پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - پیوستار فرهنگی نفت و گاز - گودرزی حسین

پیوستار فرهنگی نفت و گاز
گودرزی حسین

مقدمه
تأملى در سه مفهوم »پيوست فرهنگى«، »آمايش سرزمينى« و »دفاع غيرعامل انسانى«، پيچيده و تركيبى بودن پديده‌ها در جوامع انسانى و ضرورت رويكردهاى جامع‌نگر در توسعه پايدار ملى و منطقه‌اى را نشان مى‌دهد. اين سه موضوع در سال‌هاى اخير در سياستگذارى‌هاى ملى در ايران مورد توجه قرار گرفته و اهميت و جايگاه روزافزونى داشته‌اند.
مقاله حاضر با ارائه تعريفى كوتاه از اين سه موضوع (پيوست فرهنگى، آمايش سرزمينى و دفاع غيرعامل انسانى) نقش و ضرورت تدوين پيوست فرهنگى و آمايش سرزمينى در طرح عظيم صنعت نفت و گاز منطقه عسلويه را بررسى كرده است.

آمايش سرزمينى
توجه به تعاريف ارائه شده از پديده »آمايش سرزمينى« و تغيير رويكرد در طى زمان، نشان مى‌دهد آمايش سرزمينى از مفهومى جغرافيايى و مبتنى بر توجه به هزينه، فايده و توزيع جمعيتى در فعاليت‌هاى اقتصادى ، به تدريج و در دهه‌هاى اخير ابعاد مختلف اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى يافته است.
در تعاريف نسبتاً قديم‌تر، آمايش سرزمينى بهترين نوع توزيع جغرافيايى فعاليت‌هاى اقتصادى، با توجه به منابع طبيعى و انسانى تعريف شده است.١
در تعاريف متأخرتر، آمايش عبارت است از سياستى كه در يك چارچوب جغرافيايى معين در پى بهترين توزيع ممكن جمعيت بر حسب منابع طبيعى و فعاليت‌هاى اقتصادى است.٢
با اين حال، تعاريف كنونى، آمايش سرزمينى را »سازماندهى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و محيط زيستى به منظور رسيدن به آينده‌اى مطلوب« مى‌دانند؛ به عبارت ديگر، در هر برنامه‌ريزى اقتصادى بايد جوانب اقتصادى، اجتماعى، فضايى و ديگر عرصه‌ها لحاظ شود، تا پيامدهاى نامطلوب را كنترل و سرمايه‌گذارى انجام شده را با توجه به نوع ساختار جامعه تنظيم و توجيه كند تا بيشترين منافع اجتماعى را در پى داشته باشد.٣

دفاع غيرعامل انسانى
اين نوع نگاه به موضوع آمايش سرزمينى، رابطه بسيار نزديكى با موضوع دفاع (پدافند) غيرعامل دارد. كارشناسان دفاع غير عامل را اين چنين تعريف كرده‌اند:
هرگونه اقدام غيرمسلحانه كه سبب كاهش آسيب‌پذيرى نيروى انسانى، ابنيه، تأسيسات و تجهيزات كشور در مقابل عمليات خصمانه و مخرب دشمن شود و در صورت بروز جنگ و آشوب و ناامنى خسارات احتمالى را به حداقل ممكن برساند.٤
درنگ و تأمل در تعاريف ارائه شده از آمايش سرزمينى و دفاع غيرعامل، نشان از همپوشانى و هم‌مكمل بودن بسيار زياد اين دو پديده دارد؛ زيرا در دفاع غيرعامل نيز مانند آمايش سرزمينى برنامه‌ريزى مى‌شود تا با روش‌هاى غيرنظامى آسيب‌پذيرى در نيروى انسانى، ساختمان و تأسيسات صنعتى، اقتصادى و مانند آن به حداقل و در مقابل منافع ملى به حداكثر برسد؛ به عبارت ديگر، در دفاع غيرعامل، تهديدات ممكن در عرصه‌هاى مختلف اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى شناسايى مى‌شود تا بتوان براى تقليل آسيب پذيرى، مقابل آن يك نوع دفاع مؤثر (غيرنظامى) طراحى كرد؛ لذا دفاع غيرعامل و آمايش سرزمينى به نوعى مكمل قدرت دفاع يا دفاعى عامل كشور به شمار مى‌آيند كه در استراتژى كلان كشور به‌ويژه در توزيع فضايى و تكميل بخش‌هاى فرهنگى، اجتماعى و زيست‌محيطى در بخش صنعت و اقتصاد براى تقويت امنيت، يكپارچگى و همبستگى‌ها ضرورتى آشكار دارند.

