پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - فرهنگ اينترنتى و چالشهاى فرهنگى - صادقی زهرا

فرهنگ اينترنتى و چالش‌هاى فرهنگى
صادقی زهرا

چكيده
همان طور كه بشر صاحب روح است، صاحب فرهنگ نيز هست اما فرهنگ‌هاى بشرى فناپذير بوده و با نابودى نژاد يا گذر زمان از بين مى‌روند. بنابراين، ممكن است فرهنگ‌ها هم پس از مدتى نابود شوند، اما در فرهنگ‌هاى بشرى حقايقى وجود دارد كه ارزش حفظ كردن دارند و شايد بتوان فرهنگ را مجموعه‌اى از ارزش‌ها تعريف كرد كه افراد، خود و ديگران را متعلق به آن مى‌دانند.
تغيير و دگرگونى با شتاب از ويژگى‌هاى اين هزاره است و بايد بپذيريم كه زندگى و زندگى كردن، با تحول معنى پيدا مى‌كند و بدون تحول، زندگى را عملاً متوقف كرده‌ايم، لذا على رغم آنكه براى بقا در جامعه بايد بجنگيم، اما در بسيارى اوقات، روحيه محافظه‌كارى و ترس از عواملى كه حتى كاملاً براى ما شناخته شده نيستند، ما را ناگزير مى‌سازند تا در مقابل آنها به سكون و سكوت و حتى انهدام دست بزنيم و در مقابل آنها تسليم شويم.
با آنكه دنياى الكترونيكى فرصت‌هاى زيادى را ايجاد مى‌كند، اما در مقابل خود تهديداتى را نيز دارد و لذا گوشه‌نشينانى كه فقط به اينترنت اكتفا مى‌كنند، جهان را فتح نخواهند كرد.
فرهنگ الكترونيكى، فرهنگ فرد است، ولى نبايد فراموش كنيم كه ما نه در فضا، بلكه بر روى زمين ايستاده‌ايم و بايد آماده شويم كه ساختار سازمان خود را دگرگون سازيم. البته جاى اين سؤال وجود دارد كه آيا اينترنت مى‌تواند به عنوان ابزار فرهنگى، تأثيرگذار باشد يا خير؟ و يا اينكه گسترش فرهنگ اينترنت چگونه مى‌تواند اثرگذار باشد؟ چه تأثيرات و چالش‌هايى را در پى دارد؟

اينترنت به مثابه فرهنگ
مشخص نيست كه اينترنت بر روانشناسى خود چه تأثيرى خواهد گذاشت، خاصه از آن رو كه اين وسيله، روز به روز جهانى‌تر شده و راه خود را در درون فرهنگ‌هاى روستايى و سنتى هم باز مى‌كند و لذا مى‌توان توصيفى افراطى در خصوص ديدگاه‌هاى به هم وابسته از خود در ارتباط با جامعه ارايه نمود، چرا كه اينترنت به جوانب فرهنگ‌هاى مختلف (فردگرا و جمع‌گرا) امكان مى‌دهد تا در يكديگر نفوذ كنند، حال جاى اين سؤال وجود دارد كه نظر به ميليون‌ها كاربر شبكه و علايق مختلف آنها، اينترنت چه فرهنگى را مى‌سازد؟ آيا اينترنت فرهنگى عمدتاً فردگراست يا جمع‌گرا؟ آيا اينترنت فضاهاى شخصى را در زندگى شهرى كوچك ايجاد مى‌كند يا گمنامى زندگى شهرنشينى را تقويت مى‌كند؟ يا اينكه اينترنت محلى است كه خلوت ندارد تا افراد بتوانند در آن به حياط پشتى خود نظر افكنده و هر كس وظيفه خود را بشناسد، يا محلى دوستانه‌تر باشد كه هم اسم يكديگر را بدانند؟ آيا فضاى مجازى، محلى دوستانه است؟ آيا ما واقعاً راجع به دهكده جهانى يا نوعى جنگل شهرى صحبت مى‌كنيم؟ نظر به خود آگاهى، بررسى اينكه آيا ما خاصه در تعيين وابستگى‌هاى سالم بوم‌شناختى در ارتباط با وابستگى‌هايى كه آسيب‌شناختى يا عمل غيرعادى هستند، هر ارزشى را به يك فرهنگ و نه فرهنگ‌هاى ديگر نسبت مى‌دهيم، دشوار است. آن ارزش، به وابستگى‌هايى منسوب مى‌شود كه رضايت‌بخش و به لحاظ عاطفى تقويت‌كننده هستند و به لحاظ شناختى، وابستگى‌هايى هستند كه رشد را افزايش مى‌دهند. بنابراين، وابستگى‌هاى كامپيوترى، در فرهنگ شبكه چگونه‌اند؟ شبكه ظاهراً مجالى است كه در آن وابستگى‌هاى بى‌شمارند يا دست كم بيش از زندگى عادى هستند. (كانتر، ١٠:١٣٨٢).

