پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - حضور پيرامونى و تهديدات راهبردى - دلاور پوراقدم مصطفی
حضور پيرامونى و تهديدات راهبردى
دلاور پوراقدم مصطفی
يكى از موانع فراروى توسعه منطقه گرايى و تحقق امنيت بومى و پايدار در افق ايران ١٤٠٤، افزايش موزائيكىحضور نظامى اطلاعاتى آمريكا و ناتو در مجاورت سرزمينى جمهورى اسلامى ايران است. به همين منظور نهادهاى ذىربط بايستى عمق و دامنه حضور نظامى قدرتهاى فرامنطقهاى را از رويكرد امنيت ملى مورد كنكاش قرار دهند.
گفتار اول: آمايش نظامى امريكا و ناتو در پيرامون جمهورى اسلامى ايران
نحوه آمايش نيروهاى نظامى امريكا و ناتو در پيرامون جمهورى اسلامى ايران مىتوان به صورت زير نشان داد:
الف افغانستان
راهبرد اجرايى اوباما براى حضور طولانى مدت در افغانستان و افزايش دامنه عملياتهاى ناتو مبتنى بر »نظريه دولت شكست خورده« است كه پس از حوادث يازده سپتامبر توسط »رابرت راتبرگ« بيان شد و براساس آن واشنگتن معتقد است ساختار دولت افغانستان، پاكستان و عراق از ثبات و اقتدار لازم براى امنيت سازى مطمئن و پايدار برخوردار نيستند و حضور آمريكا يكى از ضمانتهاى شكلگيرى ثبات امنيتى در اين كشور است.
منازعات قومى فرقهاى، افزايش تنشهاى مذهبى و حضور نيروهاى القاعده در اين كشور از مؤلفههايى هستند كه نظريه دولت ورشكسته را در پاكستان هستهاى تقويت مىكنند.
هر چند ايالات متحده با فراخوان تدريجى و پلكانى نيروهاى نظامى امنيتى خود از عراق تا پايان سال ٢٠١١ موافقت كرده ولى از طرف ديگر خواهان افزايش نيرو در افغانستان است، در نتيجه بخشى از دغدغههاى امنيتى جمهورى اسلامى ايران در حال تغيير مسير از مرزهاى غربى به سمت مرزهاى شرقى است. رويكرد امريكا در افغانستان مبتنى بر حضور نظامى درازمدت است.
با توجه به سياست امنيتى آمريكا و ناتو براى افزايش نيرو در افغانستان، احتمال تأسيس پايگاههاى نظامىاطلاعاتى جديد در ميان مدت بسيار محتمل است.
مهمترين پايگاههاى نظامى آمريكا در افغانستان عبارتند از:
- »پايگاه نظامى بگرام« در حاشيه كوههاى هندوكش كه آمريكا قصد دارد وسعت آن را به سه برابر گسترش دهد.
- »پايگاه هوايى هولانگ« در سال ٢٠٠٤ در مساحتى بالغ بر ٣٠٠ هكتار در بخش قورى استان هرات و در ٤٥ كيلومترى مرز جمهورى اسلامى ايران ساخته شده است. در اين پايگاه نزديك به ١٠ هزار نيرو مستقرند كه بيشتر بر جنگهاى الكترونيك، عملياتهاى شناسايى و ضد اطلاعات متمركز شده است.
- »پايگاه هوايى خوست« در »ايالت پكتيا« در شرق افغانستان و در ١٥٠ كيلومترى كابل
- »پايگاه هوايى قندهار« در ده مايلى جنوب شرق قندهار كه توسط آمريكا در سال ١٩٦٠ در قالب »برنامه ايالات متحده براى توسعه بينالمللى« ساخته شد و در سال ١٩٨٠ توسط نيروهاى اشغالگر شوروى ويران شد ولى در سال ٢٠٠٧ مجدداً توسط نيروهاى آمريكايى بازسازى و هم اكنون به يكى از مهمترين مراكز نظامى آمريكا در شرق ايران تبديل شده است.
