زان و استادش را قبل از رسيدن به ميانسالى عامل موثر ديگر در سير و سلوك او مى شمرد. اين غربت و تنهايى مولانا را با بى وفايى و زوال پذيرى اين دنياى فانى آشنا ساخت و به او درس عدم تعلق به دنيا و رستن از آن را آموخت. بدين سبب مولانا دنيا را "فخ" و ميا نتهى مى داند و دائم در طلب بازگشت به بنيان اصلى وجودش - كه آن را نيستان مى خواند- است. نراقى در فصل دوم با عنوان "ديدار يار" به آشنايى مولوى و شمس مى پردازد و به داستان پادشاه و كنيزك در ابتداى مثنوى كه مولوى آن را " نقد حال" خود مى داند، اشاره مى كند. اين داستان نماد مولانا و دل بيمار اوست كه طبيبان ظاهر بين توان درمان آن را ندارند و نيازمند طبيب الهى است. اين طبيب همان ولى الهى و همان شمس است. بسيارى از عرفا تعداد ولى الهى را به واسطه خصوصيات ويژه او چون زهد، عدم دنياطلبى و اشتياق براى مرگ بسيار كم مى داند اما مولانا معتقد است كه كافى‌است تا سالك طلب كند و عاشق شود آنگاه ولى خود خواهد آمد.دوستى ولى با خدا از جنس دوستى هايى است كه مولاى متقيان على عليه السلام آن را دوستى احرار و آزادگان مى داند. اين دوستى ، دوستى با خدا به خاطر خود اوست. در فصل سوم مولف در زير عنوان " نواى نى" به زندگى مولانا پس از غيبت شمس و ياران او چون صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى مى پردازد. اما در فصل چهارم كه نامه " سكوت خاموش" را داراست، نويسنده به بررسى سكوت از نگاه مولانا مى پردازد. وى با اشاره به داستان حضرت ذكريا عليه السلام و تولد حضرت يحيى عليه السلام در قرآن سكوت را نشانه الهى مى داند. اما سكوت از ديدگاه مولانا بر سه قسم است: سكوت سالكانه كه در مقام طريقت است و خود انواعى دارد . سكوت سالكانه گاه همان سكوت اخلاقى است كه براى دورى از آفات و گناهان زبان انجام مى گيرد. گاه سكوت در مقام علم آموزى و ادب است و گاه براى رازدارى است تا سر دل براى افرادى كه اين معارف در حد فهم آنان نيست بيان نشود و به دست نااهلان نيافتد تا مبادا آن را دام تزوير خود كنند. اما سكوت ديگر سكوت عارفانه است كه عارف با شهود جلال و عظمت حق زبان در مى بازد : " من عرف الله كل لسانه". و گاه اين سكوت، سكوت از عشق است؛ چرا كه با وجود عشق راه هاى بسيار ديگرى به جز زبان براى مفاهمه وجود دارد كه مولانا آن را "زبان محرمى و همدلى" مى خواند . و آخرين مقام سكوت، "سكوت فنا" است كه سالك با فناى در ذات خداوند ديگر نيازى به زبا نو حتى سكوت ندارد و دچار گنگى مى شود و گرچه به ظاهر گنگ است اما هزاران سخن با زبان گنگى با جان مى گويد. فصل بعدى تحت عنوان "بخوانيد مرا" در باره دعا از نگاه مولانا است . رابطه ميان انسان و خدا به دو صورت ممكن مى شود : رابطه اى كه خداوند آغازگر آن است كه آن را وحى مى ناميم و رابطه اى كه انسان شروع كننده آن است كه دعا ناميده مى شود. قرآن كريم هدف خلقت انسان را عبادت بيان مى كند و همچنين رسول اكرم(ص) دعا را مغز عبادت مى خواند پس مى توان گفت كه هدف خلقت عرضه نياز بر خداوند و دعا است . قرآن اجابت دعا را در يك حالت تضمين شده مى داند و آن حالت اضطرار است چراكه دعا كننده مضطر از ما سوى الله بريده است و با اخلاص رو به خداوند آورده است. مولانا دعا را بر سه نوع تقسيم مى كند : دعاى حاجت، كه منشأ آن را واقعه اى خارجى مى داند و از ديد او دعاى حاجت طلب غير خدا از خدا است. مرتبه بعد، دعاى محبت است كه اين دعا بر مبناى شوق است نه نياز و آخرين مقام دعا ، دعاى فنا است كه مقام " دعاى بى دعايى " است. با فناى عارف در ذات خداوند ديگر فاصله اى ميان او و معشوق نيست، پس اگر عارف خود را بخواند، محبوب ر ا خوانده است و اگر او را بخواند، گويى خود را خوانده است. ( هم دعا از تو اجابت هم زتو) فصل ششم با عنوان " در پنجه تقليب رب" به موضوع حالات قلبى سالك مى پردازد. شناتخت خداوند از دو راه ممكن است: آيات آفاقى و آيات انفسى. روح آدمى كه وسيله شناخت خداوند است گاه دچار شادى و گشايش يا غم و تنگى مى شود . اين غم و شادى ناشى از واردات قلبى سالك است كه بايد بر آنها مراقبت كند. مولانا دل گشادگى و دل گرفتگى را سه نوع مى داند : غم و شادى كه ريشه آن در حب دنيا و وابستگى به آن است. خوف و رجا كه يا از ترس گناهان و هيبت خداوند حاصل مى شود. قبض و بسط كه اشارت بر دو چيز است: وضعيت قلب عارف و به حكم حديث قدسى " قلب المومن بين اصبعى الرحمن" نشانگر حضور خداوند و راه شناخت حضرت حق است. فصل هفتم حول محور مقام فقر مى چرخد. فقر نيز بر سه نوع است : فقر زاهدانه كه قناعت به ضروريات دنيا است. فقر عارفانه كه عارف با علم به اين واقعيت كه نه تنها مالك ثروت هاى اعتبارى نيست بلكه حتى مالك ثروت هاى حقيقى نيز نيست. فقر فنا كه عارف فقر ذاتى خود را شهود مى كند. اما فصل هشتم و آخرين فصل كتاب به پايان عمر آدمى و " بار عدم" مى پردازد. با توجه به فناپذيرى دنيا و مرگ پذيرى انسان اين سوال براى عارف مطرح مى شود كه هدف از زندگى چيست؟ نويسنده دو نوع پاسخ براى اين پرسش مطرح مى كند كه يكى را پاسخ "خيامى" مى نامد و ديگرى را پاسخ " مولانايى" . از نگاه خيام عدم تهديد هستى است. اما او راه درمان اين درد را دم غنيمت شمارى و خوش باشى و فراموشى اين درد مى داند. مولانا اما عدم را نبود هستى تعريف نمى كند بلكه آن را مظهر نوشوندگى ها و تازگى هاى عالم مى داند . مولانا دنيا را براى انسان چون قفس مى داند و مرگ را تنها راه رستن از اين قفس . از نگاه او، مرگ پايان راه نيست بلكه آغاز راهى نو است. از ميان تازه ها دين و اخلاق ماهيت حكومت نبوى - كتاب "ماهيت حكومت نبوى" به قلم محمدصادق مزينانى در قطع وزيرى و با قيمت 55000 ريال توسط مؤسسه بوستان كتاب قم منتشر شد. اين كتاب در چهار بخش سامان يافته است: ماهيت حكومت نبوى، نصيحت از حقوق متقابل دولت و مردم، معيارهاى گزينش كارگزاران در حكومت نبوى و روش‌هاى تربيت سياسى در حكومت نبوى. قرآن و حديث در پرتو حديث - اين كتاب بخشى از مقاله‌هاى منتشر شده عبدالهادى مسعودى در يك دوره 12 ساله است كه با شمارگان 1000 نسخه و بهاى 5500 تومان به تازگى از سوى سازمان چاپ و نشر دارالحديث منتشر شده است. اين كتاب در دو بخش تدوين شده است كه ده مقاله بخش نخست به شكل نوشته‌هاى تخصصى و قابل استفاده حديث پژوهان است. پنج مقاله بخش دوم، از كتاب هاى حديثى است و به معرفى آثار كهن و نو حديثى اختصاص دارد. عرفان و هنر فلسفه عكاسى - كتابى با عنوان "در باب فلسفه عكاسى" نوشته ويلم فلوسر و ترجمه پوپك بايرامى با شمارگان 2200 نسخه از سوى انتسارات حرفه هنرمند منتشر شده است. اين كتاب نقدى است بر كاركردگرايى در تمام جنبه‌هاى انسان‌شناسى، علمى، سياسى و زيبايى‌شناسى آن و عمل عكاسى از ديد نويسنده، يك "شك پديدارشناختى" است. "در باب فلسفه عكاسى" به مطالعه تأثير جامعه بر ساختار وجود انسان توجهى ويژه دارد و مى‌توان آن را جستارى پيرامون جايگزينى فرهنگ خطى نوشتار با فرهنگ تصاوير فنى دانست كه در پى اختراع عكاسى در نيمه اول قرن نوزده حاصل شد. فلسفه وكلام راهنماى جمهورى افلاطون - نوشته نيكلاس پاپاس و ترجمه بهزاد سبزى در 335 صفحه و شمارگان 1000 نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شده است. اين كتاب يكى از مجلدات مجموعه كتابهاى راهنماى فلسفه انتشارات راتلج است كه در سه بخش تدوين شده است. در بخش اول زندگى افلاطون و كتاب جمهورى، در بخش دوم استدلال جمهورى در هشت فصل با موضوعاتى چون "عدالت چيست؟"