پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - شهيد مطهري و متدلوژي تفكر ديني - فرجی علیرضا

شهيد مطهري و متدلوژي تفكر ديني
فرجی علیرضا

به منظور بررسي آثار و انديشه‌هاي استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) دومين كنگره‌ي دانشجويي مصلح بيدار در روزهاي نهم و دهم ارديبهشت‌ماه در دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه تهران برگزار شد.
در اين همايش حجت‌الاسلام دكتر خاموشي، رييس سازمان تبليغات اسلامي با تشريح ويژگي‌هاي احياگر تفكر ديني، گفت: آيا هر روشنفكر يا هر كسي كه چند صباحي در حوزه‌ي دين فعاليت كرده باشد، مي‌تواند ادعاي روشنفكري ديني بكند؟
وي تأكيد كرد: دين نياز به احيا ندارد؛ بلكه اين انسان‌ها هستند كه بايد خود را با حيات دين تطبيق دهند؛ چرا كه آنان بدون بهره‌گيري از وحي، توانايي تشخيص مفسده و مصلحت را ندارند.
دكتر خاموشي با اشاره به اين كه با عقل محدود نمي‌توان به طور كامل ادعاي دين‌شناسي كرد، افزود: از آن جايي‌كه انسان محدوديت ابزاري دارد، نيازمند هدايت بيروني است و همان‌گونه كه پيامبران متربي خداوند بوده‌اند، امّت نيز بايد متربي پيامبران باشند؛ زيرا كه تربيت ديني نياز به تربيت اخلاقي دارد.
رييس سازمان تبليغات اسلامي اضافه كرد: دين امور ثابت و لايتغيري؛ مانند توحيد، عدل، نبوت و معاد دارد كه غير قابل تغييراند؛ اما نگرش انسان‌ها امري تغييرپذير است.
آقاي خاموشي در بخش ديگري از سخنان خود با تأكيد بر ضرورت مقابله با تحريفات در دين اظهار داشت: تحريف دين؛ يعني ورود بدعت‌ها به دين و يك متفكر ديني خود را ملزم به مقابله‌ي منطقي با اين تحريفات مي‌داند.
وي سپس به تشريح ساير ويژگي‌هاي احياگران تفكر ديني پرداخت و گفت: احياگران ديني، اصول دين را خردپسندانه و عقلايي ارايه مي‌كنند؛ همان‌گونه كه در ابواب فقهي و اخلاقي دين توجيهات خردپسندانه‌ي بسياري وجود دارد.
حجت‌الاسلام دكتر خاموشي، تفكر شهيد مطهري را متدلوژي تفكر ديني دانست و تأكيد كرد: كسي كه از مباني معرفتي دين دور شده است، قدرت فهم دين را ندارد. وي داشتن تقوا و تزكيه را از شرايط ابتدايي يك احياگر تفكر ديني عنوان كرد و خاطر نشان ساخت: عجب و كبر، دوست داشتن راه تاريك، اكراه و انكار از موانع معرفت ديني هستند.
آقاي خاموشي با اشاره به اين كه فهم دين جز با شناخت دقيق مقدمات ديني امكان‌پذير نيست، افزود: شهيد مطهري در ابتدا بيست سال مطالعه كرد و قلم زد؛ اما چيزي از آن را منتشر نكرد.
رييس سازمان تبليغات اسلامي همچنين جامعيت فكري، شناخت اولويت‌ها، درك صحيح نيازهاي واقعي و تمييز آن‌ها از نيازهاي كاذب، داشتن عمق ديني قابل تبديل به هندسه‌ي معرفتي، و نيز فهم رابطه‌ي علم و دين، دين و توسعه، شناخت زبان نسل جوان، و روش‌هاي برخورد با تحجّر و تجددگرايي مطلق را از ديگر ويژگي‌هاي احياگران تفكر ديني برشمرد.
دكتر علي مطهري، فرزند شهيد مطهري و استاد دانشگاه تهران نيز ديگر سخنران دومين كنگره‌ي دانشجويي مصلح بيدار بود كه طي سخناني اظهار داشت: نگارش كتاب‌هاي اصول فلسفه و روش رئاليسم و حجاب از آن جهت كه در مسير سياسي كشور تأثير داشت و در راستاي خنثي كردن تبليغات حزب توده بود، به عنوان اصلاح اجتماعي مطرح است.
وي افزود: استاد مطهري در دهه‌ي ١٣٤٠ به عنوان يك روحاني متجدد، امروزي و مصلح معرفي شده بود كه با خرافات مبارزه مي‌كرد و به همين دليل نيز در ميان اقشار تحصيل‌كرده شناخته شده و محبوب بود.
