پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - قدرت هوشمند، نماد قدرت ملى - قربی سید محمد جواد

قدرت هوشمند، نماد قدرت ملى
قربی سید محمد جواد

چكيده:
انديشه سياسى همواره پيوند همه جانبه‌اى با قدرت و اشكال مختلف آن دارد و بعد از مطرح شدن موضوع قدرت نرم و ابعاد آن، پديده قدرت شناسى از اهميت بسيار زيادى در معادلات بين‌المللى گشته است. از اين رو، پژوهش‌گران زيادى در باب تيپولوژى قدرت، شروع به قلم فرسايى نمودند و بعد از يك دهه بحث در خصوص پديده قدرت نرم متوجه گشتند كه قدرت نرم به تنهايى ثمربخش نيست؛ لذا به سمت قدرت هوشمند سوق داده شدند. قدرت هوشمند يكى از نمادهاى هم‌گرايى در بعد سخت و نرم قدرت مى‌باشد و به دليل هم‌گرايى و اتحاد ميان دو قدرت، از ميزان هزينه‌ها كاسته مى‌شود و در عين حال احتمال دست يابى به اهداف بيشتر نيز مى‌رود. پس استفاده درست و به موقع از قدرت هوشمند براى بازيگران سياسى، از محورهاى اصلى فعاليت‌هاى سياسى در محيط بين‌الملل به شمار مى‌رود. با اين تفاسير شناخت قدرت و ابعاد جديدش در قالب قدرت هوشمند ضرورى مى‌نمايد.

مقدمه:
قدرت، مفهومى است كه در علوم طبيعى، كلامى، فلسفى و انسانى مورد توجه قرار گرفته است، ولى در علوم اجتماعى و سياسى، اهميت ويژه و جايگاه محورى دارد. از اين‌رو، علما و انديشمندان از زاويه خاصى به مفهوم قدرت نگريسته‌اند، بعضى از منظر طبقاتى قدرت را تحليل كرده و برخى با توجه به آثار قدرت، آن را توضيح داده اند.
بعضى از جامعه شناسان سياسى نيز به بيان حدود و قيود قدرت اهتمام ورزيده و تفاوت‌هاى ميان قدرت در جوامع ساده و پيچيده و قدرت در جوامع عام و خاص را مورد توجه قرار داده و به خصيصه نهاد يافتگى قدرت اشاره كرده‌اند. (رفيع و قربى،١٣٨٩، ١١٨)
با توجه به برخى محدوديت‌ها در تعريف سنّتى قدرت، در مجموع مى‌توان ديدگاه‌هاى جديد مطرح شده راجع به قدرت را به دو بخش عمده تقسيم كرد:

الف) ديدگاه مبتنى بر سنجش قدرت
طرفداران اين ديدگاه خود دو دسته هستند: عده‌اى به كميت‌پذيرى قدرت معتقد هستند و عده‌اى به رابطه‌اى بودن قدرت اعتقاد دارند. كسانى كه به قدرت به عنوان پديده‌اى كميت پذير مى‌نگرند، قدرت را به عنوان ظرفيت به كنترل درآوردن توده‌اى مقاوم در فاصله‌اى معين و در زمانى مشخص تعريف مى‌كنند.