، "عدالت كدامين خير است؟"، "عدالت در شهر"، "عدالت در نفس"، "سياست ريشه‌نگر"، "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى"، "ظلم در نفس و در شهر" و "هنر و ناميرايى" بررسى مى‌شود. بخش سوم با عنوان "مباحث كلى" و "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى افلاطون" فصل بندى شده و در آخرين فصل "سرزنش و استفاده افلاطون از شعر" محور اصلى بحث قرار گرفته است.. درباره آكويناس - وشته جان اينگليس ترجمه بهنام اكبرى در 171 صفحه با شمارگان 1000 نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شد. اين كتاب، اثرى تعليمى است كه به بررسى انديشه اين فيلسوف قرون چهارده و پانزده ميلادى در بستر تاريخى تفكر و فلسفه اختصاص دارد و جان اينگليس، استاد فلسفه دانشگاه ديتون در اين كتاب به برخى‌مفاهيم كليدى در انديشه آكويناس با تمركز بر متن اصلى وى، كتاب جامع الهيات مى‌پردازد و در آن منظرى دقيق از فلسفه پيشينيان توماس آكويناس و تأثير آن بر هزارتوى انديشه و آراء وى را به دست مى‌دهد. ويتگنشتاين - اين كتاب نوشته اى. سى. گريلينگ با ترجمه ابوالفضل حقيرى و ويراستارى مهدى نسرين با شمارگان 1000 نسخه در 197 صفحه از سوى انتشارات بصيرت منتشر شده است. نويسنده هدف خود از تأليف اين كتاب را دو چيز عنوان كرده است: نخست روشن ساختن محور اصلى انديشه ويتگنشتاين براى خواننده غير متخصص و دوم شرح جايگاه انديشه وى در فلسفه تحليلى قرن بيستم. بنابراين نويسنده اين دو هدف خود را در چهار فصل "زندگى و شخصيت ويتگنشتاين"، "فلسفه متقدم"، "فلسفه متأخر" و نيز "ويتگنشتاين و فلسفه جديد" پى گرفته است. جستارهايى در فلسفه دين - اين عنوان فرعى كتاب "ايمان چيست؟" نوشته آنتونى كنى است كه توسط اعظم پويا ترجمه و با شمارگان 2000 نسخه از سوى انتشارات هرمس منتشر شده است. اين كتاب كه در سال 1992 از سوى انتشارات آكسفورد منتشر شده است يكى از مهمترين كتابهاى آنتونى كنى است كه در آن عقلانى بودن اعتقاد به خدا مورد بررسى قرار گرفته است يعنى موضوعى كه از ديرباز و نزد فيلسوفانى چون افلاطون تا آكويناس تا امروزيانى چون چيزم، ويتگنشتاين و پلانتينگا مورد توجه بوده است. آنتونى كنى (متولد 1931)، فيلسوف انگليسى و متخصص در حوزه‌هاى فلسفه ذهن، فلسفه اسكولاستيك، فلسفه ويتگنشتاين و فلسفه دين است كه در فلسفه باستان به توماس آكويناس و در فلسفه جديد به ويتگنشتاين بيش از هر فيلسوف ديگرى پرداخته است. بى دليلى باور - اين كتاب با عنوان فرعى" تأملى در "در باب يقين" ويتگنشتاين" نوشته مينو حجت با شمارگان 3000 نسخه در 435 صفحه از سوى انتشارات هرمس منتشر شد. نويسنده در اين كتاب به بحث و بررسى لوازمى كه بر نظرات ويتگنشتاين مترتب دانسته شده پرداخته و آراى عمده مفسران اين فيلسوف را نيز طرح و نقد كرده و كوشيده است نه به باورهاى شخصى اين فيلسوف بلكه به امكان مبنايى عينى براى باورهاى همگانى نزد وى بپردازد. سياست خبرگان و تداوم شرايط رهبرى- كتاب بيست و پنجم از مجموعه " پژوهش هايى در مسائل حكومت اسلامى" با عنوان " خبرگان و تداوم شرايط رهبرى" با شمارگان 1000 نسخه از سوى دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى منتشر شد. اين كتاب نوشته مصطفى جعفر پيشه فرد و داراى يك مقدمه و هفت فصل است. فصل اول كتاب خبرگان و تداوم شرايط رهبرى شامل مفاهيم و كليات است و و در فصل دوم نيز نظريه نظارت ناپذيرى رهبرى‌در نظام اسلامى مورد بررسى قرار مى گيرد. فصل هاى سوم و چهارم به بررسى مبانى فقهى و نيز حقوقى مشروعيت نظارت بر رهبرى مى پردازد. فصل پنجم كتاب به مشروعيت سياسى و حدود نظارت شرعى مى پردازد و فصل ششم نيز حدود نظارت از نظر قانون اساسى را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد و سرانجام در فصل هفتم شيوه اعمال نظارت بررسى مى شود. "> زان و استادش را قبل از رسيدن به ميانسالى عامل موثر ديگر در سير و سلوك او مى شمرد. اين غربت و تنهايى مولانا را با بى وفايى و زوال پذيرى اين دنياى فانى آشنا ساخت و به او درس عدم تعلق به دنيا و رستن از آن را آموخت. بدين سبب مولانا دنيا را "فخ" و ميا نتهى مى داند و دائم در طلب بازگشت به بنيان اصلى وجودش - كه آن را نيستان مى خواند- است. نراقى در فصل دوم با عنوان "ديدار يار" به آشنايى مولوى و شمس مى پردازد و به داستان پادشاه و كنيزك در ابتداى مثنوى كه مولوى آن را " نقد حال" خود مى داند، اشاره مى كند. اين داستان نماد مولانا و دل بيمار اوست كه طبيبان ظاهر بين توان درمان آن را ندارند و نيازمند طبيب الهى است. اين طبيب همان ولى الهى و همان شمس است. بسيارى از عرفا تعداد ولى الهى را به واسطه خصوصيات ويژه او چون زهد، عدم دنياطلبى و اشتياق براى مرگ بسيار كم مى داند اما مولانا معتقد است كه كافى‌است تا سالك طلب كند و عاشق شود آنگاه ولى خود خواهد آمد.دوستى ولى با خدا از جنس دوستى هايى است كه مولاى متقيان على عليه السلام آن را دوستى احرار و آزادگان مى داند. اين دوستى ، دوستى با خدا به خاطر خود اوست. در فصل سوم مولف در زير عنوان " نواى نى" به زندگى مولانا پس از غيبت شمس و ياران او چون صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى مى پردازد. اما در فصل چهارم كه نامه " سكوت خاموش" را داراست، نويسنده به بررسى سكوت از نگاه مولانا مى پردازد. وى با اشاره به داستان حضرت ذكريا عليه السلام و تولد حضرت يحيى عليه السلام در قرآن سكوت را نشانه الهى مى داند. اما سكوت از ديدگاه مولانا بر سه قسم است: سكوت سالكانه كه در مقام طريقت است و خود انواعى دارد . سكوت سالكانه گاه همان سكوت اخلاقى است كه براى دورى از آفات و گناهان زبان انجام مى گيرد. گاه سكوت در مقام علم آموزى و ادب است و گاه براى رازدارى است تا سر دل براى افرادى كه اين معارف در حد فهم آنان نيست بيان نشود و به دست نااهلان نيافتد تا مبادا آن را دام تزوير خود كنند. اما سكوت ديگر سكوت عارفانه است كه عارف با شهود جلال و عظمت حق زبان در مى بازد : " من عرف الله كل لسانه". و گاه اين سكوت، سكوت از عشق است؛ چرا كه با وجود عشق راه هاى بسيار ديگرى به جز زبان براى مفاهمه وجود دارد كه مولانا آن را "زبان محرمى و همدلى" مى خواند . و آخرين مقام سكوت، "سكوت فنا" است كه سالك با فناى در ذات خداوند ديگر نيازى به زبا نو حتى سكوت ندارد و دچار گنگى مى شود و گرچه به ظاهر گنگ است اما هزاران سخن با زبان گنگى با جان مى گويد. فصل بعدى تحت عنوان "بخوانيد مرا" در باره دعا از نگاه مولانا است . رابطه ميان انسان و خدا به دو صورت ممكن مى شود : رابطه اى كه خداوند آغازگر آن است كه آن را وحى مى ناميم و رابطه اى كه انسان شروع كننده آن است كه دعا ناميده مى شود. قرآن كريم هدف خلقت انسان را عبادت بيان مى كند و همچنين رسول اكرم(ص) دعا را مغز عبادت مى خواند پس مى توان گفت كه هدف خلقت عرضه نياز بر خداوند و دعا است . قرآن اجابت دعا را در يك حالت تضمين شده مى داند و آن حالت اضطرار است چراكه دعا كننده مضطر از ما سوى الله بريده است و با اخلاص رو به خداوند آورده است. مولانا دعا را بر سه نوع تقسيم مى كند : دعاى حاجت، كه منشأ آن را واقعه اى خارجى مى داند و از ديد او دعاى حاجت طلب غير خدا از خدا است. مرتبه بعد، دعاى محبت است كه اين دعا بر مبناى شوق است نه نياز و آخرين مقام دعا ، دعاى فنا است كه مقام " دعاى بى دعايى " است. با فناى عارف در ذات خداوند ديگر فاصله اى