»سرلشگر استنلى مك كريستال« فرمانده وقت نيروهاى آمريكايى و يگانهاى ناتو در افغانستان با ارائه گزارش ارزيابى ٣١ اوت ٩ شهريور(٢٠٠٩ شهريور ١٣٨٨) كه به دستور پنتاگون تهيه كرده بود تصريح كرد در صورت اعزام نيروى بيشتر به افغانستان پيروزى عليه طالبان ناممكن نخواهد بود كه به ابزار فشار نومحافظه كاران به باراك اوباما براىافزايش نيروهاى آمريكايى در افغانستان تبديل شد.
ب) آسياى ميانه
واشنگتن علاوه بر احداث و توسعه پايگاههاى نظامى در آسياى ميانه، برنامهريزى مىكند با عناوينى مانند مقابله با قاچاق مواد هستهاى، تضمين امنيت انرژى، مقابله با تروريسم، مبارزه با مواد مخدر و قاچاق انسان زمينههاى انعقاد توافقنامههاى امنيتى دوجانبه با كشورهاى آسياى ميانه را فراهم كند و با توجه به سياستهاى امنيتى باراك اوباما مبنى بر تقويت نيروهاى نظامى آمريكا در افغانستان، پيش بينى مىشود توسعه كمى و كيفى پايگاههاى نظامى آمريكا در آسياى ميانه به عنوان يكى از اولويتهاى راهبرد امنيتى ايالات متحده پيگيرى شود.
اين سناريو محتمل است كه واشنگتن درصورت اقدام نظامى عليه كشورى در منطقه، از فضاى هوايى و امكانات لجستيكى اين پايگاهها استفاده نمايد.
برخى پايگاههاى نظامى آمريكا واقع در قفقاز عبارتند از:
- »پايگاه هوايى خان آباد« در جنوب ازبكستان و نزديك مرز تاجيكستان كه در سال ٢٠٠١ براى استقرار سربازان، سوخت گيرى جتها و محموله هواپيماها ساخته شد.
- »پادگان هوايى ترمز« با هدف ارسال تجهيزات نظامى به نيروهاى آيساف در افغانستان
- »پايگاه هوايى مناس« در شمال بيشكك شامل هواپيماهاى جنگنده بمب افكن F-١٥E جتهاى A-٠١ و باند پروازىبه درازاى ١٣٨٠٠ فوت كه براى بمب افكنهاى شوروى ساخته شده بود. ايالات متحده در هشتم ژوئن ٢٠٠٤ با هزينه ٦٣ ميليون دلار اين پايگاه را اجاره كرد و در حدود ١٢٠٠ سرباز از كشورهاى آمريكا، اسپانيا، فرانسه، كانادا، دانمارك، نروژ، استراليا، تركيه و كره جنوبى در آن حضور دارند كه ٦٥٠ نيروى آن از ايالات متحده است.
ه) كشورهاى عرب حوزه خليج فارس
در راهبرد دو ستونى ايالات متحده با بهرهگيرى از قدرتهاى نظامى و اقتصادى ايران و عربستان منافع خود را در منطقه تأمين مىكرد. پيروزى انقلاب اسلامى ايران پايان سياست دو ستونى آمريكا و سرآغاز حضور مستقيم ايالات متحده در خليج فارس است.
ايالات متحده در چارچوب طرح گفتگوى امنيتى خليج فارس، قابليتهاى سپر دفاع موشكى و توان تسليحاتىكشورهاى منطقه بويژه شش كشور حاشيه خليج فارس را ارتقا مىدهد. در همين راستا پنتاگون در دسامبر ٢٠٠٧ موافقت خود براى فروش ٢٨٨ موشك دفاع هوايى با »قابليت پيشرفته پاتريوت معروف به پاك ٣«، ٢١٦ »موشك هدايت شونده پاك دو«، ٨٠ موشك پاك ٣ و ٦٠ موشك نسل جديد پاك دو به كويت را اعلام كرد.
