پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - کتابشناخت
کتابشناخت
اعتراض ها و جنبش هاى عربى
نام كتاب: جنبش هاى اعتراضى در كشورهاى عربى (مصر، مغرب، لبنان و بحرين)
نويسنده: جمعى از نويسندگان
ناشر: مركز تحقيقات وحدت عربى
نوبت چاپ: اول ژانويه ٢٠١١
تعداد صفحات: ٣٠٤ صفحه
بها: ١٣ دلار
همزمان با تحولات چشمگيرى كه در كشورهاى عربى به چشم مى خورد، يك ناشر عربى كتابى را به اين موضوع اختصاص داده كه به نظر جالب و خواندنى به نظر مى رسد. مركز تحقيقات وحدت عربى اخيراً كتابى را تحت عنوان " جنبش هاىاعتراضى در كشورهاى عربى (مصر، مراكش، لبنان و بحرين)" منتشر كرده كه ماهيت و روند جنبش هاى اعتراضىاجتماعى و سياسى را در چهار كشور مصر، مراكش، لبنان و بحرين كالبد شكافى كرده است.
اين كتاب در شش فصل به نگارش در امده است :
فصل نخست با عنوان جنبش هاى اجتماعى: تجربه ها و چشم اندازها به قلم "ربيع وهبه" در باره معضل برخورد با اصطلاح جنبش هاى اجتماعى، نحوه كنش و تحول آنها در تاريخ معاصر در مناطقى از جمله امريكاى شمالى و جنوبى و بين المللىكردن جنبش هاى اجتماعى است.
فصل دوم با عنوان " ريشه هاى تاريخى جنبش هاى اجتماعى در كشورهاى عربى" نوشته فارس اشتى چهار مرحله جنبش هاى اعتراضى را مورد بررسى قرار مى دهد كه عبارتند از: مرحله توسعه استعمارى، مرحله توسعه امپرياليستى، مرحله رقابت هاى امپرياليستى و دولت سازى و نيز مرحله پس از استقلال.
فصل سوم به قلم عبدالرحيم منار السليمى با عنوان " جنبش هاى اجتماعى در مغرب: رويه ها و آرمان ها" به چالش هاىجنبش هاى اعتراضى اين كشور در سطح فضاهاى عمومى و جنبش هاى اجتماهى جديد و چالش در زمينه سياست هاىكلى مى پردازد.
فصل چهارم تحت عنوان "جنبش هاى اعتراضى لبنان: از جنبش هاى سياسى تا جنبش هاى اجتماعى" نوشته فارش اشتى به مسائلى چون جنبش هاى اعتراضى كنونى و مطالبات اعتراض آميز مى پردازد.
فصل پنجم با عنوان " جنبش هاى اعتراضى مصر: مراحل و دگرگونى ها" نوشته محمد العجاتى اين مراحل را به ترتيب تحرك سياسى، اعتراض سياسى و اعتراض هاى اجتماعى برمى شمارد و به معرفى آن مى پردازد.
واپسين فصل اين كتاب كه به قلم هبه رؤوف عزت به نگارش در آمده با عنوان " جنبش هاى اعتراضى در بحرين: ابعاد تازه حركت جامعه سياسى بحرين؛ چالش مكان و جايگاه" به اين موضوعات پرداخته: يك دهه تحولات، از اصلاح گرايى تا مالكيت: تسلط بر مكان و حافظه تاريخى، تصوير جديد در بحرين، جنبش حقوق بشر، بيانيه ها و راهپيمايى ها، كار، معيشت و جنسيت، جنبش صيادان، پديده هاى نوين فرهنگى و تبليغاتى و نشريه الوسط و آينده دموكراسى در بحرين: نتايج و برآيندها.
در بخشى از اين كتاب مى خوانيم:
مى توان گفت كه پديده اعتراض ها به كوناكونى و تنوع نظم سياسى موجود در نظم دموكراتيك و غير دموكراتيك بستگىدارد؛ اما نخست اينكه اين موارد معمولا به دگرگونى در نظام ها مى انجامد و ثانياً اينكه به تعميق بحران ها منجر مىشود؛ زيرا اين قبيل نظام ها معمولاً از پاسخ دادن به مطالبات معترضين ناتوان بوده و چه بسا به سركوب آنها روى مىآورند.
يكى از ويژگى هاى مهم اين كتاب نيز ارائه نمونه ها و معرفى تجربه هاى گوناگون از اين موارد است كه منحصر به فرد بوده و وجود نمونه مشابه آن در جايى خارج از جغرافياى عربى دشوار به نظر مى رسد.
اين كتاب سرنوشت جنبش هاى اعتراضى در چهار كشور عربى مصر، مغرب، لبنان و بحرين را كالبد شكافى كرده و بر اساس تنوع ها، تمايزها و تشابهات آنها، به بررسى ابعاد مختلف اين جنبش ها و حركت هاى سياسى و اجتماعى پرداخته و به پيش بينىآينده و خوانش مضامين مختلف آن همت گمارده است.