ميان او و معشوق نيست، پس اگر عارف خود را بخواند، محبوب ر ا خوانده است و اگر او را بخواند، گويى خود را خوانده است. ( هم دعا از تو اجابت هم زتو) فصل ششم با عنوان " در پنجه تقليب رب" به موضوع حالات قلبى سالك مى پردازد. شناتخت خداوند از دو راه ممكن است: آيات آفاقى و آيات انفسى. روح آدمى كه وسيله شناخت خداوند است گاه دچار شادى و گشايش يا غم و تنگى مى شود . اين غم و شادى ناشى از واردات قلبى سالك است كه بايد بر آنها مراقبت كند. مولانا دل گشادگى و دل گرفتگى را سه نوع مى داند : غم و شادى كه ريشه آن در حب دنيا و وابستگى به آن است. خوف و رجا كه يا از ترس گناهان و هيبت خداوند حاصل مى شود. قبض و بسط كه اشارت بر دو چيز است: وضعيت قلب عارف و به حكم حديث قدسى " قلب المومن بين اصبعى الرحمن" نشانگر حضور خداوند و راه شناخت حضرت حق است. فصل هفتم حول محور مقام فقر مى چرخد. فقر نيز بر سه نوع است : فقر زاهدانه كه قناعت به ضروريات دنيا است. فقر عارفانه كه عارف با علم به اين واقعيت كه نه تنها مالك ثروت هاى اعتبارى نيست بلكه حتى مالك ثروت هاى حقيقى نيز نيست. فقر فنا كه عارف فقر ذاتى خود را شهود مى كند. اما فصل هشتم و آخرين فصل كتاب به پايان عمر آدمى و " بار عدم" مى پردازد. با توجه به فناپذيرى دنيا و مرگ پذيرى انسان اين سوال براى عارف مطرح مى شود كه هدف از زندگى چيست؟ نويسنده دو نوع پاسخ براى اين پرسش مطرح مى كند كه يكى را پاسخ "خيامى" مى نامد و ديگرى را پاسخ " مولانايى" . از نگاه خيام عدم تهديد هستى است. اما او راه درمان اين درد را دم غنيمت شمارى و خوش باشى و فراموشى اين درد مى داند. مولانا اما عدم را نبود هستى تعريف نمى كند بلكه آن را مظهر نوشوندگى ها و تازگى هاى عالم مى داند . مولانا دنيا را براى انسان چون قفس مى داند و مرگ را تنها راه رستن از اين قفس . از نگاه او، مرگ پايان راه نيست بلكه آغاز راهى نو است. از ميان تازه ها دين و اخلاق ماهيت حكومت نبوى - كتاب "ماهيت حكومت نبوى" به قلم محمدصادق مزينانى در قطع وزيرى و با قيمت 55000 ريال توسط مؤسسه بوستان كتاب قم منتشر شد. اين كتاب در چهار بخش سامان يافته است: ماهيت حكومت نبوى، نصيحت از حقوق متقابل دولت و مردم، معيارهاى گزينش كارگزاران در حكومت نبوى و روش‌هاى تربيت سياسى در حكومت نبوى. قرآن و حديث در پرتو حديث - اين كتاب بخشى از مقاله‌هاى منتشر شده عبدالهادى مسعودى در يك دوره 12 ساله است كه با شمارگان 1000 نسخه و بهاى 5500 تومان به تازگى از سوى سازمان چاپ و نشر دارالحديث منتشر شده است. اين كتاب در دو بخش تدوين شده است كه ده مقاله بخش نخست به شكل نوشته‌هاى تخصصى و قابل استفاده حديث پژوهان است. پنج مقاله بخش دوم، از كتاب هاى حديثى است و به معرفى آثار كهن و نو حديثى اختصاص دارد. عرفان و هنر فلسفه عكاسى - كتابى با عنوان "در باب فلسفه عكاسى" نوشته ويلم فلوسر و ترجمه پوپك بايرامى با شمارگان 2200 نسخه از سوى انتسارات حرفه هنرمند منتشر شده است. اين كتاب نقدى است بر كاركردگرايى در تمام جنبه‌هاى انسان‌شناسى، علمى، سياسى و زيبايى‌شناسى آن و عمل عكاسى از ديد نويسنده، يك "شك پديدارشناختى" است. "در باب فلسفه عكاسى" به مطالعه تأثير جامعه بر ساختار وجود انسان توجهى ويژه دارد و مى‌توان آن را جستارى پيرامون جايگزينى فرهنگ خطى نوشتار با فرهنگ تصاوير فنى دانست كه در پى اختراع عكاسى در نيمه اول قرن نوزده حاصل شد. فلسفه وكلام راهنماى جمهورى افلاطون - نوشته نيكلاس پاپاس و ترجمه بهزاد سبزى در 335 صفحه و شمارگان 1000 نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شده است. اين كتاب يكى از مجلدات مجموعه كتابهاى راهنماى فلسفه انتشارات راتلج است كه در سه بخش تدوين شده است. در بخش اول زندگى افلاطون و كتاب جمهورى، در بخش دوم استدلال جمهورى در هشت فصل با موضوعاتى چون "عدالت چيست؟"، "عدالت كدامين خير است؟"، "عدالت در شهر"، "عدالت در نفس"، "سياست ريشه‌نگر"، "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى"، "ظلم در نفس و در شهر" و "هنر و ناميرايى" بررسى مى‌شود. بخش سوم با عنوان "مباحث كلى" و "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى افلاطون" فصل بندى شده و در آخرين فصل "سرزنش و استفاده افلاطون از شعر" محور اصلى بحث قرار گرفته است.. درباره آكويناس - وشته جان اينگليس ترجمه بهنام اكبرى در 171 صفحه با شمارگان 1000 نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شد. اين كتاب، اثرى تعليمى است كه به بررسى انديشه اين فيلسوف قرون چهارده و پانزده ميلادى در بستر تاريخى تفكر و فلسفه اختصاص دارد و جان اينگليس، استاد فلسفه دانشگاه ديتون در اين كتاب به برخى‌مفاهيم كليدى در انديشه آكويناس با تمركز بر متن اصلى وى، كتاب جامع الهيات مى‌پردازد و در آن منظرى دقيق از فلسفه پيشينيان توماس آكويناس و تأثير آن بر هزارتوى انديشه و آراء وى را به دست مى‌دهد. ويتگنشتاين - اين كتاب نوشته اى. سى. گريلينگ با ترجمه ابوالفضل حقيرى و ويراستارى مهدى نسرين با شمارگان 1000 نسخه در 197 صفحه از سوى انتشارات بصيرت منتشر شده است. نويسنده هدف خود از تأليف اين كتاب را دو چيز عنوان كرده است: نخست روشن ساختن محور اصلى انديشه ويتگنشتاين براى خواننده غير متخصص و دوم شرح جايگاه انديشه وى در فلسفه تحليلى قرن بيستم. بنابراين نويسنده اين دو هدف خود را در چهار فصل "زندگى و شخصيت ويتگنشتاين"، "فلسفه متقدم"، "فلسفه متأخر" و نيز "ويتگنشتاين و فلسفه جديد" پى گرفته است. جستارهايى در فلسفه دين - اين عنوان فرعى كتاب "ايمان چيست؟" نوشته آنتونى كنى است كه توسط اعظم پويا ترجمه و با شمارگان 2000 نسخه از سوى انتشارات هرمس منتشر شده است. اين كتاب كه در سال 1992 از سوى انتشارات آكسفورد منتشر شده است يكى از مهمترين كتابهاى آنتونى كنى است كه در آن عقلانى بودن اعتقاد به خدا مورد بررسى قرار گرفته است يعنى موضوعى كه از ديرباز و نزد فيلسوفانى چون افلاطون تا آكويناس تا امروزيانى چون چيزم، ويتگنشتاين و پلانتينگا مورد توجه بوده است. آنتونى كنى (متولد 1931)، فيلسوف انگليسى و متخصص در حوزه‌هاى فلسفه ذهن، فلسفه اسكولاستيك، فلسفه ويتگنشتاين و فلسفه دين است كه در فلسفه باستان به توماس آكويناس و در فلسفه جديد به ويتگنشتاين بيش از هر فيلسوف ديگرى پرداخته است. بى دليلى باور - اين كتاب با عنوان فرعى" تأملى در "در باب يقين" ويتگنشتاين" نوشته مينو حجت با شمارگان 3000 نسخه در 435 صفحه از سوى انتشارات هرمس منتشر شد. نويسنده در اين كتاب به بحث و بررسى لوازمى كه بر نظرات ويتگنشتاين مترتب دانسته شده پرداخته و آراى عمده مفسران اين فيلسوف را نيز طرح و نقد كرده و كوشيده است نه به باورهاى شخصى اين فيلسوف بلكه به امكان مبنايى عينى براى باورهاى همگانى نزد وى بپردازد. سياست خبرگان و تداوم شرايط رهبرى- كتاب بيست و پنجم از مجموعه " پژوهش هايى در مسائل حكومت اسلامى" با عنوان " خبرگان و تداوم شرايط رهبرى" با شمارگان 1000 نسخه از سوى دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى منتشر شد. اين كتاب نوشته مصطفى جعفر پيشه فرد و داراى يك مقدمه و هفت فصل است. فصل اول كتاب خبرگان و تداوم شرايط رهبرى شامل مفاهيم و كليات است و و در فصل دوم نيز نظريه نظارت ناپذيرى رهبرى‌در نظام اسلامى مورد بررسى قرار مى گيرد. فصل هاى سوم و چهارم به بررسى مبانى فقهى و نيز حقوقى مشروعيت نظارت بر رهبرى