پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩

مهم‌ترين تحولات سياسى ايران و جهان
ارکان مائده

سفر ميشل عون رهبر جريان آزاد ملى لبنان به تهران، عدم انتخاب ايران در مجمع عمومى سازمان ملل متحد به عنوان عضو غير دائم شوراى امنيت، بحران اقتصادى در جهان، چالش‌هاى پيش روى توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن و بحران سياسى در اوكراين از مهم‌ترين تحولات ايران و جهان مى‌باشد كه قابل بررسى است.

رقابت ايران با ژاپن براى عضويت غير دائم در شوراى امنيت
فرصت از دست رفته: در رقابت بين ايران با ژاپن براى كسب عضويت غير دائم شوراى امنيت سازمان ملل متحد، ايران نتوانست رأى لازم را در مجمع عمومى سازمان ملل كسب كند. ژاپن، اتريش، تركيه، اوگاندا و مكزيك از كشورهايى بودند كه براى دو سال به عنوان عضو غير دائم شوراى امنيت انتخاب شدند.
در جلسه روز جمعه ٢٦ مهر، ١٧ اكتبر مجمع عمومى سازمان ملل ايران در رقابت با ژاپن عضويت غير دائم شوراى امنيت را به ژاپن واگذار كرد. از ١٩٢ رأى گرفته شده در مجمع عمومى سازمان ملل ژاپن توانست با به دست آوردن ١٥٨ رأى در مقابل ٣٢ رأى ايران به عنوان يكى از اعضاى غير دائم شوراى امنيت براى دو سال انتخاب شود.
شوراى امنيت سازمان ملل از اركان سازمان ملل متحد مى‌باشد كه بعد از جنگ جهانى دوم پايه گذارى شد. اين شورا داراى دو نوع عضويت دائم و غير دائم (انتخابى) مى‌باشد. روسيه، ايالات متحده امريكا، فرانسه، چين و بريتانيا از اعضا دائم اين شورا مى‌باشند و اعضا غير دائم براى دو سال توسط اعضا مجمع عمومى سازمان ملل متحد انتخاب مى‌شوند. پنج كرسى براى آسيا و افريقا، دو كرسى براى امريكاى لاتين و دو كرسى براى اروپا در نظر گرفته شده است.
تا كنون ٤٢ كشور تنها يك بار به عضويت غير دائم اين شورا در آمده‌اند و ٧٤ كشور حتى يك بار هم به عضويت غير دائم در نيامده‌اند .
ايران پنجاه و سه سال پيش يعنى از سال‌هاى ١٩٥٥-١٩٥٦ توانست به عضويت غير دائم شوراى امنيت در آيد. گرچه تا به حال سه بار پرونده ايران در اين شورا به جريان افتاده است. گروگانگيرى ديپلمات‌هاى امريكايى در تهران، جنگ عراق عليه ايران و در آخر پرونده هسته‌اى. اما ژاپن براى دهمين بار است كه به عضويت غير دائم اين شورا در آمده است و تلاش دارد كه بتواند يكى از اعضا دائم شوراى امنيت شود. توان اقتصادى ژاپن، حمايت دولت‌هاى غربى از او و تأمين ٢٠ درصد از كل بودجه سازمان ملل متحد توسط اين كشور باعث شد كه در رقابت با ايران پيروز شود. در همين راستا خبر گزارى فرانسه اعلام كرد تلاش ژاپن براى پوستن به شوراى امنيت تقريباً با اطمينان انجام شد و دليل آن موفقيت ژاپن به عنوان يك قدرت اقتصادى و حمايتى بود كه ژاپن از سوى كشورها به ويژه كشورهاى غربى مى‌شد.