در كنه ديدگاه كميت نگرها، امكانات مادى يا منابع مادى قدرت داراى ارزش بيشترى است. از اين‌رو، كميت نگرها، بيشتر به منابع قدرت به عنوان تجلّى قدرت توجه دارند تا به بازتاب قدرت در اجتماع و به همين جهت است كه برتراند راسل،٢ قدرت را در" پديد آوردن آثار مطلوب "و آر.اچ.تونى،٣ قدرت را در" توانايى فرد يا گروه" مى‌دانند. افرادى چون رابرت دال٤ سعى در فرموليزه كردن قدرت دارند، اما كسانى كه به رابطه اى بودن قدرت اعتقاد دارند، به منابع قدرت تأكيد چندانى ندارند. در نظر آنها بيشترين استفاده‌اى كه از اين منابع جهت به كنترل درآوردن ديگران به عمل مى‌آيد مهم است. (جوانى،١٣٨٧، ٣٨)

ب) ديدگاه مبتنى بر ساختار قدرت
در اين ديدگاه به ساختار و عملكرد قدرت توجه ويژه مى‌شود. طرفداران اين ديدگاه نيز دو گروه هستند:
عده‌اى به ابزار گرايى و عده اى ديگر به كاركرد گرايى قدرت اعتقاد دارند. ابزار گرايان بيشتر با كسانى كه به رابطه‌اى بودن قدرت توجه دارند و وحدت نظر بيشترى دارند، تفاوت بين آنها در اين است كه ارتباط گرايان تنها با تأثيرات يك سويه قدرت از فرادست به فرودست نظر دارند و با ديدى مكانيكى و يك بعدى تنها تأثير قدرت را بر كسانى كه قدرت بر آنها اعمال شده مورد توجه قرار مى‌دهند.( جوانى،١٣٨٧، ٣٩-٣٨)
البته نبايد فراموش كرد كه قدرت، در تمامى نظام‌هاى اجتماعى و روابط انسانى، امرى ذاتى است و چيزى نيست مگر وجهى از هر رابطه يا تمامى روابط ميان افراد؛ پس ذاتاً نه خوب است نه بد.(تافلر،١٣٧٠، ٨٠٠-٧٩٩)
در عين حال، نقش قدرت ملى در تأمين امنيت، تحقق آرمان‌ها و اهداف ملّى بر هيچ كس پوشيده نيست و بر همين اساس دولت‌ها در هر كشورى، تلاش مى‌كنند، قدرت ملى را افزايش دهند تا در پرتو آن بتوانند ضمن خنثى كردن تهديدها، ارزش‌هاى حياتى خود را حفظ نموده و اهداف منافع ملّى را تحقق بخشند. (جوانى، ١٣٨٧،٣١)

١. كاربردهاى قدرت ملى:
قدرت ملى، كه آن را " ماشين حكومتى" نيز مى‌نامند، نيروى محركه با اقتدارى است كه از سوى جامعه به حكومت جهت انجام وظايف و رسالتى كه عهده دار است، محول مى‌گردد و حكومت‌ها از قدرت ملى براى نيل به اهداف ملى از دو جهت خارجى و داخلى استفاده مى‌كنند.
١-١.بعد خارجى:
استفاده از قدرت ملى در مناسبات بين‌المللى و ارتباط با ديگر دولت‌ها به منظور حفظ و ازدياد منافع ملى با تحقق هدف‌هاى سياست خارجى است. دولت‌ها براى نفوذ و تأثيرگذارى بر رفتار ديگر دولت‌ها معمولاً از روش‌هاى زير بهره مى‌گيرند: ديپلماسى يا مذاكره و امتناع، ترغيب و تشويق، تنبيه، جنگ روانى، جنگ اقتصادى، اقدامات شناخته شده قانونى، جنگ يا استفاده از قدرت نظامى(چگينى،١٣٨٤).
٢-١.بعد داخلى:
استفاده از اختيارات و يا اقتدار قانونى براى اداره يا مديريت كشور از طريق قانون گذارى، امور اجرايى و تضمين حسن انجام قوانين و موازين.
منابع يا زير بناى قدرت ملى: قدرت ملى از دو نوع منبع به شرح زير سرچشمه مى‌گيرد؛
١- ٢-١. منابع فيزيكى يا ملموس:
وضعيت جغرافيايى، شامل اندازه و شكل زمين، آب و هوا، منابع طبيعى، موقعيت، عوارض طبيعى يا توپوگرافى، ظرفيت‌هاى صنعتى كشور، تجارت خارجى، سازمان و تشكيلات ادارى، وضعيت نيروهاى مسلح، خطوط مواصلاتى، ترابرى، ارتباط و مخابرات.
١-٢-٢. منابع غير ملموس:
فرهنگ ملى و شيوه‌هاى زندگى، روحيه و همبستگى ملى، ويژگى‌هاى ملى، علوم و تكنولوژى، ايدئولوژى و اخلاق، خرد و رهبرى.(چگينى،١٣٨٤، ١١٦-١١٥)
منابع قدرت، شيوه‌هايى است كه از طريق آنها شخص مى‌تواند بر رفتار ديگران تأثير بگذارد و يا نفوذ داشته باشد؛ يعنى همه فرصت‌ها، كارها، اشياء و غيره، كه بتوان از آنها استفاده كرد، تا بر رفتار ديگران تأثير گذاشت. البته ليست اين منابع پايان پذير نيست. (رينولد،١٣٨٩، ٥٨)

٢. انواع قدرت:
قدرت انواعى دارد، كه براى توليد قدرت ملّى و سنجش آن، بايد مورد توجه قرار گيرند:
٢-١. قدرت سياسى:
متفكران سياسى غرب معتقدند كه قدرت سياسى، توانايى نهايى كنترل رفتار و اعمال ديگران است. عوامل متعددى در فرايند پيچيده قدرت سياسى مؤثر هستند، كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: ثبات سياسى، شكل حكومت، كيفيت رهبرى، مشاركت سياسى مردم و ساختار قدرت.