مى پردازد. فصل پنجم كتاب به مشروعيت سياسى و حدود نظارت شرعى مى پردازد و فصل ششم نيز حدود نظارت از نظر قانون اساسى را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد و سرانجام در فصل هفتم شيوه اعمال نظارت بررسى مى شود. "> زان و استادش را قبل از رسيدن به ميانسالى عامل موثر ديگر در سير و سلوك او مى شمرد. اين غربت و تنهايى مولانا را با بى وفايى و زوال پذيرى اين دنياى فانى آشنا ساخت و به او درس عدم تعلق به دنيا و رستن از آن را آموخت. بدين سبب مولانا دنيا را "فخ" و ميا نتهى مى داند و دائم در طلب بازگشت به بنيان اصلى وجودش - كه آن را نيستان مى خواند- است. نراقى در فصل دوم با عنوان "ديدار يار" به آشنايى مولوى و شمس مى پردازد و به داستان پادشاه و كنيزك در ابتداى مثنوى كه مولوى آن را " نقد حال" خود مى داند، اشاره مى كند. اين داستان نماد مولانا و دل بيمار اوست كه طبيبان ظاهر بين توان درمان آن را ندارند و نيازمند طبيب الهى است. اين طبيب همان ولى الهى و همان شمس است. بسيارى از عرفا تعداد ولى الهى را به واسطه خصوصيات ويژه او چون زهد، عدم دنياطلبى و اشتياق براى مرگ بسيار كم مى داند اما مولانا معتقد است كه كافى‌است تا سالك طلب كند و عاشق شود آنگاه ولى خود خواهد آمد.دوستى ولى با خدا از جنس دوستى هايى است كه مولاى متقيان على عليه السلام آن را دوستى احرار و آزادگان مى داند. اين دوستى ، دوستى با خدا به خاطر خود اوست. در فصل سوم مولف در زير عنوان " نواى نى" به زندگى مولانا پس از غيبت شمس و ياران او چون صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى مى پردازد. اما در فصل چهارم كه نامه " سكوت خاموش" را داراست، نويسنده به بررسى سكوت از نگاه مولانا مى پردازد. وى با اشاره به داستان حضرت ذكريا عليه السلام و تولد حضرت يحيى عليه السلام در قرآن سكوت را نشانه الهى مى داند. اما سكوت از ديدگاه مولانا بر سه قسم است: سكوت سالكانه كه در مقام طريقت است و خود انواعى دارد . سكوت سالكانه گاه همان سكوت اخلاقى است كه براى دورى از آفات و گناهان زبان انجام مى گيرد. گاه سكوت در مقام علم آموزى و ادب است و گاه براى رازدارى است تا سر دل براى افرادى كه اين معارف در حد فهم آنان نيست بيان نشود و به دست نااهلان نيافتد تا مبادا آن را دام تزوير خود كنند. اما سكوت ديگر سكوت عارفانه است كه عارف با شهود جلال و عظمت حق زبان در مى بازد : " من عرف الله كل لسانه". و گاه اين سكوت، سكوت از عشق است؛ چرا كه با وجود عشق راه هاى بسيار ديگرى به جز زبان براى مفاهمه وجود دارد كه مولانا آن را "زبان محرمى و همدلى" مى خواند . و آخرين مقام سكوت، "سكوت فنا" است كه سالك با فناى در ذات خداوند ديگر نيازى به زبا نو حتى سكوت ندارد و دچار گنگى مى شود و گرچه به ظاهر گنگ است اما هزاران سخن با زبان گنگى با جان مى گويد. فصل بعدى تحت عنوان "بخوانيد مرا" در باره دعا از نگاه مولانا است . رابطه ميان انسان و خدا به دو صورت ممكن مى شود : رابطه اى كه خداوند آغازگر آن است كه آن را وحى مى ناميم و رابطه اى كه انسان شروع كننده آن است كه دعا ناميده مى شود. قرآن كريم هدف خلقت انسان را عبادت بيان مى كند و همچنين رسول اكرم(ص) دعا را مغز عبادت مى خواند پس مى توان گفت كه هدف خلقت عرضه نياز بر خداوند و دعا است . قرآن اجابت دعا را در يك حالت تضمين شده مى داند و آن حالت اضطرار است چراكه دعا كننده مضطر از ما سوى الله بريده است و با اخلاص رو به خداوند آورده است. مولانا دعا را بر سه نوع تقسيم مى كند : دعاى حاجت، كه منشأ آن را واقعه اى خارجى مى داند و از ديد او دعاى حاجت طلب غير خدا از خدا است. مرتبه بعد، دعاى محبت است كه اين دعا بر مبناى شوق است نه نياز و آخرين مقام دعا ، دعاى فنا است كه مقام " دعاى بى دعايى " است. با فناى عارف در ذات خداوند ديگر فاصله اى ميان او و معشوق نيست، پس اگر عارف خود را بخواند، محبوب ر ا خوانده است و اگر او را بخواند، گويى خود را خوانده است. ( هم دعا از تو اجابت هم زتو) فصل ششم با عنوان " در پنجه تقليب رب" به موضوع حالات قلبى سالك مى پردازد. شناتخت خداوند از دو راه ممكن است: آيات آفاقى و آيات انفسى. روح آدمى كه وسيله شناخت خداوند است گاه دچار شادى و گشايش يا غم و تنگى مى شود . اين غم و شادى ناشى از واردات قلبى سالك است كه بايد بر آنها مراقبت كند. مولانا دل گشادگى و دل گرفتگى را سه نوع مى داند : غم و شادى كه ريشه آن در حب دنيا و وابستگى به آن است. خوف و رجا كه يا از ترس گناهان و هيبت خداوند حاصل مى شود. قبض و بسط كه اشارت بر دو چيز است: وضعيت قلب عارف و به حكم حديث قدسى " قلب المومن بين اصبعى الرحمن" نشانگر حضور خداوند و راه شناخت حضرت حق است. فصل هفتم حول محور مقام فقر مى چرخد. فقر نيز بر سه نوع است : فقر زاهدانه كه قناعت به ضروريات دنيا است. فقر عارفانه كه عارف با علم به اين واقعيت كه نه تنها مالك ثروت هاى اعتبارى نيست بلكه حتى مالك ثروت هاى حقيقى نيز نيست. فقر فنا كه عارف فقر ذاتى خود را شهود مى كند. اما فصل هشتم و آخرين فصل كتاب به پايان عمر آدمى و " بار عدم" مى پردازد. با توجه به فناپذيرى دنيا و مرگ پذيرى انسان اين سوال براى عارف مطرح مى شود كه هدف از زندگى چيست؟ نويسنده دو نوع پاسخ براى اين پرسش مطرح مى كند كه يكى را پاسخ "خيامى" مى نامد و ديگرى را پاسخ " مولانايى" . از نگاه خيام عدم تهديد هستى است. اما او راه درمان اين درد را دم غنيمت شمارى و خوش باشى و فراموشى اين درد مى داند. مولانا اما عدم را نبود هستى تعريف نمى كند بلكه آن را مظهر نوشوندگى ها و تازگى هاى عالم مى داند . مولانا دنيا را براى انسان چون قفس مى داند و مرگ را تنها راه رستن از اين قفس . از نگاه او، مرگ پايان راه نيست بلكه آغاز راهى نو است. از ميان تازه ها دين و اخلاق ماهيت حكومت نبوى - كتاب "ماهيت حكومت نبوى" به قلم محمدصادق مزينانى در قطع وزيرى و با قيمت 55000 ريال توسط مؤسسه بوستان كتاب قم منتشر شد. اين كتاب در چهار بخش سامان يافته است: ماهيت حكومت نبوى، نصيحت از حقوق متقابل دولت و مردم، معيارهاى گزينش كارگزاران در حكومت نبوى و روش‌هاى تربيت سياسى در حكومت نبوى. قرآن و حديث در پرتو حديث - اين كتاب بخشى از مقاله‌هاى منتشر شده عبدالهادى مسعودى در يك دوره 12 ساله است كه با شمارگان 1000 نسخه و بهاى 5500 تومان به تازگى از سوى سازمان چاپ و نشر دارالحديث منتشر شده است. اين كتاب در دو بخش تدوين شده است كه ده مقاله بخش نخست به شكل نوشته‌هاى تخصصى و قابل استفاده حديث پژوهان است. پنج مقاله بخش دوم، از كتاب هاى حديثى است و به معرفى آثار كهن و نو حديثى اختصاص دارد. عرفان و هنر فلسفه عكاسى - كتابى با عنوان "در باب فلسفه عكاسى" نوشته ويلم فلوسر و ترجمه پوپك بايرامى با شمارگان 2200 نسخه از سوى انتسارات حرفه هنرمند منتشر شده است. اين كتاب نقدى است بر كاركردگرايى در تمام جنبه‌هاى انسان‌شناسى، علمى، سياسى و زيبايى‌شناسى آن و عمل عكاسى از ديد نويسنده، يك "شك پديدارشناختى" است. "در باب فلسفه عكاسى" به مطالعه تأثير جامعه بر ساختار وجود انسان توجهى ويژه دارد و مى‌توان آن را جستارى پيرامون جايگزينى فرهنگ خطى نوشتار با فرهنگ تصاوير فنى دانست كه در پى اختراع عكاسى در نيمه اول قرن نوزده حاصل شد. فلسفه وكلام راهنماى جمهورى افلاطون - نوشته نيكلاس پاپاس و ترجمه بهزاد سبزى در 335 صفحه و شمارگان 1000 نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شده است. اين كتاب يكى از مجلدات مجموعه كتابهاى راهنماى فلسفه انتشارات راتلج است كه در سه بخش تدوين شده است. در بخش اول زندگى افلاطون و كتاب جمهورى، در بخش دوم استدلال جمهورى در هشت فصل با موضوعاتى چون "عدالت چيست؟"