پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - کتاب شناخت - صبوری ضیاء الدین

کتاب شناخت
صبوری ضیاء الدین

دين و تكنولوژى در گفت‌وگو با ويت سيسلر
نقشِ بازى‌هاى كامپيوترى در شكل‌گيرى هويت اسلامى
گفت‌وگوكننده: پاتريك هائنى
ترجمه: نيكو پرهيزگارى

اين روزها بازى‌هاى كامپيوترى دوباره در مركز توجه قرار گرفته‌اند و اين موضوع به تولد حوزه‌اى كه هم‌اكنون به عنوان "بازى‌شناسى" مطرح است، منجر شده است. ديگر بايد "بازى" را به عنوان يك حوزه مطالعاتى مهم - چه نزد انسان‌شناس‌ها و چه براى دانشمندان حوزه علوم سياسى - در نظر گرفت چرا كه بازى‌ها جهان‌بينى، روابط و هويت اجتماعى را شكل مى‌دهند و در حقيقت در پديده‌هاى سلطه فرهنگى و مقاومت فرهنگى نقش به سزايى دارند. آنها در نهايت به شكل‌گيرى انواع جديدى از بسيج دسته جمعى و اقدامات گروهى منجر مى‌شوند و بنابراين بايد به عنوان محصولى فرهنگى در نظر گرفته شوند. ويت سيسلر، از محققان حوزه "بازى‌شناسى" در گفت‌وگو با نشريه Religioscope نكات مهمى را درباره مذهب و ديگر مواردى كه بر نوع بازى‌هاى كامپيوترى در جهان اسلام و خاورميانه نقش دارند، مطرح كرده است. او از پژوهشگران مركز مطالعات بين‌المللى و تطبيقى دانشگاه نورث وسترن شيكاگوست. سيسلر مدرك دكتراى خود را از دانشگاه چارلز پراگ با ارائه پايان‌نامه‌اى با موضوع "اسلام و قوانين اسلامى در فضاى مجازى" دريافت كرده است. تحقيقات او بيشتر در زمينه قوانين اسلامى در جهان معاصر، رابطه اسلام و رسانه‌هاى ديجيتالى و بازى‌هاى كامپيوترى آموزشى و سياسى صورت گرفته است. ويت سيسلر در عين حال، بنيانگذار و سردبير وبسايت Digital Islam نيز هست كه پروژه‌اى تحقيقاتى در حوزه اسلام، خاورميانه و رسانه‌هاى ديجيتالى به شمار مى‌آيد. او تابستان امسال با همكارى‌رابرت ام. گراسى شماره‌اى از نشريه "قانون و تكنولوژى" را به موضوع "تكنولوژى و دين" اختصاص داد.
چطور شد كه به اين حوزه ناديده گرفته شده (بازى‌هاى كامپيوترى) علاقمند شديد؟ و چطور در عين حال، توجه‌تان به ناحيه خاورميانه جلب شد؟
من در دهه ١٩٨٠ بزرگ شده‌ام؛ يعنى نخستين نسل بازى‌هاى ويدئويى. اين بازى‌ها بخش مهمى از دوران كودكى و نوجوانى‌ام را تشكيل مى‌دادند. از آنجا كه فقط بعضى از مإ؛ از امتيازِ داشتن يك كامپيوتر برخوردار بوديم - بيشتر آتارى‌هاى ٨ بيتى يا ZX - معمولاً خانه يكى از دوستان جمع مى‌شديم و با هم بازى مى‌كرديم. در چكسلواكى كمونيستى آن دوره، كپى‌رايت نرم‌افزارها مفهومى نداشت و به اين ترتيب، معمولاً بازى‌ها را به طور رايگان كپى يا رد و بدل مى‌كرديم. بنابراين مى‌توان گفت كه بازى‌كردن با بازى‌هاى ويدئويى فعاليت اجتماعى مهمى محسوب مى‌شد و بعدها نيز اغلب ما سعى كرديم بازى‌هاى‌خودمان را طراحى كنيم كه برخى با موفقيت بيشتر و برخى نيز با موفقيت كمترى روبرو شد.
اما من بعداً به مدت يك دهه كامپيوتر و بازى‌هاى كامپيوترى را كنار گذاشتم و مطالعاتم را روى حوزه قانون، خاورميانه و كشورهاى عربى متمركز كردم. وقتى داشتم تحقيقاتى را در دمشق انجام مى‌دادم، به طور اتفاقى در منطقه suq Saruja ماندگار شدم كه بازار اصلى بازى‌هاى كامپيوترى و ويدئويى دمشق هم در همان منطقه است. دوستانم به من خبر دادند كه يك بازى كامپيوترى سياسى در سوريه وجود دارد كه نامش "زير خاكستر" است و ظاهراً قصه نخستين عمليات انتفاضه را از زاويه ديد فلسطينى‌ها بازگو مى‌كند. مى‌خواستم اين بازى را بخرم و براى همين هر روز در مسير دانشگاه دنبال آن مى‌گشتم. فروشنده مغازه بازى فروشى هميشه به من مى‌گفت كه قرار است به زودى آن بازى به بازار بيايد، شايد فردا. بعد از حدود دو هفته كه اين برنامه تقريباً به عادتى براى ما تبديل شده بود، ديدم كه يكى از برنامه‌نويسان بازى"زير خاكستر" در آن مغازه منتظر من ايستاده است. او كنجكاو بود (و شايد هم مشكوك) كه بداند چرا من آن قدر سراغ آن بازى را مى‌گيرم. از طريق او بود كه توانستم با آقاى رضوان قاسميه، مدير شركت "افكار مديا" ديدارى داشته باشم و اين همان شركتى بود كه "زير خاكستر" و بازى‌هاى عربى ديگر را توليد مى‌كرد. بعد از گفت‌وگو با او بود كه به جنبه‌هاى اجتماعى، سياسى و مذهبى بازى‌هاى ويدئويى و ديگر رسانه‌هايى كه اغلب ناديده گرفته مى‌شوند، علاقمند شدم. من اصطلاح "رسانه‌هاى ناديده گرفته شده" را از ريشموس و ورنينگ وام گرفته‌ام؛ آنها اين اصطلاح را براى توصيف رسانه‌هايى كه از نظر اقتصادى و اجتماعى معقول هستند اما از اعتبار فرهنگى و علمى چندانى برخوردار نيستند به كار مى‌برند. اين اصطلاح به جز بازى‌هاى ويدئويى، به كليپ‌هاى ويدئويى، موسيقى عامه‌پسند، كميك استريپ‌ها و موارد ديگرى نيز اطلاق مى‌شود.

