پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان مائده

نا آرامى‌ها در پاكستان
مذاكرات سه جانبه اوباما - كرزاى - زردارى و فشار واشنگتن بر اسلام آباد: در پى پيشروى شبه نظاميان اسلام گرا (طالبان) در مناطقى از شمال غرب پاكستان، ارتش اين كشور با فشار امريكا و جامعه جهانى حملات سنگين خود را عليه اين نيروها آغاز كرد.
پاكستان كه از يك سال و نيم قبل دچار بحران سياسى شده و تا به امروز هم ادامه دارد و اين كشور را تا مرحله سقوط كشانده است. بحرانى كه با ماجراى مسجد لعل شروع شد و اخيراً هم حملات نظامى طالبان در دره سوات و پيشروى اين شبه نظاميان در پاكستان. پس از نقض توافق صلح فوريه در دره سوات ميان دولت پاكستان و گروه طالبان ناآرامى‌ها در اين منطقه شروع شد. توافق صلح فوريه كه چندى پيش ميان دولت پاكستان و شبه نظاميان طالبان به منظور اجراى احكام شريعت در دره سوات به دست طالبان منعقد شده بود، يك ماه پيش شكسته شد. بر اساس اين توافقنامه دو طرف عمليات نظامى عليه يكديگر را متوقف كردند و دادگاه‌هاى شريعت اسلامى در منطقه سوات تشكيل گرديد. وال استريت ژورنال مى‌نويسد: مقامات دولت پاكستان با هدف راضى كردن مردم محلى كه به دليل وعده‌هاى طالبان مبنى بر منحل كردن دادگاه‌هاى فساد پاكستان، به سمت طالبان گرويدند، به اين توافق تن دادند. منتقدان بر اين باورند كه اين توافق‌نامه به تقويت طالبان انجاميده و اين گروه به پيشروى در اين منطقه ادامه داده‌اند. فريد زكريا معتقد است: مقامات امريكايى توافق ميان يوسف رضا گيلانى، نخست وزير و شيخ صوفى محمد از رهبران طالبان محلى را نقطه آغاز حاكميت طالبان و افغانيزه شدن پاكستان اعلام كردند و آن را به حساب بى‌عرضگى و ناتوانى دولت و ارتش اسلام‌آباد گذاشتند. وى عقيده دارد تا امروز تمام پيروزى‌هاى جريان افراطى پاكستان جنبه نظامى داشته و اكنون اين يك موفقيت سياسى براى آنها محسوب مى‌شود و آنها با تكميل كردن پيروزى‌هاى نظامى به پيروزى سياسى دست يافته‌اند. به ويژه آنكه جغرافياى اين پيروزى سياسى خارج از مناطق قبيله‌اى است و در حقيقت يك مكان نزديك به پايتخت است.
اكنون ارتش پاكستان و شبه نظاميان اسلام گرا يكديگر را متهم به نقض صلح مى‌كنند. گرچه صوفى محمد يكى از مقامات بلند پايه طالبان اظهار داشته است كه قرار داد فوريه ميان طالبان و ايالت سر حد پاكستان اساساً حاكميت قضايى دره سوات را به طالبان بخشيده و اين قرار داد معطوف به صلح نيست و به ترتيب است كه طالبان پيشروى‌هاى خود را در پاكستان شروع كرده‌اند.
