پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - اسرائيل و راهبرد تقابل با سياستهاى هستهاى ايران - زراعی هدک معصومه

اسرائيل و راهبرد تقابل با سياست‌هاى هسته‌اى ايران
زراعی هدک معصومه

چكيده:
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، روابط ايران و اسرائيل دچار تحولى عميق شد و دوست ديروز تبديل به بزرگ‌ترين دشمن اسرائيل در سطح منطقه و جهان گرديد. از طرفى، مسئله اشغال فلسطين توسط اسرائيل و آوارگان فلسطينى و از سوى ديگرانديشه صدور انقلاب اسلامى مبتنى بر ايدئولوژى اسلامى و هم‌چنين تحقق انديشه نيل تا فرات بر مبناى ايدئولوژى صهيونيسم از سوى ديگر، تقابل جدى را در روابط دو طرف ايجاد نمود و اين تقابل خود را در عرصه‌هاى مختلفى عيان ساخت.
روابط ايران با اسرائيل در پيش از انقلاب ، مانع از ايجاد حساسيت در قبال برنامه‌هاى نظامى ايران بود، اما پس از انقلاب اسلامى، موضوع افزايش قدرت نظامى ايران به مسئله‌اى مهم براى دولت‌مردان اسرائيل تبديل گشت، لذا مقابله با قدرت نظامى ايران و محدود نمودن آن در دستور كار سياست‌مداران اسرائيلى قرار گرفت.
در اين راستا تلاش ايران جهت دستيابى به تكنولوژى هسته‌اى و استفاده صلح آميز از آن، براى اسرائيل غيرقابل توجيه بود. براين اساس، اين رژيم با اتخاذ سياست‌هاى مختلف در سال‌هاى اخير ، تلاش عمده‌اى را جهت مقابله با دستيابى ايران به تكنولوژى هسته‌اى نموده است، كه از آن جمله مى‌توان به بزرگ‌نمايى خطر اتمى ايران براى منطقه و جهان، تبليغات رسانه‌اى گسترده به همراه رايزنى‌هاى سياسى گسترده مقامات اين رژيم جهت متقاعد نمودن ساير كشورها، به خصوص آمريكا براى مقابله با ايران اشاره كرد.
اين مقاله بر آن است تا به سؤال زير پاسخ دهد :
١- راهبرد دولت اسرائيل پس از پيروزى انقلاب اسلامى چگونه بوده است ؟
٢- ايران و اسرائيل در عرصه جنگ پست مدرن چه تهديدى را براى يكديگر ايجاد كرده اند ؟

مقدمه:
روابط ايران و رژيم صهيونيستى از بدو تاسيس تاكنون، داراى فراز و نشيب‌هايى بوده است كه به طور كلى مى‌توان آن را به دو مقطع تقسيم كرد: يكى، دوران ارتباط نزديك و در حقيقت، اتحاد استراتژيك را در بر مى‌گيرد كه دوره زمانى‌آن به رژيم پهلوى بر مى‌گردد و دوم، دوران فراز و نشيب و تقابل است كه مربوط به دوره زمانى بعد از انقلاب اسلامى است و هم‌چنان نيز ادامه دارد، كه مهم‌ترين نمونه اين تقابل را مى‌توان در سنگ اندازى‌هاى اين رژيم در راه فناورى هسته‌اى ايران و ترس از نفوذ جمهورى اسلامى در منطقه مشاهده كرد(١).
تحليل‌گران سياسى و نظامى رژيم صهيونيستى معتقدند كه هرگونه موفقيت جمهورى اسلامى ايران در بومى كردن دانش هسته‌اى، مى‌تواند به الگويى براى كشورهاى عربى و اسلامى منطقه تبديل شده و يهوديان اسرائيل را آسيب پذيرسازد، به خصوص پس از روى كارآمدن دولت جديد در ايران و تكيه بر نوعى ديپلماسى فعال در سياست خارجى‌خود و نيز اظهارات رياست جمهورى در مورد انتقال رژيم صهيونيستى به مكانى در اروپا و ترديد در مورد واقعه هولوكاست، بر نگرانى اين رژيم در مورد فعاليت‌هاى صلح آميز هسته‌اى ايران افزوده است.

