پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - دو دهه حضور سينماي ايران در جشنوارههاي داخلي و خارجي
دو دهه حضور سينماي ايران در جشنوارههاي داخلي و خارجي
ميزان موفقيت سينماي پس از انقلاب ايران در جشنوارهها را ميتوان در دو بخش مورد بررسي قرار داد:
١. جشنوارههاي داخلي ٢. حضور بين المللي.
پس از انقلاب اسلامي جشنوارههاي عمومي و تخصصي متعددي در داخل ايران براي مسابقهي فيلمهاي بلند و كوتاه شكل گرفته است. اين جشنوارهها گاه با نگاهي كارشناسانه، و گاه تحت تأثير مراكز سياسي، دولتي و رسمي به داوري دربارهي فيلمها نشستهاند.
اولين جشنوارهي بعد از انقلاب، جشنوارهي فيلمهاي كودك و نوجوان بود كه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در آبان ماه سال ١٣٥٨ برگزار كرد و كمال خرازي (رئيس كانون) مديريت آن را بر عهده داشت.
با شروع جنگ تحميلي به مدت دو سال اين جشنواره نيز تعطيل گرديد. جشنوارهي «محراب» دومين جشنواره بود كه به فيلمهاي آماتوري اختصاص داشت. جشنوارهي «ميلاد» نيز از ٢٨ خرداد تا ٦ تير ماه سال ٦٠ برگزار شد و ادارهي كل تحقيقات جشنوارهي سينمايي متصدي آن بود. دومين و سومين جشنوارهي فيلمهاي حرفهاي و آماتوري نيز در تكاپوي جريانهاي سياسي حاد دوران اوليهي انقلاب خاموش ماندند و اهميتي نيافتند.
اما نخستين جشنوارهي رسمي و پراهميت، يعني جشنوارهي بين المللي «فجر» از ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٦١ برگزار شد.
جشنوارهي فجر و دو دهه تكاپو
جشنوارهي بين المللي فجر ـ كه امسال بيستمين سال خود را جشن ميگيرد ـ را از زوايا و ابعاد مختلفي ميتوان مورد بررسي قرار داد.
تأثير اين جشنواره بر رشد سينماي ايران و گسترش سينماي ارزشمند، و هم چنين تأثير آن در ارتقاي سطح سليقهي تماشاگران و موفقيتها، محدوديتها و فراز و نشيبهاي آن از جمله مسايلي است كه بايد با توجه بيشتر مورد بررسي قرار گيرد.
مديريت «جمال اميد» كه بدون هيچگونه هياهويي اين جشنواره را گامبهگام با موفقيت پيشبرده است، قابل تحسين ميباشد و داوريهاي بيست سالهي جشنواره نيز قابل نقد است. تأثير عامل سياست بر قضاوتهاي اين جشنواره را ميتوان مورد بررسي قرار داد و فضاي سالهاي مختلف را به نقد كشيد.
هم چنين در طي اين بيست سال، جشنواره بينالمللي فيلمفجر، با بخشهاي جانبي خود تماشاگران را با رويدادهاي بزرگ تاريخ سينما آشنا نمود؛ فيلمسازان بزرگ و مطرح سينماي كشورهاي مهم جهان را معرفي كرد و به دريچهاي براي سينماي ما كه به سينماي جهان بازميگشت، تبديل شد. در طي اين بيست سال ميليونها نفر آثار عالي سينماي ايران و جهان را در جشنوارهي فجر تماشا كردند و تجربه اندوختند.
همهي اينها مباحث قابل بحثي است كه متأسفانه فرصت بررسي مفصل آن وجود ندارد و ما تنها با مروري كوتاه آن را به فرجام ميرسانيم:
١. جشنوارهي اول فيلم فجر از ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٦١ برگزار گرديد و از همان ابتدا به رويداد مهم فرهنگي پس از انقلاب تبديل شد و به ما نشان داد كه در جهان معاصر سينما از چه اهميتي برخوردار است. چنان كه در اوج يك انقلاب ديني و انواع توطئهها و بحرانها، مبارزهي مرگ و زندگي با دشمن، مقابله با سلطهي امپرياليستي، بحران داخلي، مشكلات اقتصادي، اشغال سفارت قدرت مسلط دنيا و چالشهاي سياسي بزرگ، به نقطهي روشن پيام فرهنگي مردمي هنرمند و هنر دوست تبديل ميشود تا با نفي سياستهاي قلدرانه، دوستي جهاني بشريت را جشن بگيرند.
