پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - گر تو قرآن بدين نمط خوانى - نجفی باقر
گر تو قرآن بدين نمط خوانى
نجفی باقر
پيش پرده؛
فرج الله سلحشور كارگردان سريال حضرت يوسف (ع) ماه قبل در مصاحبه اى كه بهانه ى آن حضور يك هنرپيشه ى زن هاليوودى در فيلمى ايرانى بود، با اظهارنظرى جنجالى، شلاق بر گرده ى زنان بازيگر ايرانى كشيد ، با رديف كردن احكامى كلى كه اغلب با قيدهايى كلى و بدون استثنا همراه بود. اين حرف هاى غريب كه بايد آن را به مقتضاى حال لخت وعور و پرده درانه ناميد؛ واكنش هاى بسيارى از اهالىسينما و فرهنگ را برانگيخت؛ ملايم ترين مخالفت از آن معاون سينمايى وزارت ارشاد بود كه بى هيچ عتاب وخطاب صريحى از سينماگران اصلاح گرا و هنرمندان عزيز خواسته بود كه "از دايره انصاف و عدالت خارج نشده، و از اظهار نظرها و واكنش?هايى است كه مى?تواند چهره سينماى ايران را در اذهان عمومى و در طيف?هاى مختلف اجتماعى ناخوشايند سازد بپرهيزند"، جمعى از سينماگران و بازيگران نيز به واكنش هايى صريح و نسبتاً تند روى آوردند، كه واكنشى دور از انتظار نبود، داوود رشيدى رييس انجمن بازيگران خانه سينما از بررسى اظهارات اخير سلحشور در جلسه انجمن بازيگران خانه سينما خبرداد. و ترانه عليدوستى، پگاه آهنگرانى، نگار جواهريان، هانيه توسلى و باران كوثرى در متنى كه تنها بخشى از آن منتشر شد اينگونه گوينده را نواختند:"جناب آقاى سلحشور، از اينكه مىبينيم آن همه پرداختن به زواياى نورانى زندگى پيامبران و سرمشق قرار دادن منش ايشان تاثيرى در كلامتان نداشته، و در نهايت شهرتتان را از نفرتپراكنى و بىادبى در برابر همنوعانتان به دست آوردهايد، بسيار متاسفيم،...
اى كاش لطف كنيد سينمايى را كه خجالت مىكشيم بگوييم شما را ياد كجا مىاندازد، به حال خود رها كنيد، شايد كه رستگار شويد و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد."
افرادى خارج از دايره هنرمندان نيز به ميدان آمدند، مى توان به خانم معصومه ابتكار عضو شوراى شهر تهران و رييس اسبق سازمان محيط زيست اشاره كرد كه در وبلاگ شخصى خود نوشت:" در حديثى از پيامبر (ص) خواندم كه: زنان را گرامى نمى دارد مگر شخص كريم و آنان را سبك نمى شمارد مگر شخص فرومايه. بنابراين جاى تاسف دارد كه بعضى افراد كلماتى سخيف را درباره آنها به كار مى برند، هر چند كه بعدا حرف خود را پس بگيرند يا آن را تكذيب كنند. بايد گفت قبل از حرف زدن خوب است كمى فكر كنيم تا بعدا پشيمان نشويم. مخصوصا بايد به كسانى كه خود را پاى بند دين مى دانند آياتى از قرآن كريم را يادآورى كرد..."
اما شايد تندترين اظهار نظرها از آن كيومرث پوراحمد و مسعود ده نمكى بود كه اولى با لحنى سرشار از تحقير و انكارگفت:" فرج الله سلحشور اصلا اهل سينما نيست و سينما را نمى شناسد. او ارتباطى با سينماى ايران ندارد كه بخواهد درباره آن اظهار نظر كند"، و دومى در متنى مفصل با برشمردن سوابق و روش و منش سلحشور؛ ديانت و اخلاق او را به چالش كشيده و نوشت: " اگر تعريف شما از ديندارىهم اين است كه بدون يقين در مورد ديگران قضاوت كنيم و حكم كلى صادر كنيم به اين ديندارى هم باور ندارم".
