پگاه حوزه
(١)
تاملى در باب نهضت نظريهپردازى و نوآورى روشمند -
١ ص
(٢)
نگاه ويژه -
٢ ص
(٣)
مناسبات دانش اصول و فلسفه تحليلى - لاريجانى صادق
٣ ص
(٤)
آسيبشناسى دانشگاه از منظر توليد دانش - افروغ عماد
٤ ص
(٥)
سرنوشت عراق در هالهاى از ابهام -
٥ ص
(٦)
سرمايهدارى كانونى - پيرامونى - فیاض ابراهیم
٦ ص
(٧)
تاكتيكهاى تبليغاتى و عمليات روانى آمريكا -
٧ ص
(٨)
جهانىشدن، و خروج از تاريخ - راهدار احمد
٨ ص
(٩)
جنبشهاى اسلامى اندونزى و چالشهاى پيشرو -
٩ ص
(١٠)
بررسى مذهب در سياست و حكومت -
١٠ ص
(١١)
سينماى تعليق و اضطراب
١١ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - جنبشهاى اسلامى اندونزى و چالشهاى پيشرو
جنبشهاى اسلامى اندونزى و چالشهاى پيشرو
چكيده
از دوازدهم اكتبر سال گذشته ميلادى (حدود سه ماه پيش) به اين طرف جريان اسلام گرا در اندونزى با مشكل سختى رويارو شد . پس از چند روز از انفجار سهمگين بالى كه در يكى از نقاط سياحتى اين جزيره روى داد و صد و نود كشته و سيصد زخمى - كه بيشتر آنان استراليايى بودند - بر جاى گذاشت، دولت اندونزى دو بيانيه صادر كرد كه در آنها براى خود حق بازداشت هر فردى را - به صرف سوءظن - براى مدت چند ماهى قائل شده بود. اين دولت همچنين حق مجازات تروريستها را تا حد اعدام براى خود در نظر گرفت. در اين اوضاع دو سازمان اسلامى بزرگ در معرض اتهام مقامات داخلى و بينالمللى قرار گرفتند: جماعت اسلامى به رهبرى شيخ ابوبكر باعشير و لشگر جهاد به رهبرى شيخجعفرعمر. دولت امريكا نيز تشكيلات جماعت اسلامى را در ليست «سازمانهاى تروريستى بيگانه» قرار داد. مقامات امنيتى اندونزى شيخ باعشير را به درمانگاهى تخصصى منتقل كرد تا درباره عمليات تروريستىاى كه در شب سال نو مسيحى ٢٠٠١ م در جاكارتا رخ داد، از او بازجويى كنند و شيخجعفرعمر را در اقامتگاه اجبارىاش تحت نظر گرفت.
به اين ترتيب دولت اندونزى در برخورد با اين دو سازمان و طبق توقعات امريكا و استراليا كه احتمال وقوع عملياتى تروريستى در جنوب شرق آسيا را مىدادند، اعلام وضعيت فوق العاده كرد.
× × ×
چرا دولت اندونزى دستبه كودتايى عليه سازمانهاى اسلامى راديكال زد؟ آيا ماه عسل طولانى بين پليس و جماعت اسلامى به پايان آمده است؟ برنامه سازمانهاى راديكال درباره حكومت و دولت جاكارتا چيست؟ آيا درست است كه برنامهاى براى كودتا در جنوب شرق آسيا - كه شامل اندونزى، سنگاپور، مالزى و فيليپين مىشود - در جريان بوده است؟ رابطه اين برنامه با جدايى تيمور شرقى چيست؟
اينها پرسشهايى است كه با مطالعه و بررسى اوضاع جارى اندونزى، به پاسخشان دستخواهيم يافت.
دو نوع از جنبشهاى اسلامى
اندونزى كه با داشتن ٢٢٠ ميليون جمعيت، بزرگترين دولت اسلامى جهان به شمار مىآيد، هم اكنون شاهد دو گونه از اسلام سياسى است. يكى از اين دو، گسترده و پردامنه است و در بيان و عمل از روش دموكراتيك پيروى مىكند و جماعتهايى را زير چتر خود دارد كه برجستهترين آنها «جماعت محمديه» است. اين جماعتحدود ٣٠ ميليون عضو دارد. ديگرى «جماعت نهضه العلما» است كه حدود ٤٠ ميليون عضو دارد. قطب برجسته جماعت محمديه - كه جماعتى ميانه رو است - شيخ سيف المعارف و برجستهترين شخصيت جماعت نهضه العلما، شيخ مصدوقى بيدلوى است. اين دو جماعتبسيار شبيه طريقتهاى صوفيه هستند. از اين جهت كه به طور مستقيم با سياستسر و كار ندارند; هر چند براى اعضاى خود حق فعاليتحزبى و مشاركت در فعاليتهاى سياسى و فرهنگى قائلند. اين دو جماعت همراه چند جماعت كوچكتر در مرز تعادل و توازن بين جماعتهاى معتدل و جماعتهاى تندرو راديكال قرار دارند.