جالب توجه آن كه در اوج مقابله با قدرت نظامي ـ سياسي كشور سلطهگر دنيا، آثار سينماگران غربي در جشنوارهي فيلم فجر به نمايش در ميآيد (سال پيش برخي از آثار «رنه كلر» و «آندره وايد» از امريكا و يكي از كشورهاي بلوكشرقي (لهستان) نشان داده شد و در جشنوارهي فجر سال ٦١ نيز بخشي به نام مرور سينماي ايتاليا وجود داشت). جشنوارهي اول فجر به شش بخش تقسيم ميشد. اين جشنواره به تماشاگران آن سالها كه در تب انقلاب گداخته بودند، نشان داد كه سينما تنها محل عيش و عشرت و تهاجم فرهنگي نيست، بلكه ميعادگاه انديشه و زندگي انقلابي نيز هست.
چشمانداز سينماي «كوبا از نئورناليسم تا امروز»، «سرخ پوستان و سياهپوستان در سينما» و «نمايش ويژهي فيلمهاي سياسي» جنبهي مغفول سينما را براي انقلابيون و متدينين ميشكافت و ظاهر ميساخت.
«سينماي كودكان و نوجوانان» نيز بخشي بود كه تماشاگران را به سينمايي آموزنده و سالم آشنا ميكرد.
«سينماي ايران پس از انقلاب» هم به بررسي فيلمهاي ساخته شده پس از انقلاب ميپرداخت.
اولين جشنوارهي فيلم فجر بر اساس آمار رسمي صدوهشتاد هزار تماشاگر را گردآورد. اين رقم چشمگير به مسئولان جديد فرهنگي نشان داد كه سينما چقدر اهميت دارد.
در اين جشنواره فيلمي انتخاب نشد و معلوم هم نگشت كه چرا؟ اين در حالي بود كه آثار بسيار پراهميتي در آن به نمايش در آمد. «مرگ يزگرد» اثر «بهرام بيضايي» يكي از شاهكارهاي سينماي ايران، در اين جشنواره به نمايش درآمد، «حاجي واشنگتن» شاهكار ديگر سينماي ايران و از مهمترين آثار «علي حاتمي» در كنار «خط قرمز» ساختهي مسعود كيميايي نيز در همين جشنواره به روي پرده رفت و «اشباح» ساختهي رضا ميرلوحي با فضاي پس از انقلاب ساخته شده بود، نيز در اين جشنواره نشان داده شد. اما يكي از رويدادهاي مهم اين جشنواره نمايش فيلم «سفير» به كارگرداني «فريبرز صالح» بود. بايد از سفير به عنوان اولين فيلم ارزشمند ديني در نوع خود ياد كرد؛ اين فيلم روايت دستگيري و شهادت فرستادهي امام حسين(ع) به كوفه بود. اين فيلم از نظر ساختاري نيز اثري سالم بود. معلوم نيست سرنوشت فريبرز صالح چه شد و چرا از آن پس در عرصهي فيلمسازي حرفهاي جاي او خالي ماند.
٢. جشنوارهي دو فيلم فجر با كيفيتي بهتر، برنامهريزي منظمتر و مديريتي قابل قبولتر برگزار گرديد.
در اين جشنوارهي دوم براي اولين بار مسألهي مسابقه، رقابت و جايزه مطرح گرديد.
«لوح زرين» جايزهاي بود كه براي برندگان در نظر گرفته شده بود؛ يعني هنوز سيمرغ بلورين براي جشنوارهي فجر در نظر گرفته نشده بود. از ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٦٢، ٢٤ فيلم بلند سينمايي در بخش مسابقهي اين جشنواره به نمايش درآمد.
فيلمهاي «نقطهي ضعف» و «ديار عاشقان» در اين سال به روي پرده رفتند. هيچ زن بازيگري جايزه نگرفت و جايزهي اول به «حسين پرورش» بازيگر فارغالتحصيل رشتهي بازيگري تئاتر از امريكا تعلق گرفت. كارگردان فيلم «محمدرضا اعلامي» بود.