دكتر مطهري سپس با اشاره به اين كه شهيد مطهري براي اولين بار در كتاب حجاب خود، پوشش اسلامي را منحصر به چادر ندانست، يادآور شد: مرحوم مطهري در اين كتاب كه برخي فقها با آن موافق نبودند، به بيان علل و فلسفه‌ي حجاب پرداخت؛ امري كه به اعتقاد برخي فقها بايد متعبدانه پذيرفته مي‌شد؛ اما شهيد مطهري معتقد بود كه بيان فلسفه‌ي احكام با عمل متعبدانه منافاتي ندارد، هر چند كه نمي‌توان به همه‌ي علل احكام دست يافت.
فرزند شهيد مطهري اضافه كرد: پدرش به كتمان برخي مسايل به دليل امكان سوء استفاده از آن‌ها اعتقادي نداشت؛ بلكه بر تبيين درست آن‌ها نيز تأكيد مي‌كرد كه از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان به مسأله‌ي تحريف عاشورا اشاره كرد كه شهيد مطهري معتقد بود نبايد براي گرياندن، از خودمان روضه درست كنيم؛ بلكه بايد واقعيت عاشورا را همان‌گونه كه هست، تشريح كنيم. و در اين زمينه جعل نيز ضرورتي ندارد.
وي تصريح كرد: شهيد مطهري اين مسأله را كه با عزاداري در روز عاشورا گناهان حق‌الناس و حق‌اللّه‌ بخشيده مي‌شود، توهم مي‌دانست و معتقد بود، گناهان فقط با توبه‌ي حقيقي بخشيده مي‌شود.
دكتر مطهري تأكيد كرد: آن شهيد حتي بر اين اعتقاد بود كه اگر حضرت زهرا(س) به بهشت مي‌رود، به دليل اعمال خودش است، نه به صرف اين كه آن حضرت دختر پيامبر اكرم(ص) است.
استاد دانشگاه تهران در بخش ديگري از سخنان خود اظهار داشت: مرحوم مطهري كه در سال ١٣٥٧ با مجاهدين خلق (منافقين) و برخي روشنفكران به مقابله برمي‌خيزد، به عنوان فردي سنت‌گرا معرفي مي‌شود. وي يادآور شد: سيدجمال‌الدين اسدآبادي جامعه‌ي ايده‌آل خودش را در زمينه‌هاي حكومتي، حقوقي و اقتصادي معرفي نكرد؛ اما شهيد مطهري آرمان‌هاي خود را در اين زمينه عرضه كرد.
فرزند شهيد مطهري در پايان به واقع‌نگري پدرش اشاره كرد و گفت: شهيد مطهري معتقد بود اگر به عدالت اجتماعي اهميت لازم را ندهيم، انقلاب اسلامي با شكست مواجه خواهد شد و جاي آن را انقلاب ديگري خواهد گرفت و اين نشان از واقع‌بيني مرحوم مطهري داشت.
برپايه‌ي اين گزارش دكتر حداد عادل، نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي و استاد دانشگاه تهران يكي ديگر از سخنرانان دومين همايش دانشجويي مصلح بيدار بود كه در سخنان خود با اشاره به اين كه شهيد مطهري يك مسلمان متعبد، عالم، نويسنده‌ي متفكر، مصلح اجتماعي و انقلابي مبارز بود، اظهار داشت: شهيد مطهري بخشي از تلاش فكري خود را در مقابله با ماركسيسم صرف كرد؛ چرا كه اين گروه چالش‌هاي جدي در كشور مطرح كرده بودند و استاد مطهري نيز از نظرگاه انساني و اجتماعي به نقد ماركسيسم پرداخت.
وي خاطر نشان كرد: مطهري نگاهي عقلاني به دين داشت و دين را در ترازوي خرد مي‌سنجيد كه در حال حاضر نيز براي پاسخ‌گويي به شبهات مطرح در جامعه، به چنين نگاهي سخت نيازمنديم.
به اعتقاد دكتر حداد عادل، اجتهاد نيازمند نگاه عقلاني به دين است و استاد مطهري كه به اصول ثابت ديني اعتقاد داشت، با نگاه عقلي، ساز و كارهاي فقهي و بايدها و نبايدهاي ديني را پويايي بخشيد.
استاد دانشگاه تهران در بخش پاياني سخنان خود تأكيد كرد: مطهري در نزاع بين اشاعره و معتزله، از آن جا كه حسن و قبح را امري عقلي مي‌دانست، طرف معتزله بود؛ چرا كه در مقابل كساني كه مي‌گفتند چون خدا گفته است بد است پس بد است؛ اعتقاد داشت چون بد است، خداوند مي‌گويد بد است.