اين بازى‌ها چه ربطى به جامعه‌شناسى يا انسان‌شناسى دارند؟

بازى‌هاى ويدئويى از مهمترين رسانه‌هايى هستند كه ميان عامه مردم از محبوبيت زيادى برخوردارند و در واقع، فعاليت اجتماعى مهمى را براى بخش قابل توجهى از جوانان در سراسر جهان رقم مى‌زنند. در برخى كشورها، به طور مثال در ايالات متحده، اين بازى‌ها بر طيف گسترده‌اى از اجتماع - از هر سن، شغل يا جنسيتى - تأثير مى‌گذارند. بنابراين حتماً بايد تأثير واقعى بازى‌ها بر ذهن و رفتار مردم را درك كنيم تا بفهميم كه آنها چطور بر برداشت ما از دنياى اطرافمان تأثير مى‌گذارند و چه تفاوتى با ديگر رسانه‌ها دارند.
در اين ميان، بازى‌هاى ويدئويى رابطه متقابلى با اجتماع دارند. فرد بازيكن همان‌قدر كه مصرف‌كننده محسوب مى‌شود، اجراكننده نيز هست. اين گونه است كه تجربه بازى از فردى به فرد ديگر تغيير مى‌كند. براى يك جامعه‌شناس يا يك انسان‌شناس، اين كه افراد مختلف در بافت‌هاى اجتماعى متفاوت چطور با اين بازى‌ها بازى مى‌كنند، مى‌تواند جالب باشد. در عين حال، بازى‌ها را مى‌توان به عنوان محصولاتى‌فرهنگى نيز در نظر گرفت و اين است كه مى‌توانيم فرض كنيم كه توليد بازى‌هاى ويدئويى در فرهنگ‌هاى مختلف پروژه متفاوتى است. بنابراين بايد بررسى كنيم كه قصه، تصاوير و شكل بازى‌هاى‌ويدئويى توليد ژاپن، ايالات متحده و خاورميانه چه فرقى با هم دارد. و مهمتر اين كه بايد ببينيم آيا اصلاً شباهتى ساختارى ميان تمام اين بازى‌ها وجود دارد يا خير.

شما جايى گفته بوديد كه بازى‌ها اين پتانسيل را دارند كه هويت اسلامى را شكل دهند. ممكن است اين موضوع را بيشتر توضيح دهيد؟

بازى‌هاى ويدئويى رسانه مناسبى براى آموزش نمادهاى فرهنگى، اسطوره‌ها و سنت‌ها به جوانترها هستند و اين موضوع تا آنجا صدق مى‌كند كه مى‌تواند هويت آنها را شكل دهد. اين بازى‌ها شيوه آموزشى‌بى ضرر و مردم‌پسندى محسوب مى‌شوند كه بر خلاف ديگر رسانه‌هاى سمعى بصرى، بازيكن را غرق و كاملاً درگير خود مى‌كنند. وقتى داريد بازى مى‌كنيد، به جايى مى‌رسيد كه نه تنها خودتان را جاى شخصيت اصلى بازى مى‌گذاريد، كه در كل نظام بازى غرق مى‌شويد - منظورم در قوانين و منطق بازى است. اين به ويژه براى يك انسان‌شناس يا جامعه‌شناس مى‌تواند جالب باشد چرا كه مثلاً در بازى‌هاى جنگى مى‌توان نماينده يك ملت با هزاران سال پيشينه تاريخى بود. در اينجا سؤال اساسى اين است كه اين تاريخ چطور و از چه زاويه ديدى روايت مى‌شود چرا كه هويت تمام ملت‌ها و فرهنگ‌ها با فرمول جديد بازى تعريف شده است.
اهميت جوانان به عنوان بخشى از اجتماع در خاورميانه امروزى روز به روز بيشتر مى‌شود. اين است كه به نظر من طرح اين سؤال اهميت دارد كه جوانها در آن منطقه با كدام بازى‌هاى كامپيوترى بازى مى‌كنند و هويت شخصيت‌هاى اصلى اين بازى‌ها چطور شكل گرفته است، چرا كه اين موضوع به نوعى به معناى خودِ مجازى بازيكن است. وقتى بحث هويت اسلامى يا عربى در بازى‌هاى ويدئويى مطرح مى‌شود، بايد بازى‌هاى منطقه خاورميانه و قهرمان‌ها و نمونه‌هايى از نقش‌هايى را كه اين بازى‌ها به بازيكن ارائه مى‌دهند بررسى كنيم. اما از آنجا كه اغلب بازى‌هاى موجود در بازار خاورميانه در كشورهاى خارجى - معمولاً آمريكا و اروپا - ساخته شده‌اند، طرح اين سؤال هم مهم است كه شخصيت‌هاى مسلمان يا عرب به چه صورت در بازى‌هاى غربى به تصوير كشيده مى‌شوند.

ممكن است مختصرى درباره انواع مختلف بازى‌هاى اروپايى و آمريكايى كه به موضوع اسلام و اعراب مى‌پردازند، توضيح دهيد؟

در مجموع بايد بگويم كه اين بازى‌ها از نظر محتوا، ساختار و شكلشان شباهت زيادى به آنچه درباره جهان اسلام در ديگر رسانه‌هاى غربى نمايش داده مى‌شود دارند. اين بازى‌ها سعى دارند آنچه را كه درباره قوميت و مذهب اسلامى در رسانه‌هاى غربى معرفى مى‌شود، در شخصيت‌هاى طراحى شده‌شان بازسازى كنند. دو الگوى غالب در اين بازى‌ها را مى‌توان تحت عنوان"شرق‌گرايى ديجيتالى" و بازى‌هايى كه تحت تأثير سياست‌هاى امروزى و نظامى غرب در قبال جهان اسلام طراحى شده‌اند، دسته‌بندى كرد.
عبارت "شرق‌گرايى ديجيتالى" بيشتر در مورد بازى‌هاى پرماجرايى صدق مى‌كند كه از تصويرسازى، موضوعات و حكايات شرقى بهره مى‌برند؛ مانند بازى‌هاى "شاهزاده ايرانى"، "جادوى شهرزاد" يا "شب‌هاى عربى" (هزار و يك شب). شخصيت‌هاى اين بازى‌ها را اعراب باديه‌نشين، خليفه‌ها و اجنه تشكيل مى‌دهند كه فرد بازيكن را به بازارها، حرم‌ها و بيابان‌ها در قصه‌هاى كهن شرقى هدايت مى‌كنند و داستان اين بازى‌ها معمولاً نجات زنان ربوده شده يا كشتن يك وزير شرور است. "شرق" در اين بازى‌ها به صورت هويتى غريب، شگفت‌انگيز و تاريخى معرفى مى‌شود.
اما در سوى ديگر، بازى‌هاى جنگى و اكشن قرار دارند كه بر اساس جنگ‌هاى واقعى يا افسانه‌اى در خاورميانه ساخته شده‌اند كه از آن جمله است: "نيروى دلتا" و Warrior Full Spectrum يا Kuma/War . اين بازى‌ها به بازيكن اجازه مى‌دهند كه فقط سربازهاى آمريكايى يا ائتلافى را كنترل كنند و مسلماً دشمن هم در اين بازى‌ها به شكل و شمايل اعراب يا مسلمانان ظاهر مى‌شود؛ با پوشش سر يا پوست تيره. اغلب اين بازى‌ها شديداً متعصبانه ساخته شده‌اند؛ به خصوص بازى‌هايى كه موضوعاتى چون بنيادگرايى يا تروريسم را روايت مى‌كنند و اعراب و مسلمانان را به عنوان دشمن نمايش مى‌دهند.
البته استثناءهايى نيز در اين زمينه وجود دارد؛ مثل مجموعه بازى‌هاى "تمدن" ساخته سيد مير يا چند بازى تاريخى نظير "عصر امپراتورى‌ها" كه به بازيكن اجازه مى‌دهد كه از ميان ملل و فرهنگ‌هاى مختلف يكى را انتخاب كند و تمام آنها را بى‌طرفانه و يكسان نمايش مى‌دهد. اما اين نوع بازى‌ها بخش فرعى محصولاتى را تشكيل مى‌دهند كه بازارهاى جهان را تصاحب كرده‌اند. بخش عمده اين بازارها را همان بازى‌هاى متعصبانه تصرف كرده‌اند.