، "عدالت كدامين خير است؟"، "عدالت در شهر"، "عدالت در نفس"، "سياست ريشه‌نگر"، "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى"، "ظلم در نفس و در شهر" و "هنر و ناميرايى" بررسى مى‌شود. بخش سوم با عنوان "مباحث كلى" و "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى افلاطون" فصل بندى شده و در آخرين فصل "سرزنش و استفاده افلاطون از شعر" محور اصلى بحث قرار گرفته است.. درباره آكويناس - وشته جان اينگليس ترجمه بهنام اكبرى در 171 صفحه با شمارگان 1000 نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شد. اين كتاب، اثرى تعليمى است كه به بررسى انديشه اين فيلسوف قرون چهارده و پانزده ميلادى در بستر تاريخى تفكر و فلسفه اختصاص دارد و جان اينگليس، استاد فلسفه دانشگاه ديتون در اين كتاب به برخى‌مفاهيم كليدى در انديشه آكويناس با تمركز بر متن اصلى وى، كتاب جامع الهيات مى‌پردازد و در آن منظرى دقيق از فلسفه پيشينيان توماس آكويناس و تأثير آن بر هزارتوى انديشه و آراء وى را به دست مى‌دهد. ويتگنشتاين - اين كتاب نوشته اى. سى. گريلينگ با ترجمه ابوالفضل حقيرى و ويراستارى مهدى نسرين با شمارگان 1000 نسخه در 197 صفحه از سوى انتشارات بصيرت منتشر شده است. نويسنده هدف خود از تأليف اين كتاب را دو چيز عنوان كرده است: نخست روشن ساختن محور اصلى انديشه ويتگنشتاين براى خواننده غير متخصص و دوم شرح جايگاه انديشه وى در فلسفه تحليلى قرن بيستم. بنابراين نويسنده اين دو هدف خود را در چهار فصل "زندگى و شخصيت ويتگنشتاين"، "فلسفه متقدم"، "فلسفه متأخر" و نيز "ويتگنشتاين و فلسفه جديد" پى گرفته است. جستارهايى در فلسفه دين - اين عنوان فرعى كتاب "ايمان چيست؟" نوشته آنتونى كنى است كه توسط اعظم پويا ترجمه و با شمارگان 2000 نسخه از سوى انتشارات هرمس منتشر شده است. اين كتاب كه در سال 1992 از سوى انتشارات آكسفورد منتشر شده است يكى از مهمترين كتابهاى آنتونى كنى است كه در آن عقلانى بودن اعتقاد به خدا مورد بررسى قرار گرفته است يعنى موضوعى كه از ديرباز و نزد فيلسوفانى چون افلاطون تا آكويناس تا امروزيانى چون چيزم، ويتگنشتاين و پلانتينگا مورد توجه بوده است. آنتونى كنى (متولد 1931)، فيلسوف انگليسى و متخصص در حوزه‌هاى فلسفه ذهن، فلسفه اسكولاستيك، فلسفه ويتگنشتاين و فلسفه دين است كه در فلسفه باستان به توماس آكويناس و در فلسفه جديد به ويتگنشتاين بيش از هر فيلسوف ديگرى پرداخته است. بى دليلى باور - اين كتاب با عنوان فرعى" تأملى در "در باب يقين" ويتگنشتاين" نوشته مينو حجت با شمارگان 3000 نسخه در 435 صفحه از سوى انتشارات هرمس منتشر شد. نويسنده در اين كتاب به بحث و بررسى لوازمى كه بر نظرات ويتگنشتاين مترتب دانسته شده پرداخته و آراى عمده مفسران اين فيلسوف را نيز طرح و نقد كرده و كوشيده است نه به باورهاى شخصى اين فيلسوف بلكه به امكان مبنايى عينى براى باورهاى همگانى نزد وى بپردازد. سياست خبرگان و تداوم شرايط رهبرى- كتاب بيست و پنجم از مجموعه " پژوهش هايى در مسائل حكومت اسلامى" با عنوان " خبرگان و تداوم شرايط رهبرى" با شمارگان 1000 نسخه از سوى دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى منتشر شد. اين كتاب نوشته مصطفى جعفر پيشه فرد و داراى يك مقدمه و هفت فصل است. فصل اول كتاب خبرگان و تداوم شرايط رهبرى شامل مفاهيم و كليات است و و در فصل دوم نيز نظريه نظارت ناپذيرى رهبرى‌در نظام اسلامى مورد بررسى قرار مى گيرد. فصل هاى سوم و چهارم به بررسى مبانى فقهى و نيز حقوقى مشروعيت نظارت بر رهبرى مى پردازد. فصل پنجم كتاب به مشروعيت سياسى و حدود نظارت شرعى مى پردازد و فصل ششم نيز حدود نظارت از نظر قانون اساسى را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد و سرانجام در فصل هفتم شيوه اعمال نظارت بررسى مى شود. ">

پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - کتابشناخت

کتابشناخت


ميزان الحراره اسلام گرايان فلسطينى در لبنان
جنبش‌ها ونيروهاى اسلامى فلسطينى در لبنان: ايجاد، اهداف، دستاوردها
مؤلف: رأفت فهد مرة
نوبت انتشار: چاپ نخست - ٢٠١٠ م
تعداد صفحات: ٢٦٤ صفحة
ناشر: مركز مطالعات و مشاوره الزيتونه - بيروت- لبنان
با اين كه برخى كتاب‌ها يا پژوهش‌ها به بحث در باره حركت‌هاى اسلامى فلسطينى در لبنان پرداخته‌اند اما غالباً تجربه‌هاى اسلامى فلسطينى در لبنان را از نقطه نظر تداخل وضعيت اسلامى لبنانى وفلسطينى‌بررسى كرده‌اند در حالى كه هيچ كتابى تا كنون به صورت مفصل و خاص به وضعيت جنبش‌هاى اسلامى در اردوگاه‌هاى فلسطينى در لبنان نپرداخته است.
كتاب "جنبش‌ها ونيروهاى اسلامى فلسطينى در لبنان: ايجاد، اهداف، دستاوردها" نخستين كتابى است كه فعاليت گروه‌هاى اسلامى در اردوگاه‌هاى فلسطينى را در لبنان مكتوب و تاريخ نگارى مى‌كند و تاكنون هيچ پژوهشگر يا كتابى آن طور كه اين كتاب به تجربه اسلامى در اردوگاه‌هاى فلسطينى به شكل موثق وفراگير پرداخته، اين موضوع را مورد بررسى قرار نداده است.
اين كتاب را مركز مطالعات و مشاوره الزيتونه در بيروت ، لبنان ، به قلم "رأفت فهد مره" منتشر كرده و محور موضوعات آن را جنبش هاى اسلامى و نيروهاى فعال فلسطينى در لبنان قرار داده است كه عبارت اند از: جنبش مقاومت اسلامى (حماس )، جنبش جهاد اسلامى ، حزب التحرير جنبش اسلامى المجاهدة وعصبة الأنصار.
اين كتاب دربردارنده موضوعاتى چون اهداف اين نيروها ، شرايط سياسى ، امنيتى و اجتماعى از زمان آغاز به كار تا زمان تكامل فكر و راهبردهاى آن و نيز نقاط قوت و ضعف و حوادث و تغييرات مهمى كه در پرتو تحولات مختلف آن را تجربه كرده از جمله: حمله اسرائيل به لبنان ، جنگ اردوگاه هاى كار ، و آغاز انتفاضه در فلسطين و تأسيس حماس و جنبش جهاد اسلامى مى باشد.
اين كتاب همچنين بيانگر مهم ترين كسب و كار و فعاليت ها و اقدامات اين نيروها در سطوح مختلف مى باشد كه عبارتند از : فعاليت هاى تبليغى، سياسى ، دانشجويى ، اجتماعى ، نظامى و... و پيامدهاى آن به طور كلى و در اردوگاه هاى فلسطينى در لبنان بطور خاص.
نويسنده اين كتاب را در هفت فصل به نگارش درآورده است. وى پس از ذكر اهداف كتاب و علل تأليف آن، در مقدمه به آن دسته از شرايط سياسى، اجتماعى و فكرى كه جنبش اسلامى فلسطين در لبنان در درون ايجاد شده و رشد كرده، مى‌پردازد و فاصله زمانى روز نكبت ومهاجرت به لبنان در سال ١٩٤٨ را تا دوره كنونى مد نظر قرار مى‌دهد.
وى در فصل اول وضعيت جنبش‌هاى اسلامى در اردوگاه‌هاى فلسطينى را در لبنان بررسى مى‌كند. اردوگاه‌هايى كه اين كتاب به آنها مى‌پردازد، عبارتند از؛ اردوگاه الرشيدية، برج الشمالى، عين الحلوة، المية و المية، برج البراجنة، شاتيلا و مار الياس، البداوى، نهر البارد و اردوگاه الجليل.
در اين ميان، نويسنده از پرداختن به سه اردوگاه خوددارى كرده است؛ اردوگاه‌هاى تل زعتر، كه در سال ١٩٧٦ از سوى برخى احزاب مسيحى چون الكتائب و الاحرار و القوات اللبنانية ويران شد؛ اردوگاه نبطيه، كه توسط ارتش زژيم صهيونيستى در سال ١٩٨٢ نابود شد وهمچنين اردوگاه ضبيه، واقع در شمال بيروت كه اغلب ساكنان آن مسيحى اند و هيچ نوع فعاليت اسلامى در آن رخ نمى‌دهد.
