پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - تاریخ عزا و عزای تاریخی - آقا جانی علی
تاریخ عزا و عزای تاریخی
آقا جانی علی
شهادت حسين بن على(ع) جانى دوباره و هويتى تازه به تشيع بخشيد. تشيع چنان با حادثه عاشورا عجين گشته است كه امروزه قسمت اعظمى از بنيان و بنيادهاى شيعى را، آموزهها و مسايل مرتبط با عاشورا و حركت امام حسين(ع) مىسازد. از اينرو است كه در نگاه شيعى، اين نه فقط شيعيان، كه همه عالم، گياهان و بىجانان و حيوانات تا انسانها، و نه امروز كه از ابتداى آفرينش انسان، بر امام حسين(ع) گريستهاند و همه چيز با نام او پيوند خورده است. در اين گفتار، تاريخ عزادارى آن حضرت را از جريان حضرت آدم(ع) تا شهادت ايشان، از ديدگاه روايات شيعى بازگو مىكنيم.
امام صادق در روايتى مىفرمايند:
گريه پيامبران، صديقان، شهيدان و ملائكه آسمان بر حسين(ع)، طولانى شده است.١
همچنين در كامل الزيارات و بحار الانوار روايتى آمده كه مىگويد:
هيچ پيامبرى نبوده، مگر اينكه به زيارت كربلا آمده و در آن جا توقف كرده است.٢ از اين رو در روايات شيعى، سابقه عزادارى بر امام حسين(ع) به حضرت آدم(ع) مىرسد.
در روايتى وارد شده است كه وقتى خداوند در خواست توبه آدم(ع) را پذيرفت، جبرئيل اسامى پنج تن آل عبا را به او تلقين كرد. هنگامى كه به نام سيدالشهدا رسيد، گريه راه گلويش را بست. آدم علت آن را جويا شد و جبرئيل واقعه عاشورا را براى او شرح داد. در اين هنگام، آدم و جبرئيل هردو گريه مىكردند.٣ در روايت ديگرى آمده است كه حضرت آدم هنگام عبور از كربلا يزيد را لعن نموده است.٤ هنگامى كه كشتى حضرت نوح نيز به كربلا رسيد، به تلاطم افتاد. وقتى آن حضرت علت را پرسيد، جبرئيل داستان كربلا را براى وى بازگو كرد.٥ همين مسأله درباره ابراهيم، هنگامى كه در صدد ذبح اسماعيل برآمده بود، روى مىدهد و پس از شنيدن داستان عاشورا، اشك از چشمانش سرازير مىشود.٦ براى اسماعيل نيز همين مسأله هنگام آب نياشاميدن گوسفندانش در كربلا اتفاق مىافتد.٧ نيز هنگامى كه به موسى خطاب شد همه گناهكاران توبه كار را مىبخشم، جز كشنده حسين(ع) را و آن گاه داستان كربلا بيان گرديد، گريه كرد و از قاتلان حسين(ع) بيزارى جست.٨
همچنين در روايتى، گريستن حضرت موسى وحضرت خضر(ع) در مجمع البحرين،٩ حضرت زكريا در بيت المقدس١٠ و حضرت عيسى در كربلا١١ بر حضرت امام حسين(ع) ذكر شده است. نيز گريستن حضرت رسول الله(ص) پس از ولادت امام حسين(ع) ١٢ يا هنگام رحلتشان١٣ و...، گريستن اميرمؤمنان هنگام عبور از كربلا١٤ و گريستن حضرت زهرا(س) ١٥ خط سير دنباله دار تاريخ عزادارى نزد شيعيان، از ابتدا تاهنگام شهادت امام حسين(ع) است. هم چنين علامه مجلسى در بحارالانوار از امام باقر(ع) روايت مىكند كه هنگام خروج امام حسين(ع) از مدينه به طرف مكه، بانوان بنى عبدالمطلب جمع شدند و بر آن حضرت گريه كردند.١٦
تاريخ عزادارى شيعه پس از عاشورا
شهادت حسين بن على(ع)، شوكى عاطفى در ميان مردم، به ويژه حلقه پيروان و دوستداران اهلبيت و شيعيان آن حضرت پديد آورد. همچنين عظمت شخصيت حسين بن على(ع) و يارانش و پستى عمل جنايتكاران در چگونگىامام(ع)، بر ابعاد اين مسأله مىافزود. عزادارى از همان لحظههاى نخستين پس از شهادت امام حسين(ع)، افزون بر بار عاطفى نيرومندى كه داشت، با ويژگىهاى سياسى و اجتماعى نيز همراه بود. در اينجا، سير تاريخى عزادارىامام حسين را پس از شهادت آن حضرت به اختصار بررسى مىكنيم. البته ذكر اين نكته نيز خالى از فايده نيست كه حتى دشمنان و قاتلان امام(ع) چون عمر سعد،١٧ لشكر كوفيان،١٨ و اهل شام،١٩ نيز بر مظلوميت و فداكارىجانبازانه امام حسين(ع) گريستهاند.