پيوست فرهنگى
افزون بر دفاع غيرعامل، موضوع »پيوست فرهنگى« كه رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنه‌اى در سال‌هاى اخير آن را يك ضرورت آشكار در هر گونه برنامه‌ريزى براى طرح‌هاى اقتصادى، صنعتى و عمرانى مطرح فرموده‌اند- ارتباط بسيار نزديكى با موضوع آمايش سرزمينى (و در اين نوشتار، ضرورت آمايش سرزمينى در منطقه عسلويه) دارد.
طرح »پيوست فرهنگى« كه مورد توجه خاص رهبر انقلاب است، بخشى از موضوع »مهندسى فرهنگى« است كه رهبر انقلاب طى سال‌هاى اخير تأكيد زيادى بر آن داشته‌اند؛ بنابراين، پيوست فرهنگى يك راهكار عملياتى مطرح براى همه طرح‌هاى صنعتى، عمرانى و در كل اقتصادى است و طى آن بايد در كنار برنامه و نقشه اجرايى هر طرح ملى و منطقه‌اى، نقشه و برنامه پيوست فرهنگى آن هم تدوين و ضميمه شود؛ براى مثال، در هر منطقه از ايران كه قرار است صنايعى ايجاد شود، لازم است پيامدها و بازخوردهاى فرهنگى آن هم بررسى كارشناسى و لحاظ شود.
بر پايه اين پيشنهاد، طرح »پيوست فرهنگى« در شوراى عالى انقلاب فرهنگى بررسى كارشناسى و تصويب شد كه بخشى اجبارى براى همه طرح‌هاى اقتصادى اعم از عمرانى و صنعتى باشد. رياست محترم جمهورى اين مصوبه را به همه نهادها ابلاغ كرده است.٥
با اين وصف، سياستگذارى جامع در ابعاد آمايش سرزمينى، دفاع غيرعامل و پيوست فرهنگى در منطقه پارس جنوبى و صنايع عظيم نفت و گاز عسلويه، ضرورتى آشكار است كه تنوع جمعيتى، فرهنگى و مذهبى، موقعيت جغرافيايى و فضاى سرزمينى آن منطقه نيز بر اهميت آن افزوده است.
اين مقاله با تأكيد بر اين موضوع، ابتدا به موقعيت و تحولات صنعتى منطقه عسلويه و پارس جنوبى خواهد پرداخت و سپس به اختصار عناصر و عوامل ضرورت سياستگذارى جامع در اين منطقه را طرح و درباره آن راهكارهايى ارائه خواهد كرد.

موقعيت منطقه عسلويه و پارس جنوبى
منطقه عمومى عسلويه با دو روستاى عسلويه و نخل تقى و جمعيت ششصد تا هفتصد نفر اغلب از اهل سنّت، با ماهيگيرى و از راه فرآورده‌هاى دريايى امرار معاش كرده است. به موازات منطقه عسلويه، در عمق يكصد كيلومترى خليج فارس، جزيره پارس جنوبى قرار دارد كه مالكيت آن بين دو كشور ايران و قطر مشترك است. از اين جزيره ٣٧٠٠ كيلومتر مربع در مالكيت ايران و دو برابر آن در مالكيت قطر است. برآوردها نشان مى‌دهد بخش زيادى از كل ذخيره گاز جهان و پنجاه درصد كل ذخيره گاز ايران، در اين جزيره قرار دارد؛ اما حوزه گاز آن مشترك و ذخيره مشترك اين ميدان گازى براى هر يك از دو شريك آن قابل استخراج و غيرقابل تفكيك است؛ لذا سرمايهگذارى در اين منطقه مشترك از مدت‌ها پيش احساس شده است. بر اين اساس، كشور قطر از سال‌ها پيش با جذب سرمايه‌هاى بين‌المللى و شركت‌هاى معتبر جهانى، به سرمايهگذارى و ايجاد تأسيسات استخراج و بهرهبردارى از گاز اين حوزه اقدام كرده است. كشور ايران به دليل جنگ تحميلى و بازسازى كشور پس از دوره دفاع مقدس، سال‌ها از شريك جنوبى‌خود عقب افتاد تا آنكه دولت در سال ١٣٧٧ با ورود به منطقه عسلويه، تحولى شگرف در بخش صنعت نفت و گاز در اين منطقه محروم را آغاز كرد. در اين منطقه، ٢٨ فاز تأسيس پالايشگاه گاز پيش‌بينى‌شده است كه تاكنون هفت فاز آن به بهره‌بردارى رسيده و چند فاز آن در حال آماده‌سازى و چند فاز در حال شروع است. در مجموع تا فاز هجده و نوزده در مرحله عقد قرارداد و اقدامات اوليه پيش رفته است.