مقامات امريكايى اذعان كردندكه طالبان ممكن است از اين دره براى تجاوز به ساير نقاط پاكستان، استفاده كنند و حاكميت ملى پاكستان را خدشه دار كنند. ناآرامى‌هاى اخير در پاكستان درحالى صورت گرفته است كه اين كشور دچار مشكلات فراوانى است. فقر، مشكلات قومى و اختلافات ديرينه و سنتى با هندوستان. اين مشكلات منجر به بى ثباتى سياسى در اين كشور شده است و مانع از به وجود آمدن مديريت كارآمد اقتصادى. دولت پاكستان بيشتر بودجه خود را صرف هزينه‌هاى نظامى به دليل اختلافاتش با هند مى‌كند. از سال گذشته هم به دليل حملات تروريستى در بمبئى و تشديد اختلافات ميان اسلام آباد و دهلى دولت پاكستان نيروهاى نظامى بيشترى در مرزهاى خود با هندوستان مستقر كرده است. از طرف ديگر مشكلات قومى در اين كشور نهادينه شده است. در پاكستان چهار قوميت پنجابى، سندى، پشتون و بلوچ وجود دارد، كه اسلام آنها را به يكديگر پيوند داده است و خواهان جدايى‌طلبى از دولت هستند. از طرف ديگر كشور پاكستان به دليل اينكه روند ملت سازى را طى نكرده است نمى‌توان از پديده‌اى به نام دولت در اين كشور صحبت كرد، لذا هميشه با بحران مشروعيت روبرو است. گرچه ذوالفقار على بوتو و بعد از آن بى نظير بوتو براى ايجاد يك نظام فدرالى با توجه به واقعيات موجود اين كشور تلاش زيادى كردند، اما با ترور هر دو اين تلاش به نتيجه نرسيد. ترور خانم بوتو استراتژى تقسيم قدرت ميان بخش سياسى و بخش نظامى پاكستان را كه با حمايت ايالات متحده قرار بود اجرا شود، ناكام گذاشت، لذا همكارى ميان اين دو بخش سياسى و نظامى با ترور بى نظير بوتو به دست سازمان اطلاعات و امنيت پاكستان به نتيجه نرسيد. اين همكارى مى‌توانست مشكلات موجود در پاكستان را حل و فصل نمايد.
به هر حال بعد از نقض توافق صلح در دره سوات ارتش به دستور اشفق كيانى، فرمانده ارتش پاكستان، زمانى حملات خود را عليه اين گروه آغاز كرد كه اين شبه نظاميان به منطقه همسايه دره سوات يعنى مطنقه بونر در فاصله صد كيلومترى اسلام آباد، پايتخت رسيده بودند. اين عملكرد دير هنگام ارتش مورد پرسش جامعه جهانى قرار گرفت كه چرا ارتش زودتر در اين مسئله دخالت نكرده است؟ گر چه فشار واشنگتن و جامعه جهانى بر اسلام آباد باعث شروع حملات ارتش به شبه نظاميان طالبان گشت، اما فرضيه‌هاى مبنى بر دير عملكرد ارتش مطرح شده است:
١. نيروهاى ارتش پاكستان بيشتر در مرز با هند مستقر است و به اين دليل كه پاكستانى‌ها، هند را تهديد اصلى خود مى‌دانند. بنابراين توجه ارتش بيشتر روى اين منطقه مى‌باشد، خصوصاً بعد از حملات تروريستى بمبئى كه انگشت اتهام‌ها به سازمان اطلاعات و امنيت پاكستان (IsI) رفت. ٢. ارتش در پى آن است كه با توجه به اختلافى كه با آقاى زردارى دارد، زمينه را براى چيزى شبيه به كودتا آماده كند. ٣. اختلاف ميان زردارى و ارتش پاكستان. ٤. تازمانى كه طالبان به دنبال سرنگونى دولت مركزى نباشند واكنش سختى در برابر آنها گرفته نخواهد شد. ٥. طالبان در هماهنگى با بخش‌هايى از سيستم اطلاعاتى و امنيتى پاكستان (IsI) اقدام به پيشروى كرده است. ٦. جلب توجه پاكستان براى دريافت كمك‌هاى مالى آمريكا. اين فرضيه‌ها مجموعه‌اى از فرض هايى بود كه تحليل گران از دير هنگام عمل كردن ارتش پاكستان مطرح كردند. اما فرضيه‌اى كه بيشتر درست به نظر مى‌آيد. همراهى سرويس‌هاى اطلاعاتى و امنيتى ارتش پاكستان موسوم به (ISI) است. اين سرويس‌ها بخش‌هايى از پاكستان را به طالبان واگذار كرده‌اند. اين مسئله بود كه ديويد پترائوس فرمانده نيروهاى نظامى امريكا در خاورميانه و آسياى مركزى اعلام كرد كه پاكستان تا دو هفته ديگر سقوط مى‌كند و دولت ناكام نظامى پاكستان توان كنترل امنيت ملى خود را ندارد.