تاريخ عزادارى شيعه پس از عاشورا، از اولين لحظههاى شهادت امام حسين(ع) شروع مىشود، هنگامى كه ذوالجناح با زين واژگون و يال غرقه به خون از مقتل بازگشت.٢٠ پس از آن نيز در مواردى متعدد، حضرت زينب، زنان حرم امام(ع) و نيز ديگران به عزادارى پرداختند؛ مواردى چون عزادارى اهل بيت هنگام چپاول و آتش زدن خيمهها٢١ و وقت عبور از ميان شهدا،٢٢ عزادارى زنان بنى اسد هنگام رفتن شهدا،٢٣ عزادارى اهل بيت در شام،٢٤ عزادارىاهل بيت و اهل مدينه در هنگام ورود به مدينه ٢٥ و عزادارى ام البنين در بقيع.٢٦ به جز عزادارىهاى اهل بيت پس از شهادت امام حسين(ع) و اصحابش، شاهد عزادارىهاى دوستداران و شيعيان خاندان عترت به صورت فردى و جمعى هستيم كه به آنها اشاره مىكنيم.
١. عبيدالله بن حر جعفى، كه گفته شده پس از شهادت امام حسين(ع) از منزل خود در قصر بنى مقاتل به كربلا رفت و درآنجا گريست و قصدهى بلندى در رثاى امام حسين(ع) سرود.٢٧ او را نخستين زيارت كننده قبر امام(ع) دانستهاند.٢٨
٢. جابربن عبدالله انصارى، كه بر اساس گفته لهوف در اربعين به كربلا رسيدهاست.٢٩
٣. توّابين كه پس از شهادت امام حسين(ع) از يارى نكردن آن حضرت پشيمان گشته و توبه كردند و به قيام بر ضد دستگاه شام و جبران گذشته همت گماردند. آنها بدين منظور، به كربلا رفتند و در آنجا به عزادارى پرداختند و آن جا براى خونخواهى امام(ع) هم قسم شدند.٣٠
٤. عزادارى امامان معصوم، كه در برخى از فصلهاى پيشين نيز ذكرى از آن به ميان آمد.
امام باقر (ع) به منظور عزادارى بر جدّشان، مجلس تشكيل مىدادند و از كميت خواستند تا اشعارى در اين باره بخواند.٣١
امام صادق(ع) نيز به تشكيل مجلس عزادارى مىپرداختند٣٢ وشيعيان را به عزادارى و مرثيه سرايى با حزن و اندوه و سوز امر مىنمودند٣٣ و خود در مصيبت جدشان مىگريستند.٣٤
در همين زمينه، رواياتى از امام كاظم(ع) ٣٥ و امام رضا(ع) ٣٦ نقل شده است. بنابراين، آن چه از سيره اهل بيت بر مىآيد، تشكيل مجالس عزادارى و گرامى داشت عاشورا، به ويژه دهه محرم٣٧ است. به يقين شيعيان هم اين امر را تا حد امكان در آن شرايط خفقان به انجام مىرساندند و هرگاه شرايط مهايا مىشد آشكارا به عزادارى مىپرداختند.
اين شرايط در زمان بنىاميّه به شدت سخت و دهشتناك بود. امويان مىكوشيدند تا ياد حسين و اهل بيت(ع) از ذهنها پاك شود. از اين رو، به هيچ وجه اجازه عزادارى و رفت و آمد و زيارت قبر مطهر آن حضرت را نمىدادند. اين موضوع پس از قيام زيد ابن على بن حسين(ع) در زمان هشام بن عبدالملك شدت يافت. آن شرايط خفقان بار، در گفتوگوى ميان امام صادق(ع) و يكى از اصحابشان به نام مسمع٣٨ كاملاً مشهود است.