٣. جشنوارهي سوم كه از ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٦٣ برگزار شد، بيانكنندهي يك تحول در ديدگاه رسمي برگزاركنندگان بود. در اين سال به ملودرام خانوادگي بها داده شد. فيلم خانوادگي «گلهاي داودي» و نيز «مترسك» برندهي جوايزي شدند و براي اولين بار بازيگران برگزيدهي جشنواره معرفي شدند و «پروانه معصومي» جايزهي نقش اول را به خاطر بازي در فيلم گلهاي داودي به خود اختصاص داد. «جمشيد مشايخي» نيز برندهي جايزهي نقش اول مرد شد.
فيلم «كمالالملك» اثر مرحوم علي حاتمي نيز در اين سال به نمايش درآمد.
٤. در جشنوارهي چهارم آثاري مانند «اتوبوس» (يدالله صمدي) «تنورهديو» (كيانوش عياري) «جادههاي سرد» (مسعود جعفري جوزاني) به نمايش درآمدند. جايزهي بهترين بازيگر مرد به مرحوم «هادي اسلامي» اهدا شد و به بازيگر نقش اول زن جايزهاي تعلق نگرفت.
٥. در جشنوارهي پنجم كه از ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٦٥ برگزار شد، فيلمهايي مثل «اجارهنشينها» (مهرجويي)، «ناخدا خورشيد» (تقوايي) و «شير سنگي» (جوزاني) شركت داشتند. جايزهي نقش اول مرد به داريوش ارجمند اهدا شد (براي ايفاي نقش ناخدا خورشيد) و باز هم به بازيگر نقش اول زن جايزهاي تعلق نگرفت.
٦. فيلمهايي چون «شيرك»، «پرندهي كوچك خوشبختي»، «جهيزيه براي رباب» و «ترن» در جشنوارهي ششم به روي پرده رفتند و «فرامرز قريبيان» براي بازيگر نقش اول و «سعيد پورصميمي» براي بازيگر نقش دوم برندهي جوايزي شدند.
جايزهي نقش اول زن بار ديگر به «پروانه معصومي» تعلق گرفت و جايزهي نقش دوم زن به «آنيك شفرازيان» بازيگر قديمي اهدا شد.
٧. جشنوارهي هفتم نيز از ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٦٧ برگزار شد. در اين دوره لوح زرين به «سيمرغ بلورين» تبديل شد. «عروسي خوبان»، «زرد قناري»، «سرب»، «گراند سينما» و «برهوت» در اين دوره شركت داشتند. «رؤيا نونهالي» بازيگر «عروسي خوبان» به عنوان برندهي جايزهي نقش اول زن و فاطمه معتمدآريا جايزهي نقش دوم زن را به خود اختصاص دادند. «عزتالله انتظامي» برندهي نقش اول مرد و «محمود جعفري» بهترين بازيگر نقش دوم مرد شناخته شدند.
٨. در جشنوارهي هشتم فيلم «هامون» درخشش خاصي داشت. هرچند در كنار اين فيلم مهرجويي، «مادر» اثر مرحوم علي حاتمي هم حضور داشت.
جايزهي نقش اول مرد به «خسرو شكيبايي» (هامون) و جايزهي نقش دوم به «عباس عبدي» (مادر) تعلق گرفت. جايزهي نقش اول زن نيز به مرحوم «رقيه چهرهآزاد» بازيگر نقش مادر و جايزهي نقش دوم زن به «افسر اسدي» بازيگر فيلم «عبور از غبار» به كارگرداني «پوران درخشنده» تعلق يافت و «بيتا فرهي» هم براي بازي در فيلم هامون ستايش شد.
٩. در جشنواره نهم فيلم «عروس» سروصداي زيادي برپا كرد، زيرا براي اولين بار (پس از انقلاب) يك بازيگر زن خوشسيما با كلوزآپهاي متعدد بر پردهي سينما ظاهر گرديد. خانم «نيكي كريمي» كه بعدها وقتي قرار شد جشنوارهي فيلم فجر برنامهاي را به بزرگداشت ايشان اختصاص دهد فروتنانه نپذيرفت، در اين سال درخشيد.
اما جايزهي اول زن نصيب «فريماه فرجامي» به خاطر بازي در فيلم بسيار زيباي «پردهي آخر» ساختهي واروژ كريم مسيحي شد و جايزهي دوم به «نيكو خردمند» تعلق گرفت. جايزهي نقش اول مرد نيز به «مهدي هاشمي» اهداء گرديد. او تحصيلكردهي رشتهي تئاتر، بازيگر و كارگردان آثار برشت و بازيگر نجيب سينماي ايران است. بازيگر دوم «سعيد پورصميمي» بود. در اين جشنواره «دندان مار»، «دو فيلم با يك بليط»، «پردهي آخر» و «عروس» به نمايش درآمدند.