وعجيب ترين اظهار نظرها از آن دختر فرج الله سلحشور بود كه او نيز شرمسارانه در نقد مواضع پدر گفت؛ "من نمىگويم كه همه در سينما طيب و طاهر هستند، چراكه اين اصلاً غيرممكن است و در تمامىمشاغل هم اينگونه است. ضمن اينكه سينما به دليل شرايط خاصى كه دارد و نيز نظارتى كه نمىتوان بصورت سيستماتيك بر آن حاكم كرد، بستر مناسبترى براى بروز برخى مسائل دارد. اما با همين شرايط هم من انسان خوب در اين عرصه بسيار ديدهام؛ انسانهايى كه حاضرم به سرشان قسم بخورم و نمىتوانم در جايگاه قضاوت و صدور حكم كلى درباره سينما اينها را ناديده بگيرم".
اين اظهار نظرها همچنان ادامه دارد، در باره ى چند و چون هر يك و ميزان عدالت و انصاف هريك از آنها نيز مى توان به تفصيل سخن گفت؛ اما اجمال قضيه اين است كه به مصداق بيت معروف"انگشت مكن رنجه به در كوفتنِ كس / تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت"، اگر حرمت نگه نداشتى، حرمتت نگاه نخواهند داشت، و اگر در نقد ديگران عدالت و انصاف را از ياد بردى، توقع عدالت و انصاف از ديگران داشتن خطاست!
سلحشور در برابر موج واكنش هاى گشسترده ى اهالى هنر عذرخواهى نيم بندى را به عنوان تبصره اى بر مصاحبه ى جنجالى خويش پيوست كرد، اما با تأكيد بر مضمون اصلى سخنان خويش ، شأن خود را شأن "مبلغان دين" دانست و با تأكيد بربرائت خود از سينما ، هويت خود را به هيأتى بودن خود مرتبط دانست.
شايد بهتر باشد كه از همين منظر اشاره كنيم؛ كه عالمان وارسته اى كه باطن بينى از صفات مسلم شان بود؛ با تمسك به نام ستار حضرت حق جل و علا از هرگونه پرده درى بيزار و گريزان بوده اند ، فى المثل در احوال آيت الله العظمى بهجت، آمده است كه ذكر"ياستّار" از اذكارى بوده است كه بسياربدان مقيد بوده اند، و دليل التزام به اين ذكر را مشاهده ى صورت هاى برزخى واحوال باطنى اى دانسته اند كه بىشك، خوشايند ديد و گفت و شنيد نيست . حضرت امام خمينى نيز در اين باب تبيين ها و تحليل هاى اخلاقى و عرفانى بسيار تأثيرگذارى دارند از جمله در كتاب پرارج چهل حديث . در بسيارى از كتب اخلاق و عرفان فصلى متمتع در اين باب آمده است كه با مرور اجمالى آن فصول كه از استناد به احاديث تكان دهنده سرشار است، به روشنى مى توان دريافت كه مواضعى جنجالى از اين سنخ هيچ ربطى به ديندارى و تعاليم راستين اخلاقى تشيع ندارد، هر چند بر محملى از اخلاق گرايى و ديندارنمايى شكل گرفته باشد، بلكه اگر تعارفات پوچ را كنار بگذاريم، بايد تصريح كنيم كه در تباينى آشكار با معارف دين و مذهب است. تازه ، بخش مهمى از اين دورباش هاى اخلاقى در مقوله ى پرده درى نسبت به خلايق، مربوط به مواضعى است كه موارد ادعايى ازمشاهدات و مستندات يقينى برخوردار باشد،چه رسد به آن كه انسان هايى بسيار معمولى كه برخوردار از هيچگونه مرتبت عرفانى در مشاهدات باطنى نيستند، اين گونه لجام سخن را بگسلند و خلايق را به سخنان درشت بيازارند.