اما در زمان عباسيان، شرايط همواره در حال نوسان وتغيير بود و دائماً دچار قبض و بسط مىشد. در زمان سفاح اولين خليفه عبايس، شاهد فراهم شدن زمينه براى زيارت مرقد مطهر هستيم، ولى در زمان منصور، شاهد منع زائران و تخريب مرقد مطهريم كه شايد يكى از علتهاى آن، قيام سادات حسينى باشد. پس از منصور و در زمان مهدى،مأمون، معتصم، واثق، منتصر و ناصرالدين بالله، شيعيان از جهت عزادارى و زيارت قبر امام حسين(ع) آزادىداشتند، ولى در زمان هارون و متوكّل، به شدت در آزار و اذيت قرار گرفتند و دستور تخريب قبر مطهر و منع زايران صادر شد.٣٩ شديدترين اين آزارها و اذيتها، در زمان متوكل بود كه دستور كَشت زمينهاى اطراف قبر مطهر و زندانى كردن زايران را در سال ٢٣٦ ه.ق صادركرد. على بن محمد بسامى، شاعر بغدادى، شعرى سرود و در آن، بنىعباس و متوكل را هجو و مذمت كرد.٤٠ با اين حال، كسانى از قرن اول هجرى تا زمان آل بويه، به طور فردى و جمعى به كربلا رفته و در آن جا عزادارى مىكردند، ولى پرشكوهترين عزادارى شيعه در سوگ سيدالشهدا(ع)، در دوارن آل بويه كه خود شيعه و دوستدار اهل بيت بودند، اتفاق افتاد. احمد معزالدوله، يكى از سه برادران بويهاى، پس از فتح بغداد در سال ٣٣٤ه.ق در زمان مستكفى بالله، با توجه به روحيه تشيع خود، به آبادانى مزار امامان معصوم، به ويژه امام حسين(ع) پرداخت. او در محرم سال ٣٥٢ دستور داد كه بازارها تعطيل و خريد و فروش ممنوع شود و سقاخانههايى در بازارها براى آب دادن به مردم داير گردد. همچنين زنان در حالى كه براى امام حسين(ع) نوحه مىخواندند و بر صورت لطمه مىزدند، از خانهها خارج شوند.٤١ اين نخستين بارى بود كه چنين مراسمى در عزاىامام حسين(ع) و زير پرچم حكومتى برپا مىگرديد و سنت عزادارى دهه اول محرم، از آن زمان تا كنون به يادگار مانده است. پس از اين دوران نيز عزادارى امام حسين(ع) همواره انجام مىگرفت و با توجه به برخورد حاكمان، دچار قبض و بسط مىگرديد.
پس از دوران آل بويه، دوران تيموريان از اين جهت بسيار پراهميت است. و شاهد گسترش تدريجى تشيع، به ويژه در خراسان و ماوراء النهر (مركز حكومت تيموريان) هستيم، به طورى كه برخى از پژوهشگران، از تسنن دوازده امامىدر اين دوره نام برده اند٤٢ و نوشته اند در اين زمان در ماوراءالنهر، همه ساله در سالروز قيام عاشورا، مراسمىبرپامىشد.٤٣
ملا حسين كاشفى، چهره شاخص اين دوره و نگارنده كتاب روضة الشهداء است. برخى گفتهاند در اين دوره، گريه بر امام حسين(ع) در هرات، جانشين ذكر صوفيانه شده بود كه نقشبنديه آن را ملغى كرده بودند.٤٤ با روى كار آمدن صفويه و رسميت يافتن مذهب شيعه و فزونى گرفتن شمار شيعيان، بر كميت و گستره مراسم عزادارى افزوده شد و از آن پس نيز با توجه به شيعى بودن همه حاكمان ايرانى، همين روند با ابعاد وسيعترى ادامه يافت.
تاريخ عزادارى امام حسين(ع) در ميان اهل سنّت
اهل سنت امروزه، شمار فراوانى از جمعيت مسلمانان را تشكيل مىدهند. از اين رو، به دست آمدن نظرگاه آنان در خصوص مسألهاى چون عزادارى امام حسين(ع) مهم تلقى مىشود و مىتواند به وحدت نظرى و عملى مسلمانان كمك كند. از سويى ديگر، با توجه به تبليغ وسيع وهابيت در نفى عزادارى و به ويژه عزادارى سيد الشهداء، به دست آوردن سيره عالمان و بزرگان اهل سنت و گذشته تاريخى اين موضوع در ميان ايشان، جايگاه والايى مىيابد.