اجراى اين پروژه كه بزرگترين پروژه صنعت نفت و گاز كشور به شمار مى‌رود، به شركت نفت و گاز پارس و شركت پارس جنوبى واگذار شده است. باگذشت ده سال از آغاز عمليات صنعتى، امروزه منطقه وسيعى از ساحل منطقه عسلويه پوشيده از پالايشگاه‌هاى بزرگ در حال بهره بردارى، و گستره‌اى وسيع در حال ساخت و ساز است. همچنين امكانات فراوانى مانند فرودگاه بين‌المللى خليج‌فارس، جاده‌هاى مناسب، شهركسازى و بخش‌هاى اقتصادى، مالى و گمركى فراوانى وارد منطقه شده است؛ به طورى كه منقطه عسلويه به سرعت در حال ساخت و ساز و تبديل شدن به قطب صنعت در جنوب كشور و در جوار مرز آبى خليج‌فارس است.
بر اساس اظهارات مسئولان شركت پارس جنوبى٦، هم اكنون بيش از يكصد هزار نفر به طور مستقيم و صدها هزار نفر به طور غير مستقيم در اين منطقه مشغول كارند. ايران تا سال ١٤١٢، ٢٨ فاز پالايشگاه گاز در اين منطقه تأسيس خواهد كرد كه بزرگترين پروژه نفت و گاز در منطقه، بلكه جهان خواهد بود.

اهميت موضوع
مرورى بر اين مسائل نشان مى‌دهد بزرگترين سرمايه‌گذارى تاريخ نفت و گاز ايران و در آينده نزديك بزرگترين پروژه نفت و گاز جهان در منطقه عسلويه (در مرز بين استان‌هاى بوشهر و هرمزگان) خواهد بود. بنابراين براى چنين سرمايهگذارى عظيمى لازم است مجموعه نظام در بخش‌هاى سياسى، اقتصادى فرهنگى و اجتماعى، سياستگذارى جامع و كاملى در ابعاد سه‌گانه »آمايش سرزمينى«، »دفاع غيرعامل« و »پيوست فرهنگى« تدوين كند تا با مطالعه عميق و جامع فرصت‌ها و آسيب‌هاى محلّى، ملّى، منطقه‌اى و جهانى طرح جامع توسعه و پيشرفت اين مجموعه بزرگ چندمنظوره طراحى و ساماندهى شود.
در اين باره مجموعه‌اى از عناصر و عوامل، ضرورت و اهميت خاص طراحى و تدوين استراتژى آمايش سرزمينى و نقشه راهبردى توسعه منطقه عسلويه را در ابعاد سياسى، امنيتى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى توجيه‌پذير بلكه حياتى كرده است. اهم اين ضرورت‌ها را مى‌توان در محورهاى ذيل برشمرد:
سرمايه گذارى عظيم صنعت نفت و گاز
همان گونه كه گفته شد، احداث ٢٨ فاز پالايشگاه گاز در منطقه عمومى عسلويه بزرگترين پروژه نفت و گاز كشور ايران، بلكه منطقه و جهان خواهد بود. علت اين سرمايهگذارى فشرده در يك محل استقرار بخش مهمّى از ذخيره گازى كشور در جزيره پارس جنوبى و اشتراك آن با كشور قطر و ضرورت بهره‌برداى از ظرفيت بزرگترين مخزن گاز جهان است كه قطر سال‌ها پيش بهرهبردارى از آن را آغاز كرده است. بنابراين، بزرگترين سرمايهگذارى نفت و گاز كشور در اين منطقه شده و حفاظت از اين سرمايه عظيم با منافع و امنيت ملى كشور گره خورده است؛ لذا سياستگذارى‌هاى مربوط به آمايش سرزمينى، پيوست فرهنگى و دفاع غيرعامل در چنين موقعيتى بسيار اهميت دارد.