همان طورى كه گفته شد همكارى (ISI) با طالبان باعث پيش روى اين گروه در پاكستان شد و آنها توانستند تا صد كيلومترى اسلام آباد پايتخت پيشروى كنند. در همين رابطه مطبوعات امريكا اخير اعلام كردند كه بخشى از لايه‌هاى ارتش پاكستان در ارتباط با طالبان هستند و در مورد اين كه مبارزه ريشه‌اى با اين پديده بكنند دليلى ندارند چرا كه چگونه مى‌توانند ريشه خودشان را از بين ببرند.(اعتماد ملى ٨٨/٢/٢). گر چه برخى از تحليل گران سياسى معتقدند كه زردارى براى جلب كمك‌هاى امريكا مانع از انجام حملات نظامى به طالبان شد. چرا كه وى از اين كمك‌ها براى حساب شخصى خود استفاده مى‌كند. بدين ترتيب بود كه با فشار باراك اوباما بر زردارى اين حملات صورت گرفت. البته لازم به ذكر است امريكا غير از انتخاب فاز نظامى عليه شبه نظاميان طالبان به تخريب سيستم مخابراتى و ارتباطى اين گروه پرداخت و در سيستم ارتباطى اين گروه اختلالاتى ايجاد كرد، يعنى همان كارى كه با سيستم اطلاعاتى عراق در حملاتش به اين كشور انجام داد تا مانع از تبادل اطلاعات و همچنين دسترسى به اطلاعات جديد ميان آنها بشود. بدين ترتيب انتخاب فاز نظامى و ارتباطى توسط واشنگتن عليه طالبان شروع شده است. اما اينكه گروه طالبان با اين اقدام نظامى سقوط خواهند كرد يا نه مورد سؤال است. به نظر نمى‌رسد حملات نظامى باعث سقوط طالبان در پاكستان شود. اين شبه نظاميان در بين مردم پاكستان نفوذ زيادى دارند و مناطقى از پاكستان را هم در اختيار دارند و با حملات نظامى توسط واشنگتن و اسلام‌آباد گر چه به ظاهر سركوب مى‌شوند اما تبديل به چريك‌هايى مى‌شوند كه براى اهداف خود مبارزه مى‌كنند و اين جنگ چريكى با ارتش براى اين كشور گران تمام مى‌شود. گراهام فولر كه مدتى رئيس سيا در كابل بود اعلام كرده است اوضاع افغانستان و پاكستان، با حضور نيروهاى آمريكايى فقط بدتر شده است. او به سران واشنگتن توصيه مى‌كند كه هر چه زودتر نيروهايشان را از دو كشور خارج كنند و به پاكستان اجازه دهند تا با هم پيمانى با نيروهاى ميانه رو طالبان با نيروهاى تند رو اين گروه مبارزه كنند. بدين ترتيب به نظر مى‌آيد معامله با طالبان و دادن قدرت محلى به آنها بهترين راه حل براى حل و فصل اين موضوع است. با دادن قدرت محلى به اين گروه و كنترل كامل دولت بر آنها دولت پاكستان مى‌تواند كم كم بر آنها تسلط يابد و مناطق تحت نفوذ آنها را به دست گيرد.
