پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جهان اسلام در يك نگاه - مرادى مجيد
جهان اسلام در يك نگاه
مرادى مجيد
تكفير نويسندگان يا تصحيح صحاح
در شرايطى كه بسيارى از گروههاى تبليغى افراطى اهل سنت و به ويژه وهابيون، پارهاى از روايات مجامع حديثى شيعه را به عنوان شناسنامه عقيدتى تشيع منتشر و آن را دستاويز حمله به مذهب شيعه قرار مىدهند، هر از گاهى نويسندهاى عرب با بهرهگيرى از احاديث صحيح بخارى و صحيح مسلم كتابى مىنويسد كه پاداش آن تكفير از سوى علماى الازهر و ديگر مراكز علمى اهل سنت است.
به تازگى نويسندهاى مصرى به نام خانم بسنت رشاد، كتابى با عنوان »الحب و الجنس فى حيات الرسول« منتشر كرد كه سر و صداى زيادى در مصر ايجاد كرد و برخى علماى اين كشور حكم تكفير و قتل او را صادر كردند. اين نويسنده به همراه خانوادهاش پس از دريافت تهديدهاى فراوان به قتل از مصر فرار كرده است. علمايى كه فتواى تكفير وى را صادر كردهاند، معتقدند كه در اين كتاب به پيامبر(ص) اهانت شده و تصوير زشتى از آن حضرت و به ويژه عايشه ام المؤمنين در فصلهاى اين كتاب ارائه شده است.
مصطفى الجندى نماينده پارلمان مصر از چگونگى انتشار اين كتاب بدون اجازه شوراى پژوهشهاى اسلامى ابراز شگفتى كرد و گفت نمىتوان در اين باره سكوت كرد و سستى به خرج داد، زيرا چنين چيزى در صلاحيت اين شورا است.
بسنت رشاد نويسنده اين كتاب در مصاحبهاى گفته است: يكى از شبكههاى ماهوارهاى دينى به كمك برخى شيوخ الازهر طى چند روز به وى حمله كرده و كار را به تكفيرش كشانده است.
آنان او را مرتد و اهانت كننده به پيامبر(ص) دانسته و حتى در صورت توبه، قتل وى را واجب شمردهاند، وى در دفاع از خود گفته است: پناه بر خدا از اين كه كافر يا مرتد باشم و يا به مقام پيامبر عليه الصلاة و السلام جسارتى كرده باشم. هدف من از تأليف اين كتاب اهانت به پيامبر(ص) نبود، بلكه من مىخواستم وجهه همت الازهر و شوراى پژوهشهاى اسلامى (مجمع البحوث الاسلاميه) را به پالايش و تدقيق و تحقيق تمام احاديثى كه به اين بعد پرداخته است جلب كنم. وى ادامه داد: من عيبى نمىبينم كه اهل علم و تخصص و تدين به تصحيح و تصفيه اين احاديث بپردازند. فقط من چنين چيزى را طلب نمىكنم، بلكه بسيارى از متدينان غيرتمند نيز چنين خواستهاى دارند تا احاديث ضعيف و جعلى دستمايه هجوم به اسلام و شخص پيامبر محبوب ما نشود.
با اين حال علماى الازهر از مقامات مربوطه خواستهاند تا تمام نسخههاى اين كتاب را جمع آورى و توزيع آن را ممنوع كنند. زيرا اين كتاب مصداق ترويج افكار گمراه كننده و طعنه به سنت نبوى و صحيح بخارى است.
از سوى ديگر متفكر برجسته مسلمان مصرى جمال البناء مسئله تكفير و صدور حكم قتل را مسئلهاى خطرناك شمرده و از وزراى ارشاد كشورهاى عربى خواسته است تا با صدور بخشنامههايى جلوى خطر فتاواى تكفير را كه كانالهاى ماهوارهاى بدون هيچ سانسور و خط قرمزى آن را پخش مىكنند، بگيرند. جمال البنا درباره كتاب ياد شده گفته است: در صحيح بخارى به تنهايى بيش از هزار حديث از اين دست وجود دارد و ما اقدام به تصفيه صحيح بخارى و صحيح مسلم از احاديث غير لازم كردهايم و اكنون در مرحله تنظيم نهايى آن هستيم و به زودى آن را منتشر خواهيم كرد. كار ما در دو جلد منتشر خواهد شد كه جلد اول آن به صحيح بخارى اختصاص دارد. جمال البنا درباره تكفير اين نويسنده گفته است: تكفير اين نويسنده مصداق ضلال است و بنا به حديث نبوى هر كس چنين كند، خود راه به كفر برده است.