شيوه‌هاى تغيير فرهنگ‌ها توسط اينترنت
اينترنت به دو شيوه موجب تغيير فرهنگ‌ها مى‌شود: نخست اينكه فرهنگ خودش را به ديگران عرضه مى‌كند، و دوم اينكه، گذرگاهى را براى ساير فرهنگ‌ها تدارك مى‌كند و چون كاربران اينترنت به پيشروان و جريانات پيشتاز فرهنگى دسترسى دارند، لذا اين افراد و جريانات، بخشى از فرهنگ اينترنت و يا بخشى از فرهنگ‌هاى ديگر هستند. از طرف ديگر، اينترنت به خودى خود، سبب دگرگونى وضعيت اقتصادى و سياسى مى‌شود و در آينده، اثرات ديگرى را نيز پديدار خواهد كرد؛ زيرا اينترنت محلى است براى عرضه الگوهاى رفتارىِ متفاوت با فرهنگ‌هاى رسمى و لذا در سطح فعاليت‌هاى مؤثرى، چون جنگ، صنعتِ تروريسم و تبادل دانشجويان قرار مى‌گيرد و احتمالاً به همين خاطر است كه تأثيرگذارى آن در قياس با دو عامل ديگر؛ يعنى (عوامل محيطى و حوزه‌هاى فرهنگى) بيشتر خواهد بود (صديق بناى، ٨:١٣٨٥).
اينترنت، علاوه بر آنكه محيطى است براى تبادل فرهنگ‌هاى مهيا، و گذرگاهى است براى دسترسى كاربران به فرهنگ‌هاى ديگر، اما خود نيز نوعى فرهنگ يا خرده فرهنگ است كه همه فرهنگ‌ها را در برمى‌گيرد.
اينترنت، محيط، ابزار و تعاملات خاص خود را دارد، كه با محيط، ابزار و تعاملات فضاى غيرمجازى كاملاً متفاوت است و اين بدان معناست كه اينترنت به خودى خود و بدون در نظر گرفتن فرهنگ‌هاى بيگانه‌اى كه ممكن است يك فرهنگ خاص با آنها در ارتباط باشد، عامل مؤثرى در ايجاد تغيير درون فرهنگى است.
اين فناورى به وضعيت بحرانى خود كه شايد منظور »نقطه عطف« باشد نزديك مى‌شود و كاربران اينترنت، همين كه تعدادشان به حد لازم رسيد، فرهنگ خود را كه ريشه در ارتباطات جهانى دارد، به وجود خواهند آورد. بدين ترتيب، كاربران، اجتماعات و گروه‌هاى خاصى را سازماندهى مى‌كنند؛ حتى طبقه‌بندى ظاهرى اعضا هم به منظور تعيين هويت درون فرهنگى يا برون نگرى است؛ يعنى رفتارهاى انسان‌ها را براساس آنچه كه در اجتماع انجام مى‌دهند »بازتاب‌هاى رفتارى افراد)، طبقه‌بندى مى‌كنند. به عنوان مثال؛ ممكن است افراد براى تردد خود از وسايل عمومى استفاده كنند، كه اين عمل (رفتار) در يك طبقه‌بندى خاص قرار مى‌گيرد و يا اينكه بعضى از افراد از ماشين شخصى استفاده مى‌كنند كه باز در طبقه‌بندى ويژه خود در نظام طبقه‌بندى ظاهرى افراد يك اجتماع قرار مى‌گيرند.
بنابراين، عوامل خارجى كه منجر به شكل‌گيرى و تغيير فرهنگ‌ها مى‌شوند، مى‌توانند ريشه در فرهنگ غالب يك جامعه داشته باشند؛ افراد يك جامعه از شركت مؤثر در روند سياسى، از ايفاى نقش‌هاى ارزشمند در پيكره جامعه گرفته، تا مقدار سهمى كه از سود اقتصادى ملى آنها حذف مى‌شود! چيزى در اين جا حذف شده است!. از سوى ديگر، گروه‌هاى محروم شده، براى مقابله با اين محروميت، نياز به وسايل و روش‌هايى دارند كه بايد گفت اينترنت، با ارائه وسايل و روش‌هايى كه جايگزين محروميت‌هاى موجود در يك جامعه است به شكل‌گيرى هويت فردى هم كمك مى‌كند و از اين نظر، اينترنت در تمامى فرهنگ‌هاى حاكم و در بين اقليت‌هاى محكوم، نقش واحدى خواهد داشت.
البته اينترنت نخستين محصول تكنولوژى غرب نيست كه در مقياس جهانى مورد استفاده قرار مى‌گيرد، هرچند اولين محصولى است كه برقرارى ارتباط تعاملى ميان كاربران غربى و غيرغربى را ميسر ساخته است.

