پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - فقه كودك - طارمی محمدحسین

فقه كودك
طارمی محمدحسین

مقدمه
كودكان ضعيف‌ترين اقشار هر جامعه‌اند و عشق به كودك، در عقلانيت و عاطفه فردى و اجتماعى بشر ريشه دارد. با اين حال، در دنياى معاصر، شرايطى فراهم آمده كه در آن بسيارى كودكان در اقصى نقاط عالم، از آسايش، امنيت و آنچه حق طبيعى و انسانى براى رشد و بالندگى ناميده مى‌شود، محروم‌اند و اين ضعيف‌ترين قشر، به مظلوم‌ترين افراد نيز تبديل شده‌اند. در چنين شرايطى، كنوانسيون‌هاى بين‌المللى حقوق كودك كه قدمت برخى آنها به بيش از نُه دهه مى‌رسد، با درك اين بحران‌هاى اجتماعى و براى حمايت از حقوق اوليه و اساسى كودكان كه از موجوديت انسانى و اقتضائات سِنى آنان ناشى مى‌شود، در سطوح عالى تصويب و اغلب پذيرفته شده‌اند. بندهايى از اعلاميه جهانى حقوق بشر، قرارداد ژنو سال ١٩٢٤ درباره حقوق كودك، قرارداد رعايت حقوق كودكان ١٩٥٩، ماده ٢٣ و ٢٤ پيمان بين‌المللى حقوق سياسى و شهروندى، ماده ٤٠ پيمان جهانى براى حقوق اجتماعى، سياسى و فرهنگى، و نيز پيمان حقوق كودك مصوب ١٩٨٩ اين كنوانسيون‌هايى هستند كه بر حمايت ويژه حقوقى از كودكان، پيش و پس از تولد، و در دوران رشد تاكيد دارد.
توجه دوباره بشر به حقوق اين قشر از جوامع بشرى، در اثر بيدارى وجدان جهانى، نسبت به حقوقى است كه اديان الهى پيش از اين بدان توجه و تاكيد داشته‌اند. پيمان‌هاى جهانى حقوق كودك نيز به نوعى متاثر از اديان الهى است. دين مبين اسلام نيز به عنوان كامل‌ترين دين الهى، از نخست بر لزوم رعايت حقوق كودكان تاكيد داشته و دارد. از اين رو قرآن كريم نخست در آياتى متعدد بر رعايت حقوق كودكان، به ويژه كودكان بى‌سرپرست و يتيم، توصيه و تاكيد فرمود. فقه كه دستاورد زحمات بى‌دريغ فقيهانى يا به تعبير ديگر، حقوقدانان اسلامى است؛ به پيروى از قرآن و سنت معصومان(ع)، همواره بر اهميت توجه به كودكان تاكيد داشته و روابط حقوقى ايشان را در خانواده و جامعه ترسيم و تدوين كرده‌اند. اين نوشته، با رويكرد فقهى به حقوق كودك، در صدد پژوهش در ابواب مختلف فقهى، در پى بازخوانى متمركز حقوق كودك است.

گفتار اول:حقوق كودك در خانواده
زندگى در محيط خانواده نخستين گروهى است كه كودك با ايشان در تعامل است. كودك در خانواده، از حقوقى برخوردار است كه توجه بدان را شارع مقدس تأكيد كرده است. برخى از اين حقوق، حقوق مالى و برخى‌حقوق عاطفى و برخى حقوق تربيتى است. بديهى است كه محروم ساختن عمدى كودك از حقوقى كه به موجب شرع و قانون به كودك داده شده، مى‌تواند از عوامل تحقق كودك آزارى باشد.