١. موقعيت استراتژيك صنعت نفت و گاز
نفت و گاز، اين دو ثروت خدادادى در يك سده اخير، مهمترين نقش را در اقتصاد ايران داشته‌اند؛ چنانكه از يك سو قريب به دوسوم بودجه ساليانه كشور از طريق اين صنعت تأمين مى‌شود، و از سوى ديگر، سرمايهگذارى انجام شده در توسعه مصرف گاز خانگى سبب شده است اغلب شهرها و مجموعه خانوار كشور از طريق لولهكشى مصرفكننده مستقيم گاز باشند؛ به عبارت ديگر، شريان حياتى بودجه ملى و مصرف عمومى داخل، متكى بر نفت و گاز است؛ چنانكه اُفت فشار گاز در برخى روزهاى سرد سال موجى از بيم و نگرانى ملى در سراسر كشور ايجاد مى‌كند و در صدر جريان‌هاى مهم سياسى و امنيتى كشور قرار مى‌گيرد؛ يعنى اختلال در چرخه استخراج، توليد، توزيع عمومى و صادرات اين دو منبع ثروت استراتژيك، بر امنيت و انسجام ملى و اقتدار و توسعه كشور اثر مستقيم و فورى دارد. درنتيجه، صنايع نفت و گاز در امنيت و اقتصاد ملى كشور جايگاهى استراتژيك و حياتى، دارند.

قرار گرفتن در جوار مرز درياى آزاد
قرار گرفتن بزرگترين پروژه نفت و گاز كشور در جوار مرز و حساس‌ترين نقطه استراتژيك يك كشور وضعيت خاصى را پديد آورده است؛ مرز آبى خليج‌فارس با حساسيت و ويژگى‌هاى خاص دفاع سرزمينى از پهنه آبى كشور، انتقال گاز از جزيره پارس جنوبى در يكصد كيلومترى عمق دريا و حفاظت از تأسيسات عظيم ده‌ها پالايشگاه گاز و ميعانات گازى در منطقه آبى و در نقطه‌اى دورافتاده از مركز سياسى كشور، سطح انسجام و همبستگى در منطقه دورافتاده مرزى را به طور معمول شكننده‌تر و با ريسك‌پذيرى بيشترى مواجه كرده است. همچنين قرار گرفتن منطقه عسلويه در ٢٧٠ كيلومترى بوشهر و حدود دويست كيلومترى بندرعباس در حد فاصل دو استان بوشهر و هرمزگان خود بر حاشيه‌اى بودن اين منطقه نسبت به مراكز دو استان افزوده است.

حضور نظامى آمريكا و ديگر ابرقدرت‌ها در خليج فارس
خليج‌فارس و عرصه آبى تنگه هرمز محل تلاقى منافع قدرت‌هاى منطقه‌اى و جهانى در طول تاريخ بوده است، و قدرت‌هاى استعمارگر همواره در اين منطقه حضور داشته‌اند. هماكنون نيز اين منطقه حساس عرصه تلاقى منافع استعمارگران در لباس نو با رويكردهاى نوين است؛ خليج‌فارس منبع نفت و گاز جهان؛ و آبراه حساس تنگه هرمز، محل عبور انرژى جهان است؛ از اين رو پيش‌بينى مى‌شود براى دهه‌هاى متوالى‌ميدان منازعات بينالمللى و حضور نظامى ابرقدرت‌ها خواهد ماند.
خليج‌فارس همواره حساسيت فوقالعاده‌اى براى قدرت‌هاى فرامنطقه‌اى داشته است و خواهد داشت. قرار گرفتن بزرگترين پروژه نفت و گاز كشور در خليج‌فارس كه محل حضور ناوگان ايالات متحده آمريكا و ديگر قدرت‌هاى فرا منطقه‌اى است، بر حساسيت اين صنعت و محل استقرار آن افزوده است.