مفتى مصر: پيروى از مذهب تشيع جايز است
مفتى مصر، على جمعه، از تحولاتى كه در سال ٢٠٠٨ در ميان شيعيان بروز كرد، اعلام جانبدارى كرد. اشاره وى به برخى از مطالعات شيعى بود كه دشنام به صحابه پيامبر(ص) را بر روى منابر منع مىكند. وى تأكيد كرد كه ما بايد از پيشرفتهايى كه در اين طايفه پديد آمده و به ما امكان همكارى با آن را در شرايط كنونى مىدهد، استقبال كنيم. وى تأكيد كرد كه پيروى از مذهب تشيع جايز است؛ زيرا فرقى ميان شيعه و سنى وجود ندارد. وى در گفت و گو با العربيه گفته است: شيعه نيز طبيعتا طايفهاى رو به تكامل است و خودشان نيز اين را مسلّم مىدانند، زيرا واقعيت (شرايط زمان و مكان) بخشى از فقهشان است. اما برخى مىكوشند به كتابهاى قديمى شيعه كانال بزنند و از دل آنها موارد اختلاف برانگيز را بيرون بكشند كه اين خطايى بزرگ است. وى اين گونه افراد را به تلاش براى بر هم زدن روابط ميان اهل سنت و شيعه و خدمت به اهداف بيگانگان - كه بر هم زدن وحدت مسلمانان و تضعيف شخصيت شان و اجراى برنامه از پيش تهيه شده بيگانگان متهم كرد.
وى گفت: علماى بزرگ شيعه در ميزگردها و همايشهاى سال گذشته تأكيد كردند كه لعن صحابه و خلفاى راشدين خصوصا ابوبكر و عمر و عايشه امالمؤمنين از آموزههاى تشيع نيست و به تشيع بسته شده است و در كتابهاى معتبر شيعى به چشم نمىخورد.
مفتى مصر افزود: پيروى از مذهب شيعه جايز است و بى اشكال كه شيخ فقيه الازهر شيخ محمود شلتوت هم بدان فتوا داده است. زيرا امت اسلام، پيكرهاى واحد است و فرقى ميان شيعه و سنى نيست. همه بر يك گونه نماز مىگذارند و به سوى يك قبله رو مىكنند.
وى افزود: شيعه بخش جداناپذير امت اسلام است، هر چند اقليتى در حدود ١٠ درصد از مجموع جمعيت مسلمانان را تشكيل مىدهند.
انتشار كتاب جنجال برانگيز »عقده مردانگى«
پژوهشگر مغربى خانم ناديا تازى نتايج پژوهش خويش را درباره عقده مردانگى در ميان مسلمانان در اين كتاب عرضه كرده است. وى معتقد است شرقيان و نه فقط مسلمانان - بلكه حتى مسيحيان شرقى - گرفتار چنين عقدهاى هستند. وى مادران را سرزنش مىكند كه از كودكى عقده نرينگى را در شخصيت پسرانشان تثبيت مىكنند و دائم به پسرشان مىگويند: تو مرد هستى!
ناديا تازى معتقد است حتى مرد نيز از عقده مردانگى زيان مىبيند، زيرا همواره ناچار است به مقتضاى نرينگى يا به اصطلاح مردانگى رفتار كند و حق ندارد احساساتش را بروز دهد و حق متأثر شدن و گريه كردن ندارد؛ چرا كه »گريه براى مردان عيب است« و »مرد كه گريه نمىكند« وى بر آن است اين حالت كه برخى گمان مىكنند اسلام به مرد بخشيده است، صرفا عقده نقص بزرگى است كه در شخصيت شان وجود دارد و آنان با چنين عقدهاى با جامعه و خصوصاً با زنان برخورد مىكنند، زيرا زن از عقده متمايز بودن از ديگر موجودات رنج نمىبرد، ولى مرد از اين عقده رنج مىبرد و خود را تافتهاى جدا بافته مىداند و به تناسب مفهوم مردانگى كه با قدرت بازويش مرتبط است رفتار مىكند.
وى مادران را مقصر مىداند كه از سن طفوليت به پسرشان ياد مىدهند بر خواهرش و ديگر دختران تفوق و بزرگترى داشته باشد.