چالش‌هاى فرهنگ اينترنتى: اينترنت فرهنگى:
اينترنت با توجه به تأثيرات مثبت‌اش، جوامع بشرى را با چالش‌هايى مواجه مى‌سازد؛ زيرا چيره‌شدن براين محيط، نيازمند تن دادن به شيوه نوينى از فعاليت و راهى تازه در كسب و كار و روش تازه‌اى در ارتباطات انسانى است، كه روى هم رفته »فرهنگ الكترونيكى« را تشكيل مى‌دهند و لذا اين ويژگى‌ها سه نوع چالش در ارتباط با اينترنت، پديد مى‌آورد كه عبارتند از:
١. اينترنت، هم در مرتبط ساختن انسان‌ها و هم در منزوى كردنِ آنان نقش مؤثرى دارد.
٢. اينترنت جامعه كاربران را رشد مى‌دهد و در عين حال مى‌تواند از آنها در حمله به ديگران استفاده كند. (كانتر، ١٣٨٢: ١٥).
در بعد توسعه فرهنگى، كامپيوتر و به دنبال آن، اينترنت هم نياز به نوعى خاص از سواد و مهارت دارد و هم الگوى فرهنگى و رفتارى ويژه‌اى را به دنبال مى‌آورد. مهم‌ترين مسايل اينترنت از لحاظ فرهنگى، عدم تطابق محتواى ارايه شده با الگوهاى فرهنگى و هنجارهاى رفتارى جوامع مختلف است. تكنولوژى اينترنت براى بيشترين سرعت و كمترين كنترل طراحى شده و لذا اعمال كنترل‌هاى اخلاقى در آن دشوار است. حجم بالاى محتواى مستحجنِ تجارى و مجانى در اينترنت يكى از معضل‌هاى اخلاقى خانوادگى است. مشكلِ ديگر فرهنگى اينترنت، غلبه زبان انگليسى و فقدان منابع غنى به زبان‌هاى ديگر است كه در نتيجه، سلطه زبان انگليسى بر زبان‌هاى ديگر به وسيله اينترنت تقويت مى‌شود. لذا به نظر مى‌رسد كه در بعد فرهنگى، اينترنت بيشترين تأثير منفى را بر جوامع مى‌گذارد.
بنا به اعتقاد برخى از كارشناسانِ عرصه اطلاع‌رسانى، مسايلى؛ از قبيل عدم رعايت حقوق مؤلفان و پديدآورندگان، مصرف‌گرايى غربى، توسعه و ترويج تصاوير و فيلم‌هاى غيراخلاقى، تضعيف ارزش‌هاى بومى و تشديد بى‌هويتى و از خودبيگانگى از جمله معايب توسعه شاهراه‌هاى اطلاعاتى و در رأس آن اينترنت است كه نمى‌توان آنها را از نظر دور داشت.
مطالعات اخير كارشناسان نشان مى‌دهد كه استفاده از اينترنت سبب ايجاد احساس تنهايى و سرخوردگى و به طور كلى موجب كاهش سلامت روانى مى‌شود و اشخاصى كه از اينترنت بيشتر استفاده مى‌كنند، زمان كمترى را به خانواده اختصاص مى‌دهند و با آنها كمتر صحبت مى‌كنند، استرس‌هاى بيشترى دارند و احساس تنهايى و افسردگى مى‌كنند. در كل، مهم‌ترين چالش‌هاى عرصه فرهنگى اينترنت را مى‌توان به موارد زير اشاره كرد:

١. آسيب‌هاى فكرى
امروزه دنياى رايانه، هويت‌يابى و هويت‌جويى نسل جوان و نوجوان را در ابعاد فكرى و اخلاقى تحت تأثير قرار داده، تا جايى كه آسيب‌هاى اجتماعى رابطه‌اى تنگاتنگ با مقوله فن‌آورى اطلاعات، انفجار اطلاعات و جهانى شدن پيدا كرده است. رايانه موجب بروز پديده‌اى جديد با عنوان »اعتيادهاى نو و مدرن« شده و بدين وسيله، سبب افزايش آسيب‌هاى اجتماعى گرديده است. استفاده خارج از حد متعارف از اينترنت، موجب ايجاد وابستگى شديد روانى و فكرى مى‌شود، به طورى كه بعضى از كاربران به يك فضاى غيرواقعى پناه برده، در آن جا زندگى مى‌كنند (دلدار، ١٣٨٥: ٣٠).
با ورود اينترنت و رايانه به درون خانواده‌ها، بين والدين و فرزندان، جدايى فكرى، عاطفى و فيزيكى رخ مى‌دهد، لذا نتيجه تحقيقات نشان مى‌دهد كه درصد بالايى از نوجوانان و جوانان از اينترنت براى فعاليت‌هاى بيهوده‌اى، نظير دوست يابى، بازى و صحبت با يكديگر استفاده مى‌كنند و محيط جذاب و به ظاهر صميمانه سايت‌هاى اينترنتى سبب مى‌شود كه كاربران بدون آن كه گذر زمان را حس كنند در آنها فعاليت داشته باشند.
از طرفى ديگر، نوجوانى كه پشت ميز رايانه و اينترنت مى‌نشيند، برنامه‌هاى سايت را لذت بخش‌تر از سخنان پدر و مادر مى‌داند و در نتيجه، در ارتباطات، رفتار و زندگى اجتماعى او اختلال ايجاد مى‌شود.

٢. آسيب‌هاى اجتماعى - فرهنگى
در سال ١٩٥٥ ميلادى روان پزشكى به نام »گلد برگ« اعتياد جديدى به نام اعتياد به اينترنت را كشف كرد، كه متأسفانه اين اعتياد به سرعت رو به گسترش است و هر روز افراد جديدى را به كام خود مى‌كشد. گاه مشاهده مى‌شود كه افراد يا فرزندان ما چنان در اتاق‌هاى گفت‌وگو غرق مى‌شوند كه حتى زمان صرف ناهار يا شام را به فراموشى مى‌سپارند. اين‌ها علائمى شبيه الكلى‌ها يا معتادان به مواد مخدر دارند. بسيارى از آنها از بى‌خوابى رنج مى‌برند، بسيار خسته‌اند و روابطشان با اطرافيان و جامعه به حداقل رسيده و بيشتر حالت عصبى دارند. كم رنگ شدن و از بين رفتن رابطه عاطفىِ كاربر با اعضاى خانواده و تبديل آن به رابطه‌اى سرد و مسالمت‌آميز، از ديگر اثرهاى نامطلوب اعتياد به اينترنت است.
از طرفى، سودجويان اينترنتى از طريق القائات فرهنگى، زمينه را براى گريز فرهنگى كاربران فراهم مى‌كنند و موجب از خودبيگانگى و از دست دادن هويت فرهنگى آنان مى‌شوند.
كودكانى كه از بدو زندگى و در دوران كودكى به دليل كمبود فضاهاى تفريحى و آموزشى در جامعه، در منزل با بازى‌هاى كامپيوترى مشغول مى‌شوند، به تدريج نوعى انزواطلبى را پيش مى‌گيرند، كه در نهايت باعث منزوى شدن آنان از اجتماع مى‌شود و حال آن كه كودكان در دوران رشد مى‌بايست با هم نوعان و كودكان هم سن خود بازى‌هاى دسته جمعى انجام دهند تا ارتباطات اجتماعى را فراگيرند. بنابراين، منزوى شدنِ كودك و بازى با افرادى كه در دنياى واقعى، وجود خارجى ندارند، ممكن است آثار بسيار منفى و نامطلوبى در رفتارهاى اجتماعى كودك ايجاد كند.

