پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - طاهره صفارزاده از زبان ديگران - میراحسان احمد
طاهره صفارزاده از زبان ديگران
میراحسان احمد
شناخت نامهها چه نقش و تصويرى از انسان مورد شناسايى، فراهم مىآورند؟ روح آنان چقدر در شناخت نامهها روح انگارى تواند شد؟ و در اين ميان به ويژه روح شاعران تا چه ميزان در شناخت نامهها ثبت مىشود؟ جدا از همه اينها در حد مقدورات، آنچه در شناخت نامهها گرد مىآيد، چقدر بهترين مستدنى كه در شناخت آن شاعر معين و خاص، مىتوانست گرد آيد؟
كاملا آشكار است كه پرسشهاى حاضر و بسيارى از پرسشهاى ديگر گاه پاسخى ترديد انگيز دارند. از همه روح آدمى، جز آفريدگانش چه كسى با خبر است؟ و شناخت ابعاد گوناگون يك انسان، يك هنرمند، يك شاعر، هرگز با مجموعه نوشتههاى يك شناخت نامه كاملترين امكان خود را محقق نمىسازد و همواره ممكن است مقاله و تفسير و تأويلى ديگر به قلم نگرندهاى هوشمندتر، نكات ارج دارتر و نزديكتر به حقيقت آدمى مذكور را بازبگشايد. طاهره صفار زاده از جمله شاعران نامورى است كه كوششى ارجمند براى شناختش صورت پذيرفته است. بيدادگرى، در علم و هنر، شناخت نامه شاعر، نظريه پرداز، مترجم دين پژوه و عارف ايرانى است كه جلد نخست آن منتشر به سعى سيدعلىمحمد رفيعى منتشر شده است و در آن كوشش متينى براى شناساندن طاهره صفار زاده مندرج است. افراد فراوانى در شناختنامه طاهره صفار زاده درباره او اظهار نظر كرده اند. مطالبى كه گزينش اشاراتى از آن متون، به شناخت ابعاد گوناگون خانم صفارزاده يارى مىرساند و اينها گزيدهاى از همان سخنان ارجمند است درباره مرحوم خانم صفارزاده.
١. پروفسور فرهت قائم مقامى
درباره زنان شاعره امروزى گفت و گو بسيار مشكل است؛ زيرا هنوز اثر زمان بر اشعار آنها آشكار نيست. اما با صراحت مىتوان گفت همان مضامين گذشته نيز در اشعار زنان امروزه به خوبى حفظ شده كه اين ناشى از تغيير نكردن تعصب زن است و فردگرايى و لذت جسمانى به نحوى بى پرواتر در شعر زنان بيان مىشود. در حالى كه در همين زمان، در اشعار مردان مىبينيم مضامين اجتماعى در حال رشد است و كمتر به توصيف اندام زن و شراب و گل و ... توجه مىشود. اما در اشعار زنان شايد تعداد كمى شعر همانند »كودك قرن« از طاهره صفارزاده مى توان ديد كه... در مورد مسائل اجتماعى سخن گفته باشند... در بين ديگر زنان شاعره كمتر چنين مضامينى را مىتوان يافت. زيرا بيشتر به توصيفهاى لطيف و يا بيان بى پروا و هوس آلوده اكتفا مىكنند.
٢. محمد حقوقى
در اين دهه ( دهه پنجم شعر نيمايى ) همچنان با نام احمد شاملو، مهدى اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، نادر نادر پور، يد الله رويايى، محمود آزاد تهران (م. آزاد) م مفتون امينى، فرخ تميمى، اسماعيل شاهرودى، نصر رحمانى، منوچهر آتشى، اسماعيل خويى، محمد على سپانلو، منصور اوجى، احمد رضا احدى، و طاهره صفار زاده بر مىخوريم... اما پس از اين زمان است كه ما هيچ جريان تازهاى را در شعر امروز نمىبينيم تا وقتى كه كتاب طنين در دلتاى طاهره صفارزاده منتشر مىشود و به نظر نگارنده اين سطور با زبانى كاملا اختصاصى و انحصارى ... او با عبور از مرزى كه نشانههاى آن را در دفتر دوم »طنين در دلتا« مىتوان ديد حاصل تجربيات و مطالعات چند ساله خود را در شعرهاى فصل اول اين كتاب به وضوح نشان داد. آن هم در اين دهه اخير (دهه پنجم شمسى)؛ يعنى درست در زمانى كه با زبانهاى شعرى همه شاعران شناخته شده ى پس از خود رو به او بود و اين نكته قابل توجهى است. زيرا آن زمان كه شاملو و اخوان به زبان مستقل شعرى خود رسيدند. تنها نيما و توللى را پيش روى داشتند. يا آن هنگام كه آتشى »آهنگ ديگر« را منتشر كرد، فقط با شعر اين چهار شاعر سرو كار داشت يا فرخزاد با اين پنج شاعر. يا رويايى با اين شش شاعر بنابراين هر چه رو به دهه آخرين پيش بياييم، ارائه زبانى كه متأثر از هيچ يك از شعرهاى شاعران شناخته شده نباشد و در عين حال خود موازين و معيارهاى خاص خود را همراه بياورد بسيار مشكل تر است و جز از طريق مساعى بسيار و تربيت ذهنى سرشار كه نتيجه بيات و مطالعات همه جانبه است دستيابى به آن امكان پذير نيست.
