پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - خدايى كه اكنكار مىشناسد - مشهدیان عطاش وهاب

خدايى كه اكنكار مى‌شناسد
مشهدیان عطاش وهاب

هدف اصلى اكنكار، قادر ساختن روح بر ترك كالبد، سفر به دنياى معنوى و رسيدن به هدف غايى آنامى لوك(١) است. انامى لوك، نامى است براى سرزمين بدون نام، يا بهشت حقيقى؛ جايى كه خدا »سوگماد«(٢) در آن بسر مى‌برد.
برترين خدا نزد اكيست‌ها(٣)، سوگماد است؛ زيرا همه تمام سرچشمه هستى و تمام عوالم هستى، از اعلى عليين گرفته تا عالم فيزيكى ، همگى نشانى از سوگماد هستند. و لذا بزرگ‌ترين افتخار ماهانتا، همكارى با سوگماد است.
سفر روح در اكنكار كه مهم ترين مسئله است - وسيله‌اى است براى رسيدن به سوگماد. اكيست‌ها قائل به وجود دوازده طبقه و دوازده خدا هستند، كه سوگماد از تمامى دوازده خدا بالاتر بوده و تمامى خدايان، تحت عنايت و قدرت او داراى قدرت مى‌باشند.
عالَم نزد اكيست‌ها به دوازده بخش تقسيم مى‌شود، كه اگر سوگماد در راس قطب مثبت عالم باشد، كَل نيرانجان(٤) راس قطب منفى عالم است. بنابراين، كَل نيرانجان در قطب منفى عالم بوده و حركات و افعالش در مقابل سوگماد است.
در مكتب اكنكار، عالم پايين و تحتانى(فيزيكى، اثيرى، عِلى)، به معناى يك زندان عظيم است، كه داراى سلول‌هاى بى‌شمارى بوده و زندان‌بان آن، كَل نيرانجان است. البته خانه حقيقى انسان‌ها در جاى ديگرى است، كه همان جهان سوگماد مى‌باشد. پال مى‌گويد: آن خدايى كه همه پيروان اديان ادعا مى‌كنند، خداى متعال است، همان قطب منفى عالم، كه كل نيرانجان است.
نيروى منفى، تحت كنترل كل نيرانجان قرار دارد و او عملا جزئى از سلسله مراتب معنوى خدا مى‌باشد. او در قطب منفى آفرينش، در راس سه جهان مستقر شده و خالق جهان‌هاى مادى و معنوى(٥) است.
به عقيده پال، به همين دليل، گروه بى‌شمارى از ريشى‌ها(٦) معتقد بودند، كه او خالق متعال است و بسيارى از مذهبيون امروزى، هنوز هم او را در مقام بالاترين و مقدس ترين جلوه الهى پذيرفته اند.(دفترچه معنوى/ص١١١)

خداى فريب كار «كل نيرانجان»
اكيست‌ها معتقدند: مادامى كه ما در جهان ماده زندگى مى‌كنيم، بايد با قدرت منفى سرو كار داشته باشيم و بايد در تلاش خود براى آزادى معنوى با »كل نيرانجان« كنار بياييم؛ زيرا وظيفه كل نيرانجان اين است، كه ما را تا هنگامى‌كه مى‌تواند در ارتباط با كارما در اين جهان نگه دارد.
به عقيده آنها، كل نيرانجان وضع كننده اين قوانين است؛ زيرا او خالق جهان مادى و پروردگار هر چيزى است، كه درون آن قرار دارد. او پروردگارى است كه تمامى پيامبران قديم از او در انجيل ياد كرده اند. هم‌چنين او »يهوه« يهودى‌ها، خداى مسيحيان، براهم ودانتيست‌هاست. او عملا خداى تمام اديان است.(اكنكار، كليد جهان‌هاى اسرار/ص٣٣٤)
به تعبيرى، اكيست‌ها همه اديان را به اعضاى بدن انسان (سر، دست، پا و چشم) تشبيه كرده و روح غالب و حاكم بر بدن را، جريان اك مى‌دانند. بنابراين آنها در تضاد با هيچ دينى نيستند، همه را تأييد مى‌كنند، اما مى‌گويند: عالم محدود به همين عالم معرفى شده نيست؛ زيرا تمام اديان، پيامبران و فرستادگان، مربوط به طبقات پايين عالم اند، در صورتى كه عالم، دوازده طبقه يا حلقه دارد و هر كدام و اصلى و لذا پيامبران، همگى از طرف كل نيرانجان آمده اند، كه از پست‌ترين خدايان است.
يا در جاى ديگر دين اسلام را هم اضافه كرده و مى‌گويند: او خدا، پروردگار انجيل، يهوه عبرى‌ها و مسيحيان و الله محمدى‌ها است، او [يهوه] براهم و دانيست‌ها و عملا خداوند همه اديان و مذاهب است. (سرزمين‌هاى دور / ص ٢٠٨)