همجوارى با كشورهاى حوزه خليج فارس
صنعت عظيم نفت و گاز عسلويه در حاشيه خليج فارس ناخواسته در ميدان اختلافات منطقه‌اى كشورهاى حاشيه نيز قرار گرفته است. موضوع جزاير سهگانه ايرانى و اعلام مواضع كشورهاى عضو شوراى‌همكارى خليج‌فارس در حمايت از امارات متحده عربى، و حمايت آشكار و پنهان كشورهاى حاشيه خليج‌فارس از اختلافافكنى ميان اهلسنّت و تشيّع در كشورمان به‌ويژه در مناطق سنّينشين از جمله منطقه عسلويه كه جمعيت بومى آن قريب به اتفاق از اهلسنّت هستند، دعوت از قدرت‌هاى نظامى فرامنطقه‌اى براى حضور و حمايت از آنان در آبراه خليج‌فارس، و نيز رقابت و خصومت مبتنى بر ناسيوناليسم پانعربيسم كه خود را در جبهه مقابل ايران قلمداد مى‌كنند، صنعت نفت و گاز عسلويه و پارسجنوبى را در منطقه حادثهخيز چند لايه‌اى قرار داده است. اختلافافكنى ميان شيعه و اهلسنت ايران، با سرمايهگذارى‌دو كشور عربستان و امارات متحده عربى روى اهل سنّت ايران بهويژه اهل سنّت حاشيه خليج‌فارس به عنوان اهرم فشار بر ايران و عامل كنترل شيعيان محروم عربستان، به صورت مسئله‌اى درازمدت پابرجا خواهد ماند. همچنين اهميت يافتن منطقه عسلويه و پارس جنوبى و تبديل شدن آن به قطب جمعيتى و صنعتى منطقه، بر ميزان توجه و سرمايهگذارى كشورهاى حاشيه خليج‌فارس بر تنوع مذهبى اين منطقه خواهد افزود.

حساسيت‌هاى قومى و مذهبى منطقه
تنوع فرهنگى، مذهبى و قومى نوعى خاص از ناهمگنى جمعيتى در جهان است كه از شكافه‌اى ساختارى اجتماعى در يك جامعه و كشور به شمار مى‌آيد؛ زيرا هويت‌هاى قومى و مذهبى همواره پايدار و عامل مهمى در جهت بسيج اجتماعى مردم بودهاند. اگرچه ممكن است در مواقعى به ظاهر خاموش شوند، اما چون آتش زير خاكستر و آتشفشانى مستعد همواره امكان بازآفرينى و فعال شدن مجدّد دارند.
همچنين به رغم نظريهپردازى‌هاى گوناگون كه معتقد بودند با نوسازى و توسعه همهجانبه، قوميت‌ها و مذاهب رنگ خواهد باخت حتى در كشورهاى توسعهيافته همچون كانادا، فرانسه و اسپانيا هنوز هم تفاوت‌هاى قومى و مذهبى برقرار و عامل تنش و جدايى‌خواهى است. در ايران و كشورهاى حاشيه خليج‌فارس نيز گونه‌هاى مختلفى از تنوع قومى، مذهبى و فرهنگى همواره چالش اساسى و از شكاف‌هاى ساختارى اين جوامع بوده است.
صاحبنظران معتقدند كه سطح انسجام در كشورهاى ناهمگن به طور طبيعى از سطح اتحاد و همبستگى در كشورهاى همگن كمتر است؛ از اين رو، آرايش مذهبى جمعيت منطقه عمومى عسلويه كه تا يك دهه پيش تا ٩٩ درصد از اهل‌سنت بوده است و اكنون نيز اكثر ساكنان از اهل‌سنّت هستند، خود عامل ويژهاى در حساسيت‌زايى منطقه و ضرورت سياست‌گذارى خاص در زمينه آمايش سرزمينى، پيوست فرهنگى و دفاع غيرعامل است.

راهكارها
چنانكه گفته شد، كشور ايران در حال ساخت ٢٨ فاز پالايشگاه گاز و صنايع جانبى گسترده در منطقه‌اى وسيع از استان مرزى بوشهر در فاصله‌اى دور از مركز استان و در جوار مرزهاى آبى خليج‌فارس است. مرزى بودن اين منطقه، داشتن حاشيه‌هاى قومى و فرهنگى، حضور نظامى ابرقدرت‌ها و حساسيت‌هاى مختلف از ويژگى‌هاى اين منطقه است. اين صنايع، عظيم‌ترين سرمايه‌گذارى تاريخ صنعت ايران به‌ويژه صنعت نفت و گاز است، و كشور ايران تا حد زيادى به استخراج، فرآورى و توليد و توزيع گاز در بُعد داخلى و صادرات نفت و گاز در بُعد خارجى براى تأمين بودجه ملى وابسته است.
استقرار اين صنايع عظيم به طور طبيعى موقعيت صنعتى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى خاصى را براى منطقه عسلويه - با موقعيت‌هاى ويژهاى كه شرح آن گذشت- بر جاى خواهد گذاشت؛ چنانكه اين وضعيت امنيت ملى كشور را تحت تأثير مستقيم خود قرار خواهد داد.