شگفت اين كه به نظر مى‌رسد توليدكنندگان عرب بازى‌هاى كامپيوترى نيز به جاى مقابله با جريان غالب بازى‌هاى كامپيوترى در بازارهاى جهانى، از آن بازى‌ها الگوبردارى مى‌كنند. چرا چنين است؟

مسلماً برخى بازى‌هاى كامپيوترى عربى نظير "نيروى ويژه حزب‌الله"، "بچه‌هاى اورشليم" يا "نبرد قهرمانان" از تصاوير و ساختارى شبيه بازى‌هاى اكشن غربى استفاده مى‌كنند و فقط به سادگى نقش دشمن را به جاى اعراب و مسلمانان به سربازهاى آمريكايى يا اسرائيلى مى‌دهند. دشمن در اين بازى‌ها كه معمولاً همان آمريكايى‌ها و اسرائيلى‌ها هستند، درست به همان شيوه‌اى طراحى شده كه مسلمانان و اعراب در بازى‌هاى آمريكايى طراحى مى‌شوند.
واضح است كه اين بازى‌ها در واكنش به آن بازى‌هاى غربى كه قبلاً به آنها اشاره كردم، طراحى مى‌شوند و اين حقيقت را مى‌توان از مصاحبه‌هايى كه با توليدكنندگان آنها انجام شده يا در وبسايت شركت‌هاى‌توليدى آنها و كتابچه‌هاى معرفى بازى‌ها دريافت. مى‌توان گفت كه برخى از توليدكنندگان بازى در خاورميانه از همان ژانر بازى‌هاى كامپيوترى غربى پيروى مى‌كنند و فقط آنها را دوباره مدلسازى‌مى كنند.
اما بايد تأكيد كنم كه اغلب توليدكنندگان بازى در خاورميانه اين الگوبردارى از غرب را برنمى‌تابند و سعى دارند بازى‌هاى خود را به شيوه‌اى كاملاً متفاوت طراحى كنند. در اين ميان مى‌توان بازى‌هايى را يافت كه بر اساس فرهنگ شرقى و اساطير عرب يا ايرانى ساخته شده‌اند يا جنبه‌هاى آموزشى درباره اسلام و سنن اسلامى دارند. بحث من اين است كه در بازى‌هاى توليدى خاورميانه امروز، بازى‌هاى جنگى كه از بازى‌هاى جنگى غربى الگوبردارى شده‌اند كم كم جاى خود را به بازى‌هايى مى‌دهند كه با ابتكار بيشترى طراحى شده‌اند و نمايانگر هويت اسلامى و شرقى هستند.