نوع مشاركت و ميزان اثربخشى قدرتهاى فرامنطقهاى مىتواند بهصورت فعال و غيرفعال باشد كه در ساختار امنيتى خليج فارس از نوع فعال است. زيرا سياستهاى امنيتى آمريكا بر نوع و الگوى دفاعى خليج فارس تأثيرگذار است.
محل درج نمودار شماره ١
روندكاوى حضور آمريكا در ساختار امنيتى خليج فارس
عراق
ايالات متحده به صورت رسمى پايگاه نظامى در عراق ندارد بلكه داراى ٥٥ مركز نظامى است كه اكثر آنها به صورت محرمانه به فعاليتهاى خود ادامه مىدهند كه مهمترين آنها عبارتند از:
»پايگاه هوايى بلاد« در ٦٨ مايلى بغداد با مساحتى حدود ١٥ مايل مربع كه با ١٣٠ هواپيما و ١٢٠ هلى كوپتر، بزرگترين مركز نيروى هوايى ايالات متحده در عراق است بطوريكه پروازهاى آن در سال ٢٠٠٦ با پروازهاى »فرودگاه هيترو لندن« برابرى مىكرد.
»پايگاه هوايى الطليل« در ٢٠ كيلومترى جنوب غرب ناصريه به مساحت ٢٠ مايل مربع كه بيشتر نقش »پل هوايى« و تسريع در عمليات امداد و نجات و سوخت رسانى را ايفا مىكند. اكثر تجاوزهاى هوايى ارتش بعث صدام حسين در هشت سال جنگ تحميلى از اين پايگاه صورت مىگرفت.
مركز نظامى الاسد در ١٢٠ مايلى بغداد در استان الانبار و نزديك مرز سوريه با ١٧ هزار نظامى كه بزرگترين پايگاه نظامى آمريكا در استانهاى سنى نشين غرب و شمال غرب عراق است.
كمپ ويكتورى نزديك فرودگاه بغداد به مساحت ١٤٠ مايل مربع و ٢٠ هزار نظامى، پادگان القياره در ٥٠ مايلى جنوب شرقى موصل، پادگان مارينز نزديك فرودگاه موصل، پادگان كركوك با ١٤ هزار نظامى، پادگان اربيل با ١٤ هزار نظامى، پايگاه باشور در شمال و پايگاه H١ در غرب از ديگر مراكز نظامى امنيتى آمريكا در عراق هستند.
بحرين
بحرين پس از سال ١٩٩١ به صورت پلكانى همكارىهاى خود با ايالات متحده را افزايش داد، بطوريكه بين سالهاى ١٩٩١ تا ١٩٩٨ مقر منطقهاى بازرسان تسليحاتى سازمان ملل از عراق بود.
نقطه عطف گسترش پايگاه نظامى آمريكا در بحرين با »عمليات تشويق دموكراسى« و حمله به افغانستان آغاز شد بطوريكه آمار نظاميان آمريكايى از ١٣٠٠ نفر به ٤٠٠٠ نفر و در جريان »عمليات آزادسازى عراق« به ٤٥٠٠ نفر افزايش يافت و جرج بوش در سال ٢٠٠٧ اين كشور را به عنوان يكى از »متحدان اصلى غير عضو ناتو« معرفى كرد.
