پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - تاملى در باب نهضت نظريهپردازى و نوآورى روشمند

تاملى در باب نهضت نظريه‌پردازى و نوآورى روشمند


به دنبال انتشار پاسخ رهبر فرزانه و حكيم انقلاب به نامه جمعى از دانش‌آموختگان حوزه علميه قم و تاكيد و تصريح معظم‌له بر شان و منزلت «تضارب آراء و عقول‌» ، «توليد نظريه و فكر» ، «مناظره‌» و... ، شور و شوق زايد الوصفى، همراه تامل و شايد اندكى ترديد، در ميان عموم دانش‌آموختگان حوزه علميه، به‌ويژه نسل دوم آن پديد آمده است. شور و شوق از آن جهت كه اين بار، انگشت اشارت درست‌به سويى نشانه رفته است كه نياز اصلى و ضرورى كشور اسلامى ما است. به‌راستى كه هيچ انسان فرهيخته و دلسوز و خيرخواهى نمى‌تواند اشتياق و شور خود را پنهان سازد از اينكه - گرچه اندكى دير - اما به هر حال، به صورت درست و صحيح و صريح، نقص و نياز تشخيص داده شد. شايد بهتر آن باشد كه بگوييم امر مهمى كه تاكنون در پرده غفلت مانده بود، مورد توجه قرار گرفت. اما چنانكه پيداست، مخاطبان اصلى اين فراخوان تاريخى و نهضت علمى، نه سياست‌پيشگان و فرصت‌طلبان، بلكه فرهيختگان و عالمان حوزه و دانشگاهند. اكنون و در اين فرصت تاريخى، شناخت ماهيت اين نهضت و جريان علمى، تبيين و توصيف آن و تعيين نقطه عزيمت، به عهده عالمان و دانشمندان حوزه و دانشگاه است; دو نهادى كه تنها با حركت آگاهانه و نظام‌مند خود، مى‌توانند فرصت‌به دست آمده را، غنيمت‌شمرده و به دور از شتابزدگى و سياست‌پيشگى، آن كنند كه از ايشان انتظار مى‌رود. اما ترديد و تامل خود را نيز نبايد پنهان كنيم; زيرا فرصت‌به‌دست آمده نيز شايد دانسته يا ندانسته، به دست فراموشى سپرده شود و يا بدون رعايت‌شرايط و اقتضائات و درك صحيح مسئله و لحاظ همه بايسته‌ها و نبايسته‌ها، كارى نسنجيده و ناقص صورت پذيرد. نگارنده اين سطور، بر آن است تا با برشمردن بعضى از شرايط و موانع راه، صرفا باب گفتگو و بحث را در اين باره مفتوح و از سر خيرخواهى و شفقت، نكاتى را يادآورى كند:
١. بى ترديد تبيين درست و دقيق آنچه بايد تحقق يابد و درك صحيح و تام و تمام مسئله، پيش از هرگونه اقدام عملى، راه را بر سوء تعبير و انحراف مى‌بندد; چنانكه عدم درك درست‌يا درك نادرست آن نيز، به حكم سخن گهربار اميرمؤمنان على (ع) «الجاهل اما مفرط او يفرط‌» هر گونه حركتى را دچار انحراف يا شكست‌خواهد ساخت. به هر تقدير تا آنجا كه به تعريف و صورت مسئله كه بنا است تحقق يابد، مربوط مى‌شود، بايد گفت كه سخن از يك «نهضت و جريان‌» به معناى دقيق و صحيح كلمه در ميان است. متعلق و آماج اين نهضت و جريان، امورى چون «نظريه‌پردازى‌» ، «نوآورى علمى‌» ، «طرح منطقى ايده‌ها» ، «آزادى تفكر، قلم و بيان‌» ، «مناظره و اجتهاد» و سرانجام گشودن راهى غير از «سكوت و جمود» و يا «هرزه‌گويى و كژخوانى‌» است. روشن است كه چنين امرى داراى عناصر و مقدماتى است كه شناخت آنها لازم و ضرورى است.
٢. هر ايده و فكرى، اگر بخواهد به يك نهضت و جريان تبديل گردد، بايد از هر گونه فردگرايى، شخص يا گروه محورى به دور بماند و در چنبره علايق شخصى يا گروه خاصى گرفتار نيايد و به نفع شخص يا علاقه‌اى شخصى مصادره نگردد. امروزه حوزه‌هاى علميه و دانشگاه‌هاى ما، دانش‌آموختگان و فرهيختگان بسيارى دارد كه با استفاده از امكانات و فرصت‌هاى موجود كشور، تحصيل كرده و رشد يافته‌اند. اگر آنان به‌درستى، به ميدان فراخوانده شوند و تلقى صحيح و درستى از موضوع يابند، بى‌ترديد تمام توان خود را مصروف پيش بردن چنين نهضتى خواهند كرد. وقتى سخن از دانش‌آموختگان حوزه و دانشگاه مى‌رود، مراد تنها جمع جوان و محدودى نيست كه مى‌خواهند به دلخواه و احيانا نسنجيده، دست‌به كارى نپخته و چه بسا مضر بزنند; اساسا يك نهضت و جريان علمى، با فرآيند محدودسازى و تنگ‌نظرى ناسازگار است.