١٠. در سال ١٣٧٠ دهمين جشنوارهي فيلم فجر برگزار شد. «ناصرالدين شاه آكتور سينما»، «مسافران»، «نرگس»، «ديگه چه خبر» و «خانهي خلوت» از فيلمهاي جشنوارهي دهم بودند.
«فرامرز صديقي» جايزهي نقش اول مرد را براي بازي در فيلم «دادستان» (بزرگمهر رفيعا) ربود و جايزهي نقش اول زن به مرحوم «جميله شيخي» تعلق گرفت. «مجيد مظفري» بازيگر نقش دوم مرد و «فاطمه معتمدآريا» بازيگر نقش دوم زن شناخته شدند.
١١. جشنوارهي يازدهم با فيلم «از كرخه تا راين» و «سارا» درخششي تازه داشت. «صبح روز بعد»، «شرم يك بار هميشه» و «بندر مهآلود» از ديگر آثار اين جشنواره بودند. «فرامرز قريبيان» بار ديگر برندهي نقش اول مرد شد و فاطمه معتمدآريا سومين جايزهي خود را گرفت. «ياسمن ملكنصر» برندهي جايزهي نقش دوم زن و جهانبخش سلطاني برندهي جايزهي نقش دوم مرد بودند.
١٢. در جشنوارهي دوازدهم «عزتالله انتظامي» به خاطر بازي در فيلم «روز فرشته» (بهروز افخمي) برندهي جايزهي بهترين بازيگر نقش اول مرد شد. «فاطمه معتمدآريا» نيز بار ديگر براي بازي در فيلم «همسر» ساختهي مهدي فخيمزاده، بهترين بازيگر زن شناخته شد.
جوايز نقش دوم جشنوارهي دوازدهم نيز به «جعفر دهقان» به خاطر بازي در فيلم «حماسهي مجنون» به كارگرداني «جمال شورجه» و نيكو خردمند براي بازي در فيلم «بازيچه» اختصاص يافت.
١٣. در سال ١٣٧٣ جشنوارهي سيزدهم فجر در همان دههي فجر برگزار شد. فيلمهاي «پري» (داريوش مهرجويي)، «روسريآبي» (رخشان بنياعتماد) و «كيميا» ساختهي «احمدرضا درويش» از آثار مهم جشنوارهي سيزدهم بودند.
جايزهي بهترين بازيگر نقش اول زن به «مينا لاكاني» بازيگر زن فيلم «ديدار» ساختهي «محمدرضا هنرمند» تعلق گرفت. اما بازي زيباي خسرو شكيبايي در «كيميا» سبب شد، جايزهي بهترين بازيگر نقش اول مرد به او تقديم شود.
«علي مصفا» نيز برندهي جايزهي نقش دوم مرد شد و گلاب آدينه به خاطر بازي بسيار زيباي خود در نقش «كبوتر» در فيلم روسريآبي جايزهي نقش دوم زن را به خود اختصاص داد.
١٤. در سال ١٣٧٤ جشنوارهي چهاردهم فيلم فجر فيلم «پدر» ساختهي «مجيد مجيدي» سينماگر برجستهي ايران را معرفي كرد كه آثار اخلاقي و عارفانهي آن همواره درخششي خاص داشتهاند. جايزهي بهترين بازيگر نقش اول مرد نيز به «محمد كاسبي» بازيگر همين فيلم اختصاص يافت.
ديپلم افتخار به «پرويز پرستويي» براي بازي در فيلم «ليلي با من است» داده شد و فيلم «غزال» ساختهي «مجتبي راعي» جايزهي بهترين ايفاگر نقش اول زن را براي «فاطمه گودرزي» به ارمغان آورد. «حسين ياري» و «پريوش نظريه» نيز برندگان نقش دوم بودند.
١٥. «مردي شبيه باران» ساختهي «سعيد سهيلي» (سال ١٣٧٥) جايزهي نقش اول مرد را نصيب «ابوالفضل پورعرب» كرد و «گلچهره سجاديه» براي بازي در فيلم زيباي «سرزمين خورشيد» ساختهي احمد رضا درويش و ارايهي بازي مؤثر، برندهي جايزهي بهترين بازيگر نقش اول زن شد. مرحوم «جميله شيخي» براي بازي در فيلم «ليلا» ساختهي مشهور داريوش مهرجويي برندهي جايزهي نقش دوم زن شد و «ليلا حاتمي» براي بازي در همين فيلم ديپلم افتخار گرفت و «امين تارخ» برندهي بهترين بازيگر نقش دوم مرد در فيلم «ماه و خورشيد» به كارگرداني «محمد حسين حقيقي» شد.