همزمان با شروع اين درگيرى‌ها در پاكستان نشست سه جانبه‌اى ميان رؤساى جمهور ايالات متحده، پاكستان و افغانستان برگزار شد. در اين نشست باراك اوباما طالبان را مهم‌ترين تهديد جدى سياست خارجى واشنگتن خواند و از زردارى خواست ارتش خود را براى سركوب طالبان به دره سوات اعزام كند. و گر نه نيروهاى نظامى امريكا و ناتو وارد منطقه شده و خود عمل مى‌كنند. البته پاكستان يكبار ديگر هم در اين وضعيت قرار گرفته است. بعد از حملات يازدهم سپتامبر جرج دبليو بوش از پرويز مشرف خواست كه يا به مبارزه با القاعده و طالبان بپردازد و به واشنگتن در اين زمينه همكارى كاملى داشته باشد يا امريكا خود به القاعده در پاكستان حمله خواهد كرد. بدين ترتيب بود كه پرويز مشرف ارتش خود را براى مبارزه با اين گروه درگير كرد. گرچه طالبان خود محصول فكرى پاكستان، امريكا و عربستان هستند، اما بعد از حادثه ٩/١١ امريكا به همراه پاكستان به مبارزه عليه اين گروه پرداختند. طالبان توانسته است به دليل فقر فرهنگى و اقتصادى مردم پاكستان در بين مردم نفوذ پيدا كند و طرفداران زيادى به خود جلب كنند. با اين تفاصيل اين گروه پديده‌اى است كه پاكستان امروزه سخت با آن درگير است و باعث شده كه اين كشور تا مرحله سقوط به گفته مقامات امريكايى بكشاند. در همين راستا برخى از تحليل گران سياسى معتقدند كه دولت پاكستان فروپاشيده است و تنها عامل چسبندگى آن ارتش و حمايت‌هاى مالى و نظامى واشنگتن به اين كشور است. امريكا ساليانه يك ميليارد دلار به اسلام آباد كمك مى‌كند و در نشست سه جانبه واشنگتن قرار شد تا پنج سال آينده ٧ ميليارد كمك مالى به دولت زردارى بكند. البته اين كمك‌ها در حالى به دولت پاكستان ارائه مى‌شود كه تضادهاى سنتى اسلام آباد با دهلى كاهش يابد، جنگ عليه طالبان و القاعده ادامه يابد و دولت پاكستان كنترل كامل بر تسليحات هسته‌اى‌اش را داشته باشد. به اين ترتيب امريكا هر آنچه را كه مى‌خواست در اين نشست به دست آورد و آصف على زردارى بدون هيچ مقاومتى به اين موارد تن داد.

مذاكرات نخست وزير اسرائيل با رئيس جمهور آمريكا
پرونده هسته‌اى ايران و مذاكرات صلح خاورميانه: سفر بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستى اسرائيل به مصر، اردن و امريكا كه با دو هدف همكارى اعراب و واشنگتن عليه پرونده هسته‌اى ايران و ادامه مذاكرات صلح اعراب و اسرائيل صورت گرفت با شكست مواجه شد.
نخست وزير رژيم اشغالگر قدس در حالى سفر خود را به اين سه كشور آغاز كرد كه اساس صلح با سوريه يعنى خروج از بلندى‌هاى جولان و اساس صلح با فلسطين، يعنى تشكيل دو دولت فلسطينى - اسرائيلى را رد كرده است. نتانياهو در اين سفر گرچه خواهان ادامه مذاكرات صلح خاورميانه بود، اما همچنان مخالفت خود را با تز دو كشور اعلام كرده است. بر طبق سند وفاق ملى سال ٢٠٠٦ ميلادى اسرائيل موافقت خود را با تشكيل كشور مستقل فلسطينى در اراضى اشغالى سال ١٩٦٧ م به پايتختى قدس شريف و آن هم مشروط به تخليه تمامى شهرك‌هاى صهيونيستى به شهرها و روستاهاى خود و حاكميت كامل طرف فلسطينى بر مرزها و گذرگاه‌ها و آسمان كشور خود اعلام كرد، اما امروز دولت اسرائيل نه تنها با تشكيل دو كشور موافقت نمى‌كند، بلكه بر عدم بازگشت آوارگان فلسطينى به وطنشان و همچنين اخراج ١/٥ ميليون نفر فلسطينى ساكن در سرزمين‌هاى اشغالى ١٩٤٨ تأكيد دارد.