روابط ايران و اسرائيل در دوران رژيم پهلوى
پس از تقسيم فلسطين به دو بخش يهودى و عربى در سال ١٣٢٧، در ايران نيز تغييرات شگرفى در حال تكوين بود و شاه قصد داشت تا بر دامنه قدرت خود در مقابل مجلس بيافزايد، كه در همين زمان در ايران به علت تيراندازى به محمد رضاشاه پهلوى در ١٥ بهمن ١٣٢٧، كه به برقرارى حكومت نظامى و تقويت دربار منجر شد، بخشى از جناح‌هاى دولتى به تاييد رژيم صهيونيستى اظهار تمايل كردند و اين زمانى بود كه ايران با مشكلات عديده‌اى از لحاظ اقتصادى و سياسى روبرو بود و اسرائيل به علت نفوذ فوق العاده لابى صهيونيستى در آمريكا، داراى‌جايگاه و اعتبار خاصى در نزد سياست‌مداران آمريكا بود و نزديكى بيشتر به اسرائيل نزديكى بيشتر به آمريكا را ميسر مى‌ساخت.(٢)
شايد بتوان دلايل نزديكى ايران و اسرائيل به دو متحد استراتژيك در منطقه را به دلايل مختلفى ربط داد، اما مى‌توان دلايلى چند را كه نقش برجسته ترى در اين راه داشتند، به شكل زير اشاره كرد:
- خروج رژيم صهيونيستى از انزواى سياسى در منطقه و هم‌پيمانى با دو رژيم غرب؛
- ترس از كمونيسم و شوروى سابق؛
- در محاصره قرار دادن كشورهاى عربى توسط كشورهاى غير عربى؛ مانند ايران و تركيه؛
- كنترل جريان آزاد انرژى از طريق خليج فارس و منافع سرشار اقتصادى كه بيشتر به نفع اسرائيل بود.(٣)
در خصوص شكل برقرارى روابط بين دو كشور، موضوع به دوران نخست وزيرى ساعد بر دولت ايران باز مى‌گردد(٤). در آن مقطع زمانى دولت ساعد دو سال پس از تشكيل رژيم صهيونيستى؛ يعنى در حدود٦ مارس ١٩٥٠ اسرائيل را به صورت دو فاكتور به رسميت شناخت:
مناسبات دو كشور در دو عرصه امنيتى و اقتصادى حائز اهميت بود. در عرصه امنيتى، هر دو كشور مى‌توانستند با ايجاد نوعى اتحاد، دشمنان مشتركشان؛ يعنى عرب‌ها و شوروى را از ايجاد تهديد جدى باز دارند.(٥) ازنظر اقتصادى‌نيز روابط دو كشور مهم بود. ايران، منبع اصلى صادرات نفت به اسرائيل بود، به گونه‌اى كه در دو جنگ ١٩٦٧ و١٩٧٣، ايران عمده ترين تامين كننده نفت اسرائيل به شمار مى‌رفت.ايران پهلوى بيش از ٩٠% از احتياجات نفتى اسرائيل را تامين مى‌كرد و در مقابل اسرائيل نيز كالاهاى صنعتى و تسليحات به ايران صادر مى‌كرد. ايران هم‌چنين در طرح‌هاى كشاورزى و صنعتى خويش از اسرائيل استفاده مى‌كرد.(٦)