٢-٢. قدرت اقتصادى:
قدرت اقتصادى؛ يعنى توانايى توليد محصولات مورد نياز، توزيع و مصرف مناسب ثروت‌هاى مادى در محيط ملّى و امكان حضور و رقابت اقتصادى در صحنه بين المللى. شاخص‌هاى سنجش قدرت اقتصادى عبارتند از: توليد ناخالص ملى، رشد ساليانه اقتصادى، كيفيت جمعيت و نيروهاى انسانى، منابع كافى، ميزان سهم از تجارت و سرمايه‌گذارى جهانى، ماليات‌ها، تعرفه‌ها و نحوه توليد.
٢-٣. قدرت علمى و فن آورى:
قدرت علمى، عبارت است از توانايى توليد دانش، تربيت منابع انسانى ماهر و فن آورى براى تحقق اهداف مربوطه. شاخص‌هاى قدرت علمى و فن‌آورى عبارتند از: توليد دانش، ثبت مقالات معتبر بين المللى، تربيت نيروى انسانى ماهر در حوزه‌هاى نوين علمى و فن‌آورى؛ همانند نانوتكنولوژى، بيوتكنولوژى، هوا فضا و غيره.
٢-٤. قدرت فرهنگى:
عبارت است از توان استفاده از ايدئولوژى، عقايد، الگوهاى رفتارى، هنر، سنت‌ها و...، براى پيشبرد اهداف و تأثيرگذارى بر ديگر فرهنگ‌ها و مقابله با تهاجم فرهنگى.
٢-٥. قدرت نظامى:
عبارت است از تمامى نيروهاى مسلّح يك كشور، كه همراه با ساير قدرت‌هاى موجود در يك واحد سياسى؛ مانند قدرت سياسى، قدرت اقتصادى، قدرت فرهنگى و... جهت پيشبرد سياست ملّى به كار مى‌روند. نيروهاى مسلّح، از مهم‌ترين مؤلفه‌هاى قدرت نظامى بوده و شامل نيروهاى زمينى، هوايى، دريايى، پليسى و شبه نظاميان مى‌باشند.( جوانى، ٤٤ ز ١٣٨٧)
در كنار اين تقسيم بندى از قدرت مى‌توان گونه شناسى جديدى از لحاظ ابزار كاربردى و منابع ارائه داد، كه به قدرت از لحاظ سخت و نرم بودن ابزار توجه مى‌كند، پس قدرت را به قدرت سخت٥ و قدرت نرم٦تقسيم مى‌نمايند. (ر.ك: قربى، ١٣٨٩)

٣. قدرت نرم:
قدرت نرم به هرگونه اقدام غيرخشونت‌آميز، گفته مى‌شود كه ارزش‌ها وهنجارهاى جامعه هدف را مورد هجوم قرار مى‌دهد و سرانجام منجر به تغيير در الگوهاى رفتارى موجود و خلق الگوهاى جديدى مى‌شود، كه با الگوهاى رفتارى مورد نظر حاكم تعارض دارد. (نائينى، ١٣٨٩، ٦-٥)
اين شيوه از قدرت بر پايه تبديل تمايلات به برون داده‌ها شكل مى‌گيرد و موضوع آن به جاى اجبار، جذابيت است. اين شيوه قدرت بر پايه امتناع كردن ديگران براى پيروى يا موافقت با هنجارها و نهادهايى است كه رفتار خواسته شده را توليد مى‌كنند. اين پيروى بيش از هرچيز منوط به درجه متقاعد كنندگى اطلاعات دردسترس و آزادى است، كه يك بازيگر در جستجوى آن براى انتقال است (Nye ، ٢٠٠٤ ، ١٥).