آمريكا و بحرين در ٢٨ اكتبر ١٩٩١ يك توافقنامه دفاعى ١٠ ساله را منعقد كردند كه در اكتبر ٢٠٠١ براى ١٠ سال ديگر تمديد شد كه مفاد كامل آن هنوز فاش نشده و در زيرمجموعه اسناد محرمانه و طبقه بندى شده پنتاگون قرار دارد، با اين وجود برخى موارد افشا شده اين توافقنامه عبارتند از:
دسترسى واشنگتن به پايگاههاى نظامى اين كشور در شرايط بحران؛
مشاوره به منامه در زمان وقوع تهديدهاى امنيتى؛
برگزارى رزمايشهاى نظامى مشترك؛
آموزش نيروهاى نظامى بحرين؛
ذخيره مهمات نيروى هوايى ارتش آمريكا.
بحرين تنها كشور شوراى همكارى خليج فارس است كه آمادگى خود براى اعزام نيرو به افغانستان را اعلام كرده و در سالهاى گذشته نيز به عنوان يكى از ميزبانان برگزارى اجلاسهاى امنيتى همسايگان عراق بوده، بطوريكه پس از سقوط صدام حسين به عنوان اولين كشور عربى به تاريخ ١٦ اكتبر ٢٠٠٨ سفارت خود را در بغداد بازگشايى و سفير خود را به اين كشور اعزام كرد.
خريد تسليحاتى بحرين از آمريكا همواره در سطحى بوده كه بستر رقابتهاى تسليحاتى و موشكى را در منطقه دامن زده كه برخى مصاديق آن براساس گزارش مركز پژوهشهاى كنگره آمريكا عبارتند از:
- ده هواپيماى F٦١ در سال ١٩٩٨ به ارزش ٣٩٠ ميليون دلار
- ٢٦ موشك ميان برد هوا به هواى پيشرفته (آمارام) در سال ١٩٩٩
- ٧٠ موشك ضد هوايى »استينگر« (بحرين تنها كشور شوراى همكارى خليج فارس است كه اين سامانه موشكىرا دريافت كرده است)
- ١٨٠ موشك ضد تانك و ٦٠ پرتاب كننده موشك به ارزش ٢٥٢ ميليون دلار
امارات
امارات كمترين آمار نيروهاى آمريكايى را در خاكش دارد، اما پس از قطر بيشترين آمار هواپيماهاى جاسوسى، سيستمهاى رادارى و سامانههاى موشكى آمريكا در اين كشور قرار دارد. به عنوان مثال »شركت ريتون« در ١٨ دسامبر ٢٨ (٢٠٠٨ آذر ١٣٨٧) با استقرار »سامانه موشكى پاتريوت« در امارات موافقت كرد و اين كشور به يازدهمين دارنده اين سامانه موشكى پيوست. پيشتر اين شركت در دهه ١٩٨٠ »سيستم دفاع هوايى ميانبرد هاوك« را به امارات تحويل داده بود و سيستم پاتريوت قرار است جايگزين اين سامانه شود. شركت »لاكهيد« همچنين قرارداد جداگانه اىرا براى فروش موشك هاى »پاك ٣« با امارات منعقد كرده است.
قطر
»پايگاه هوايى العديد« در ٣٥ كيلومترى جنوب دوحه (قطر) و ٧٠ كيلومترى مرز مشترك با عربستان سعودى از اكتبر ٢٠٠١ به مهمترين پايگاه هوايى آمريكا در آسيا و خاورميانه تبديل شده كه طى جنگ افغانستان تعداد نيروهاىآن از ٢٠٠٠ نفر به ٤٠٠٠ نفر افزايش يافت. واشنگتن از اين پايگاه به عنوان يكى از مراكز پرتاب موشكهاى دوربرد با اهدافى در خاورميانه و آسياى ميانه تا شرق آسيا استفاده مىكند. پايگاه العديد از مهمترين مراكز مهم جنگ الكترونيك آمريكا در منطقه است كه با هدف قطع ارتباط يا مختل سازى زيرساخت هاى ارتباطاتى، مراكز فرماندهى و سيستمهاى ناوبرى دشمن طراحى شده است. آمريكا همچنين در اين پايگاه؛ سامانه موشكى را مستقر كرده است.