در سوى ديگر «جماعت اسلامى» است كه در راس حركتهاى اسلامى غربستيز و بويژه ضد امريكايى قرار دارد. اين جماعت، با آن كه دلايل قوى بر پيوند نزديك آن با تشكيلات القاعده وجود ندارد، اما مقولاتى شبيه مقولات فكرى القاعده را مبناى خود قرار داده است. شخصى كه عمر فاروق خوانده مىشود و گويا شهروند كويت و از زندانيان نيروهاى امريكايى است كه در پايگاه هوايى بگرام افغانستان دستگير شده، اعتراف كرده كه در سلسله عمليات و انفجارات در كليساهاى اندونزى - كه در شب سال نو ٢٠٠١ م ١٨ كشته بر جاى گذاشت - دست داشته است. وى ادعا كرده كه تحت فرمان شيخ ابوبكر باعشير - ٦٤ ساله - كه مقامات امنيتى او را رهبر معنوى جماعت اسلامى مىدانند، بوده است.
دستگاههاى اطلاعاتى غربى و امريكايى، بر اين گماناند كه جماعت اسلامى، تشكيلات بزرگى است كه در سراسر جنوب شرق آسيا گسترده است و اعضاى آن روش تغيير قهرآميز را در پيش گرفته و به دليل مخالفتشان با افكار مگاواتى سوكارنو و مخالفتبا حضور وى در راس دولت، در صدد ترور او هستند.
امريكا و تروريسم بينالمللى
جماعت اسلامى اين اتهامات را به طور كلى رد مىكند و بيانيه وزارت خارجه امريكا را - كه اين جماعت را به سبب ارتباط با القاعده در ليستسازمانهاى تروريستى قرار داده - اجحافآميز و فاقد بديهىترين قواعد عدالت دانسته است; زيرا واشنگتن در حالى اين جماعت را مسئول عمليات بالى شناخته، كه هيچ دليلى بر اين ادعا - حتى در داخل اندونزى - وجود ندارد.
تحليلگرى استراليايى، در صدد جستوجوى اسباب و عواملى برآمده كه در فهم راز هدف قرار گرفته شدن استراليايىها در عمليات بالى كمك كند. يكى از مواردى كه وى بدان اشاره مىكند، اين است كه استراليا پيش از هر چيز، بزرگترين قدرت نظامى غربى در منطقه است و نقش اين كشور در مسئله تيمور شرقى، احساس كينه و نفرت عميقى را در مردم اندونزى پديد آورده است. اين احساس با مرور زمان رنگ نباخته و بلكه پر رنگتر شده است و حتى گروههايى كه در گذشته، چندان مخالفتى با استقلال جزيره تيمور شرقى نداشتهاند، امروزه نسبتبه استراليا دلچركيناند. تحليلگر استراليايى، اين احساس منفى نسبتبه استراليا را يكى از انگيزههاى احتمالى نهفته در پس پرده انفجار بالى مىداند.
اما رييس كميسيون بينالمللى تحقيق درباره عمليات بالى، بر آن است كه چندين فرضيه در اين باره وجود دارد كه بايد با عيار حقايق سنجيده شود.
چه بسا اين پرسش مطرح باشد كه چرا جهانگردان استراليايى، هدف عمليات قرار گرفتهاند و آيا نزاعى سياسى، منطقهاى و دينى در منطقه، جريان داشته كه حادثه انفجار بالى، حكايت از آن مىكند؟ هوگ وايت، مدير مركز مطالعات سياسى استراتژيك استراليا، تحليلى قابل تاملتر ارائه داده است. وى مىگويد: «عاملان عمليات انفجار بالى، گويا فرهنگ غربى را هدف قرار دادند; ولى مكان مورد هدف بسيار معروف و شايد به طور نمادين، نقش احتمالى استراليا را در جنگ احتمالى با عراق، تداعى كند.»
