پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - اسلام از منظر كشيش لبنانى - مرادى مجيد
اسلام از منظر كشيش لبنانى
مرادى مجيد
عادل تئودور خورى، استاد دانشگاههاى بزرگ اروپا، كشيش كاتوليك لبنانى، از برجستهترين پژوهشگران علوم اديان مقايسهاى و از فعالان گفتوگو ميان اسلام و مسيحيت است. وى در سال ١٩٣٠ در جنوب لبنان زاده شد. رشته فلسفه و الهيات را در دانشكده قديس پولس آغاز كرد. دكتراى دولت در ادبيات را از دانشگاه ليون فرانسه دريافت كرد از سال ١٩٧٠ مدير دانشكده علوم اديان در دانشگاه مانستر آلمان است.
از وى تاكنون بيش از ٦٠ جلد كتاب منتشر شده است. و مهمترين كار وى، ترجمه قرآن كريم به زبان آلمانىاست كه امروزه، ترجمه برگزيده آلمانى زبانهاى مسلمان، مسيحيان و پژوهشگران است. وى در اين ترجمه، به مهمترين تفسيرهاى مذاهب مختلف اسلامى، در طول تاريخ توجه داشته است. كتاب معانى قرآن او نيز در دوازده جلد به آلمانى منتشر شد. وى به تازگى كتاب تحليل موضوعات قرآن را به زبان آلمانى، در بيش از هفت صد صفحه منتشر كرده كه در آن شرح و توضيح آسان فهم و بى طرفانهاى از اسلام و مفاهيم آن آمده است.
امروزه بسيارى از آلمانىها و عموم اروپاييان براى آشنايى با اسلام و ژرف نگرى در ابعاد فكرى آن، كتابهاى او را انتخاب مىكنند. جالب اينكه بسيارى از خوانندگان اروپايى كه آشنايى پيشين با او ندارند، در نگاه نخست او را در سيماى مبلغ و مبشراسلام مىبينند.
اگر چه وى بر خلاف ادعاى برخى، از موضع تبليغ به معرفى اسلام نمى پردازد و براى اسلام بازارگرمى نمىكند و به ايمان دينىاش پاىبند است؛ اما كارى كه وى مىكند اين است كه بر اساس آنچه خود مسلمانان عرضه كردهاند، به معرفى اسلام مىپردازد؛ نه بيش از آن. اين كشيش لبنانى كاتوليك، در بسيارى موارد، بار ابطال اتهامات واهى عليه اسلام و پاسخ گويى به اشكالات را بر دوش كشيده است.
رفتار عادل تئودور خورى، يادآور سخن بسيارى مسيحيان عرب است كه خود را داراى دين مسيحى و فرهنگ اسلامى مىدانند. كارى كه اين كشيش مىكند، مراجعه به متن اسلامى است و كارى به روزگار كنونى ندارد كه گروهى دين را ابزار خشونت و نفرت قرار دادهاند. وى مىگويد اگر دين به صلح دعوت مىكند، ما بايد آن را با توجه به قرائن تاريخىاش بفهميم. در ميان مسيحيان، هم بودهاند ستيزه جويانى كه به روح مسيحيت توجه نداشتهاند، چنان كه اكنون مسلمانانى را مىيابيم كه برخى آيات قرآن را دستاويز خود قرار مىدهند؛ بى آنكه به اسباب نزول توجه داشته باشند. عادل تئودور خورى به نقد رويكرد مشابه در يهوديت هم مىپردازد و مىگويد: برخى آيات در عهد قديم وجود دارد كه از خشونت سخن مىگويد و يهوديان راستگراى افراطى، اكنون مىخواهند آن را مو به مو، بر زمان ما تطبيق و اجرا كنند. اين كار خطاست و هر گونه خشونتورزى بر مبناى دين نامقبول و بىاساس است.
از نگاه وى براى پرهيز از خشونت مبتنى بر اديان، راه گفت و گو وجود دارد و كسى كه وارد عرصه گفتوگو مىشود، بايد بتواند از خودى خود كنده شود و گذشته از گشودگى و آمادگىاش براى پذيرش طرف مقابل، به ايمان و دين خويش پاىبند باشد. اين التزام و پاى بندى به دين، به معناى دلبستگى كور به همه آنچه با سنتها ارتباط دارد، نيست.
وى بر آن است كه در جريان گفتوگو، در صورت رسيدن به نقطه اختلاف، لازم است نه تنها سخن طرف مقابل را درك كنيم، بلكه بايد بكوشيم تا بفهميم، او چرا به آن مسئله فكر مىكند و آن را بر زبان جارى مىكند؛ يعنى لازم است تا مسيرى را كه مؤمن ديگر، در رسيدن به باورهاى دينى خود پيموده است، بفهميم تا بتوانيم از راز موضعش سر در آوريم.