فصل دوم تا ششم، به جنبش‌هاى اسلامى فلسطينى اختصاص دارد. نويسنده در اين فصل‌ها جنش‌هاى حماس، حزب التحرير، جنبش اسلامى مجاهد، گروه الأنصار و جنبش جهاد اسلامى را مورد بررسى‌قرار مى دهد.
فصل هفتم نيز در يك چشم انداز، آينده نيروهاى اسلامى فلسطينى را بررسى و نقاط قوت وضعف وخطوط راهبردى آنان را بيان مى‌كند.

آينده نيروهاى اسلامى فلسطين در لبنان
كتاب به تاثيرپذيرى نيروهاى اسلامى فعال فلسطينى در لبنان از شرايط سياسى ، فكرى و اجتماعى آن پرداخته و بيان مى كند كه اين نيروها مجموعه بسيار بزرگى از متغيرها، تحولات ، رخدادها و واقعيتها از جمله جنگ هاى متعددى را در لبنان متحمل شده است.
به اعتقاد نويسنده چه بسا برخى از نيروهاى اسلامى چنين احساسى پيدا كرده اند كه خود را در يك شرشرايط موجود قانع سازند.
نويسنده معتقد است كه اين شرايط دشوارتر شده ، به خصوص اينكه تحولات يادشده ، در حالى شكل گرفته اند كه اكثريت نيروهاى اسلامى فعال فلسطينى در لبنان ، تاسيس شده و اهداف و برنامه هاسى‌خود را تدوين كرده اند.بطوريكه اكثر اين نيروها در زمان هاى بحرانى ودر شرايط تيره و تار وضع اسفناك حاكم بر فلسطينى ها تاسيس شده و بيشترفعاليت اين نيروها در يك فضاى آشفته رقم مى خورد و در بسيارى از موارد ميزان تحولات و رويدادهاى درون جامعه فلسطينى در لبنان ، بيش از توان اين نيروها در پيگيرى و رسيدگى به اين قبيل مشكلات است.

نقاط قوت برخوردار شده توسط اسلامگرايان فلسطينى
نويسنده در بخشى از كتاب به ذكر نقاط قوت اسلامگرايان فلسطينى در لبنان پرداخته و از جمله استفاده از شرايط پيش آمده در خصوص گرايش جوامع عربى به حركت هاى اسلامى ، ظهور جنبش ها و نيروهاى اسلامى در منطقه عربى و نيز گرايش مردم و بخصوص جوانان به اسلام و ديندارى و اعمال عبادى را از نقاط قوت ياد شده بر مى شمارد.
بعه اعتقاد نويسنده، نيروهاى اسلامى در جوامع عربى قوى ترين و با نفوذترين جريان ها هستند و اين را از نتايج انتخابات پارلمانى و صنفى و نيز مشاركت برخى از اين نيروها در مكانيسم پويش هاى سياسى در جوامع، ورود نيروهاى اسلامى به رسانه ها و حجم كار در جامعه اسلامى مى توان به خوبى برداشت كرد .
نويسنده بيان مى دارد كه جريان هاى اسلامى فلسطينى در لبنان جوان بوده و بيشتر كادر رهبرى آن را دانش آموختگان دانشگاه تشكيل مى دهد . فعاليت هاى قوى اين نيروها در چارچوب فعاليت هاى‌دانشجويى ، نتايج انتخابات اتحاديه هاى معلمان ، روزنامه نگاران و نيز نقش تبليغى آنها بيانگر اين مدعا است.
نويسنده بر ارتباط اسلامگرايان فلسطينى در لبنان به مسأله مركزى فلسطين تاكيد كرده و معتقد است كه اين نشان دهنده عزم رويارويى مردم با دشمن بوده كه همواره مسائلى از جمله زمين ، بيت المقدس و مسأله مقاومت ، رعايت حق بازگشت ، و خوددارى از به رسميت شناختن موجوديت اسرائيل و موافقت نامه هاى امضا شده با آن از مهم ترين مطالبات ثابت آنان مى باشد.
نويسنده سپس بيان مى دارد كه نيروهاى اسلامى در لبنان سهم عمده اى در حفظ هويت فلسطينى و آگاهى سياسى در مورد اين مسئله و نيز زنده نگهداشتن اين مسئله در ميان پناهندهگان فلسطينى دارند و حضور اين نيروها در تمامى زمينه هاى سياسى مرتبط با مسأله فلسطين و نيز دفاع از حضور فلسطينى ها در لبنان بسيار موثر است.
همچنانكه به اسلامگرايان فلسطينى در لبنان ثابت شده است كه آنها قادر هستند تا هويت اسلامى را در جامعه اسلامى پايدار نموده و از كيان اسلامى محافظت نموده و نسبت به رشد و گسترش عملكرد آن در سخت ترين شرايط تحول ايجاد كنند.
گسترش مذهب در جامعه ، افزايش تعداد مساجد و تأسيس نهادهاى اسلامى و ظهور گفتمان اسلامى در جامعه، ظهور فعاليت هاى تبليغى اسلامى از مهم ترين نشانه هاى اين موضوع است كه امكان اختصاص محدوده وسيعى به فعالان اسلام گرا بر روى نقشه جناح هاى فلسطينى و حضور آنها در لبنان را فراهم كرده است.
نويسنده توضيح مى دهد كه اسلامگرايان فلسطينى در لبنان از فضاى آزاد موجود در لبنان و فضاى باز سياسى و فكرى و نقش فرهنگى در جامعه لبنان به خوبى بهره بردارى كرده اند كه اين امكان تحرك نيروها را افزايش داده و از اين طريق مى توانند براى بيان نظر خود و ادامه حضور سياسى و رسانه اى خود و نيز ايجاد روابط نزديك با نهادهاى مذهبى لبنان اعم از سنى و شيعه برنامه ريزى و اقدام كنند. زيرا در لبنان ، هيچ نهاد دينى فلسطينى ، وظيفه كنترل مساجد و يا انتصاب امامان جماعت مراكز دينى و مساجد فلسطينى را بر عهده ندارد و حوزه فعاليت مذهبى در انحصار گفتمان اسلامى بوده و انعكاس مثبت آن بر نيروهاى اسلامى غير قابل كتمان است.

اشتباهات و نقاط ضعف
در مقابل ، كتاب طيف وسيعى از خطاها و نقاط ضعف اسلامگرايان فلسطينى، از جمله ضعف تبليغى و علاقه رو به كاهش آنان در جهت گسترش مذهب در جامعه و دورى برخى از انها از فعاليت هاى متمركز بر اصلاح جامعه و مشغول شدن به فعاليت هاى سياسى و نظامى صرف و نيز خلا هماهنگى و ارتباط مداوم در سطح رهبرى مركزى و عدم چارچوب جامعى براى تحليل اولويت هاى اصلى و اخبار و رويدادها را بر مى شمارد كه اين خلا ها، مشكلات عمده اى را براى آنها پديد آورده است.

فراروى به سوى عالم بالا
سورنا نيلى
سيرى در سپهر جان
مقالات و مقولاتى در معنويت
گردآورى و ترجمه: مصطفى ملكيان
ناشر: نگاه معاصر
اين سخن را بارها و به مناسبت‌هاى گوناگون مصطفى ملكيان گفته‌است كه روشنفكر مى‌بايد راهى براى التيام دردها و آلام روحى انسان بيابد، انسانى كه امروز بيشتر از هر روزى و دورانى تنهاست و اين غربت و تنهايى را مدام فرياد مى‌زند. با چنين رويكردى ملكيان مجموعه "سيرى در سپهر جان" را فراهم آورده‌است، مجموعه‌اى از چند مقاله به قلم متفكران، متالهان و فيلسوفانى كه از تمنيات درونى انسان‌ها نوشته‌اند و به راه تعالى انديشيده‌اند. كتاب عنوان فرعى "مقالات و مقولاتى در معنويت" را دارد و در پشت جلد آن نيز آمده‌است: "اين دفتر حاوى ترجمه ١١ نوشته از ٩ نويسنده است كه هر يك از آنها به يكى از موضوعات يا مقولات معنوى عطف توجه مى‌كند و وجه جامع همه آنها دعوت به فراروى به سوى عالم بالاست كه چيزى جز فروروى به سوى عالم درون نيست."
جان لاك، سورن كركگور، آلدوس هاكسلى و رنه گنون از جلمه اين نويسنده‌ها هستند كه از ايمان، عقل و حقيقت نوشته‌اند. پاره‌اى از نوشتارهاى آنها را نيز مى‌توانيد راهنمايى عملى براى زندگى فرض كنيد، مانند نوشته‌هاى آلدوس هاكسلى، انديشمند و نويسنده بريتانيايى كه در كشور ما با رمان "دنياى قشنگ نو" شناخته شده‌است. از هاكسلى سه يادداشت كوتاه ترجمه شده‌است در باب "خودشناسى"، "سكوت" و "بت‌پرستى". هاكسلى در ذيل عنوان بت‌پرستى از سه گونه بت‌پرستى امروزى و مدرن نام مى‌برد كه عبارتند از بت‌پرستى فناورانه، بت‌پرستى سياسى و بت‌پرستى اخلاقى. مى‌نويسد: "براى اشخاص فرهيخته، اقسام ابتدايى‌تر بت‌پرستى جذابيت خود را از دست داده‌اند." و بدين ترتيب سخن از سه گونه ياد شده بت‌پرستى را آغاز مى‌كند: "سرسپردگان بت‌پرستى دون پايه‌تر [ فناورانه ] ، معتقدند كه نجات و رهايى‌شان به اشيا مادى - در اين مورد به آلات و ابزار - بازبسته است. بت‌پرستى فناورانه دينى است كه آموزه‌هايش در صفحات آگهى‌هاى روزنامه‌ها و مجلات ما اشاعه و ترويج مى‌شود..."