١. جايگاه كل نيرانجان
جايگاه كل نيرانجان يا جات(٧) نيرانجان، قطب منفى عالم مى‌باشد. كل نيرانجان، خدايى است داراى جا و مكان. با اين‌كه واقعا خدا بوده، ولى داراى مختصات مادى (جا و مكان) مى‌باشد.
گفته مى‌شود: شهر نور منزلگاه جات نيرانجان است و او در قصر مجلّلى درون كوه نور زندگى مى‌كند.(سرزمين‌هاى دور/ ص ٢٦)
اكيست‌ها معتقدند: كل نيرانجان وظيفه خَلق و فرمانروايى قطب منفى عالم را بر عهده دارد. البته خدايان ديگرى در همين عوالم قطب منفى حضور دارند، كه همگى زير دست كَل هستند.
بسيارى از زير دستان ديگر نبز در تحت فرمان او وجود دارند، لكن در ميان همه قدرت‌هاى منفى، او صاحب عظيم‌ترين آن‌هاست. ديگران در سمت نمايندگى و زير دست او قرار دارند. آنها از اوامر او به همان نحوى تبعيت مى‌كنند، كه او از مقامات بالاتر از خود [تبعيّت مى‌كند]. (سرزمين‌هاى دور/ ص ٢٠٥)

٢. توهين به اديان
اكنكار با توهين به همه اديان و توهم خواندن اعتقاد به خداى متعال، سعى در اثبات خداى برتر اكنكار، نسبت به ديگر اديان الهى دارد.
اكيست‌ها مى‌گويند: آن خداى واحدى كه همه اديان الهى قبول داشته و فكر مى‌كنند، كه خداى متعال است، تنها كَل نيرانجان مى‌باشد، كه با حيله و نيرنگ انسان‌ها را به پرستش خويش مشغول داشته است.
گفته شد كه نيرانجان، خداى قطب منفى است، كه شامل چهار عالم تحتانى (فيزيكى، اثيرى، علّى، ذهنى) مى‌باشد، كه البته هر كدام از اين جهان‌ها داراى خدا و پروردگارى خاص بوده و هر كدام به عنوان خداى زير دست كَل نيرانجان انجام وظيفه مى‌كنند. به عنوان مثال، خداى طبقه دوم (اثيرى) كه »بِرَهَم« است، خدايى است بس خودستا، كه تمامى سعى‌اش در اين است كه همه را به پرستش خود وا دارد و در مقابل، اجر ناچيزى به بندگان مى‌دهد. او با استفاده از مايا(٨)، كه قدرت توهم است، پيروانش را تحت كنترل نگه مى‌دارد. استفاده او از ذهن و ديگر كالبدهاى لطيف انسان، آنچنان زيركانه و نامحسوس است كه تقريبا هيچ‌كس به شگردهاى مخفيانه اين خداى جهان دوم و مافوق دنياى خاكى پى نمى‌برد.
واقعا خيلى جالب است، كه با وجود چنين ويژگى‌هايى، نامشان را خدا مى‌گذارند و تاكنون هيچ يك از اديان الهى متوجه نبوده‌اند، كه تحت سيطره چه خداى بدجنسى قرار دارند و بإ؛ روى كار آمدن مكتب اكنكار ماهيت اين چنين خداى بدطينتى براى بندگان روشن گرديد. البته در نوشته‌هاى پال توئيچل، نسبت به اين خداى قطب منفى، تناقض وجود دارد؛ زيرا وى گاهى خداى اديان را خداى قطب منفى مى‌نامد - همانطور كه اشاره شد - و گاهى در جايى، آنها را خداى قطب مثبت و سوگماد ناميده و از قول سوگماد مى‌گويد:
در ميان همه اقوام، نام‌هاى بى شمارى دارم: ذات كيهان، رادها سوامى(٩) وجود تبارك، زارانا آكوانا(١٠) وجود لايتناهى، اهورامزدا يا هرمز، ارباب خرد، پادشاه نور، الله، بودا، و بسيارى نام‌هاى ديگر. (دندان ببر/ص ١٧٨)