كسى كه مدعى وعظ و تبليغ دينى است، لابد با الفباى اين ادعاى خطير آشناست كه خداوند در قرآن كريم فرمود؛ "اَدعَ الى سَبيلِ رَبِّك بِالحِكمَه والمَوعِظه الحَسَنه..." ؛ بى شك، چنين بى پروا سخن گفتن نه مصداق حكمت است، نه موعظه ى حسنه.
به هر روى، با عنايت به تبرى جستن از سينما و داعيه ى تشرع صاحبان چنين مواضعى ، ظاهراً مكالمه با آنان از موضع اخلاق هنرى و مداراى فرهنگى راه به جايى نمى برد، پس بهتر است اين اشاره ىدوستانه را جدى بگيرند كه اگر به همان احكامِ" امربه معروف و نهى از منكر" در رساله هاى عمليه اندكى توجه مى شد، همه ى اين سخنان راه و رسمى ديگر مى يافت ، نه مايه ى آزار و انزجار خلق الله مى شد،نه برخى از نكته هاى درست و قابل تأمل آن در شعله هاى جنجال خودساخته خاكستر مى شد.
از اين ها كه بگذريم؛، اين روزها آقاى سلحشور در مصاحبه هاى متعدد خود از پروژه اى بزرگ به نام سريال حضرت موسى (ع) سخن به ميان مى آورد؛ پروژه اى به گفته ى ايشان چند ده برابر عظيم تر ازسريال يوسف پيامبر(ع) و سريال مختار ، راستى مبلغان مذهبيِ هنر براي تبليغ دين و آئين در اين سريال ها، چند ميليارد تومان مزد مي ستانند؟
فرج ا... سلحشور: سينما مال جمهورى اسلامى نيست
بايد ديد چه شخصى اجازه مى دهد آنجلينا جولى به ايران بيايد، آمدن آنجلينا جولى به ايران اتفاق خوبى است، براى سينمايى كه ... خانه است بايد براى ادامه فعاليت خود نيز ... بين المللى بياورد. سينماىايران فاحشه خانه است، مگر صبح تا شب عكس هاى هنرمندان چاپ نمى شود. وقتى زنهاى ما افتخارشان اين است كه عكس هاى خود را به صورت نيمه عريان در اينترنت بگذارند، يعنى خودشان يك پا آنجلينا جولى هستند.
به دليل اينكه همه در سينما از يك قماش هستند، بايد از آنجلينا جولى نيز دعوت كنند. خانواده سينما صهيونيستى و هاليوودى است و بايد اذعان كرد كه سينماى ايران براى ايران نيست، سينماى ايران عضوى از سينماى دنيا است و اگر علاقه نشان دهد كه يك بازيگر بين المللى به ايران بيايد طبيعى است چون خود سينماى ايران عضوى از جامعه بين المللى هاليوود است .
سينماى ايران هاليوودى است و بازيگران آن نيز هاليوودى هستند البته ذائقه انسانها و سليقه آنها قابل تغيير است به نظر من اگر يك جامعه را به سمت رستگارى بردى آن جامعه به سمت ارزشها تمايل پيدا خواهد كرد. اگر به سمت زشتى ها متمايلش كردى آن جامعه به سمت زشتى ها خواهد رفت .
وقتى آثار مستهجن در سينماى ايران ملاك، معيار و فراگير مى شود تماشاگر خاص خود را نيز خواهد داشت، سينما مال ما نيست و ما دچار اشتباه هستيم و فيلم هايى مثل توبه نصوح، يوسف(ع) و حضرت محمد(ص) اندكى از فيلم هاى سينماى دنيا و ايران را شامل مى شودكه به مقوله اسلام و جامعه دينى مى پردازد.
سينما مال جمهورى اسلامى نيست و جزئى از جامعه جهانى صهيونيستى است و توسط كمپانى هاى صهيونيستى اداره مى شود.
اگر در اين سينما آثار مستهجن ساخته شود جاى تعجب ندارد، از سينمايى كه هدايت آن را بنگاه هاى صهيونيسيت در اختيار دارد و خط و ربط آن توسط آنها داده مى شود بيش از اين نيز انتظار نمىرود .
