه «مدارك كنگره» درج شده است، دليل اختصاص اين بودجه را حمايت مالى از برنامههاى راديو - تلويزيونى ايرانى، چاپ نشريات سياسى ايران، ايجاد سايتهاى اينترنتى و اشاعه اطلاعاتى درباره دمكراسى، روشهاى مبارزه بدون خشونت و سكولاريسم بيان كرد. اين سناتور متعصب گفت:
«آقاى رئيس، در لايحه بودجه سال ٢٠٠٣، بندى وجود دارد كه توسط من پيشنهاد شده و به تصويب رسيده است. بنابراين بند، بخشى از بودجه فعاليتهاى خارجى امسال براى حمايت از پيشبرد دمكراسى و حقوق بشر در ايران مصرف خواهد شد. من معتقدم ايران بهحق، جزء كشورهاى محور شرارت گنجانده شده است. امروز بسيارى از امريكايىها از تغييرات جمعيتى در ايران خشنود هستند. سادهتر بگويم، با هر تولد جديد در ايران، محبوبيت و كنترل رژيم كاهش مىيابد. هم اكنون تقريبا ٥٠ درصد از جمعيت ٧٠ ميليونى ايران، بعد از زمانى به دنيا آمدهاند كه تعدادى از هموطنان ما ٤٤٤ روز در ايران گروگان گرفته شده بودند. در ايران روز به روز افراد كمترى به سخنان روحانيون گوش فرامىدهند».
«هماكنون زمينههاى تغيير سياسى و اقتصادى در ايران وجود دارد. وظيفه ما اين است كه بفهميم چگونه از اين موقعيت استفاده كنيم. به نظر من حمايت مالى از فعاليتهاى مفيد زير بسيار بهجاست: حمايت مالى از برنامههاى راديو - تلويزيونى ايرانى; حمايت مالى از چاپ نشريات سياسى ايرانى، حمايت مالى از ايجاد سايتهاى اينترنتى; حمايت مالى از اشاعه اطلاعاتى درباره دمكراسى، روشهاى مبارزه بدون خشونت و سكولاريسم».
«از آن رو كه من شخصا در جريان برنامههاى پيشبرد دمكراسى در بخشهاى ديگر جهان از جمله يوگسلاوى و برمه بودهام، كاملا با مشكلاتى كه در رابطه با كمك مالى به برنامههاى دموكراسى و حقوق بشر در ايران وجود دارد واقفم; اما اطمينان مىدهم كه اين كار امكانپذير است. در آينده در اين مورد بيشتر توضيح خواهم داد و از توجه همكاران به اين مسئله بسيار مهم، متشكرم.» (٩)
نتيجه سخن
ناگفته پيداست كه برآيند اقدامات مداخلهگرايانه كاخ سفيد در امور ايران را در اين مرحله توان دولت جناب آقاى خاتمى و دولتهاى پس از آن در درك صحيح موقعيتها و انجام اصلاحات اصولى درونزاى غير شتابزده و هماهنگى و همسويى آنها با رهبرى نظام جمهورى اسلامى و نحوه انتقال ارزشهاى اصلاحى به افكار عمومى از يكسو و رفتار و عملكرد بازيگر رقيب (ايالات متحده) در بهرهبردارى از موقعيت پيشآمده از ديگر سو، مشخص خواهد كرد.
به نظر مىرسد كه همانند مقاطع قبلى، اشكال وارده بر واشنگتن در برخورد با ايران در اين مرحله نيز، عدم شناخت صحيح مردم و مسئولان نظام جمهورى از سوى سران كاخ سفيد مىباشد; زيرا پايدارى و مقاومت رهبرى، دولت و مردم ايران در طى دو دهه گذشته از انقلاب اسلامى، تسليمناپذيرى آنها را به اثبات رسانيده و بسيار دور از انتظار است كه واشنگتن شكست تهران را با استمرار خطمشى خصمانه به نظاره بنشيند.
بر اين اساس، شايسته است كه ايالات متحده با در پيش گرفتن خط مشى واقعگرايانه و درك تحولات سريع سياسى در صحنه داخلى كشورها و روابط بينالملل، با عذرخواهى رسمى از دولت و مردم ايران بهخاطر عملكرد سياه قبلى خود، از استمرار رفتار خصمانه عليه ايران كه ديوار بىاعتمادى فىمابين را بيش از پيش بلند خواهد كرد، بپرهيزد.پىنوشتها:
١. راديو امريكا، ساعت ٣٠/٧ ، ٢٦/٦/١٣٧٦.
٢. راديو اسرائيل، ساعت ٣٠/١٨ ، ١٧/١١/١٣٧٦.
٣. تلويزيون دبى، ٣٠/١٥ ، ١٩/١٠/١٣٧٦.
٤. شبكه تلويزيونى. C. N. N امريكا، ساعت ٢٠ ، ٢٤/١٠/١٣٧٦.
٥. خبرگزارى جمهورى اسلامى، ٢٠/٥/١٣٧٩.
٦. روزنامه جمهورى اسلامى، ١٣/٧/١٣٧٩.
٧. قوه مقننه ايالات متحده از دو مجلس ١- نمايندگان ٢- سنا تشكيل شده است. مجلس سنا داراى صد سناتور از هر ايالت هر كدام ٢ نماينده مىباشد. تعداد نمايندگان «مجلس نمايندگان» براساس تعداد جمعيت ايالات و وسعت جغرافيايى آنها اختصاص مىيابد. دو مجلس ١- سنا ٢- نمايندگان بر روى هم كنگره ناميده مىشوند.
٨. روزنامه كيهان، ١٩ بهمن ١٣٨١.
٩. همان.