پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - کتابشناخت

کتابشناخت


تورق
مفهوم تاريخ و تاريخ فرهنگى
فريد مفيدى
يكى از متداول ترين معانى و منظورها از تاريخ، سرگذشت نزاع ها و فتوحات در گذشته است. در همين حال خود تاريخ به عنوان دانش يا روش مطالعه خود مى تواند پايگاه و مرجع نزاع ها و منازعات باشد. آنگونه كه ويتگنشتاين مى گويد، اكثر نزاع ها به سبب عدم تعريف دقيق معناى واژگان برپا مى شود. اگر آدمى واژه ها را دقيق و شفاف تعريف مى كرد، از بسيارى از نزاع ها به دور بود. احتمالاً همين ديدگاه است كه در جهان عرب از نويسنده اى چون "عبدالله العروى"، انديشمند مراكشى، يك "ابوالمفاهيم" مى سازد. العروى كه اين روزها در برخى نشريات و رسانه هاى فارسى زبان به غلط عبدااله العربى خوانده مى‌شود، تلاش قابل ذكرى در مفهوم شناسى به انجام رسانده و توليد كتاب هايى چون مفهوم ايدئولوژى، مفهوم دين، مفهوم دولت و مفهوم تاريخ محصول اين تلاش هاى نظرى اوست. ترجمه كتاب اخيرش را كه در سال ٢٠٠٥ از سوى نشر دارالبيضاء مراكش منتشر شده بود، اخيراً محمد آل‌مهدى مترجم اهوازى به پايان برده كه قرار است پس از تكميل فرايند ترجمه، از سوى‌انتشارات فرهنگ جاويد منتشر شود. آل مهدى كه علاقمندى و كارنامه اش در ترجمه كتاب‌هاى انديشمندان معاصر عرب خلاصه مى شود، معتقد است كه شناخت ايرانيان از تفكر غرب جهان اسلام ناچيز است و شناخت اين حوزه، نياز به ده سال ترجمه مستمر دارد. او هم اكنون نقطه ثقل اهميت اين حوزه را بر فهم ما از تاريخ گذاشته و قرائت العروى از چيستى و هستى‌تاريخ را براى خوانندگان فارسى زبان پيش كشيده است. حوزه و قلمروى كه به گمان برخى، در خصوص تعريف مفاهيم كليدى در فضاى علمى اهل تاريخ كشور آشفتگى جدى وجود دارد. اين روى ديگر نگرانى العروى است كه در پشت جلد كتابش بدين سان نقش بسته: "آيا ضرورت دارد كه انسان تاريخ را ابتدا از داستان هاى روايى و سپس از سنگ نبشته ها و پس از آن از كارهاى هنرى و ... بياموزد؟ آيا تكنولوژى تعامل با يك پيمان نامه بين المللى در تعامل با يك دستور كار سودمند است يا با يك بنيه تعبير و تفسير ؟ پاسخ مثبت به اين پرسش در واقع يگانه توجيهى است كه بگوييم دانش تاريخ يكى است و بر پايه يك روش شناخته مى شود و گذر از يك مبحث به مبحثى ديگر، در واقع رويكرد ما به توسعه و تعميق شناخت مان از رويدادهاى گذشته است. "
دكتر رأفت غنيمى در تعريفى كه از فلسفه تاريخ ارائه مى دهد، مى گويد: " تاريخ، بررسى تحول بشرى در تمامى ابعاد سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فكرى و روانى است و فرقى نمى كند كه مظاهر و رويكردهاى اين تحول چه باشد."
اشاره غنيمى به رويكرها و مظاهر تاريخ نشان از آن دارد كه نه تنها در باره مفهوم و چيستى تاريخ اختلاف نظر وجود دارد بلكه در باره موضوع و قلمرو آن هم اختلاف ديده مى شود. موضوع هر علم چيزى است كه در آن از عوارض ذاتى آن علم بحث مى‌شود و مفهوم صورتى از شى‌ء است كه در ذهن حاضر مى‌شود. با اين نگرش بررسى تحولات گوناگونى كه در حيات و انديشه آدمى رخ مى‌دهد، موضوع علم تاريخ است و مفهوم تاريخ صورت كلى از مجموع خصايص و صفات أن تحولات است.
اگر انسان محور اصلى تاريخ باشد، بى‌گمان شناخت قوا ، حواس و ادراكات انسانى و جلوه‌هاى بيرونى آن يعنى زندگى ، سياست علوم ، آداب ، فنون و تحولات آن ، همه موضوع تاريخ براى همين انسان مى‌تواند باشد.
پس تاريخ يكى از شيوه‌هاى احاطه يافتن بر كل انسانيت است و هرچه متعلق به زمان است از احوال ، اعمال و انديشه‌ها نيز موضوع تاريخ است. از طرفى تاريخ مكتوب ، توصيف همين تحولات و احوال از طريق ثبت و نگارش آنها است. اما تاريخ مكتوب ، كل تاريخ نيست بلكه آن بخشى از احوال و انديشه‌هايى است كه به ضبط آمده است. از أنجا كه احوال و انديشه‌هايى‌كه موضوع تاريخ است همه در اطراف انسان مى گردد، چنين مى‌نمايد كه آنچه در دنيا رخ مى‌دهد و تاريخ مى‌گردد بى‌شباهت به يكديگر نباشد و اين نشانگر قانونمندى در تاريخ است و از نظريه قانونمندى فايده تاريخ بيرون كشيده مى‌شود كه يكى از بنيادهاى فلسفه تاريخ از ديدگاه مورخان اسلامى است.