رقابت ايران با ژاپن براى كسب عضويت در شوراى امنيت در حالى صورت گرفت كه پرونده هسته‌اى ايران در شوراى امنيت باعث شده كه اين شورا چهار قطعنامه عليه اين پرونده به تصويب برساند. در اين قطعنامه‌ها هر بار از ايران خواسته شد مطابق با تعهدات جهانى رفتار كند و دست از غنى سازى اورانيوم بردارد. ولى ايران به اين تعهدات عمل نكرده و معتقد است غنى سازى اورانيوم در جهت اهداف صلح‌آميز مى‌باشد. به همين دليل ايران هميشه از سازمان ملل و شوراى امنيت وابسته به آن به عنوان نهادهاى سلطه بر جهان ياد مى‌كند و رئيس جمهور احمدى نژاد، قطعنامه‌هاى آن را كاغذ پاره‌اى بيش نمى‌خواند، ولى با اين حال خواهان عضويت در شوراى امنيت است تا بتواند از حقوق خود خصوصاً در مسئله هسته‌اى‌اش دفاع كند و به ارائه انديشه‌هاى خود در مورد مديريت جهانى بپردازد. در هر صورت ايران در رقابت با ژاپن نتوانست پيروز شود. ضعف ديپلماسى ايران و داشتن پرونده در شوراى امنيت باعث شد كه ايران نتواند به عضويت اين شورا در آيد. اين در حالى است كه ايران مى‌توانست با آراء اعضا كشورهاى اسلامى و غير متعهدها رأى بالاترى نسبت به ژاپن بياورد. گرچه منوچهر متكى، وزير امور خارجه در ديدار سفراى ٥٧ كشور اسلامى در سازمان ملل متحد در تير ماه از آنها خواسته بود كه از عضويت ايران در شوراى امنيت حمايت كنند، از اين جهت كه ايران تنها كانديداى مسلمان از آسيا است، ولى با اين حال موفق نشد از طرف ديگر مقامات ايران به واسطه سفير ايران در ژاپن به مقام‌هاى توكيو پيشنهاد داده بودند در ازاى كناره‌گيرى از عضويت غير دائم از عضويت دائم اين كشور حمايت خواهد كرد، ولى اين حمايت هم نتوانست كارساز باشد و ژاپن وارد شوراى امنيت شد و يك فرصت ديگر از دست ايران رفت.

ژنرال ميشل عون در تهران
عون رهبر جريان آزاد ملى لبنان: رهبر جريان آزاد ملى، ميشل عون، روز يكشنبه ٢١ مهر، ١٢ اكتبر با يك هيأت بلند پايه از مقامات لبنانى وارد تهران شد. وى كه رئيس فراكسيون تغيير و اصلاح پارلمان لبنان مى‌باشد از مخالفان سرسخت فؤاد سينيوره نخست وزير لبنان است. هدف از اين سفر گفت و گو و مذاكره مسيحيان لبنانى با ايرانيان بوده است.
سفر ميشل عون كه براى برقرارى روابط دوستانه و گفت و گوى ايران با جامعه مسيحيان لبنان صورت گرفت، از اهميت ويژه‌اى برخوردار است و همانطور كه وى گفته است، نه فقط به نام مسيحيان لبنانى، بلكه به اسم مسيحيان شرق با ايران گفت و گو مى‌كند. عون با توجه به اينكه مسيحى مذهب مى‌باشد، ولى حضورش در ايران مى‌تواند نقش مهمى در گسترش روابط ايران و لبنان داشته باشد.
ميشل عون متولد ١٩٣٥ ميلادى در منطقه »حاره يك« لبنان است، وى در جوانى وارد خدمت شد و تا فرماندهى ارتش لبنان پيش رفت. عون در دهه ١٩٩٠ چهره‌اى سياسى و نظامى در لبنان محسوب مى‌شد. در همين زمان بود كه دست به فعاليت‌هاى گسترده‌اى عليه سوريه زد. عون در ساليان جنگ داخلى ١٩٨٨- ١٩٧٥ رياست دولت موقت نظامى را بر عهده داشت و تمام تلاش خود را خروج نيروهاى سوريه از لبنان كرد. گرچه تلاش‌هاى وى به نتيجه نرسيد.