منبع: نشريه Religioscope
جهان كتاب
بازخوانى نقش مسيحيان در قوميت‌گرايى عربى

نام كتاب: مسيحيان عرب و انديشه قوميت عربى در سوريه و مصر (١٨٤٠-١٩١٨)
نويسنده: فدوى احمد محمود نصيرات
ناشر: مركز مطالعات وحدت عربى
كشور: لبنان (بيروت)
سال انتشار: ٢٠٠٩
تعداد صفحات: ٤٨٠
مسيحيان عرب حق دارند كه احساس زيان و شكست كنند چرا كه تلاش و مبارزه تاريخى آنها با هدف ايجاد دولت واحد، آزادى، عدالت و پيشرفت با نااميدى و عدم موفقيت روبرو شده است. بهترين دليل براى اين موضوع آن است كه گفته شده تقريباً حدود ٤ درصد از سكان كشورهاى عربى ترك وطن كرده و مهاجرت را براى خود برگزيده و در واقع نقش بارز و برجسته فرد در نهضت قومى را، در زمانى كه منطقه غرق در تاريكى قرون وسطى بوده و با زنجير عقب‌ماندگى و استبداد محدود شده بود، به فراموشى سپردند.
كتاب مسيحيان عرب و انديشه قوميت عربى در سوريه و مصر (١٨٤٠-١٩١٨) تأليف خانم فدوى نصيرات در اين چارچوب به بازخوانى نقش مسيحيان پرداخته و مفاهيم و استعاره‌هاى دوره فروپاشى‌هاى‌بزرگ قومى را بازگو كرده است.
كتاب از وضعيت مسيحيان عرب در دوره حكومت عثمانى‌ها از جمله حكومت محمدعلى در مصر و شامات آغاز كرده و بيان مى‌كند كه آنها چگونه دچار تبعيض و قربانى و نيز مشكل‌هاى مختلف ذلت و خوارى شده بودند اما با ظهور حكومت محمدعلى و پسرش ابراهيم كه مقارن با اصلاحات در ساختار تشكيلات عثمانى شد، متحول شدند و زمينه بروز انديشه‌هاى قومى عربى و آزادى‌هاى سياسى و اجتماعى فراهم شد. مؤلف در همين راستا از برخى ويژگى‌هاى اين دوره از جمله آنچه كه از آن به عنوان جداييى دين از دولت ( نه سياست) نام برده، به عنوان مظهر تحول و پيشرفت در اين دوره ياد مى‌كند.
به اعتقاد مؤلف، فعاليت‌هاى تبشيرى به مسيحيان عرب كمك كرد تا آنها بتوانند با زبان و فرهنگ غربى آشنا شوند و اين خود به ايجاد طبقه‌اى از روشنفكران و نيز يك رويكرد فكرى با ويژگى‌هاى قومى و ليبرالى منجر شد و از طريق گروه‌ها و نشريات و مجلات و در بستر تأليف‌ها، داستان‌ها و نمايشنامه‌هاى مسيحى رشد كرد و باليد.
آگاهى و بيدارى قومى عربى در آغاز نزد مسيحيان و از طريق مؤسسه‌ها و گروه‌هاى فرهنگى كه مسيحيان در آن عضو شده بودند، ظهور كرد به طورى كه در سخنرانى‌ها بر روى رشد و توسعه عربى، وحدت عربى، زبان، فضيلت‌ها و آداب خود متمركز شدند. به طور مثال پطرس البستانى در سخنرانى خود كه در سال ١٨٥٩ در مؤسسه علمى سوريه ايراد كرد، از مزيت عقل عربى و برترى آن بر علوم انسانى و همچنين ترجيح و برترى زبان عربى و قدرت و توان آن در دريافت علوم سخن گفت.
ابراهيم اليازجى هم در مؤسسه علمى سوريه (١٨٥٧-١٨٦٧) قصيده مشهور خود تحت عنوان "آگاه باشيد و بيدار شويد اى اعراب" را خواند كه جرج انطنيوس آن را "نخستين صداى قوميت‌گرايى عربى" قلمداد كرد و آن را از مفاخر عرب برشمرد و ضمن محكوم كردن طايفه‌گرايى و فساد حكومتى عثمانى‌ها، بلاد شام را به وحدت فراخواند.
در سخنرانى پطرس البستانى در سال ١٨٦٩ در مؤسسه علمى سوريه كه تحت عنوان "ساختار اجتماعى و مقابله بين دستاوردهاى عربى و فرانسوى" ايراد شد، احساس عميقى نسبت به جنسيت عربى تبلور يافت و اين خود مقدمه‌اى اساسى براى انديشه قومى بود.
مؤلف سپس از نقش انتشارات عربى پايه‌گذارى شده توسط مسيحيان در راستاى آگاهى و بيدارى قومى عربى از "حديقه‌الاخبار" خليل الحوزى ١٨٥٧ تا "نفير سوريه" پطرس البستانى در سال ١٨٦٠ سخن گفته و ده‌ها نشريه را كه تأثير عميقى در اين جهت داشته‌اند، مرور مى‌كند و بيان مى‌دارد كه از خلال اين نشريات و روزنامه‌ها دعوت به اخوت ملى و محكوميت تفرقه و جدايى‌طلبى طايفه‌اى و قومى و ارج‌گذارى و افتخار به زبان و توسعه و رشد عربى امكان‌پذير شد. فعالان اين نهضت مسيحى تمسك به زبان عربى را تحكيم بخشيده و ديگران را به بازسازى و احياى آن فراخواندند تا زبان عربى به عنوان زبان روز شانه به شانه علم نوين حركت كند. آنها همچنين از جايگاه خود در بين مردم عربى نه تنها به عنوان وجه شاخصه آن بلكه به عنوان يك ملت و عامل پيوستگى حقيقى و مدار وحدت ملى بين اعراب و مظهر مستقيم تمدن آنها تعبير كردند. مؤلف يادآور مى‌شود كه احساسات قومى انگيزه اصلى در پشت اين مواضع نسبت به زبان عربى بوده است.
"فدوى نصيرات" سپس توضيح مى‌دهد كه مسيحيان عرب در آثار مكتوب خود از افتخار به جنسيت عربى و دستاوردها و برترى خود در بخشش و شجاعت و اشتهار قديمى به علوم، معرفت، صنايع، تجارت و حكمت و فصاحت فروگذار نكردند. آنها همچنين به محكوم كردن تعصبات قومى و دورى جستن از آن در يك سو و اتحاد و الفت بين افراد جامعه و تقدّم داشتن عامل مليت بر عامل دين و پرسش از جنسيت قبل از قوميت از سوى ديگر فراخواندند.
مسيحيان مطابق گزارش كتاب "فدوى نصيرات"، در نشريات و تأليفات خود فرهنگ پيشرفت و گام برداشتن به جلو و اقتباس از غرب - عليرغم اختلافى كه در جنسيت و دين بين دو ملت وجود دارد - و همچنين مواجهه با آن به وسيله قدرت و عقل و كارهاى عمرانى و اقتداء به آن در جهت دريافت عوامل پيشرفت از جمله عدالت و آزادى را توجيه كرده‌اند.
اگر نشريات و جرايد به‌مثابه آيينه‌اى بودند كه نشانه‌هاى آگاهى و بيدارى قومى را در مسيحيان عرب بازتاب مى‌داد، تأليفات آنها نيز سهم به‌سزايى در تحكيم احساسات قومى از طريق تأليف فرهنگ‌ها و نوسازى زبان عربى براى هم‌روشى با زمانه داشت. به اين ترتيب كه "محيط المحيط"، "قطر المحيط" و "دائره‌المعارف" توسط "پطرس البستانى" و "الجاسوس على‌القاموس" و "الساق على الساق" توسط "فارس الشدياق" و "مجمع البحرين" نيز توسط "ناصيف اليازجى" تأليف و گردآورى شد.
همچنين گراييش به انديشه قوميت‌گرايى عربى را در نمايشنامه‌هايى كه توسط مسيحيان عرب همچون نمايشنامه "عنتره" نوشته "شكرى غانم" و "غابه‌الحق" و "رحله‌باريس" نوشته "فرانسيس المراش" ارايه شد، مى‌توان سراغ گرفت. همچنان كه در تأليفات سياسى آنها نيز مى‌توان اين گرايش را رديابى كرد. از جمله در "الدرر" نوشته "اديب اسحق" و "غرائب المكتوبچى" نوشته "سليم سركيس" و "حوادث و خواطر" نوشته "شبلى شميّل" و "يقظه‌الامه العربيه" نوشته "نجيب العازورى" و نيز مقاله‌هاى "فرح أنطون" در مجلة "الجامعه".
به هرحال آنچنان كه "فدوى بصيرات" روايت و ارزيابى كرده، مسيحيان در انقلاب عربى بزرگ عليه ترك‌ها در سال ١٩١٦ نقش برجسته‌اى داشتند چه به خاطر جنگ كردن با آنها در كنار مسلمانان و چه از طريق سرودن قصيده‌هايى در مدح مسلمانان و يا اقداماتى چون ترجمه متون و تشكيل كميته‌ها و گروه‌هايى به منظور حمايت از انقلاب در خارج از وطن خود.
واپسين بخش كتاب به نتيجه‌گيرى پيرامون مباحث ياد شده اختصاص يافته و گوياى آن است كه انديشه قوميت گرايى عربى توسط شمار بسيارى از مسيحيان عرب پايه‌گذارى شد و آرمان‌هاى آنها در تحقق وحدت در شامات و مصر و نيز زيستن در صلح و مساوات و برابرى در كنار مسلمانان تجسم يافت و اين دستاوردى بود كه در جريان‌هاى مختلف عربى، سكولار و سوسياليستى به ظهور رسيد.
ارزيابى‌ها
الف - ماهيت
گرايش‌هاى قومى و ناسيوناليستى نه تنها در آثار قديمى و تاريخ گذشته عرب و نه تنها در آثار قرن بيستمى بلكه در آثار معاصر و در فضاى قرن بيست و يكمى باز توليد مى‌شود و فرقى نمى‌كند كه در بستر مليت ناب عربى يا مليت‌هاى ديگر در جهان عربى روييده باشد. رافائل پاتاى به يك ويژگى در روان‌شناسى آثار عربى اشاره مى‌كند و آن را "هيجان‌گرايى" عرب مى‌نامد. او در تبيين اين "اموشناليسم" از زبان عربى‌به عنوان زبان "اشتياق، اغراق، مبالغه و بازگويى " ياد مى‌كند.
نتيجه‌گيرى پاتاى در اين مقوله مبتنى بر آن است كه فرآيندهاى انديشه عربى به نسبت فرآيندهاى انديشه اروپايى، بسيار بيشتر مستقل از واقعيت است!
به هر روى، گرايش قوميت‌گرايانه در آثار گذشته و معاصر عربى خود محل نقد و تأمل است و بازتاب اين انديشه را به صورت انضمامى در تاريخ سياسى پهنه و جغرافياى عربى مى‌توان سراغ گرفت كه در كنار مليت‌هاى ديگر چه چالش‌هايى را در پى داشته و ملت‌هاى عربى خود از عواقب و تبعات آن در امان نمانده‌اند اما اصرار "فدوى نصيرات" در گرايش و بهره مسيحيان عرب از اين انديشه از طرفه‌هايى است كه اين نوشته به آن پرداخت.
ب - محتوا
گذشته از اين كه اثر خانم "فدوى نصيرات" پارادوكسيكال ارزيابى مى‌شود و در گرايش و جهت‌گيرى متناقض‌نما است در استنادات خود نيز ظاهراً تاريخ را متناقض جلوه مى‌دهد. از جمله اين موارد: مسيحيان عرب به استثناى اندكى از آنان چون رزق الله حسون و نجيب‌العازورى گرايش به عثمانى‌ها داشتند اما در عين حال اين گرايش آنها در تناقض با گرايش آنها نسبت به انديشه قوميت‌گرايى عربى نبود. "احمد فارس الشدياق" بيشترين گرايش را نسبت به عثمانى‌ها داشت. او در آستانه وفات يافت. نشريه او تحت عنوان "الجوائب" با حمايت عثمانى‌ها منتشر شد. بنابراين اگر مؤلف كتاب به موضوع صلح كه در نتيجه‌گيرى به آن استناد كرده بود، بازگردد و تأملى دوباره داشته باشد، درخواهد يافت كه "فارس الشدياق" تنها عليه زبان تركى به عنوان زبان رسمى در يك امپراتورى چند زبانه و چند قومى موضع گرفت و نه عليه خلافت عثمانى.
- گرايش قومى "فرانسيس المراشى" به صورت عميق و اساسى در ديوان او تحت عنوان "مرآه‌الحسناء" در سال ١٨٧٢ و بويژه در قصيده "اعراب و فرانسوى‌ها" و نيز در مقالات او در "الجنان" و بيشتر در "غابه‌الحق" و "رحله پاريس" ديده مى‌شود.
- "نجيب العازورى" اولين كسى بود كه مخاطبان خود را به "وحدت عربى" فراخواند اما اين فراخوان او صرفاً متوجه سرزمين‌هاى آسيايى بود و مثلاً مصر در شمار سرزمين‌هاى عربى نيامده بود. اين ادعا از عنوان كتاب فرانسوى او يعنى "يقظه الامه العربيه فى الاقاليم الاسيويه" برمى‌آيد.
ج - روش
در آثار عربى بسيار ديده مى‌شود كه به ضرورت‌هاى متدلوژيك وفادار نيستند و اين تقريباً براى خواننده طبيعى است كه با اين نقيصه كنار بيايد. از اين‌رو بهتر و شايسته بود كه مؤلف و محقق بيشتر به دقت اكادميك و امانتدارى علمى وفادار مى‌ماند و اين از جهت اقتباس‌ها يا ذكر منابع مورد استناد خود است كه ضعف‌هايى قابل تأمل در آن ديده مى‌شود.