بر همين اساس، به تعريف رأفت الغنيمى از دانش تاريخ باز مى گرديم كه آن را شاخه اى از معرفت بشرى با هدف جمع آورى اطلاعات از گذشته و درج و تفسير آن مى داند . فليسين شاله نيز تاريخ را مطالعه گذشته جامعه هاى انسانى دانسته و مى‌نويسد: "بر خلاف تمام علوم كه در باره مطالب كلى است تاريخ از حوادث خصوصى اتفاقى بحث مى كند و گذشته اى را كه نمى تواند موضوع علوم تجربى قرار گيرد، بررسى مى نمايد." لذا مى بينيم كه سقراط علم تاريخ را در معنى شناخت، اما ارسطو آن را در معنى گردآورى اسناد و مدارك به كار مى برد. از همين رو، يكى از دغدغه هاى العروى در تأليف "مفهوم تاريخ" موضوع تفاوت رويداد و روايت و همچنين اهميت نقش سند و روايت در تاريخ است.
العروى در بخش پايانى كتاب خود تاريخ و جوامع را متكثر مى داند و با اشاره به اين ويژگى يادآور مى شود كه تاريخ در مفهوم وحدت مى يابد اما با اين احوال مفهوم واحد در جوامع مختلف داراى يك نقش واحد نيست. زيرا به دليل تفاوت هاى‌موجود در جوامع و نيز تفاوت نقش تاريخ و مورخ در جوامع مختلف، تفكيك مفهوم تاريخ از مفهوم طبيعت و همچنين تفكيك اقدامات مورخ از اقدامات جهان طبيعى ممكن نيست. به عبارت ديگر، سطح دانش، موضوعيت و تصور حقيقت در هر جامعه اى واحد است و از آن رو كه دانش تاريخ به معناى تحقيق در شواهد است و اين بيانگر گونه اى از محيط طبيعى است، پس چاره اى از آن نيست كه دانش گذشته و دانش كنونى يكى شده و اولى تحت تأثير دومى قرار گيرد يا بالعكس.
به هرحال، در ميان تعاريف موجود از علم تاريخ هر چقدر از نظر زمانى از تعريف قدما به تعريف متاخران نزديك‌تر مى‌شويم، بر نقش انسان و به تبع آن عقل انسانى تاكيد بيشترى شده است. اين در حالى است كه در تعريف قدما بيشترين تاكيدها بر مقوله زمان بوده است. اين روند باعث ايجاد تحولى بنيادين در حوزه علم تاريخ شده كه تاكيد بر تاريخ تحليلى در مقابل تاريخ روايى است. يعنى به همان گونه كه قدما بر تاريخ روايى پاى مى‌فشردند، در مقابل متاخران چند قرنى است كه بر تاريخ تحليلى تاكيد مى‌ورزند. ابوريحان بيرونى به اصرار و تكرار مى‌گفت كه تاريخ "وقتى باشد اندر زمانه سخت مشهور كه اندرو چيزى بوده است." هم چنين كافيجى آورده است كه "تاريخ مدت زمان معينى است بين حدوث امرى آشكار و اوقات حوادث ديگر." يا شمس الدين سخاوى مى نويسد: "اصطلاح تاريخ به فنى دلالت دارد كه در آن از وقايع زمان، به منظور تعيين هنگام [ ويژگى و جاى آن واقعه ها ] سخن مى‌رود. در واقع، تاريخ به آنچه در عالم بود (و هست) مربوط است."
بنابراين، آنچه در تعريف قدما مورد تاكيد قرار گرفته، تاكيد بر يك "زمان نسبى" در مقابل "زمان مطلق" است. در حالى كه در تعريف متاخران- كه بيشتر بعد از تحولات رنسانس در مغرب زمين ظهور يافت- علم تاريخ يعنى "انديشه مورخ" و تاريخ يعنى "تاريخ معاصر"- آن گونه كه كالينگوود و بندتو كروچه مى‌گفتند. از ديدگاه امثال كالينگوود انسان در تاريخ، پژواك صداى خود را مى‌شنود. اين دسته نقش مورخ را در علم تاريخ بسيار برجسته و فربه ديده و به نوعى وى را خالق تاريخ معرفى‌مى كنند. البته در اين ميان نظريه پردازانى مانند ديلتاى هم هستند كه سعى مى‌كنند حكم حد واسط را بين زمان گراها و عقل گراها داشته باشند. يعنى هم بر پديده زمان و هم بر پديده عقل در تعريف علم تاريخ تاكيد مى‌كنند.
به هر حال هر چه از دوره مدرن به طرف حال پيش مى‌آييم، نقش مورخ در علم تاريخ برجسته‌تر مى‌شود. تا آنجا كه در مباحث انديشمندان پست مدرن، تاريخ همانند رمان چيزى فراتر از ادراكات مورخان نيست. در تفكر پسامدرن، بر چندگانگى واقعيت و حقيقت تأكيد مى شود و از اين طريق، وجه محلى يا بومى بر وجه جهانى پيشى مى گيرد. براساس همين ديدگاه است كه در پايان قرن بيستم، انسان به سوگ كلان روايت هايى مى نشيند كه تا پيش از اين، جهان شمول و عينى به شمار مى رفتند و به جاى آن، تولد بى شمار خردروايت هايى را جشن مى گيرد كه از ذهن انسان هايى متفاوت با فرهنگ ها و انديشه هاى ديگرگون سرچشمه مى يابد. از اين رو است كه در پسامدرنيسم، پيش از آنكه بر همسانى جهانى و عينيت علمى تأكيد شود، بر تضادهاى قومى و فرهنگى و ذهنيت فردى انگشت گذاشته مى شود. در اينجاست كه بحث "تاريخ فرهنگى " مطرح مى شود؛ اما "تاريخ فرهنگى چيست؟"