آنگونه كه نويسندگان در خلال پژوهش هاى اين كتاب ادعا مى كنند، تضاد ها و تفاوت ها در مسير جنبش هاى اعتراضى به خوبى روشن است و همين عامل بعضاً باعث آن شده است كه جنبش هاى اعتراضى با رويكرد اجتماعى بسيار متمايز از جنبش هاى اعتراضى با رويكرد سياسى باشند همانند جنبش هاى اعتراضى مصر يا اينكه اين جنبش ها معجونى از دو رويكرد اجتماعيو سياسى هستند همانند جنبش هاى اعتراضى مغرب. اما نويسندگان مدل لبنان را نتيجه حركت ها و كنش سياسى مىدانند و معتقدند كه مسائل اجتماعى در خدمت محاسبات سياسى هستند و اين به معناى غياب مسائل اجتماعى در جنبش هاى اعتراضى اين كشور مى باشد.
نويسندگان كتاب در نهايت بحرين را انعكاسى از رسوخ سياست دوقطبى بين حاكمان كه نسبت به مذهب داراى گرايش بىتفاوتى هستند و معترضان سياسى كه داراى علائق و دغدغه هاى مذهبى هستند مى دانند و معتقدند كه همين امر آشكارا جنبش هاى اجتماعى را رنگ و لعاب سياسى و مذهبى بخشيده است.
نقد و نطر
آلترناتيو سوم: تحولات اخير و چالش هاى نوين
نگاهى به كتاب جديد الانتشار "اسلام و روابط بين الملل"
ضياءالدين صبورى
از زمان برآمدن انقلاب اسلامى به عنوان الگويى عملى براى حكومت و اداره اجتماع و جامعه، ادبياتى جديد به جستجوى بازتاب هاى انقلاب اسلامى در جوامع بيرونى و پيرامونى آن شكل گرفته و در مقام بعدى با كندوكاو در كارآمدىاين مدل حكومتى ، به دنبال معيارهاى قابل اتكا به منظور اثبات توانمندى و روزآمدى اين مدل براى ساير جوامع هم سو بوده است.
آنچه اكنون در گستره وسيعى از جغرافياى خاورميانه و جهان عرب شاهد هستيم، بازتاب و نمودى تازه از جستجوى مدلىآرمانى در به هم ريزى مدل هاى موجود استبدادى و جايگزين ها و بديل هاى دموكراتيك است كه به اعتقاد بسيارى، اسلام محور اصلى اين حركت بوده و به عنوان موتور محركه آن عمل مى كند.
از همين رو، در نخستين نگاه به سمت و سوى حركت هاى اعتراضى اخير، بررسى "جايگاه و نقش اسلام گرايى در تحولات سياسى خاورميانه " اهميت خاص خود را نمى تواند پنهان كند و تجربه اندك اما پردامنه و تأثيرگذار منطقه در مطالبات هماهنگ و يكصدا از حكومت هاى غيرمردمى برضرورت و نيز جذابيت خوانش دوباره اين حركت ها از بعد چيستى، چرايى، اشتراكات، تمايزها و رويكردهاى آنها تأكيدى به سزا دارد. چراكه بسيارى از تحليل گران معتقدند كه هرگونه اقدام و طرح ريزى براى خاورميانه بدون در نظر گرفتن جايگاه و نقش حركت هاى اسلامى ناقص و بى نتيجه خواهد بود. به طوريكه برخىاز حركت هاى اسلامى همپايه دولت ها و حتى فراتر از نقش دولت ها تأثيرگذار بوده اند. با اين حال اين تأثيرگذارى ها كه خود متأثر از يك اتفاق مهم و تأثيرگذار در منطقه بوده، به صورت خطى نبوده بلكه اين حركت ها همراه با درجاتى از نوسان و تغيير و تحول در رفتار و اهداف بوده است.
براى فهم تاريخ مند و جستجوى پيشينه و ديرينه تاريخى حركت هاى سياسى اسلام گرا به شكل تحول يافته آن به مقطعى از تاريخ به عنوان نقطه عطفى براى منطقه خاورميانه در دهه ١٩٨٠ و فرداى انقلاب اسلامى ايران بر مى خوريم كه تأثيرات جدىبر تغيير وتحول در رويكردهاى سياسى منطقه گذاشته است. همان تأكيدى كه قاطبه اى از تحليلگران بر آن به عنوان منشأ و خاستگاه حركت ها و تحولات اخير خاورميانه تأكيد مى كنند. مقطعى كه طيفى از گرايش هاى ميانه رو در كنار گرايش هاىراديكال رشد كردند. بخشى از اين حركت ها كه بر ايدئولوژى تمركز داشتند همچنان رويكردى براندازانه و مبارزه طلبانه و مسلحانه برگزيدند و طيفى كه بر تاكتيك هاى اصلاحى از طريق ورود به ساختار قدرت و سهيم شدن در تغييرات حكومتى روى آوردند، اغلب مشى ميانه روانه اى براى خود برگزيدند. اتخاذ رويكرد اخير ظاهراً حكايت از آن داشت كه بسيارى از حركت ها و جنبش هاى اسلامى در خاورميانه ديگر نه در پى ساقط كردن دولت ها و تأسيس نظام اسلامى بلكه تا حد زيادى به دنبال نفوذ در حكومت و مشاركت در اداره حكومت حركت مى كنند. اگرچه حكام منطقه در نقطه مقابل نگرشى كاملاً منفى نسبت به نيروهاى اسلام گرا- حتى ميانه روها- داشته و همواره اين ادعا را مطرح كرده اند كه اسلام گرايى مانع اجراىدموكراسى و تحقق جامعه مدنى بوده و تهديد اسلامى يكى از اصلى ترين عللى است كه آنها را از ايجاد تغييرات و اصلاحات سياسى باز مى دارد.