٣. آسيب‌هاى اخلاقى
حدود ٥/١ درصد از مجموع اطلاعات موجود در سايت‌هاى اينترنتى، غيراخلاقى، بيش از ٩٠ درصد از آنها تجارى و مابقى آنها با امور علمى، فرهنگى، ورزشى و ساير موضوعات، مرتبط است و اين در حالى است كه ١١ درصد افرادِ روى زمين با رفتارهاى جنسى ناسالم مواجه‌اند، كه اصولاً ربطى به اينترنت ندارد.
بنابراين، آسيب‌هاى ناشى از اينترنت، در مقايسه با شرايط عادى فساد اخلاقى در جامعه، چندين برابر كمتر است، اما آن چه مى‌تواند در اينترنت خطرناك‌تر تلقى گردد، ارتباطى است كه از طريق اتاق‌هاى گفت‌وگو بين افراد مختلف برقرار مى‌شود و در برخى موارد صدمات فراوانى به وجود مى‌آورد؛ زيرا اين اتاق‌هاى گفت‌وگو، كه معمولاً با نام‌هاى جعلى و مجهول امكان ارتباط در آن وجود دارد، مى‌تواند زمينه‌هاى لازم را براى ايجاد برخى از مفاسد اجتماعى به وجود آورد و تقريباً راهى براى جلوگيرى از آن وجود ندارد.
به جرأت مى‌توان گفت كه خطر اتاق‌هاى گفت‌وگو به مراتب بيشتر از سايت‌هاى غيراخلاقى موجود در اينترنت است؛ زيرا از يك سو، بى‌اطلاعى خانواده‌ها از اين موضوع، خطرات زيادى به آنان تحميل مى‌كند و از سوى ديگر، از جمله چالش‌هاى اساسى گسترش فن‌آورى ارتباطات در جهان، و به خصوص در كشورهاى در حال توسعه، آسيب‌هاى فرهنگى و اجتماعى است؛ چرا كه قرار گرفتن در معرض فرهنگ‌هاى گوناگون، آزادى‌هاى زياد در يك دوره زمانى نسبتاً كوتاه و امكان دسترسى به اطلاعات غيراخلاقىِ گوناگون از طريق اينترنت، برخى از نمونه‌هاى بارز اين خطرهاست.

٤. از دست رفتن مشاغل و افزايش بيكارى
يكى از چالش‌هاى ناشى از جامعه اطلاعاتى و گسترش اطلاعات، از دست رفتن مشاغل و افزايش بيكارى است. به علاوه تا قبل از اين مردم نگرانِ آسيب‌پذيرى فزاينده خود در برابر مداخلات تصادفى يا بزهكارانه و خطرهاى جدى بودند، كه خلوت تنهايى آنها را تهديد مى‌كرد و حتى دولت‌ها مى‌ترسيدند كه تمركز بيش از حد قدرت اقتصادى در دست تعداد اندكى از بنگاه‌هاى صنعتى فرامرزى، حقوق حاكميت آنها را به خطر اندازد؛ زيرا گردونه رشد اقتصادى ديگر به صورت سابق وجود ندارد. اگرچه خودكار شدن بسيارى از فعاليت‌هاى معمولى و تكرارى، موجب از دست دادن مشاغل دفترى شده است. ولى ديگر كسى احتمال بروز بيكارى انبوه در سطح جهانى را به ذهن خود راه نمى‌دهد. و رفته رفته فن‌آورى اطلاعات سرچشمه ايجاد مشاغل مهارتى، به ويژه در بخش خدمات شده است. اكنون نوعى صنعت اطلاعات در حال تكوين است كه براى ارائه خدمات تازه‌اى به افراد و صنايع روى زيرساخت‌هاى جديد ارتباطات دور، سرمايه‌گذارى مى‌كند. اما نگرانى از بابت اشتغال بار ديگر در چهره جديدى نمايان شد و ديگر فن‌آورى اطلاعات را ماهيتاً منشأ از دست رفتن مشاغل نمى‌دانستند. و شيوه‌هاى استفاده از فن‌آورى اطلاعات رإ؛ نظام اجتماعى مشخص مى‌سازد و مى‌توان كاربرد آن را صرفه‌جويى در تعداد كارمندان سازماندهى كرد.

٥. شالوده‌شكنى نهادهايى نظير دولت
چالش ديگر جامعه اطلاعاتى و جهان‌گستر ناشى از شالوده‌شكنى بسيارى از نهادهاى آشناست. و ريشه‌اى‌ترين اين‌گونه شالوده‌شكنى‌ها شكستن ساختارآمريت دولت به عنوان داور نهايى شهروندان است، و تا بدان پايه پيش مى‌رود كه بسيارى از پايان كار دولت سخن به ميان مى‌آورند. صاحب‌نظران معتقدند كه اين فرآيند با ظهور پارادايم نوين فن‌آورانه و شكل‌گيرى جامعه اطلاعاتى در دهه‌هاى اخير پديد آمده است. آنها مى‌گويند: از آن جايى كه دولت‌ها از طريق منابعى؛ همچون نمادها، سرودهاى ملى، جشن‌ها، آموزش و نيز حوزه عمومى كسب هويت كرده‌اند، اكنون پايه‌هاى اين هويت تحت تأثير فشردگى زمانى و مكانى متزلزل شده است؛ زيرا برخى از منابعِ مشروعيت بخش دولت‌ها، نظير هويت افراد با چالش‌هاى اساسى مواجه شده‌اند. در زمينه انجام وظايف دولت‌ها نيز بايد گفت، كه با وجود عمليات الكترونيك و استقرار دولت الكترونيكى تصدى دولت در بسيارى از مسائل سياسى، اجتماعى و اقتصادى كاهش يافته و باعث كوچك‌تر شدن دولت‌ها شده است.