در سال ١٩٨٨ وقتى كه پارلمان لبنان موفق نشد به انتخاب رئيس جمهور براى جانشينى امين جميل بپردازد، عون دولت جديدى را تشكيل داد. در اين دوران لبنان شاهد تشكيل دو دولت، يكى به رياست ميشل عون و ديگرى به صدارت سليم الحوص بود. در همين سال بود كه جنگى سختى بين نيروهاى لبنانى به رهبرى سمير جعجع با نيروهاى ارتش لبنان به فرماندهى عون شروع شد. تلاش‌هاى مبارزه جويانه وى باعث شد كه نيروهاى جعجع عقب رانده شوند. اين اقدامات و مواضع عون باعث شد كه او را پانزده سال در پاريس به تبعيد بفرستند. ميشل عون در سال ٢٠٠٥ ميلادى و كمى بعد از ترور رفيق حريرى، نخست وزير سابق لبنان از تبعيد برگشت. اما اين بار بر خلاف سال‌هاى پيش از تبعيد به طرفداران گروه‌هاى سوريه در لبنان پيوست و مقابل دولت فؤاد سينيوره موضع گرفت. اين مسئله باعث تعجب همگان در لبنان شد. تغيير موضع عون باعث شد كه بسيارى از تحليل گران به اين نتيجه برسند كه به دليل به دست آوردن مقام رياست جمهورى لبنان و براى كسب حمايت گروه‌هاى شيعى از او اين تغيير موضع صورت گرفته است. اين تغيير موضع باعث شد كه وى حمايت سنى‌ها، دروزى‌ها و حدود نيمى از مسيحيان مارونى كه اين ژنرال لبنانى از ميان آنان برخاسته بود و حمايت ائتلاف ١٤ مارس هوادار دولت كه اكثريت پارلمان را در دست داشتند را از دست بدهد و ژنرال ميشل سليمان به رياست جمهورى برسد. عون در تظاهرات خيابانى كه چندين ماه پيش در لبنان به وقوع پيوست با نيروهاى مقاومت اسلامى همكارى بسيار خوبى را داشت. اين اقدامات عون باعث ناخرسندى دولت سينيوره و امريكا از او شده است و بهمين دليل انتقادهايى به سفر وى به تهران هم از طرف آنها شده است.
لبنان كشور كوچك و زيباى خاورميانه كه زمانى به عروس خاورميانه شهرت داشت، طى سه دهه اخير درگير بحران‌هاى سياسى و جنگ‌هاى داخلى عميقى بوده است. اين كشور در اين سال‌ها هميشه در رأس تحولات خاورميانه قرار داشته و ثبات سياسى چندانى بر آن حكمفرما نبوده است. لبنان سال‌هاست كه با ايران داراى روابط خوب و دوستانه‌اى است، چه قبل از انقلاب اسلامى ايران و چه بعد از آن. فعاليت انقلابيون ايران در سازمان آزاديبخش فلسطين و گروه‌هاى شبه نظامى چون امل نشان از روابط اين دو ملت مى‌دهد. به علاوه حضور و فعاليت آيت الله سيد موسى صدر در لبنان را مى‌توان از ديگر نشانه‌هاى رابطه اين دو ملت بر شمرد كه باعث تقويت روابط دوستى اين دو كشور شده است. حمايت ايران و سوريه از پيمان طائف (١٩٨٩) كه به منظور پايان دادن به جنگ داخلى لبنان و روى كار آمدن يك دولت مركزى و برگزارى انتخابات منعقد شده بود روابط دوستانه بين اين دو كشور را شدت بخشيد. به دين ترتيب حضور فعال ايران در لبنان و نقش مهم ديپلماسى كشورمان در لبنان واقعيتى انكارناپذير است.
سفر عون به تهران نقطه عطفى در روابط دو كشور ايران و لبنان محسوب مى‌شود كه براى هر دو كشور با اهميت مى‌باشد و اين اهميت هم به دليل تحولى است كه در روابط ايران با جامعه مسيحيان لبنان اتفاق افتاده است. با توجه به اينكه ميشل عون نماينده مسيحيان لبنان است، اما وى مى‌تواند نقش مهمى در توسعه روابط ايران با مسيحيان لبنانى داشته باشد. در همين حال ايران هم خواهان حضور بيشتر گروه‌هاى لبنانى در تهران است.

توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن و چالش‌هاى پيش رو
تغييرات در ششمين سند توافقنامه امنيتى: توافقنامه امنيتى عراق - امريكا كه قرار است تا دو ماه ديگر به امضاء برسد، تغييراتى در آن داده شده است. اين توافقنامه كه قرار است بعد از انتخابات رياست جمهورى ٢٠٠٨ ميلادى، امريكا به امضاطرفين عراقى و امريكايى برسد، ابتدا بايد به تصويب نمايندگان كنگره امريكا و پارلمان عراق برسد.