به هرحال بخشى از آثار تحليلى پيرامون جنبش ها و حركت هاى اسلام گرايانه در خاورميانه معتقد به نوعى تحول در ماهيت و رفتار اين حركت ها به صورت رويگردانى از افراط گرايى و گرايش به سمت تعادل و ميانه روى هستند. از جمله اين آثار، كتاب جديد الانتشار " اسلام و روابط بين الملل" به كوشش دكتر "حسين پوراحمدى" است كه اواخر سال ١٣٨٩ از سوىانتشارات دانشگاه امام صادق (ع) منتشر شده است. اين اثر در ١٤ مقاله (١) سامان يافته و آخرين مقاله آن كه على القاعده به مثابه نتيجه و يافته مباحث كتاب بايد باشد، سعى داشته با رويكردى علمى - تاريخى به تحليل حركت اسلام گرايىدر خاورميانه بپردازد. به همين منظور با مفروض داشتن اين گزاره كه "حركت هاى اسلامى نقش مهمى در جهت رشد و تقويت دموكراسى و جامعه مدنى در خاورميانه ايفا كرده اند"، به شناخت كلى و موضوعى حركت هاى اسلامى، سير تحول آنها در دو دهه اخير و نحوه ارتباط آنها با مسائل سياسى داخلى و منطقه اى و شيوه رفتارى آنها در قبال اين مسائل همت گمارده است.
اصلاح طلبى، سازمان يافته بودن، دگرگونى وضع موجود و محوريت اسلام از جمله اشتراكات و به كارگيرى شيوه هاىمتفاوت از جمله تمايزهاى اصلى اين حركت ها است كه مقاله با استناد به تعريفى از حركت هاى اصلاحى (٢) برشمرده و توضيح داده است كه تحول در شيوه هاى عملياتى اين حركت ها ريشه در تحول در تفكر آنها دارد كه اين حركت ها را از اتخاذ شيوه هاى غيرمسالمت آميز به شيوه هاى مسالمت آميز سوق مى دهد.
از اين منظر، مهم ترين فرايند تغيير وتحول د ر داخل حركت هاى اسلامى عبارت بوده است از:
١- نزديك شدن حركت ها به واقعيت و تا حد امكان هم سو كردن نظريات، مفاهيم، روش ها و تفكرات خود با واقعيت ها، على رغم وجود پيچيدگى ها و تناقضات و تداخلات در اين زمينه.
٢- تلاش هاى نوگرايانه در تفكر اين حركت ها و اقدام به عمل اسلامى به سوى افق هاى تمدنى آن.
مورد نخست، به معناى تغيير از شكل سرى و مخفيانه به فعاليت آشكار و گرايش به درهاى باز و حركت به سمت فضاىعمومى و اجتماعى و مورد دوم نيز به معناى اتخاذ تفكر و روش جديد و جايگزينى نسبيت گرايى، واقعيت پذيرى، ميانه روى و سازندگى به جاى مطلق گرايى، آرمانگرايى، تندروى و تخريب مى باشد.
بر همين اساس، رويكردهاى متفاوت تحول در داخل حركت هاى اسلامى كه احمد زكى (٣) بر آن تأكيد مى كند، عبارت است از تحول در: موضع گيرى در قبال احزاب و اطراف سياسى ديگر، موضع گيرى در قبال دموكراسى، موضع گيرى در قبال به كارگيرى خشونت، تحول در جهت ايجاد حزب سياسى، و تحولات در روش و مكانيزم تغيير اجتماعى كه در توضيح تحول اخير بيان مى دارد كه :
" اگر چه اين حركت ها پيش از اين اعتقادى به مشاركت سياسى در قالب نظام سياسى نداشتند؛ اما امروزه ضمن مشاركت سياسى داراى اهداف و برنامه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و تربيتى در چارچوب مشخص و مرحله بندى شده هستند. برخى از حركت هاى اسلامى نيز ضمن اولويت بندى اهداف و مراحل آن، تحقق اهداف به صورت جزء به جزء را بر تغيير كلى ترجيح داده و برنامه ها و اهداف ممكن و قابل دسترسى را به جاى برنامه هاى دور دست و آرمانى در دستور كار قرار داده اند."