٦. گسترش نابرابرى‌هاى اجتماعى
اگر توسعه كمى و چگونگى استفاده از اينترنت را يكى از شاخص‌هاى مهم حركت به سوى جامعه اطلاعاتى بدانيم، شرايط متفاوت كشورهاى مختلف و نيز افراد به عنوان يك شهروند در هر كشور سبب تشديد نابرابرى‌هاى اجتماعى خواهد شد. اگر اين منطق را بپذيريم كه در عصر حاضر قدرت و ثروت در دانايى است و داناىِ بيشتر مترادف با داشتن اطلاعات گسترده و در زمينه‌هاى مختلف و امكان تجزيه و تحليل اطلاعات است، شرايط نامتعادل و محدوديت‌هايى كه در جهت دسترسى به اطلاعات براى كشورها در سطح جهان و افراد در درون كشورها به عنوان شهروند موجود است، سبب گسترش نابرابرى‌هاى اجتماعى در سطح بين‌الملل ملى مى‌شود.

الف. گسترش نابرابرى‌هاى اجتماعى در سطح بين‌المللى
- اولاً در كشورهاى در حال توسعه به علت فقدان زيرساخت‌هاى ملى، مخابرات و فقدان رونق اقتصادى توسعه اينترنت بسيار گرانتر و پرهزينه‌تر از كشورهاى توسعه يافته است.
- ثانياً اين كشورها با مشكلات اساسى‌تر؛ همچون كمبود تغذيه، ارتباط جاده‌اى، اشتغال، جنگ و نظام‌هاى سياسى بى‌ثبات نيز مواجه هستند و بودجه‌اى براى هزينه سنگين تجهيزات كامپيوترى وجود ندارد و اين‌گونه امكانات به لحاظ اقتصادى صرفاً در اختيار طبقات بالا و مستقل قرار مى‌گيرد.
- ثالثاً در اين كشورها، از جمله كشور ما ايران به خاطر آنكه لايه فيزيكى را مخابرات در اختيار دارد اين فن‌آورى در انحصار مراكز دولتى است و دولت متصدى خطوط ارتباطى داده‌ها نيز هست. از اين رو، عدم امكان رقابت ناشى از اين جنبه سبب افت شديد كيفيت خدمات اينترنتى مى‌شود. علاوه بر مطالب ذكر شده از آنجا كه اطلاعات در شبكه اينترنت به زبان انگليسى ارائه مى‌شود، عدم آگاهى از اين زبان به منزله عدم امكان دسترسى به اطلاعات تلقى نمى‌شود و تعمّق در موارد فوق حاكى از نوعى عدم توازن كمّى و كيفى در استفاده از دستاوردهاى جامعه اطلاعاتى در كشورهاى مختلف، به ويژه در كشورهاى شمال و جنوب است و وجود اين شرايط خود سبب تشديد نابرابرى‌هاى اجتماعى در سطح كشورهاى جهان مى‌گردد.

ب. گسترش نابرابرى‌هاى اجتماعى در سطح ملى
شرايط اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى متفاوت در كشور و عدم برخوردارى متناسب و متعادل در كلان شهرها و شهرهاى حاشيه‌اى و نقاط محروم از توزيع بودجه‌هاى عمرانى و اجتماعى و فرهنگى و نيز سطح درآمدهاى مختلف كه در محدوده خرده فرهنگ‌هاى درون يك كشور وجود دارد، فضايى را تدارك مى‌بينند كه عده‌اى با امكانات مناسب و از جمله دسترسى به اطلاعات روز مجهز باشند و در مقابل عده‌اى به رغم داشتن صلاحيت و استعداد كافى به دليل نبود امكانات مالى و آموزشى، امكانات سخت‌افزارى و نرم‌افزارى نداشته باشند و اين موضوع خود به خود سبب تعميق و گسترش نابرابرى‌هاى اجتماعى در سطح كشورها و بين شهروندان خواهد شد. (برنامه سوم توسعه ايران به سوى جامعه اطلاعاتى).

