پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - سياستمداران خيالپرداز - یگانه محمد

سياستمداران خيال‌پرداز
یگانه محمد

«حتي يك فصل در تاريخ يافت نمي‌كنيد كه در آن فارس‌ها با عرب‌ها همكاري كرده باشند. طمع‌ورزي ايران به عراق كمتر از انگليس و امريكا نيست.»
طه ياسين رمضان معاون رئيس جمهوري عراق اين سخنان را در جمع گروهي از اعضاي اتحاديه‌هاي تجاري اردن در بغداد، در شرايطي بر زبان راند كه چند روز ديگر، تاريخ شاهد فرارسيدن بيست و دومين سالگرد جنگ تحميلي تمام‌عيار از سوي اين كشور عليه همسايه بزرگ شرقي خود، در تاريخ ٣١ شهريور ١٣٥٩ خواهد بود. اين مقام عراقي كه در جمع دولتمردان اين كشور، اشتهار به عقلانيت و خردورزي در موضعگيري دارد، در هنگامه‌اي اين سخنان تحريك‌آميز را بر زبان راند كه كشورش به طور روزمره مورد تهاجم هواپيماهاي نظامي امريكايي و انگليسي قرار مي‌گيرد و طرح يك نبرد نظامي گسترده و فراگير عليه دولت بغداد، در ميان دولتمردان سياسي و نظامي امريكا دست به دست مي‌گردد.
تأمل بر اظهارات ملي‌گرايانه افراطي ياسين رمضان، از آن روي ضروري مي‌نمايد كه بيش از دو دهه، منطقه از قِبَل سياست‌هاي متلاطم و آشفته مسئولان و سياستمداران عراق، متحمل ناامني و اخلال در ثبات شده است.
تهران اگرچه به تبعيت از دكترين مسالمت‌جويانه خاتمي، در سياست خارجي و نيز با توجه به وضعيت خطير منطقه، رفتار مقابله‌جويانه در برابر اظهارات غيرمسئولانه رمضان را در پيش نگرفت، اما ناخرسندي و واكنش عتاب‌آلود مقامات ايران هنگامي بارز شد كه سخنگوي وزارت خارجه ايران در نشست مطبوعاتي، دولت عراق را نسبت به عواقب سوءاستفاده از «مواضع كريمانه ايران نسبت به آن كشور» پرهيز داد و سخنگوي دولت خاتمي نيز دولتمردان عراق را «مبتلا به توهّم مركب» دانست. به اين واكنش‌ها اگر احضار كاردار عراق در تهران به وزارت خارجه نيز افزوده شود، شايد بهتر بتوان خويشتنداري دولت ايران را براي عدم اقدامات تلافي‌جويانه و تلاش براي حركت در چهارچوب‌هاي ديپلماتيك، تبيين كرد.
بي‌ترديد انگيزه‌هاي متعددي را مي‌توان در طرح اين اظهارات شگفت‌آور دخيل دانست، اما قطعاً مهم‌ترين عامل موءثر در اين موضعگيري از سوي معاون رئيس جمهوري عراق را مي‌توان به نوعي در راستاي هراس دولت بغداد در از دست دادن پايگاه‌هاي حمايتي خود در ميان اعراب از يك‌سو و تعميق روابط ايران با كشورهاي عرب حوزه خليج فارس را از سوي ديگر ارزيابي كرد.
عراق در شرايط تضعيف‌شده موقعيت فعلي خويش و با توجه به دشواري‌هاي فرساينده‌اي كه زير ضرب تهديدهاي همه‌روزه امريكا تحمل مي‌كند، در تحليل‌هاي درون‌حكومتي خويش، همواره روي برگ مخالفت جوامع عربي و اسلامي با تهاجم امريكا به اين كشور حساب باز كرده، اما اعوجاجات سياست خارجي دولت بغداد به بروز يك غفلت بزرگ در درك مسئولان اين نظام انجاميده و آن اين كه عراق يك بار به طور گسترده با حمله نظامي به كويت در سال ١٩٩٠، اعتماد اعراب به شعارهاي همبستگي‌گرايانه خود را از دست داده و كشورهاي عرب منطقه ـ كه عموماً متأثر يا همراه سياست‌هاي ميليتاريستي امريكا در منطقه هستند ـ بيش‌تر خوش مي‌دارند در لاك تحت‌الحمايگي امريكا خزيده بمانند تا اين كه ملعبه تصميم‌گيري‌هاي ماجراجويانه عراق باشند.