از ميان تازه ها

زندگى و انديشه‌ى نائينى- چاپ نخست كتاب "زندگى و انديشه‌هاى ميرزا محمدحسين نائينى" نوشته سيدحسين اسحاق، در شمارگان ١٣٠٠ نسخه، ٩٦ صفحه و با بهاى ١٣٠٠ تومان از سوى انتشارات دفتر عقل منتشر و راهى بازار نشر شد. اين اثركه توسط مركز پژوهش‌هاى اسلامى صدا و سيما تهيه شده، در صدد بررسى برخى از ساحت‌هاى وجودى و حركت‌هاى اصلاحى علامه نائينى برآمده است:
" با نگاهى تك ساحتى نمى‌توان شخصيت بزرگ علامه نائينى را شناخت و به رمز و راز حركت‌هاى اصلاحى او پى‌برد و از گوشه‌هاى پنهان نيم قرن تكاپو و تلاشش پرده برداشت. زندگى او، تفسير حماسه پاسدارى تكليف است و شرح تاريخ مشروطيت و پايدارى عالمان.
سيرت سياسى او را تنها با كالبد شكافى قيام‌ها و حركت‌هاى بزرگ سده‌هاى اخير نظير تنباكو، مشروطيت و انقلاب عراق مى‌توان فهميد. سياست او از زلال معنويت سرچشمه گرفته و سياست و فقاهت را در هم آميخته بود. او به راستى شريعت‌مدار بود و بينا، وارسته و خويشتن‌بان و به دور از هرگونه هوا و هوس و جاه و مقام. "
حيات علمى، انديشه‌ها و نوآورى‌هاى علامه نائينى، فعاليت‌هاى سياسى، سيره اخلاقى، نائينى از منظر فرهيختگان، شاگردان و معاصران، همراه با برنامه سازان، عناوين فصول شش‌گانه اين اثرجديد مى باشد.
نويسنده كتاب از منابع مختلف در خلق اين اثر بهره برده است كه از جمله آنها مى توان به اين آثار اشاره كرد: " ايدئولوژى نهضت مشروطيت ايران، المكاسب والبيع، اعيان‌الشيعه، فقهاى نامدار شيعه، الذريعه الى تصانيف‌الشيعه، نقباءالبشر، تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق، مكارم‌الآثار، معارف‌الرجال، فقه سياسى، نهج‌البلاغه، وسائل‌الشيعه، المقنعه، نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى، سيرى در انديشه سياسى، فوائدالاصول، معجم‌المولفين، تاريخ بيدارى ايرانيان، صحيفه نور، نهضت‌هاى اسلامى در صد ساله اخير، تاريخ بيست ساله ايران، شرح زندگانى من و در نهايت اثر معروف نائينى : تنبيه‌الامه و تنزيه‌المله.