مهمترين مراكز نظامى امريكا واقع در پيرامون جمهورى اسلامى ايران عبارتند از:
آمايش جغرافياى امنيتى پايگاههاى نظامى آمريكا در كشورهاى عرب حوزه خليج فارس
گفتار دوم: الزامات مديريت دفاعى تهديدات راهبردى حضور نظامى آمريكا و ناتو در منطقه
مهمترين تدابير و اقدامهايى كه مىتواند ظرفيت امنيت بازدارنده جمهورى اسلامى ايران براى مقابله با تهديدهاى احتمالى ناشى از حضور آمريكا و ناتو را در منطقه افزايش دهد عبارتند از:
الف) واكاوى آمايش ناتو در محيط امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران
يكى از موانع فراروى تحقق سياستهاى كلان دفاعى در برنامه پنجم، افزايش حضور نظامى اطلاعاتى ناتو در مجاورت سرزمينى جمهورى اسلامى ايران است. ناتو بر اساس ماده (٥) اساسنامه ناتو كه بر اساس نظام امنيت دسته جمعى تنظيم شده؛ هرگونه تهديدى عليه اعضا را تهديد عليه كليت سازمان تعريف كرده است، بطوريكه در دوازدهم سپتامبر ٢٠٠١؛ در كمتر از ٢٤ ساعت پس از حملات تروريستى يازده سپتامبر، با استناد به همين ماده، حمله نيروهاى منتسب به طالبان و القاعده به آمريكا را به معناى حمله به نوزده عضو ديگر ناتو قلمداد كرد و در تهاجم ايالات متحده به افغانستان مشاركت كرد.
با توجه به برنامهريزى ناتو براى عضوگيرى از همسايگان جمهورى اسلامى ايران و تفسيرهاى جهت دار و نسبىاين سازمان از مقوله »آستانه تهديد«، سناريوهاى فراروى دورنماى توسعه «كاركردى، ساختارى و جغرافيايى» ناتو بايستى از منظر امنيت ملى به دقت مورد كنكاش قرار گيرد.
»راهنماى جامع سياسى« ميان اعضاى ناتو كه در اجلاس سران اين سازمان در ريگا )نوامبر ٢٠٠٦) به تصويب رسيد وظيفه تحليل محيط امنيتى آينده ناتو را بر عهده دارد.
ناتو پس از فروپاشى شوروى و آغاز نظام تك قطبى، بهصورت پلكانى حوزه مسئوليت قارهاى خود را به سمت نقش پذيرى جهانى توسعه داده، بطوريكه بين «تهديد صلح و ثبات منطقهاى» و منافع ناتو يك رابطه پايدار را تعريف مىكند. اين سازمان با بهانه مقابله با تروريسم بينالملل، مهاجرتهاى غير قانونى، تسليحات كشتارجمعى، امنيت انرژى، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، »مقابله با دزدى دريايى«، نظارت بر آتش بس، نظارت بر حسن اجراى انتخابات و تأمين امنيت ارسال كمك هاى غذايى و دارويى به مناطق بحرانى؛ حضور خود را در حوزههاى جغرافيايى استراتژيك پررنگ تر مىكند كه ايجاد ساختارهايى مانند »شوراى مشاركت اوراسيا اروپا«، »مشاركت براى صلح«، »طرح ابتكار دسته جمعى«، »شوراى مشترك دائمى روسيه و ناتو«، »كميسيون اوكراين ناتو« و »كميسيون گرجستان ناتو« در اين چارچوب ارزيابى مىشود.
حوادث تروريستى يازده سپتامبر (نيويورك، واشنگتن و پنسيلوانيا)، نوامبر ٢٠٠٣ (استانبول)، مارس ٢٠٠٤ (مادريد) و ژولاى ٢٠٠٥ (لندن) باعث شد »گفتمان مبارزه با تروريسم« به يكى از حوزه هاى راهبردى ناتو تبديل شود، بطوريكه در سال ٢٠٠٠؛ مركز مقابله با تكثير تسليحات كشتار جمعى و پس از اجلاس ٢٠٠٤ سران ناتو در استانبول، »نيروى دفاعى مشترك تسليحات بيولوژيك، ميكروبى و راديولوژيك« را تأسيس كرد.