بت‌پرستان سياسى از آن دسته اول نيز ساده انديش‌تر هستند چرا كه اينان "پرستش سازمان‌هاى اجتماعى و اقتصادى" را نجات‌بخش انسان مى‌دانند و معتقدند كه با تشكيل نوع درست اين سازمان‌ها، "همه مسائل و مشكلاتشان، از گناه و ناخشنودى گرفته تا استقلال طلبى و جنگ، خود به خود ناپديد خواهند شد."
اما از همه مهم‌تر بت‌پرستان اخلاقى هستند كه "نه خدا، بلكه آرمان‌هاى اخلاقى خود را مى‌پرستند، فضيلت را غايت فى نفسه تلقى مى‌كنند، نه شرط لازم معرفت و محبت به خدا - معرفت و محبتى كه بدون آن همان فضيلت نيز هرگز به كمال نخواهد رسيد و حتى تاثير اجتماعى نخواهد داشت."
هاكسلى بلافاصله نامه‌اى قديمى، نوشته انديشمندى بريتانيايى را مثال مى‌آورد كه در نفى تعصب به مثابه نوعى از بت‌پرستى، نگاشته شده: "تعصب بت‌پرستى است و شر اخلاقى بت‌پرستى را در خود دارد؛ يعنى شخص متعصب چيزى را مى‌پرستد كه مخلوق ميل و خواهش خود اوست... يعنى علم كردن يك صورت ذهنى كه بيش از هر صورت ديگرى با ذهن خود ما سنخيت دارد و آن را در جايگاه مسيح نشاندن، و حال آن‌كه مسيح نيز به تنهايى نمى‌تواند بت شود و الهام‌بخش بت‌پرستى گردد..."
امرى كه هاكسلى به جاى انواع بت‌پرستى همگان را به آن توصيه مى‌كند ياد خدا و توجه تام و تمام به اوست، چيزى كه منبع واقعى فيض و الهام است؛ "فيض و الهام وقتى ارزانى مى‌شوند كه انسان از اراده خود دست بكشد و خود را، دم‌به‌دم، و از طريق خويشتندارى و وارستگى مدام، به اراده خدا تسليم كند."
رابرت مرى هيو آدامز، هيوستون اسميت، رابرت ام.مى، مرالد وستفال و فريتيوف شووان هم ديگر نويسندگان مقالات اين كتاب هستند كه يكى درباره "پيام اديان" نوشته‌است، ديگرى درباره "حكمت خالده" و خلاصه، موضوعاتى از اين دست كه ميل به امور معنوى دارد.

زبان همدلى
منهاج الدين صبورى
آينه جان
مقالاتى درباره احوال و انديشه هاى مولانا جلال الدين بلخى
نويسنده: آرش نراقى
ناشر: نگاه معاصر ، ١٣٨٩
كتاب "آينه جان" نوشته آرش نراقى سلسله گفتارهاى وى در باب احوال و انديشه هاى مولانا است كه در محافل و دانشگا ههاى امريكا ايراد شده و اخيراً در ايران به چاپ رسيد هاست. مولف در اين كتاب سعى دارد تا با استفاده از مثنوى معنوى و ديوان شمس به بررسى سير زندگى ،سير وسلوك و انديشه هاى عرفانى مولوى بپردازد. از نگاه مولف، خط حركت انديشه هاى مولوى موازى با زندگى و احوالات او به پيش آمده است و هرچه او به پايان عمر نزديك مى شده است، انديشه ها و افكار او به پختگى نزديك تر مى شده است.
در فصل اول با عنوان غم غربت، نويسنده به بررسى تاثير مهاجرت ها و دربدرى هاى مولانا در زندگى او مى پردازد. وى معتقد است كه دورى از وطن و سفر دائم از ديارى به ديار ديگر تا پايان عمر بر وى تاثير گذارده است. او همچنين از دست دادن بسيارى از خويشان و عزير>زان و استادش را قبل از رسيدن به ميانسالى عامل موثر ديگر در سير و سلوك او مى شمرد. اين غربت و تنهايى مولانا را با بى وفايى و زوال پذيرى اين دنياى فانى آشنا ساخت و به او درس عدم تعلق به دنيا و رستن از آن را آموخت. بدين سبب مولانا دنيا را "فخ" و ميا نتهى مى داند و دائم در طلب بازگشت به بنيان اصلى وجودش - كه آن را نيستان مى خواند- است.
نراقى در فصل دوم با عنوان "ديدار يار" به آشنايى مولوى و شمس مى پردازد و به داستان پادشاه و كنيزك در ابتداى مثنوى كه مولوى آن را " نقد حال" خود مى داند، اشاره مى كند. اين داستان نماد مولانا و دل بيمار اوست كه طبيبان ظاهر بين توان درمان آن را ندارند و نيازمند طبيب الهى است.
اين طبيب همان ولى الهى و همان شمس است. بسيارى از عرفا تعداد ولى الهى را به واسطه خصوصيات ويژه او چون زهد، عدم دنياطلبى و اشتياق براى مرگ بسيار كم مى داند اما مولانا معتقد است كه كافى‌است تا سالك طلب كند و عاشق شود آنگاه ولى خود خواهد آمد.دوستى ولى با خدا از جنس دوستى هايى است كه مولاى متقيان على عليه السلام آن را دوستى احرار و آزادگان مى داند. اين دوستى ، دوستى با خدا به خاطر خود اوست.
در فصل سوم مولف در زير عنوان " نواى نى" به زندگى مولانا پس از غيبت شمس و ياران او چون صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى مى پردازد.
اما در فصل چهارم كه نامه " سكوت خاموش" را داراست، نويسنده به بررسى سكوت از نگاه مولانا مى پردازد. وى با اشاره به داستان حضرت ذكريا عليه السلام و تولد حضرت يحيى عليه السلام در قرآن سكوت را نشانه الهى مى داند. اما سكوت از ديدگاه مولانا بر سه قسم است: سكوت سالكانه كه در مقام طريقت است و خود انواعى دارد . سكوت سالكانه گاه همان سكوت اخلاقى است كه براى دورى از آفات و گناهان زبان انجام مى گيرد. گاه سكوت در مقام علم آموزى و ادب است و گاه براى رازدارى است تا سر دل براى افرادى كه اين معارف در حد فهم آنان نيست بيان نشود و به دست نااهلان نيافتد تا مبادا آن را دام تزوير خود كنند.
اما سكوت ديگر سكوت عارفانه است كه عارف با شهود جلال و عظمت حق زبان در مى بازد : " من عرف الله كل لسانه".
و گاه اين سكوت، سكوت از عشق است؛ چرا كه با وجود عشق راه هاى بسيار ديگرى به جز زبان براى مفاهمه وجود دارد كه مولانا آن را "زبان محرمى و همدلى" مى خواند .
و آخرين مقام سكوت، "سكوت فنا" است كه سالك با فناى در ذات خداوند ديگر نيازى به زبا نو حتى سكوت ندارد و دچار گنگى مى شود و گرچه به ظاهر گنگ است اما هزاران سخن با زبان گنگى با جان مى گويد.
فصل بعدى تحت عنوان "بخوانيد مرا" در باره دعا از نگاه مولانا است . رابطه ميان انسان و خدا به دو صورت ممكن مى شود : رابطه اى كه خداوند آغازگر آن است كه آن را وحى مى ناميم و رابطه اى كه انسان شروع كننده آن است كه دعا ناميده مى شود. قرآن كريم هدف خلقت انسان را عبادت بيان مى كند و همچنين رسول اكرم(ص) دعا را مغز عبادت مى خواند پس مى توان گفت كه هدف خلقت عرضه نياز بر خداوند و دعا است . قرآن اجابت دعا را در يك حالت تضمين شده مى داند و آن حالت اضطرار است چراكه دعا كننده مضطر از ما سوى الله بريده است و با اخلاص رو به خداوند آورده است.
مولانا دعا را بر سه نوع تقسيم مى كند : دعاى حاجت، كه منشأ آن را واقعه اى خارجى مى داند و از ديد او دعاى حاجت طلب غير خدا از خدا است. مرتبه بعد، دعاى محبت است كه اين دعا بر مبناى شوق است نه نياز و آخرين مقام دعا ، دعاى فنا است كه مقام " دعاى بى دعايى " است. با فناى عارف در ذات خداوند ديگر فاصله اى ميان او و معشوق نيست، پس اگر عارف خود را بخواند، محبوب ر ا خوانده است و اگر او را بخواند، گويى خود را خوانده است. ( هم دعا از تو اجابت هم زتو)
فصل ششم با عنوان " در پنجه تقليب رب" به موضوع حالات قلبى سالك مى پردازد. شناتخت خداوند از دو راه ممكن است: آيات آفاقى و آيات انفسى. روح آدمى كه وسيله شناخت خداوند است گاه دچار شادى و گشايش يا غم و تنگى مى شود . اين غم و شادى ناشى از واردات قلبى سالك است كه بايد بر آنها مراقبت كند.