ايران و اسرائيل بعد از پيروزى انقلاب اسلامى
پس از انقلاب اسلامى، روابط ايران و رژيم صهيونيستى بلافاصله قطع شد و سفارت سابق اين رژيم در اختيار فلسطينى‌ها (سازمان آزاديبخش فلسطين) قرار گرفت. بديهى بود كه انقلاب اسلامى كه يكى از آرمان‌هاى اصلى‌اش حمايت از مسلمانان جهان بود، مسئله فلسطين را در صدر هدف‌هاى خود قرار دهد. سياست خارجى منطقه‌اى ايران در اين زمان بر مخالفت‌هاى شعارى جدى عليه اسرائيل مبتنى بود. البته پيش از شروع جنگ تحميلى، رابطه با سازمان آزاديبخش فلسطين ودشمنى با اسرائيل، در يك مسير قرار داشت، اما پس از حمايت سازمان از عراق و عرب‌گرايى آن، مخالفت با اسرائيل همراه با حمايت از آرمان فلسطينى‌ها، با تنش در روابط ايران و ساف، همراه شد.(٧)
در اين هنگام، سمت گيرى سياست خارجى ايران و اسرائيل كاملا دگرگون شد. به نظر مى‌رسد در سال هاى‌ابتدايى تشكيل جمهورى اسلامى ايران، رژيم صهيونيستى تمايلى به قطع رابطه با ايران نداشت. تعطيلى سفارت اسرائيل در تهران و باز پس گيرى سفارت ايالات متحده در اولين اقدام براى اشغال آن در ١٣فوريه ١٩٧٩ (٢٥ بهمن ١٣٥٨) موجب شد تا اسرائيل احساس كند كه بازنده اصلى انقلاب در ايران است و خطر انزواى اين كشور در منطقه خاورميانه افزايش يافته است.
برخى بر اين باورند كه اسرائيل در اين زمان سياست دو جانبه‌اى اتخاذ كرد: يعنى از يك سو به دنبال برقرارى‌ارتباط مخفيانه با ايران بود، كه برخى از نويسندگان مدعى شده اند كه اسرائيل نه تنها به روابط مخفيانه خود با ايران ادامه داد، بلكه به اين كشور سلاح نيز مى‌فروخت."هيرش گودمن" مدعى است، كه اسرائيل سه بار در سال‌هاى ١٩٧٩ - ١٩٨٠، ١٩٨٢ و ١٩٨٦-١٩٨٥ با جمهورى اسلامى قصد معامله مخفيانه سلاح داشته است(٨). شايد مهم‌ترين دغدغه آنها در اين زمان، حضور نزديك به ٨٠ هزار يهودى در ايران بود(٩). و از سوى ديگر، عوامل ديگرى؛ هم‌چون تصور دوام نياوردن و از بين رفتن جمهورى اسلامى، تلاش براى ايجاد كودتاى طرف‌دار غرب در ايران، برقرارى رابطه با نيروهاى ملى و محافظه كار، جلوگيرى از لغزش ايران به دامان شوروى و آزادسازى آمريكايى‌هاى اسير در لبنان نيز مهم بودند.