"تاريخ فرهنگى چيست؟"
اين عنوان كتابى است مستقل از پيتر برك كه اخيراً به كوشش پژوهشكده تاريخ اسلام منتشر شده، به خوبى به آن پرداخته شده است.
پيتر برك در بخشى از كتاب "تاريخ فرهنگى چيست؟" به اين تبيين مى پردازد كه از قرن ١٨ ميلادى روابط نزديكى بين مورخان و نظريه‌پردازان اجتماعى وجود داشت؛ ولى در قرن ١٩ به تدريج اين دو از هم فاصله گرفتند. به تدريج نظريه‌پردازان اجتماعى كوشيدند تا مطالعه‌ى گذشته را با وضع موجود يك فرهنگ خاص تركيب كنند و به تعبير پيتر برك، گذشته را طرد كردند؛ ولى هيچ‌گاه به طور كامل تماس با يكديگر را قطع نكردند.
آنچه در گذشته در كانون مطالعه مورخان بود، يعنى تاريخ از بالا يا تاريخ نظامى و سياسى، در حاشيه قرار گرفت و نوعى‌چرخش نظرى در بين مورخان و نوعى چرخش تاريخى در بين نظريه‌پردازان اجتماعى روى داد كه براساس آن فرهنگ نقش تعيين كننده‌اى يافت.
اين اثر تاريخ فرهنگى را به چهار مرحله كلاسيك، تاريخ اجتماعى هنر، كشف تاريخ فرهنگ عامه‌پسند و تاريخ فرهنگى‌جديد تقسيم‌بندى مى‌كند. مورخان فرهنگى سعى در مطالعه آثار كلاسيك و متون اصلى يا شاهكارهاى هنر و ادبيات، فلسفه، علم و... داشته و كوشش مى‌كردند دريابند اين تاريخ فرهنگى جديد كه به اختصار جنبش NCH خوانده مى‌شود، معطوف به روش‌هاى هرمنوتيك در تاريخ است و تأكيد بسيار نيز بر قدرت متن دارد. بر اين مبنا، هيچ روايتى از گذشته بازتاب مطلق يا بازنماى واقعى آنچه بوده، نخواهد بود. بين آثار هنرى و روح زمانه چه نسبت‌هايى برقرار بوده است و يا تاريخ فرهنگى متأثر از كدام سنت‌هاى ملى فرهنگى است. مى‌توان گفت تاريخ فرهنگى نوعى شيوه تحليل يا رويكرد خاص به جامعه معاصر و تاريخِ توجه به اجزاى فرهنگ است.
به طور كلى ويژگى‌هاى تاريخ فرهنگى اينگونه است كه فرهنگ در تاريخ فرهنگى متغيرى مستقل است كه توأما به مفهوم فرهنگ والا يا فرهنگ نخبگان و فرهنگ مردم عامه مى‌پردازد كه براساس اين رويكرد، فرهنگ، گسترش يافته و فرهنگِ روزمرهِ مردم و فرهنگِ عامه‌پسند را نيز در بر مى‌گيرد و در آن حوادث از پيش برنامه‌ريزى نشده تاريخ نيز اهميت يافته‌اند. ديگر ويژگى آن توجه به عواطف و احساسات و تجارب جدى است.
بدين ترتيب كتاب "تاريخ فرهنگى چيست" تلاش مى‌كند تا دو رويكرد به ظاهر متضاد اما مكمل را تركيب كند، رويكردى‌درونى كه به حل مشكلات و مسائل پى در پى در درونِ‌رشته مى‌پردازد و رويكردى بيرونى كه ناظر بر موضوعِ فعاليت مورخان در زمان معاصر است.
پى نوشت:
- بهزاد قادرى سهى، سيده آناهيت كزازى، خوانشى پست مدرن از مفهوم تاريخ در دو نمايشنامة آركاديا اثر تام استاپارد و مرگ يزدگرد اثر بهرام بيضايى، ادبيات تطبيقى، سال سوم، شمارة ١١ ؛ صص ١٨٦-١٦٧
- سايت مركز دائره المعارف بزرگ اسلامى(مركزپژوهشهاى ايرانى واسلامى
- سايت رشد (شبكه ملى مدارس)
- حسن حضرتى، تاملاتى در چند مفهوم بنيادين دانش تاريخ، وبلاگ شخصى
- مبلغى آبادانى، تاريخ اديان و مذاهب جهان، نسخه الكترونيكى، مركز تعليمات اسلامى واشنگتن