اين گزاره در زمان تحليل احتمالاً گزاره قابل اعتنا و داراى مصاديق بيرونى بوده است؛ اما در شرايط كنونى اين گزاره از يك ضعف كلى در تحليل حركت ها و تحولات اخير رنج مى برد. به اين معنا كه حركت هاى اسلامى در منطقه تا چندى پيش بر همين اعتقاد بودند اما از آذرماه سال گذشته كه پاييز دولت هاى خودكامه عربى آغاز شد، مصداق قابل انطباقى ندارد و برخلاف ديدگاه كتاب، بيانگر آن است كه حركت هاى مردمى عربى كه ابتدا به ساكن ماهيتى اجتماعى داشته و با هدايت رهبران فكرى حركت هاى اسلامى به حركت سياسى تغيير ماهيت داده و به جاى تعقيب اهداف مرحله بندى شده و تغيير جزء به جزء به يك هدف و تغيير كلى و آنى مى انديشند و مطالبه خود را با اين شعار معروف فرياد مى كنند كه: " الشعب يريد اسقاط النظام" يعنى تنها و تنها به سرنگونى نظام فكر مى كنند و به چيزى كمتر از آن رضايت نخواهند داد. مصداق عينى اين رويكرد نيز در اتفقات روزهاى اخير يمن قابل مشاهده است كه حتى فرصت يك ماهه على عبدالصالح را نپذيرفته و اعلام كرده اند كه همين حالا مى خواهند كه او به حكومت ٣٢ ساله موروثى خود خاتمه دهد. (٤)
در ادامه خواهيم ديد كه بر مبناى ويژگى هايى كه كتاب براى تعيين معيارهاى ميانه روى براى جريان ميانه رو اسلامى بر مى شمارد، همه معيارهاى مورد نظر بر شكل كنونى حركت هاى منطقه قابل انطباق نيست. شش ويژگى عمده اى كه در اين زمينه برشمرده شده، عبارت است از: گلچين كردن رويكرد در قالب تركيب اصول بنيادگرايى و اصلاح طلبى و اولويت دادن به دعوت، گام به گام گرايى و مخالفت با راديكاليسم، مصلحت گرايى عملى به جاى مجادلات ايدئولوژيك و اهداف بلند پروازانه، قانون گرايى در قالب همكارى با رژيم هاى ناسيوناليستى و شبه دموكراتيك و پذيرفتن قانونى بودن و نه مشروعيت آنها، جهان گرايى در قالب درگيرشدن در امور سياسى ملى به عنوان نخستين وسيله جهت اسلامى كردن رژيم ها به طور انفرادى به عنوان مقدمه اى براى ايجاد امت جهانى.
نگاهى به مجموعه اين ويژگى ها كه "هراير دكميجان" از آن به عنوان استراتژى الوسطيه (٥) ياد مى كند، برخلاف ايده مركزى آن كه به جاى خطر كسب قهرآميز قدرت به منظور تحميل اسلامى كردن، در صدد ايجاد يك جامعه متحد و پرطراوت اسلامى از پايين به بالا است، حركتى قهرآميز از بالا به پايين را تعقيب كرده و راه حل براندازى و سرنگونى رژيم هاى موجود را برگزيده است. اين رويكرد جديد كه از اوايل دهه ١٩٩٠ آغاز شده، نه به معناى استراتژى الوسطيه بلكه به معناى تغيير استراتژى به صورت انتخاب مطلق همه يا هيچ يك الگوى مردم سالارانه و دموكراتيك و بيانگر دايره تنگ حوصله و آستانه تحمل مردم و حركت هاى اجتماعى - سياسى منطقه است كه بايد گفت آستانه تحمل حركت هاى آزاديبخش در برابر مقاومت حكومت هاى استبدادى در نهايت ٢٠ سال است. لذاست كه مى بينيم شكستن بندها و زنجيرهاى استبدادى توسط ملت ها به طور يكپارچه و همزمان در منطقه رخ داده و سيل عظيمى از حركت هاى مردمى تا پشت ديوار كاخ هاى مستبدان منطقه رسيده است.