مصاديق فوقالذكر بيانگر اين واقعيت است كه ناتو با عناوينى همچون »مداخلات بشردوستانه«، »مبارزه با تسليحات كشتار جمعى« يا پررنگ شدن دكترين »دفاع پيشگيرانه« يا »حمله پيشدستانه« در سياستهاى كلان دفاعىناتو بويژه پس از حوادث يازده سپتامبر در حال توجيه گسترش حوزه نفوذ خود است.
نحوه آمايش نظامى ناتو در شش حلقه امنيتى پيرامون جمهورى اسلامى ايران را مىتوان به صورت زير تفكيك كرد:
الف) تشكيل گروه نيروى دريايى ناتو
پس از مذاكره دبيران كل ناتو و سازمان ملل پاپ دهوپ شفر و بان كيمون وزارى دفاع ناتو موافقت كردند براى حفاظت از محموله هاى غذايى و دارويى ارسالى به سومالى، ناوهاى »گروه نيروى دريايى ناتو« را به منطقه اعزام كنند. ناتو در همين چارچوب با استناد به »ابتكار همكارىهاى استانبول« آمادگى خود را براى مقابله با دزدى دريايى در خليج فارس و انعقاد توافق امنيتى با كشور هاى بحرين، امارات، قطر و كويت اعلام كرده است.
ب) تشكيل نيروهاى يونيفيل
برنامهريزى براى ايجاد نوارى امنيتى در اطراف فلسطين اشغالى با هدف تضمين بقاى رژيم صهيونيستى، پيشبرد فرآيند صلح خاورميانه و منزوى سازى جنبش هاى مقاومت حماس و حزب الله كه از مصاديق آن مىتوان به استقرار نيروهاى »يونيفيل« در جنوب لبنان بين مرز فلسطين اشغالى تا رودخانه ليتانى، تأسيس «اتحاديه مديترانه اى» در ١٣ ژولاى ٢٠٠٨، بسترسازى براى استقرار نيروهاى چندمليتى و ايجاد نوار حايل در مرز نوار غزه و مصر (رفح) اشاره كرد.
ج) تشكيل اتحاديه مديترانهاى
اتحاديه مديترانه اى با عنوان «مشاركت كشورهاى حوزه درياى مديترانه و اتحاديه اروپا» به پيشنهاد رئيس جمهور فرانسه، نيكلاى ساركوزى، تشكيل شد كه مقر آن در بارسلوناى اسپانيا قرار دارد و اهداف زير را پيگيرى مىكند:
توسعه عمق نفوذ راهبردى قدرت هاى فرامنطقهاى اتحاديه اروپا در حوزه استراتژيك درياى مديترانه؛
ايجاد طرحى جايگزين براى عضويت تركيه در اتحاديه اروپا؛
تسهيل و تسريع انعقاد توافقنامههاى دفاعى امنيتى برون سيستمى و امنيت سازى وارداتى؛
بسترسازى براى »شناسايى دوفاكتو« رژيم صهيونيستى از طريق عضويت كشورهاى عربى اسلامى حوزه مديترانه در اتحاديهاى كه رژيم اسرائيل عضو آن است.
د) استقرار نيروهاى ايساف در افغانستان
ناتو در قالب نيروهاى »آيساف« براى صلح و ثبات در افغانستان با واشنگتن مشاركت دارد و از اوت ٢٠٠٣ رهبرى نيروهاى ائتلاف را بر عهده گرفته است.