اين پژوهشگر معتقد است كه مرد به مادرش - كه همواره نقطه ضعف او است - وابسته است و پيوسته همين نقطه ضعف را - حتى در همسر خويش - جست و جو مىكند و از او مىخواهد تا مانند مادرش باشد؛ يعنى از او انتقاد و با او جر و بحث نكند. اين اعتماد به نفس مذكرانه را مادرش در او تثبيت كرده است.
ناديا تازى در مصاحبهاى كه پيرامون كتاب خويش با روزنامه آفاق انجام داده به نمونهاى عينى اشاره كرده است. وى مىگويد: در منطقه حر ملك از توابع دولت عثمانى در قرن نهم زن از پس پرده و حجاب حكومت مىكرده است. زن حجاب داشته و تنها دو چشمش ديده مىشد، ولى به لحاظ عمقى كارش اين بوده كه از طريق دادن فرزند حكومت مىكرده است.
هدف بزرگ زن، بچه آوردن بود. زنان در اين منطقه بر سر پسر آوردن با هم مبارزه و مسابقه داشتند؛ زيرا هر كس فرزند پسر به دنبا مىآورد، وارث مجد و عظمت مىشد، چرا كه رسيدن به قدرت تنها از طريق پسر ميسر بود. چنين مادرى براى حفظ و حمايت و پرورش پسرش از همه ابزارها بهره مىگرفت.
به هر روى تنها پسر را حافظ نام خانواده مىدانستند و معتقد بودند كه دختر نام خانواده را آلوده مىكند. اين تبعيض جنسيتى در جوامع اسلامى به شكل موروثى در آمده و آن مفهوم مردانگى را كه مردان، شأن و شخصيت خويش را با آن تعريف مىكنند، پديد آورده است.
درگذشت شيخ عبد الله سماوى
شيخ سماوى از رهبران برجسته جريان جهادى جديد در مصر در ٦٣ سالگى در بيمارستانى در قاهره درگذشت. هر دو جريان جهادى، يعنى جريان خشونت گرا و جريان معتدل از وى تأثير پذيرفتهاند. وى در دهه شصت و هفتاد ايده »عزلت و اجتناب از جامعه« را پذيرفته بود، اما به تدريج از غالب اين افكار - كه تحت تأثير انديشه سيد قطب بدان روى آورده بود - برگشت و روش دعوت را به جاى شيوه عزلت در پيش گرفت. وى داراى تشكيلات سياسى يا مذهبى مشخصى نبود، اما مهمترين مؤسس جريان سلفى جهادى معاصر در مصر به شمار مىآيد.
سماوى از مخالفان حكومت جمال عبد الناصر بود و حكومت او را دولت جاهليت مىناميد. ضياء رشوان متخصص جنبشهاى اسلامى معاصر در مصر مىگويد: مرگ سماوى، نخستين مرگ طبيعى يكى از بنيادگذاران جريان جهادى در كشور است كه با پايين آمدن فتيله جريان جمادى در شرايط كنونى همراه است.
سماوى در سال ١٩٦١ ميلادى و در حالى كه بيش از پانزده سال نداشت به زندان عبد الناصر رفت و به مدت چهار سال در زندان به سر برد و بار ديگر در سال ١٩٦٦ به اتهام عضويت در جماعت اخوان المسلمين به مدت پنج سال زندانى شد. وى در اين دوره با رهبران برجسته اخوان مانند حسن هضيبى، محمد قطب برادر سيد قطب و مصطفى مشهور آشنا شد. در سال ١٩٨١ بار ديگر زندانى شد و به مدت سه سال در زندان به سر برد، ولى دو سال پس از آزادى، در سال ١٩٨٦ به اتهام دست داشتن در به آتش كشيدن باشگاههاى ويدئو بار ديگر دستگير شد. سماوى سالهاى اخير زندگى اش را در منزل خود تحت اقامت اجبارى بود.
شيخ صفار: شيعيان سعودى حضور سياسى و اجتماعىاشان را تثبيت كنند
شيخ حسن صفار يكى از علماى برجسته شيعه عربستان سعودى، از شيعيان اين كشور خواست تا حضور علمى و اجتماعى و سياسىاشان را در كشور خود تثبيت كنند و سياست به حاشيه كشاندن شيعيان را كه هدف آن از كار انداختن توان آنان است در هم بشكنند. وى در توضيح سياست طرد و به انزوا كشيدن شيعيان به گروههاى فشار تندرو و جاهلى اشاره كرد كه شبانه روز براى تعميق تفرقه و شكست هر گونه تلاش براى وحدت ميان مذاهب اسلامى فعاليت مىكنند و پس از بروز هر گونه ابتكارى براى تفاهم از سوى مناديان تقريب، اين گروههاى تند رو، آنان را تحت فشار قرار مىدهند.