دكتر رحيم‌پور ازغدي نيز طي سخناني در اين همايش ضمن اشاره به مقام شهيد مطهري گفت: استاد مطهري داراي روحيه‌ي استشهادي در حوزه‌ي تفكر و نظر بود؛ چرا كه با تحجّر و بدعت مقابله مي‌كرد، اگرچه مي‌دانست كه در اين راه نيز شهيد مي‌شود.
وي افزود: گلوله‌ها از طرف كساني به سوي مطهري شليك شد كه مدعي نوانديشي و قرائتي نو از دين بوده و با پاسخگويي عقلاني نيز مخالفت مي‌كردند. وي در ادامه‌ي بحث خود به شبهاتي در خصوص نبوت كه امروزه در سطح جامعه مطرح مي‌شود، پاسخ داد.
دكتر ازغدي تأكيد كرد: تلاشي كه براي تخريب مفهوم نبوت تحت عنوان نوانديشي ديني صورت مي‌گيرد، تلاشي متمركز است كه حمايت الهيات پروتستان با رويكرد ليبراليستي ـ سرمايه‌داري را در پشت سر خود دارد.
وي با اشاره به اين كه اگر كساني بتوانند مفهوم پيامبري را به گونه‌اي تغيير دهند كه قول و فعل آن حضرت حجيت نداشته باشد، ديني به دست مي‌آيد كه قابل تغيير است، افزود: به جاي انكار صريح پيامبران، مفاهيم و مصاديق آنان را تخريب مي‌كنند و دكتريني نامفهوم از پيامبران ارايه مي‌كنند كه نتوان براي حجيت عقلي به آن استناد كرد و يا اين كه اين قدر شفاف و سيّال باشد كه هر كسي خود را مدعي بداند.
دكتر ازغدي اضافه كرد: برخي از مدعيان نظريه‌پردازي ديني معتقدند كه پيامبران نبايد در حوزه‌هاي معرفتي و زندگي اخلاقي بشر دخالت كنند؛ همان‌گونه كه اگر پيامبر اكرم(ص) جنگ نمي‌كرد و وارد بسياي از مسايل سياسي و اجتماعي نمي‌شد، خيلي بهتر بود.
وي تصريح كرد: اگر قول و فعل پيامبر حجيت نداشته باشد، از يك سو هر نسبتي را مي‌توان به دين داد و از سوي ديگر هيچ نسبت قطعي را نيز نمي‌توان به دين داد و در نتيجه روشي ديني وجود ندارد؛ چرا كه در اين صورت مفهوم وحي، دين، حكمت و بهشت پيامبران نيز تغيير مي‌كند.
وي سپس با اشاره به اين كه عده‌اي در صدد دست‌كاري يا انكار حجيت فراتاريخي دين يا خاتميت اسلام هستند، يادآور شد: مطهري از دژبانان عقيدتي فرهنگ انبيا بود كه براي دفاع از خاتميت به دست نوانديشان فرقان كشته شد.
دكتر ازغدي افزود: در آيات و روايات مختلف، براي بعثت انبيا دلايل متعددي مطرح شده است كه ممكن است برخي به دليل عدم جامع‌نگري، اين آرا را متشتت ببينند.
وي گشودن باب معرفت اللّه‌، تربيت و تزكيه، اقامه‌ي قسط و عدالت اجتماعي، تنظيم حكيمانه‌ي زندگي بشر و اصلاح روابط اجتماعي، آموختن حق و حقوق بشر و نيز تكاليف، مسؤوليت‌ها و اعاده‌ي حيثيت عقل را از دلايل بعثت پيامبران عنوان و تصريح كرد كه در مجموع هدف از بعثت پيامبران رشد و تكامل انسان در ابعاد گوناگون بوده است.
وي تأكيد كرد: براي گسترش و اعمال دين نيازمند آزادي هستيم؛ چرا كه تكامل انسان امري اختياري است كه بدون آزادي غيرممكن خواهد بود.
دكتر ازغدي در قسمت ديگري از سخنان خود اظهار داشت: هدف سكولاريسم اين است كه انسان و اسلام را مثله كند به طوري كه نتوان اسلام را استدلال عقلاني كرد. آنان مي‌خواهند معنويت و معرفت را در حوزه‌هاي نظري و عملي از يكديگر جدا كنند.
وي آنگاه با اشاره به اين كه كتب حضرت موسي و حضرت عيسي از آن جهت كه به دست پيروان اين اديان نگاشته شده است، نقائص بسياري دارد، افزود: تفكيك اين دو دين در حوزه‌ي تئوريك و عمل به نفع اين اديان است؛ امّا اين مسأله در اسلام به دليل محفوظ و جامع بودن قرآن امكان ندارد. وي هم‌چنين يكي از دلايل سياسي بودن انبيا را اجراي برنامه‌هايي با هدف تحقق عدالت اجتماعي و طرح مباحثي چون حق و تكليف دانست.
