پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - استراتژی اوباما در ابهام قدرت - صبوری ضیاء الدین

استراتژی اوباما در ابهام قدرت
صبوری ضیاء الدین

مهم‌ترين مصداق شعر تغيير (change) در برنامه تبليغاتى باراك اوباما در زمان انتخابات رياست جمهورى امريكا مخالفت با جنگ عراق و نقد استراتژى بوش در رويكرد جنگ‌طلبى و ادامه دادن به حضور مداخله جويانه در عراق بود كه حمايت دمكراتها را هم به همراه داشت و در نهايت اين مردم امريكا بودند كه تمايل و گرايش اوباما به پايان دادن به جنگ عراق و خروج سربازان از اين كشور را ترجيح دادند و به استراتژى بوش »نه« گفتند. امّا در پس اين اتفاق همواره نظرى مبتنى بر تحليل‌هاى علمى و تاريخى وجود دارد كه نمى‌توان به اصول و رهيافت‌هاى پايه‌اى و بنيادين كه شيرازه سياست خارجى ايالات متحده را تشكيل داده بى‌توجه ماند و تنها و تنها به تغيير انديشيد چرا كه بسيارى از اصول و وجوه دكترين‌ها با رفتن رؤساى جمهورى و تغيير دولت‌مردان همچنان پا بر جا مى‌مانند و تداوم استراتژيهاى مبتنى بر اين اصول و دكترين‌ها در روندهاى جارى سياست خارجى امريكا اجتناب‌ناپذير خواهد بود. رويداد و تحول اخير در رويكرد امريكا به افغانستان از جمله مصاديق اين تحليل است كه عليرغم انتظار همگان اوباما به افزايش نيرو در افغانستان و ادامه فشارها بر طالبان و حضور مقتدرتر در افغانستان مى‌انديشد همان مسيرى كه ناظران و تحليل‌گران در زمان بوش از آن به عنوان مداخله گرايى سلطه جويانه نام مى‌بردند.

ميراث جبرى
باراك اوباما رئيس جمهورى ايالات متحده كه جنگ افغانستان را از سلف خود جورج بوش به ارث برده در يك خطابه‌اى كه كمتر از آن بوى توطئه مى‌آمد و در توجيهى كه از پيام‌هاى آسمانى يا الزام اخلاقى و شعارهاى دمكراتيك تهى بود زمانى هيجده ماهه را براى پايانى موفقيت‌آميز اما آرزويى دشوار تعيين كرد.
او در سخنرانى ٣٣ دقيقه‌اى خود در مقابل ٤ هزار نفر دانشجويى كه لباس‌هاى كبود و خاكسترى بر تن داشتند و براى جشن فارغ التحصيلى گردهم آمده بودند ، چنين گفت »من به عنوان فرمانده نيروهاى مسلح به اين نتيجه رسيدم كه منافع ملى و حياتى مإ؛ اقتضا مى‌كند تا ٣٠ هزار سرباز ديگر به افغانستان بفرستيم. ١٨ ماه ديگر سربازان ما روند بازگشت به وطن را آغاز خواهند كرد. اينها منابعى هستند كه ما براى پايه گذارى يك قدرت مستقر در افغانستان نيازمند آنيم تا بتوانيم نيروهاى‌مان را از افغانستان خارج كنيم.« و اضافه كرد: » افغانستان هرگز به ققهوا نمى‌رود اما بايد پذيرفت كه چند سالى به عقب بازگشته است. هيچ خطر قريب الوقوعى در جهت انقلاب عليه حكومت آن وجود ندارد اما طالبان دارد فربه مى‌شود. سازمان القاعده هرگز به ميزان و مراتب دشمنى در پيش از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ ظاهر نخواهد شد اما آنها همچنان پايگاه‌ها و پناهگاه هايى را در مرزها براى خود نگه مى‌دارند و تقويت مى‌كنند«.