خبر و نظر
فرزانه محسنى فرد
آثار جديد آيت‌الله جوادى آملى در نمايشگاه قرآن
ناشر تخصصى‌آثار آيت‌الله جوادى آملى ٦ اثر جديد از ترجمه‌هاى ايشان را به سه زبان عربى، اردو و انگليسى در نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللى قرآن كريم به علاقه‌مندان عرضه كرد.
از آثار ترجمه شده به "تسنيم" تفسير قرآن كريم، "اسلام و محيط زيست" به زبان عربى، "حيات عارفانه حضرت على (ع)، "عصاره خلقت" و "وحى و نبوت" به زبان اردو و "حيات عارفانه امام على (ع)" و "كرامت در قرآن" به زبان انگليسى مى‌توان اشاره كرد.
همچنين نرم‌افزار "تنديس عصمت" درباره زندگى فاطمه زهرا(س) شامل سخنرانى‌هاى آيت‌الله جوادى آملى با موضوع توسل، اهميت و آثار تسبيحات حضرت زهرا (س)، فرازهايى از خطبه حضرت زهرا (س)، لزوم انديشه‌هاى ناب و انگيزه الهى‌و استقامت در غرفه مؤسسه اسراء در نمايشگاه قرآن در مصلا عرضه مى شود. نمايشگاه بين‌المللى قرآن كريم تا ٥ شهريور ماه در مصلى تهران بر پا بود.