در حال حاضر سينماى هاليوود براى ما تصميم گيرى مى كند و ما بازيگران آن هستيم كه در زمين صهيونيستى بازى مى كنيم و نبايد نسبت به شرايط موجود اعتراضى داشته باشيم.
جمهورى اسلامى و مسوولان آن اين سينماى مبتذل را پذيرفتهاند، علما نيز اين سينما را پذيرفته اند و حرفى و اعتراضى ندارند و اين امر نشاندهنده آن است كه به اين ابتذال رأى داده اند ،يعنى اين فيلم ها مورد قبول مسوولان است و اعتراض ما بى فايده است و داد زدن ما مانند ضد انقلابها و اپوزيسيون ها است .
شمقدرى و سجادپورها تنها تصميم گرفتند چشم و ابروى اين سينما را درست كنند و سعى كردند اشكالات سينمايى موجود را درست كنند، در حالى كه اين سينما درست نمى شود بايد مبانى آن درست شود و مبانى جديدى را براى آن به نگارش در آورد .
آدمى كه دين و خدا و پيغمبر را قبول ندارد. اگر ريش حزب اللهى براى او بگذاريم و جاى مهر را بر پيشانى او قرار دهيم آيا او مسلمان مىشود سينماى فعلى ما نيز اينگونه است كه تنها يك روسرى سر هنرپيشه ها كردند و برادر برادر گفتند و چند صحنه نماز و گلدسته مساجد را گذاشتند، آيا اينگونه سينماى ايران اسلامى مى شود؟ حال معاون سينمايى آن شمقدرى، ضرغامى يا من سلحشور باشد فرقى نمىكند ماهيت سينما بايد درست شود و آن كافر بايد شهادتينش را بگويد...
سينماى ما ماهيتى غربى، صهيونيستى و اومانيستى دارد. اين ماهيت با اينكه بگوييم اسلام اسلام درست نمى شود، بايد ماهيت تغيير كند حال شمقدرى باشد يا حتى ضرغامى و سيف الله داد باشد.هر كسى را در اين پست گذاشتند نتوانست سينماى ايران را درست كند.
بايد علما و بزرگان دين ،اسلام شناسان بنشينند و اوضاع سينماى ايران را ببينند و تعريفى از سينماى درست اسلامى بدهند، اين سينما با اين ويژگىها، داراى اصولى است كه با اسلام در تضاد است.
سينماى ايران اگر بخواهد اسلامى شود بايد تغييراتى داشته باشد. بايد با آن مبانى فيلم نامه بنويسند و آزمايشگاهى درست كنند و قدم به قدم نيرو تربيت كنند تا سينماى ايران اسلامى شود.
جواد شمقدرى(معاون سينمايى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى)
سينماى ايران پس از انقلاب مولودى است برخاسته از ققنوس خون و قيام ملت بزرگ و مسلمان ايران، ملتى كه بر هر آنچه رنگ فساد و تزوير و وابستگى داشت دست رد بر سينه زد به گونهاى كه سينماى قبل از انقلاب را يكسره طرد نمود و اين گمان در ذهنها جا گرفت كه شايد در پرتو انقلاب بزرگ ملت ايران پديدهاى به اسم سينما ديگر جايگاهى نداشته باشد، اما امام (ره) عزيز و هوشيار در اولين سخنرانىخود بر اين حدس و گمانها پايان دادند و با كلام شيوا و رسا و موجز خود فرمودند: "ما با سينما مخالف نيستيم با فحشا مخالفيم" و سينماى پس از انقلاب در پرتو اين كلام حكيمانه و در دامان فرهنگ انقلاب اسلامى و بعدها دفاع مقدس جان گرفت و راه خود را پيدا كرد.
و چنين شد كه سينماى پس از انقلاب در پرتو فرهنگ اسلامى ايرانى و در پناه معنويت و اخلاق جايگاه ويژهاى در عرصه داخلى و خارجى يافت و نسل جديدى از فيلمسازان ظهور كردند كه دغدغه دين و انقلاب و اسلام داشتند.