الف. حقوق مالى كودك
١.نفقه
نفقه، از حقوق مالى كودك بر خانواده است. از اين رو، فقيهان ولى كودك را به پرداخت مخارج كودك موظف مى‌دانند؛ اولياى كودك نخست پدر اوست و سپس پدر بزرگ او و سپس ساير اجداد او در صورت وجود و توانايى مالى. در غير اين صورت مادر و سپس پدر او و سپس مادر او و سپس پدران او در صورت وجود و توانايى مالى، مسئوليت تامين مخارج كودك را در خانواده دارند.(١) از دلايل اين نظر فقيهان، مى توان به روايت غياث عن أبى عبد اللّه عليه السّلام اشاره كرد كه مى‌فرمايد:"اتى أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه بيتيم قال: خذوا بنفقته أقرب الناس منه من العشيرة ممّن يأكل ميراثه"؛(٢) حضرت امير (ع) در اين روايت دستور دادند كه مخارج زندگى كودك را خويشانى كه از او ارث مى‌برند، با رعايت ترتيب قرابت اخذ كنند.

٢.ارث
ارث، حق مالى ديگرى است كه كودك در خانواده دارد. از اين‌رو در صورت فوت، يكى از اعضاى خانواده، بر اساس قانون ارث مبتنى بر شرع اسلام، از اعضاى خانواده ارث خواهد برد.(٣) تاكيد بر اين حق، در شرع مقدس اسلام، تا جايى‌است كه حتى جنين، به شرط زنده متولد شدن، از متوفى ارث مى‌برد.

٣. سرپرستى از كودك
يكى از وظايف والدين و سرپرست قانونى كودكان، حضانت كودك است. صاحب جواهر در توضيح حضانت مى‌گويد:" أما الحضانة بالفتح و الكسر فهى كما فى القواعد و المسالك ولاية و سلطنة على تربية الطفل و ما يتعلق بها من مصلحة حفظه و جعله فى سريره و كحله و تنظيفه و غسل خرقه و ثيابه و نحو ذلك"(٤) چنان‌كه در كتب قواعد و مسالك آمده است، حضانت به معناى ولايت و سلطنت بر تربيت كودك و آنچه با اين سلطنت ارتباط دارد، از قبيل رعايت مصالح در حفظ كودك، رسيدگى به خورد و خواب او، و رعايت مسائل نظافتى و بهداشتى، او مانند حمام بردن او و تميز نگهداشتن او و شستن لباس او و امورى از اين قبيل.
شهيد ثانى در شرح لمعه نيز حضانت را به همين مضمون تفسير كرده است.(٥) بنابراين كسى كه حضانت كودك را بر عهده دارد، اعم از پدر و مادر و... ، موظف است به وضعيت جسمى و روانى او رسيدگى متعارف و متناسب با شرايط كودك كند تفسيرى كه فقيهان از حضانت ارائه كرده‌اند، تفسيرى است كه شامل مصاديق مختلفى از حقوق كودك مى‌گردد.
فقيهان به اتفاق، حضانت را حقى براى سرپرست كودك اعم از پدر و مادر مى دانند. سپس اين بحث را مطرح كرده اند كه آيا حضانت بر كسى كه حضانت طفل را دارد، واجب است يا خير؟ به تعبير ديگر، آيا حضانت افزون بر حق بودن، تكليف نيز هست ياخير؟
شهيد ثانى در پاسخ مى‌گويد: " نقل عن بعض الأصحاب وجوبها و هو حسن حيث يستلزم تركها تضييع الولد إلى أن حضانته حينئذ تجب كفاية كغيره من المضطرين، و فى اختصاص الوجوب بذى الحق نظر. و ليس فى الأخبار ما يدل على غير ثبوت أصل الاستحقاق"؛ ايشان فتوا به وجوب حضانت را تحسين كرده، موجب جلوگيرى از تضييع حقوق كودك مى‌داند. البته در ادامه، اين وجوب را از نوع وجوب كفايى دانسته كه با عهده دار شدن يكى از كسانى كه حق حضانت را دارند، وجوب آن از عهده ديگران ساقط مى‌شود. صاحب جواهر نيز با نظر شهيد ثانى و ديگر فقيهان موافقت كرده وجوب كفايى را پذيرفته است. ايشان در ادامه، بر خلاف شهيد ثانى، اجبار پدر را در صورت عهده دار نشدن مادر در پذيرش حضانت، لازم دانسته است،(٦) بنابراين رعايت وظايف حضانت واجب و ترك آن ترك واجب بوده و هر ترك واجبى، مستحق تعزير است.