اوباما كه در دانشگاه نظامى »وست پونيت« در ايالات نيويورك سخن مى‌گفت، تاكيد كرد: »اين تصميم را از سر ناچارى نگرفته‌ام. من با جنگ عراق مخالفت كردم و خواستم كه اقدامات خود را در آن محدود سازيم چرا كه معتقد بودم مى‌بايست در به كارگيرى نيروى نظامى خويشتن‌دار بوده و پيوسته تبعات بلند مدت اقدامات خود را در نظر داشته باشيم. همچنان كه ما در طول ٨ سال گذشته در حالت و وضعيت جنگى به سر برده و از نيروى انسانى و منابع مادى خود هزينه هنگفتى پرداخته‌ايم سالها چالش پيرامون عراق و تروريسم وحدت ما را حول مسائل امنيت ملى آسيب‌پذير ساخته و من درحالى اين وضعيت را به ارث برده‌ام كه سطح بالايى از دوكانگى و دو قطبى حزبى را شاهد هستم... و در آزمايشى بدتر از زمان ركود اقتصادى بزرگ، ملت امريكا بدلايل روشنى بر باز سازى ساختار اقتصادى و اشتغال متمركز شده است .
اوباما معتقد است كه سازمان القاعده »خطر سخت يا تهديدى حتمى و قطعى به شمار نمى‌آيد... و تنها اگر منطقه به عقب گام بگذارد اين خطر افزايش خواهد يافت.« او مجدداً تاكيد كرد كه مهم‌ترين وظيفه همانا »تعطيل و از بين بردن القاعده درافغانستان و پاكستان و جوگيرى از قدرت‌گيرى آن براى تهديد امريكا و هم پيمانان ما در آينده« خواهد بود.
او ادامه مى‌دهد:»ما توان زندانى كردن يا كشتن همه افراطيان موجود در خارج از كشور خود را نداريم... ما بايد در برابر القاعده و هم پيمانان آنها زمانيكه براى تمركز در سومالى، يمن يا ديگر كشورها تلاش مى‌كنند، از طريق وارد آوردن فشار بيشتر و همكارى با شركاى خود اقدامات باز دارنده‌اى را تدارك ببينيم.«
اوباما براى اين منظور سه هدف مشخص كرد: محروم ساختن القاعده از برخوردارى پناهگاه امن، جلوگيرى و بازداشتن توسعه جنبش طالبان و قدرت‌گيرى آن در احاطه بر دولت افغانستان و تقويت قواى امنيتى افغان‌ها براى بر عهده گرفتن مسئوليت امنيت كشورشان در آينده .
رئيس جمهور آمريكا خاطر نشان كرد كه نخستين گروه از سربازان اضافى از سال آينده (٢٠١٠) و در اسرع وقت ممكن در افغانستان مستقر خواهند شد »تا بتوانند شورشيان و افراطيان را سرجاى خودشان بنشانند و امنيت مراكز مسكونى و اصلى را تامين نمايند.« و در ادامه نيز ابراز اطمينان كرد كه در مرحله بعدى ارسال شمار بيشترى از نيروهاى پيمان آتلانتيك (ناتو) به افغانستان اعلام خواهد شد.
اوباما همچنين تاكيد كرد كه اجراى اين استراتژى در افغانستان آسان نخواهد بود و افزود: مبارزه عليه خشنوت به سرعت پايان‌پذير نخواهد بود و به فراتر و دورتر از افغانستان و پاكستان گسترش خواهد يافت. اين يك آژمايش دائمى براى جامعه آزاد و رهبرى ما در جهان خواهد بود و بر عكس درگيرى قدرتهاى بزرگ و خط كشى‌هاى آشكار در قرن بيستم، تلاش ما معطوف مناطق غير سازمان يافته و دولت‌هاى شكست خورده و دشمنان پراكنده خواهند بود«.