برخى ديگر از تحليلگران معتقدند كه تمام منطقه شرق آسيا، همواره در معرض عملياتهاى تروريستىاى است كه جماعتهاى اسلامى راديكال و مخالف ارتباط منطقه با استراتژىهاى امريكا، بدان دست مىزنند.
اتحاديه اسلامى جنوب شرق آسيايى
در اين چارچوب، دعوت جماعت اسلامى - كه شيخ ابوبكر باعشير زعامت آن را عهدهدار است - به ايجاد اتحاديهاى اسلامى، شامل اندونزى و مالزى و بخش مسلمان نشين فيليپين - و به عبارت ديگر مسلمانان جنوب شرق آسيا - به هدف احياى كيان جغرافيايى اسلامى اين منطقه كه تا پيش از پا نهادن استعمارگران هلندى و اسپانيايى به اين منطقه برقرار بود، قابل تامل است. با اين وضع، اتهام دست داشتن در عمليات بالى به جماعت اسلامى، و فشار غرب بر دولت مگاواتى سوكارنو - دختر بنيانگذار اندونزى جديد - براى مبارزه با جنبشهاى اسلامى تندرو، به معناى سد راه رشد اين گونه دعوتها و حركتها است كه از چالشهاى دينى و مذهبى و ضعف خود، دولت تغذيه مىكنند; دولتى كه در تحقق آشتى و وفاق بين دستگاههاى نظامى و امنيتى و بهطور مشخص بين نيروهاى مسلح و پليس موفق نبوده است.
واقع اين است كه جماعتهاى اسلامى در اندونزى، به لحاظ عملياتى از گسترش اختلاف بين ارتش و پليس كه در گفتههاى مسئولان آنها آشكار است، بيشترين استفاده را بردهاند. رهبر اين جماعت، شيخ باعشير اكنون در درمانگاهى در جاوه، تحت نظر قرار دارد.
جنبش «لشگر جهاد»
در مقابل، جنبش «لشگر جهاد» پس از عمليات انفجار بالى، ضربههاى امنيتى شديدى خورد. رهبر اين جنبش، شيخ جعفر عمر كه مقامات اندونزى، او را مسئول رديف اول عمليات بالى مىشناسد و مقامات امريكايى او را يكى از خطرناكترين تروريستهاى جهان ناميده بودند، محكوم به اقامت اجبارى شد.
جنبش «لشگر جهاد» در آوريل سال ٢٠٠٠ ميلادى تاسيس شد. اين جنبش بيش از آن كه برنامه سياسى روشن داشته باشد، ماهيتى نظامى دارد. خود شيخ جعفر عمر، در مصاحبهاى مطبوعاتى انگيزه خود را از تشكيل اين جنبش، چنين توضيح داد: «ما اين جنبش را براى يارى رساندن به مسلمانان در منطقه شرقى اندونزى كه هزاران تن از آنان در جزاير ملوك، قتل عام مىشوند و دولت هم در اين شرايط براى دفاع از آنان هيچ اقدامى نمىكند، تاسيس كردهايم. ما چندين نامه براى عبدالرحمانجيبن و جانشينش عبدالرحمانوحيد فرستاديم. اما دولتها، در برابر تجاوزات مسيحيان، هيچ كمكى به مسلمانان نكردند. در چنين شرايطى چارهاى جز تاسيس جنبش «لشگر جهاد» اهل سنت و جماعت، به هدف حمايت از برادران مسلمانمان در اندونزى شرقى نداشتيم».
وى در پاسخ به پرسش از ماهيت فعاليت نظامىاى كه اين جنبش در پيش گرفته و تكتاز بودن اين مبارزه و يا نهفته بودن هدفى سياسى در پس اين فعاليتها، ابراز داشت: خير; ما در كنار فعاليت جهادى خود، به ترويج و تبليغ اهل سنت و جماعت اقدام كردهايم. ما مراكز علمى و بهداشتى و پرورشگاههايى براى يتيمان جنگهاى داخلى جزاير ملوك و... تاسيس كردهايم.