نخستين گزارشى كه از اعتراض و گريه يكى از بزرگان صحابه پس از شهادت امام حسين(ع) و اسارت اهل بيت(ع) ثبت شده، اعتراض و گريستن زيدبن ارقم در مجلس ابن زياد است. هنگامى كه ابن زياد با چوب دستى بر لب و دندان امام(ع) مىزد، زيد با اعتراض گفت: چوب دستىات را بردار، به خدا شاهد بودم كه رسول خدا مابين دو لب حسين را مىبوسيد و سپس گريست. ابن زياد او را تهديد به مرگ كرد. پس زيد فرياد زد: اى مردم! شما از اين پس جزو بردگانيد؛ پسر فاطمه را كشتهايد و پسر مرجانه را امارت دادهايد... .٤٥
به جز زيدبن ارقم، از كسانى كه گريستن و عزادارى ايشان بر حسين بن على(ع) ذكر شده مىتوان به حسن بصرىاشاره كرد كه پس از شنيدن خبر شهادت امام حسين(ع) به شدت گريست و گفت: امت ذليل، امتى است كه پس دختر پيامبرش را مىكشد.٤٦ همچنين از امام شافعى مىتوان نام برد. شافعى با وجود طعن مخالفان، از ابراز محبت به اهل بيت(ع) ابا نمىورزيد.٤٧ وى در قصيدهاى، به مدح اهل بيت(ع) و ابراز اندوه از شهادت امام حسين(ع) مىپردازد. نيز مىتوان از رثاى خالدبن معران، يكى از تابعين و مرثيه احمد بن منصور بن على قطيعى درباره امام حسين(ع) ياد كرد.٤٨ بايد به اين نكته اشاره كرد كه بسيارى از فقهاى سنى مذهب اهل كوفه، به ويژه ابو حنيفه از سرسخت ترين طرفداران قيامهاىعلويان بودند. ابوحنيفه و بسيارى ديگر از فقها هم در جريان قيام زيدبن على بن حسين(ع) ٤٩ و هم در جريان قيام حسنيان به رهبرى محمد نفس زكيه و ابراهيم ابن محمد، به حمايت آنان برخاستند و به نفع آنان فتوا صادر كردند.٥٠
احمد بن حنبل، عالم بلند پايه اهل حديث، در تعديل مذهب عثمانيه و پذيرش فضايل على(ع) نقش مؤثرى دارد و حنبلىها كه به سختى با رماسم عاشوراى حسينى مبارزه مىكردند، با نشر فضايل اهل بيت(ع) از شدت تعصبشان كاسته شد. در اين راستا مىتوان از سبط ابن جوزى و يحيى بن سلامه حفصكى كه قصيدهاى در مدح دوازده امام و قصيدهاىديگر در رثاى اباعبدالله الحسين(ع) دارد، نام برد.٥١ همچنين مىتوان به كسانى چون ابن صباغ مالكى، شمس الدين محمد بن طولون، قندوزى حنفى و فضل الله بن روزبهان كه همگى آنان سنىهاى معتدلى هستند، اشاره كرد.
عبدالجليل رازى، از عالمان قرن ششم و صاحب كتاب النقض، در مقابل نويسنده سنى مذهب ديگرى كه به عزادارى امام حسين(ع) خرده گرفته بود، به دفاع از آن برمىخيزد و مىنويسد:» بزرگان و معتبران ائمه از اصحاب امام مقرم بوحنيفه و امام مكّرم شافعى و علما و فقهاى طوايف فريقين، خلفاً عن سلف، اين سنت را رعايت كرده اند«.٥٢ اطلاعاتى كه وى از عزادارى امام حسين(ع) در ميان اهل سنت مىدهد، بسيار ارزشمند است. وى از شخصيتهاىبرجسته زيادى از اهل سنت چون خواجه بو منصور در اصفهان و خواجه على غزنوى حنفى در بغداد نام مىبرد كه، در روز عاشورا با شور و هيجان فراوانى به سوگوارى امام حسين(ع) مىپرداختهاند.٥٣ وى هم چنين به مجلس »شهاب مشّاط« در بغداد اشاره مىكند.
در همين دوره بايد از عبدالرحمن جامى(٨٩٨ ٨١٧ ه.ق) حنفى مذهب ياد كرد كه علاقه بسيارى به خاندان عترت داشته و اشعارى در اين باره سروده است.٥٤ او هنگام ديدار از كربلا اشعارى در وصف امام حسين(ع) مىسرايد:
كردم زديده، پاى سوى مشهد حسين هست اين سفر به مذهب عشاق فرض عين ٥٥
به جز اين موارد مىتوان از برخى عالمان حنفى نام برد كه كتابهايى در رثاى امام حسين(ع) نگاشتهاند: محمود بن عثمان حنفى رومى نويسنده مقتل الامام الحسين ابن على ابن ابيطالب رضى الله عنهما فى كربلا،٥٦ قادر بخش بن حسن على حفنى نگارنده جور الاشقيا، على ريحانة سيد الانبياء٥٧ و شيخ على انور بن على اكبر حنفى نويسنده كتابىبا عنوان شهادة الكونين فى مقتل سيدنا الحسين السبط.٥٨ امروزه نيز اهل سنت، يا خود به عزادارى امام حسين(ع) مىپردازند و يا با شيعيان در عزادارى شركت مىكنند؛ چنانچه دكتر على الوردى در كتاب خود با عنوان دراسة فى طبيعة المجتمع العراقى به اين اشتراك شيعه و سنى در عزاى حسينى اشاره مىكند و مىنويسد:
كم ديده نمىشود كه محله سنى نشين با محله شيعه نشين در بعضى مجالس حسينى مشاركت مىكنند و گاهى نيز در تقديس مراقد و امامان شيعه اين مشاركت ديده مىشود.٥٩
عزادارى امام حسين(ع) در ايران
ايرانيان از ديرباز دوست دار خاندان عترت و مفتخر به ولايت آنان بودهاند. آنها به اهل بيت(ع) حساسيت ويژه اىداشته و همواره يار و حامى آنان به شمار رفتهاند.