اين حركت نوپا تاكنون همواره از دو سو مورد هجوم و فتنهانگيزى بوده است، كسانى كه خارج از حوزه سينما هستند و هنوز نگاه شكاكانه به سينما دارند و واژه سينما را همچنان مترادف فساد و فحشا تلقىمى كنند و با هر حركتى در جهت پروراندن و توجه به سينما، مخالف بوده و هستند و گروه ديگرى كه درون خانواده بزرگ سينما جا خوش كردهاند، تصور كردند نظام آن قدر به سينما و سينماگران وابسته شده كه حاشيه اى امن پيدا مىكنند و مىتوانند در حريم امن سينما به خواستههاى نامشروع و بعضا فتنهانگيز و گاه مفسده جويانه خويش دست يابند.
واقعيت اين است چه گروه اول كه خارج از سينما هستند و چه گروه دوم كه در درون خانواده سينما نفوذ كردهاند، در يك اقليت محض به سر مىبرند و اگر چه گاهبهگاه مزاحمت?هايى براى جريان زلال و ارزشمند سينماى كشور ايجاد مىكنند، اما قادر نيستند سينماى ايران را كه اكنون در تلاش است نقش مهم و استراتژيك و ارزشمندى را در راستاى اهداف و آرمانهاى نظام و انقلاب بر عهده بگيرد، دچار تزلزل و ضعف سازند...
آنچه اين روزها مهم است پرهيز از اظهار نظرها و واكنش?هايى است كه هر كدام مى?تواند چهره سينماى ايران را در اذهان عمومى و در طيف?هاى مختلف اجتماعى ناخوشايند سازد...
البته هر دغدغه اصلاحگرايانه و هر انگيزه ارتقاء سينماى ايران قابل تقدير است، اما نبايد از دايره ى انصاف و اعتدال در هيچ موردى خارج شد. امروز همه ظرفيت?هاى سينماى ايران و همه هنرمندان و سينماگران ايرانى كه به يمن نظام جمهورى اسلامى فرصت بروز و ظهور يافتهاند را بايد پاس بداريم . البته انگشتشمار افرادى كه به سينماى ايران در هر وجه آن ضربه مى?زنند، قطعاً بايد كنار گذاشته شوند كه اصلاح امور از وظائف حاكمان و مردم است.
معاونت سينمايى بر خود فرض مىداند پشتيبان و يار و مدافع همه هنرمندان و سينماگران خوب كشورمان باشد و نسبت به هر اظهار نظر و رفتار كه از دايره حق و راستى خارج شود واكنش منطقى در چارچوب قوانين و ماموريتهاى خود خواهد داشت.
در پايان از همه سينماگران و هنرمندان عزيز مجدانه مىخواهم متانت و اعتدال و انصاف را مبناى گفتار و رفتار خود قرار دهند و نسبت به آراء و اظهارات منطقى و اصلاحجويانه يكديگر با نيت خيرخواهانه برخورد كنند و بيش از اين فضاى رسانهاى را ملتهب نسازند كه به نفع سينماى ايران نيست.
سيد ضيا هاشمى (رييس اتحاديه تهيه كنندگان سينما)
داشتم سكوت مزه مزه مىكردم، ديدم چو مىبينى كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشينى گناه است.
چند وقت سكوت كرديم به رفاقت كه رفيقمان به خود آيد و از سكوت چيزى در بيايد اما ديديم نشد كه نشد. اگر هم مسجدى و هم محلى قديم هر كس در خطر قرار گيرد يا راه كج رود، سكوت جايز نيست! پس به اين جايز نبودن سكوت فرجا... سلحشور سلام؛
نه سلام از ارادت كه به بايستگى سلام. مىخواهم از جايى شروع كنم كه رفاقت خيلى دورمان، آسيب نبيند.
نمىدانم جامعه هنرى برايتان آن قدر جذاب شده يا سياست يا از سر تقوا فرياد مىزنى؟!