سيد احمد خمينى، مشاور امين- زندگى‌نامه و شرح فعاليت‌هاى سيد احمد خمينى در اثر تازه اى به نام"مشاور امين" توسط سعيد غفورى سبزوارى توليد و به همت مركز اسناد انقلاب اسلامى منتشر شده است.
اين اثر كه در قطع رقعى و ٣٢٠ صفحه و با شمارگان ٢٠٠٠ نسخه و با بهاى ٣ هزار تومان به بازار نشر آمده، در پنج فصل تحت عناوين" از ولادت تا تحصيل علوم دينى، مبارزات سياسى، در كنار امام خمينى(ره)، در راه تثبيت انقلاب اسلامى و از رحلت امام (ره) تا درگذشت سيد احمد" تدوين شده است.
براى نگارش اين اثر بيش از ٨٠ درصد كتاب‌هايى كه درباره سيد احمد خمينى منتشر شده، به ويژه آثار به چاپ رسيده در دفتر تنظيم و منشر آثار امام خمينى (ره) مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنين دست‌نوشته‌ها و خاطرات خانواده وى از ديگر منابع اين اثرند.
تمركز بر فعاليت‌ها و نقش كليدى سيد احمد در تصميم‌گيرى‌هاى كلان كشور در زمان حيات امام‌خمينى (ره)، بدون هيچ‌گونه سمت سياسى از تفاوت‌هاى كتاب "مشاور امين" با ساير آثار است.
در باره وجه تسميه اين اثر بايد اضافه كرد كه مرحوم حاج سيد احمد خمينى مورد وثوق حضرت امام (ره) بوده و ايشان بارها در بيانات خود بر امين بودن سيد احمد تاكيد داشته و مقام رهبرى نيز در يكى از جملاتشان درباره آن مرحوم عنوان كرده اند كه " سيد احمد چشم تيزبين نظام اسلامى و مشاور امين براى حضرت امام(ره) بوده است."

كابينه دوم - كتاب كابينه دوم ميرحسين موسوى كه توسط على بيژه‌فر نوشته و در ٢٠٤ صفحه و با شمارگان دوهزار نسخه از سوى مركز اسناد انقلاب اسلامى منتشر شده، درصدد بررسى و پيگيرى‌دولت‌دارى موسوى و كابينه دوم او و همچنين بازسازى نسبى اين گذشته نه چندان دور سال‌هاى دهه ١٣٦٠ با رويكردى پژوهشى و با اتكا بر منابع و م‌آخذ موجود اعم از كتب، مقالات و نشريات برآمده است.
اين اثر كه براى نخستين بار در پاييز سال جارى منتشر شده، داراى هفت فصل است. فصل اول : كابينه اول ميرحسين موسوى . فصل دوم: چگونگى انتخاب مجدد ميرحسين موسوى به نخست‌وزيرى و تشكيل كابينه دوم. فصل سوم: عملكرد اقتصادى دولت. فصل چهارم: سياست فرهنگى.، فصل پنجم: سياست خارجى.، فصل ششم: جنگ و كابينه دوم و فصل هفتم: روابط دولت با نهادها و نيروهاى درونى نظام .
در نتيجه‌گيرى اين اثر " در دسترس نبودن بسيارى از منابع و اسناد اين مقطع تاريخ انقلاب، در اختيار نبودن خاطرات تمامى كسانى كه در آن سال‌ها حضور داشته‌اند و ارايه نكردن مطلب قابل توجهى از آن ايام از سوى شخص نخست‌وزير" از دشوارى‌هاى اين پژوهش عنوان شده و يادآورى شده است كه آنچه در اين پژوهش بيشتر مورد استناد بوده، خاطرات منتشر شده افراد يا پاره‌اى از تحقيقات و پژوهش‌ها يى‌است كه در داخل يا خارج از كشور صورت گرفته و مهم‌تر از همه روزنامه‌ها و نشريات آن‌هنگام مى باشد.

سومين جلد عالمان شيعه - همزمان با عيد سعيد غدير، جلد سوم كتاب "عالمان شيعه" به قلم دكتر "زهرا اخوان صراف" در ٣٨٤ صفحه از سوى موسسه شيعه شناسى در قم منتشر شد.
اين كتاب به اهم مسائل زندگى خصوصى و اجتماعى، علمى و مذهبى عالمان مكتب تشيع در دوران گوناگون تاريخى پرداخته و مواردى از جمله سال و محل تولد، خانواده، تحصيلات، استادان، شاگردان، رشته و يا رشته هاى علمى و تخصصى، آثار، نقش هاى اخلاقى، علمى و تربيتى، سياسى و اجتماعى و سال و محل وفات اين عالمان را بيان كرده است.
مجموعه كتابهاى عالمان شيعه به شرح زندگى مجموع دانشمندان شيعى از بدو شكل گيرى مذهب شيعه تاكنون با استفاده از روش هاى پژوهشى امروزى به زبان فارسى مى پردازد.
جلد اول اين مجموعه به بررسى زندگى عالمان دوره غيبت صغرى پرداخته و جلد دوم به عالمان شيعه در قرن چهارم هجرى اختصاص دارد. در جلد سوم نيز سده چهارم (حسين بن ابراهيم تا على بن عباس) مورد توجه قرار گرفته است.

على، عدالت و ذكر - كتابى با همين عنوان است كه توسط "رضا شاه كاظمى" تأليف و توسط "فريدون بدره اى" به فارسى برگردانده و از سوى نشر فرزان منتشرشده است.
اين كتاب كه با درآمدى بر مقام معنوى امام على عليه السلام و با هدف تامل در سخنان امام على از چشم يك ناظم عينى، اما با التزام به مبانى معنوى اسلام به رشته تحرير در آمده، درسه فصل با عناوين زير مباحث خود را مطرح مى دارد :
فصل اول: معرفى امام على (ع) و سجاياى معنوى او؛ فصل دوم: معناى قدسى عدالت در نامه امام به مالك اشتر وفصل سوم: تحقق شهود از طريق ذكر؛ با دو پيوست تحت عنوان " خطبه اول نهج البلاغه" و " نامه امام به مالك اشتر ".

ابلاغ ولايت، اكمال رسالت؛ پندارها و پاسخ ها- كتابى با همين عنوان است كه به قلم حجت الاسلام على جلائيان، پژوهشگر دانشگاه علوم اسلامى رضوى با موضوع كلام اسلامى تأليف و در ٧٠ صفحه در قطع رقعى با شمارگان ٢٠٠٠ نسخه به چاپ رسيده است.
نويسنده در اين كتاب نخست به دورنماى سوره مائده و فضاى نزول آن پرداخته و سپس محتواى آيه تبليغ را تبيين كرده است، وى همچنين، هشت ايراد مطرح شده از سوى مخالفان درباره اين آيه را تجزيه و تحليل نموده و آنها را با ارائه استدلال پاسخ گفته است. اين ايرادها عبارت است از:عدم اعتبار روايات شأن نزول، استدلال نكردن خود حضرت و ديگر اصحاب به اين واقعه، ناسازگارى آيه با سياق آيه هاى هم جوار، مولا يعنى دوست، نه سرپرست، پذيرفتنى نبودن حديث به دليل نيامدن در صحيح بخارى و صحيح، انكار حضور حضرت على (ع) در غدير خم، وجود دو پيشوا در يك زمان لازمه پذيرش حادثه غدير، سازگارى مفهوم حديث غدير با خليفه چهارم بودن على (ع)..