قبيله بنى حمراء از قبايل ايرانى تبار شيعى مذهب كوفه، نخستين كسانى بودند كه پس از واقعه كربلا، آشكارا مجالس عزادارى عاشورا به پا كردند و براى خونخواهى سيد الشهداء به مختار پيوستند.٦٠ آنها كه بالغ بر بيست هزار جنگجو بودند، بيشتر سپاه مختار را تشكيل مىدادند٦١ و مسجدى نيز در كوفه به نام آنها موجود بوده است.٦٢ اصولاً ايرانيان كه در آن زمان بيشتر تحت عنوان موالى خوانده مىشدند، به اهل بيت پيامبر، ارادت خاصى داشتند.
ايرانيان بهويژه پس از شهادت امام رضا(ع) به عزادارى امام حسين(ع) حال و رنگ ديگرى بخشيدند و به طور مداوم به آن مىپرداختند.٦٣ البته اين مسأله در طول زمان دچار فراز و فرودهايى مىگرديد. براى مثال، با روى كار آمدن آل بويه در ايران و عراق و ترويج تشيع در مناطق مختلف، شيعيان و دوست داران امام حسين(ع)، مجال بيشترى براى عزادارىپيدا كردند. آل بويه كه خود ايرانى و شيعه بودند، بنياد عزادارى علنى و پرشكوه را در بغداد گذاشتند.
پس از آنان نيز اين حركت با شدت و ضعف ادامه يافت. تا زمان تيموريان كه رونقى وسيع و جدّى گرفت، به طورىكه اهل تسنن نيز با شيعيان همنوا مىشوند. پس از تيموريان، با روى كار آمدن صفويه و حمايت رسمى آنان از تشيع، برپايى عزادارى گسترده و دامنه بيشترى يافت و در اقصى نقاط ايران متداول شد. اين مراسم همچنان تا زمان قاجاريه ادامه يافت. در دوره رضاشاه پهلوى، با آن كه خود او با تظاهر شديد به حمايت از تشيع و علما و مظاهر تشيع و به راه انداختن دسته و همراهى با عزاداران توانسته بود حكومت را بدست گيرد، ولى در نيمه دوم حكومتش به شدت را عزادارى مبارزه كرد و آن را ممنوع ساخت. در زمان پهلوى دوم، ممنوعيت عزادارى برداشته شد و مردم توانستند آزادانه به عزادارى بپردازند.
پس از سقوط سلطنت ٥٧ سال پهلوى و با آغاز انقلاب اسلامى ايران، سوگوارى سيد الشهدا منزلت والايى يافت و يكى از اساسى ترين پايههاى مذهبى حكومت را نيز تشكيل داد. گفتنى است كه ايرانيان، عزادارى را در مساجد، تكيهها، حسينيهها، منازل و به صورت دسته عزا در معابر عمومى و نيز در بيوت مراجع تقليد بر پا مىكردند. اين مراسم، در شهرهاى مذهبى چون قم، مشهد، كاشان، اصفهان، اردبيل، و... بسيار پرشكوه انجام مىكيرد. نخل بدارى، هيأتهاى سقايى، تعزيه خوانيف زنجير زنى و قمه زنى از رسمهاى متداول آيين عزادارى به شمار مىآيد.٦٤
تاريخ عزادارى در جهان
عزادارى در نقاط مختلف جهان، به ميزان حضور شيعيان با هر گرايش و فرقهاى پررنگتر برگزار مىشود.