جريان تحولات در عراق همچنان در زير سايه توافقنامه امنيتى عراق و امريكا روند خود را ادامه مى‌دهد. بعد از ماه‌ها گفت و گو و مذاكرات سياسى ميان طرفين امريكايى و عراقى و تغييرات در اين توافقنامه، هنوز در پارلمان هيچ كدام از دو كشور به تصويب نرسيده است. نورى المالكى، نخست وزير عراق مهم‌ترين دليل آن را عدم تمايل بغداد نسبت به تمديد حضور نيروهاى امريكايى در عراق دانسته است.
تاريخچه امضاى اين توافقنامه به فوريه سال ٢٠٠٤ (بهمن١٣٨٣) بر مى‌گردد. در آن سال هيأتى از رؤساى شوراى حكومتى عراق به امريكا سفر كرد و با توجه به اينكه عراق طبق توافقنامه ١٤٨٣ تحت اشغال نيروهاى امريكايى بود، سعى شد يك توافقنامه امنيتى به امضا طرفين عراقى و امريكايى برسد تا اختيارات نيروهاى امريكايى در عراق مشخص شود. در نوامبر ٢٠٠٧ المالكى و جرج دبليو بوش در مورد خروج نيروهاى امريكايى از عراق تا سال ٢٠١١ ميلادى توافقنامه‌اى را امضا كردند. اين توافقنامه بعد از آن امضا شد كه پنج گروه بزرگ عراقى در مورد امضاى يك توافقنامه براى خروج نيروهاى خارجى در عراق موافقت كرده بودند. اهداف بغداد از امضاى اين توافقنامه، خروج عراق از بند هفتم شوراى امنيت سازمان ملل بود و هدف امريكا حضور نظامى و ايجاد پايگاه‌هاى نظامى در عراق و رسيدن به اهداف مورد نظر خود در عراق و منطقه بود لذا رايزنى‌هايى براى امضاء يك موافقتنامه امنيتى را شروع كردند.
بعد از ماه‌ها گفت و گو و مذاكره ميان طرفين عراقى و امريكايى در رابطه با پيش نويس توافقنامه امنيتى هنوز اين توافقنامه به امضا طرفين نرسيده است، ولى به دليل مخالفت‌هاى دولتمردان عراقى و مراجع شيعه در آن تغييراتى داده شده است. بر اساس پيش نويس جديد اين معاهده امنيتى بين عراق و امريكا، اگر نيروهاى امريكايى خارج از پايگاه‌هايشان و يا در زمان‌هاى غير از انجام مأموريت، مرتكب جرمى بزرگ و سنگين شوند، در دادگاه‌هاى عراق محاكمه مى‌شوند. اين مورد از توافقنامه كه مهم‌ترين مورد آن است هنوز مورد اختلاف طرفين مى‌باشد. به علاوه امريكا حق دارد نيروهاى نظامى و مقاطعه كاران خود را به علت جرايمى كه در پايگاه‌هاى امريكا و يا در زمانى كه عمليات نظامى انجام مى‌شود، محاكمه كند، كه اين امر سربازان امريكايى را از محاكمه احتمالى به علت كشتن غير عمد نظاميان در تيراندازى‌ها در عمليات نظامى مصون نگه خواهد داشت. البته در ششمين سند اين توافقنامه سه ايراد گرفته شده است كه عبارتند از: اصرار امريكا به مصونيت قضايى سربازان امريكايى، چگونگى خروج اين نيروها از عراق و اختلافات بر سر تجمه توافقنامه. در همين راستا رابرت گيتس، وزير دفاع و كاندوليزارايس وزير امور خارجه و استفان هادلى مشاور امنيت ملى امريكا مذاكراتى براى تصويب اين توافقنامه شروع كرده‌اند. اين افراد اعضاى تيم رايزنى كاخ سفيد با كنگره هستند. گيتس در همين رابطه با مقامات امريكايى مذاكرده مى‌كند و كاندوليزارايس مسئوليت مذاكره با مقامات عراقى را دارد. مذاكره براى تصويب اين توافقنامه يكسال است كه شروع شده، اما مفاد اين توافقنامه با مخالفت مراجع شيعه، برخى از سياستمداران و مردم عراق روبرو گشت.