ايران و اسرائيل در عرصه جنگ پست مدرن
در خصوص تقابل ايران و اسرائيل در عرصه جنگ پست مدرن، وجوه مختلفى قابل تبيين و بررسى است، كه برخى از آنها عبارتند از: تهديداتى كه اسرائيل از ناحيه ايران احساس مى‌نمايد؛ نظير تهديد اتمى ايران، حمايت ايران از گروه‌هاى جهادى، الگو شدن ايران به عنوان يك كشور اسلامى در مقابل كشورها و گروه‌هاى مهاجم و در مقابل اسرائيل و... هم‌چنين تهديداتى كه اسرائيل براى ايران دارد عبارتند از: ترغيب آمريكا وساير كشورهاى قدرتمند در سرنگونى حكومت ايران؛ چه از راه حمله نظامى و چه از طريق پى‌گيرى فشار از درون؛ حمله نظامى به مراكز هسته‌اى ايران و جلوگيرى از دستيابى ايران به دانش و تكنولوژى‌هاى نوين و استراتژيك.(١٠)
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، اسرائيل دريافت كه بايستى با انقلاب ايران مقابله جدى نمايد و اين امر را درهمراهى با سلطنت طلبان و ساير گروهاى برانداز و كودتاچيان بروز داد. ايران نيز مخالفت خود با موجوديت اسرائيل را در كمك‌هاى مادى و معنوى كه به مخالفان اسرائيل مى‌نمود، نشان داد.(١١) ديدگاه اسرائيل مبتنى بر ضرورت مقابله همه جانبه با ايران ناشى از احساس خطر بسيار شديدى است كه اين كشور از ايران دارد١٢.
بنابراين، در بيان تهديدات متصور از سوى اسرائيل عليه ايران مى‌توان آن را در سه سطح مورد بررسى قرار داد :
الف) سطح سياسى: بيشترين اقدامات اسرائيل شامل اين سطح مى‌باشد؛ چرا كه از هزينه‌هاى كمترى نسبت به ساير سطوح برخوردار است. دستاويز اسرائيل براى متهم كردن ايران در اين سطح، موضوع تروريسم و بزرگ‌نمايى خطر نظامى ايران براى منطقه وجهان مى‌باشد. اين حادثه از يازده سپتامبر سال ٢٠٠١ به اين طرف از شدت گسترده‌اى برخوردار شده است.به همين منظور اين رژيم از ابزارهاى مختلفى جهت مقابله با ايران در اين سطح بهره مى‌گيرد، كه در زير به برخى از آنها اشاره مى‌شود:
١. استفاده از رسانه‌ها و مطبوعات جهان براى بزرگ نمايى خطر ايران
٢. رايزنى سياسى جهت متقاعد نمودن ساير كشورها براى تجديد نظردر روابط با ايران. به طور مثال در اين زمينه مى‌توان به در خواست مقامات تل آويو از دولت آرژانتين جهت تعطيلى سفارت ايران در اين كشور اشاره داشت؛(١٣)
٣. استفاده از ظرفيت نهادها، مجامع بين المللى براى تحت فشار قرار دادن ايران؛ نظير اتحاديه اروپا، شوراى امنيت و آژانس بين المللى انرژى اتمى.
ب) سطح اقتصادى: ازآنجا كه قسمت عمده اقتصاد جهان در دست يهوديان قرار دارد، يا به گونه‌اى از آن متاثر است، لذا ابزار اقتصادى يكى ديگر از روش‌هاى مدنطر دولت‌مردان اسرائيلى جهت مقابله با ايران مى‌باشد. اقدامات اين سطح را نيز مى‌توان در موارد زير بيان داشت:
١. تلاش براى برقرارى تحريم‌هاى بين المللى عليه ايران؛
٢. ايجاد مانع در پرداخت اعتبارات و وام‌هاى بين المللى به ايران؛
٣. تلاش جهت ايجاد اخلال در روابط اقتصادى ايران با ساير كشورها.
ج) سطح نظامى: مى‌توان گفت كه سطح نظامى آخرين راه حل مورد نظر مقامات تل آويو براى مقابله با ايران باشد. به عبارتى، در صورتى اقدام نظامى در اولويت كارى قرار خواهد گرفت كه راه حل‌هاى اشاره شده سياسى و اقتصادى‌با ناكامى رو برو شوند. در بررسى اين سطح بايد گفت كه اين رژيم مجموعه اقداماتى را طراحى كرده كه حمله نظامى آخرين حلقه اين مجموعه را تشكيل مى‌دهد. اين اقدامات را مى‌توان به شرح زير عنوان داشت:
١. ترور فيزيكى: هدف اسرائيل در اين بعد، حذف متخصصين و كارشناسان نظامى زبده مى‌باشد كه در امر صنايع موشكى و دفاعى ايران نقش به سزايى دارند. در واقع اين اقدام با هدف متوقف ساختن توان‌مندى‌هاى نظامى ايران صورت مى‌پذيرد.(١٤)
٢. تلاش جهت فشار به كشورهايى كه با ايران همكارى نظامى دارند. در اين زمينه مى‌توان به فشارهاى اسرائيل به روسيه با هدف قطع همكارى‌هاى هسته‌اى اشاره كرد.
٣.با توجه به هزينه‌هاى بالاى حمله نظامى، ترغيب آمريكا براى حمله به تاسيسات اتمى ايران.
در مجموع مى‌توان گفت كه اسرائيل تهديد ايران را هم از نوع نرم افزارى و هم سخت افزارى برآورد نموده و بهترين و كارامد ترين روش براى مهار اين تهديد را سرنگونى ايران مى‌بيند، كه آن را در بعد سخت افزارى به واسطه تهاجم نظامى مشترك با آمريكا و در بعد نرم افزارى از نوع براندازى مخملى پى‌گيرى مى‌نمايد.(١٥)