بهره‌گيرى مناسب از اطلاعات و فرهنگ در راستاى مقاصد ديپلماتيك، طراحى و اتخاذ سياست‌هاى استراتژيك، زدودن ذهنيت‌هاى تاريخى منفى، مبادلات دانشگاهى و سرمايه‌گذارى در تربيت نخبگان ساير كشورها، فعاليت‌هاى آموزشى و آگاهى بخشى، برخوردارى از اطلاعات زياد و كارآمد، كسب جايگاه و موقعيت علمى پيشرفته و فن‌آورى‌هاى تكنولوژى، توانمندى اقتصادى بالا، مبادلات تجارى و اقتصادى گسترده در بخش‌هاى سخت افزارى و نرم‌افزارى، قدرت نظامى و تسليحاتى، قدرت شكل دهى و كنترل افكار عمومى، قدرت نفوذ ر باورها و نگرش‌ها، ظرفيت پذيرش توريسم و جذب مهاجر خارجى، برخوردارى از شبكه‌هاى خبرى جهان گستر و قدرت توليد و توزيع محصولات رسانه‌اى متنوع به ديگركشورها، نفوذ در رسانه‌هاى بين المللى، التزام به رعايت معاهدات و قراردادهاى بين المللى، ايفاى رسالت تاريخى متناسب با موقعيت جهانى و سطح انتظار در شرايط مختلف، برخورد مناسب و اتخاذ مواضع مقبول در برخورد با بحران‌هاى بين‌المللى، بهره‌گيرى از سازمان‌ها و موسسات غيردولتى، نفوذ در سازمان‌ها و مجامع بين المللى و...، مهم‌ترين مصاديق اين شكل از قدرت محسوب مى‌شوند (فرهادى و مراديان، ١٣٨٧: ١٣٥- ١٣٣)
اين پيچيدگى قدرت نرم به لحاظ طولانى بودن مدت اثر آن از خصايصى است كه اين نوع قدرت يا تهديد را بسيار متمايزمى سازد. ( شعبانى و هنديانى، ١٣٨٧، ٣٠٠)
قدرت نرم، كارهاى قدرت‌هاى اقتصادى، سخت و نظامى را پشتيبانى مى‌كند و قدرت سختى كه بدون رداى‌قدرت متقاعدكنندگى و جذابيت باشد، به مثابه مشت زنى با حريف خيالى است (رياحى، ١٣٩٠، ٢٨-٢٧)
قدرت نرم، همانند ساير اشكال قدرت، برايندى از برخى منابع مى‌باشند. از اين‌رو، اهميت شناخت و آگاهى از منابع، آن است كه اين منابع به ميزان زيادى تعيين كننده ماهيت آن قدرت مى‌باشند. به نظر ناى،قدرت نرم در يك كشور مى‌تواند از سه منبع اصلى"فرهنگ" ، "ارزش‌ها" و " سياست خارجى" پديد آيد. (عسگرى، ١٣٨٩، ٦٩-٦٨)
از آنجايى كه اين چهره‌هاى ژانوسى قدرت به تنهايى كارآيى چندانى ندارند، بازيگران از تركيب قدرت سخت و نرم بهره مى‌گيرند كه درادبيات سياسى با عنوان "قدرت هوشمند" شناخته مى‌شود، كه امروزه، دارايى قدرت هوشمند، براى كشورها نمايانگر يك قدرت ملى موفق است. قدرت هوشمند(٧) بعد از تراژدى غروب و شكست‌هاى متوالى چهره ژانوسى قدرت [ابعاد سخت افزارى و نرم‌افزارى] پا به عرصه ظهور، حداقل در ادبيات سياسى، گذاشت.

٤. اثر متقابل قدرت نرم و قدرت سخت:
قدرت نرم، مكمل قدرت سخت است، به طورى كه بى توجهى به قدرت نرم مى‌تواند قدرت سخت را تضعيف كرده و استراتژى قدرت را به نحو محسوسى تضعيف كند. در واقع، موفقيت نه از جانب قدرت سخت و نه از جانب قدرت نرم، هيچ يك به تنهايى به دست نمى‌آيد، بلكه براى رسيدن به موفقيت بايد تركيب بهينه‌اى از آنها را به كار برد.