ب. حقوق عاطفى
١. حق ملاقات با والدين در صورت جدايى ايشان
يكى از حقوق عاطفى كودك، وجود شرايط لازم براى بهره مندى از عواطف والدين است. در صورت جدايى و متاركه والدين، حضانت كودك بر عهده يكى از والدين، طبق حكم دادگاه قرار خواهد گرفت. در اين ميان، هر چند والدين كودك به دلايلى از يك‌ديگر جدا شده‌اند؛ اما نبايد كودك را از نعمت وجود پدر يا مادر در دوران كودكى كه به عواطف ايشان نياز مبرم دارد، محروم ساخت، از اين رو، كودك حق دارد، به راحتى با كسى كه تحت حضانت او نيست، اعم از پدر يا مادر، ملاقات داشته باشد.
دين مبين اسلام، با توجه ويژه به اين نياز كودك، به خصوص در دوران خردسالى، حق ملاقات را از طرفى، يكى از حقوق والدين و از طرف ديگر، يكى از حقوق كودك مى‌داند.
صاحب جواهر در توضيح اين حق مى‌فرمايد: "نعم ينبغى أن لا يمنع الولد من زيارتها و الاجتماع معها كما لا تمنع هى من زيارته و الاجتماع معه، لما فى ذلك من قطع الرحم و المضارة بها، فان كان ذكرا ترك يذهب إلى أمه، و إن كانت أنثى أتتها هى زائره مع فرض الضرر عليها بخروجها و إلا مضت هى إليها، و المراد عدم منع المواصلة بينهما مع فرض عدم التضرر على الطفل بها، و خصوصا فى حال مرضه أو مرضها أو موت كل منهما، كما هو واضح"؛ سزاوار نيست كه كودك از ملاقات و همراهى مادر منع گردد. هم‌چنانكه مادر نبايد از ملاقات و همراهى با فرزند محروم باشد، زيرا لازمه اين ممنوعيت، قطع رحم و رفت و آمد خويشاوندى واجب است، و اين امر بر طرفين ضرر عاطفى وارد خواهد ساخت. اين ملاقات در مواقع خاصى چون بيمارى فرزند يا يكى از والدين يا فوت ايشان، اهميت خاصى خواهد يافت.
روايات باب وجوب و اهميت صله رحم، در اين بحث برجستگى خاصى خواهد داشت و اين حق كودك را تاييد و تاكيد مى‌كنند. از جمله روايت جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ از امام صادق (ع) است كه بر وجوب صله رحم دلالت دارد: "قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ- "وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً" قَالَ فَقَالَ هِيَ أَرْحَامُ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِصِلَتِهَا وَ عَظَّمَهَا أَ لَا تَرَى أَنَّهُ جَعَلَهَا مِنْه".(٧) در اين روايت امام(ع)، از سوال از ارحام و خويشان، به دليل امر او به صله رحم سخن به ميان آورده است. مواخذه و سوال در جايى است كه امرى واجب باشد و چنان‌كه در آيه وحديث آمده است صله رحم از امور مربوط به خدا است و از امورى است كه به موجب امر خدا واجب است. از اين‌رو در روايت صَفْوَانَ عَنِ الْجَهْمِ بْنِ حُمَيْدٍ از امام صادق (ع) تاكيد شده است كه هيچ چيزى موجب جواز قطع رحم نيست. در اين روايت آمده است: "قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع تَكُونُ لِيَ الْقَرَابَةُ عَلَى غَيْرِ أَمْرِى أَ لَهُمْ عَلَيَّ حَقٌّ قَالَ نَعَمْ حَقُّ الرَّحِمِ لَا يَقْطَعُهُ شَيْ‌ءٌ وَ إِذَا كَانُوا عَلَى أَمْرِكَ كَانَ لَهُمْ حَقَّانِ حَقُّ الرَّحِمِ وَ حَقُّ الْإِسْلَام"؛(٨) بنابراين ضمن اينكه تفاوت مذهب و دين موجب جواز قطع رحم نيست ، بلكه متاركه و جدايى والدين كودك نيز نمى‌تواند، مجوزى براى ممنوع ساختن كودك از ملاقات و رفت و آمد با والدين باشد.