«سرزمين خورشيد»، «ليلا»، «طوفان شن»، «هتل كارتن»، «ماه و خورشيد» و «نامزدي» از فيلمهاي نمايش داده شده در جشنواره پانزدهم بودند.
١٦. جشنوارهي شانزدهم، طي روزهاي ١٢ تا ٢٢ بهمن سال ١٣٧٦ برگزار شد. «آژانس شيشهاي» ساختهي «ابراهيم حاتمي كيا» فيلم درخشان اين دوره بود و «درخت گلابي» اثر مهم داريوش مهرجويي در همين دوره به نمايش درآمد. «پرويز پرستويي» به نام بهترين بازيگر نقش اول مرد و «رضا كيانيان» به عنوان بهترين بازيگر نقش دوم (آژانس شيشهاي) معرفي شدند.
«بيتا بادران»، «انيس اشكوري» و «گل شيفته فراهاني» برندگان جوايز نقش زن بودند.
١٧. «قرمز»، «هيوا»، «رنگ خدا»، «جنگجوي پير»، «مصائب شيرين»، «روبان قرمز» و «طوطيا» آثاري بودند كه در جشنوارهي هفدهم به نمايش درآمدند.
«محمد رضا فروتن» برندهي بازيگر نقش اول مرد و «هديه تهراني» برندهي بازيگر نقش اول زن بودند.
«حسين محجوب» برندهي جايزه بهترين بازيگر نقش دوم مرد شد و «احترام السادات حبيبيان» سيمرغ بلورين نقش دوم را بود.
١٨. در جشنوارهي هيجدهم فيلم «عروس آتش» درخشيد. «بوي كافور، عطر ياس» در اين جشنواره به نمايش درآمد. «ميترا حجار» براي بازي در فيلم اعتراض ساختهي مسعود كيميايي برندهي جايزهي نقش اول زن معرفي شد. «رويا نونهالي» براي بازي در فيلم بوي كافور، عطر ياس جايزه نقش دوم زن را به خود اختصاص داد.
١٩. جشنوارهي نوزدهم با فيلمهاي «سگكشي»، «زير نورماه»، «باران» و «مريم مقدس» جشنوارهي پرباري بود. «حسين عابديني» بازيگر نقش اول فيلم باران (مجيد مجيدي) برندهي جايزهي نخست شد. «داريوش ارجمند» برندهي جايزه بهترين بازيگر نقش دوم شد و «ماهايا پطروسيان» براي بازي در فيلم «هفت پرده» جايزهي نقش دوم زن را به خود اختصاص داد.
٢٠. جشنوارهي بيستم در پايان ٢٢ بهمن امسال برندگان خود را معرفي خواهد كرد.
بررسي وجوه ديگر جشنوارههاي فجر را به زمان ديگر محول ميكنيم، زيرا بررسي همهي بخشهاي آن نظير جشنوارهي جشنوارهها، بخش مسابقه، جوايز مختلف و برگزيدگان رشتههاي كارگرداني، فيلمبرداري، تدوين، صدا، و غيره، بخش مرور آثار فيلمسازان، بزرگداشت بازيگران و نمايش بينالمللي،... همه و همه مجالي طولاني ميطلبد كه در حوصلهي اين مقال نميگنجد.
به هر حال نقش جشنوارهي فجر در رشد فرهنگ سينمايي كشور انكارناپذير است. جشنوارههاي ديگري نيز دستاندركار بسط فرهنگ سينمايي يا فعاليت در حوزههاي تخصصي آن هستند؛ جشنوارهي فيلمهاي كودكان و نوجوان، جشنوارهي بين المللي فيلمهاي آموزشي ترتيبي (رشد)، جشنوارهي هنري ادبي روستا، جشنوارهي سينماي جوان، جشنوارهي فيلم وحدت، جشنوارهي محيط زيست و... از اين جملهاند.