اما معمولاً كشورها نسبت به اين موضوع بى توجهى نشان داده و مبالغى كه صرف قدرت سخت مى‌كنند، بسيار بيشتر از آن چيزى است كه براى قدرت نرم هزينه مى‌نمايند. البته قدرت نرم و سخت به هم مرتبط هستند؛ زيرا هر دوى آنها از اشكال متفاوت توانايى دست يابى به هدف از طريق تحت تأثير قرار دادن رفتار ديگران به شمار مى‌روند و لذا نقطه تمايز اين دو، در ميزان، ماهيت رفتار و محسوس بودن منابع خلاصه مى‌شود.
منابع قدرت نرم به هم‌گرايى با رفتار انتخابى تمايل دارند، در حالى‌كه منابع قدرت سخت به هم‌گرايى با رفتار دستورى متمايل‌اند. اين دو نوع قدرت در پاره اى از مواقع يكديگر را تقويت و در شرايطى در كار هم تداخل ايجاد مى‌كنند. درعصر اطلاعات قدرت نه فقط از يك قدرت قوى سخت، بلكه از آميزه‌اى از قدرت نرم و سخت هم سو ناشى مى‌شود. (فرهادى و مراديان،١٣٨٧، ١٤٣-١٤٢)
سوزان ناسل(٨) در آوريل ٢٠٠٤ در مجله "فارين پاليسى" ، كفايت اصطلاح قدرت نرم "جوزف ناى" در مقابله با تهديدات جدى عليه منافع آمريكا را به چالش كشيده بود. وى مفهوم جديدى پيشنهاد كرد و آن را "قدرت هوشمند" به معناى تركيب هوشمندانه قدرت سخت و نرم درمقابله با تهديدات عليه امنيت ملى نام نهاد.
ناسل معتقد است كه توانايى‌ها و برترى‌هاى نظامى، اقتصادى، فرهنگى و ايدئولوژيك بايد در يك جهت هماهنگ شوند تا برآيند آن تداوم برترى يك كشور را تضمين كند، البته برخى قدرت جديد را " قدرت همگرا"(٩) مى‌نامند. (پيشين،١٤٨)

٥. قدرت هوشمند:
قدرت هوشمند مطرح شده توسط خانم "ناسل"، برآيند نقاط قوت و حذف نقاط ضعف در قدرت سخت و نرم مى‌باشد، كه معتقد به تقويت و هماهنگى تمام قوا براى تداوم و بهبود برترى آمريكا در جهان است. اين سياست برخود كفايى، بهبود وضع حقوق بشر، تجارت آزاد دولت‌ها، تساوى در برابر قانون، توسعه همه گير اقتصادى و غيره تأكيد دارد. (تولايى،١٣٨٧، ٥٥)
"هينن"(١٠) هم بر قدرت هوشمند در راستاى راهبرد ملى و بين المللى براى دست يابى به اهداف و منافع تأكيد دارد. (٢٠٠٨٢٨ ,Hinen )
قدرت هوشمند، تركيب هوشمندانه از قدرت سخت و نرم است. منظور از تركيب هوشمندانه منابع قدرت سخت و نرم با توجه به شرايط محيطى و زمانى است. منظور از منابع نرم، آن دسته از منابع قدرتى است كه در نهايت استعداد و توان جذب بازيگر را شكل مى‌دهند و شامل مولفه‌هايى، چون اغواء، شيفتگى، دوست داشتن و... مى‌شود، كه ويژگى محورى آنها پذيرش و شكل عمومى آنها اقتدار است.
جوزف ناى، قدرت نظامى و اقتصادى (سياست چماق و هويج در برابر دولت‌ها و ملت‌ها) را قدرت سخت، و قدرت فرهنگى، ارزشى و سياست خارجى مشروع (ايجاد جذابيت و دستيابى به قلوب و اذهان دولت‌ها و ملت‌ها) را قدرت نرم تعريف مى‌كند. هم‌چنين از نظر ناى، رهبران كارآمد، مى‌بايد توان درك محيط خود را داشته باشند و مطابق با تغييرات محيطى، سياست‌هاى خود را تنظيم كنند تا بدين وسيله بقاى خويش را تضمين نمايند.
اين توانايى درك هوشمند، بافت‌هاى مختلف است به طورى كه بسته به شرايط، قدرت نرم و سخت را با درجات مختلف به كار مى‌برند. بنابراين برآورد درست شرايط و در نتيجه، سياست گذارى درست را مى‌توان ناشى از درك هوشمندانه شرايط دانست. قدرت هوشمند نيز مبتنى بر منابع قدرت هوشمند است.
