پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - سرمايهدارى كانونى - پيرامونى - فیاض ابراهیم

سرمايه‌دارى كانونى - پيرامونى
فیاض ابراهیم

١. سرمايه‌دارى در آينده جهان، دو گونه خواهد بود: كانونى; پيرامونى. يعنى سرمايه‌دارى تحمل چند كانونى بودن را ندارد; زيرا سرمايه‌دارى در مالكيت فردى خلاصه مى‌شود و اين مالكيت فردى با چندكانونى بودن در تضاد است. چند كانونى به معناى آن است كه سرمايه‌دارى بر محور فرد نگردد و فرديت‌حاكم بر سرمايه‌دارى محدود شود و اين خود به معناى محدوديت آزادى سرمايه و اقتصاد است.
٢. پس بايستى يك سرمايه‌دارى كانونى به وجود آيد و ديگر سرمايه‌داران و بلوك‌هاى سرمايه‌دارى، در پيرامون باشند; به‌طورى كه سرمايه‌دارى كانونى، سياست‌گذارى جامع سرمايه‌دارى را در دست داشته باشد و سرمايه‌دارى‌هاى پيرامونى به عنوان مكمل سرمايه‌دارى كانونى عمل كنند; نه به صورت مستقل. به اين ترتيب نبض سرمايه‌دارى پيرامونى در دست‌سرمايه‌دارى كانونى قرار خواهد گرفت.
٣. اين نوع الگوبندى سرمايه‌دارى بعد از جنگ جهانى دوم شكل گرفت و آمريكا - كه تجربه‌اى از جنگ نداشت و در عين حال پيروز جنگ شده بود - دست‌به كار ساختن اين الگو شد و با طرح مارشال و طرح‌هاى استقلال، بازسازى و نوسازى برخى از كشورهاى جهان سوم (مثل كشور ما) تلاش كرد سرمايه‌دارى كانونى - پيرامونى را ايجاد كند.
٤. اين طرح‌ها به وسيله پول بين‌المللى (دلار آمريكايى) كه ارزش آن وابسته به اقتصاد آمريكايى (در كنار اقتصاد جهانى) بود، صورت گرفت. مى‌توان گفت كه پول و ارزش افزوده آن كه اساس و ركن اقتصاد سرمايه‌دارى است، در سرمايه‌دارى كانونى قرار دارد و ديگران بايستى پيرامون اين محور، حركت كنند.
٥. تعيين سياست‌بين‌الملل در قالب سازمان ملل متحد از داخل خاك آمريكا نيز در بنا كردن سرمايه‌دارى كانونى نقش بسيارى داشت. به راستى اگر مركزيت‌سازمان ملل متحد در سوييس - كه در دو جنگ جهانى بى‌طرف مانده بود - قرار مى‌گرفت، آيا واقعا نمى‌توانست‌بى‌طرف‌ترين كشور غربى باشد؟ اما براى ايجاد سرمايه‌دارى كانونى در آمريكا مى‌بايست‌سازمان ملل متحد در خاك آمريكا، آن هم در نيويورك يعنى كانون اقتصاد سرمايه‌دارى كانونى آمريكا، به‌وجود آيد.
٦. سرمايه‌دارى پيرامونى از نظر قوا و تجهيزات نظامى، محدوديت دارد و نمى‌تواند از اين نظر با سرمايه‌دارى كانونى رقابت كند. پس سرمايه‌دارى كانونى، رهبرى و سياست‌گذارى نظامى را در دست مى‌گيرد. مثال واضح آن ناتو است كه مى‌رود تا به يك پيمان نظامى جهانى، به رهبرى آمريكا تبديل مى‌شود و در جلسه اخير آن از كشورهايى مثل ژاپن چين، روسيه، هند، پاكستان و ايران به عنوان مدعو دعوت شده و فيلم روز استقلال در آن به نمايش در آمد.
٧. از نظر فرهنگى، بايستى رهبرى آمريكا، به عنوان كانون، به پيرامون اعمال شود. آمريكا با فرهنگ پاپ و موسيقى مربوط به آن سعى در يك نوع حكومت فرهنگى كانون - پيرامون دارد; مانند تاثير پذيرى و الگوگيرى برخى خوانندگان پاپ از خوانندگان لس‌آنجلس و تقليد شوهاى آمريكايى توسط جوانان آلمانى.
٨. در سرمايه‌دارى كانونى، سياست و اقتصاد تقريبا بايستى يكى شوند تا وحدت رويه در سياست‌گذارى پيش آيد و قدرت حاكمه در اعمال قدرت بر سرمايه‌دارى پيرامون، دچار خدشه و اختلال نشود. به همين دليل، اگر تا ديروز سرمايه‌داران در پشت‌پرده سياست‌بودند، امروزه به صحنه سياست مى‌آيند و خود زمام امور را در دست مى‌گيرند. در اين صورت، سرمايه‌داران در يئت‌سياسى جاى مى‌گيرند و اقتصاد با سياست در هم‌آميخته و سرمايه‌دارى به صورت برهنه در مى‌آيد. همانند خانواده بوش، ديك چينى و معاون وزير خارجه امريكا و....
٩. تقسيم كار جهانى نيز در سياستگذارى سرمايه‌دارى كانونى قرار دارد; يعنى توليدكنندگان مواد خام كشورهاى پيرامونى هرگز نبايستى به توليدكنندگان كامل كالاى استراتژيك تبديل شوند; بلكه بايستى با يك تقسيم كار جهانى در قالب سازمان تجارت جهانى اين امور تدوين و اجرا شود. لذا هر كشورى كه خارج از اين چارچوب باشد، بايستى تحريم اقتصادى ساقط شود. برخورد با كره‌شمالى، عراق و ايران در قالب تحريم‌ها در اين اصل جاى مى‌گيرد.
١٠. اجراى سرمايه‌دارى كانونى - پيرامونى در دو قالب نخبگان و مردم عادى صورت مى‌پذيرد. در سطح نخبگان، دانشگاه‌هاى امريكايى در كشورهاى خارجى، تكنوكرات تربيت مى‌كنند. در بعد مردمان عادى نيز وسايل ارتباط جمعى، ماهواره و اينترنت اين ماموريت را به عهده مى‌گيرند.(اين مطلب در كتاب «چگونه نيمى ديگر مى‌ميرند» توضيح داده شده است)
١١. ايجاد شهرهاى كانونى - پيرامونى نيز مراحل ساختارى اين نوع سرمايه‌دارى را تحقق مى‌بخشد. اين شهرها جهانى مى‌شوند و شهرهاى جهانى سرمايه‌دارى كانونى - پيرامونى را تشكيل مى‌دهند. اين شهرها خود يك كشور بوده و فراتر از مليت فكر و عمل خواهند كرد.
شهر كانونى، مثل نيويورك، و شهرهاى پيرامونى، مثل فرانكفورت، لندن، بيروت، تهران، نيومكزيكو، شانگ‌هاى، توكيو و....
١٢. پارادايم جامع اين سرمايه‌دارى كانونى - پيرامونى، ايدئولوژى ليبراليسم و نئوليبراليسم با تفسيرهاى محلى آن (مثل تصوف در ايران) در قالب جهانى شدن است كه در حكم همان كدخدا و ده يا مالك و رعيت و فئودال و سرف و يا چوپان و گله يا پدرخواندگى و فرزندخواندگى خواهد بود.