حاج فرج هيچ كدام را نمىفهمم واقعاً بازيگر حر مسجد جواد الائمه(ع) اين قدر بىپيرايه و نادرست حرف مىگويد؟ آيا هنرمند اين چنين تهمتهايى را به ديگران منسوب مىكند؟ يا سياست ما باب شده كه هر چيزى سر زبانمان آمد بگوييم؟!
بىشك حرفهايت آن قدر بد بود كه نه متقى آنچنان مىگويد نه هنرمند، نه سياس!
حال تو از كدام فرقهاى من نمىدانم! عمرى تو را به مرثيه اباعبدا... و قرائت قرآن مىشناختم.
كدام قارى قرآن و كدام قرآن هتك حرمت از نواميس ملى را روا مىدارد كه تو اين چنين كردى؟!
نكند خداى ناكرده به جايى رسيدهاى كه خود اجتهاد مىكنى؟
آدم به ناموس خود چنين القابى نسبت نمىدهد و تو خود مىدانى خانواده سينماى ايران، ناموس تواند و با آنها كارهاى هنريت را مىسازى كه ايدئولوژى ات را فراسوى مرزها فرياد زنى!
روز، روز فحش و تهمت و چماق نيست كه روز روز فهميدن جاذبه دين است، اما تو كمك كه نمىكنى هيچ، مسلمانى را نشانه رفتهاى و همه را به دفع مسلمانى وا مىدارى!
روا نيست، حق نيست، خدايى نيست، كه با عرض تأسف بوى نفس از آن مىشنوم. مرد عزيز؛ كيل و پيمانهات فقط موفقيت يك سريال بود؟! ...
يادت باشد تمام خوارج و دشمنان على(ع) هم نماز شب مىخواندند، هم آداب آرايش و خضاب شرعى محاسن مىدانستند هم در نفس خود براى دفاع از دين، قرآن بر نيزه كردند.
مىتوانستم مانند ديگران سكوت كنم و پشت سرت بد و بيراه آبدار بگويم اما هنوز حرمت مسجد جواد الائمه(ع) برايم باقى مانده بود كه اين نامه را برايت نوشتم. آينهوار بپذير و آينه نشكن! حرمت سينما رإ؛ّّز كه شكستى، حرمت دينداريت را با يك عذرخواهى و فهميدن اينكه بىحجابى كلام از بىحجابى تن بدتر است.
دين خود را بردار و با صراحت عذرخواهى كن كه نهايت رشادت است پذيرفتن خطا كه مىدانم تو وقار و جنبهاش را دارى.
به اميد عاقبت به خيرى من و تو و همه اناشاءا...
پور احمد : گرفتار توهم و عقده
آقاى سلحشور حرف هايش اهميت ندارد. او اصلا اهل سينما نيست و سينما را نمى شناسد. او ارتباطى با سينماى ايران ندارد كه بخواهد درباره آن اظهار نظر كند.
اين آقا سريال هاى يك بار مصرف براى تلويزيون مى سازد و پخش اين سريال ها در بعضى كشورها باعث شده گويا كه او دچار توهم شود و فكر كند كارگردانى جهانى است! اگر اين زنان اين گونه هستند، ايشان چطور از آنها در سريال هاى خود استفاده مى كند؟ از خانم كتايون رياحى چرا در سريالش بازى مى گيرد؟ اين مساله دو وجه دارد؛ يا اين آقا معتقد است بازيگران زن ما فاحشه هستند كه اين چيز عجيبىنيست و بخشى از تفكرى كه در مملكت ما وجود دارد؛ يا اين آقا اين حرف را از روى اعتقاد نزده و به اين حرف اعتقاد ندارد، پس حرفش ناشى از عقده اى جنسى است و ذهن او يك ذهن بيمار است.