بر خلاف اندره مالرو، اديب بزرگ فرانسوى كه در دهه شصت قرن بيستم در پى يافتن پاسخى براى اين پرسش بود كه آيا قرن بيستم قرن بازگشت و نوخيزى دين خواهد بود يا خير، عادل تئودور خورى، نوخيزى اديان را چندان مهم نمىبيند، بلكه نوخيزى و نوزايى مطلوب را در توان اديان براى ارائه مجموعهاى از ارزشها و معانىاى مىبيند كه به حيات بشرى ارزش، هدف و مقصد ببخشد.
شاهد اين سخن آن است كه به تعبير وى، اديان در عين داشتن ريشه در منبعى ماورايى و متافيزيكى، مىتوانند نقش منتقد و مصحح را در برابر انواع استبدادهاى دنيوى داشته باشند؛ مانند نقش تصحيحى و اصلاحى در برابر استبداد ايدئولوژىهايى كه با منع حقيقتجويى و آزادى در تحديد ابعاد وضع كنونى مىكوشند يا در تلاش براى تحقق آرزوها و خيالات آيندهاشان وضع كنونى را آشفته و پريشان مىكنند.
عادل تئودورخورى در مقدمه كتاب خود "الاسلام فى عقيدته و نظامه" مىنويسد: جهان امروز با عوامل علمى، فنى و اقتصادى مختلف چنان به هم پيوند خورده كه مىكوشد، همه ملتها را در دايره فرهنگى و تمدنى گرد هم آورد. پديده جهانى شدن در همه حوزهها، هم مسلمانان و هم مسيحيان را در برگرفته است و آنان را به وظيفهاى كه براى تأثيرگذارى بر مسير جهانى شدن بر عهده دارند تا جهانى شدن را از انحصار اقتصاد بيرون كشند، هشدار مىدهد. مسيحيان و مسلمانان در اين مسير مسئوليت مشترك دارند، زيرا پيوندهاى قرابت آنان را به يكديگر متصل كرده است. من در اين كتاب كه به معرفىآموزههاى عقيدتى دين اسلام مىپردازد، در پى نگاه واقع بينانه به اين دين، بر اساس احترام و اعتمادى كه به غناى عقيدتى و معنوى آن قائل هستم، بودهام. باشد كه با اين كار شناخت دقيقترى به دست داده باشم و زمينه گفتوگو در عرصهاى بازتر را فراهم آورده باشم.
تئودور خورى در مقاله "مسلمانان و مسيحيان؛ مسئوليت مشترك در برابر كلام خدا" مىگويد: در مقابل اكثريت مسلمانان كه گفتوگو با اديان ديگر را امرى مستحب و غير واجب مىدانند اقليتى به ويژه از ميان روشنفكران و تحصيلكردگان هستند كه بدون هيچ تحفظى از گفتوگو و همكارى ميان مسلمانان و مسيحيان پشتيبانى مىكنند. قدرت امروزه اسلام، آن را در نظراينان، توانا بر سعى در جهت همكارى مشترك با مسيحيان قرار مىدهد تا همگى به اقتضاى شهادتشان در برابر خدا عمل كنند و به خدا ايمان داشته باشند و با هم براى حل مشكلات عصر تلاش كنند. در ميان مسيحيان نيز شمار طرفداران گفتوگو رو به افزايش است و براى نمونه مجمع دوم واتيكان به صراحت اعلام كرد: تدبير نجات (خلاص) هم چنين شامل كسانى مىشود كه به آفريدگار ايمان دارند و نخستينشان، مسلمانان هستند كه اعلان مىكنند به ابراهيم ايمان دارند و همراه ما الله يكتاى رحمن و رحيم را مىپرستند كه به حساب انسانها در روز قيامت رسيدگى مىكند... كليسا هم چنين مسلمانان را ارج مىنهد كه خداى واحد را مىپرستند و با تمام جان خويش در جهت تسليم به احكام خدا تلاش مىكنند، اگر چه اهداف آن پنهان است... آنان خدا را خصوصاً با نماز و روزه و زكات عبادت مىكنند و اگر در گذشته منازعات و عداوتهاى زيادى ميان مسيحيان و مسلمانان در گرفته است، اين مجمع همه آنان را به فراموشى گذشته و تلاش صادقانه براى تفاهم با يكديگر فرامىخواند".