در جنگ هوشمند(١١) با تركيب هوشمندانه، قدرت سخت با قدرت نرم براى دست يابى به يك پيروزى‌استراتژيك به كار گرفته مى‌شود. جنگ هوشمند يا قدرت هوشمند، به نحو استراتژيكى از ديپلماسى، اغوا، ايجاد ظرفيت‌ها، نمايش قدرت نظامى، اقتصادى و سياسى و اعمال نفوذهاى امپرياليستى به نحو موثرى استفاده به عمل مى‌آورد، كه در عين حال به جاى تعرض نظامى به صورت تاكتيكى، با مشروعيت سياسى و اقتصادى همراه است.( باقرى‌چوكامى ،١٣٨٩، ١٤٧-١٤٦)
٥-١. اصول قدرت هوشمند:
قدرت هوشمند داراى يك سلسله اصول به شرح زير است:
٥-١-١.ايجاد هم پيمانى و تعميق منافع با متحدين و مخالفين( شبكه متحدين):
براساس اين اصل، دولت‌هايى كه مى‌خواهند از قدرت نرم استفاده نمايند، هم پيمانانى هستند كه دراجراى آن، آنها را كمك مى‌نمايند. اين امر به دو صورت اجرا مى‌شود:
الف) تقويت روابط با هم پيمانان قبلى در جهت تعريف منافع مشترك.
ب) تعريف منافع مشترك و بعضاً معامله با كشورهايى كه مخالف هستند، ولى مى‌توانند با ترسيم اين دو بعد ما را در رسيدن به اهداف خود يارى برسانند. در هر صورت با توجه به اين اصل، هر گونه تك‌روى و يك جانبه گرايى در اجراى قدرت هوشمند از سوى كشورها فراموش خواهد شد. (تولايى، ١٣٨٧).
٥-١-٢. تقويت و يا ايجاد سازمان‌هاى بين المللى و منطقه اى:
در راستاى اين اصل، كشورها براى اين كه بتوانند مشروعيت بين المللى و منطقه‌اى خود را افزايش دهند و هم‌چنين در داخل، ميزان اعتماد و اعتبار خود را بين شهروندان افزايش دهند، نيازمند اين هستند كه از تصميمات و راهبردهاى آنها، سازمان‌هاى بين‌المللى و منطقه‌اى حمايت كنند و آنها را در رسيدن به اهداف خود يارى نمايند، كه اين امر سه حسن دارد:
الف) مشروعيت بخشيدن به اعمال خود؛
ب) توجيه افكار عمومى جهان؛
ج) استفاده از توان كشورهاى عضو آن سازمان‌ها.
٥-١-٣. ديپلماسى:
ديپلماسى را به عنوان فن اداره سياست خارجى و يا تنظيم روابط بين‌المللى و هم‌چنين حل و فصل اختلافات بين‌المللى از طريق مسالمت‌آميز تعريف كرده‌اند، كه در اتخاذ راهبرد قدرت هوشمند، ديپلماسى از اولويت اساسى برخوردار است. اگر چه بايد توجه كرد كه ديپلماسى اگر همراه با اقتدار نباشد، نتيجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
٥-١-٤. حاكميت اصول و واقع گرايى و نيز توجه به حقايق و شواهد متيقن:
در راستاى بررسى اصول قدرت هوشمند، انعطاف پذيرى و قبول واقعيت‌ها يكى از اصول اساسى است. وجود تعصبات احساسى و يا عدم آگاهى درست از طرف مقابل در ابعاد مختلف مى‌تواند روند اجرايى راهبرد قدرت هوشمند را تضعيف نمايد. براى رسيدن به اين امر لزوم اتخاذ يك ديپلماسى نزديك با طرف مقابل براى بدست آوردن حقايق و آگاهى از نيات او پيش شرط مهمى است. (تولايى،١٣٨٧، ٦٥-٥٨)
٥-١-٥. ترميم چهره:
كشورى كه از قدرت هوشمند استفاده مى‌كند، براى بالا بردن ضريب اعتبار از يك سو و نيز همراهى با افكار عمومى‌داخلى و خارجى، بايد سعى كند نقاط منفى خود را، كه قبل از اين اتفاق افتاده، به هر نحوى از بين ببرد تا بتواند اعتماد كشور مقابل و افكار عمومى و باور پذيرى آنها را بدست آورد.