٣. مير احمد مير احسان
شعر طاهره صفار زاده يك رخداد زبانى / ساختارى و يك حركت فرعى / محتوايى نو در شعر آزاد ايران است. و در رده نخست تحولات در نقاط عطف تجربه شعرى، جاى دارد. نيز شعر طاهره صفارزاده، باز گرداندن شرافت پرسش از وجود است به شعر خواندن وجود است و اين تنها نقطهاى است كه در تجلى حضور عادت ستيز و نوى زبانى به شعر ماندگارى مىبخشد. چرا كه اين پرسش، پرسش ابدى انسان است. از نظر ساختار و از نظر زمان در هر دو بعد، تلاش اين شعر آن است كه ناپديده فرا زمان را در پديده زمان و در ساختارها زبان معرفى كند و تكنيكها و روشهايى را كه براى نفوذ در زمان و در ساختارهاى زبان به كار مىگيرد به نظرم يكّه و شگفت انگيز است و خوب از دستاوردهاى جهانى شعر استفاده مىكند. خانم صفارزاده در پيشروترين شكل، از چيزى به نام شعر تصويرها، و گرافيك شعر سود مىجويد تا پايهها و شالوده استعلا دينى پرسش از وجود در امر متعال را در شعر ما پى ريزى نمايد. درست در زمانى كه به ستيزه يك انسان پيشرو امروزى شعر را تجربه مىكند.
٤. دكتر على محمد حق شناس
»سفر پنجم« گشايشگر راه تازهاى بر روى شعر فارسى است. راهى كه با اين كتاب آغاز مىشود كه از نظر طبيعت و تركيب و نقش با راه نيما بيگانه نيست. اما هر دو راه، همسو و احتمالا هم مقصدند. بدعتى كه نيما گذاشت ريشه در سنتهاى شعرى دارد: نوآورى در جهان شعر است به كمك جهانىهاى شعر. بدعتى كه صفار زاده در »سفر پنجم« گذاشته است ريشه در كتابهاى آسمانى دارد. ... و بيشتر در قرآن، بدعت صفارزاده نوآورى در جهان شعر است به كمك جهانىهاى اين. اين را هم بگويم كه بدون بدعت نيمايى، بدعت صفارزاده ناممكن بود. براى رسيدن به راهى كه با »سفر پنجم« آغاز مىشود بايد از راه نيمايى شروع كرد؛ زيرا راه »سفر پنجم« در آن وسطها از راه نيمايى منشعب مىشود ولى همين كه از راه نيمايى پا به راه »سفر پنجم« گذاشتى. هر چه پيشتر بروى از نيما و سنت نيما دورتر مىشوى.
٥. دكتر محمدهادى كاميابى (ترجمه دكتر حميده معرفت)
بى ترديد طاهره صفارزاده يكى از بزرگ ترين شاعران عصر ماست كه صدايى منحصر به فرد و پيامى تفكر انگيز دارد. شعر او بيان كننده مضامين انتقادى ملتش و ديگر ملتها در دو دهه است. ابتكار، قدرت تخيل، تفكر عميق، آگاهى اجتماعى و بالاتر از همه شهامت، آزادگى و صداقت وى در برخورد با موضوعات از بارز ترين ويژگىهاى شعر اوست. تنوع موضوعها و گوناگونى مضامين در شعر او خوانندگان را او عام و خاص جذب مىكند.
در حالى كه مضامين شعر طاهره صفارزاده كاملا جهانىاند و به زندگى و مرگ انسان و تاريخ مربوط مىشوند او به طور فوق العادهاى سرشار از مضامين متعالىترى همچون عرفان است. با وجودى كه از عرفان عموماً تلقى جبرگرايانه ادراك مىشود، در اشعار وى عرفان به عنوان محركى اصلى و نيرويى پويا عمل مىكند.
٦. سينا ميرزايى
يكى از گرايشها در شعر سپيد گرايش به سمت مذهب است و اين گرايش توسط آن شاعرانى مورد توجه قرار گرفت كه مفهوم گرا بوده و گرايش دينى - مذهبى داشتند.