اوباما سپس با اشاره به اين كه برخى افغانستان را ويتنام ديگر مى‌خوانند و مى‌آويند كه استقرار امنيت در افغانستان امكان‌پذير نيست و بهترين راه كاستن از خسارتها و عقب نشينى سريع از آن است، تصريح كرد. »من معتقدم كه اين استدلال مبتنى بر يك قرائت اشتباه از تاريخ است. ما بر عكس ويتنام از هم پيمانى بيش از ٤٣ كشور برخورداريم كه همه به قانونى بودن اقدام ما معترف هستند. بر عكس ويتنام، ما با يك شورش مردمى گسترده روبرو نيستيم و مهم‌تر از همه، برعكس ويتنام مردم امريكا از سوى افغانستان مورد هدف قرار نگرفته‌اند و تنها هدف افراطيانى قرار دارند كه در مرزهاى اين كشور مشغول برنامه ريزى عليه ما هستند«. اوباما در همين حال هزينه هنگفت استراتژى خود را فراموش نكرد و يادآور شد كه اين هزينه تنها در سال نخست به ٣٠ ميليارد دلار خواهد رسيد.
زمانى كه اوباما رياست جمهور ايالات متحده را عهده دار شد، ٣٢ هزار سرباز در افغانستان و ١٦٠ هزار سرباز در عراق حضور داشتند. هم اكنون ٦٨ هزار سرباز در افغانستان حضور دارند كه به ٣٠ هزار سرباز ديگر در سال آينده به آنها خواهند پيوست تا در مراكز شهرى جنوب و شرق افغانستان متمركز شوند. همچنين استراتژى امريكا سعى خواهد كرد شمار ارتش افغانستان را از ٩٠ هزار سرباز كنونى به ١٣٤ هزار سرباز در سال آينده افزايش داده و در عين حال تنوع درتركيب ارتش را هم حفظ نمايدز

استراتژى ممكن؛ اما تدريجى و دشوار
به گفته يك مقام مسئول كاخ سفيد در يك گفتگوى تلفنى راديو تلويزيونى، عقب نشينى نظامى امريكا از افغانستان در سال ٢٠١١ بسيار محدود و تنها به شرايط خاص همان زمان بستگى خواهد داشت
»هيلارى كلينتون« وزير خارجه و »رابرت گيتس« وزير دفاع ايالات متحده امريكا نيز در اين راستا در جلسه علنى با حضور مشترك كميته خدمات عمومى مجلس سنا و امراى جنگى در صدد جلب اطمينان كنگره برآمدند. كلينتون با اشاره به اين كه كشورش باب مذاكره با عناصرجنبش طالبان را باز خواهد گذاشت، چنين توضيح داد:»ما مى‌دانيم كه برخى از آنانى كه با افراط گرايى مى‌جنگند، با اعتقاد خود به اين عرصه روى نياورده‌اند بلكه تحت فشار يا به طمع مالى در جنگ مشاركت كرده‌اند... لذا تمام افغان‌ها مى‌بايست راه تلاش براى آينده‌اى بهتر و برتر را برگزينند.« كلينتون اين را هم گفت كه »سياست منطقه‌اى واشنگتن آن است كه براى كاهش دخالت خارجى در امور افغانستان تلاش نمايد.«
وى همچنين افزود: »ما معتقديم كه پاكستان قدرتمند، دموكرات و مقتدر است و مى‌بايست شريك اصلى در جنگ عليه خشنونت باشد و مردم پاكستان شاهد هستند كه ما و آنها با دشمن مشتركى روبرو هستيم.«
وزير خارجه اوباما سخنانش را اينگونه به پايان برد:» وظيفه‌اى كه ما با آن مواجه هستيم بسيار پيچيده است و همچنان امنيت ملى ما را هدف قرار گرفته است... و ما در صورتى كه مردم اين مسئوليت را بر عهده يك حزب يا يك سازمان و يا يك كشور بدانند، هرگز موفق نخواهيم شد.«
اما »رابرت گيتس« هشدار دارد كه شكست امريكا در افغانستان به معنى تسلط جنبش طالبان و بازگشت آنها به قدرت مى‌باشد و حداقل جنگ داخلى را دوباره باز مى‌گرداند. ضمن اينكه به تقويت ديدگاه سازمان القاعده و تقويت توان آن براى سربازگيرى و جمع آورى امكانات و منابع مالى و اجراى عمليات پيچيده منجر خواهد شد.