در كنار صنايع عظيم نفت و گاز به طور معمول تمركز جمعيتى بزرگى پديد خواهد آمد كه نيازمند مديريت به‌ويژه از نظر تركيب فرهنگى اجتماعى است؛ چنانكه جمعيت ششصد نفرى در دو روستاى عسلويه و نخل‌تقى در سال ١٣٧٧ امروزه تنها در شهر عسلويه به ٤٠-٥٠ هزار نفر رسيده و فرودگاه بين المللى خليج‌فارس و صنايع عظيم نفت و گاز تأسيس شده و بخش‌هاى رفاهى، مسكونى، تجارى، بانكى، گمركى و اسكله‌هاى دريايى و بندرى و... به سرعت در طول ده‌ها كيلومتر در حال ساخت و ساز است.
مجموعه اين عناصر و عوامل، ضرورت تشكيل يك تيم مديريتى با هدف »طراحى استراتژى آمايش سرزمينى دفاع غيرعامل و پيوست فرهنگى« منطقه عسلويه را فراهم ساخته است. تدوين چنين برنامه‌اى بايد زير نظر رياست محترم جمهورى باشد. در غير اين صورت، وزارت نفت و ديگر سازمان‌هاى مرتبط با پيشبرد اهداف حرف‌هاى پيش مى‌روند و سرانجام وضعيت رها شده‌اى از استقرار جمعيتى و صنايع در منطقه‌اى با حساسيت‌هاى پيش‌گفته شكل خواهد گرفت كه كمترين پيامد آن عدم استفاده مناسب از اين ظرفيت براى تقويت امنيت ملى و دفاع غيرعامل در حساسترين منطقه مرزى و در كنار بزرگترين سرمايه‌گذارى تاريخ كشور خواهد بود.
طرف ديگر اين معادله آن است كه در كنار استعداد و ظرفيت ايجاد شده با تدوين و اجراى يك
سياستگذارى جامع و كامل مى‌توان بسته‌اى از شرايط، امكانات و فرصت‌هاى خاص پديد آورْد تا اين منطقه مرزى تقريباً خالى از سكنه را علاوه بر ايجاد صنايع،براى مهار و توازن مركزگريزى‌هاى مختلف در منطقه بوشهر و هرمزگان، نماد اتحاد و همبستگى ملى، و كاملترين نمونه دفاع غيرعامل قرار داد. در اين باره ايجاد پالايشگاه آبادان در سال ١٣٠٧ و تركيب جمعيتى خاص، كمربندى از امنيت انسانى در حاشيه مرز با كشور عراق پديد آورد و نقش آن در دفاع از وحدت ملى به صورت تجربه‌اى موفق در اختيار ما است.
منطقه مرزى بين دو استان بوشهر و هرمزگان كه اكنون محل ايجاد صنايع عظيم نفت و گاز و ديگر زيرساخت‌هاى اقتصادى، گردشگرى، گمركى، مالى و صنعتى شده است، در صورت سياستگذارى ملى و اجراى‌مناسب سياست‌ها مى‌تواند لنگر توازن و مهار تحركات مركزگريزى و مركز دفاع از منافع ملى قرار گيرد. به اين منظور برنامه‌ريزان مى‌توانند در طراحى و اجراى راهبرد آمايش سرزمينى و پيوست فرهنگى در عسلويه راهكارهاى ذيل را در نظر داشته باشند:.
١. با توجه به ظرفيت ايجاد شده، تدوين طرح جامعى براى ساختن شهرى جديد با شهرك‌هاى چندمنظوره متناسب با ابعاد همه جانبه منطقه، در رأس راهبرد آمايش سرزمينى و پيوست فرهنگى عسلويه قرار مى‌گيرد. در شهرسازى جديد بايد به تركيب جمعيتى متجانس، دفاع غيرعامل و ايجاد حلقه‌اى از علاقه‌مندان به نظام تنظيم روابط جمعيت منطقه توجه شود. چنين تركيبى عامل مهار عناصر مركزگريز و نابسامانى‌هايى است كه در يك منطقه مرزى حساس مى‌تواند بالفعل يا بالقوه خطرآفرين باشد.
٢. منطقه عسلويه تا زمان استقرار صنايع جديد- با توجه به فاصله زياد آن با شهرهاى بوشهر و بندرعباس- تقريباً متروك بوده و جمعيتى حدود هفتصد نفر داشته است. بنابراين، سياستگذارى براى تركيب جمعيتى اين منطقه در كنار هم‌ميهنان بومى آن هيچ شائبه سياسى ندارد و براى پوشش اقتصادى، فرهنگى، سياسى منطقه بر اساس طرح پيوست فرهنگى يك ضرورت است؛ زيرا با ورود كارگران و صنعت‌گران غيربومى هم اكنون تركيب جمعيتى منطقه بر هم خورده است و سياست خاصى طراحى توسعه جمعيت شهر نوظهور عسلويه ديده نميشود. اين موضوع در صورت عدم سياستگذارى و تدوين پيوست فرهنگى و دفاع غيرعامل، در آينده مشكل آفرين خواهد بود.