عليرغم مخالفت رژيم اسرائيل با تشكيل دو كشور مستقل فلسطينى - اسرائيلى پادشاه اردن ملك عبد الله دوم با اين تز موافق است. وى از نتانياهو خواست رسما اين موضوع را قبول كند و به او از احتمال وقوع يك جنگ هسته‌اى هشدار داد. اين در حالى است كه طرح صلح اتحاديه عرب كه توسط پادشاه عربستان در سال (٢٠٠٢) ارائه شده بود دوباره توسط پادشاه اردن در حال پى‌گيرى است. بر اساس اين طرح پادشاه عربستان سعودى خواهان بازگشت اسرائيل به سوى مرزهاى ١٩٦٧م، روشن شدن وضعيت آوارگان فلسطينى و به رسميت شناخته شدن دولت اسرائيل از طرف كشورهاى عربى شد. اما اردن خواستار تعديل اين طرح شده كه با مخالفت بشار اسد، رئيس جمهور سوريه روبرو گشت. اين مخالفت دمشق باعث شد كه واشنگتن تحريم هايش را عليه سوريه افزايش دهد و سوريه در جهان بيشتر منزوى گردد. اخيراً شوراى امنيت سازمان ملل متحد در يكى از مصوبات خود خواستار تشكيل كشور مستقل فلسطينى شده و در بيانيه‌اى كه صادر كرده است از كميته چهار جانبه صلح خاورميانه كه متشكل از سازمان ملل متحد، ايالات متحده امريكا، روسيه و اتحاديه اروپا مى‌باشد، خواست تا براى حل و فصل اين مسئله اصلى و مهم خاورميانه بكوشد. اين بيانيه در حالى صادر شد كه رژيم اشغالگر اسرائيل با تشكيل دولت مستقل فلسطين مخالفت كرده و تمام عهد نامه و توافقنامه‌ها در اين رابطه را نقض كرده است و اين امر را مشروط به پذيرفتن خواست‌هاى دولت اسرائيل توسط فلسطينيان كرده است. در اين شرايط است كه نخست وزير اسرائيل خواهان اجماع جهان اعراب با اسرائيل در مورد پرونده هسته‌اى ايران شد. در همين رابطه خبرگزارى اسوشيتوپرس به نقل از سايت ديپلماسى ايرانى گزارش داد كه نتانياهو و در صدد ايجاد ائتلافى عليه ايران و در عين حال تبادل نظر درباره پيشبرد مذاكرات صلح خاورميانه در طول سفرش به مصر و اردن است. مصر و اردن تنها كشورهاى عربى هستند كه با اسرائيل معاهده صلح دارند و نخست وزير رژيم صهيونيستى مى‌خواهد با قانع كردن آن دو و همكارى با ديگر اعراب از قدرت‌گيرى و نفوذ ايران در منطقه جلوگيرى نمايد.
نخست وزير رژيم اشغالگر قدس تسليحات هسته‌اى ايران را تهديدى جدى و خطرناك عليه امنيت ملى خود مى‌داند. به همين دليل است كه خواهان همكارى اعراب در اين مورد شده، اما اين در حالى است كه بين كشورهاى عرب منطقه چه در مورد پرونده هسته‌اى ايران و چه در مورد مذاكرات صلح خاورميانه اتفاق نظرى وجود ندارد. كشورهاى منطقه به دو گروه تقسيم شده‌اند: اردن، مصر و عربستان سعودى كه به تعريف خودشان محور اعتدال را در مقابل محور رقابتى سوريه، حماس و حزب الله و ايران تشكيل داده‌اند. بنابراين با اين دسته بندى بعيد به نظر مى‌رسد كه نتانياهو بتواند اعراب را عليه پرونده هسته‌اى ايران بسيج كند. اسرائيل با سوريه هنوز بر سر بلندى‌هاى جولان اختلاف دارند و دولت دمشق اعلام كرده است تا نيروهاى اسرائيل از بلندى‌هاى جولان خارج نشوند نمى‌تواند با دمشق رابطه و همكارى داشته باشند. بدين ترتيب سوريه تنها راه مذاكره بااسرائيل را خروج از بلندى‌هاى جولان مى‌داند. در همين راستا تل آويو خواهان دورى سوريه از ايران است تا بتواند به اهداف خود دست يابد. مارتين اينديك سفير سابق امريكا در اسرائيل و عضو تيم مذاكرات خاورميانه بيل كلينتون معتقد است كه اگر اسرائيل مطمئن شود كه صلح با سوريه به معناى دورى دمشق از تهران است وى نگاه مثبت‌ترى به خروج از جولان خواهد داشت. اما به نظر نمى‌رسد كه دمشق با توجه به همكارى‌ها و روابط گسترده‌اى كه با تهران دارد بخواهد از ايران دور شود. به اين ترتيب در اين سفر كه نتانياهو به منظور مقدمه چينى مذاكراتش با رئيس جمهور ايالات متحده انجام داد، نتوانست جهان عرب را با خود چه در مورد ايران و چه در مورد مذاكرات صلح خاورميانه همراه نمايد.
