پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - تهديد پندارى اهل سنت و مسئوليت حفظ وحدت
تهديد پندارى اهل سنت و مسئوليت حفظ وحدت
اخيراً برخى از علماى مسلمان از اهل سنت و صاحب نظران مسائل عمومى اسلام از موضوعى كه آن را فعاليت تبشيرى شيعيان در صفوف اهل سنت و ظهور دوباره حرفهاى برخى شيعيان تندرو قديمى پيرامون صحابه ناميدهاند، سخن به ميان آورده و نسبت به آن موضع گرفتهاند. آنان، حرفها و باورهاى گروه اندكى از شيعيان را به همه آنان تعميم داده و جمهور شيعيان را به سبب آنچه كه اين گروه اندك ابراز كردهاند بازخواست مىكنند.
من در اين نوشتار مىخواهم چند مسئله را با خوانندگان محترم در ميان بگذارم:
١. اين كه مذهب شيعه جعفرى يكى از مذاهب اسلامى است كه شيعيان آن را پذيرفتهاند. اين مذهب در چارچوب اصول دين اسلام قرار دارد، كه عامّه مسلمانان آن را ثوابت عقيدتى خود قرار دادهاند. اختلاف ميان مذهب شيعه و مذاهب اهل سنت، اختلاف بر سر فروع است و نه بر سر اصول. البته موضع جمهور مسلمانان در كشورهاى ما و نهادهاى علمى و تبليغى رسمى و غير رسمى نيز همين است كه بيان شد.
٢. جابه جايىهايى كه گاه در ميان مذاهب معتبر اسلامى اتفاق مىافتد- تا زمانى كه در چارچوب پايبندى به امور ثابت و اوامر و نواهى دين باشد - اين جا به جايىها در درون جماعت مسلمانان است و مىتوان اين گونه جابه جايىها را به مثابه تنوع و تكثر اجتهادها در دايره مرجعيت عام ضوابط اسلامى دانست.
اگر چه ما نسبت به انجام شدن اين گونه جابه جايىها به مشكلى كه موجب برخورد ميان مذاهب مختلف اسلامى شود، هشدار مىدهيم، اما به اين نكته توجه مىدهيم كه بايد چنين مسئلهاى را در مقايسه با محنتها، خطرها و بحرانهايى كه اكنون اسلام شاهد آن است، از امور ثانوى به شمار آورد.
٣. ما اكنون در شرايط تاريخى و سياسىاى قرار داريم كه ايجاب مىكند تا معيار طبقه بندى و تمييز مواضع، گروهها، احزاب، نهادها و اشخاص را »مقاومت در برابر تجاوز و تهديدات استعمار و صهيونيسم نسبت به ملتها، سرزمينها و فرهنگهايمان قرار دهيم و ميان هيچ يك از فرقهها و مذاهب، تفاوتى قائل نشويم و پيروان هر مذهبى را به عنوان جماعت يكدست و يكپارچه و يكصدايى ننگريم و با هر گروه و دستهاى به تناسب موضعى كه در پيش گرفتهاند و در صفوف مقاومت، پايدارى و يا ذلت و سستى قرار گرفتهاند، رفتار كنيم.
٤. خطرناكترين مشكلى كه اكنون امت اسلام مىتواند با آن روبرو شود اين است كه موج تبليغاتى اى به نام همه اهل سنت، عليه عامه شيعيان به راه افتد. اين كار، به جاى آن كه نيروى كوبنده مسلمانان را متوجه متجاوزان و اشغالگرانى كند كه آنان را از سرزمينهايشان بيرون كردهاند، متوجه گروهى از خودشان مىكند.
در ارزيابى وضعيت واقعى نيز درست نيست كه با صرف گمانى درباره فعاليت تبليغى - مذهبى شيعيان در ميان اهل سنت، كه مورد تحقيق هم قرار نگرفته و قطعى نيست، هراس تمام اهل سنت را نسبت به چنين خطر موهومى برانگيزانيم؛ آن هم در شرايطى كه اهل سنت ٤٥ جمعيت مسلمانان جهان را تشكيل مىدهند.
هم چنين درست نيست كه اكثريت سنى، خود را طايفهاى جدا از طايفه ديگر به شمار آورد و درست نيست كه اين اكثريت (اهل سنت) اين نكته را ناديده بگيرد كه به حكم حجم و وزن خود، بزرگترين مسئوليت را در حفظ وحدت جماعت مسلمانان و پيوند گروهها و نزديك سازى آنان به يكديگر دارد.