٥-١-٦. بالا بردن اقتدار:
اجرا و پياده نمودن قدرت هوشمند در راهبردهاى دولت‌ها نيازمند اين است كه كشور مجرى از اقتدار و قدرت سخت افزارى و نرم افزارى بالايى برخوردار باشد. اين توانايى در عرصه‌هاى اقتصادى، فرهنگى، سياسى و به ويژه نظامى بايد به صورت روشن و ملموس نشان داده شود.
٥-١-٧)سازماندهى مجدد اقتصادى:
ايجاد هم‌گرايى اقتصادى در عرصه بين‌المللى با گسترش تبادلات و مبادلات با ساير كشورها و همه گيرى‌تجارت آزاد است.(پيشين،٦٧-٦٥)
٥-٢. منابع قدرت هوشمند:
در فضايى كه قدرت هوشمند مطرح شده، رهيافت‌هاى جديدى براى كنترل جهان است، لذا پيمودن فرايندهاى متنوّع، از اهميت لازم برخوردار بوده و به اين ترتيب، زمينه براى بهره گيرى از تنوّع ابزارى به موازات تنوّع الگويى فراهم‌شود.
در چنين فضايى، قدرت هوشمند بيانگر ماتريس كنش بين المللى جديدى است كه حوزه‌هاى ابزارى را به عرصه‌هاى كنش استراتژيك پيوند مى‌دهد.
٥-٢-١. منابع مادى قدرت هوشمند:
فن آورى، يكى از منابع مادى قدرت هوشمند به حساب مى‌آيد. اين فن آورى‌ها شامل فن آورى‌هاى حساس براى‌توليد و بازپرورى مواد، ساخت و تبديل كالاهاى استراتژيك در حوزه‌هاى نظامى، زيست محيطى و اقتصادى مى‌باشد. (متقى، ١٣٨٧).
٥-٢-٢. منابع مجازى قدرت هوشمند:
در حال حاضر، اطلاعات و ارتباطات، بخش مهمى از اقتصاد جهانى را تشكيل مى‌دهد. از اين‌رو، تعداد و انواع فن‌آورى‌هايى كه در شبكه فن آورى اطلاعات قرار مى‌گيرند بسيار متنوّع بوده و مهم‌ترين آنها مواردى است كه فن آورى‌هاى حساس محاسباتى، اتصال دهنده، شبكه بندى، نرم افزار، ذخيره اطلاعات، شبيه سازى كامپيوترى، ميكروالكترونيك، اوپتوالكترونيك، سنسورها، تصوير سازى و پردازش سيگنال‌ها را شامل مى‌شود. اين روند همواره و به گونه‌اى پايان ناپذير در به كار گيرى ابزار مجازى در حال تحوّل و تكامل است.
٥-٢-٣. منابع معنوى:
قدرت هوشمند از طريق عقلانيت ماهوى درصدد كنترل روح، احساس و درك جوامع ديگر است. اگر چه مولّفه‌هاى ياد شده داراى نشانه‌هاى فرامادى و فراابزارى هستند، اما واقعيت‌هاى موجود نشان مى‌دهد كه هر يك از شاخص‌ها و مولفه‌ها نيازمند شاخص‌ها و نشانه‌هاى معطوف به تأثيرگذارى و كنترل پويايى محيط درونى ساير كشورها مى‌باشند و به همين دليل است كه در عقلانيت ماهوى، نشانه‌هايى از ايدئولوژى وجود دارد.
در چنين وضعيتى، قدرت هوشمند، زمانى شكل مى‌گيرد كه عقلانيت ماهوى بتواند زمينه‌هاى كنترل عقلانيت ارتباطى و عقلانيت ابزارى را فراهم كند.(متقى،١٣٨٧، ٧٥-٧٢)
البته بحث‌هاى مطرح شده در بالا، در حوزه ذهنيات و مسائل تئوريك مطرح گرديده و شكاف ميان ذهن و عين بسيار است: از اين رو، تمام مولفه‌ها و اصول نام برده در خصوص قدرت هوشمند شايد در حوزه عمل، كمتر به عمل در آيد.