٣. ايجاد كمربند دفاع غيرعامل انسانى در منطقه حساس مرزى و در جوار بزرگترين سرمايه‌گذارى صنعتى در تاريخ كشور، امرى پذيرفته شده و در جهت منافع و امنيت ملى است، و عدم سياستگذارى و اجراى دقيق آن متناسب با اين ضرورت، خللى بزرگ و غير قابل جبران خواهد بود.
٤. ارائه الگويى از روابط مسالمت‌آميز هم‌ميهنان شيعه و سنّى منطقه بر پايه مشاركت اقتصادى، صنعتى، فرهنگى و اجتماعى در جوار پروژه‌اى در ابعاد ملى و بين‌المللى، به تنظيم روابط هر چه بهتر انبوه جمعيتى خواهد انجاميد، كه در پى تحولات صنعتى در منطقه مستقر شده و خواهند شد. عدم توجه به اين موضوع در سياستگذارى آمايش سرزمينى عسلويه، ممكن است در آينده تفاوت‌هاى فرهنگى اعم از قومى و مذهبى را نسبت به وضعيت فعلى افزايش دهد و سطح ناسازگارى جمعيتى و شكننده شدن تجانس را بيشتر به مخاطره اندازد.
٥. در طراحى راهبرد آمايش سرزمينى منطقه عسلويه توجه به ايجاد چرخه كاملى از صنايع چند منظوره شامل بخش‌هاى تجارى، بندرى، مالى، گردشگرى، دفاعى، امنيتى، فرهنگى، اجتماعى و سياسى در كنار صنعت نفت و گاز، منطقه عسلويه را از توسعه تكمحورى باز خواهد داشت و در كنار زيرساخت‌هاى انجام شده همچون جاده‌هاى مناسب، فرودگاه، آب، برق و ... چرخه‌اى از امكانات و ظرفيت‌هاى جديد را ايجاد و منطقه عسلويه را به تركيبى از صنايع و فرصت‌هاى جديد در مقابل مناطق چندمنظوره جنوب خليج‌فارس تبديل خواهد كرد. اين پديده مى‌تواند سرمايه‌هاى فرارى بهويژه سرمايه‌گذاران ايرانى را كه در حواشى جنوبى خليج‌فارس سرمايهگذارى كردهاند به كشور بازگرداند.
٦. تدوين طرح جامع توسعه عسلويه با توجه به ابعاد آمايش سرزمينى دفاع غيرعامل و پيوست فرهنگى را سوى مجموعه‌اى از وزارتخانه‌هاى مسئول در بخش‌هاى سياسى، اقتصادى، امنيتى، فرهنگى و اجتماعى‌با مديريت واحد و زير نظر رياست محترم جمهورى برعهده گيرند؛ زيرا انتظار از وزارت نفت- كه متصدى وظايف و اهداف حرفه‌اى خود در منطقه است- براى طراحى چرخه كامل توسعه عسلويه ما را مقصود نخواهد رساند. چنين طرحى با اشراف بر ملاحظات سياسى، فرهنگى، اقتصادى، امنيتى، دفاعى و جغرافيايى و با توجه به موقعيت و عناصر محلى، ملى، منطقه‌اى و جهانى قابل تدوين خواهد بود. همچنين موقعيت خاص منطقه و تبديل آن به فرصتى براى دفاع فعال از امنيت و اقتدار ملى در ابعاد مختلف بايد در صدر ملاحظات مذكور قرار گيرد؛ كه اشراف بر چنين جايگاهى تنها در حوزه اختيارات رياست محترم قوه مجريه ممكن خواهد بود.
٧. ايجاد قطب گردشگرى داخلى و جهانى در كنار صنايع عظيم نفت و گاز به منظور آشنايى با پيشرفت و توسعه كشور جمهورى اسلامى ايران و بهره‌بردارى از جاذبه‌هاى گردشگردى جزاير و سواحل خليج‌فارس، زندگى مشاركت‌جويانه اهل‌سنّت و تشيّع منطقه و ديگر جاذبه‌هاى صنعتى، طبيعى و فرهنگى، از ضروريات طراحى نقشه جامع توسعه عسلويه به شمار مى آيد.