درگيرى و نزاع بين اسلامگرايان
عجيب اين كه جنبش لشگر جهاد، تنها با دولت و يا مسيحيان درگير نيست; بلكه با ديگر جريانهاى اسلامگرا نيز سر ستيز دارد. اين جنبش با جنبش جدايى خواه اسلامگرايى به نام جنبش گام كه بسيارى آن را اسلامگرا و خواهان برپايى دولتى اسلامى مىدانند، در استان آچه به شدت درگير شده است. زمانى كه جنبش گام اعلام كرد كه خواهان اجراى شريعت اسلامى نيست و در پى جدايى از اندونزى است، بين اين جنبش وجنبش لشگر جهاد درگيرىهاى سختى روى داد. زمانى كه جنبش گام از طرح توافق سياسى بر سر صلح در جزاير ملوك براى پايان دادن به سه سال خشونت دينى بين مسلمانان و مسيحيان طرفدارى كرد، جنبش لشگر جهاد آن را محكوم كرد و توطئهاى سياسى بين دولت و مسيحيان عليه مسلمانان قلمداد كرد.
نمونه تيمور شرقى
جنبش لشگر جهاد معتقد است كه اساس جهاد آن، درهم شكستن تحركات جدايىطلبانه رو به رشد كنونى در مناطق آچه و اريان و جزاير ملوك است; زيرا سناريويى كه اكنون در جزاير ملوك اتفاق مىافتد، پيشتر در تيمور شرقى اتفاق افتاده است. سناريو اين است كه جدايىطلبان اين مناطق، به بهانه اين كه مسلمانان از ساكنان اصلى اين مناطق نيستند، آنان را وادار به كوچ مىكنند. زمانى كه مسلمانان تيمور شرقى را ترك كردند و دولت در حمايت از آنان دخالت نكرد، دولتهاى بيگانه (غربى) در حمايت از جدايىطلبان دخالت كردند و از خواسته جدايىطلبان مبنى بر همهپرسى براى استقلال، پشتيبانى كردند. جنبش لشگر جهاد، راهحل مشكل فعلى اندونزى را سركوب جدايىطلبان از سوى دولت و ايفاى نقش حفظ يكپارچگى اندونزى از سوى ارتش مىداند. اين روزها برخى حركتهاى جدايىطلبانه جديد در تيمور غربى به راه افتاده كه «جنبش جمهورى كل تيمور» خوانده مىشود و برخى فرماندهان مسلح ارتش از آنان حمايت مىكنند.
موضع «لشگر جهاد» نسبتبه «القاعده»
رهبران لشگر جهاد، ايدههاى تشكيل القاعده به رهبرى اسامه بنلادن را رد مىكنند و مىگويند: ما اهل سنتيم و اين جنبش با اسامه بنلادن و اعضاى تشكيلات القاعده، هم فكر و هم نظر نيست، زيرا آنان اهل تكفير و اهل خوارجاند و حكام مسلمان و علماى مسلمان را تكفير مىكنند و افكارشان فاسد است. با اين حال ما به جهادمان با امريكا ادامه خواهيم داد و وظيفه خود مىدانيم تا هركسى را كه در حال جنگ با امريكاست، تاييد كنيم و وظيفه ما است كه مسلمانان را دوستخود بدانيم و از كفار دورى جوييم. اين روش ما است. با اين حال بايد بين جهاد عليه سلطه امريكا و مبارزه با ضلالتهاى بن لادن، تمييز قايل شويم.
از سوى ديگر دولت امريكا، لشگر جهاد را، جنبشى تروريستى مىداند و علت آن تنها احتمال دست داشتن اين جنبش در انفجار بالى نيست; بلكه پيش از اين حادثه، سفير امريكا در جاكارتا اعلام كرده بود كه خطرناكترين جنبش تروريستى در اندونزى، جنبش لشگر جهاد است و جنبش تروريستى ديگرى هم به نام جماعت اسلامى وجود دارد كه تحت رهبرى ابوبكر باعشير است.
با اين كه باعشير، انفجار بالى را محكوم نموده، اما دولت امريكا او را به همكارى با تشكيلات القاعده متهم كرده است. سنگاپور نيز همين ادعا را مطرح كرده و مدعى شده است كه برخى دستگيرشدگان، اعتراف كردهاند كه براساس آموزشهاى شيخ باعشير، اقدام به انجام عمليات تروريستى عليه مؤسسات امريكايى موجود در سنگاپور - و از جمله سفارت و كنسولگرى امريكا - دست زدهاند.
اين پرسش درباره آينده اسلام سياسى راديكال اندونزى همچنان مطرح است كه آيا اين جريان، رو به اعتدال خواهد آورد و يا وارد چالشهاى سخت و تازهاى خواهد شد؟محمد سخايى