نتيجه‌گيرى:
دولت‌ها و بازيگران سياسى در روابط ديپلماتيك و عرصه سياست خارجى، همواره متأثر از قدرت و ابعاد آن مى‌باشند. قدرت از آغاز شكل گيرى دولت‌ها و ملت‌ها بر رابطه آنها حاكم بوده، اما چهره‌هاى گوناگونى از نقاب بر رخ خويش كشيده است. بشر بعد از هزينه‌ها، تلفات و شكست‌هاى ابعاد سخت افزارى، به سوى قدرت نرم يا قدرت فرهنگى شده [تعبير آلن تورن] گسيل يافت و پس از مدت اندكى پى به اين امر خطير برد، كه بهره‌گيرى از قدرت بايد منوط به بهره‌گيرى از دو وجه سخت و نرم (Hard and soft) باشد تا منتج به نتيجه مطلوب گردد. از اين رو، به سوى قدرت هوشمند گسيل يافتند. قدرت فوق الذكر درصدد است تا از تمامى ابعاد قدرت در كنار ابزارهاى نوين؛ مثل رسانه، سايبر و فضاى ديجيتال بهره گيرد تا علاوه بر هزينه، حصول به هدف سريع‌تر، مطمئن‌تر و كم هزينه تر گردد. در اين راستا از منابع مادى، معنوى و مجازى براى پيشبرد اهداف، به اندازه بهره مى‌گيرد.

منابع:
- جوانى، يدالله(١٣٨٧): نقش معنويت در توليد قدرت ملى، فصلنامه مطالعات بسيج، سال ١١،شماره ٣٩.
- تافلر، آلوين(١٣٧٠): جابجايى قدرت، شهين دخت خوارزمى، تهران.
- رينولد، ترزا(١٣٨٩): قدرت نرم سياست خارجى آمريكا، ترجمه مجيد رسولى، تهران، دانشگاه امام صادق.
- چگينى، حسن(١٣٨٤): نظام مديريت استراتژيك دفاعى، جلد ١، تهران، نشر آجا.
- رفيع، حسين و قربى، سيد محمد جواد(١٣٨٩): كالبد شكافى قدرت نرم و ابزارهاى كاربردى آن، فصلنامه مطالعات بسيج، سال ١٣، شماره ٤٧، تابستان.
- نائينى، على محمد (١٣٨٩): درآمدى بر ماهيت شناسى جنگ نرم، فصلنامه راهبرد دفاعى، سال هشتم، شماره ٢٨، بهار.
- قربى، سيد محمد جواد(١٣٨٩): جنگ نرم از نظر تا عمل، مشهد، لوح فشرده مجموعه مقالات اولين همايش استانى جنگ نرم.
- فرهادى، محمد و مراديان، محسن(١٣٨٧): درك قدرت نرم با نگاهى به جمهورى اسلامى ايران، تهران، پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج.
- باقرى چوكامى، سيامك (١٣٨٩): جنگ هوشمند، رويكرد اوباما در برخورد با برنامه هسته اى ايران، فصلنامه مطالعات سياسى، سال نهم، شماره ٣٥، بهار.
- تولايى، محمد(١٣٨٧): تحليلى بر گفتمان هيئت حاكمه جديد آمريكا، تهران، پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج.
-متقى، ابراهيم(١٣٨٧): قدرت هوشمند و استراتژى تغيير چهره آمريكا در دوران اوباما، فصلنامه مطالعات بسيج، سال يازدهم، شماره ٤١، زمستان.
- شعبانى، محمدرضا و عبدالله هنديانى (١٣٨٧) : بسيج، شناخت ومديريت تهديدات نرم، در قدرت نرم، جلد٣ ، تهران، پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج.
- رياحى، محمدرضا(١٣٩٠) : ايران وآمريكا، توسعه تضاد در بستر قدرت نرم رسانه، تهران، مركز پژوهش هاى‌اسلامى صدا وسيما.
- عسگرى، محمود(١٣٨٩): رويكردى انتقادى به نظريه قدرت نرم، فصلنامه راهبرد دفاعى، سال هشتم، شماره ٢٨، بهار.
universityNew York ،smsrt power in the wovld : )(٨٠٠٢ Games، Hinen - Book.
New York، The meansto success in world politics : soft power :)٤٠٠٢( Joseph، Nye . - public Affairs،

پى‌نوشت‌ها:
١ .كارشناس علوم سياسى :Email:ghorbi٦٨yahoo.com
B.Ressell.٢ .
R.H.Toenni.٣ .
Robert Dall.٤ .
Hard power.٥ .
Soft power.٦ .
Smart power.٧ .
S.Nassel.٨ .
Intergrated Power.٩ .
Hinen.٠١ .
smart war .١١.