كتاب اصلى ترين اشتراك جنبش ها و حركت هاى اسلامى را حركت به سمت يك كليت يعنى اسلام و استقرار حكومت اسلامى مى داند و با استناد به برخى نظريه هاى نه چندان جديد (٦) مقابله با غرب را وجهه همت تمامى اين حركت ها ياد مىكند در حاليكه تعمق در حركت هاى اخير يك گونه تغيير نگرش نسبت به هدف اصلى يعنى حاكميت هاى داخلى را به روشنىنمايان مى سازد و آنگونه كه برخى پيش از اين گمان مى كردند ديگر همچون گذشته فضاى مساعدى براى جلب و ترغيب حمايت غرب از دولت هاى منطقه اى وجود نداشته و به درجات مختلف و تدريجى تمامى حكومت هاى منطقه پشتوانه غرب را از دست مى دهند و غرب نيز هوشيارتر از آن است كه بخواهد تجربيات سال هاى اخير در مشروعيت خواست و اراده مردم در برابر حاكميت هاى خودكامه از جمله تأثيرات برجسته انقلاب اسلامى ايران بر مردم منطقه و نگرش هاى جديد مبتنىبر آگاهى هاى سياسى آزاديخواهانه آنان را ناديده انگارد. در واقع آنگونه كه تحليل هاى سابق حركت هاى منطقه را ضد استكبار خارجى قلمداد مى كردند، خاستگاه و نقطه عزيمت اين حركت ها صرفاً خارجى نيست و هدف كلى و مشخص آنها متوجه و متمركز بر استبداد داخلى است و اين خود حكايت از يك آسيب شناسى هوشمندانه دارد كه علت العلل عقب ماندگى و فساد در ساختار حكومت ها و بدنه جامعه را ناشى از ريشه هاى استبدادى و مشى غيردموكراتيك داخلى مى داند.
به نظر مى رسد مبانى تحليلى كتاب در مسيرى دنبال مى شود كه همچنان در ارزيابى موضوع و بيان مقاصد مشترك حركت هاى اسلامى به مواردى زمان زده بسنده مى كند كه با اتفاقات اخير ديگر بايد گفت كه تاريخ مصرف آن به پايان خود نزديك مىشود يا به عبارت ديگر، از اعتبار آن به شدت كاسته شده است. به طوريكه از هفت مقصدى كه برشمرده، تنها يك مقصد با شرايط و مختصات كنونى وفق مى يابد ؛ اين كه حركت هاى اسلامى در سطوح ملى خواستار عدالت اقتصادى، رفاه عمومى، مشاركت سياسى، حكومت مردمى و برچيده شدن مظاهر فساد از جوامع خود بوده اند و در اين مسير به مبارزه با حكومت هاىمستبد و نامشروع و حاميان خارجى آنان پرداخته اند.
در بيان تمايزات نيز همين آفت و آسيب متوجه نگاه كتاب است كه در مجموع پنج نقطه تمايز براى اين حركت ها معرفى مىكند: فكرى - ايدئولوژيك، ساختارى سازمانى، كاركردى- مبارزاتى، اهداف- منافع و نهايتاَ جغرافياى سياسى است.
به نظر مى رسد جز دو تمايز نخست كه بر حركت ها صدق مى كند، ساير تمايزها در جلوه هاى جديد اين حركت ها در منطقه به نقاط اشتراكى تبديل شده اند كه با همين مختصات مى توان از يك مدل هماهنگ و سازوار در تمامى كشورهايى كه در چند ماهه اخير بر ضد حكومت هاى خودكامه داخلى خود شوريده اند، سحن گفت. مدلى كه با اتخاذ يك شيوه كاركردى - مبارزاتى مشترك (حضور در ميادين اصلى شهر و اعلام آشكار مقاصد با درجاتى از شدت و ضعف در نحوه ابراز خواسته ها به شكل مسالمت آميز و بعضاَ هم غيرمسالمت آميز و همراه با خشونت ) و اهداف و منافع مشترك ( براندازى حكومت و تغيير نظام سياسى و ساختار حاكميت) در جغرافياى مشترك سياسى (جهان عرب) سازماندهى نانوشته و خودكار خيزش عليه استبداد شكل تجسم يافته اى به خود گرفته و على رغم تحليلگرانى كه معتقد است حركت هاى اسلامى به صورت يك تشكل جهانىاسلامى تاكنون تبلور نيافته (٧) و ارتباطات و مراودات آنها در قالب سازماندهى مشخصى جاى نمى گيرد، به دليل مؤلفه هاى تأثيرگذار ارتباطى در دنياى جهانى شده جديد حداقل به صورت يك تشكل منطقه اى نمود يافته و آرمان دموكراسى خواهى به نماد مشترك آن تبديل شده است.