لابى يهوديان آمريكا، به عنوان كارگزار تحريم ايران
در سياست خارجى آمريكا، متغيرهاى متفاوتى نقش آفرينند و سعى دارند تا با وارد ساختن ورودى‌هاى مطلوب خود به فرايند سياست خارجى اين كشور، خروجى‌هاى مطلوب خود را تحصيل نمايند، كه يكى از اين متغيرهاى مهم، گروهاى ذى نفوذ يا لابى‌هايى هستند كه فعالانه سعى مى‌كنندتا بر فرايند سياست خارجى آمريكا اعمال نفوذ كنند. و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، با تمام قوا سعى كرده‌اند تا بر تصميمات آمريكا درباره ايران اعمال نفوذ كرده و منافع يهوديان واسرائيل را تامين نمايند. لابى يهوديان آمريكا در ابتداى دهه ١٩٩٠، ايده تحريم ايران را تبديل به استراتژى تحريم ايران نموده و تلاش كردند كه تحربم ايران را تبديل به اولويت سياست خارجى آمريكا كند، لذا براى آن‌كه ايده تحريم لابى يهوديان آمريكا تبديل به استراتژى تحريم گردد، درچارچوب نهادها، سياست‌ها و منافع لابى يهوديان، محقق گرديد. سپس لابى يهوديان آمريكا براى تحقق استراتژى تحريم ايران با به كارگيرى رهيافت دسترسى به قدرت و رهيافت فن سالارانه سعى در اعمال نفوذ برقوه مجريه آمريكا و به گروه‌هاى ذى نفع، اجازه يافتند تا اين كميته‌ها را براى جمع آورى منابع مالى و پرداخت آن به گروها، تاسيس كنند.(١٦)
سه لابى قدرتمند رژيم صهيونيستى در آمريكا ، براى تحت فشار قرار دادن پرونده هسته‌اى ايران عبارتند است از:
كميته امور عمومى آمريكا و اسرائيل موسوم به آيپك
"آيپك" به عنوان قديمى ترين و كاراترين لابى يهوديان آمريكا در ابتداى دهه ٩٠ در برنامه‌هاى آتى خود، توجه ويژه‌اى نسبت به ايران معطوف مى‌داشت. در اولين اولويت برنامه‌هاى كارى آيپك به طور مستقيم به نام ايران اشاره شده بود. هم‌چنين به عنوان برنامه اول "آيپك"، اولين و مهم‌ترين هدف، جلوگيرى از دستيابى ايران به سلاح‌هاى اتمى بوده است(١٧). در حال حاضر اين هدف، هم‌چنان در اولويت دستور كار آيپك قرار دارد.
هم‌چنين در سومين برنامه كارى آينده آيپك كه دفاع از اسرائيل عليه تهديدات آتى است به موشك‌هاى ايران اشاره شده، كه بايد از رشد آن جلوگيرى مى‌شد(١٨).
آيپك براى تصويب لايحه ايران كه توسط داماتو به كنگره ارائه شد، در ٢٩ مارس ١٩٩٥ يك جزوه ٧٦ صفحه‌اى با عنوان " تحريم‌هاى جامع آمريكا عليه ايران: برنامه براى عمل" را منتشر كرد(١٩). اين گزارش بحث مى‌كند كه ايران تهديدى نسبت به همسايگان خود است و در جستجوى گسترش سلاح‌هاى كشتار جمعى است. در تروريسم بين‌المللى دست دارد و با فرايند صلح خاورميانه مخالف است. از اين رو، ايران بايد تحريم گردد.(٢٠)

كنفرانس روساى سازمان‌هاى يهودى
اين كنفرانس در سال ١٩٥٩ توسط "نوهام گلدمان" تاسيس شد و متشكل از ٥٢ سازمان بزرگ يهودى است، كه در كاخ سفيد و قوه مجريه اين كشور فعاليت مى‌كنند و مدير اجرايى آن، "هون لين"، ارتباط نزديكى با جرج بوش دارد. مقرّ اين سازمان در نيويورك است.

لابى مسيحيان صهيونيست
اين گروه معتقدند كه مسيح، پس از بازگشت همه يهوديان به سرزمين مقدس، درآنجا ظهور خواهدكرد، به همين دليل در انتخابات رياست جمهورى ، به كانديدايى راى مى‌دهند كه خادم دولت عبرى و انديشه صهيونيزم باشد.
نفوذ در مراكز اطلاعاتى و پژوهشى؛ رژيم صهيونيستى با نفوذ در موسسات پژوهشى تلاش مى‌كند تا به عنوان مشاور، اطلاعات مربوط به ايران را به رژيم صهيونيستى منتقل كند.
مختل كردن نظام تصميم گيرى، ميان بازيگران تاثير گذار ديپلماسى هسته‌اى ايران.