٣. آيا كل نيرانجان همان خداى مسلمانان است؟
عجب آن‌كه، پال معتقد است: اين خدا همان پروردگار مسلمانان است؛ خدايى كه هم داراى فرزند است و هم داراى همسر؛ در صورتى كه در آيين اسلام به فرموده خداوند تبارك تعالى، از اولين نكاتى كه به بشر گوشزد مى‌شود و براساس آن خداوند متعال خويش را معرفى مى‌كند: »لم يلد و لم يولد«(١١) است؛ نه مى‌زايد و نه زاده شده است. يا آن‌كه مى‌فرمايد: »قل هو الله احد«(١٢)؛ بگو خدا يكتاست. و صدها آيه ديگر كه نشان از يكتايى خداوند دارد.
حال سؤال اين است كه، چه مى‌شود كه يكباره اين خدا داراى فرزند و همسر شده و گفته مى‌شود، كه اين خداى داراى همسر و فرزند همان خداى مسلمانان است، در صورتى كه همه ما مسلمانان اعتقاد داريم كه خداى ما خداى يكتاست، خدايى كه نه همتا دارد و نه فرزند و همسر. بنابراين، مكتب اكنكار براى اثبات خود، به ديگر اديان الهى، به خصوص اسلام، تهت‌هاى ناروايى مى‌زند؛ زيرا آنها اول فرض را بر اين مى‌گذارند كه جهان‌هاى تحتانى تحت سيطره كَل نيرانجان است و سپس اذعان مى‌كنند كه اين خدا همان خداى مسلمانان با آن صفات كذايى است، و در مقابل، نقطه اوج خداوندى عالم را سو گماد مى‌دانند؛ خدايى كه همه عالم را آفريده و از تمامى خدايان ديگر برتر است.
قبل از توضيح سوگماد، اولين تناقضى كه به ذهن انسان مى‌رسد، وجود قدرت همين جناب سوگماد است؛ زيرا چطور مى‌شود كه سوگماد پر قدرت باشد، ولى حيطه قدرتش بر كل نيرانجان و يا عالم تحتانى ميسور نباشد؟ چطور مى‌شود كه سوگماد آفريننده كليه عوالم باشد، ولى قطب منفى عالم تحت سيطره او نباشد؟ چطور مى‌شود كه خداى قطب منفى ضعيف‌ترين خدا باشد، ولى در جنگ با سوگماد قدرت‌مند باشد و بتواند بندگان سوگماد را سال‌ها تحت سيطره خويش درآورد؟ اين چه خدايى است كه قدرت كمك كردن به بندگانش را ندارد و تنها خود بندگان هستند كه مى‌توانند با سفر روح به خويش كمك كنند و خود را به خداى سوگماد برسانند.