طاهره صفارزاده از آن شاعرانى است كه با شعر خويش، با خود باختگى جنگيده و نشان داده كه در عمق جريانهاى اجتماعى حركت مىكند. شعر اسلامى شعرى است كه با فرهنگ اسلامى و ارزشهاى حاكم بر آن پيوند بسيار مستحكمى دارد. شعرى با انگمايهاى كاملا مذهبى به طورى كه مفاهيم عشق، آزادى و شهادت از درخشانترين مفاهيم شعرهاى اويند. به زبان ديگر شعر صفارزاده، تلفيق زبان شعرى بكر و تازه با ارزشهاى والاى اسلامى است.
٧. سيد حسن ثابت محمودى
حالا »هفت سفر« پيش روى ماست، هفت سفر بانوى بزرگ و جان آگاه شعر، كه نخستين آن از زمستان ١٣٤٩ خورشيدى آغاز شده. در سفر اول و با »سفر زمزم« و »سفر سلمان« و »سفر در آينهها« و »سفر هزاره« و »سفر بيداران« و »سفر به قاف« ديدار رسيده. ديدار صبح در بهار ١٣٦٥. و اين هفت سفر راهى است فراروى ما كه امسال آن را براى جويندگان راه و راهيان وادى دشوار سلوك، يك جا به چاپ رسانده... .
در نوزده سالگى ام بود. اول جوانى من و سرآغاز تحولى بزرگ در جامعه ايران. بهار ١٣٥٨، كه اولين بار خانم صفارزاده را ديديم. و شعر خوانىاش را شنيديم. ما بچه هايى بوديم در آغاز راه و ايشان در كمال بود و ما را فرزندان معنوى خود مىدانستند و هدايتگر ما. در اين نزديك به سى سال كه در حضور شان بودهايم، در همان راه كمال بودهاند و ما كوچكترها هنوز كودكان آب و گل ايم. ايشان با آن زهد شگفت و پرواى از هر چه »دنياست و دنيايى«، نمونه و اسوه نسل مايند. شاعرى متفكر كه نه تنها در جهان كلمات كه با جان روشن خرد به او راز هياهوهاى روزمره، چراغ راه است. وانگار خود مصداق همان »سفرسلمان اند«.
رفتن به راه مىپيوند/ ماندن به ركود/ سلمان به راه رفت/
٨. پگاه احمدى
با پىگيرى مسير شعر نو فارسى از فروغ به اين سفر، با طاهره صفار زاده مواجهايم كه اگر چه نخستين اثرش را در آغاز دهه چهل منتشر كرد، اما عمدتاً در دهه پنجاه به شكوفايى رسيد. صفار زاده با انتشار مجموعه شعرهايى نظير طنين در دلتا١٣٤٢، سد و بازوان ١٣٥٠ و سفر پنجم ١٣٥٦ خلاقيتهاى ويژهاى از خود بروز داد و به سرعت در كانون توجه قرار گرفت، صفار زاده را مىتوان شاعرى اجتماعى، عينيت گرا و صاحب انديشهاى (... متنوع) بر شمرد.
٩. محمد رضا عبد الملكيان
در تابستان ١٣٦٦ مجموعه ٦كتاب شعر طاهره صفارزاده كه كارنامه سالهاى پيشين اوست ديگر بار و همچنين دو مجموعه جديد ايشان با نامهاى »مردان منحنى« و »ديدار صبح« يكجا چاپ و منتشر مىشود كه متأسفانه مطبوعات و ديگر رسانهها بر اين رويداد مهم هنرى توجهى در خور انتظار نشان نمىدهند و خواست درونى قشر و سيع طالبان شعر امروز را بى پاسخ مىگذارند. به ويژه آن كه سبك و شيوه نوين شعر صفارزاده شايستگى و سزاوارىهاى فراوانى را با خود دارد كه براى ارتباط و پيوند در خور با خوانندگان و خواهندگان شعر امروز، نيازمند توجه منتقدان و صاحب نظران وارسته است، تا ارزش نو آفرينىهاى او را گره بگشايند و شگرد و ويژگىهاى كار او بر شعر خوانان روشن نمايند.