به هرحال مقاومت خاورميانه در برابر گسترش دموكراسى به دليل هراس حكومت ها ا ز به خطر افتادن منافع خود و برچيدن سلطه آنان و در گام بعدى با توجه به تجربه سال هاى اخير است كه در كشورهايى همانند فلسطين، لبنان، عراق و تركيه كه تا اندازه اى فضاى سياسى باز شد و انتخاباتى صورت گرفت، اسلام گرايان در كسب رأى مردم موفقيت هاى قابل توجهىكسب كرده اند. البته وجود زمينه هاى مساعد براى اقبال مردم به اين گروه ها نيز در جاى خود قابل تأمل است كه حركت هاى اسلامى منطقه با برداشت درستى از شيوه ها و تاكتيك هاى مبارزاتى به ارائه خدمات اجتماعى در قالب مؤسسات خيريه و تشكل هاى غيردولتى با توجه به آيين ها و سنت هاى اسلامى روى آورده و با اين رويكرد خود، ضمن نامشروع و ناتوان جلوه دادن دولت ها در تأمين نيازهاى اساسى جامعه، توان و كارآيى خود را به شهروندان القا كرده و توانستند حمايت مردمى را به عنوان سرمايه اى كه امروز با تكيه به آن حركت را در مرز موفقيت پيش مى برند، جلب كنند. در واقع مى توان گفت كه درخشش در فعاليت هاى اجتماعى، تضمينى براى تأمين اعتماد عمومى نسبت به حركت هاى اسلامى بوده است.
نگاه كتاب به گرايش مثبت حركت هاى اسلامى به دموكراسى از جمله نقاط قوت آن به شمار مى آيد كه با استمداد از نظريات "نورتن" و "زكى احمد" ضمن رد تغاير نظريه دموكراسى با ساختار فكرى اسلام و تأكيد بر اينكه عدم استقبال مسلمانان از دموكراسى به سادگى قابل پذيرش نيست (٨) معتقد است كه در گفتمان اسلامى جديد تحول به سوى فهمى نوين و آگاهانه تر در مسأله دموكراسى ديده مى شود و اگرچه در گذشته تفكر غالب در حركت هاى اسلامى در برخى موارد نگاهى سلبى به مسأله دموكراسى داشت، اما تفكر حركت هاى اسلامى در دوره جديد، نگاهى عمدتاَ ايجابى به اين موضوع دارد. (٩)
چالش دموكراسى با خلأ جامعه مدنى از ديگر نكات مهمى است كه بايد در تحليل حركت هاى اخير مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا از آنجا كه دموكراسى امرى پايدار و ماندگار است، حضور يك جامعه مدنى زنده و پويا از لوازم اصلى آن محسوب مىشود (١٠) اما متأسفان هبايد اذعان كرد كه فقدان جامعه مدنى پويا و زنده در كشورهاى خاورميانه امرى مشهود است. نكته اى كه كتاب مورد نظر ما از آن غفلت نكرده و به خوبى به آن اشاره كرده است. آنجا كه با برشمارى سه مشخصه كلى جامعه مدنى؛ يعنى وجود محدوديت براى سلطه همه جانبه حكومت و محدود كردن آزادى هاى اساسى شهروندان، عدم محدوديت براى آزادى تشكيل سازمان براى گروه هاى اجتماعى و نيروهاى سياسى و نيز پذيرش حق اختلاف و تفاوت براى جامعه ، نتيجه مى گيرد كه مشخصه هاى يادشده به طور كامل بر هيچ يك از كشورهاى عربى خاورميانه انطباق ندارد.
بنابراين، مى توان گفت كه چالش بعدى اسلام گرايان و حركت هاى اسلامى در صورت موفقيت در تحولات و اعتراضات اخير، چالش جامعه مدنى و خلأهاى ناشى از نبود زيرساخت هاى لازم براى آن است اما با اين حال در كشورهايى كه حركت هاى اسلامى به جامعه مدنى اقبال بيشترى داشته امد، اقبال عمومى و موفقيت اين حركت ها نيز سهل الوصول تر و به واقعيت نزديك تر خواهد بود و در واقع پس از كمونيسم و سرمايه دارى، اسلام به عنوان آلترناتيو سوم و تجربه جديد ملت هاى منطقه مطرح خواهد شد.
پى نوشت ها:
١. اسلام و نطريه هاى روابط بين الملل، انقلاب اسلامى ايران و روابط بين الملل، گفتمان اسلامى و گفتمان جهانى، جنبش هاى اسلامى و نظريه پردازى در روابط بين الملل و برخى عناوين ديگر از جمله موضوعات ١٣ فصل ديگر اين كتاب است.