شيخ صفار كه در يكى از مجالس عزادارى حسينى در شهر قطيف در شرق عربستان سعودى سخن مىگفت، ابراز داشت: نبايد با ميراث فكرى و تاريخىامان به صورت ساده و بدون پالايش و غربالگرى تعامل برقرار كرد. وى خواهان تعامل آگاهانه و محتاطانه با سنت شد و نسبت به تثبيت اخوت اسلامى و ايجاد پلهاى ارتباط و بستن راه به روى دشمنان تأكيد كرد.
وى گفت: دستهاى غرض آلود در كشور ما، همانند ديگر مناطق دنياى اسلام از امنيت و آرامش ميان مسلمانان خشنود نيستند و مىكوشند ميان شيعه و سنى تفرقه بيفكنند. نمونه اين اقدامات تخريبى را در لبنان مشاهده كرديم كه نگذاشتند تفاهم ميان جريان سلفى و حزب الله به نتيجه برسد.
وى ضمن سفارشى به شيعيان جهت تثبيت حضور اجتماعى خود و پرهيز از احساساتى شدن و انزوا گزيدن، نسبت به ظهور جريانهاى تندرو در ميان جامعه شيعيان در اعتراض به سياستهاى نادرست و تداوم فشار تندروها بر شيعيان هشدار داد.
فتواى جبهه علماى الازهر: نظامى كشته شده مصرى، شهيد نيست
جبهه علماى الازهر با صدور بيانيهاى اعلام كرد، افسر نظامى مصرىاى كه در مرز رفح و در جريان بمباران نيروى هوايى رژيم صهيونيستى كشته شد، شهيد نيست و در مسير اطاعت از غير خدا كشته شده است، زيرا در مسير دفاع از شرف عربى يا عزت اسلام قرار نداشته است، اما فلسطينى اى كه در آن مكان كشته شده شهيد است.
در اين بيانيه آمده است: اين افسر مصرى، خون خود را مفت از دست داده است، زيرا در حال اطاعت و اجراى اوامر ظالمانهاى كشته شده كه او را وادار به كشيدن سلاح به روى برادر مؤمن فلسطينىاش كرد كه به او پناه آورده بود. بنابراين جبهه علماى الازهر كه تشكلى از جمعى از دانش آموختگان الازهر است، اقدام اين نظامى را نامشروع مىداند و معتقد است او سزاوار نام شهيد نيست، هر چند به وسيله ارتش رژيم صهيونيستى كشته شده است.
در مقابل دكتر محمد رأفت عثمان، عضو مجمع فقهاى شريعت در ايالات متحده اين فتوا را مردود دانست و گفت: داور اين حادثه خدا است و او از نيتها آگاه است. پس ما نبايد درباره آن سخن بگوييم.
لايحه پارلمانى در مصر: مجازات فتواى غير مجاز
يكى از نمايندگان پارلمان مصر، طرحى را به كميسيون پيشنهادها و شكايات تقديم كرده كه بر اساس آن افرادى كه بدون داشتن جواز از مقامات رسمى، اقدام به صدور فتوا و انتشار آن از طريق رسانههاى گروهى مىكنند، مجازات مىشوند. مجازات پيش بينى شده در اين طرح از يك تا سه سال زندان است.
انتشار خبر اين طرح، واكنشهاى متعدد و متفاوتى را در ميان علماى الازهر و مبلغان رسمى و غير رسمى در مصر و به ويژه علمايى كه فتاواى خود را از طريق ماهوارهها و ديگر رسانهها طرح مىكنند، بر انگيخت.