مرجعيت شيعه خواهان تغييراتى در مفاد اين توافقنامه شده‌اند و آن را مشروط به شروطى كرده‌اند هر چند كه اين امر را به پارلمان عراق واگذارى كرده است. مرجعيت سنى اين توافقنامه را تحريم و آن را حرام اعلام كرده‌است. جريان مقتدى صدر هم چندى پيش تظاهراتى را به راه انداخت و مخالفت خود را با اين توافقنامه اعلام كرد. آنها خواهان مشخص شدن يك جدول زمانى براى خروج نيروهاى امريكايى از عراق هستند، اما تنها كردها هستند كه با اين توافقنامه امنيتى مخالفتى ندارند و خواهان امضاى آن مى‌باشند. در همين راستا دولت عراق بيانيه‌اى را صادر كرد، مبنى بر اينكه اين توافقنامه عليرغم اينكه داراى نكات مثبتى است، ولى ضرورت دارد كه نكاتى در آن گنجانده شود.
مصونيت نيروهاى امريكايى در عراق و مدت زمان حضور اين نيروها در خاك اين كشور از مهم‌ترين موارد اختلافى بغداد - واشنگتن است. در همين راستا ديدار نورى المالكى با آيت الله سيستانى در هفته‌هاى اخير در نجف اشرف داشت، ايشان از نخست وزير عراق در خواست كردند تا زمانى كه امضاى اين توافقنامه امنيتى مصالح عراق را بر آورده نكرده است، امضا نشود. رهبر شيعيان عراق به همين دليل امضا اين توافقنامه را مشروط به شروطى كرده است. ايشان اظهار داشتند: خروج اين نيروها در سريع‌ترين زمان ممكن و به طور كامل بايد تعيين شود. در ادامه آيت الله سيستانى خواهان تصويب اين توافقنامه توسط نمايندگان عراق شدند. نخست وزير عراق هم ياد آور شد: نيروهاى امريكايى قرار است تا پايان ژوئن ٢٠٠٩ از شهرها و تا پايان ٢٠١١ از عراق خارج شوند، مگر اينكه عراق خواهان تمديد حضور آنان باشد. اين در حالى است كه واشنگتن خروج نيروهاى نظامى خود را از اين كشور بسته به وضعيت امنيتى دانسته است. در هفته گذشته المالكى پيش نويس قطعنامه را به شوراى امنيت ملى عراق فرستاد تا در صورت موافقت آنها با متن پيشنهادى، به تصويب حداقل دو سوم اعضاى هيأت دولت و پس از آن بايد به تصويب نمايندگان مجلس عراق برسد. در صورت تصويب دو طرف عراق و امريكايى آن را امضا خواهند كرد.

بحران اقتصادى در جهان
عطسه امريكا، سرماخوردگى جهان: به دنبال بحران اقتصادى در امريكا و تسرى آن به اروپا و آسيا در طى هفته‌هاى اخير نشست‌هايى توسط رهبران امريكا و اروپا در بروكسل، پاريس و واشنگتن برگزار شد. اين گردهمايى‌هاى سياسى و اقتصادى به منظور مقابله با بحران اقتصادى و با هدف بررسى طرح كمك دولت‌هاى غربى به بانك‌هاى اين كشورها انجام گرفت.
بحران مالى امريكا كه هنوز به اقتصاد آن سرايت نكرده است، ولى به بازارهاى مالى اروپا و آسيا كشيده شده، با ركود بازار مسكن در امريكا و افت شديد سهام در بازار مالى (وال استريت) شروع شد. مشكلات مالى دو شركت بزرگ وام مسكن در امريكا و اعلام ورشكستگى بانك »لمان برادرز« و رقيب آن باعث شد كه اين بحران آغاز شود و به ديگر نقاط جهان كشيده شود. بحران مالى سال ٢٠٠٨ يادآور بحران مالى سال ١٩٢٩ ميلادى در جهان مى‌باشد، گر چه با يكديگر قابل مقايسه نيست. تاريخچه بحران اقتصادى در امريكا به دهه ١٩٣٠ ميلادى بر مى‌گردد كه با پايين آمدن بازار بورس در اين سال شروع شد. اين ركود باعث ورشكستگى بسيارى از كارخانجات و شركت‌ها شد و به دنبال آن ميليون‌ها نفر بيكار شدند.