٢. پاشاپور، حميد (١٣٨٢)، نهضت هاى اسلامى؛ بازيگران جديد نظام بين الملل، تهران: موسسه مطالعات انديشه سازان نور، ص ٧٠
٣. احمد، زكى (١٩٩٩-الف)، تحولات و متغيرات الحركه الاسلاميه المعاصره فى الوطن العربى فى العقد الأخير، الحركات الاسلاميه و الديموقراطيه (دراسات فى الفكر و الممارسه) مجدى حماد، بيروت: مركز دراسات الوحده العربيه
٤. خبرگزارى ها، مورخ ٤/٢/١٣٩٠
٥. دكميجان، هراير (١٣٨٣)، جنبش هاى اسلامى معاصر در جهان عرب، مترجم: حميد احمدى، تهران: انتشارات كيهان، ص ٣٨٤-٣٨٣
٦. قوام، عبدالعلى (١٣٨٢)، جهانى شدن و جهان سوم، تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، ص ٣٥١
٧. پاشاپور، حميد، همان، ص ٨٧
٨. نورتن، آگوست ريچارد (١٣٨٦)، معماى اصلاحات سياسى در خاورميانه مترجم: على گل محمدى در: روابط بين المللى خاورميانه (لوئيس فاوست)، تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، ص ٢٤٠-٢٣٩
٩. احمد، زكى (١٩٩٩- ب)، الديموقراطيه فى الخطاب الاسلامى الحديث و المعاصر، الحركات الاسلاميه و الديموقراطيه (دراسات فى الفكر و الممارسه) مجدى حماد، بيروت: مركز دراسات الوحده العربيه، ص ٧٧
١٠ . نورتن، همان ، ص ٢٤٦
خبر ونظر
فرزانه محسنى فرد
رونمايى از تاريخ فلسفه اسلامى
مراسم رونمايى كتاب "ما و تاريخ فلسفه اسلامى" نوشته دكتر رضا داورى اردكانى توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى روز دوشنبه ٥ ارديبهشت ماه ادر تالار كمال دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران برگزار شد.
الجزيره؛ بيست وسومين كشور عربى
يك تحليلگر در فلسطين اشغالى با انتشار كتابى جديد كه طى ١٠ سال تحقيق نوشته شده است شبكه الجزيره قطر را با توجه به تحولات سالهاى اخير بيست و سومين كشور جهان عرب معرفى كرده است.
راهيابى دو كتاب ايرانى به كاتالوگ برترين كتابهاى جهان
دو كتاب ايرانى "من و دوستانم" نوشته فريده خلعتبرى با تصويرگرى على مفاخرى و "صداى پاى بزغالههاى سبز" نوشته سوسن طاقديس با تصويرگرى مرجان وفاييان، هر دو از انتشارات شباويز در كاتالوگ برترين كتابهاى جهان معرفى مىشوند. هر دو سال يك بار، كتابهاى برتر جهان براى نسل جوان استثنايى انتخاب مىشوند و امسال نيز ٦٠ كتاب برتر در مراسمى كه در غرفه IBBY در نمايشگاه بولونيا برگزار شد، معرفى شدند تا در كاتالوگى كه بههمين مناسبت منتشر مىشود، قرار گيرند.
بازار كساد كتاب در قم
يكى از فروشندگان كتاب در خيابان ارم قم درگفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: حذف يارانه كاغذ موجب افزايش قيمت كتاب شده است و همين امر باعث عدم استقبال از خريد كتاب و كسادى بازار است.
وى ادامه داد: قم در زمينه توليد كتاب در كشور رتبه برتر دارد و بنابراين نبايد فروش كتاب كتابفروشىهاى آن در روز تنها هزار تومان باشد. حتى استقبال از كتابهاى مذهبى نيز در قم در حد مطلوب نمىباشد.
اين فروشنده كتاب با گلهمندى از عدم اطلاع رسانى درباره كتابهاى تازه منتشر شده ادامه داد: عدم اطلاع كافى مردم از كتابهاى منتشر شده نيز يكى از دلايلى است كه موجب شده تا مخاطبان نتوانند به كتاب مورد نظر خود دسترسى داشته باشند.
گرانى كتاب عامل كاهش خريد و مطالعه
يك فروشنده كتاب در قم با بيان اينكه گرانى كتاب عاملى در كاهش خريد و مطالعه كتاب است عنوان كرد: نه تنها فروش كتاب در برخى از روزها بسيار كم است بلكه در برخى مواقع حتى كتابى فروخته نمىشود.
برقعى از چاپخانه داران قم كه سالهاست در زمينه توليد، نشر و توزيع كتاب فعاليت دارد ، از عدم توجه عموم مردم به كتاب و كتابخوانى بسيار گلهمند است و مى گويد كه كتاب در بين مردم مرده است.
مديرعامل تعاونى ناشران قم نيز اين موضوع را تأييد كرده و گفته است كه با توجه به جايگاه قم در زمينه نشر كتاب، استقبال مردم از كتاب و كتابخوانى در حد مطلوب نيست.
سيد محمود حسينى افزوده است: يكى از عمده دلايل، گرانى كتاب است كه باعث مىشود تا مردم نتوانند كتاب مورد نظر خود را تهيه كنند.
نگاهى به نمايشگاه بيست و چهارم
بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران شاهد برگزارى بيش از ٢١ نشست در بازار جهانى بخش بينالملل خواهد بود. در نمايشگاه امسال هفت هزار متر غرفه مفيد به سالنهاى ريالى بخش بينالملل نمايشگاه تعلق دارد كه به فروش مستقيم مىپردازند و بزرگترين سهم از بخش بينالملل را به خود اختصاص داده است.