ناتو در شصتمين سالروز تأسيس خود در استراسبورگ )فرانسه(، سوم اوت ٢٠٠٩ با اعزام سه هزار نيرو به افغانستان در حوزههاى غير عملياتى موافقت كرد و تعداد نيروهاى آن به ٣٥ هزار نفر افزايش يافت.
در افغانستان نزديك به ٥٠ هزار نيروى آيساف مستقرند. نيروهاى آلمان، ايتاليا، اسپانيا و فرانسه در شمال افغانستان و نيروهاى كانادا، انگليس، هلند و ايالات متحده در جنوب و شرق افغانستان كه تمركز نيروهاى طالبان بيشتر است، مستقرند.
ه) انعقاد توافقنامه ابتكار همكارى استانبول
ناتو توافقنامههاى دفاعى امنيتى جديدى را در چارچوب ابتكار همكارى استانبول با اعضاى شوراى همكارى خليج فارس منعقد نموده كه برخى موارد آن عبارتند از:
توافقنامه امنيتى ناتو و بحرين به تاريخ ٢٤ مارس ٢٠٠٨ ميان وزير خارجه بحرين و دبيركل وقت ناتو، »پاپ دهوپ شفر« براى مقابله با تروريسم و تكثير تسليحات كشتار جمعى كه در صورت تعميم آن به ساير كشورهاى حوزه خليج فارس، مىتواند ناتو را به عنوان بازوى نظارتى حسن اجراى قطعنامههاى شوراى امنيت مطرح كرده و اين كشورها به پشتوانه توافقنامههاى دفاعى امنيتى با ايالات متحده و ناتو، محدوديتهايى را براى ناوگان كشتيرانى جمهورىاسلامى ايران بوجود آورند. تحقق اين سناريوى دفاعى موجب كاهش فضاى تنفسى و عمق راهبرد امنيت جمهورى اسلامى ايران در خليج فارس مىشود.
و) انعقاد توافقنامه نظامى مشاركت براى صلح
هرگونه تقويت همگرايى دفاعى امنيتى اتحاديه اروپا مىتواند به شكل گيرى ابرقدرتى جديد در قالب ساختار دفاعى نظام بينالملل منجر شود و بنيان هاى نظام تك قطبى را با چالش رو به رو كند، به همين دليل ايالات متحده با پذيرش اعضاى برون قارهاى، توسعه كارويژه و حوزه جغرافيايى ناتو مانند طرح هايى از قبيل »گفتوگوى مديترانهاى« و »مشاركت براى صلح«، تهديدزا ناميدن دورنماى برنامههاى دفاعى روسيه چين، تداوم انعكاس تصاوير مجازىاز قابليت هاى موشكى ايران و تفسير جهت دار از مفهوم تروريسم در راستاى تداوم احساس نياز راهبردىاروپا به آمريكا و ضرورت توسعه همكارىهاى فراآتلانتيك با اتحاديه اروپا برنامهريزى مىكند.
نحوه آرايش ساختارى ناتو در حلقههاى پيرامونى جمهورى اسلامى ايران، طبق نمودار زير قابل تعريف است:
در نمودار فوق، هر ميزان از حلقههاى محيطى به سمت حلقههاى مركزى نزديك تر شويم، بر ضريب تهديد ناتو نيز افزوده مىشود.
هرگونه افزايش نقشپذيرى ناتو يا آمريكا در عمق استراتژيك خارجى جمهورى اسلامى ايران با استقرار امنيت بومى و پايدار مغايرت دارد كه تداوم آن مىتواند به افزايش رقابت تسليحاتى، بى اعتمادى و تضعيف منطقهگرايى منجر شود. اين فرايند طبق نمودار زير قابل بيان است:
حضور ناتو در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران و تأثير آن برسياستهاى منطقه گرايانه
راهبرد جمهورى اسلامى ايران در قبال ناتو براساس »ديپلماسى امنيتى چند بعدى« پايهريزى مىشود. به عبارتى منافع موازى ، مشترك، اختلاف زا و متعارض ميان ايران و ناتو بايستى مشخص، طبقه بندى و اولويت سنجى شده و در قبال هركدام يكى از رويكردهاى تعامل، خنثى، تقابل يا تركيبى را بكار گرفت كه تحقق آن مستلزم حداكثر ثبات فكرى رويهاى متوليان امر براى تبيين نقشه راهى منسجم است زيرا بهرهگيرى از سياستهاى جزيرهاى و فاقد انسجام مىتواند هزينههاى مديريت امنيت ملى در برنامه پنجم را افزايش دهد.