دكتر مصطفى شكعه از علماى الازهر و عضو مجمع البحوث الاسلاميه از اين پيشنهاد استقبال كرد و خواستار تسريع در تصويب آن شد. وى گفت اين پيشنهاد معقول و موجه است؛ زيرا بسيارى از فتاواى عجيب و غريب را از طريق ماهوارهها و اينترنت مىشنويم و مىبينيم؛ به ويژه آن كه بسيارى از اين فتاوا به هدف فتنه برانگيزى منتشر مىشود. شكعه گفت: من خواستار مجازات هر كس هستم كه بدون داشتن جواز يا تصريح به داشتن شايستگى افتا از سوى مؤسسه دينى رسمى (مجمع البحوث الاسلاميه) در الازهر اقدام به صدور فتوا مىكند. اما از ميان مبلغان غير رسمى كه از رسانهها و به ويژه ماهوارهها جهت تبليغ استفاده مىكنند، ديگر محمد ابوليله نسبت به اين پيشنهاد اعلام تحفظ كرد و خواستار تجدد نظر و دقت بيشتر در اين طرح و حذف مجازاتى مانند زندان و واگذارى كيفيت و كميت زندان به مجمع البحوث الاسلاميه و دار الافتاء شد تا خود آنان تدابيرى براى پيشگيرى از ورود افراد ناشايسته به عرصه افتا شوند و اساساً چنين طرحى نبايد در پارلمان مطرح شود، بلكه اقدام در اين امور، مربوط و مرتبط با نهادهاى ياد شده است.
ابوليله توسل جستن به قوانين و قوه قهريه را براى علاج اين مشكل، نادرست دانست، زيرا مشكلات فراوانى براى علما ايجاد مىكند و آزادىاشان را محدود مىسازد و چه بسا عرصه را براى علمايى باز مىكند كه در سطح فرهنگى مطلوبى نيستند و نمىتوانند نيازهاى مسلمانان را به عرضه فتاوايى آگاهانه و موعظه نيكو برآورده كنند و تنها ناآگاهى دينى را تعميق مىبخشند. دكتر احمد السائح استاد دانشگاه الازهر و عضو مجمع تقريب مذاهب اسلامى تهران، اين پينشهاد را فاقد واقع بينى و كارآمدى خواند و گفت هدف از اين طرح بستن دهانها و ترساندن علمايى است كه داراى شايستگى صدور فتوا از سوى علماى الازهر هستند، ولى تابع مؤسسات رسمى وابسته به دولت نيستند.
دكتر سائح متذكر شد كه بايد ميان فتوا و نظر تفاوت قائل شد ؛ زيرا فتوا را گاهى يك حقوقدان در مسئلهاى حقوقى يا يك مهندس در مسئلهاى مهندسى يا يك پزشك در مسئلهاى پزشكى هم صادر مىكنند و هم چنين در تخصصهاى ديگر. اما نظر چيزى است كه مردم هم در امور مربوط به خود ابراز مىكنند و حرفهاى علما را هم كه از طريق ماهوارهها بيان مىكنند بايد آراء و نظرهاى آنان به شمار آورد و نه الزاماً فتاوا. ابراز نظر در فقه اسلامى جايز است و اشكالى ندارد، اما به تصويب رساندن قانونى براى حسابرسى از علمايى كه جواز رسمى فتوا را ندارند، دولت و جامعه را وارد قيل و قال بى ثمرى مىكند، زيرا در آن صورت نمىتوان ميان نظر (رأى) و فتوا تفكيك ايجاد كرد و هر كس مىخواهد حرفى بزند نيازمند مجوز خواهد بود. دكتر سائح گفت: كسانى كه چنين طرحهايى را به پارلمان پيشنهاد مىكنند، مىخواهند عرصه را به صورت انحصارى در اختيار گيرند و غيرت دينى در اين ميان مطرح نيست، اساساً پديده تعدد و تكثر فتاواى دينى هم پديدهاى مبارك است و نشانه اجتهاد و انتشار آگاهى دينى است.
نويسندهاى سعودى: مردم غزه حسينى شوند
سامى جاسم خليفه نويسنده سعودى از مردم غزه خواست تا به زيارت كربلا بروند و شعاير حسينى را به سبك شيعيان در ايام محرم برگزار كنند. وى به مردم غزه خطاب كرد: حزب الله لبنان را الگوى خود قرار دهيد، زيرا آنان كه به عهد خود با خدايشان وفا كردند، از انقلاب كربلا الهام گرفتند و عاشق حسين بودند. اين حزب شعلهاى از آتش فروزان كربلا است.