چالش‌هاى اينترنت در ايران
هرچند كه اينترنت فرصت‌هايى را براى ايران درپى دارد؛ مثلاً يك فرهنگ اينترنتى ايرانى داريم كه از جهاتى شبيه فرهنگ جهانى اينترنتى است و از جهاتى هم به طور نسبى و مقايسه‌اى ويژگى‌هاى خاص خودش را دارد، اما آن چيزى كه فرهنگ اينترنتى ما را خاص‌تر مى‌كند، چند نكته است: يكى اين كه، استفاده از اينترنت براى مقاصد معنوى، غيرمادى و سياسى در ايران احتمالاً بيش از ساير كشورهاى جهان، به خصوص كشورهاى غربى است و به دليل اين كه ما نهادهاى كافى را در اين زمينه‌ها در جامعه كمتر داريم، به همين دليل افراد بيشتر به اينترنت مراجعه مى‌كنند. ما در جامعه ايرانى ديسكو نداريم، به همين دليل مردم براى موسيقى به اينترنت مراجعه مى‌كنند. نهادهاى مدنى براى صلح و فعاليت‌هاى فرامرزى كمتر وجود دارد و يا محدوديت‌هاى رسانه‌اى و اطلاع‌رسانى وجود دارد و براى اين موضوعات افراد بيشتر به اينترنت مراجعه مى‌كنند. در جامعه ايران حتى در علم هم محدوديت‌هايى وجود دارد كه باعث مى‌شود افراد بيشتر به اينترنت مراجعه كنند. در مجموع مى‌توانيم بگوييم كه در ايران اينترنت كمتر به مقاصد مالى و پولى مورد استفاده قرار مى‌گيرد و بيشتر هدف‌هاى فرامادى را پى‌گيرى مى‌كند. از اين نظر مثلاً با فضاى اينترنت آمريكايى تفاوت داريم. آن جا هم ممكن است كه هدف‌هاى فرامادى جست‌وجو شود، اما مى‌توانند همان هدف‌ها را هم دنبال كنند. از طرف ديگر، چون جامعه آمريكايى، جامعه كالايى شده و تجارى شده كاملى است و پول حرف اول را مى‌زند، طبيعى است كه از اينترنت هم براى توليد پول استفاده بيشترى شود. من تحقيقى مى‌كردم در مورد وبلاگ‌ها، ديدم كه در جوامع غربى كاربردهاى تجارى وبلاگ بسيار گسترده است، در حالى كه در جامعه ايران اين كاربرد بسيار محدود است.
مسأله ديگر هم سياسى بودن است. ايرانى‌ها به طور گسترده‌اى از اينترنت براى مشاركت در عرصه سياسى استفاده مى‌كنند. در غرب چون احزاب و گروه‌هاى گسترده سياسى وجود دارد، به همين جهت بخش عمده‌اى از انرژى افرادى كه مى‌خواهند كار سياسى كنند در دنياى واقعى صرف مى‌شود، اما در ايران عمده مشاركت سياسى ما از طريق فضاى مجازى صورت مى‌گيرد. به همين جهت فرهنگ اينترنتى ما سياسى‌تر است.
سوم هم اين كه فرهنگ اينترنتى ايرانى بيشتر با ارزش‌هاى جمع‌گرايانه همراه است. از آنجايى كه در غرب، فردگرايى سلطه كاملى بر زندگى انسان‌ها دارد، فضاى اينترنتى‌شان هم فردگرايانه است. اما در مورد ايران ارزش‌هاى جمع‌گرايانه هم در كنار ارزش‌هاى فردى وجود دارد. ارزش‌هايى مثل مذهب خانواده يا همين پيام گذاشتن در وبلاگ‌ها خيلى گسترده است. مسأله گروه‌هاى اجتماعى كه ساختارهاى سنتى قومى يا طايفه‌اى دارند در ايران خيلى گسترده‌تر است. خيلى از اين هويت‌ها در دنياى مجازى، خودشان را عرضه مى‌كنند. شايد مثلاً در غرب، لس آنجلسى‌ها وبلاگى براى خودشان نداشته باشند، اما مى‌بينيم كه بجنوردى‌ها، اراكى‌ها و بسيارى از شهرها وبلاگ‌ها و وبسايت‌هاى گسترده‌اى دارند. به طور كلى مى‌توان گفت: فضاى اينترنتى ما گرم‌تر و تعاملى‌تر است و گويا اين ارزش‌هاى گزلشافتى ما در فضاى اينترنت هم خود را به خوبى بازتوليد مى‌كنند.
در ادامه به چالش‌هايى كه اينترنت براى جامعه ايرانى دارد، فهرست‌وار اشاره مى‌شود:
١. چالش‌هاى دينى و مذهبى؛
٢. ايجاد شكاف ميان انقلاب اسلامى و آرمان‌هاى آن؛
٣. ترويج خرافه گرايى و عرفان‌هاى دروغين؛
٤. تأثيرپذيرى از فرهنگ صهيونيزم؛
٥. جدايى از فرهنگ مهدويت و انتظار؛
٦. گرايش به پورنوگرافى و مسائل جنسى؛
٧. كاهش تأثيرپذيرى اطفال از والدين؛
٨. ترويج فرهنگ غربى و ايجاد بحران هويت؛
٩. تشويق به هنجارشكنى اجتماعى؛
١٠. اعتياد به اينترنت و بازماندن از رشد علمى و جسمى؛
١١. دوست‌يابى‌هاى خطرناك اينترنتى.