٢. عدم تبعيض بين كودكان توسط والدين
رفع تبعيض و اجراى عدالت از اهداف دين مبين اسلام است. قرآن كريم در آيه ٨ سوره مائده، عدالت ورزى را موجب نزديكى به تقوا مى داند. آيه ١٣ سوره حجرات نيز در اين راستا بشريت را خطاب قرار داده و تقوا را معيار برترى معرفى كرده و بر هدف رفع تبعيض در مكتب اسلام تاكيد كرده و مى‌فرمايد: "يا ايها الناس انّا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا، انّ اكرمكم عند الله اتقاكم".
رعايت عدالت و فقدان تبعيض از حقوقى است كه خدا بر همه انسان‌ها قرار داده است كه يكى كسانى كه آشكارا در مسير اين هدف قرار دارد، كودكان هستند. سيره عملى اهل بيت(ع)، مصاديق بسيارى از توجه خاص پيشوايان دين به فقدان تبعيض ميان كودكان در جامعه و خانواده را در بر دارد. جست‌وجو در احكام مالى اسلام، مانند نفقه، ارث، ديات و... نشان مى‌دهد كه از ديد شارع مقدس، تفاوتى ميان كودكان در احكام مالى نيست؛ چرا كه ميان فقير غنى در ميزان ارث تفاوتى نيست يا در ميزان نفقه ميان كودكان تفاوتى نيست؛ تفاوت در منزلت اجتماعى، تاثيرى در ميزان ديه ندارد و حتى ميان كودك و بزرگسال نيز در ديه و ارث تفاوتى نيست. اميرمؤمنان(ع) در راستاى اجراى عدالت و رفع تبعيض، همه كودكان يتيم كوفه را تحت حمايت مالى و عاطفى قرار مى‌داد. يكى از نمونه‌هاى آن رسيدگى حضرت به خانواده يتيمى است كه از بازماندگان يكى از شهدا بودند. حضرت شخصا بدان خانواده كمك مالى كرده، آن‌گاه كه مادر ايتام مشغول نان پختن شد، شروع به نگهدارى و بازى با كودكان يتيم كرده و خرما بر دهان آنها گذارده مى‌فرمود: "يا بنى ! اجعل على بن ابى‌طالب فى حل"؛ فرزندم! عل را حلال كنيد (اگر در حق شما كوتاهى كرده است).(٩)
رهبر عالى قدر اسلام، حضرت محمد (ص) خود به كودكان سلام مى‌كرد و به آنها احترام مى‌كرد و از اين كه در مورد ايشان رعايت مساوات نشود، به سختى ناراحت مى‌شد. روزى شخصى در حضور پيامبر، يكى از فرزندان خود را بوسيد، و ديگرى را نبوسيد، حضرت ناراحت شده، فرمودند: "فهلا ساويت بينهما"(١٠) چرا ميان آنها به مساوات رفتار نكردى؟