٤. تناقض چند خدايى
از ديگر تناقض‌هاى اين مكتب اين است كه، اكيست‌ها با اين‌كه عالم را داراى چند خدا مى‌دانند، ولى در جاهايى چنين نقل مى‌كنند: توهم نشود كه ما به چند خدا قائل هستيم، نه، بلكه ما تنها به يك خداى سوگماد قائل هستيم و ديگر خدايان را با اين‌كه خدادانيم، اما آنها در ذيل قدرت سوگماد وجود دارند.
جواب: در مطالب قبل اشاره شد كه، كل نيرانجان داراى قدرت جنگ با سوگماد است. يا مثلاً در حال فريفتن بندگان خدا (سوگماد) است. يا آن‌كه سيطره قدرت كل نيرانجان، قطب منفى عالم (فيزيكى، اثيرى، علّى و ذهنى) است، كه قدرت سوگماد در آن راهى ندارد و يا آن كه كل نيرانجان خداى تمام اديان اصولى، حتى اسلام خوانده شد كه داراى پيامبر و فرستاده مى‌باشد.
حال سؤال اين است كه؛ چطور مى‌شود، چنين خداى قدرت‌مندى كه به گفته خودشان سال‌هاست بشر را در جهان‌هاى تحتانى مشغول نگه داشته، همان سوگماد يا جزئى از سوگماد باشد؟
پس اگر كل نيرانجان جزء سوگماد است و تنها وجود، مختص به اوست، در اين صورت، جنگ ميان دو خدا معنايى ندارد و به همين دليل نمى‌شود در مكتب اكنكار قائل به وجود يك خدا شد. بنابراين، بايد گفت كه اكيست‌ها اعتقاد به خدايان متعدد داشته و گفته مى‌شود؛ هر خدا داراى قدرت منحصر به خويش مى‌باشد، ولى پال در جايى ديگر خدايان را تجلى سوگماد دانسته و مى‌گويد:
سوگماد يك نوع تمركز فعاليت را بنا نهاد كه از مركز تمام هستى شروع شده و تا پايان قطب منفى ادامه دارد. هر يك از اين‌ها عملا تجلى اى از خود اوست. (اكنكار كيد جهان‌هاى اسرار/ ص ٣٣١)
اين گفته پال نيز تناقض پيدا مى‌كند با خود سوگماد؛ زيرا چطور مى‌شود، كه آخرين تجلى سوگماد كل نيرانجان باشد، ولى با خود سوگماد در جنگ بوده، مخالف او عمل كند و سوگماد هم نتواند با او ستيزه نمايد، در حالى‌كه كل نيرانجان علم به سوگماد داشته و مى‌داند كه تجلى سوگماد است، اما او را نفى كرده و در فكر گريز از سيطره او مى‌باشد. البته اين نوع تخطى كردن از خدا، در مورد بندگان امكان دارد، چون بندگان ضعف علم دارند و از روى نادانى دست به مخالفت با خدا مى‌زنند، ولى در مورد خدا و خداچه‌ها چنين چيزى امكان ندارد و نمى‌شود فرض كرد كه خود خدا با خدا مخالفت كند، اين امكان ندارد؛ يعنى از منظر عقل ممكن نيست كه كل نيرانجان، هم خدا باشد و هم مخالف با خدا باشد.

خداى خدايان «سوگماد»
پال، سوگماد را چنين تعريف مى‌كند:
بى‌شكل، همه جا حاضر و ناظر، غير بشر، نامتعين و نامحدود، اقيانوس عشق و رحمت، كه تمام زندگى از او جريان مى يابد. تمام راستى‌ها، حقايق، انديشه‌ها، عشق، قدرت و تمام خدايان نواحى عالم، مظهر او هستند. او به هر شكلى‌كه در مراحل مختلف ايجاب كند در مى‌آيد، ولى هيچ‌يك از اين اشكال تماميت او را نشان نمى‌دهند؛ زيرا او هم‌چنان بى شكل و غير مشخص مى‌ماند. او در همه عالم گسترده است؛ جوهر هستى، حيات كُل، خداى متعال، آنچه كه اوست و كليتى كه در اوست.
لذا هيچ نامى‌نمى توان بر او نهاد، مگر نام شاعرانه و عرفانى خدا؛ شكل بى شكل كه متضادى براى او وجود ندارد. هر چه مخالف در عرف باشد، در خود اوست. او دليل بر اين است كه هيچ سفيدى بدون سياهى وجود ندارد و هيچ شكلى جدا از خلأ در تصور نيايد.
او درونى دارد به نام نير گونا(١٣)، كه چنين مى‌گويد: او فاقد چند و چون است و درباره‌اش نمى‌توان چيزى گفت و به چيزى انديشيد.
و تجلى بيرونى دارد بنام ساگونا(١٤)، كه نمى‌توان حقيقت جاويدان را بر او نهاد، آگاهى و نشاط است.(واژه نامه اكنكار / ص ٢٣٣)
در پندار اكيست‌ها، سوگماد آفريننده تمام عالم‌هاست، چه جهان تحتانى و چه فوقانى.
تمامى مراحل براى پرورش روح مهيا شده است، جهان تحتانى با اين‌كه ناقص است، ولى مقدمه اى است، براى صعود روح به سمت سوگماد. و لذا تنها تفاوت بين افرينش تمام شده و ناتمام خدا در اين است، كه خدا؛ (سوگماد)، جهان‌هاى پايان يافته تحتانى را به منظور مهيا كردن مكانى جهت پرورش روح تاسيس كرده است.
پس روح را از اقليم آسمانى به زمين فرستاده، تا پس از تناسخات متعدد، روح در خلال تجربياتش تزكيه شده و در نهايت به بهشت بر گردد.