٨. به رغم تأسيس صنايع و ايجاد امكانات فراوان صنعتى و زيرساخت‌هاى مختلف، در كنار صنايع نفت و گاز عسلويه، فقر عمومى در چند روستاى منطقه و اهالى بومى ديده مى‌شود. اين مسئله به گونه‌اى است كه در نگاه اول ناعدالتى اجتماعى و تبعيض را تداعى مى‌كند. عامل اصلى پايدارى اين دوگانگى مشهود، مقاومت فرهنگى اهالى محل و عدم برنامه‌ريزى و سياستگذارى جامع در منطقه است؛لذا لازم است با اعمال روش‌هاى تشويقى و جذب بوميان در صنايع ايجاد شده، ساخت روستايى موجود را كه چهره‌اى ناسازگار با رشد و توسعه اقتصادى منطقه است تغيير داد و خانوارهاى بومى را در شهرك‌ها و مجتمع‌هاى مسكونى ويژه كاركنان با ايجاد تسهيلات خاص و سياست‌هاى تشويقى جاى داد. اين رويكرد در تنوع بخشى به جمعيت جديد و رشد سازگارى و فرهنگ‌پذيرى به ويژه مشاركت‌پذيرى ساكنان محلى كمك خواهد كرد.
٩. بخش‌هايى در كنار فعاليت بخش دولتى به منظور تنوع بخشى به سرمايهگذارى و سرمايه‌گذاران در منطقه، به حوزه فعاليت بخش خصوصى داخلى و خارجى واگذار شود. اين پديده مى‌تواند در تقويت سياست‌گذارى‌هاى بخش دفاع غيرعامل و پيوست فرهنگى مهم و اثرگذار باشد. همچنين با تنوع‌بخشى به سرمايه‌گذاران، حساسيت‌هاى منطقه‌اى كاهش مى‌يابد و ورود سرمايه‌گذاران خارجى بر امنيت منطقه مى‌افزايد.
١٠. تأسيس پايگاه‌هاى نظامى در كنار تأسيس چرخه عظيم صنعت نفت و گاز و ديگر بخش‌هاى مكمل اقتصادى، صنعتى و گردشگرى، در طرح جامع منطقه عسلويه و پارس جنوبى ضرورتى آشكار است.
در اين باره لازم است در كنار دفاع غيرعامل، دفاع عامل و نظامى هم با رعايت فاصله مناسب به منظور حفظ غلبه صنعتى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى منطقه، بالابردن ضريب امنيت، پشتيبانى لازم از صنايع عظيم ايجاد شده و افزايش امنيت روانى ساكنان منطقه، تأسيسات متناسب نظامى ايجاد شود.

جمع بندى
اين مقاله، تدوين نقشة راه براى منطقه عسلويه و پارس جنوبى را بر پايه سه موضوع پيوست فرهنگى، آمايش سرزمينى و دفاع غيرعامل ضرورتى آشكار و بر جاى مانده مى‌داند. نگارنده كه در پاييز ١٣٨٧ از منطقه عسلويه بازديد كرده و با برخى مسئولان آن سخن گفته است، پس از ذكر موقعيت منطقه و استعداد و ظرفيت موجود و ظرفيت ايجاد شده- به روايت مسئولان شركت پارس جنوبى- شش عامل مهم را برشمرده است كه اهميت مضاعفى به ضرورت تدوين طرح آمايش سرزمينى و سياستگذارى جامع در منطقه عسلويه مى‌دهند. درنتيجه، در بخش دوم پس از تأكيد بر تدوين سياستگذارى جامع منطقه عسلويه و پارس جنوبى به صورت فرابخشى زير نظر رياست جمهورى، ده راهكار اساسى را براى تدوين چنين نقشه راهى برشمرده است.
١. عليرضا عندليت، نظريه پايه و اصول آمايش مناطق مرزى جمهورى اسلامى ايران، چاپ اول، ١٣٨٠، برگرفته از پايگاه اينترنتى شبكه تحليل تكنولوژى ايران.
٢. همان.
٣ . همان.
٤ . گفت وگوى تلويزيونى رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور با شبكه خبر سيماى جمهورى اسلامى، سايت شبكه خبر.
٥ به نقل از دبير شوراى عالى انقلاب فرهنگى. ١٣٨٧/٤/١٩.
٦ . نگارنده در تاريخ ٨٧/٨/١٦از منطقه عسلويه بازديد كرده است.