فلسفه علم فقه
فلسفه علم فقه هم توسط حجت‌الاسلام سعيد ضيائى‌فر تدوين شد.
با وجود آن كه آثار و مكتوباتى در زمينه "فلسفه علم رياضى، "فلسفه علم حقوق" و ... تاليف شده‌اند، اما درباره علم فقه اين نگاه يا رشته علمى جديد به شكل مدون وجود ندارد.
قرار است پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، كتاب "فلسفه علم فقه" را تا اواخر سال جارى به چاپ رساند.

مقالاتى درباره الهيات غيبت
كتاب "حديث حاضر و غايب، مقالاتى درباره الهيات غيبت" نوشته آرش نراقى كه از سوى انتشارات نگاه معاصر منتشر شده، مربوط به الهيات توحيدى بر مبناى فرض خدايى متشخص است. خداى متشخص، خداى عالم، قادر و خير است و بالاتر از آن، با آدميان سخن مى‌گويد و از راه زبان با آنان رابطه‌اى بيناشخصى برقرار مى‌كند. اين تلقى از امر الوهى از حيث سلوكى، پيامدهاى مهمى دارد. از جمله آن كه شوق تجربه مستقيم و شخصى آن امر الوهى را در سالك طريق برمى‌انگيزد.
"ايمان در عصر اختفاى الهى" ، "اختفاى خداوند، شب تاريك روح"، "خانه گلين، خانه دلى"، "احساس گناه و گناه" جزو مقالات اين كتاب در حوزه الهيات توحيدى وجودى‌اند.

شوراى دموكراتيك‌تر با افزايش اختيارات
نويسنده كتاب "موانع فقهى و حقوقى شورا" از انتشارات خرسندى، قوانين مربوط به تعيين حدود اختيارات شوراها را محدود دانست و گفت: اين كتاب ضمن تحليل قوانين اين حوزه، پيشنهادهايى را ارايه مى‌كند كه بر اساس آنها، حدود اختيارات شوراها گسترده‌تر مى‌شوند.
سيدبهرام پناهنده تاكيد كرد: شورا نهادى دموكراتيك و مردمى است و بهتر است تمامى امور يك شهر از سوى اين نهاد اداره شود تا از اين طريق، اداره شهر به دست مردم و قشرهاى ضعيف‌تر جامعه انجام شود.