١. خداى شى‌ء وار
درگذر از اعتقاد اكيست‌ها به وجود خدايان متعدد، نگاهشان به ماهيت همين خدا، (سوگماد)؛ منحصر به فرد است. در كُل تصور آنها از خداوند تبارك و تعالى به دو گونه است: نگاه شى‌ء وار و نگاه شخص وار.
در هر دو نگاه خداوند داراى قدرت است، ولى در نحوه ابراز قدرت متفاوت هستند؛ زيرا يكى قدرت‌مند و فعال است، ولى ديگرى در عين قدرت، اتوماتيك وار عمل مى‌كند. واضح‌تر آن‌كه، در نگاه شى‌ء وار، خداوند داراى قدرت فرض شده است، ولى اين اِبراز قدرت و خداوندى به مانند شى‌ء يا كامپيوترى است كه اتوماتيك وار اِعمال مى‌شود.
در نگاه شخص وار، خداوند تبارك و تعالى داراى قدرت است، ولى نه به مانند يك ماشين كوك شده يا محكوم به عملى مشخص؛ چرا كه اين خداوند در عين آنكه قدرتمند است، داراى احساس نيز هست؛ زيرا عفو مى‌كند، مى‌بخشد، دعاى‌بندگان را مى‌شنود، پاسخ مى‌دهد، رئوف است، داراى شخصيت است، پس قابل خطاب (تو) و (او) است. خداى شى‌ء وار چون ديگر در موردش حب و بغض معنا ندارد، لذا دعا و طلب آمرزش هم معنا ندارد، پس شخصيت هم ندارد، بلكه شيئيت دارد، ديگر قابل خطاب شخص نيست، بلكه خطاب (آن)(١٥) در مورد او صادق است. در مكتب اكنكار، عامدانه و از روى تعقل، خطاب (آن) به خداوند (سوگماد) مى‌شود:
[آن] صفت (سوگماد) حاكم مطلق است به همه، كه قديّسين مى‌بايد با او همراهى كنند تا مأموريت خود را در رابطه با دادن دستور العمل‌هاى لازم به توزاهاى ديگر به روش درست به انجام رسانند. (نسيمى از بهشت/ ص ١٧٣)
تفاوت نگاه به خداوند تبارك و تعالى پيام‌هاى متعددى در بر دارد. در نگاه (شى‌ء وار) ديگر پرستش خداوند معنايى ندارد و پرستش جايى معنا دارد كه خداوند داراى شخصيت فرض شده باشد و خطاب قرار دادن او ثمره اى در بر داشته باشد.

٢. قلمرو الهى
ميليون‌ها سال پيش، مقامى متعال به نام سوگماد وجود داشت كه براى تمام نژادهاى بزرگ جهان شناخته شده بود. اين مقام آنقدر قدرتمند بود كه پرستش خويش را بعنوان خدا ممنوع مى‌كرد. [آن] صفتى بود كه در جهان‌هاى ماوراء در دسترس بشر بسر مى‌برد، اما اغلب در جهان مادّى پديدار مى‌شد تا ثابت كند كه هستى، زنده‌اى دارد. (نسيمى از بهشت/ ص ١٧٣)
تمام تلاش مكتب اكنكار، همكار كردن انسانها با خداى برتر (سوگماد) است، در حالى كه پرستش در اين مسير معنايى ندارد؛ زيرا براى همكار شدن، لازم نيست ستايش و پرستش صورت پذيرد، تنها با سفر روح و وارد شدن به جهان سوگماد مى‌توان همكار او شد.
گفته مى‌شود: آدمى مى‌بايد از ميان همه اين دوره‌ها عبور كند، پيش از آن‌كه به درجه تصفيه رسيده و بتواند به جهان حقيقى سوگماد سفر كرده، همكار خدا شود و حكم رسالتش را در ابديّت دريافت كند، تا با همه موجودات و عمدتاً با ساير آدميان راه كمك و دستگيرى را پيش گيرد.(اك ويديا/ ص ٩٠)