مهمترين مبانى مديريت راهبردى پيشگيرى از حضور برخى تهديدات احتمالى ناشى از حضور ناتو در افغانستان را مىتوان به صورت جدول زير نشان داد:
ب) واكاوى سناريوهاى بعد از خروج نيروهاى نظامى آمريكا از افغانستان و عراق
شيب، نوع و زمان خروج نيروهاى آمريكايى از عراق و افغانستان مىتواند بهصورت مستقيم بر شاخصهاى امنيت خارجى تأثير گذار باشد به عبارتى همانطور كه حضور طولانى مدت نيروهاى آمريكايى در عراق مىتواند تهديدهاىسخت افزارى برون مرزى را افزايش دهد به همان ميزان خروج سريع اين نيروها مىتواند به وقوع برخىمنازعات مسلحانه فرقهاى، تقويت روحيه فدراليسم و كاهش آسيب پذيرى نيروهاى آمريكايى در منطقه منجر شود.
واكاوى حضور آمريكا در افغانستان يا عراق بايستى در چارچوب الگوى فرصت تهديد ارزيابى شود، زيرا همانطور كه حضور اين نيروها در مجاورت سرزمينى شرق جمهورى اسلامى ايران از تهديدهاى جدى امنيت ملى است؛ خروج سريع آنان نيز در صورت وجود ناپايدارى امنيتى سياسى و قدرت گيرى عناصر تندرو طالبان مىتواند پتانسيل وقوع برخى تهديدات امنيت ملى را بوجود آورد.
از طرفى يكى از ملاحظات ايالات متحده در اجراى سناريوى حمله نظامى؛ هدف قرار گرفتن برخى از نيروهايش در افغانستان و عراق است.
ج) طراحى جدول ريسك جغرافياى امنيتى تراكم نيروهاى آمريكايى در پيرامون جمهورى اسلامى ايران
يكى از مبانى مديريت استراتژيك دفاع ملى؛ شناسايى دو عنصر «موقعيت و تراكم» مراكز نظامى، اطلاعاتى و امنيتى آمريكا و ناتو مىباشد. نهادهاى ذىربط بايستى براساس پارامترهايى همچون فاصله آنها تا مرزهاى جمهورىاسلامى ايران، نوع توافقنامه امنيتى با كشور ميزبان، آمارهاى كمى و كيفى نيروها و تأسيسات نظامى، نوع واحدهاى تخصصى، ميزان نزديكى با ساير پايگاه هاى پشتيبانى آمريكا در منطقه و نكات آسيب پذير آنها نقشه ريسك را طراحى كند.
درصد تحركات نظامى اطلاعاتى آمريكا و اسرائيل در منطقه خودمختار كردستان عراق
با توجه به تمايل دولت خودمختار كردستان عراق براى تأسيس پايگاه هاى دائمى آمريكا، نفوذ خزنده رژيم صهيونيستى در منطقه كردستان و همچنين چگالى بالاى حضور برخى گروهكهاى تروريستى مانند پژاك، پ.ك.ك و انصارالاسلام، از مؤلفه هايى هستند كه ضرورت آسيب شناسى ماهيت توافقنامه هاى امنيتى دولت خودمختار كردستان عراق با قدرت هاى فرامنطقهاى را دوچندان مىكنند.