اما يكي از مهمترين مسايل دو دههي اخير حضور سينماي ايران در جشنوارههاي خارجي است. بدون شك سينماي ايران در صحنهي مجامع بينالمللي جايگاه ويژهاي دارد. پديدهي حضور سينماي ايران در اين جشنوارهها از زواياي مختلفي مورد تحليل قرار گرفته است.
١ ـ عدهاي با كوتهبيني آن را يك توطئه محسوب كردهاند. ايران بيش از چندين هزار حضور بينالمللي داشته و صدها جايزه ارزندهي جهاني را به خود اختصاص داده است. نسبت توطئه دادن به اين پديدهي عظيم كه همهي داوران آن عموماً از هنرمندان، نويسندگان و كارشناسان معتبر سينمايي هستند، به هيچ وجه عقلاني نيست.
اگر چه نبايد تأثير سياست بر داوري جشنوارهها (به طور غير مستقيم) را انكار كرد و تأثير فضايي به وسيلهي سيستم تبليغ امپرياليستي ساخته شده را در نوع نگاه داوران كه با ذهنيتي خاص به فيلمها مينگرند، ناديده گرفت، اما برگزيدن اين زاويهي ديد و مطلق كردن آن به هيچ وجه عادلانه نيست. ناديده گرفتن و عدم درك درست ارزش فيلمها و سبك ايراني آن موجب اين خطاي سطحينگر ميباشد. ممكن است در يك يا چند مورد با يك نگرش سياسي و يا امعان نظر، فيلم يا فيلمهايي از يك كشور در جشنوارهاي تقدير شود، اما برنده شدن آثار متعدد هنري، عرفاني و حتي ديني (نظير زيرنور ماه) در جشنوارههاي مختلفي كه در سراسر جهان (امريكا، آسيا، اروپا و استراليا) برگزار ميشود، نميتواند گوياي توطئهي مشتركي باشد كه در آن از امريكا تا چين، از ژاپن تا كرهي شمالي و كرهي جنوبي، از روسيه تا فرانسه، از انگليس تا استراليا، از هند تا پاكستان، از برزيل تا شانگهاي، از آرژانتين تا مصر، از كانادا تا ونيز، از برلين تا اسپانيا، از شيكاگو تا ريودوژانيرو، از نيويورك تا كَن از واتيكان تا يونسكو همه و همه همدست شدهاند تا چهرهاي زشت از ايران ارايه دهند.
علاوه بر آن كه برندهي شدن ايران در همهي اين جشنوارهها نه تنها منجر به انزجار مردم جهان از جمهوري اسلامي نشد، بلكه مايهي حيرت آنان از شكوفايي فرهنگ و هنر در نظامي ديني شده است و تبليغات جهاني مبني بر نبودِ آزادي در ايران را نفي كرده است. «از خانهي دوست كجاست» تا «زندگي و ديگر هيچ»، از «دونده» تا «طعم گيلاس»، از «تخته سياه» تا «سفر قندهار» از «زماني براي مستي اسبها» تا «دايره» و «از بچههاي آسمان» تا «زير نورماه» از «دت يعني دختر» تا «رنگ خدا» از «گبه» تا «ربودن و نبودن» از «رقص خاك» تا «مسافر جنوب» از «باد ما را خواهد برد» تا «درخت جان» از «زير درختان زيتون» تا «ابرو آفتاب» از «كلوز آپ» تا «سارا» و از «يك داستان واقعي» تا «بادكنك سفيد» همه و همه موفق به ربودن جايزههاي مهم جشنوارههاي بينالمللي شدهاند كه برترين آنان به فيلم طعم گيلاس به كارگرداني عباس كيارستمي تعلق گرفت. اين فيلم در سال ١٣٧٦ «نخل طلاي» جشنوارهي بينالمللي «كن» يعني بزرگترين جايزهي سينماي هنرمندانهي جهان را براي ايران به ارمغان آورد.
اين جايزه همواره به بزرگترين كارگردانان جهان (بدون هيچ مداخلهي دولتي) اعطا شده است و ارزش هنري بينظيري دارد و نام ايران اسلامي را در جهان نامور كرده است.
منتقدان كوتهبيني كه از پيروزي فيلمهاي ايران در جشنوارهها مينالند و به دفاع از سينماي متوسط القامهي داستان گوي كهنه مشغول هستند، تنها سطح نازل ادراك خود از هنر را به نمايش ميگذارند. سينماي نوين ايران با حضور بينالمللي، شكوه فرهنگ اسلامي ـ ايراني را منعكس نموده است.