به دنبال اين بحران اقتصادى بود كه طرح نجات مالى توسط جرج بوش ارائه شد، اين طرح كه با تزريق ٧٠٠ ميليارد دلار به بازارهاى مالى امريكا براى خارج كردن بازارهاى مالى اين كشور از بحران نوشته شده بود ابتدا به تصويب كنگره و بعد به تصويب سناى اين كشور رسيد. دخالت دولت در سيستم اقتصادى گرچه با انتقاداتى از طرف اقتصاددانان روبرو گشت، ولى رئيس جمهور امريكا اعلام كرد اين دخالت محدود مى‌باشد. لازم به ذكر است كه دولت بوش به دخالت دولت در امور اقتصادى اعتقادى ندارد، ولى هم اكنون براى رفع بحران اين اقدام را انجام داده است. مسعود نيلى استاد دانشگاه و كارشناس مسائل اقتصادى معتقد است: تزريق ٧٠٠ ميليارد دلار به معنى دولتى كردن بانك‌ها نيست. دولت هميشه مى‌بايست در جاهايى كه پديده شكست بازار رخ مى‌دهد وارد شود و اين نقش حضور دولت در مسائل امنيتى است.
اروپا هم به دنبال پيدا كردن راه كارهايى براى حل اين بحران اقتصادى بوده است. به همين دليل نشست‌هايى برگزار گرديد. از جمله نشست پاريس. پانزده كشور حوزه يورو به علاوه بريتانيا در پاريس به منظور كمك و حمايت از بانك‌هاى اروپايى و براى رسيدن به يك استراتژى مشترك در پاريس گرد هم آمدند. اين نشست كه در ادامه نشست وزراى دارايى اروپا بود، شركت كنندگان تصميم گرفتند ٢ هزار ميليارد يورو (٢/٧ هزار ميلياد دلار) براى مقابله با ورشكستگى بانك‌هاى اروپا به اين نهادهاى اقتصادى پول تزريق كنند. در اين نشست‌ها كه يادآور نشست‌هاى »برتون وودز« مى‌باشد، رهبران اروپا و امريكا بحران مالى به وجود آمده را انكار نكردند و اين بحران را جدى گرفتند. نكته مهم در اين نشست‌ها اين بود كه رهبران اين كشورها اين بحران مالى را انكار و سعى در حل آن داشتند. نيكلا ساركوزى، رئيس جمهور فرانسه ابراز داشت كه بحران را به سادگى فراموش نكنيم، حتى اگر آن را مهار كرده باشيم. وى افزود كه اثرات اين بحران را در آينده خواهيم ديد. نخست وزير لوكزامبورگ، ژان كلود يانكر هم اعلام كرد كه هيچ دليلى وجود ندارد كه احساس كنيم، بحران مالى پايان يافته است و اشتياق بيش از اندازه داشته باشيم. در همين راستا سران حوزه يورو به علاوه بريتانيا در نشستى كه در پاريس برگزار كرده بودند، اعلام كردند كه روزهاى سختى براى ما خواهد بود تا بتوانيم مشكلاتى كه برايمان در نظام بانكى ايجاد شده است را حل و فصل نماييم. قبول اين بحران و انديشه كردن براى حل و فصل آن نكته مهمى است كه رهبران اين كشورها به آن توجه كرده‌اند.