ده سالگى يك كتاب، يك شيكاگو
پروژه "يك كتاب، يك شيكاگو" كه از سوى كتابخانه عمومى اين كلان شهر آمريكايى برگزار مى شود، براى تشويق ساكنان اين شهر به خواندن يك كتاب در يك زمان، از ١٠ سال پيش تاكنون برگزار مى شود.
در اين برنامه در يك سال، دو بار كتاب برگزيده براى همه مردم شيكاگو انتخاب و معرفى مى شود. همزمان با هر دوره برنامه هاى بحث و بررسى كتاب در ٥٠ كتابخانه محلى و نيز برنامه هاى عمومى براى به اشتراك گذاشتن تجربه اين كتابخوانى‌برگزار مى شود.
در مرحله بعد ٣٠ اثر برتر به انتخاب مردم در مركز كتابخانه واشنگتن در ماه اكتبر (مهر) به نمايش گذاشته مى شود و سرانجام برنده جايزه بزرگ منتخب مردم معرفى مى شود. طرح برنده در بيلبوردهاى شهرى به عنوان بخشى از تلاش عمومى‌براى كتابخوانى در شيكاگو عرضه مى شود.
كتابى كه براى پاييز امسال در نظر گرفته شده، بيست و يكمين كتابى است كه در اين برنامه انتخاب مى شود. اين كتاب رمان كلاسيك "ماجراهاى آگى مارش" نوشته سال بلو است كه براى يازدهمين سال اجراى پروژه "يك كتاب، يك شيكاگو" انتخاب شده است.

ادبيات كودك در جهان عرب
دكتر"صباح آيساوى" نخستين زن عربستانى كه موفق به اخذ درجه دكترى در رشته ادبيات كودك شده مى گويد: بإ؛ّّع‌ة وجودى‌كه نوشتن براى كودكان و نشر آثار ادبى كودك در جهان عرب با فاصله زمانى زيادى از كشورهاى غربى آغاز شد و اين روند در عربستان سعودى حتى از ساير كشورهاى عربى هم كندتر بود ولى به سرعت توانست رشد كند طورى كه اكنون ارزش كتاب هاى اين حوزه با كشورهاى توسعه يافته برابرى مى‌كند.
با اين حال دكتر"صباح آيساوى" كه در زمينه ادبيات كودك پژوهش مى‌كند، به دليل نبودن اين رشته در دانشگاه، نمى تواند آن را تدريس كند و زبان انگليسى تدريس مى كند.

كاهش اعتماد آمريكايى‌ها به رهبران مذهبى
مارك چيوز در كتاب "دين آمريكايى: تمايلات معاصر" كه به تازگى به بازار آمده، نوشته است كه مردم آمريكا در حال از دست دادن اعتماد به رهبران مذهبى‌شان هستند و الگوى اين كاهش اعتماد در سطح حكومت، آموزش، بانكدارى و ساير روندهاى زندگى، مشابه است. به گفته چيوز، هرچند برداشت رايج اين است كه آمريكايى‌ها بيشتر به سمت دين گرايش پيدا كرده‌اند، ولى اطلاعات موجود خلاف اين موضوع را نشان مى‌دهد.
تحقيقات اين استاد دانشگاه نشان مى‌دهد كه بين سال هاى ١٩٧٣ تا ٢٠٠٨، درصد افرادى كه به رهبران مذهبى اعتماد زيادى داشته‌اند، از ٣٥ درصد به كمتر از ٢٥ درصد رسيده است.


تجليل گوگل از بورخس
گوگل روز دوم شهريورماه به مناسبت صدودوازدهمين سال تولد خورخه لوييس بورخس، نويسنده و شاعر سرشناس آرژانتينى لوگوى خود را به او اختصاص داد.
بورخس بيش از هر چيز براى سرودن اشعار و نوشتن داستان هاى كوتاهش شهرت دارد اما با وجود اين كه سال ها نامزد دريافت جايزه نوبل بود، هيچ گاه موفق به دريافت اين جايزه نشد. با اين حال او موفقيت‌هاى ديگرى به‌دست آورد، كه نشان افتخار فرانسه در سال ١٩٨٣، جايزه "سروانتس" و جايزه ويژه "ادگار آلن پو" از سوى انجمن نويسندگان آثار پليسى آمريكا از جمله آن‌هاست. يكى از مهم ترين آثار بورخس كتاب "الف و داستان هاى ديگر" است كه به فارسى ترجمه شده است.
او اعتقاد داشت آدم هميشه درباره مشكلاتش مى نويسد و به همين دليل همه داستان‌هايش را به نوعى بيوگرافى‌خودنوشت مى داند.