٣. آنچه گفتيم به معناى نفى وجود هسته و گروه هوشمند و هدايت‌گرى نيست كه بايد سازماندهى نهضت و جريان مذكور را به عهده گيرد و نقطه عزيمت، اولويت‌ها، بايسته‌ها و نبايسته‌هاى آن را تعيين كند. البته كسانى بايد چنين امر مهمى را بر عهده گيرند و با درك و فهم صحيح و درست از آنچه داريم، فضاهاى جديد و سرزمين‌هاى ديگرى را نيز فتح كنند و با نگاهى عميق و همه‌جانبه، به چنين امر مهمى سروسامان دهند.
٤. ما امروز برميراثى عظيم و غنى از فرهنگ و دانش تكيه زده‌ايم كه به همت و تلاش طاقت‌فرسا و جانكاه دانايان، بزرگان و نياكانمان به دست ما رسيده است. ترديدى نيست كه در حفظ و حراست از آن بايد بكوشيم; اما اين تمام وظيفه ما نيست; وظيفه سنگين‌ترى نيز بر عهده داريم: بايد بكوشيم و به تكرار آنچه داريم، بسنده نكنيم. بلكه سرزمين‌هاى ناشناخته و قلمروهاى ناپيموده را نيز از نظر دور نداريم و در نتيجه گرد و غبار قدمت از آنچه داريم زدوده و شجاعانه طرح‌هاى نو دراندازيم و به پيروى از بزرگانى چون ابن‌سينا، شيخ طوسى، ابن ادريس، شيخ اشراق، ملاصدرا، شيخ انصارى، علامه طباطبايى و.... با تكيه بر فرهنگ و سنت غنى دينى و ملى و برپايه و بنيان‌هاى استوار و محكم خود بناهاى جديدى بنيان نهيم. نه چنان سخن بگوييم و يا چنان به شاگردانمان تعليم دهيم كه جرات هرگونه نقد و نظرى را از آنان بگريم و نه چنان شتابزده، گذشته خود را يكسره نفى و انكار كنيم و به دام از خودبيگانگى و ورطه بدعت‌گذارى افتيم. آنچه امروز، نياز ضرورى حوزه علميه و دانشگاه‌ها است، رسيدن به نقطه اعتدال است; درست همان نقطه‌اى كه هدف نهضت و حركت نوينى است كه درباره آن سخن مى‌گوييم.
٥. تاكيد بر عناصرى چون مناظره، بحث آزاد و گشودن باب بحث‌هاى جديد، بيشتر جنبه روش‌شناختى دارد. بدين معنا كه براى ايجاد جنبش نرم‌افزارى و نهضت نظريه‌پردازى، يكى از روش‌هاى موفق و آزمون شده، ايجاد فضاى گفتگوى معطوف به اخلاق، تعامل و تضارب آراء و افكار و مناظره‌هاى عالمانه است. چنين تعامل و تضاربى را مى‌توان به عرصه‌هاى مختلف و موضوعات متفاوت، از علوم پايه و محض گرفته تا علوم انسانى، اعم از داده‌هاى وحيانى و يافته‌هاى بشرى، بسط و توسعه داد و به انتظار نتايج و آثار سودمند آن نشست. سوگمندانه بايد گفت كه چندى است هر گاه سخن از مناظره و گفتگو به ميان مى‌آيد، صورت مبتذل و منفى آن كه رنگ و بوى غوغاسالارى و سياست‌پيشگى و جناح‌گرايى و دسته‌بندى دارد، به اذهان تداعى مى‌كند. اكنون پالايش و سالم‌سازى اين فضا از ضروريات جريان و نهضت علمى، در نظر است. هر چه زودتر بايد آغاز كرد و مى‌توان نقطه عزيمت را، طرح مسايل جديد در قالب مناظره‌ها و نشست‌هاى علمى كه به گسترش فضاى بحث و گفتگو و تحرك و نشاط مى‌انجامد، رسم كرد.
در ماه‌هاى اخير و به همت‌بعضى از مراكز علمى - پژوهشى حوزوى، بحث‌هاى آزادى صورت پذيرفته و همچنان در جريان و پويندگى است كه نويدبخش حركت و جوشش جديدى است.
اميدواريم چنين بحث و گفتگوهايى در همه عرصه‌ها صورت پذيرد. گرچه در آغاز راهيم، اما در صورتى كه بدانيم و سپس بخواهيم، به حكم «خواستن، توانستن است‌» موفق خواهيم شد. ان شاءالله تعالى.

محمد عبداللهى