از آنجايى كه اقتصادهاى دنيا به هم تنيده شده است، بحران مالى امريكا و اروپا به كشورهاى آسيايى هم كشيده شد. كره جنوبى در اين قاره آسيب پذيرترين اقتصاد بود. در آمد اين كشور كه وابسته به صادرات محصولات الكترونيكى است شديدترين ضربه را خورده است. فاينشنال تاميز مى‌نويسد: كره جنوبى مهم‌ترين اقتصاد را با بخش خصوصى و سيستم بانكى وابسته به بازارهاى پولى بين المللى دارد و همچنان در مقابل آسيب‌هاى طولانى ايستادگى مى‌كند. اين در حالى است كه چهار تريليون دلار ذخيره خارجى دارد. اصولا كشورهايى كه وابسته به صادرات يك نوع كالا يا محصول مى‌باشند در دوران‌هاى سخت بحران اقتصادى بيشترين ضربه را متحمل مى‌شوند مانند كشورهاى نفت خير جهان سوم. در همين راستا كشورهاى عربى حوزه خليج فارس تمهيداتى را آغاز كرده‌اند. با توجه به اين كه رشد اقتصادى در اين كشورها هنوز كاهش پيدا نكرده است، ولى كويت - امارات متحده عربى، عربستان سعودى به سيستم بانكى خود ميلياردها دلار پول تزريق كرده‌اند تا اين كمبود بر طرف شود. لازم به ذكر است كه اين كشورها پيش از اين صندوقى را ايجاد كردند تا مازاد در آمدهاى نفتى خود را به اين صندوق واريز كنند و در مواقع بحرانى بتوانند از آن استفاده نمايند. لذا به نظر مى‌رسد كه اين كشورها نسبت به ديگر كشورهاى آسيا در وضعيت بهترى قرار دارند. با اين حال در هفته گذشته كشورهاى عربى حوزه خليج فارس به منظور دستيابى به يك خط مشى منطقه‌اى در برابر بحران مالى به وجود آمده در عربستان گرد هم آمدند و در رابطه با اين موضوع بحث و گفت و گو كردند.
سهم بسيار بالاى اقتصاد امريكا در توليد ناخالص ملى كه در سال ٢٠٠٧ ميلادى بيش از ١٣ تريليون و ٣٨٠ ميليارد دلار برآورد شده است با ورشكستگى دو شركت بزرگ مسكن به چالش كشيده شد و اين بحران مالى به ديگر كشورهاى جهان كشيده شد. به هم تنيدگى اقتصاد جهان به سيستم‌هاى اقتصادى امريكا نشان داد كه اگر امريكا عطسه كند، جهان سرما مى‌خورد.

بحران سياسى در اوكراين
انحلال پارلمان توسط رئيس جمهور: به دنبال تنش‌هاى سياسى در اوكراين رئيس پارلمان، آرسنى ياشينوك، پارلمان اين كشور را رسماً منحل اعلام كرد. اين انحلال به دنبال فروپاشى ائتلاف حاكم ميان نخست وزير، يوليا تيموشينكو و ويكتور يوشچينكو، رئيس جمهور و رهبر حزب »اوكراين ما - دفاع ملى« به وقوع پوست.
رقابت‌هاى سياسى ميان رئيس جمهور، ويكتور يوشچينكو و نخست وزير يوليا تيموشينكو كه به دنبال آن باعث ايجاد تنش‌هاى سياسى در اين كشور شده است هنوز در پايتخت اوكراين، كى‌يف پابرجاست. جدال ميان رئيس جمهور طرفدار غرب و نخست وزير مورد حمايت روسيه همواره بعد از انتخاب خانم تيمو شينكو به عنوان نخست وزير براى بار دوم در دى ماه سال گذشته ادامه دارد. رقابت بين رئيس جمهور و نخست وزير اين كشور كه تا كنون قادر به حذف يكديگر در صحنه سياست اين كشور نشده‌اند، باعث ايجاد تنش در اوكراين شده است. يوشچينكو و تيموشينكو هر دو از رهبران انقلاب نارنجى در اوكراين مى‌باشند.