وى در مقالهاش با عنوان »اى مردم غزه: براى زيارت كربلا احرام ببنديم« گفته است: اى مردم غزه چه كسى شما را از حركت در مسير حسينى و پيروى از وى باز مىدارد؟ از او پيروى كنيد تا جانهاتان سيراب شود و قدرت مواجهه با دشمن را بيابيد. چه چيزى شما را از برگزارى مجالس عزادارى باز مىدارد؟ چه چيزى شما را از آموختن اين درسهاى فداكارى به فرزندانتان باز مىدارد؟ نيازى نيست كه همان گونه كه به حج بيت الله در مكه مىرويد به شهر كربلا برويد؛ تمام آنچه كه شما نياز داريد شعارها و پرچمهايى است كه بايد در ايام عاشورا برافرازيد تا دشمن داخلى و خارجىاتان را به لرزه در آوريد. اين شعارها مختصر و معدود است، اما معانى بسيار بلندى دارند و دشمن نيز اين را به خوبى مىداند. يكى از اين شعارها »هيهات منا الذله« است.
وى در مقالهاش آورده است: آيا شرم آور نيست كه اهل غزه، كربلا را فراموش كنند ولى مهاتما گاندى از فكر امام حسين الهام گيرد و در رويارويى با استعمار بريتانيا از ثبات معنويت وى توان گيرد؟ آرى از حسين و انقلاب او الهام گيريد و بدون پروا از اين كه شما را شيعه بنامند، شعار حسين را سر دهيد و اين كه شما را به شيعى گرى متهم كنند، زيانى به شما نخواهد رساند. پيروى شما از حسين و فكر او براى شما زيانى ندارد. زيرا حسين تنها از آن شيعه نيست او پسر دختر پيامبرتان محمد(ص) است. ترديد نكنيد، زيرا تندباد عاشوراى حسينى در غزه وزيدن گرفته و كرب (اندوه) و بلا (آزمايش) شما را در ميان گرفته است. ديگر منتظر چه چيزى هستيد؟
خليفه در پايان مقالهاش از مردم غزه خواست تا پرچمهاى يالثارات الحسين و هيهات مناالذله را بالاى در منازل و مساجد و تكايا و در خيابانهايشان نصب كنند كه در آن صورت كشورهاى عرب هم نه به خاطر يارى از حق بلكه براى هراس از شيعه شدن مردم غزه به كمكشان خواهند شتافت.
فتواى جنجال برانگيز »بطلان طلاق لفظى«
كميسيونى متشكل از علماى »مجمع البحوث الاسلاميه« در دانشگاه الازهر به بررسى و اعلام نظر درباره فتوايى خواهد پرداخت كه از سوى يكى از استادان الازهر درباره بطلان طلاق لفظى - حتى با قصد و اداى صحيح الفاظ طلاق - صادر شده است.
دكتر احمد سايح استاد نوانديش دانشگاه الازهر - كه مجله پگاه حوزه در شماره ٢٠٧ ارديبهشت ١٣٨٦ با وى به گفت و گو نشسته است - طى فتوايى اعلام كرد كه طلاق لفظى، بدون طى مراحل و حتى در صورت نيت و با ادا كردن الفاظ دلالت كننده بر طلاق، باطل است. وى تأكيد كرد كه مقصود از طلاق، آن گونه كه در قرآن كريم آمده است. طلاق عملى است و نه لفظى كه با بر زبان آوردن كلماتى تحقق پذيرد.
دكتر سايح معتقد است كه طلاق عملى، پنج مرحله دارد. اين مراحل چنان كه در قرآن آمده است عبارت است از: نصيحت زن، دورى گزينى از زن، تنبيه زن كه اين سه مرحله در قرآن كريم چنين آمده است: »واللاتى تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فى المضاجع و اضربوهن« و مرحله چهارم حكميت و تلاش خانواده دو طرف براى ايجاد اصلاح ميان آن دو است، چنان كه قرآن مىگويد: »وابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها ان يريدا اصلاحاً يوفق الله بينهما« و مرحله پنجم طهارت زن از قاعدگى است. چنان كه در قرآن آمده است: »يا ايها النبى اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن«.
دكتر سايح معتقد است كه طلاق لفظى در اسلام مردود است؛ زيرا ازدواج امرى عملى است و خدا آن را يكى از نشانههاى خود قرار داده است و ازدواج با طى مقدماتى مانند آشنايى و نامزدى و اعلام و كابين و مهر و عروسى انجام مىشود. آيا اسلام به راحتى اجازه مىدهد كه مرد، همسرش با يك كلمه طلاق دهد؟ اسلام از چنين چيزى ابا دارد و در آيات قرآن چنين چيزى وجود ندارد.