٥. اگر ما اهل اديان مختلف هم بوديم، حق اين بود كه در برابر دشمنان مشترك متجاوز همدست و يكدست شويم، نه اين كه اين چنين در رويارويى با تجاوز و اشغال و سركوب و تلاش براى محو خويش كه دشمنان ما در پى آنند، به جان يكديگر بيفتيم. اين بار تفرقه و اختلاف از سوى كسانى مىوزد كه دوست مسلمانان نيستند و در مسير تثبيت تفرقه در ميان ما به خير و صلاح و كرامت هيچ كدام از ما - نه شيعى و نه سنى - نمىانديشند.
٦. ما از اينكه اين موج و سر و صدا، هم از سوى كسانى كه به اعتدال و ميانه روى شناخته شدهاند و هم از سوى تندروان و خشونت طلبان به راه افتاده است، ابراز شگفتى مىكنيم. شگفت است كه هر دو دسته در موضع سياسى و مقطع زمانى خود همداستان بودهاند و هر دو دسته در اين كار پيشدستى كردهاند، بى آنكه چيزى اتفاق افتاده باشد، كه موجب هراس اهل سنت از اهل تشيع را فراهم آورده باشد.
همه ادله ادعايى اين موضعگيرىها، يك سرى بيانيهها، سخنها و نوشتهها است كه هدفشان صرفاً فتنهانگيزى و واژگون نمايى واقعيت و عطف توجه مردم از مسئلهاى به مسئلهاى ديگر است. تمام اين اتفاقات زمانى رخ مىدهد كه دستگاه سياسى امريكا و اسرائيل تلاش خود را براى محاصره و نابودى حزب الله لبنان به كار گرفته است. حزب الله اكنون از مهمترين قدرتهاى مقاومت ملى است كه عربها در اختيار دارند. اين حزب، پشتيبان جنبش مقاومت فلسطينى سنى است. دستگاه سياسى امريكا و اسرائيل در شرايط كنونى هم چنين تمام قدرت خود را براى سرنگونى نظام ملى ايران كه در برابر تجاوزگرى امريكا و اسرائيل در منطقه مقاومت مىكند، به كار گرفته است. اسرائيل بارها ايران را به حمله هوايى برق آسا تهديد كرده و از اين رو است كه دستگاه سياسى امريكا و اسرائيل مىكوشد تا نيروهاى مقاومت را در جهان عرب و اسلام از كار بيندازد تا آسانتر بتواند ايران را از سر راه بردارد و لذا از اين رو است كه مىكوشد تا نفرت مسلمانان را از خطر حقيقى صهيونيسم به نفرت از خطر موهوم شيعه تبديل كند.
٧. در تحليل انگيزههاى اين سر و صداها و موج تبليغاتى عليه تشيع، موضع برخى دولتهاى منطقه جالب توجه است. اين دولتها كه عادت كردهاند تا به نام اسلام و اهل سنت سخن بگويند و نيز عادت كردهاند كه از سياستهاى امريكا كه در جانبدارى از اسرائيل است حمايت كنند، همان دولتهايى هستند كه دستشان در دستان شاه شيعى فارسى صفوى ايران بود و در دهه شصت قرن بيستم در ضديت با سياستمداران ملى گراى مصر و ديگر سياستمداران ملى عرب آن زمان همراه شاه بودند، با آن كه آن سياستمداران، عرب و مسلمان بودند. بنابراين مىتوان گفت: موضع آنان در برابر شيعيان، ثابت نبوده است، بلكه موضعشان در جانبدارى و پشتيبانى از سياست امريكا ثابت مانده است.
٨. ما از آن دسته از عالمان (اهل سنت) كه ارج و قدرشان را در اجتهاد فقهى و تبليغ اسلام و حمايت از مواضع ملى شناختهايم، اميد داريم كه خود را از وضعى كه نظرها و آرائشان در غير آنچه كه مىپسندند و در مسيرى غير از آن كه حياتشان را در آن سپرى و تلاش خود را مصروف دفاع از آن كردهاند، مورد سوء استفاده قرار گيرد دور نگه دارند و آن مسيرها نانوزايى و خيزش مسلمانان و مقاومت در برابر دشمنان اسلام است.