سال ٢٠٠٤ ميلادى يوليا تيمو شينكو و ويكتور يوشچينكو با يكديگر انقلاب نرمى را رقم زدند به نام »انقلاب نارنجى« اين انقلاب ضد روسى و با حمايت غرب خصوصاً ايالات متحده امريكا به وقوع پيوست. تيمو شينكو و يوشچينكو بر ضد تقلب در نتايج آرا در دور دوم انتخابات رياست جمهورى اين كشور متحد شدند. اين اتحاد، تظاهرات‌هايى را به دنبال داشت. تظاهرات كنندگان با بر پايى چادرهايى در كى‌يف به مقاومت طولانى مدت در مقابل رئيس جمهور وقت، لئويندكوچما، و كميسيون مركزى انتخابات دست زدند. تظاهرات كنندگان كه پرچم‌هاى نارنجى در دستشان بود و در حالى كه مورد حمايت امريكا بودند خواستار سرنگونى دولت ضد غربى لئويندكوچما شدند. دولت اوكراين مجبور شد انتخابات را باطل اعلام كند و تن به برگزارى مجدد انتخابات بدهد. اين امر باعث بر كنارى رئيس جمهور وقت اوكراين، لئويند كوچما، شد. با به قدرت رسيدن يوشچينكو به مقام رياست جمهورى، تيموشينكو هم به نخست وزيرى اين كشور دست يافت. البته پس از مدتى اختلاف درونى ميان ياران اين انقلاب رنگى شروع و در اين ائتلاف شكاف ايجاد شد در همين راستا نخست وزير از مقام خود بركنار گشت. در همين رابطه بسيارى از مديران دولتى كه در پى انقلاب نارنجى به قدرت رسيده بودند بر كنار شدند و بدين ترتيب انقلاب فرزندان خود را خورد. يوليا بعد از اين كناره‌گيرى مجبور شد مدتى در حاشيه قرار گيرد و از دنياى سياست خارج شود. البته اين مسئله به سود وى تمام شد. وى از پيامدهاى شكست دولت يوشچينكو به عنوان رهبر انقلاب نارنجى به دور ماند. تيمو شينكو پس از دو سال كناره‌گيرى از دنياى سياست با وعده اصلاح خط مشى كابينه انقلاب نارنجى به صحنه سياست بازگشت. وى در دسامبر گذشته (آذر) براى بار دوم به مقام نخست وزير نائل آمد ولى هنوز با رئيس جمهور اختلافاتى داشت كه مناقشه ميان روسيه و گرجستان به اين اختلافات دامن زد. مناقشه مسكو - تفليس نقطه عطفى در اختلافات ميان اين دو بود كه باعث فروپاشى ائتلاف حاكم شد. رئيس جمهور، نخست وزير را به دليل اينكه حمله نظامى روسيه را به گرجستان محكوم نكرده، متهم به دفاع از روسيه كرده است. البته تيمو شينكو اين اتهام را رد مى‌كند و معتقد است كه حمايت يوشچينكو از گرجستان منجر به دخالت روسيه در اوكراين مى‌شود و اين مسئله باعث شد كه بسيارى از تحليل گران معتقد هستند اوكراين هدف آتى اين خرس سفيد خواهد بود.
به اين ترتيب اختلافات سياسى ميان رئيس جمهور و نخست وزير بر سر مسائل سياست خارجى باعث شد كه تيموشينكو به منظور تصويب قانونى براى محدود كردن اختيارات رئيس جمهور به سمت احزاب مخالف متمايل شود. رئيس جمهور اين اقدام نخست وزير را يك كودتا عليه خود خواند و پارلمان را روز ٩ اكتبر منحل كرد.
بعد از فروپاشى ائتلاف حاكم بود كه رئيس جمهور روز ٧ دسامبر را روز انتخابات زود هنگام پارلمانى اعلام كرد. به دين ترتيب بحران سياسى در اكراين وارد مرحله تازه‌اى شده است. در همين راستا تيموشينكو در يك پيام تلويزيونى تصميم رئيس جمهور را رد كرد و گفت كه چنين انتخابات زود هنگامى در اكراين برگزار نخواهد شد و دليل آن را بحران مالى جهانى ذكر كرد. وى گفت براى حل بحران سياسى در كشور، ائتلافى از تمامى جناح‌ها و گروه‌هاى سياسى پارلمانى را تشكيل مى‌دهد و آماده است كابينه جديد را تشكيل دهد، ولى در تازه‌ترين موضع‌گيرى سياسى رئيس جمهور در برابر نخست وزير يوشچينكو كوتاه آمده و انتخابات پارلمانى را روز ١٤ دسامبر اعلام كرده است. يوليا احتمالا به حزب »مناطق« به رياست ويكتور يانكوويچ رهبر حزب اپوزيسيون ائتلاف خواهد كرد، اما اين ائتلاف به علت مشكلات اقتصادى در سياسيت خارجى شكننده به نظر مى‌رسد.