اگر روزگاري «فرزند امت عرب» ـ كه صدام حسين بسيار مايل است بدين لقب خوانده شود ـ سوداي آن داشت كه در مقام نمايندگي جهان عرب، با پاره كردن قرارداد الجزاير در برابر دوربين‌هاي تلويزيون، حيطه امپراطوري خويش را گسترش دهد، امروز گويا واقعيات جهان كنوني چنان بيداري هراسناكي به وي و مردانش تحميل كرده كه ظرفيت ناكامل درك سياسي آنان، قادر به تحليل دقيق روابط و مناسبات بين‌المللي نيست. دولتمردان اين كشور ظاهراً انديشيدن به يك نكته سياسي ديگر را هم به فراموشي سپرده و از خاطر برده‌اند كه رويارويي با دشمني در قد و قواره امريكا، نياز به ايجاد همگرايي پيراموني و دستيابي به وفاق اصولي با همسايگان و متحدان استراتژيك را بيش از پيش ضروري مي‌نمايد. به‌راستي از چه روست كه در شرايطي كه امريكا زمينه‌هاي حضور خود را در منطقه به طور روزافزون عمق مي‌دهد و برپركردن خلأ اطلاعاتي خود درباره موقعيت منطقه از طريق عضوگيري از اپوزيسيون صدام و جذب آنان به سيا، كارآمدي نيروهايش را در منطقه عملياتي مي‌نمايد، اظهارات نابخردانه رمضان به تيتر اول نشريات منطقه تبديل مي‌شود؟
عراق كه تا پيش از اظهارات رمضان، به‌شدت در تكاپوي رفت و آمدهاي سياسي به ايران و برقراري رايزني در راستاي اعتمادسازي با دولت تهران بود، تا جايي كه رئيس جمهوري آن كشور رسماً ايرانيان را به فراموشي آنچه در هشت سال جنگ تحميلي بر ايران رفت فراخواند، بر اساس كدام ارزيابي، دكترين تنش‌زدايي خاتمي را زير سوءال برده و خود را آماج بسيج افكار عمومي منطقه قرار مي‌دهد؟ آيا اهرم‌هايي در منطقه موجود است كه عراق، با تكيه بر آن‌ها خود را در موضع اقتدار مي‌بيند؟ آيا حضور روسيه‌اي كه عملاً با اعلام تمايل نسبت به انعقاد توافق‌هاي جديد امنيتي با غرب، در راستاي وحدت استراتژيك با امريكا و ناتو گام برمي‌دارد، پتانسيل قابل اتكايي براي عراق به شمار مي‌رود؟ آيا رفتارهاي سياسي تركيه، چين، هند، عربستان سعودي، سوريه، جمهوري‌هاي آسياي ميانه، كشورهاي حوزه خليج فارس و... كه يا اساساً در موقعيتي نيستند كه بتوانند در برابر اراده امريكا مقاومت چنداني از خود نشان دهند يا هريك به نوعي آمادگي ناديده گرفتن وضعيت عراق و پيامدهاي پس از حمله احتمالي امريكا را به اين كشور دارند، زنگ خطر را براي مسئولان عراق به صدا درنمي‌آورد كه به قول سخنگوي دولت از «توهم مركب» به‌در آيند و ايران را ـ كه به لحاظ موقعيت منطقه‌اي و ملاحظات سياسي بارها اعلام كرده در جنگ احتمالي امريكا عليه عراق، بي‌طرف نخواهد بود ـ در مقام يك همسايه قدرتمند و مؤثر از دست ندهد؟
سي و يكم شهريور، سالروز جنگ هشت‌ساله عراق عليه ايران فرارسيده است. آيا در اين فرصت اندك، آشفته‌خوابان ماجراجوي بغداد خواهند توانست با رويكرد به واقعگرايي و جمع‌بندي آنچه در طي جنگي فرسايشي، اعم از نيروي انساني، تجهيزات نظامي و امكانات لجستيكي از دست دادند، اندكي رشيدتر از قامت و شعور سياسي فعلي خود ظاهر شوند و با سياستگذاري‌هاي عاري از خيال‌پردازي، ايران را نه صرفاً در موضع «كشورهاي شيعه و فارس‌زبان»، كه در مقام يك كشور متنفذ و مقتدر در منطقه، تحليل و بر همان اساس مناسبات ديپلماتيك خود را با تهران سامان دهند؟ شايد از اين رهگذر، درصد آسيب‌پذيري شهروندان بيگناه عراقي از تحولات غيرقابل پيش‌بيني به حداقل برسد.