١٠. حسن حسينى
شعر جانپناه توست كه شاعرى (طاهره صفارزاده) سپرى نامرئى در مصاف سنگهاى فتنه. در رويارويى با منجنيق فلك، در نبرد با دوز و كلكها و تباهى.اى شاعر! تو چه دارى؟ دلى حساس و شيشهاى كه كينه سنگ اندازانش در كمين است و وجدانى موكل عذاب كه دمش را به هيچ نحوى از آنجا نمىتوان ديد. بى انصاف رشوه قبول نمىكند. پارتى سرش نمىشود و با كاغذ توصيه - بى اعتنا به هر آدم و مهرى كه بر پيشانى داشته باشد - بينى زمختش را تنظيف مىكند. دلت جشنواره داغ و درد و اندوه است و سرت دستخوش سرگيجه! سرگيجهاى كه مسموميت دم تيز دشنههاى »دوستان« برايت به ارمغان آورده است. مىگويند تو از همه كس و همه چيز قوىترى! تو را از دنيا هم قويتر دانستهاند. تغيير طبيعت كار سادهاى است. تغيير كلمات است كه همت مردانه مىخواهد و تو كلمات را تغيير مىدهى. با پوزخندى صميمى از كنار اين تعارف فلسفه مىگذرى و به گوشهاى مىخزى و همدمت را فرا مىخوانى و به او مىگويى: بى زحمت يك نگاهى به گرده من بينداز و آمار نهايى خنجر خوردگىها را اعلام كن! اما چه بخواهى چه نخواهى تو كلمات را در اختيار دارى. اين قرار دادهاى اعتبارى را كه براى دفاع از امور حقيقى در اختيارت قرار گرفتهاند.
١١. دكتر سيد على موسوى گرمارودى
دكتر طاهره صفار زاده جهانى ست بنشسته در گوشهاى. فاضلترين بانوى شعر ايران كه عمرى پشت هر كلمه بلندى كه سروده، سرفراز ايستاده است.
آثار دكتر طاهره صفارزاده
داستان:
١. پيوندهاى تلخ از سال ١٣٤١ (چاپ اول)
شعر:
١. رهگذر مهتاب از سال ١٣٤١ (چاپ دوم) چاپ اول در همان سال.
٢. The Red Umbrella
(چتر سرخ از سرودههاى انگليسى زبان) دانشگاه آيووا ١٩٦٨ ميلادى، ١٣٤٧ شمسى.
٣. دفتر دوم . منتشر شده در سال ١٣٤٩ (چاپ چهارم)
٤. طنين در دلتا، از سال ١٣٤٩، چاپ چهارم
٥ سد و بازوان، از سال ١٣٥٠ چاپ سوم
٦. سفر پنچم از سال ١٣٥٦ چاپ ششم
٧. بيعت با بيدارى از سال ١٣٥٨ چاپ سوم
٨. مردان منحنى از سال ١٣٦٦ چاپ دوم
٩. ديدار صبح از سال ١٣٦٦ چاپ دوم
١٠. روشنگران راه از سال ١٣٨٤ چاپ اول
١١. در پيشواز صلح از سال ١٣٨٥ چاپ دوم
١٢. از جلوههاى جهانى، از سال ١٣٨٦ چاپ اول
گزيده شعر:
١. حركت و ديروز از سال ١٣٥٧ چاپ دوم
٢ . Selected Poems گزيده اشعار فارسى - انگليسى سال ١٩٨٧ ميلادى - ١٣٧٨ شمسى چاپ اول
٣. انديشه در هدايت شعر، از سال ١٣٨٤ چاپ اول
٤. هفت سفر، از سال ١٣٨٤ چاپ اول
اصول ترجمه، نقد ترجمه، ترجمه
١. اصول و مبانى ترجمه، تجزيه و تحليل از فن ترجمه ضمن نقد علمى آثار مترو جهان از سال ١٣٥٨، چاپ هشتم
٢. ترجمههاى نامفهوم، از سال ١٣٨٤ چاپ دوم
٣. ترجمه مفاهيم بنيادى قرآن مجيد (فارسى و انگليسى) از سال ١٣٧٩ - چاپ دوم
٤. ترجمه قرآن كريم - سه زبان - متن عربى با ترجمه فارسى و انگليسى از سال ١٣٨٠ - چاپ هفتم
٥. ترجمه قرآن كريم دو زبان - متن عربى با ترجمه فارسى از سال ١٣٨٢ - چاپ دوم
٦. ترجمه قرآن كريم دو زبان متن عربى با ترجمه انگليسى سال ١٣٨٥ - چاپ اول
٧. لوح فشرده قرآن كريم سه زبان - متن عربى با ترجمه فارسى و انگليسى از سال ١٣٨٣ - نشر دوم
٨. معجزه - لوح فشرده صوتى و ترجمه قرآن كريم حكيم جز ٢٩ و جز سى از سال ١٣٨٤ - نشر دوم
٩. ترجمه دعاى عرفه - دعاى امام حسين (ع) در روز عرفه - متن عربى با ترجمه فارسى از سال ١٣٨١ - چاپ دوم
١٠. ترجمه دعاى ندبه و دعاى كميل - متن عربى با ترجمه فارسى ازسال ١٣٨٣ - چاپ دوم
١١. مفاهيم قرآنى در حديث نبوى - گزيدهاى از نهج الفصاحه با ترجمه فارسى و انگليسى از سال ١٣٨٤ چاپ دوم
١٢. ترجمه دعاى جوشن كبير ١٣٨٥ چاپ اول