١. عراق: در عراق در حكومت عباسيان در زمان سفاح و زمان مامون و نيز به ويژه در عهد آل بويه، عزادارى رونقىخاص يافت. پس از آن نيز به نسبت نوع برخورد حاكمان، هر ساله مراسم عاشورا و محرم برگزار مىگرديد، به ويژه در كربلا كه ورود هيأتهاى عزادار با شمايل خاص، شور و وجد ديگرى بدان مىدهدف و برخى از علما نيز با آنان همراهى مىكنند؛ همانند علامه سيد محمد مهدى بحر العلوم كه با عزاداران در مراسم همراه مىشده است.٦٥
٢. سوريه: با توجه به اين كه دمشق مركز خلافت امويان بوده و به طور كلى مردم آن جا نيز به اموى بودن شهرت داشتهاند، در ابتدا مراسم عزادارى چندان رونقى نداشت ولى بعدها، با توجه به نزديكى آنان به كشور لبنان كه شيعه درآنجا گرايشى قوى بود و نيز وجود مرقد حضرت زينب(س) و حضرت رقيه(س)، عزادارى امام حسين(ع) شور خاصى يافت و امروز نيز چنين است؛ البته در عهد حمدانيان وضعيت به مراتب بهتر گزارش شده است.٦٦
٣. لبنان: سابقه شيعه گرى، در لبنان، تا زمان ابوذر امتداد دارد. امروزه لبنان شيعيان معتقدى دارد، ولى در زمان امويان، به سختى تحت فشار بودند. اندك اندك با باز شدن فضا اجتماعى سياسى، عزادارى نيز رونق يافته و امروزه عزادارىهاى بسيار خوبى در آن جا، به ويژه در مناطق جبل عامل كه سابقه طولانى در اين باره دارند، انجام مىشود.
٤. افغانستان: مراسم عزادارى در افغانستان همه ساله در نقاط مختلف اين كشور به ويژه در مناطق مركزى كه شيعيان در آنجا ساكنند (منطقه هزارستان) و نيز مناطق مركزى كه شيعيان در آن جا ساكنند (منطقه هزارستان) و نيز شهرمزار شريف (درشمال كشور) به خوبى برگزار مىشود.٦٧
٥. بحرين: در بحرين، از قديم روز عاشورا تعطيل و حسينيههاى آن كه ماتم ناميده مىشود، در ايام محرم به شدت فعالند.٦٨
٦. هندوستان: تاريخ عزادارى در هند، به پيش از استيلاى سلطان محمود غزنوى مىرسد. شيعيان و سنّى هاىمعتقد به امام حسين(ع) و حتى ديگر فرقهها، در روزهاى محرم در مكانهايى به نام امام باره كه ضريح ائمه است، جمع مىشوند و به عزادارى مىپردازند. تعزيه و شور خاص هنديان به حدّى است كه گاه عزادارى ايشان، تا اربعين سيدالشهدا ادامه مىيابد.٦٩
٧. پاكستان: در پاكستان، روز عاشورا يكى از تعطيلات رسمى است. در استقلال پاكستان، توجه به عاشورا نقش ويژهاى داشت٧٠ و اقبال لاهورى نيز اشعارى در باره امام حسين و كربلا سروده و استقلال پاكستان را مرهون آن دانسته است. شبيه كوچكى از مقبره امام حسين(ع) كه بدان تعزيه يا ضريح مىگويند، افزون بر زنجير زنى، سينه زنى و نيز قمه زنى در پاكستان مرسوم است.٧١
٨. بنگلادش: در بنگلادش نيز امام بارهها، مركز عزادارى بوده و احساسات مردم در خصوص عاشورا، در ادبيات آنها نيز منعكس شده است.
٩. اندونزى: در اندونزى كه اسلام توسط شيعيان و جمعى از سادات بدان راه يافته، ماه محرم را »سورا« مىخوانند و آن را با شكوه برگزار مىكنند.
١٠. فيليپين: در فيليپين نيز عاشورا به شكل پرشكوهى برگزار ميگردد. در سال ١٣١٠ ه.ق، عدهاى از نوادگان امام صادق(ع) براى تبليغ از عراق وارد سوماترا شدند . نيز در اوايل قرن پانزدهم، يكى از سادات، به مالاكا رفت و پس از ازدواج با دختر حاكم آن ديار، به خلافت رسيد و بازماندگانش تا چهار قرن در آنجا حكومت كردند.
١١. تايلند: در تايلند نيز كه اسلام و تشيع به وسيله يك تاجر قمى به نام شيخ احمد به آنجا وارد شد، مراسم عاشورا هر ساله برگزار مىگردد. هم چنين عاشورا در جمهورى آذربايجان كه هفتاد درصد آن شيعهاند، آفريقاى شرقى، بروندى، الجزاير، كانادا، آمريكا و آلبانى برگزار مىشود.٧٢ در آلبانى »نعيم بيك« ديوان شعرى در مورد شهادت امام حسين(ع) سروده و »داليب فراشرى« ٦٥هزار بيت در اين باره گفته است.٧٣ شيعيان در مدت ده روز محرم، آب نمىنوشند تا خود را شبيه قهرمانان كربلا گردانند، آن گاه به تكايا مىروند تا به ذكر مصيبت بپردازند و در راه ياامام ياامام مىگويند.٧٤
در شهرهاى تركستان، قفقاز، تبت و چين نيز همانند اين موارد وجود دارد.٧٥
پيوستها:
١. بحار الانوار، علامه مجلسى، بيروت لبنان، دار احياء التراث العريه، چ١٤٠٣٣ق، ج٤٥، ص ٢٠٨.