انقلاب كربلا - اين اثر نوشته عبدالمجيد ناصرى داوودى است كه اخيرا" انتشارات موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (ره) آن را در ٤٧٩ صفحه منتشر كرده است.
اين كتاب حادثه نگاران و تاريخ پژوهان واقعه كربلا را كه در دو دسته تشيع نگرى و تسنن بينى تفسيم مى شوند، مورد بررسى قرار داده و ابعاد مختلف اين جريان و ديدگاه هاى مرتبط ببا آن را واكاوى كرده است. نويسنده با التزام به بى طرفى و دورى از تعصب، احساسات و باورهاى شخصى، ديدگاه هاى گوناگون اهل سنت در باره انقلاب كربلا را شناسايى كرده و سپس با ارزيابى، ريشه يابى و تحليل ان ها، در صورت مشاهده كاستى ها و اشتباهات،آن را با بهره گيرى از مبانى پذيرفته انان به نقدو اصلاح كشانده و حقايق تاريخى مربوط را ارائه كرده است.
" خلافت يزيد بن معاويه، انقلاب كربلا و مقوله اجتهاد، فلسفه انقلاب كربلا از ديدگاه اهل سنت؛ يزيد بن معاويه و فاجعه كربلا، دخالت يا برائت، كرامات و پيامدهاى انقلاب كربلا از ديدگاه اهل سنت، عالمان اهل سنت و مساله لعن يزيد، حيات و كارنامه مخالفان لعن يزيد و عزادارى امام حسين(ع) و اهل بيت مدارى ميان اهل سنت" عناوين فصول هشت گانه اين كتاب مى باشد.
در همين زمينه علاقه مندان به كتاب و حوزه نشر مى توانند با انتظارى كوتاه و در طى روزهاى آتى اثر ديگرى با عنوان "واكاوى ديدگاه‌هاى فقهى درباره قمه‌زنى " به قلم محمود يزدانى را مطالعه كنند.
اين اثر كه براى نخستين بار از سوى موسسه بوستان كتاب در شمارگان ٢٠٠٠ نسخه، ١٤٠ صفحه، قطع رقعى و جلد شوميز روانه بازار نشر خواهد شد، موضوع " قمه زنى" را به عنوان يكى از خرافه‌گرايى‌ها و رفتارهاى ناشايست در عزادارى‌ها،در فصل‌هايى با عناوين "موافقان و مخالفان قمه‌زنى"، "نظريات فقها در اين باره"، "تحليل قمه‌زنى و نتايج آن"، "راهبرد دين در برخورد با اعمال تمسخرآميز"، "ديدگاه دين درباره قمه‌زنى"، "بازتاب قمه‌زنى در رسانه‌هاى خبرى و اينترنت"، "نظريات و فتاوا درباره قمه‌زنى و بازتاب آن" بررسى مى‌كند.

انقلاب‌هاى رنگى و انقلاب اسلامى ايران - كتاب "انقلاب‌هاى رنگى و انقلاب اسلامى ايران" به قلم شعيب بهمن براى نخستين بار در پاييز سال جارى در ٤٤٦ صفحه و با شمارگان دو هزار نسخه از سوى‌مركز اسناد انقلاب اسلامى منتشر شده است.
اين كتاب با هدف پردازش و بررسى ابعاد مختلف انقلاب‌هاى رنگى، ماهيت اين انقلاب‌ها را معرفى و نخبگان، مخالفان سياسى، سازمان‌هاى غير دولتى، احزاب و رسانه‌هاى جهانى را بازيگران اصلى عرصه آن مى‌داند. كتاب در بخش دوم سابقه‌هاى انقلاب رنگى كه توسط سازمان‌هاى اطلاعاتى غرب و به خصوص آمريكا در گرجستان، اوكراين، قرقيزستان و در حوزه‌هاى پساكمونيستى به فرجام رسيده است مى‌پردازد.
نويسنده پس از بررسى انقلاب‌هاى رنگى در كشورهاى مختلف مخصوصا خاورميانه به براندازى‌هاى نرم در ايران پرداخته و ضمن بيان موضوعات گوناگونى در اين خصوص تضعيف رهبرى، نفوذ فرصت‌طلبان در بدنه انقلاب اسلامى، تشديد اختلاف‌ها ميان جريان‌هاى سياسى، تهاجم فرهنگى و انزواى روحانيت و نيروهاى انقلاب را از مهمترين تهديدهاى انقلاب اسلامى عنوان كرده است.

فرهنگ نامه بصيرت - اين كتاب تاليف آيت الله محمدى رى شهرى و ترجمه حميدرضا شيخى است كه براى نخستين بار در ١٤٢ صفحه با قطع پالتويى توسط سازمان چاپ و نشر دارالحديث منتشر و روانه بازار نشر شده است.
اين كتاب در راستاى تأكيد اخير مقام معظم رهبرى بر ضرورت تقويت "بصيرت" در فضاى كنونى جامعه، و رهنمودهاى جامع و سازنده قرآن و اهل بيت (ع) توسط آيت الله محمدى رى شهرى تدوين شده است. در اين فرهنگ نامه، مسائل مهمى مانند واژه شناسى بصيرت، تعريف بصيرت، ارزش بصيرت، زيان هاى فقدان بصيرت و موانع بصيرت، از نگاه قرآن و حديث ارائه شده است.
"فرهنگ نامه بصيرت" چهارمين كتاب از مجموعه فرهنگ نامه هايى است كه با هدف تصحيح و تقويت فرهنگ ارزش هاى رفتارى در دست تدوين است.
كتاب فرهنگ كاربردى واژگان قرآن - موسسه بوستان كتاب، نخستين جلد از كتاب "فرهنگ عربى، فارسى و انگليسى كاربردى واژگان قرآن" را با تلاش گروه مطالعات و پژوهش هاى قرآنى دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان رضوى منتشر و با قيمت ١٥ هزار ريال راهى بازار نشركرد.
اين كتاب با توجه به خلأ آشنايى مترجمان با اصول زبان شناختى لازم مانند ساختار ويژه مفاهيم قرآن، ساختار زبان عربى و عدم استفاده از منابع كافى و مورد اعتماد با همكارى جمعى از فاضلان حوزوى و دانشگاهى و با بهره‌گيرى از معتبرترين منابع، درسه جلد تدوين شده كه نخستين جلد آن اكنون به چاپ رسيده است.

سنگ بناهاى معارف اسلامى - جلد اول كتاب "سنگ بناهاى معارف اسلامى" (منتخبى از مقالات علوم اسلامى) با ترجمه "مهر آفاق بايبوردى" در قطع وزيرى به بهاى ٥٤٠٠ تومان از سوى پژوهشگاه "علوم انسانى و مطالعات فرهنگى" منتشر شد .
اين اثر با عنوان تصوف ، در برگيرنده مقالات، تحقيقات و پژوهش‌هاى ماير درباره عرفان، تصوف، مباحث كلامى و ادب فارسى و آداب و رسوم قومى در ايران است كه در زمان حيات استاد و به مناسبت جشن هشتادمين سالروز تولدش توسط همكاران و شاگردانش فراهم آمده و پيش از اين در سه جلد در آلمان چاپ شده است.