٣.محبت و تامين نيازهاى عاطفى كودك توسط سرپرست قانونى طفل
امروزه تحقيقات متعدد روانشناسان نيز تاييد كرده است كه يكى از اساسى ترين نياز كودك، نيازهاى عاطفى است؛ چه بسيار مجرمينى كه بر اساس آسيب هاى ناشى از كمبودهاى عاطفه به سوى جرم سوق داده شده اند. دين مبين اسلام نيز پيش از همه، بر لزوم تامين نياز هاى كودك تاكيد داشته و دارد. در سيره عملى پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع)، مصاديق بسيارى وجود دارد كه نشان از شدت توجه ايشان به حقوق عاطفى كودكان دارد. روايات بسيارى در منابع روايى وجود دارند كه بر اهميت تامين اين نيازها پاى فشرده‌اند. رسول گرامى اسلام(ص)، به مهربانى و محبت به كودكان دستور داده مى‌فرمايند: "أَحِبُّوا الصِّبْيَانَ وَ ارْحَمُوهُمْ".(١١) در روايت ديگرى امام صادق(ع) مى‌فرمايد:"إِنَّ اللَّهَ لَيَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ"؛(١٢) خداوند به واسطه محبت مهربانى بسيار انسان به فرزندش، به او مهربانى مى‌كند. پيامبر اكرم (ص) بوسيدن كودك از سوى والدين را موجب جلب پاداش الهى دانسته و شاد كردن او را موجب شاد كردن والدين توسط خداوند در روز قيامت معرفى مى‌فرمايد: "مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ".(١٣) تامين نيازهاى عاطفى كودك، چنان مورد توجه شارع مقدس است كه تاكيد مى‌كند كه والدين نبايد نسبت به كودك بد قولى كنند، تا مبادا بر اثر اين امر، كودك به لحاظ عاطفى سرخورده شود. در روايت آمده است: " عَنْ كُلَيْبٍ الصَّيْدَاوِيِّ قَالَ قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ ع إِذَا وَعَدْتُمُ الصِّبْيَانَ فَفُوا لَهُمْ فَإِنَّهُمْ يَرَوْنَ أَنَّكُمُ الَّذِينَ تَرْزُقُونَهُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَ يَغْضَبُ لِشَيْ‌ءٍ كَغَضَبِهِ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ"؛(١٤) آنگاه كه به كودك وعده‌اى داديد، بدان وفا كنيد، چرا كه آنها گمان مى‌كنند كه شما والدين، آنها را روزى مى‌دهيد. به يقين خداى عز و جل نسبت به هيچ چيز، به اندازه‌اى كه به خاطر كودكان و زنان خشمگين مى‌شود، خشمگين نمى‌گردد. در حقيقت براساس اين روايت، عدم رعايت حقوق عاطفى كودكان از امورى است كه موجب خشم خداوند شده و عذاب الهى را در پى دارد؛ به ويژه كه اگر كودك بر اثر اين امر آسيب روانى ببيند، كودك آزارى روانى محقق خواهد شد.

٤. رعايت حقوق هويتى كودك
حقوق هويتى كودك در خانواده، عبارت است از داشتن نام مناسب و انتساب رسمى كودك به پدر و مادر، از طريق نام خانوادگى و اوراق هويتى رسمى. اسلام، زندگى كودك از دوران پيش از تولد، توجه كرده، كودك را مستحق داشتن نام مناسب حتى پيش از تولد دانسته است. در روايتى در اين مورد آمده است:" فرزندان خود را پيش از تولد نامگذارى كنيد و اگر نمى دانيد كه طفل، پسر است يا دختر، نامى برايش انتخاب كنيد كه هم براى پسر مناسب باشد، هم براى دختر، زيرا بچه‌اى كه سقط شده است، هنگامى كه به روز رستاخيز شما را ملاقات مى‌كند، به پدر خود مى‌گويد: "چرا مرا نامگذارى نكردى، حال آن كه پيامبر خدا فرزند فاطمه را پيش از تولد، "محسن" نامگذارى كرد؟"(١٥)
بديهى است كه نامگذارى كودك حتى پيش از تولد نيز بر نحوه رابطه ميان والدين و كودك تاثير گذار است و از اين جهت، حتى پيش از تولد نيز والدين به نامگذارى كودك توصيه شده‌اند؛ از سوى ديگر، تاثير نام در روح و روان كودك چه در دوران كودكى وچه در بزرگسالى، امرى است كه امروزه توسط تحقيقات روانشناسى نيز تاييد مى‌كند. منايع روايى در موارد بسيارى يكى از وظايف والدين نسبت به كودك را انتخاب نام خوب بر كودك معرفى كرده‌اند. در روايتى از رسول خدا (ص) درپاسخ به سوال از وظايف والدين نسبت به كودك آمده است: "تُحَسِّنُ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ ضَعْهُ مَوْضِعاً حَسَنا". در روايت ديگرى آمده است:" نخستين كار نيكى كه انسان درباره فرزند خود مى‌كند، اين است كه نام نيكو بر او نهد. وظيفه شماست كه نام نيكو بر فرزند خود بگذاريد".(١٦)
يكى ديگر ازحقوق فرزندان بر والدين، اثبات نسب ايشان توسط والدين و پذيرش انتساب آنها به خود است. از اين‌رو در روايتى پيامبر اكرم (ص) در نكوهش نفى نسب مى‌فرمايند:" أَيُّمَا رَجُلٍ نَفَى نَسَبَ وَلَدِهِ وَ هُوَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ احْتَجَبَ اللَّهُ عَنْهُ وَ فَضَحَهُ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْ‌آخِرِين"؛(١٧) هركس انتساب فرزند خويش را به خود نفى كند، خداوند از او دور خواهد شد و او را درميان اولين تا آخرين مخلوقات خود رسوا خواهد كرد. در روايت ديگرى نيز آمده است كه از كسى كه به واسطه لعان، فرزند خود را نفى كرده دورى كنيد كه ملائكه خدا از چنين كسى نفرت دارند.(١٨) ازاين رو يكى‌از وظايف والدين پذيرش كودك خويش و گذاردن نام خانوادگى خود بر ايشان، به اين سبب كه كودك منتسب به ايشان شده و والدين خويش را بشناسد.