٢. كامل الزيارات، چ مرتضويه، نجف، ١٣٥٦ق، ص ٦٧، بحارالانوار، ج٤٤، ص ٣٠١.
٣. بحارالانوار، ج٤٤، ص ٢٤٥، الخصائص الحسينية، شيخ جعفر شوشترى، بيروت، دارالسرور، چ١٤١٤١ق، ص ١٠١.
٤. بحار الانوار، ج٤٤، ص ٢٤٢.
٥. همان، ص ٢٤٣
٦. همان، ص ٢٢٧.
٧. همان، ص ٢٤٣.
٨. همان، ص ٢٤٤.
٩. تفسير قمى، على بن ابراهيم قمى، قم، داراكتاب، ١٤٠٤ ق، ج٢، ص ٣٨.
١٠. الاحتجاج، طبرسى، مشهد، مرتضى، ١٤٠٣ق، ج، ص ٤٦٣.
١١. الامالى، شيخ صدوق، مجلس ٨٧، ذيل شماره٥.
١٢. بحار الانوال، ج٤٣، ص ٢٤٩؛ مسند احمد بن حنبل، ج٦، ص ٢٤٩.
١٣. مثير الحزان، ابن نماحلى، قم، مؤسسه الامام المهدى، چ٣، ١٤٠٦ق، ص٢٢.
١٤. الامالى، صدوق، ص ٣٦٥، مجلس ٨٧.
١٥. بحار الانوار، ج٤٥،ص ٢٢٥.
١٦. همان، ص ٨٨ - ٨٩.
١٧. تاريخ طبرى، ج٥، ص ٤٥٢، مقتل الحسين، ابى مخنف، ترجمع على كرمى، قم، دارالكتاب، ج١، ١٣٧٧، ص ٣٨٤.
١٨. بحار الانوار، ج٤٥، صص٥٨-٥٩.
١٩. همان، ج ٤٥، ص ١٧٤ - ١٧٥.
٢٠. همان، ج٤٥، ص ٥٢.
٢١. همان، ص ٥٨.
٢٢. مقتل الحسين، خوارزمى، تحقيق، شيخ محمد سماوى، قم، دارانوار الهدى، چ١٤١٨١ ق، ج٢، ص ٤٤-٤٥.
٢٣. ارشاد، مفيد، ج٢، صص١١٣١١٤، ينابيع المودة لذوى القربى، قندوزى حنفى، قم، مكتبة المحمّدى، ١٣٨٥ ق، چ٨،ج١،ص ٣٥٠.
٢٤. لهوف، سيد ابن طاووس، برگردان، ميرابوطالبى، قم، دليل، چ١، ١٣٧٩ ش، ص ١٩٢.
٢٥. همان، ص ١٩٨.
٢٦. مقاتل الطالبين، ابولافرج اصفهانى، تحقيق، سيد احمد صفر، قم، شريف رضى، چ١، ١٤١٤ق، ص ٨٥.
٢٧. الكامل فى التاريخ، ابن اثير، ج٤،ص ٢٣٨ ٢٣٧.
٢٨. تاريخ النياحة، سيد صالح شهرستانى، تحقيق، نبيل رضا علوان، بيروت لبنان، دارالزهراء،ج١، ١٤١٩ ق، ج ٢ - ١، ص ١٠٠ به نقل از مدينة الحسين(ع).
٢٩. لهوف، ص ١٩٧.
٣٠. مقتل الحسين(ع)، خوارزمى، ج٢، ص ٢١٨.
٣١. بحار الانوار، ج٣٦، ص ٣٩١.
٣٢. امالى صدوق، ص ١١٨.
٣٣. كامل الزيارات، جعفربن قولويه، قم، صدوق، چ١، ١٣٧٥، ص ١٠٥.
٣٤. همان، ص ١٠٥.
٣٥. امالى صدوق، ص ١١١، ج ٢.
٣٦. مقتل خوارزمى، ج٢، ص ١٢٩.
٣٧. امالى صدوق، ص ١١٦.
٣٨. كامل الزيارات، ابن قولويه، تصحيح: عبدالحسين امينى، قم، كتابفروشى وجدانيف چ نجفى، ١٣٥٦ق، ص ١٠١
٣٩. همان، صص ٦٧.