سفر نخست وزير رژيم اسرائيل به واشنگتن و مذاكره با اوباما آخرين مرحله از سفر نتانياهو بود. وى در اين ديدار كوشيد امريكا را متقاعد كند كه يك ضرب الاجل چند ماهه براى پرونده هسته‌اى ايران در نظر بگيرد كه جواب منفى رئيس جمهور امريكا روبرو گرديد. اما اوباما گفت انتظار دارد تا پايان امسال متوجه شود كه آيا ايران تلاش‌هايى با حسن نيت در مذاكرات اتمى براى حل اختلافات انجام خواهد داد يا نه؟ و از طرف ديگر رئيس جمهور امريكا اظهار داشت كه مذاكرات بين‌المللى با تهران پس از انتخابات رياست جمهورى ايران كه در ٢٢ خرداد ماه انجام مى‌گيرد، آغاز مى‌شود. هدف ديگر مذاكرات نتانيا هو و اوباما در رابطه با صلح خاورميانه بود. رئيس جمهور امريكا همچنان با تز تشكيل دو كشور در اين مذاكرات پافشارى كرد و از نخست وزير اسرائيل خواست تا ساخت شهرك‌هاى اسرائيلى را در كرانه باخترى متوقف كند. وى همچنين از تعهدات قبلى اسرائيل مبنى بر قبول دو كشور سخن به ميان آورد. رئيس جمهور امريكا در قسمتى از سخنانش از جنگ غزه و كشتار فلسطينى‌ها هم سخن گفت. بدين ترتيب رهبران دو كشور امريكا و اسرائيل گرچه ايران را يك تهديد جدى تلقى كردند و در اين رابطه با يكديگر اتفاق نظر داشتند، اما اوباما حل و فصل صلح خاورميانه را مقدم بر پرونده هسته‌اى ايران دانست و پيشرفت واقعى در مذاكرات صلح را يكى از راه‌هاى حل و فصل پرونده هسته‌اى ايران قلمداد كرد. اما نخست وزير اسرائيل پرونده هسته‌اى ايران را مهمترين موضوع مذاكره قلمداد كرد و مذاكرات صلح را در مرحله بعد قرار داد. وى براين باور است كه تكليف برنامه هسته‌اى ايران قبل از صلح ميان اعراب و اسرائيل بايد حل و فصل شود. در همين راستا بود كه وى ايران را خطرى قريب الوقوع دانست. و آن را تهديدى جدى براى امنيت خود. وى در اين مذاكرات دائما از به كار بردن گزينه نظامى عليه ايران صحبت مى‌كرد. در حالى كه براى رئيس جمهور رنگين پوست به دست كاخ سفيد موضوع اصلى صلح خاورميانه بود.
به اين ترتيب نخست وزير رژيم صهيونيستى در اين مذاكرات نتوانست به اهداف خود يعنى همكارى اعراب عليه پرونده هسته‌اى ايران و مذاكرات صلح خاورميانه دست يابد. گرچه برخى از تحليل گران سياسى معتقدند هدف اصلى نتانياهو در اين سفر اين بود كه وى با استفاده و ارتباط با جهان عرب تصويرى از خود نشان دهد كه تل آويل چندان هم منزوى نيست. به ويژه اينكه در مذاكراتش با باراك اوباما تلاش كرد با حسنى مبارك رئيس جمهور مصر ملك عبد الله دوم پادشاه اردن همراهى خود را نشان دهد. رژيم اسرائيل در ماه‌هاى اخير به دليل حملات نظامى اش به مردم بى گناه غزه و مخالفت اش با تز دو كشور از خود چهره‌اى منفى و افراطى در جامعه جهانى به جاى گذاشته است. لذا اين سفر انجام شد تا نشان دهد مانع اصلى در مذاكرات صلح نيست.