وزير دفاع امريكا ادامه داد كه اگر آنها چنين بپندارند كه توانسته‌اند تنها ابرقدرت جهان را شكست دهند، تبعات سوء اين پندار براى افغانى‌ها به مراتب بيش از تبعات سوء آن براى امريكايى‌ها و جهان خواهد بود.»گيتس« اين را هم گفت كه روند انتقال مسئوليت امنيت به افغان‌ها در تابستان ٢٠١١ به صورت تدريجى و از يك ولايت به ولايت ديگر خواهد بودز او تاكيد كرد كه ايالات متحده همان اشتباهاتى را كه در سال ١٩٨٩ مرتكب شد، تكرار نخواهد كرد...

چالش‌ها و نگرانى‌ها
استراتژى جديد اوباما تنها در سطح دولتمردان كاخ سفيد، چالش برانگيز نشده، بلكه در سطوح فرمانده و نمايندگان نهاد كنگره نيز بازتابهايى داشته است.
مايكل مولن رئيس ستاد مشترك امريكا ضمن اعلام حمايت كامل از استراتژى جديد كشورش گفته است كه طالبان نفوذ سختى را در ١١ ولايت از مجموع ٣٤ ولايت به دست آورده است. درهمين حال ژنرال ديويه پتراوس، فرمانده منطقه مركزى امريكا، در اظهاراتى به شبكه »ام اس ان بى سى« گفته است كه جدول زمانى عقب نشينى از افغانستان، واقعى اما آرمانگرايانه است .
سناتور »جان مك كين« كانديداى سابق رياست جمهورى امريكا نيز ضمن حمايت از تصميم اوباما، اشكالى بر جدول زمانى عقب نشينى وارد دانسته و مى‌گويد كه اين موضوع دشمنان را براى مقابله با استراتژى امريكا ترغيب خواهد كرد. در حالى كه سناتور ريچارد دوربين كه ديدگاه هايش بسيار نزديك به اوباما مى‌باشد، ترجيح داد كه حاشيه‌اى بر آن نزند و تنها توجه رهبران دموكرات كنگره را به استراتژى، مورد اشاره قرار داد؛ همانگونه كه سناتور »راس ناينگوله« آن را يك اشتباه خواند.
يك مسئول در كاخ سفيد هم بيان داشت كه »نگرانى بزرگ اين است كه اين استراتژى به يك بازى سياسى تبديل شود... و نگرانى اين است كه اين موضوع باعث حمله‌هاى دائمى از سوى نيروهاى چپ و راست شود« چرا كه چپ‌ها معتقدند كه اوباما از جريان ليبرالى ضد جنگ خارج شده و به جاى تمركز بر مشكلات داخلى امريكا به ايده افزايش نيروها كه سلف او جورج بوش در عراق پايه گذارى كرده، روى آورده است.

اضافه بار مالى و چالش‌هاى بودجه‌اى
به اعتقاد ناظران سياسى ديدگاه »رابرت گيتس« پس از آنكه گزارش اخير خود درباره راه حل ارسال ٣٠ هزار نيروى اضافى را به اوباما ارائه كرده، در جلسات كاخ سفيد چالش برانگيز شده است. در حاليكه »جو بايدن« معاون رئيس جمهور و ژنرال »استانلى ماكريستال« فرمانده نيروهاى امريكايى در افغانستان كه معتقد است .
استراتژى جديد، موجب تغييرات چشمگيرى در كشورش خواهد شد توانسته‌اند تضادهاى موجود را كاهش دهند و اين اتفاق پس از آن كه »بايدن« به جدول زمانى عقب نشينى نيروهاى امريكايى و برنامه فشار بر دولت افغانستان براى اصلاح و همكارى دست يافته، اتفاق افتاده است .
از آن پس بود كه »بايدن« در تماس تلفنى با »نورى المالكى« نخست وزير عراق تاكيد كرد كه استراتژى امريكا در افغانستان طبق بيانيه صادره از سوى كاخ سفيد با محاسبه رابطه شراكت بين ايالات متحده و عراق اتخاد نگرديده است .