نتيجه‌گيرى:
با توجه به چالش‌هاى پيش روى جامعه اطلاعاتى اگر آگاهانه و با برنامه‌ريزى صحيح با جامعه اطلاعاتى برخورد شود، فرصت‌ها و امكانات خوبى براى پيشرفت‌هاى همه جانبه براى ملت‌ها درپى خواهد داشت. مى‌توان گفت: يكى از چالش‌هاى كنونى ملى در زمينه فن‌آورى اطلاعات و ارتباطات دو نگاه در سطح ملى است. يك نگرش با نگرش مثبت به جامعه اطلاعاتى مى‌نگرد و با تمام آثار و عواقب آن، به دنبال رسيدن به جامعه آرمانى موردنظر خود است و انتقال فن‌آورى اطلاعات و دسترسى به اطلاعات را مبناى رسيدن به جامعه اطلاعاتى قرار مى‌دهد و نگاهى ديگر كه نگاهى منفى به جامعه اطلاعاتى است، معتقد است كه تنها با برخوردارى از قدرت توليد اطلاعات بايد وارد گردونه دستيابى به جامعه اطلاعاتى شد و نگاهى مصرفى و وارداتى به فن‌آورى‌هاى نو باعث از بين رفتن بنيان‌ها و هويت ملى مى‌شود و مقاومت در مقابل فن‌آورى اطلاعات نمى‌تواند نتايج مثبتى براى كشور در پى داشته باشد و تا زمانى كه چنين نگاهى به جامعه اطلاعاتى داشته باشيم، نمى‌توان راهبرد ملى و برنامه ملى در مورد جامعه اطلاعاتى داشته باشيم.

منابع:
- جامعه اطلاعاتى، چالش‌ها، فرصت‌ها (نشريه مركز پژوهش‌هاى مجلس شوراى اسلامى، ويژه نامه نظام جامعه رسانه‌ها، شماره ٤٢، چاپ زمستان ١٣٨٢).
- دلدار، على (١٣٨٥). »رايانه كودكان را خانه‌نشين مى‌كند«، روزنامه همشهرى، ١٣٨٥/١١/٩.
- صديق بناى، هلن (١٣٨٥). »اينترنت و تغيير فرهنگى«، مركز تحقيقات و مطالعات رسانه‌اى روزنامه همشهرى.
- كانتر، روزابت (١٣٨٢). تحول موفقيت در فرهنگ ديجيتالى فردا، مترجم: دكتر عبدالرضا رضايى‌نژاد، انتشارات فرا.
- مسعود، كوثرى (١٣٨٦). جهان فرهنگى كاربران ايرانى در شبكه دوست‌يابى اوركات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
- ناصر، مديرى (١٣٧٦). اينترنت در ايران و جهان، دانشگاه هرمزگان.
- نجفى، محمود (١٣٨٨) »اينترنت و چالش‌هاى تربيتى فرزندان«. فصلنامه اطلاع‌رسانى، آموزشى و مطالعات رايانه‌اى علوم اسلامى، سال هشتم، شماره ٢٧ (پياپى ٤٤).
- مسعود، كوثرى (١٣٨٦). جهان فرهنگى كاربران ايرانى در شبكه دوست‌يابى اوركات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
- ناصر، مديرى (١٣٧٦). »اينترنت و چالش‌هاى تربيتى فرزندان«. فصلنامه اطلاع رسانى، آموزشى و مطالعات رايانه‌اى علوم اسلامى، سال هشتم، شماره ٢٧ (پياپى ٤٤).