نتيجه گيرى
حقوق كودك از بدو تولد مورد توجه خاص شارع مقدس اسلام بوده و روابط حقوقى كودك به اقتضاى نيازهاى او، تنظيم و تدوين شده است. ازاين‌رو در جهت پيشرفت هر چه بيشتر حقوق كودك، توجه به نگاه جامع و دقيق فقه، امرى ضرورى است.

پى‌نوشت‌ها:
١. ر.ك: فاضل لنكرانى، محمد؛ النكاح ( تفصيل الشريعة فى شرح تحرير الوسيله)، نشر دفتر معظم له، ص ٦١٦. نيز ر.ك: نجفى ، محمد حسن، جواهر الكلام، همان، ج ٣١،ص ٣٨٠. نيز، خوانسارى، جامع المدارك، نشر اسماعيليان، ١٤٠٥ ه.ق.، ج ٤، ٤٨٧.
٢. كلينى،الكافى، ج ٤، ص ١٣ و نيز، شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج ٢، ص ٨٩.
٣. ر.ك: امام خمينى (ره)، تحرير الوسيله، همان، كتاب الارث.
٤. نجفى، محمد حسن؛ جواهر الكلام، همان، ج ٣١، ص ٢٨٣.
٥. شهيد ثانى، الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقية، نشر الحديث، ج٥، ص: ٤٥٩.
٦. نجفى،محمد حسن؛ جواهر الكلام، همان، ج ٣١، ص ٢٨٤.
٧. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج ٢، باب صله الرحم، ص ١٥٠، ح ١.
٨. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج ٢، باب صله الرحم، ص ١٥٧، ح ٣٠.
٩. بهشتى، احمد؛ اسلام و حقوق كودك، همان، ص٥٧، نيز مجلسى،محمد باقر؛ بحار الانوار، ج ٩، ص ٣٥٠.
١٠. بهشتى، احمد؛ اسلام و حقوق كودك، همان، ص ٦٣.
١١. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج٦، باب بر الاولاد، ص٤٩، ح ٣.
١٢. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج٦، باب بر الاولاد، ص٥٠، ح ٥.
١٣. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج٦، باب بر الاولاد، ص٤٩، ح١.
١٤. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج٦، باب بر الاولاد، ص٥٠، ح٨.
١٥. شيخ كلينى، الكافى، همان، ج٦، ص ١٨.
١٦. بهشتى،احمد؛ اسلام وحقوق كودك، همان ص ٨٠، نيز شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ماده سما.
١٧. نورى، حسين؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، نشر آل البيت (ع)، بيروت، ١٤٠٧، چ اول، ج١٥، ص: ٤٤٠.
١٨. نورى، حسين؛ مستدرك الوسائل، همان، ص ٤٤٧.