٣. نفى ارتباط خدا و بنده
اين نوع نگاه »شى‌ء وار« به خداوند در مكتب اكنكار، باعث نفى صحت ارتباط بين خداوند و بندگان در اديان الهى مى‌شود، در صورتى كه در اديان الهى، به خصوص اسلام خداوند داراى شخصيت بوده و از اين رو عبادت مى‌گردد. هم‌چنين داراى اراده بوده و از اين رو دعا را مستجاب مى‌كند.
در مورد خداى شى‌ء وار، ديگر نماز و استغاثه معنا ندارد، ولى در مورد خداى شخص وار عبادت معنا دارد و در خود همين عبادت نيز آرامش وجود دارد.
اين‌كه گفته مى‌شود با صميم قلب دعا كنيد و در مستجاب شدنش شك نكنيد. نشان از شخص وار بودن خالق دارد، خالق اگر شخص وار باشد، دعاى بنده را مى‌شنود و اجابت مى‌كند و اين دعا خود باعث فراغت و سبكى روح مى‌گردد، كه گويى انسان در مقام درد دل با خالقى كه صداى او را مى‌شنود، به دعا پرداخته و روح خويش را سبك مى‌كند. ولى اگر چنين نباشد و خدا به صورت شى‌ء وار تصور شود، دعا و درد دل در او راهى ندارد، پس اولين مشكل، خود خداوند است، اين چه خدايى است كه حتى نمى‌توان با او صحبت كرد؛ خدايى كه كوچك‌ترين خواسته مرا نمى‌شنود و يا در مقام بر آورده كردنش بر نمى‌آيد، خدا نيست. خدا آن‌ست كه به بندگانش كمك كند، صداى آنها را بشنود و آنها را يارى‌شان كند.

جمع بندى
براى آنها مشخص نشده كه رابطه خداى سوگماد و كَل نيرانجان، با خداى اديان اصولى چيست؟! اكيست‌ها معتقدند كه پيروان تمام اديان اصولى تنها با كَل نيرانجان ارتباط داشته و رفع نيازهاى ايشان به دست كل نيرانجان صورت مى‌پذيرد، هر وقت كسى تصور كند كه با خدا تماس برقرار كرده و درخواستى را كه جنبه مادى دارد اجابت نموده است، بايد اين را بداند كه اين تماس با كل نيرانجان، خداى منفى و خالق جهان‌هاى تحتانى است، كه در برخى موارد مى‌تواند در خواست آدميان را اجابت كند.
گفته مى‌شود: اين مسأله شگردى است براى فريب دادن شخص متقاضى؛ زيرا او مى‌بايد در مقابل هر آنچه كسب كرده است، بهايش را بپردازد، حالا به هر ترتيبى كه مى‌خواهد باشد. اين قانون كارما يا قانون علت و معلول است. (اك ويديا/ ص ١٢٤)
اما در جاى ديگر پال دست از خدايى كَل نيرانجان، برداشته و او را شيطان مى‌خواند:
ستيز روز افزون ميان قدرت كَل و قدرت اك در جهان‌هاى روانى، كه زير طبقه روح قرار دارند، هميشگى است. اين ستيز نتيجه بين خوب و زشت است.
كَل بنا به مكتوبات مسيحيت و ساير اديان، شيطان يا اهريمن است.
او سلطان قدرت منفى است، و بر تخت خويش تأسيس گشته تا براى روح موانعى را بيافريند، تا در نهايت موجب آبديده شدن و تكامل وى در دوره‌هاى تولّد و مرگ در چرخ هشتاد و چهار شود.
در پايان لازم مى‌دانم به اين نكته اشاره كنم كه با فرض وجود يك خدا، آن هم سوگماد يا كَل نيرانجان در مكتب اكنكار، اشكالات متعددى بر اين خدا وارد است، كه بيان شد.
و با فرض وجود چند خدا در كنار يكديگر نيز، مشكلات متعددى بر آن وارد است كه براساس حوصله اين اوراق بدان اشاره شد، در حالى كه اصلا فرض وجود دو خدا يا چند خدا با بداهت عقل سازگارى ندارد و نمى‌شود خدا را در ذهن خدا فرض كرد و سيطره حكمرانى‌اش را محدود نمود كه به اين مسأله هم اشاره شد. پس در هر دو صورت، چه تك خدايى و چه چند خدايى، اشكال‌هاى زيادى بر مكتب اكنكار وارد است.