٤٠. وفيات الاعيان، ابن خلكان، ج٣، تحقيق: احسان عباس، بيروت لبنان، دارالفكر، ١٩٧٠ م، ج٣، ص ٣٦٥.
٤١. مدينة الحسين(ع)، ص ١٠٦.
٤٢. تاريخ تشيع در ايران، رسول جعفريان، قم، انصاريان، چ١، ١٣٧٥، ج٢، ص ٧٣٠.
٤٣. روضة الشهداء، ملا حسين كاشفى سبزوارى، تحقيق: عبدالرحيم عقيقى بخشايشى، قم، نويد اسلام، ج١، ص ٢٢.
٤٤. تشيع و تصوف، كامل مصطفى، ترجمه قراگزلو، تهران، اميركبير، صص ٣٢٧ - ٣٢٥.
٤٥. تاريخ طبرى، بيروت لبنان، ج٤ ص٣٤٩؛ تذكرة الخواص، سبط اين جوزى، قم، شريف رضى، ١٤٧١ ق، ص ٢٣١.
٤٦. تذكرة الخواص، ص ٢٤٠.
٤٧. مناقب ابن شهرآشوب، ج٤، ص ١٢٤.
٤٨. همان، ص ١٤١.
٤٩. مقاتل الطالبين، ج١، ١٤١٤ق.
٥٠. همان، ص ٣١٤.
٥١. تأملى در نهضت عاشورا، رسول جعفريان، قم انصاريان، ج٢، ١٣٨١ ش، صص ٢٨٢ - ٢٨٣.
٥٢. كتبا النقض، عبدالجليل قزوينى رازى، به سعى سيد جلال الدين محدث، تهران، ١٣٣١ش، ج١، ص ٤٠٢.
٥٣. همان، صص ٤٠٢٤٠٥.
٥٤. كليات ديوان جاميف عبدالرحمان جاميف تصحيح، شمس بريلوى، تهران، هدايت، ج١، ١٣٦٢، ص ٢٧.
٥٥. همان، ص٢٥.
٥٦. هدية العارفين، اسماعيل باشا بغدادى، بيروت، دارالفكر، ١٤٠٢ق، ج٢، ص ٤١٢.
٥٧. نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، عبدالحى بن فخر الدين حسنى، حيدر آباد دكن، دائرة المعارف العثمانيه، چ٢، ج٨، ص ٣٠٧.
٥٨. همان، ص ٣٢٨.
٥٩. تاريخ النياحة، ج٢، ص ٤٧ به نقل از دارسة فى طبيعة المجمتع العراقى، ص ٢٣٦.
٦٠. دائرة المعارف تشيع، تهران، مؤسسه دائرة المعارف تشيع، چ١، ١٣٧١،ج٣، ص ٤٦٣.
٦١. همان، ج٣، ص ٤٦٣.
٦٢. تاريخ الكوفه، كامل سلمان حيدرى، نجف، چ١، ١٣٤٩ ق، ص ١٠٨.
٦٣. تاريخ النياحة، ج٢، ص ٥٩.
٦٤. نك: عزادارى سنتى شيعيان: سيد حسين معتمدى، قم، عصر ظهور، چ١، ١٣٧٨، ج١، ص؟.
٦٥. تاريخ النياحة، ج٢، ص ٤٦.
٦٦. همان، ص ٤٨.
٦٧. مجموعه مقالات دومين كنگره بين المللى امام خمينى (ع) در فرهنگ عاشورا، دفتر دوم، تهران، دفتر تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ع)، چ١، ١٣٧٦، دفتر دوم صص١١١-١١٢.
٦٨. دايرة المعارف تشيع، ج٣، ص ١١٩.
٦٩. تاريخ تفكر اسلامى در هند، عزيز احمد، برگردان، تقى لطفى و محمد جعفر ياحقى، تهران، كيهان، چ١، ١٣٦٦، ص ٣٢٠.
٧٠. مجموعه مقالات دومين كنگره امام خمينى و فرهنگ عاشورا، دفتر دوم، ص ١١٤.
٧١. همان، ص ١١٤.
٧٢. دائرة المعارف الاسلامية الشيعه، حسين الامين، سوريه، دار التعارف للمطبوعات، ج٢، ص ٣٥٦.
٧٣. دائرة المعارف تشيع، ج٣، ٣٨٩.
٧٤. دائرة المعارف الاسلامية الشيعة، حسين الامين، سوريه، دارالتعارف للمطبوعات، چ١، ١٣١٦ق، ج٣، ص ٣٥٧.
٧٥. تاريخ النياحة، ج٢، صص ٧٠-٧٢.