تصميم اوباما از نگرانى‌هاى مالى و بودجه‌اى هم فارغ نيست و صرف نظر از پيش بينى دشوارى‌هايى كه در سطح اقدام و عملى شدن استراتژى جديد گريبانگير امريكا خواهد شد. در بخش بودجه و تامين هزينه‌هاى مالى نيز نيازمند بازنگرى‌هاى دوباره‌اى خواهد بود.
»مركزارزيابى‌هاى استراتژيك و مالى« در واشنگتن اعلام نظركرده است كه در بودجه سال ٢٠١٠ حدود ٦٨ نيروى سرباز امريكايى با هزينه‌اى معادل ٦٨ ميليارد دلار ديده شده است يعنى هزينه سرانه هر سرباز در سال به يك ميليون دلار مى‌رسد اما در خصوص عراق در بودجه سال ٢٠١٠، حدود ١٥٥ هزار سرباز با ٦٢ ميليارد دلار بودجه ديده شده كه به مفهوم آن است كه هزينه سرانه هر سرباز به ٤٠٠ هزار دلار در سال مى‌رسد. گزارش اين مركز حاكى از آن است كه استهلاك انرژى وسوخت، بخش اعظم هزينه‌ها مى‌باشد كه ساليانه بين ٢٠٠ هزار تا ٣٥٠ هزار دلار براى هر سرباز در نوسان است .
مركز ارزيابى‌هاى استراتژيك و مالى واشنگتن معتقد است كه امريكا در ماه‌هاى آتى نيازمند درخواست منابع بيشتر مالى هستند تا بتوانند هزينه‌هاى استقرار ٣٠ هزار سرباز در سال آينده را تامين نمايند و اين احتمالا، رقمى معادل ٣٠ ميليون دلار را تشكيل خواهد داد.

سرانجام ابهام آميز
به هر حال در آغاز رياست جمهورى بارواك اوباما، انتظارها معطوف اين قضيه بود كه گفتمان صلح‌طلبى و پرهيز از جنگ‌افروزى به گفتمان غالب و چيره در مركز تصميم‌گيرى كاخ سفيد تبديل شود. اما گذشت زمان ثابت مى‌كند كه اين انتظار هرگز به طور مطلق و صد در صد اتفاق نخواهد افتاد چرا كه اصول مورد انتظار امريكا در رويكرد هژمونيك چه در سطح رهيافت‌هاى ليبرالى و چه در سطح رهيافت‌هاى نئورئايستى اجازه بروز چنين گفتمان مطلق و يكدستى را نخواهد داد و اتكابه قدرت نخست، همچنان در كانون تصميم‌ها و اقدامات امريكايى در مناطق مورد توجه آن از جمله عراق و افغانستان باقى خواهد ماند .
برخى از معتقدان سياست خارجى امريكا به رويكرد نرم افزاى و اتكا به قدرت نرم در روندهاى اخير اميدوار شده بودند اما شكل و شاكله قدرت امريكا ظاهراً از چنان ظرفيت هايى كه تنها بتواند بر مدارقدرت نرم استوار گردد خالى است و تنها ناظران مى‌توانند به اين توجيه، بسنده و خرسند باشند كه امريكا از ظرفيت‌هاى قدرتمند هوشمند (Power Smart) بهره مى‌برد اما آيا مسلح شدن به قدرت هوشمند به معناى يك بام و دو هوا بودن در سامان بخشيدن به استراتژيها است ؟
بنابراين استراتژى جديد اوباما، او را در آزمون سختى قرار داده و اين آزمون نه تنها بر موفقيت او در انتخابات بعدى تاثير گذار بوده بلكه در ادامه راه سياست خارجى امريكا در خاورميانه نيز بسيار تاثير گذار و تعيين كننده خواهد بود. چرا كه نتايج اين آزمون اگر به تقويت ديدگاه سلف او بينجامد معلوم نيست كه در ميزان محبوبيت او و مشروعيت اقدامات امريكا در منطقه و جهان چه سرانجامى را رقم خواهد زد.