اصغر همت: متاسفم براى سينما
متاسفم براى سينمايى كه در آن آدمى با ظاهرى زهدفروشانه هر گونه اتهامى را به سينما روا مىدارد، آن هم آدمى كه به كمك گروهى از همانها كه به آنها توهين كرده، سريال ساخته و دستمزد ميلياردىميگيرد. اميدوارم بازيگران سينماى ما آن قدر هوشيار باشند كه راحت خود را در اختيار پروژههاى آدمى كه چنين توهينى كرده، قرار ندهند. يك سئوال هم دارم از اين آقا و آن هم اينكه آيا ايشان قادر است بدون كمك آنها كه بهشان فحش داده حتى يك فيلم كوتاه بسازد؟
بى ادبى هيچ سنخيتى با فرهنگ ما ندارد، نه فرهنگ ملى و نه فرهنگ مذهبى، اما امثال فرد مورد نظر به راحتى دروغ مىگويند، در حالى كه دروغ گناهى كبيره است و در هر فرهنگى مذموم است.
مسعود ده نمكى : آيا تو چنانكه مىنمايى هستى؟
جناب آقاى فرجا... سلحشور
...با خواندن حرفهاى جديدتان درباره خودم و ديگر اهالى سينما به اين نتيجه رسيدم كه بعد از فعاليت شما در ژانر جنگى و دفاع مقدس اين بار فعاليتهاى هنرى شما در سينماى تاريخى دينى شما را دچار نوعى توهم معنوى كرده و احساس كردهايد كه چشم بصيرت پيدا كرده ايد و باطن همه را مىبينيد و فاسق فاجر و عابد وفاحشه در ترازوى سليقه شما معلوم مىشوند. لابد توقع داريد كه بايد باور كنيم كه از عالم بالا به شما الهام مىشود كه همه خلقا... مفسدند و شما مصلح كل!!
باور كنيد شما تكليف الهى نداريد كه هر لحظه با هر خبرنگارى كه با شما تماس مىگيرد مصاحبه كنيد و شكيات خود را به جاى يقينيات، رسانهاى كنيد. حضرت على (ع) مىفرمايد: فاصله حق و باطل چهار انگشت است شنيدن و ديدن.
شما چگونه به خود حق مىدهيد كه با استناد بر شايعات آن هم از موضع دين و انقلاب درباره ديگران اينگونه قضاوت كنيد؟!
...با ادبيات يزيدى نمى شود حرفهاى حسينى زد.مگر در همين سينما و با همين بازيگران صدها فيلم دفاع مقدسى و يا دينى و يا تاريخى ساخته نشده است؟خود شما بازيگران و عوامل سريالتان را از آسمان هفتم كه نياورده ايد؟چند نفر از شما و دوستانى كه در حوزه هنرى با پول بيت المال تربيت شدند تا سينماى انقلاب را بسازند همانطور كه اول انقلاب بودند مانده اند؟
كجاى دين به شما اجازه مىدهد خود را بهتر از ديگران بدانيد؟.اينگونه قضاوت تفرعنى و تكبرى در خود دارد كه عالمان دين هم از آن پرهيز مىكنند چه رسد به من و شما كه به تعبير شهيد آوينى همه ما برقله آتشفشان خانه ساخته ايم. نكند مصداق اين شعر معروف باشيم كه:
عابدان كين جلوه در محراب و منبر مىكنند/ چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند
من براى خودم بيشتر از ديگران مىترسم شما را نمى دانم ولى با اين اطمينان به نفسى كه شما داريد فكر مىكنم معصوم باشيد!!!
برادر كارگردان سينماى دينى!
باور كنيد اگر دشمن شاد نمى شديد و تكذيبيه شما درباره حرفهايتان نبود براى اعلام برائت از اين مواضع حتما واكنش تند ترى نشان مىدادم تا نشان دهم حرفهاى شما بى شباهت به مواضع كسانى نيست كه انحصارطلبانه مىگويند سينما جاى متدينين و يا حرفهاى دينى و انقلابى نيست اين دو ديدگاه هر دو مثل يك لبه قيچى مىمانند...