نتيجه گيرى:
دانش هسته‌اى بومى، نقش مهمى در توسعه پايدار كشور دارد كه در نهايت، ايران به قدرتى منطقه‌اى تبديل خواهد شد و به دليل وجود سه عامل پتانسيل بالاى اسلامى- انقلابى و توانمندى بالاى داخلى در هر دو حوزه سخت افزارى و نرم افزارى، اين نگرانى را براى رژيم صهيونيستى به وجود آورده است‌كه معادلات نظامى و امنيتى‌منطقه، در آينده‌اى نزديك تغيير يابد و نظام جديد منطقه‌اى با محوريت جمهورى اسلامى ايران به وجود آيد، لذا اسرائيل به تنهايى قادر به مهار برنامه‌هاى صلح آميز هسته‌اى ايران نيست. به هر حال، دستيابى ايران به تكنولوژى‌هسته‌اى توازن قوا را در منطقه برهم زده و اسرائيل را از قدرت هسته‌اى يكه و تنها در منطقه خاورميانه، كه عاملى براى ادامه سياست‌هاى تجاوز كارانه‌اش محسوب مى‌شود، خارج خواهد ساخت.
به هر روى، روابط ايران و رژيم صهيونيستى در حال حاضر بسيار خصمانه است و ايران اعلام كرده كه اين رژيم را به رسميت نمى‌شناسد و تا زمانى كه تمام آوارگان فلسطينى به موطن خويش باز نگردند و با راى خود حكومتى انتخاب نكنند، مساله فلسطين حل نخواهد شد.

فهرست منابع:
١. اميرى، پيمان(١٣٨٦)،" روابط ايران و رژيم صهيونيستى"، فراز و فرود، برگرفته از
http :/ /aspx .٥ -alikarkhane.blogfa.com/post
٢. امين، حسن، (١٣٨٣)"روابط ايران و اسرائيل"، نشريه حافظ ش٢، ص ٦٩ - ٧٣.
٣. همان
٤. هوشنگ مهدوى، عبد الرضا، سياست خارجى ايران در دوران پهلوى ١٣٠٠-١٣٥٧، نشر پيكان، تهران: ١٣٧٧، ص ١٥٤ - ١٥٦.
٥. همان
٦.ازغندى، عليرضا،(١٣٨٦)" روابط خارجى ايران"، تهران، قومس، ص٣١٨؛ رحمانى، شمس الدين،(١٣٦٩)" جنايت جهانى"، تهران، پيام نور، ص ٥٨ - ٦١.
٧. احتشامى ، انوشيروان،(١٣٧٨)" سياست خارجى ايران در دوران سازندگى"، ترجمه متقى و پوستين چى، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٧٨، ص ٦٥ - ٨٢.
٨. ترابيان، صفاء الدين،(١٣٧٧)" سراب يك ژنرال"، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، ص١١٩ - ١٨٢.
٩. ازغندى، عليرضا،(١٣٨٦)" روابط خارجى ايران"، تهران، قومس،، صص٣١٨؛ رحمانى، شمس الدين،(١٣٦٩)" جنايت جهانى"، تهران: پيام نور، ص ٥٨ - ٦١.
١٠. احتشامى ، انوشيروان،(١٣٧٨)" سياست خارجى ايران در دوران سازندگى"، ترجمه متقى و پوستين چى، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٧٨، ص٦٥ - ٨٢.
١١. Aaron kileman ، Israel,s global Reach:Arm as Diplomacy ( Tel Aviv ١٩٩٠ ,University of New York )
Henry Paolacci .١٢ ، Iran ، Israel ، and the United States ( New York : griffon House ، ١٩٩١) ٢٠-٢١ and ٣٢-٣٣ .pp
١٣.موساد،نشريه لوپوئن، شماره ى ١٣٥١، ٨ اوت ١٩٩٨، به نقل از ترجمان سياسى، سال سوم شماره ١٤٧، بخش سياسى، ص٢٧
١٤. خبر گذارى، پنجم ارديبهشت ١٣٨٠.
١٥ .آريايى، مسعود،(١٣٨١)" برسى نظام فكرى- تبليغاتى رهبران اسرائيل نسبت به ايران"، فصلنامه مطالعات خاورميانه، انتشارات مركزى پژوهش‌هاى علمى و مطالعات استراتژيك خاورميانه، سال نهم، شماره چهارم، صص ١٢٠- ١٢٥.
١٦. يدعوت آحرنوت (١٨/٨/٢٠٠٣)
١٧.خبرگزارى جمهورى اسلامى( ٢٦/٤/١٣٨٠)
١٨ . سنيه، افرايم،" اسرائيل پس از سال٢٠٠ "، ترجمه جادرى، عبد الكريم، انتشارات دوره ى عالى جنگ دانشكده فرماندهى و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، تهران: بى تا، ص ١٠٤
Orlando .١٩: ) ,Dictionwy The American Political,Jack . Plano ، Greenberg Rinehart and Winston Milton ، ٢٠٠٢ ,inc )،٩٠ .p
www.aipac.org .٢٠ / documents