آلمانى‌ها و مطالعه نقش فلسفه اسلامى
كتاب "درباره نقش فلسفه اسلامى" به قلم "مراد ويلفريد هوفمان" در آلمان منتشر شد. اين كتاب برخى از مسايل مهم فلسفى جهان اسلام را به مخاطبان آلمانى ارايه مى‌كند.
اين كتاب با عنوان آلمانى از سوى "انتشارات كتابخانه اسلامى" به زبان آلمانى، در ٤٤ صفحه و بهاى ٤ يورو منتشر شده است.


نت گشت
تربتى در آغوش خاك
حسين ضيائى تربتى، مترجم، مصحح، پژوهشگر، فيلسوف، اسلام شناس، ايران شناس، شارح، محقق، مدرس، رياضى دان و نويسنده ايرانى به سال ١٣٢٣ چشم به جهان گشود و در شهريور ١٣٩٠ در شصت و هفت سالگى در لس آنجلس ديده از جهان فروبست.
حسين ضيايى به سال ١٩٦٧ در رشته رياضى و فيزيك از دانشگاه ييل دانش آموخته شد، به عضويت موسسه شرق شناسى‌آلمان در بيروت درآمد و سرانجام دكتراى خود را به سال ١٩٧٦ از دانشگاه هاروارد گرفت.
پس از اين به تدريس در دانشگاه هاى تهران، شريف، هاروارد، براوت، هيدلبرگ و كالج اوبرلين روى آورد.
آن گاه به سال ١٩٨٨ استاد مطالعات اسلام شناسى و ايران شناسى در دانشگاه يو سى ال اى شد و مدير مركز مطالعات ايرانى دانشگاه يو سى ال اى را برعهده گرفت. او نخستين ايرانى دارنده كرسى جهانگير و اِلِنور آموزگار بود. وى به سال ???? به عنوان رييس انجمن بين المللى تاريخ شناسان علوم انتخاب شد. مراسم بزرگداشت دكترضيايى شنبه پنجم شهريور ماه با حضور گسترده ايرانيان در لس آنجلس برگزار شد.
از پروفسور ضيائى كتاب ها و مقالات گوناگونى در زمينه فلسفه اسلامى، به ويژه فلسفه اشراق و شهاب الدين سهروردى‌منتشر شده است.
از آثار او است:
فلسفه رياضيات.
معرفت و اشراق در انديشه سهروردى (به زبان انگليسى)، كه به دست سيما نوربخش به فارسى ترجمه شد، ويراستار: حسين سيد عرب، تهران: فرزان روز، ٢٣٢ص، وزيرى، ١٣٨٤، ج ١. مطالب با طرح اين بحث آغاز مى شود كه حكمت اشراق سهروردى تنها منحصر به كتاب حكمه الاشراق نيست. نگارنده تصريح مى كند كه در آثار او چهار نوشته اصلى و مهم هست كه يك مجموعه را تشكيل مى دهد و حكمت او در اين مجموعه انديشيده شده و گسترش يافته است. بر اين پايه، نويسنده كوشيده است تا اثبات كند كه حكمت اشراق با نقد تعريف در حكمت مشاء آغاز مى شود و از اين رهگذر، سهروردى آن را در بستر نظريه گسترده ترى كه بر خودشناسى و خودآگاهى به مثابه اساس علم تاكيد مى كند تغيير و بسط داده است. موضوعاتى كه در كتاب مطرح شده بدين قرار است: حكمت اشراق، مقام منطق در حكمت اشراق، نظريه اشراقى، تعريف روش صورى، معرفت و اشراق و جهان شناسى.
انواريه: ترجمه و شرح حكمه الاشراق سهروردى، تاليف احمد بن الهروى، متن انتقادى و مقدمه حسين ضيائى و به اهتمام آستيم، ١٣٥٨، تهران: اميركبير، بيست و نه + ٢٦١ ص، مركز ايرانى مطالعه فرهنگها: مجموعه مطالعات اسلامى، ش ٣ / چاپ دوم ١٣٦٣.
شرح حكمه الاشراق سهروردى، نوشته شمس الدين محمد شهرزورى، تصحيح و تحقيق و مقدمه حسين ضيائى تربتى، ١٣٧٢، تهران: موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى (پژوهشگاه)، ٦٤٦ص / چاپ دوم تابستان ١٣٨٠، تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.
پرتونامه سهروردى به انگليسى (بوك آو ردينس ...)، تهران، ١٣٨٠.
فيلاسفى آو ايلومينيشن ...، تهران، ١٣٨٠.
"طلوع فلسفه اشراق"، روزنامه رسالت، ٨ شهريور ١٣٨٥، ص ١٨.
................................................................................