اگر سينماى ما دچار آشفتگى است و در رعايت شئونات در بعضى جاها پايش مىلغزد مقصر كسانى هستند كه سى سال است ريش و قيچى دستشان بوده است؟ وگرنه همين معضلات در دانشگاه و خيابان هم هست.نگاهى به صفحه حوادث روزنامهها بياندازيد.البته به نظر من مردان خيابانى كمتر از زنان خيابانى نيستند ولى متهم هميشه ديگرانند.اين نسل تربيت شده استكبار نيست در اين سى سال يا چپ حاكم بوده يا راست.
مشكل اين است كه برخى به جاى كار بيشتر حرف مىزنند. بچه مسلمانهاى ما بايد از ديگران بياموزند كه كارشان و عملشان حرف بزند نه زبانشان. آنها شب و روز با پول همين نظام دارند حرفهاى خودشان را مىزنند و بچه مسلمانهاى ما براى پز روشنفكرى حرفهاى آنها را مىزنند تا به رسميت شناخته شوند.
مشكل اين است كه سياستمداران ما نگاهشان به سينما ابزارى است. با دست پس مىزنند و با پا پيش مىكشند.هم با هنر پيشه و سينما گران عكس يادگارى مىگيرند و هم مصلح وضع موجود مىخواهند باشند و بلبشو سياستگذارى در دستگاههاى مختلف فرهنگى كشور جايى براى مصالح نظام نگذاشته است. در اين شرايط حمله به بازيگران سينما چيزى جز فرافكنى و ضعيف كشى نيست. من در اين چند فيلمى كه ساخته ام بيش از يكصد بازيگر مطرح سينما و عوامل فنى كه عموما از بهترينها بودهاند صادقانه در خدمت مضامين دينى و دفاع مقدسى بهره برده ام و شما و ساير دوستان و نهادها و ارگانها نيز بهره برده ايد حال جوانمردانه است كه اينگونه سخن بگوئيم؟چرا حوزه هنر را همانند حوزه سياست دوقطبى كنيم كه بهره اش را ديگران ببرند.چرا در طرح انتقاداتتان روش كسانى را در پيش گرفته ايد كه نانشان در تقابل مردم با هم و يا هنرمندان با هم است؟ هيچ فكر كرديد چرا مدعيان انحصارى سينما در برابر حرفهاى منسوب به شما در دفاع از بازيگران به ميدان نيامدند!!!!!!!.
آقاى سلحشور!
در آخر اينكه من و بسيارى ديگر به آن تعريف يك جانبه شما از دفاع مقدس كه مىگوئيد باور نداريم و اگر تعريف شما از ديندارى هم اين است كه بدون يقين در مورد ديگران قضاوت كنيم و حكم كلى صادر كنيم به اين ديندارى هم باور ندارم.ادبيات علماى دين عرفا و بزرگان اخلاق حتى درباره بدترين دشمنان انقلاب اينگونه نبوده و نيست.امام راحل ما بارها حتى شاه را هم آقاى شاه خطاب مىكرد..
مى دانم بعد از اين نامه شما و دوستانتان چه اتهاماتى را نثارم خواهيد كرد كه فلانى خودش هم خراب شده و از مواضعش عدول كرده اما اين رسم جوانمردى نيست كه با همين بضاعت سينما و عوامل و بازيگرانش فيلم بسازيم و آنها در آثار ما ايفاى نقش كنند و در حد توانشان دينشان را به كشور و جنگ و...ادا كنند و بنده عافيت طلبانه در برابر بى مهرىها از آنها دفاع نكنم.اين بازيگران از طرف ضد انقلاب بايد فحش بشنوند كه چرا در آثار به نفع انقلاب كار مىكنند و از داخل هم توسط سياستبازان هنرمند نما محكوم شوند و تهديد شوند و شما هم با كلى گوئى در حق شان كم لطفى كنيد؟اما بنده ترجيح مىدهم به جاى ضعيف كشى به آقازادههاى پشيمان از انقلابى گرى و اشراف حوزه فرهنگ و هنر بتازم و در نهايت ترجيح مىدهم به قول شما به كاراكتر مجيد سوزوكى فيلمم شبيه باشم تا حاجى گرينف اخراجىها!
در پايان به قول خيام...آيا تو چنانكه مىنمايى هستى؟