منابع
* قران
١) توئيچل، پال، ١٣٧٩. سرزمين‌هاى دور. ترجمه هوشنگ اهرپور. تهران. نشر زرين.
٢) توئيچل، پال، ١٣٨٠.دندان ببر. ترجمه هوشنگ اهرپور. تهران. نشر زرين. چاپ چهارم.
٣) توئيچل، پال، ١٣٨٠. اك ويديا (دانش باستانى پيامبرى). ترجمه هوشنگ اهرپور. تهران. نشر زرين. چاپ دوم.
٤)توئيچل، پال، ١٣٨٠. دفترچه معنوى. ترجمه هوشنگ اهرپور. تهران. نشرزرين.
٥) توئيچل، پال، ١٣٧٩. اكنكار كليد جهانهاى اسرار. ترجمه هوشنگ اهرپور. تهران. نشر زرين.
٦)استايگر، براد، ١٣٨٠. نسيمى از بهشت. ترجمه هوشنگ اهرپور. تهران.نشرزرين.
٧) توئيچل، پال، ١٣٨٠. واژه نامه اكنكار. ترجمه يحيى فقيه. تهران. انتشارات سى گل.

پى‌نوشت‌ها:
١. Anami lok، منطقه‌اى است كه ارواح بوسيله خداى خدايان، حيات دوباره مى‌يابند و انعكاس از ذات خود او مى‌گيرند، جهان مقام متعال، سوگماد، مركز اقتدار عالم، مركز تمام زندگى و هستى، صوتى كه در اين‌جا شنيده مى‌شود، صداى گردباد است و كلام اسرارى آن همان »هيو« است؛ منطقه دهم.
٢. Sugmad، نام خداوند متعال در طريق اكنكار.
٣. Eckist، پيرو يا مريد اكنكار؛ كسى است كه پيام اكنكار را منتشر مى‌كند؛ چلاى استاداك در قيد حيات، كه مطابق قوانين اكنكار مشغول فعاليت است.
٤. Niranjan kal، قدرت منفى، كه جوهر خالص نيست؛ تجليات مادى و اشكال را خلق مى‌كند و وظيفه اش مشغول نگه داشتن روح در جهان‌هاى پايين است.
.Spirito_material .٥
٦. Rishis، مقامات بلند پايه مذهبى هندو.
.JOT NIRANJAN .٧
٨. MAYA، زوايه‌اى كه بشر به واقعيت مى‌نگرد؛ كل نيرانجان يا كل مايا: تو هم واقعيت؛ آنچه كه در واقع از حقيقت گسسته شده و محدود به زمان و مكان گشته است؛ بخش از اصل خلقت محدود به سطح آگاهى بشر؛ بى ثباتى و ناپايدارى.
.RADHA SWAMI .٩
.ZARANA AKERANA .١٠
١١. سوره توحيد، آيه ٣.
١٢. سوره توحيد، آيه ١.
١٣. Nirguna، درون سوگماد كه فاقد شرايط خاص است، و نمى‌توان در مورد آن چيزى گفت، »نفس هيچ«.
١٤. Saguna، يكى از دو عامل حقيقت ابدى الهى، آگاهى و نشاط حاصل از خداشناسى؛ وجه بيرونى سوگماد.
.IT .١٥