ميراث ليبى و دلواپسى هاى طرابلس
ميراث فرهنگى كشورهاى ناآرام همواره در خطر تاراج است. ناآرامى ها شرايطى را به وجود مى آورد كه شمارى از آن براى غارت موزه ها و آثار تاريخى سود مى جويند.
گرسنگى و فقر كه با ناامنى جمع شود باعث مى آيد كه حتى بخش هايى از آثار تاريخى و باستانى نيز به غارت رود و به فروش برسد، پنجره ها، كاشى ها و سنگ ها در اين زمان ها ممكن است كنده شوند و به فروش برسند تا شكم ها را سير نگاه دارند.
نخستين چيزهايى كه در عراق به غارت رفت، آثار بى مانند موزه آن كشور بود. اكنون نيز ليبى در معرض سرقت آثار هنرى‌و خروج اشياى نفيس و عتيقه قرار دارد.
خانم ايرينا بوكووا، رييس يونسكو، نهاد آموزشى، علمى و فرهنگى سازمان ملل متحد، در بيانيه اى به دلالان بين المللى‌آثار هنرى و موزه ها هشدار داده است كه ممكن است بعضى از آثار هنرى يا تاريخى كه با آن سر و كار پيدا مى كنند، در دوران جنگ از ليبى به غارت رفته باشند.
به ويژه در شرايط فعلى بايد نسبت به اين موضوع بسيار محتاطانه رفتار شود. خانم بوكووا از مردم ليبى خواست كه از ميراث فرهنگى ارزشمندشان مراقبت كنند.
تجربه به ما نشان داده است كه در دوران ناآرامى اجتماعى، احتمال دست زدن به اقدامات ويرانگرايانه، تبديل به خطرى‌جدى مى شود. ما آموخته ايم كه با دقت بيشترى مراقب افراد بى پروايى باشيم كه غالبا با رفتار خود موجب آسيب رساندن به آثار تاريخى و بناهاى تاريخى مى شوند.
رئيس يونسكو با كشورهاى همسايه ليبى هم تماس گرفته و در مورد اهميت مبارزه با قاچاق و صادرات غيرقانونى آثار تاريخى تاكيد كرده است. يونسكو آماده هرگونه كمك براى ارزيابى ميزان خسارت هاى وارد شده به آثار تاريخى ليبى است و برنامه هايى هم براى محافظت از آنها در دست تهيه دارد كه به محض امكان پذير بودن، آن ها را اجرا خواهد كرد.
ليبى پنج محل تاريخى دارد كه در فهرست ميراث جهانى يونسكو قرار دارد ازجمله قورينه كه يكى از شهرهاى مهم يونان باستان بوده است.

منبع:
سايت ميراث يار از نوشته هاى محمد رضا زادهوش