دكتر ازغدي با بيان اين كه بسياري از شبهاتي كه در حال حاضر در سطح جامعه مطرح مي‌شود، در قرآن به آن اشاره شده است، خاطر نشان كرد: در آيه‌ي ٥٥ سوره‌ي بقره، قوم بني‌اسراييل به حضرت موسي مي‌گويد: تا خدا را تجربه‌ي حسي نكنيم، نمي‌پذيريم كه البته امروزه اين مسأله را ماترياليست‌ها به نوع ديگري مطرح مي‌كنند.
وي اضافه كرد: در حال حاضر نسبي‌گرايي، شكاكيت و سوفسطايي كه در تاريخ زمينه‌هاي مالي و سياسي داشته‌اند، در جهان رواج يافته است.
وي هم‌چنين ادبي يا اساطيري ناميدن زبان دين، تعبير مفاهيم انبيايي به مفاهيمي كه قابليت عقلاني ندارند و نيز تعبير بهشت و دوزخ به دروغ‌هاي مفيد براي بشر را از ديگر شبهاتي دانست كه در سطح جوامع مطرح مي‌شود.
دكتر ازغدي با اشاره به اين كه وقتي پيامبران جوانان را هدايت مي‌كردند، آنان را ساحر مي‌ناميدند، افزود: امروز به پيامبران نسبت كاريزمايي مي‌دهند، به اين معنا كه داراي چهره و زباني نافذ بوده‌اند.
وي يادآور شد: در گذشته پيامبر را كاهن مي‌دانستند؛ اما امروزه مي‌گويند پيامبران يك تجربه‌ي روحي ـ روان‌شناختي شخصي يا سير كاهنانه در عوالم مبهم داشته‌اند. وي اضافه كرد: در گذشته به پيامبران نسبت جنون مي‌دادند؛ امّا امروزه به دليل اين كه پيامبران شالوده‌شكن بوده‌اند، آن‌ها را افرادي خطاب مي‌كنند كه براساس عقلانيت ابزاري سرمايه‌داري دنيا عمل نمي‌كنند.
دكتر ازغدي گفت: در زمان ظهور پيامبران به آنان نسبت كذاب مي‌دادند، امّا اكنون مي‌گويند؛ دروغ‌هايي كه پيامبران مطرح مي‌كردند، از سر نيت خير آنان بوده است و حتي به دليل خيرخواهي از آنان تجليل هم مي‌كنند!!
دكتر ازغدي در بخش ديگري از اظهارات خود با بيان اين كه بايد صريح‌ترين شبهات در خصوص نبوّت در حوزه‌هاي علميه مطرح و به آن‌ها پاسخ گفته شود، تأكيد كرد: در حال حاضر نيز برخي مي‌گويند كه قرآن مجازا كلام‌اللّه‌ است و گرنه در اصل تعابير، كلمات و سخنان خود پيامبر است كه در غار حرا طي تجربه‌ي باطني و ديني كسب كرده و سپس آن تجارب را براساس فرهنگ اعراب مانند اعتقاد به جن مفهوم‌سازي كرده است.
وي با اشاره به طرح مسايلي به نام عرفان گفت: اين عرفان، عرفان اسلامي و حيرت‌اللّه‌ نيست؛ چرا كه اين حيرت قبل از علم است؛ در حالي كه حيرت اسلامي، بعد از علم و آگاهي يافتن در برابر شكوه و عظمت الهي است.
وي استناد كاريزما به پيامبران را داراي پيش‌فرض‌هايي دانست و اظهار داشت كه در غرب اين مفهوم در برابر مفاهيم عقلاني قرار گرفته و مشروعيت خود را در عرض مشروعيت عقلاني به دست مي‌آورد.
دكتر ازغدي خاطر نشان كرد: برخي روشنفكران، نبوّت را امري تجربه‌اي مي‌دانند كه به ديگر افراد نيز قابل تعميم است.
وي خاتميت حضرت محمد(ص) را به معناي بسته شدن راه رشد معنوي بشر ندانست و افزود: هدف از خاتميت اين بود كه خداوند هر آنچه را كه لازم بود، با عقل بشر در ميان گذاشته تا مبنايي محكم براي رشد عقلي انسان نيز باشد. وي هم‌چنين تصريح كرد: خاتميت به معناي ختم دوره‌ي دين‌داري نيست كه نياز بشر به دين پايان يافته باشد؛ چرا كه به تعبير شهيد مطهري سه عنصر بشر و رشد او، زمان و خصوصيات پيامبر اكرم(ص) از ويژگي‌هاي دوره‌ي خاتميت است.
دكتر ازغدي در پايان تأكيد كرد: در زمان پيامبر اكرم(ص) بشر به حدّي از بلوغ اجتماعي رسيده بود كه مي‌توانست از ميراث پيامبران نگهداري كند.