مولانا دل گشادگى و دل گرفتگى را سه نوع مى داند : غم و شادى كه ريشه آن در حب دنيا و وابستگى به آن است. خوف و رجا كه يا از ترس گناهان و هيبت خداوند حاصل مى شود. قبض و بسط كه اشارت بر دو چيز است: وضعيت قلب عارف و به حكم حديث قدسى " قلب المومن بين اصبعى الرحمن" نشانگر حضور خداوند و راه شناخت حضرت حق است.
فصل هفتم حول محور مقام فقر مى چرخد. فقر نيز بر سه نوع است : فقر زاهدانه كه قناعت به ضروريات دنيا است. فقر عارفانه كه عارف با علم به اين واقعيت كه نه تنها مالك ثروت هاى اعتبارى نيست بلكه حتى مالك ثروت هاى حقيقى نيز نيست. فقر فنا كه عارف فقر ذاتى خود را شهود مى كند.
اما فصل هشتم و آخرين فصل كتاب به پايان عمر آدمى و " بار عدم" مى پردازد. با توجه به فناپذيرى دنيا و مرگ پذيرى انسان اين سوال براى عارف مطرح مى شود كه هدف از زندگى چيست؟ نويسنده دو نوع پاسخ براى اين پرسش مطرح مى كند كه يكى را پاسخ "خيامى" مى نامد و ديگرى را پاسخ " مولانايى" . از نگاه خيام عدم تهديد هستى است. اما او راه درمان اين درد را دم غنيمت شمارى و خوش باشى و فراموشى اين درد مى داند. مولانا اما عدم را نبود هستى تعريف نمى كند بلكه آن را مظهر نوشوندگى ها و تازگى هاى عالم مى داند . مولانا دنيا را براى انسان چون قفس مى داند و مرگ را تنها راه رستن از اين قفس . از نگاه او، مرگ پايان راه نيست بلكه آغاز راهى نو است.

از ميان تازه ها
دين و اخلاق
ماهيت حكومت نبوى - كتاب "ماهيت حكومت نبوى" به قلم محمدصادق مزينانى در قطع وزيرى و با قيمت ٥٥٠٠٠ ريال توسط مؤسسه بوستان كتاب قم منتشر شد.
اين كتاب در چهار بخش سامان يافته است: ماهيت حكومت نبوى، نصيحت از حقوق متقابل دولت و مردم، معيارهاى گزينش كارگزاران در حكومت نبوى و روش‌هاى تربيت سياسى در حكومت نبوى.

قرآن و حديث
در پرتو حديث - اين كتاب بخشى از مقاله‌هاى منتشر شده عبدالهادى مسعودى در يك دوره ١٢ ساله است كه با شمارگان ١٠٠٠ نسخه و بهاى ٥٥٠٠ تومان به تازگى از سوى سازمان چاپ و نشر دارالحديث منتشر شده است.
اين كتاب در دو بخش تدوين شده است كه ده مقاله بخش نخست به شكل نوشته‌هاى تخصصى و قابل استفاده حديث پژوهان است. پنج مقاله بخش دوم، از كتاب هاى حديثى است و به معرفى آثار كهن و نو حديثى اختصاص دارد.

عرفان و هنر
فلسفه عكاسى - كتابى با عنوان "در باب فلسفه عكاسى" نوشته ويلم فلوسر و ترجمه پوپك بايرامى با شمارگان ٢٢٠٠ نسخه از سوى انتسارات حرفه هنرمند منتشر شده است.
اين كتاب نقدى است بر كاركردگرايى در تمام جنبه‌هاى انسان‌شناسى، علمى، سياسى و زيبايى‌شناسى آن و عمل عكاسى از ديد نويسنده، يك "شك پديدارشناختى" است.
"در باب فلسفه عكاسى" به مطالعه تأثير جامعه بر ساختار وجود انسان توجهى ويژه دارد و مى‌توان آن را جستارى پيرامون جايگزينى فرهنگ خطى نوشتار با فرهنگ تصاوير فنى دانست كه در پى اختراع عكاسى در نيمه اول قرن نوزده حاصل شد.

فلسفه وكلام
راهنماى جمهورى افلاطون - نوشته نيكلاس پاپاس و ترجمه بهزاد سبزى در ٣٣٥ صفحه و شمارگان ١٠٠٠ نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شده است.
اين كتاب يكى از مجلدات مجموعه كتابهاى راهنماى فلسفه انتشارات راتلج است كه در سه بخش تدوين شده است. در بخش اول زندگى افلاطون و كتاب جمهورى، در بخش دوم استدلال جمهورى در هشت فصل با موضوعاتى چون "عدالت چيست؟"، "عدالت كدامين خير است؟"، "عدالت در شهر"، "عدالت در نفس"، "سياست ريشه‌نگر"، "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى"، "ظلم در نفس و در شهر" و "هنر و ناميرايى" بررسى مى‌شود.
بخش سوم با عنوان "مباحث كلى" و "مابعدالطبيعه و معرفت‌شناسى افلاطون" فصل بندى شده و در آخرين فصل "سرزنش و استفاده افلاطون از شعر" محور اصلى بحث قرار گرفته است..
درباره آكويناس - وشته جان اينگليس ترجمه بهنام اكبرى در ١٧١ صفحه با شمارگان ١٠٠٠ نسخه از سوى انتشارات حكمت منتشر شد.
اين كتاب، اثرى تعليمى است كه به بررسى انديشه اين فيلسوف قرون چهارده و پانزده ميلادى در بستر تاريخى تفكر و فلسفه اختصاص دارد و جان اينگليس، استاد فلسفه دانشگاه ديتون در اين كتاب به برخى‌مفاهيم كليدى در انديشه آكويناس با تمركز بر متن اصلى وى، كتاب جامع الهيات مى‌پردازد و در آن منظرى دقيق از فلسفه پيشينيان توماس آكويناس و تأثير آن بر هزارتوى انديشه و آراء وى را به دست مى‌دهد.

ويتگنشتاين - اين كتاب نوشته اى. سى. گريلينگ با ترجمه ابوالفضل حقيرى و ويراستارى مهدى نسرين با شمارگان ١٠٠٠ نسخه در ١٩٧ صفحه از سوى انتشارات بصيرت منتشر شده است.
نويسنده هدف خود از تأليف اين كتاب را دو چيز عنوان كرده است: نخست روشن ساختن محور اصلى انديشه ويتگنشتاين براى خواننده غير متخصص و دوم شرح جايگاه انديشه وى در فلسفه تحليلى قرن بيستم. بنابراين نويسنده اين دو هدف خود را در چهار فصل "زندگى و شخصيت ويتگنشتاين"، "فلسفه متقدم"، "فلسفه متأخر" و نيز "ويتگنشتاين و فلسفه جديد" پى گرفته است.
جستارهايى در فلسفه دين - اين عنوان فرعى كتاب "ايمان چيست؟" نوشته آنتونى كنى است كه توسط اعظم پويا ترجمه و با شمارگان ٢٠٠٠ نسخه از سوى انتشارات هرمس منتشر شده است.
اين كتاب كه در سال ١٩٩٢ از سوى انتشارات آكسفورد منتشر شده است يكى از مهمترين كتابهاى آنتونى كنى است كه در آن عقلانى بودن اعتقاد به خدا مورد بررسى قرار گرفته است يعنى موضوعى كه از ديرباز و نزد فيلسوفانى چون افلاطون تا آكويناس تا امروزيانى چون چيزم، ويتگنشتاين و پلانتينگا مورد توجه بوده است.
آنتونى كنى (متولد ١٩٣١)، فيلسوف انگليسى و متخصص در حوزه‌هاى فلسفه ذهن، فلسفه اسكولاستيك، فلسفه ويتگنشتاين و فلسفه دين است كه در فلسفه باستان به توماس آكويناس و در فلسفه جديد به ويتگنشتاين بيش از هر فيلسوف ديگرى پرداخته است.
بى دليلى باور - اين كتاب با عنوان فرعى" تأملى در "در باب يقين" ويتگنشتاين" نوشته مينو حجت با شمارگان ٣٠٠٠ نسخه در ٤٣٥ صفحه از سوى انتشارات هرمس منتشر شد.
نويسنده در اين كتاب به بحث و بررسى لوازمى كه بر نظرات ويتگنشتاين مترتب دانسته شده پرداخته و آراى عمده مفسران اين فيلسوف را نيز طرح و نقد كرده و كوشيده است نه به باورهاى شخصى اين فيلسوف بلكه به امكان مبنايى عينى براى باورهاى همگانى نزد وى بپردازد.

سياست
خبرگان و تداوم شرايط رهبرى- كتاب بيست و پنجم از مجموعه " پژوهش هايى در مسائل حكومت اسلامى" با عنوان " خبرگان و تداوم شرايط رهبرى" با شمارگان ١٠٠٠ نسخه از سوى دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى منتشر شد.
اين كتاب نوشته مصطفى جعفر پيشه فرد و داراى يك مقدمه و هفت فصل است. فصل اول كتاب خبرگان و تداوم شرايط رهبرى شامل مفاهيم و كليات است و و در فصل دوم نيز نظريه نظارت ناپذيرى رهبرى‌در نظام اسلامى مورد بررسى قرار مى گيرد. فصل هاى سوم و چهارم به بررسى مبانى فقهى و نيز حقوقى مشروعيت نظارت بر رهبرى مى پردازد. فصل پنجم كتاب به مشروعيت سياسى و حدود نظارت شرعى مى پردازد و فصل ششم نيز حدود نظارت از نظر قانون اساسى را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد و سرانجام در فصل هفتم شيوه اعمال نظارت بررسى مى شود.