سازمان كنفرانس اسلامى و حقوق بشر- اثر اطهره‌السادات مهدوى است كه در ١٢٠٠ نسخه از سوى نشر "نزديك" منتشر شده و به بررسى مواضع، ديدگاه ها و اقدامات سازمان كنفرانس اسلامى در باره حقوق بشر مى‌پردازد.
نويسنده با مرور رفتار كشورهاى عضو در درون اين سازمان وضعيت حقوق بشر در كشورهاى عضو اين سازمان را به صورت موردى بررسى كرده است.
فعاليت‌هاى حقوق بشرى سازمان كنفرانس اسلامى و عملكرد كشورهاى عضو اين سازمان در زمينه‌ى حقوق بشر، اصول، اهداف و ساختار سازمان كنفرانس اسلامى، متن اعلاميه قاهره در مورد حقوق بشر در اسلام و نهادهاى حقوق بشرى سازمان كنفرانس اسلامى از مهم ترين مباحث مطرح شده در اين كتاب است.

ضمان ناشى از استيفاى نامشروع - اين كتاب با عنوان كامل " ضمان ناشى از استيفاى نامشروع در حقوق ايران، فقه اماميه و حقوق فرانسه" نوشته سيدمهدى نوابى است كه به تازگى از سوى بوستان كتاب منتشر شده است.
محور مباحث اين اثر پيرامون اصل "استيفاى نامشروع" و گزاره اخلاقى مندرج در روح قواعد فقهى و حقوقى مبنى بر عدم جواز دارا شدن به زيان ديگرى بدون سبب مشروع است كه فقه اماميه و قانون مدنى‌ايران از اين اصل به عنوان منبع مستقل تعهد سخنى به ميان نياورده و تنها به ذكر پاره‌اى مصاديق آن اكتفا كرده است. كتاب اين پرسش اساسى را مطرح كرده است كه آيا با وجود اسباب ضمان قهرى در فقه اماميه و حقوق ايران، مى‌توان از تأسيس قاعده‌اى عام به منظور جلوگيرى از كسب ثروت‌هاى نامشروع سخن گفت.
كتاب ضمن نگاهى تطبيقى به پاره‌اى سيستم‌هاى حقوقى به ويژه حقوق فرانسه، بر آن است كه با ارائه برداشتى جديد از قاعده فقهى "حرمت اكل مال به باطل" به تمهيد نظريه‌اى جديد در اين خصوص برسد.

استقلال قاضى و قوه قضاييه - كتاب استقلال قاضى و قوه قضاييه در حقوق ايران، آمريكا و فرانسه نوشته مهدى رشوند بوكانى در ٥٢٥ صفحه با شمارگان ١٥٠٠ صفحه براى نخستين بار در پاييز سال جارى از سوى مركز اسناد انقلاب اسلامى منتشر شد.
قاضى در نظام اسلامى داراى يك منصب الهى است كه مشمول تحولات سياسى نمى‌شودو قضاوت در اسلام به شايسته‌ترين افراد واگذار مى‌شود تا بتوانند به شايستگى حدود الهى را اجرا كنند. از اين رو در نظام حقوقى اسلام، به استقلال قاضى به عنوان فردى كه به دور از هياهوهاى سياسى و تبليغاتى، صرفاً نظر خود را به اجراى احكام الهى معطوف مى‌كند، توجه ويژه‌اى شده است. از اين جهت، استقلال قاضى‌در مقايسه با ساير نظام‌هاى حقوقى كاملاً رعايت شده است و قاضى در چارچوب احكام و موازين الهى حكم صادر مى‌كند و براساس اين موازين نبايد تحت تأثير عوامل ديگر قرار گيرد. ارزش اين امر وقتى بيشتر روشن مى‌شود كه در مقايسه با نظام‌هاى حقوقى ديگر مورد مطالعه قرار گيرد رشوند بوكانى. اين مقوله را در اثر جديدش در سه نظام حقوقى آمريكا، فرانسه و جمهورى اسلامى ايران مورد مطالعه قرار داده است.

ارزيابى رابطه با آمريكا از ديدگاه اقتصادى- كتابى با همين عنوان به قلم حسن دادگر به بررسى رابطه ايران و آمريكا و راه‌هاى موفقيت ايران در اين رابطه نابرابر پرداخته است.
اين كتاب كه براى دومين بار در قطع رقعى و با بهاى ١٩٠٠ تومان از سوى سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى به چاپ رسيده، با بررسى اهداف و انگيزه‌هاى امريكا، به تحليل رابطه اقتصادى‌ميان اين كشور و ايران مى پردازد.
به اعتقاد نويسنده كتاب؛ از آنجا كه سابقه تاريخى رابطه امريكا با كشورهاى در حال توسعه، كشورهاى مسلمان و ايران قبل از انقلاب همواره با هدف استعمارطلبى همراه بوده است و با توجه به اين نكته كه ضربه‌هاى اقتصادى امريكا به ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامى چيزى جز نشان دشمنى آشكار وى با ايران نيست، تصور اين كه با ايجاد رابطه ميان دو كشور مى‌توان به اقتصادى مطلوب در ايران دست يافت، سخنى بى‌پايه به شمار مى‌آيد.
ملت ايران كه با وجود تمام مشكلات و تحريم‌ها به خوبى نشان داده است، مى‌تواند با بهره‌گيرى از توانمندى‌هاى خويش بر مشكلات اقتصادى جامعه‌اش نيز فايق آيد، نمى‌تواند ايجاد رابطه با امريكا را به خودى خود يك هدف به شمار آورد. بنابراين بايد پيامدهاى چنين رابطه‌اى در برنامه‌هاى توسعه در سطح كلان در نظر گرفته و ضرورت گفت‌وگو در چارچوب مصالح ملى، اسلامى و استقلال همه جانبه به درستى واكاوى شود.

تاراج بزرگ- اين كتاب كه به موضوع آمريكا و غارت ميراث فرهنگى ايران مى پردازد با نگارش" محمدقلى مجد" و ترجمه "مصطفى اميرى" و" گ-اميرى" از سوى انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى‌سياسى منتشر شده و با استناد به اسناد وزارت امور خارجه آمريكا،از ماجراى تاراج بزرگ ميراث باستانى ايران به دست آمريكايى ها و عوامل داخلى آنان پرده برداشته است.
خواندن اين كتاب با توجه به اسناد ارائه شده در آن از نقش دستگاه رسمى ديپلماسى آمريكا در تاراج تاريخ ايران، به دست‌اندركاران تعامل و رابطه با خارجيان نيز توصيه شده است.