فضاى در نظر گرفته شده براى سالن بينالملل كه شامل كشورها، بازار جهانى و سالن يارانهاى (ارزى) است، بالغ بر دو هزار و ٥٠٠ متر در نظر گرفته شده است . بخش ريالى نمايشگاه امسال در چادرهايى واقع در روبروى رواق شرقى مستقر است و بخش ارزى و بينالملل در طبقه دوم نمايشگاه كتاب جاى مىگيرد. سالن بينالملل شامل سه بخش ناشران يارانهاى، سفارتخانهها و كشورها و بازار جهانى است.
سالن سراى بينالملل اهل قلم نيز در اين دوره از نمايشگاه داير خواهد شد كه مكان آن در داخل بازار جهانى در نظر گرفته شده است. در اين سرا نشستهاى شركتكنندگان خارجى به صورت تخصصى برگزار مىشود. اين نشستها به مدت هفت روز و هر روز سه تا چهار نشست برپا خواهد شد.
نت گشت
ما و روزجهانى كتاب و حق مولف
سيد ابوالحسن مختاباد×
از سال ١٩٩٥ به اين سو سازمان يونسكو، روز ٢٣ آوريل(چهارم ارديبهشت) را روز جهانى كتاب و حقالتاليف نام نهاده است و در ١٦ سالى كه از اين نامگذارى گذشته است،هر سال شهرى از يك كشور اين توفيق را پيدا مىكند كه پايتخت جهانىكتاب شود.
در اين سالها برخى شهرهاى كشورهاى آسيايى از جمله دهلىنو از هند و بيروت از لبنان اين توفبق را داشتند كه پايتخت جهانى كتاب شوند، امسال هم آنگونه كه از خبرهاى برمىآيد بوينوسآيرس آرژانتين براى اين كار انتخاب شده و سال بعد هم شهر ايروان ارمنستان.
در اين سالها برخى از دستاندركاران فرهنگى و سياسى در ايران تلاش كردند تهران را پايتخت جهانى كتاب كنند و چند بار هم نامزد اين كار شدند،اما در عمل اين كار ميسر نشد و ما ايرانيان و شهروندان تهرانى همچنان پشت خط يونسكو ماندهايم.
مسئله مهم و قابل توجه اين است كه در اين سالها در ايران در چنين روزى كمتر تحركى را شاهد بودهايم كه مسئولى دولتىو يا نهادى دولتى يا حتى خصوصى برنامهاى را براى اين روز تدارك ببيند و اعلام كند. نمايندگان يونسكو در ايران هم كه فشل و ناكارآمدتر از گذشتهعمل مىكنند و تنها كارى كه از آنها بر مىآيد ترجمه و انتشار پيام دبيركل يونسكو روى سايتشان است كه باز هم بايد بابت همين كار از آنها قدردانى كرد.
در كشورهاى ديگر اما اينگونه نيست،براى نمونه در انگليس و به ابتكار تونىبلر نخست وزير وقت انگليس به چندين ميليون كودك انگليسى در چنين روزى كتاب يك پوندى هديه داده مىشود، و يا در فرانسه ،مردم فرانسه در روز جهانى كتاب ٢٤ ساعت بىوقفه رمان بينوايان ويكتور هوگو را مطالعه مىكنند. همچنانكه در ديگر كشورها هم وضعيتى مشابه برقرار است.
در ايران اما تا كنون مراسم خاصى براى چنين روزى تدارك ديده نشده است و اين پرسش مطرح است كه چرا دستاندركاران امور فرهنگى در ايران براى چنين روزى تدارك نمىبينند و با مقولهاى به نام كتاب، همانند ديگر روزهايى كه يونسكو براى مشاهير ايران،همانند مولوى و سعدى و ... نامگذارى كرده ، برخورد يكسانى نمىكنند.
در هر حال براى گسترش هر امرى تبليغ درست و نه افراطى و شعارزده،مىتواند موثر باشد و افراد را به آن سمت و سو سوق دهد،و سياستگذاران فرهنگى مترصد چنين بهانههايى هستند تا بتوانند بخشى از فرهنگ خواندن را در شهروندانشان نهادينه سازند.
نكته قابل اعتنا در اين ماجرا، بحث كپىرايت و حقمولف است كه در ايران تقريبا در نقطه صفر يا منفى آن قرار داريم. سالهاست كه حقوق ناشران و اهل قلم و فرهنگ و هنر از سوى نهادها و افراد خصوصى و دولتى تضييع مىشود،اما كسنمىگويد كه اين جماعت نياز به حمايت و پشتيبانى دارند و هنوز كه هنوز است قوانين ٤٠ سال پيش هم اجرا نمىشوند.
شايد يكى از دلايل عدم توفيق ايران در كسب پايتختى كتاب جهان، به وضعيت نه چندان مناسب رعايت حقمولف باز گردد كه قوانين آن در ايران چندان شفاف نيست و روزى نيست كه نشنويم و نخوانيم برخى رندان به غارت و چپاول سرمايههاىمعنوى اهل قلم و فرهنگ روى آوردهاند.
* منبع: خبرانلاين، ٢/٢/١٣٩٠